⛓چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان
◀️ قسمت پایانی بخش چهارم
🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت
◀️ بروز استرس تا سرحد مرگ
🔹امروز حتی اگر گرفتار یک ویروس مسری نشوید، احتمالاً درگیر زندگی پراسترس یا رژیم غذایی ناسالم خواهید شد. کورتیزول، هورمونی که بدنتان هنگام بروز استرس تولید میکند، مهمترین عامل کاهش ایمنی بدن شناخته شده است. به بیانی دیگر، هیچ چیز به اندازهی استرس، بدن را در مقابل بیماری ها ضعیف نمیکند. حتی چیزی ظاهراً بیاهمیت مانند خواب ناکافی، اثر چشمگیری بر ایمنی بدن دارد.
🔸«شلدون کوهن» و شاگردانش، عادات خواب ۱۵۳ مرد و زن سالم را به مدت دو هفته، پیش از قرنطینه کردن آنها و قراردادن شان در معرض ویروس سرماخوردگی، مورد بررسی قرار دادند. نتیجه این بود که هر چه فرد خواب کمتری داشت به احتمال بیشتری به سرماخوردگی مبتلا میشد. کسانی که کمتر از ۷ ساعت در شب میخوابیدند، ۳ برابر بیشتر احتمال داشت به بیماری مبتلا شوند. Cohen et al. (2009)
🔹اگر میخواهید عمری طولانی داشته باشید، بهترین راه این است که بیشتر بخوابید و کمتر بخورید. تا به امروز، تنها روش موثر و قابل اطمینان برای افزایش طول عمر پستانداران، کاهش جدی در میزان کالری مصرفی است.
🔸هنگامی که یک آسیبشناس به نام «روی والفورد»، موش ها را با نصف غذایی که میل به خوردنش داشتند تغذیه کرد، طول عمرشان دو برابر شد که این معادل آن است که یک انسان ۱۶۰ سال عمر کند. این موشها نه تنها به مدت بیشتری زنده ماندند، بلکه سالمتر و باهوشتر نیز ماندند (این ویژگیها همانطور که میتوانید حدس بزنید بر مبنای نحوهی دویدن این موشها در مسیرهای پرپیچ و خم مشخص میشد).
🔹ادامهی بررسیها بر روی حشرات، سگها، میمونها و انسان، فواید گرسنه بودن در طول زندگی را تایید کرده است. در مطالعهای بر روی ۴۴۸ نفر، که در مجلهی قلب آمریکا چاپ شد، معلوم شد که پرهیز غذایی دورهای، با کاهش ۴۰ درصدی در ابتلا به بیماری قلبی همراه است و اعلام شد که: "با کاهش مصرف کالری، از اغلب بیماریها از جمله سرطان، دیابت و حتی بیماریهای مغز و اعصاب میتوان جلوگیری کرد". Horne et al. (2008)
🔸این مطالعات ما را به این نتیجهی تنآسانانه میرساند که در محیط اجدادی که نیاکان ما به شکلی دست به نقد و بدون ذخیرهی غذایی زندگی میکردند میزان معینی بیثباتی و بی قاعدگی در الگوی تغذیه - که شاید به واسطهی سبک زندگی همراه با تن آسانی خالص، و در بینابینش دفعاتی فعالیت هوازی منظم نیز تشدید میشده است- می توانسته اقدامی در جهت تطبیقپذیری با شرایط و حتی حفظ سلامتی باشد.
🔹به عبارت دیگر، اگر شما فقط در مواقعی که واقعاً گرسنه هستید، از طریق شکار یا گردآوری مقدار کمی موادغذایی کم چرب بدست آورید و بخورید، و بقیهی وقتتان را با فعالیتهای کم تنش مانند داستان گفتن کنار آتش، چُرت زدن در ننو و بازی کردن با بچهها بگذرانید روش مناسبی برای طولانی شدن عمرتان انتخاب کردهاید.
🔸این چنین است که ما دوباره به پرسش ماندگار و قابل تأمل آن گشتزن میرسیم که وقتی به او شانس عضویت در دنیای متمدن و پرورش «دام و دانه» داده شده بود پرسیده بود: «چرا؟ چرا باید آنقدر سخت کار کنیم هنگامی که این همه دانههای مانگوگو در دنیا هست؟ چرا زحمت وجین کردن باغ را بر خویش هموار باید کرد، وقتی که این همه "ماهی ، میوه و پرنده" برای خوردن در اطرافم وجود دارد؟»
🔹 در سال ۱۹۰۲ ، «نیویورک تایمز» گزارشی چاپ کرد که سرخط آن چنین بود: "میکروب تنبلی و کندذهنی کشف شد." به نظر میرسید دکتر «استایلز»، جانورشناس دپارتمان کشاورزی، میکروبی را کشف کرده است که مسئول تنبلی و کندذهنی روستاییان سفیدپوست فقیر ساکن در ایالات جنوبی آمریکاست. اما در واقع به نظر میرسد آنچه این موضوع را میتواند توضیح دهد بررسی صنعت افسارگسیختهی حاکم بر این افراد است و نه تنبلی آنها.
🔸چند سگ آبی حین سدسازی بر اثر سوانح جان خود را از دست میدهند؟ آیا پرندههایی هستند که در آسمان بر اثر حملات سرگیجه به زمین بیافتند؟ چه تعداد از ماهیها در اثر غرق شدن میمیرند؟ اینگونه حوادث آنقدر نادرند که میتوان بر سر آن شرطبندی کرد، در حالیکه امروز انسان به دلیل عوارض ناشی از استرس زیاد -که از نظر بسیاری از افراد، طبیعی به نظر میرسد- در حال پرداخت هزینهی سنگینی است.
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
◀️ قسمت پایانی بخش چهارم
🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت
◀️ بروز استرس تا سرحد مرگ
🔹امروز حتی اگر گرفتار یک ویروس مسری نشوید، احتمالاً درگیر زندگی پراسترس یا رژیم غذایی ناسالم خواهید شد. کورتیزول، هورمونی که بدنتان هنگام بروز استرس تولید میکند، مهمترین عامل کاهش ایمنی بدن شناخته شده است. به بیانی دیگر، هیچ چیز به اندازهی استرس، بدن را در مقابل بیماری ها ضعیف نمیکند. حتی چیزی ظاهراً بیاهمیت مانند خواب ناکافی، اثر چشمگیری بر ایمنی بدن دارد.
🔸«شلدون کوهن» و شاگردانش، عادات خواب ۱۵۳ مرد و زن سالم را به مدت دو هفته، پیش از قرنطینه کردن آنها و قراردادن شان در معرض ویروس سرماخوردگی، مورد بررسی قرار دادند. نتیجه این بود که هر چه فرد خواب کمتری داشت به احتمال بیشتری به سرماخوردگی مبتلا میشد. کسانی که کمتر از ۷ ساعت در شب میخوابیدند، ۳ برابر بیشتر احتمال داشت به بیماری مبتلا شوند. Cohen et al. (2009)
🔹اگر میخواهید عمری طولانی داشته باشید، بهترین راه این است که بیشتر بخوابید و کمتر بخورید. تا به امروز، تنها روش موثر و قابل اطمینان برای افزایش طول عمر پستانداران، کاهش جدی در میزان کالری مصرفی است.
🔸هنگامی که یک آسیبشناس به نام «روی والفورد»، موش ها را با نصف غذایی که میل به خوردنش داشتند تغذیه کرد، طول عمرشان دو برابر شد که این معادل آن است که یک انسان ۱۶۰ سال عمر کند. این موشها نه تنها به مدت بیشتری زنده ماندند، بلکه سالمتر و باهوشتر نیز ماندند (این ویژگیها همانطور که میتوانید حدس بزنید بر مبنای نحوهی دویدن این موشها در مسیرهای پرپیچ و خم مشخص میشد).
🔹ادامهی بررسیها بر روی حشرات، سگها، میمونها و انسان، فواید گرسنه بودن در طول زندگی را تایید کرده است. در مطالعهای بر روی ۴۴۸ نفر، که در مجلهی قلب آمریکا چاپ شد، معلوم شد که پرهیز غذایی دورهای، با کاهش ۴۰ درصدی در ابتلا به بیماری قلبی همراه است و اعلام شد که: "با کاهش مصرف کالری، از اغلب بیماریها از جمله سرطان، دیابت و حتی بیماریهای مغز و اعصاب میتوان جلوگیری کرد". Horne et al. (2008)
🔸این مطالعات ما را به این نتیجهی تنآسانانه میرساند که در محیط اجدادی که نیاکان ما به شکلی دست به نقد و بدون ذخیرهی غذایی زندگی میکردند میزان معینی بیثباتی و بی قاعدگی در الگوی تغذیه - که شاید به واسطهی سبک زندگی همراه با تن آسانی خالص، و در بینابینش دفعاتی فعالیت هوازی منظم نیز تشدید میشده است- می توانسته اقدامی در جهت تطبیقپذیری با شرایط و حتی حفظ سلامتی باشد.
🔹به عبارت دیگر، اگر شما فقط در مواقعی که واقعاً گرسنه هستید، از طریق شکار یا گردآوری مقدار کمی موادغذایی کم چرب بدست آورید و بخورید، و بقیهی وقتتان را با فعالیتهای کم تنش مانند داستان گفتن کنار آتش، چُرت زدن در ننو و بازی کردن با بچهها بگذرانید روش مناسبی برای طولانی شدن عمرتان انتخاب کردهاید.
🔸این چنین است که ما دوباره به پرسش ماندگار و قابل تأمل آن گشتزن میرسیم که وقتی به او شانس عضویت در دنیای متمدن و پرورش «دام و دانه» داده شده بود پرسیده بود: «چرا؟ چرا باید آنقدر سخت کار کنیم هنگامی که این همه دانههای مانگوگو در دنیا هست؟ چرا زحمت وجین کردن باغ را بر خویش هموار باید کرد، وقتی که این همه "ماهی ، میوه و پرنده" برای خوردن در اطرافم وجود دارد؟»
🔹 در سال ۱۹۰۲ ، «نیویورک تایمز» گزارشی چاپ کرد که سرخط آن چنین بود: "میکروب تنبلی و کندذهنی کشف شد." به نظر میرسید دکتر «استایلز»، جانورشناس دپارتمان کشاورزی، میکروبی را کشف کرده است که مسئول تنبلی و کندذهنی روستاییان سفیدپوست فقیر ساکن در ایالات جنوبی آمریکاست. اما در واقع به نظر میرسد آنچه این موضوع را میتواند توضیح دهد بررسی صنعت افسارگسیختهی حاکم بر این افراد است و نه تنبلی آنها.
🔸چند سگ آبی حین سدسازی بر اثر سوانح جان خود را از دست میدهند؟ آیا پرندههایی هستند که در آسمان بر اثر حملات سرگیجه به زمین بیافتند؟ چه تعداد از ماهیها در اثر غرق شدن میمیرند؟ اینگونه حوادث آنقدر نادرند که میتوان بر سر آن شرطبندی کرد، در حالیکه امروز انسان به دلیل عوارض ناشی از استرس زیاد -که از نظر بسیاری از افراد، طبیعی به نظر میرسد- در حال پرداخت هزینهی سنگینی است.
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
⛓چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان ◀️ قسمت پایانی بخش چهارم 🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت ◀️ بروز استرس تا سرحد مرگ 🔹امروز حتی اگر گرفتار یک ویروس مسری نشوید، احتمالاً درگیر زندگی پراسترس یا رژیم غذایی ناسالم خواهید شد. کورتیزول، هورمونی که بدنتان…
🔹 کلمهی «کاروشی»، در فرهنگ ژاپنی یعنی: مرگ در اثر کار زیاد. اسناد پلیس ژاپن نشان می دهند که در سال ۲۰۰۸، ۲۲۰۰ کارگر ژاپنی به دلیل شرایط کاری سخت، دست به خودکشی زدهاند، و به نقل از سندیکای کارگری "رنگو"، ۵ برابر این تعداد از سکتههای ناشی از تنش و حملات قلبی مردهاند. اما چه زبان ما دارای چنین اصطلاحی باشد یا نباشد، آنچه واضح است این است که اثرات ویرانگر تنش مفرط، محدود به کشور ژاپن نیست. در پس هر یک از مشکلات رایج نظیر بیماریهای قلبی، مشکلات گردش خون، اختلال هاضمه، بیخوابی، افسردگی، ناتوانی جنسی، و چاقی مفرط، نقش یک عامل را نباید فراموش کرد: استرس مفرط.
🔸سوال اینجاست؛ اگر ما در شرایط هابزی مملو از ترس و اضطراب دائم فرگشت یافتهایم، اگر زندگی نیاکانمان واقعاً در وضعیتی غیراجتماعی، فقیرانه، کثیف، پرخشونت و با طول عمر کوتاه گذشته است پس چرا ما هنوز نسبت به استرس تا این حد آسیبپذیر هستیم؟
🔹برای مطالعهی اجمالی این نکته که استرس چگونه بر ما اثر میگذارد، نگاه کنید به Sapolsky (1998) در مورد شباهتهای انسان و بونوبو در مواجهه با استرس، به این نکتهی جالب توجه کنید که در جنگ جهانی دوم، همهی بونوبوهای باغ وحشی که در نزدیکی انفجارها بودند، در اثر استرس مردند، در حالی که هیچ یک از شامپانزهها نمردند. نقل قول از: De Waal and Lanting, 1998
✳️ جمع بندی پایانی این مجموعه در پست فردا
📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا
🆔: @iran_evolution
🔸سوال اینجاست؛ اگر ما در شرایط هابزی مملو از ترس و اضطراب دائم فرگشت یافتهایم، اگر زندگی نیاکانمان واقعاً در وضعیتی غیراجتماعی، فقیرانه، کثیف، پرخشونت و با طول عمر کوتاه گذشته است پس چرا ما هنوز نسبت به استرس تا این حد آسیبپذیر هستیم؟
🔹برای مطالعهی اجمالی این نکته که استرس چگونه بر ما اثر میگذارد، نگاه کنید به Sapolsky (1998) در مورد شباهتهای انسان و بونوبو در مواجهه با استرس، به این نکتهی جالب توجه کنید که در جنگ جهانی دوم، همهی بونوبوهای باغ وحشی که در نزدیکی انفجارها بودند، در اثر استرس مردند، در حالی که هیچ یک از شامپانزهها نمردند. نقل قول از: De Waal and Lanting, 1998
✳️ جمع بندی پایانی این مجموعه در پست فردا
📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا
🆔: @iran_evolution
⛓چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان
◀️ جمعبندی پایانی
🔴 به چه کسی میگویید خیالاتی؟
🔹به نظر میرسد بجز عده ای که با مسائل به شکلی عقلانی برخورد میکنند، بسیاری از انسانها، نیازی شدید دارند که ریشهی جنگ را تنیده در سرشت فرگشتی ما ببینند، گشتزنان خودکفا را اقوامی فقیر ببینند و این باور دروغین را گسترش دهند که طول عمر بشر در دوران ماقبل تاریخ، نهایتاً ۳۰ یا ۴۰ سال بوده است. اما همان طور که نشان دادیم چنین دیدگاهی نسبت به گذشتهی انسان نادرست است.
🔸اگر زندگی انسان در ماقبل تاریخ، یک کشمکش دائمی بوده که با مرگ زودهنگام نیز به پایان میرسیده است؛ اگر گونهی ما فقط در پی منافع شخصی است، اگر جنگ، همواره همراه ما بوده است و تمایل به آن در سرشت ما جا دارد؛ در آن صورت هر کسی حق دارد ادعا کند (همانطور که استفن پینکر چنین میکند) که اوضاع همواره در حال بهتر شدن است؛ یک دیدگاه بسیار خوش بینانه. خبر دلگرم کنندهای است؛ به این ترتیب، گویا "ما احتمالاً در صلح آمیزترین لحظات حضور گونهمان در روی زمین به دنیا آمده ایم". درواقع، این همان چیزی است که بیشتر شنوندگان دوست دارند بشنوند. همهی ما می خواهیم باور کنیم که همه چیز در حال بهتر شدن است، گونهی ما در حال یادگیری، رشد و کامیابی است. کیست که از اینکه امروز و در این دوران و نه دورانی دیگر به دنیا آمده است خوشحال نباشد؟ اما به مانند میهن پرستی، "یعنی این اعتقاد که کشورتان برتر از دیگر کشورها است، صرفاً به این دلیل که شما در آن زاده شده اید"(جرج برنارد شاو) ، این تصور که زندگی گونهی ما "در صلح آمیزترین لحظاتش" قرار دارد، همان قدر از نظر عقلانی بی اساس است که از نظر احساسی مایهی تسلی است.
🔹یک روزنامه نگار به نام «لوئیس مناند» یادآوری میکند که چطور «علم» میتواند با "توضیح دادن چیزها، به گونه ای که تهدیدی برای موجودیت آنها ایجاد نکند" کارکردی اصولاً سیاسی در جهت «حفظ شرایط موجود» داشته باشد.
🔸او به طرز کنایه آمیزی میپرسد: "چرا شخصی باید شاد نباشد یا دست به رفتارهای ضداجتماع بزند در حالی که در آزادترین و کامیابترین کشور دنیا زندگی میکند؟ مطئمناً علت این موضوع ربطی به نظام (اقتصادی-سیاسی) ندارد"! The New Yorker, June 26, 2006, p. 76
🔹چه دردتان است؟ همه چیز که خوب است. زندگی عالی است و بهتر هم خواهد شد! جنگ کمتر! عمر طولانی تر! انسانی نوین و بهبودیافته!
🔸این دیدگاه خوشبینانه که دوران کنونی نوین، بهبودیافته و فوق العاده است، بر روی تصویری خون بار و تخیلی از گذشته ساخته شده است که اولین بار هابز آن را مطرح کرد. با این جود، هنوز هم این دیدگاه سادهلوحانه در عرصهی عمومی، "واقع گرایانه" خوانده میشود و کسی که از مفروضات بنیادی آن بپرسد ممکن است به عنوان شخصی خیالاتی برچسب بخورد.
🔹اما نکته اینجاست که این بحث "واقع بینانه"، بر روی تَلی از داده هایی با تفسیرهای اشتباه، و محاسبات گمراه کننده بنا شده است. مرور بیطرفانهی شاخههای علمی مرتبط با این موضوع، به روشنی نشان میدهد که دهها هزار سال پیش یعنی پیش از ظهور عصر «کشاورزی-دام پروری»، اگرچه دورانی ایدهآل و بی نقص وجود نداشته است، اما بیشتر مقاطع آن دوران با تندرستی، صلح بین افراد و گروهها، سطح پایین فشار روانی، و سطح بالای رضایتمندی کُلی برای بیشتر نیاکانمان همراه بوده است.
🔸آیا ما نویسندگان این کتاب، با اینگونه بحث کردنها، توانسته ایم خود را از اتهام عضویت در «جنبش آرمانخواهان متوهم» تبرئه کنیم؟
❓آیا ما نیز پیرو این توهم روسویی هستیم که ماقبل تاریخ، هیچ شباهتی به یک کابوس بیپایان نداشته است؟
❓آیا میخواهیم بگوییم که سرشت انسانی به خشونت، خودخواهی و بهره کشی گرایش ندارد، بلکه مایل به صلح، بخشش و مشارکت است؟
❓آیا میخواهیم بگوییم که اغلب نیاکان باستانی ما نوعی حس تعلق اجتماعی را تجربه کردهاند که امروزه حتی برای ما قابل تصور هم نیست؟
❓آیا میخواهیم بگوییم که کارکرد فرگشتی تمایلات جنسی انسان، ایجاد همبستگی اجتماعی و روشی لذتبخش برای پیشگیری یا رفع تعارضها بوده است؟
❓آیا ما با یک خیالبافی سادهباورانه میخواهیم بگوییم که انسانهای کهن، بعد از جان سالم بدر بردن از سالهای اولیهی زندگی، به همان اندازهی یک فرد ثروتمند و خوش شانس امروزی زنده میماندند بیآنکه به هیچ یک از فنآوریهای پیشرفتهی پزشکی -نظیر قرار دادن استنت (فنر) درون رگهای کرونر قلب، داروی دیابت و مفاصلی از جنس تیتانیوم امروزی ما دسترسی داشته باشند؟
🔴 خیر!
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
◀️ جمعبندی پایانی
🔴 به چه کسی میگویید خیالاتی؟
🔹به نظر میرسد بجز عده ای که با مسائل به شکلی عقلانی برخورد میکنند، بسیاری از انسانها، نیازی شدید دارند که ریشهی جنگ را تنیده در سرشت فرگشتی ما ببینند، گشتزنان خودکفا را اقوامی فقیر ببینند و این باور دروغین را گسترش دهند که طول عمر بشر در دوران ماقبل تاریخ، نهایتاً ۳۰ یا ۴۰ سال بوده است. اما همان طور که نشان دادیم چنین دیدگاهی نسبت به گذشتهی انسان نادرست است.
🔸اگر زندگی انسان در ماقبل تاریخ، یک کشمکش دائمی بوده که با مرگ زودهنگام نیز به پایان میرسیده است؛ اگر گونهی ما فقط در پی منافع شخصی است، اگر جنگ، همواره همراه ما بوده است و تمایل به آن در سرشت ما جا دارد؛ در آن صورت هر کسی حق دارد ادعا کند (همانطور که استفن پینکر چنین میکند) که اوضاع همواره در حال بهتر شدن است؛ یک دیدگاه بسیار خوش بینانه. خبر دلگرم کنندهای است؛ به این ترتیب، گویا "ما احتمالاً در صلح آمیزترین لحظات حضور گونهمان در روی زمین به دنیا آمده ایم". درواقع، این همان چیزی است که بیشتر شنوندگان دوست دارند بشنوند. همهی ما می خواهیم باور کنیم که همه چیز در حال بهتر شدن است، گونهی ما در حال یادگیری، رشد و کامیابی است. کیست که از اینکه امروز و در این دوران و نه دورانی دیگر به دنیا آمده است خوشحال نباشد؟ اما به مانند میهن پرستی، "یعنی این اعتقاد که کشورتان برتر از دیگر کشورها است، صرفاً به این دلیل که شما در آن زاده شده اید"(جرج برنارد شاو) ، این تصور که زندگی گونهی ما "در صلح آمیزترین لحظاتش" قرار دارد، همان قدر از نظر عقلانی بی اساس است که از نظر احساسی مایهی تسلی است.
🔹یک روزنامه نگار به نام «لوئیس مناند» یادآوری میکند که چطور «علم» میتواند با "توضیح دادن چیزها، به گونه ای که تهدیدی برای موجودیت آنها ایجاد نکند" کارکردی اصولاً سیاسی در جهت «حفظ شرایط موجود» داشته باشد.
🔸او به طرز کنایه آمیزی میپرسد: "چرا شخصی باید شاد نباشد یا دست به رفتارهای ضداجتماع بزند در حالی که در آزادترین و کامیابترین کشور دنیا زندگی میکند؟ مطئمناً علت این موضوع ربطی به نظام (اقتصادی-سیاسی) ندارد"! The New Yorker, June 26, 2006, p. 76
🔹چه دردتان است؟ همه چیز که خوب است. زندگی عالی است و بهتر هم خواهد شد! جنگ کمتر! عمر طولانی تر! انسانی نوین و بهبودیافته!
🔸این دیدگاه خوشبینانه که دوران کنونی نوین، بهبودیافته و فوق العاده است، بر روی تصویری خون بار و تخیلی از گذشته ساخته شده است که اولین بار هابز آن را مطرح کرد. با این جود، هنوز هم این دیدگاه سادهلوحانه در عرصهی عمومی، "واقع گرایانه" خوانده میشود و کسی که از مفروضات بنیادی آن بپرسد ممکن است به عنوان شخصی خیالاتی برچسب بخورد.
🔹اما نکته اینجاست که این بحث "واقع بینانه"، بر روی تَلی از داده هایی با تفسیرهای اشتباه، و محاسبات گمراه کننده بنا شده است. مرور بیطرفانهی شاخههای علمی مرتبط با این موضوع، به روشنی نشان میدهد که دهها هزار سال پیش یعنی پیش از ظهور عصر «کشاورزی-دام پروری»، اگرچه دورانی ایدهآل و بی نقص وجود نداشته است، اما بیشتر مقاطع آن دوران با تندرستی، صلح بین افراد و گروهها، سطح پایین فشار روانی، و سطح بالای رضایتمندی کُلی برای بیشتر نیاکانمان همراه بوده است.
🔸آیا ما نویسندگان این کتاب، با اینگونه بحث کردنها، توانسته ایم خود را از اتهام عضویت در «جنبش آرمانخواهان متوهم» تبرئه کنیم؟
❓آیا ما نیز پیرو این توهم روسویی هستیم که ماقبل تاریخ، هیچ شباهتی به یک کابوس بیپایان نداشته است؟
❓آیا میخواهیم بگوییم که سرشت انسانی به خشونت، خودخواهی و بهره کشی گرایش ندارد، بلکه مایل به صلح، بخشش و مشارکت است؟
❓آیا میخواهیم بگوییم که اغلب نیاکان باستانی ما نوعی حس تعلق اجتماعی را تجربه کردهاند که امروزه حتی برای ما قابل تصور هم نیست؟
❓آیا میخواهیم بگوییم که کارکرد فرگشتی تمایلات جنسی انسان، ایجاد همبستگی اجتماعی و روشی لذتبخش برای پیشگیری یا رفع تعارضها بوده است؟
❓آیا ما با یک خیالبافی سادهباورانه میخواهیم بگوییم که انسانهای کهن، بعد از جان سالم بدر بردن از سالهای اولیهی زندگی، به همان اندازهی یک فرد ثروتمند و خوش شانس امروزی زنده میماندند بیآنکه به هیچ یک از فنآوریهای پیشرفتهی پزشکی -نظیر قرار دادن استنت (فنر) درون رگهای کرونر قلب، داروی دیابت و مفاصلی از جنس تیتانیوم امروزی ما دسترسی داشته باشند؟
🔴 خیر!
◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
⛓چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان ◀️ جمعبندی پایانی 🔴 به چه کسی میگویید خیالاتی؟ 🔹به نظر میرسد بجز عده ای که با مسائل به شکلی عقلانی برخورد میکنند، بسیاری از انسانها، نیازی شدید دارند که ریشهی جنگ را تنیده در سرشت فرگشتی ما ببینند، گشتزنان خودکفا…
🔹اگر واقعاً ما بخواهیم از چنین مواضعی دفاع کنیم باید بدانید که دیدگاه نئوهابزی خیلی روشنتر از دیدگاه ماست. حرف ما این است:
✅ گونهی ما ظرفیتی دست کم به همان اندازه که برای تخریب و ویرانگری ظرفیت دارد برای عشقورزی و سخاوتمندی هم زمینه دارد.
✅ گونهی ما دست کم همان قدر برای همکاری صلح آمیز طراحی شده که برای جنگ و ستیزهای گروهی.
✅ گونهی ما دست کم همان قدر برای روابط جنسی باز و بی قید و بند سیم کشی شده است که برای حسادت جنسی و انحصارگری جنسی.
✳️ هر دو دنیا بر روی ما گشوده بود، تا اینکه حدوداً ده هزار سال پیش، تعداد کمی از نیاکان ما به راهی کشیده شدند که آنها را به باغ کارهای پررنج و مشقت، بیماری، و جنگ و تعارض بُرد. راهی که همچنان هم گونهی ما در آن گرفتار است....
🔹خُب، این مسلماً دیدگاه دلگرم کنندهای در باب خط سیر فرگشت انسان نیست. با این اوصاف، به نظرتان چه کسی در اینجا رومانتیک ساده باور است؟
#پایان
🆔: @iran_evolution
✅ گونهی ما ظرفیتی دست کم به همان اندازه که برای تخریب و ویرانگری ظرفیت دارد برای عشقورزی و سخاوتمندی هم زمینه دارد.
✅ گونهی ما دست کم همان قدر برای همکاری صلح آمیز طراحی شده که برای جنگ و ستیزهای گروهی.
✅ گونهی ما دست کم همان قدر برای روابط جنسی باز و بی قید و بند سیم کشی شده است که برای حسادت جنسی و انحصارگری جنسی.
✳️ هر دو دنیا بر روی ما گشوده بود، تا اینکه حدوداً ده هزار سال پیش، تعداد کمی از نیاکان ما به راهی کشیده شدند که آنها را به باغ کارهای پررنج و مشقت، بیماری، و جنگ و تعارض بُرد. راهی که همچنان هم گونهی ما در آن گرفتار است....
🔹خُب، این مسلماً دیدگاه دلگرم کنندهای در باب خط سیر فرگشت انسان نیست. با این اوصاف، به نظرتان چه کسی در اینجا رومانتیک ساده باور است؟
#پایان
🆔: @iran_evolution
❇️ یافتن شواهد ژنتیکی تازه از انسانهای ماقبل تاریخ در غرب آفریقا راز پیدایش انسان امروزی را پیچیدهتر کرد.
✅ کانال فرگشت 👇
🆔: @iran_evolution
✅ کانال فرگشت 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
❇️ یافتن شواهد ژنتیکی تازه از انسانهای ماقبل تاریخ در غرب آفریقا راز پیدایش انسان امروزی را پیچیدهتر کرد. ✅ کانال فرگشت 👇 🆔: @iran_evolution
🔹 دانشمندان حین بررسی اجداد ساکنان غرب آفریقا، شواهدی را از وجود انسان هایی که حدود نیم میلیون سال پیش در آفریقا زندگی می زیستهاند به دست آوردهاند که ژن آنها هنوز در انسانهای امروزی پیدا می شود. دانشمندان آن را «جمعیت ارواح» نامیده اند.
🔸 بر اساس برآوردهای دانشمندان، حدود ۱۹ درصد از ساختار ژنتیکی انسان ممکن است از این جمعیت که هویت آنها هنوز نامشخص است و از همین رو از واژه «ارواح» برای نام بردن از آنها استفاده می شود، آمده باشد.
🔹 پژوهشگران می دانند که بخشی از ساختار ژنتیکی انسانهای امروزی خارج از آفریقا از تبار «دنیسووا» و «نئاندرتال» آمده است؛ اما از انسانهای نخستینی که در گوناگونی ژنتیکی ساکنان امروزی داخل آفریقا نقش داشتهاند، اطلاعات زیادی در دست نیست.
🔸 دانشمندان بر این باور هستند که این انسانهای ناشناخته ممکن است حدود ۶۲۵ هزار سال پیش از اجداد «نئاندرتالها» و انسانهای مدرن جدا شده باشند و هزاران سال بعد با اجداد ساکنان مدرن آفریقای غربی تولید مثل کرده باشند.
🔹 بر اساس نتایج پژوهشی که در مجله «نیچر» (Nature) چاپ شده است، قدمت قدیمیترین گونه انسان در منطقهای در شمال بوتسوانا و حدود ۲۰۰ هزار سال پیش ردیابی شده است.
🆔: @iran_evolution
🔸 بر اساس برآوردهای دانشمندان، حدود ۱۹ درصد از ساختار ژنتیکی انسان ممکن است از این جمعیت که هویت آنها هنوز نامشخص است و از همین رو از واژه «ارواح» برای نام بردن از آنها استفاده می شود، آمده باشد.
🔹 پژوهشگران می دانند که بخشی از ساختار ژنتیکی انسانهای امروزی خارج از آفریقا از تبار «دنیسووا» و «نئاندرتال» آمده است؛ اما از انسانهای نخستینی که در گوناگونی ژنتیکی ساکنان امروزی داخل آفریقا نقش داشتهاند، اطلاعات زیادی در دست نیست.
🔸 دانشمندان بر این باور هستند که این انسانهای ناشناخته ممکن است حدود ۶۲۵ هزار سال پیش از اجداد «نئاندرتالها» و انسانهای مدرن جدا شده باشند و هزاران سال بعد با اجداد ساکنان مدرن آفریقای غربی تولید مثل کرده باشند.
🔹 بر اساس نتایج پژوهشی که در مجله «نیچر» (Nature) چاپ شده است، قدمت قدیمیترین گونه انسان در منطقهای در شمال بوتسوانا و حدود ۲۰۰ هزار سال پیش ردیابی شده است.
🆔: @iran_evolution
❇️ هدف علم این نیست که در را به سوی دانش بینهایت باز کند، بلکه این است که خطاهای بینهایت را محدود کند.
✅ برتولت برشت
🆔: @iran_evolution
✅ برتولت برشت
🆔: @iran_evolution
🔹تعداد میکروبهای بدن انسان از تعداد سلولهای بدن انسان بیشتر است.
🗒 در گذشته نسبت بسیار بالاتری تخمین زده میشد اما طبق یک پژوهش در سال ۲۰۱۶ (R.Sander) این نسبت نزدیک به ۱:۱ است ولی همچنان، به طور معمول تعداد باکتریها بیشتر از سلولها است.
🔸طبق این پژوهش، در یک مرد شاخص (مردی با هفتاد کیلوگرم، بیست تا سی سال سن و ۱.۷ متر قد) به طور میانگین، حدود ۳۰ تریلیون سلول انسانی و ۳۹ تریلیون باکتری وجود دارد.
DOI:10.1038/nature.2016.19136
🧬 بسیاری از این باکتریهای همزیست، بیضرر و بسیاری دیگر برای انسان مفید و حتی ضروری هستند.
⁉️ تو ای هوموساپینس عزیز که حتی در بدن خودت یک موجود زنده در کنار ۳۹ تریلیون موجود زنده دیگر هستی، واقعاً تصور میکنی از دیگر جانداران جدا شدهای؟
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4991899/
🆔: @iran_evolution
🗒 در گذشته نسبت بسیار بالاتری تخمین زده میشد اما طبق یک پژوهش در سال ۲۰۱۶ (R.Sander) این نسبت نزدیک به ۱:۱ است ولی همچنان، به طور معمول تعداد باکتریها بیشتر از سلولها است.
🔸طبق این پژوهش، در یک مرد شاخص (مردی با هفتاد کیلوگرم، بیست تا سی سال سن و ۱.۷ متر قد) به طور میانگین، حدود ۳۰ تریلیون سلول انسانی و ۳۹ تریلیون باکتری وجود دارد.
DOI:10.1038/nature.2016.19136
🧬 بسیاری از این باکتریهای همزیست، بیضرر و بسیاری دیگر برای انسان مفید و حتی ضروری هستند.
⁉️ تو ای هوموساپینس عزیز که حتی در بدن خودت یک موجود زنده در کنار ۳۹ تریلیون موجود زنده دیگر هستی، واقعاً تصور میکنی از دیگر جانداران جدا شدهای؟
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4991899/
🆔: @iran_evolution
PubMed Central (PMC)
Revised Estimates for the Number of Human and Bacteria Cells in the Body
Reported values in the literature on the number of cells in the body differ by orders of magnitude and are very seldom supported by any measurements or calculations. Here, we integrate the most up-to-date information on the number of human and ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕵هدف از وجود انسان چیست؟
جورج کارلین
“آمدنم بهر چه بود؟”
سؤالی است که قرنها فلاسفه را دچار سردرگمی کرده، غافل از این که پاسخ این سؤال سادهتر از آن چیزی است که فکر میکردند.
#طنز
🆔 @iran_evolution
جورج کارلین
“آمدنم بهر چه بود؟”
سؤالی است که قرنها فلاسفه را دچار سردرگمی کرده، غافل از این که پاسخ این سؤال سادهتر از آن چیزی است که فکر میکردند.
#طنز
🆔 @iran_evolution
🧬 منشا زندگی
◀️ قسمت اول: زمین و سوپ بنیادین حیات
🔹 شواهد علمی نشان میدهند زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی در حدود ۴/۶ میلیارد سال قبل، از طریق متراکم شدن ابر گستردهای از گرد و غبار و سنگها تشکیل شدهاند که خورشید جوان را احاطه کرده بودند.
🔸این مطلب که حیات در طی صد ملیون سال اول شکل گرفته و حفظ شده باشد، غیرمحتمل به نظر میرسد. زیرا در این زمان، هنوز سیاره توسط قطعات بسیار بزرگی از سنگها و یخهای باقی مانده از هنگام شکل گیری منظومه شمسی، بمباران میشد. این برخوردها گرمای کافی برای بخار کردن تمامی آب در دسترس را فراهم کرده و از تشکیل دریاها جلوگیری میکردند.
🔹احتمالا این مرحله در حدود ۳.۹ تا ۴.۲ میلیارد سال قبل پایان یافت. هنگامی که بمباران زمین اولیه رو به کاهش نهاد، شرایط موجود در سیاره با آنچه که تاکنون وجود دارد، بسیار متفاوت بود.
🔸احتمالا اتمسفر اولیه غلیظی از آب بخار تشکیل شد و ترکیبات متنوعی شامل نیتروژن و اکسیدهای آن، کربن دی اکسید، متان، آمونیاک، هیدروژن و هیدروژن سولفید از طریق فورانهای آتش فشانی در آن آزاد شدند. با سرد شدن زمین بخار آب متراکم شد و به صورت اقیانوسهایی در آمد، و بیشتر هیدروژن به سرعت در فضا پراکنده شد.
🔹در دهه ۱۹۲۰، شیمیدان روسی آپارین و دانشمند انگلیسی هالدین به طور مستقل چنین فرض کردند که اتمسفر اولیه زمین دارای یک محیط کاهنده (الکترون دهنده یا احیایی) بوده است که در آن ترکیبات آلی میتوانستند از مولکولهای ساده تشکیل یابند. انرژی مورد نیاز برای این سنتز آلی میتوانست از آذرخش و تابش شدید اشعه فرابنفش (UV) فراهم شود. به گمان هالدین، اقیانوسهای اولیه محلولی از مولکولهای آلی یا یک «سوپ بنیادین» بودند که حیات از آنها سرچشمه گرفت.
🔸در سال ۱۹۵۳ استنلی میلر و هارولد یوری، از دانشگاه شیکاگو، فرضیه آپارین-هالدین را از طریق ایجاد شرایط آزمایشگاهی مشابه با آنچه که به تصور دانشمندان آن دوره، در زمین اولیه وجود داشت، آزمودند.محصول دستگاه آنها، آمینواسیدهای متنوعی بود که امروزه در موجودات زنده یافت میشود و در کنار آنها نیز ترکیبات آلی دیگری به دست آمد. تاکنون محققین در آزمایشگاههای زیادی، با استفاده از اتمسفرهای متفاوتی، این تجربه را تکرار کردهاند. در برخی از مدلهای تعدیل شده آنها نیز ترکیبات آلی تولید شدهاند.
ادامه 👇
◀️ قسمت اول: زمین و سوپ بنیادین حیات
🔹 شواهد علمی نشان میدهند زمین و دیگر سیارات منظومه شمسی در حدود ۴/۶ میلیارد سال قبل، از طریق متراکم شدن ابر گستردهای از گرد و غبار و سنگها تشکیل شدهاند که خورشید جوان را احاطه کرده بودند.
🔸این مطلب که حیات در طی صد ملیون سال اول شکل گرفته و حفظ شده باشد، غیرمحتمل به نظر میرسد. زیرا در این زمان، هنوز سیاره توسط قطعات بسیار بزرگی از سنگها و یخهای باقی مانده از هنگام شکل گیری منظومه شمسی، بمباران میشد. این برخوردها گرمای کافی برای بخار کردن تمامی آب در دسترس را فراهم کرده و از تشکیل دریاها جلوگیری میکردند.
🔹احتمالا این مرحله در حدود ۳.۹ تا ۴.۲ میلیارد سال قبل پایان یافت. هنگامی که بمباران زمین اولیه رو به کاهش نهاد، شرایط موجود در سیاره با آنچه که تاکنون وجود دارد، بسیار متفاوت بود.
🔸احتمالا اتمسفر اولیه غلیظی از آب بخار تشکیل شد و ترکیبات متنوعی شامل نیتروژن و اکسیدهای آن، کربن دی اکسید، متان، آمونیاک، هیدروژن و هیدروژن سولفید از طریق فورانهای آتش فشانی در آن آزاد شدند. با سرد شدن زمین بخار آب متراکم شد و به صورت اقیانوسهایی در آمد، و بیشتر هیدروژن به سرعت در فضا پراکنده شد.
🔹در دهه ۱۹۲۰، شیمیدان روسی آپارین و دانشمند انگلیسی هالدین به طور مستقل چنین فرض کردند که اتمسفر اولیه زمین دارای یک محیط کاهنده (الکترون دهنده یا احیایی) بوده است که در آن ترکیبات آلی میتوانستند از مولکولهای ساده تشکیل یابند. انرژی مورد نیاز برای این سنتز آلی میتوانست از آذرخش و تابش شدید اشعه فرابنفش (UV) فراهم شود. به گمان هالدین، اقیانوسهای اولیه محلولی از مولکولهای آلی یا یک «سوپ بنیادین» بودند که حیات از آنها سرچشمه گرفت.
🔸در سال ۱۹۵۳ استنلی میلر و هارولد یوری، از دانشگاه شیکاگو، فرضیه آپارین-هالدین را از طریق ایجاد شرایط آزمایشگاهی مشابه با آنچه که به تصور دانشمندان آن دوره، در زمین اولیه وجود داشت، آزمودند.محصول دستگاه آنها، آمینواسیدهای متنوعی بود که امروزه در موجودات زنده یافت میشود و در کنار آنها نیز ترکیبات آلی دیگری به دست آمد. تاکنون محققین در آزمایشگاههای زیادی، با استفاده از اتمسفرهای متفاوتی، این تجربه را تکرار کردهاند. در برخی از مدلهای تعدیل شده آنها نیز ترکیبات آلی تولید شدهاند.
ادامه 👇
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ شبیهسازی سوپ بنیادین حیات در آزمایش میلر و یوری 🆔: @iran_evolution
🔹با این حال اینکه اتمسفر زمین جوان، متان و آمونیاک کافی برای کاهنده بودن را دارا بوده یا خیر، روشن نیست.
🔸براساس شواهد افزونتر، گمان میرود که اتمسفر اولیه اساساَ از نیتروژن و کربن دی اکسید تشکیل یافته بود و حالت کاهنده یا اکساینده (الکترون گیرنده) نداشته است. آزمایشهایی از نوع تجربه میلر-یوری که با بکارگیری چنین اتمسفرهایی «خنثی» انجام گرفتهاند نیز، منجر به به تولید مولکولهای آلی شدهاند.
🔹با این حال احتمالاَ «بستههای» کوچکی از اتمسفر اولیه -شاید نزدیک به دهانههای آتشفانی- حالت کاهندگی داشتهاند.
🔸ترکیبات آلی اولیه در زمین، شاید به جای تشکیل در اتمسفر، نزدیک آتشفشانهایی زیر آب و محافظ موجود در اعماق دریا، یعنی جایی که آب گرم و مواد معدنی جوشیده و به اقیانوس فوران میکردند، ساخته شدهاند.
🔹در آزمایشی که در سال ۲۰۰۸ برای آزمودن این فرضیه آتش فشانی اتمسفر انجام شد، محققان با استفاده از تجهیزات مدرن مولکولهایی که میلر در یکی از آزمایشات خود به دست آورده بود را دوباره بررسی کردند. این آزمایش نشان داد که آمینواسیدهای متعدد تحت شرایطی ساخته شده بود که مشابه با یک فوران انفجاری بود.
🔸آزمایشهایی از نوع آزمایشهای میلر-یوری ثابت میکنند که ساخت غیرزیستی مولکولهای آلی نیز امکان پذیر است.
🔹آنالیز ترکیب شیمیایی شهاب سنگها نیز این نظر را تایید میکنند. در بین شهابسنگهایی که بر زمین فرود آمدهاند، کندریتهایی کربنی هم وجود دارند.
🔸آنها سنگهایی هستند ۱ تا ۲ درصد جرم آنها را ترکیبات کربنی تشکیل میدهند. در سال ۱۹۶۹، در استرالیای جنوبی قطعاتی از یک کندریت ۴.۵ میلیارد ساله جمع آوری شد که حاوی بیش از ۸۰ آمینواسید بود و بعضی از آنها مقادیر فراوانی داشتند.
🔹نسبتهای این آمینواسیدها بطور جالب توجهی مشابه نسبتهایی بود که در آزمایش میلر-یوری حاصل شده بود. آمینواسیدهای کندریت نمیتوانند آلودگیهای زمینی باشند زیرا دارای نسبت برابری از ایزومرهای D و L هستند. موجودات زنده بجز چند مورد استثنا، همگی ایزومرهای L را ساخته و مورد استفاده قرار میدهند.
🔸وجود مولکولهای آلی کوچک، مانند آمینواسیدها، برای ظهور زندگیای که ما میشناسیم کافی نیست. هر سلول دارای یک مجموعه گسترده و منظم از درشت مولکولها، شامل آنزیمها و دیگر پروتئینها و نوکلئیک اسیدهایی است که برای خودهمانندسازی ضروری هستند. آیا چنین درشت مولکولهایی میتوانستند در زمین اولیه شکل گرفته باشند؟ محققین از طریق چکاندن محلولهای حاوی آمینواسیدها بر روی شن، خاک رس یا سنگ داغ، پلی مرهای آمینواسیدی ساختهاند. پلی مرها بدون کمک آنزیمها یا ریبوزومها بطور خودبخودی تشکیل شدند. اما بر خلاف پروتئینها، این پلی مرها مخلوط پیچیدهای از آمینواسیدهای با اتصال عرضی هستند، و هر پلی مر با سایرین متفاوت است. با این وجود، ممکن است چنین مولکولهایی برای انواع گوناگونی از واکنشها در سطح زمین اولیه، به عنوان کاتالیست ضعیف عمل کرده باشند.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
#ادامه_دارد
🔸براساس شواهد افزونتر، گمان میرود که اتمسفر اولیه اساساَ از نیتروژن و کربن دی اکسید تشکیل یافته بود و حالت کاهنده یا اکساینده (الکترون گیرنده) نداشته است. آزمایشهایی از نوع تجربه میلر-یوری که با بکارگیری چنین اتمسفرهایی «خنثی» انجام گرفتهاند نیز، منجر به به تولید مولکولهای آلی شدهاند.
🔹با این حال احتمالاَ «بستههای» کوچکی از اتمسفر اولیه -شاید نزدیک به دهانههای آتشفانی- حالت کاهندگی داشتهاند.
🔸ترکیبات آلی اولیه در زمین، شاید به جای تشکیل در اتمسفر، نزدیک آتشفشانهایی زیر آب و محافظ موجود در اعماق دریا، یعنی جایی که آب گرم و مواد معدنی جوشیده و به اقیانوس فوران میکردند، ساخته شدهاند.
🔹در آزمایشی که در سال ۲۰۰۸ برای آزمودن این فرضیه آتش فشانی اتمسفر انجام شد، محققان با استفاده از تجهیزات مدرن مولکولهایی که میلر در یکی از آزمایشات خود به دست آورده بود را دوباره بررسی کردند. این آزمایش نشان داد که آمینواسیدهای متعدد تحت شرایطی ساخته شده بود که مشابه با یک فوران انفجاری بود.
🔸آزمایشهایی از نوع آزمایشهای میلر-یوری ثابت میکنند که ساخت غیرزیستی مولکولهای آلی نیز امکان پذیر است.
🔹آنالیز ترکیب شیمیایی شهاب سنگها نیز این نظر را تایید میکنند. در بین شهابسنگهایی که بر زمین فرود آمدهاند، کندریتهایی کربنی هم وجود دارند.
🔸آنها سنگهایی هستند ۱ تا ۲ درصد جرم آنها را ترکیبات کربنی تشکیل میدهند. در سال ۱۹۶۹، در استرالیای جنوبی قطعاتی از یک کندریت ۴.۵ میلیارد ساله جمع آوری شد که حاوی بیش از ۸۰ آمینواسید بود و بعضی از آنها مقادیر فراوانی داشتند.
🔹نسبتهای این آمینواسیدها بطور جالب توجهی مشابه نسبتهایی بود که در آزمایش میلر-یوری حاصل شده بود. آمینواسیدهای کندریت نمیتوانند آلودگیهای زمینی باشند زیرا دارای نسبت برابری از ایزومرهای D و L هستند. موجودات زنده بجز چند مورد استثنا، همگی ایزومرهای L را ساخته و مورد استفاده قرار میدهند.
🔸وجود مولکولهای آلی کوچک، مانند آمینواسیدها، برای ظهور زندگیای که ما میشناسیم کافی نیست. هر سلول دارای یک مجموعه گسترده و منظم از درشت مولکولها، شامل آنزیمها و دیگر پروتئینها و نوکلئیک اسیدهایی است که برای خودهمانندسازی ضروری هستند. آیا چنین درشت مولکولهایی میتوانستند در زمین اولیه شکل گرفته باشند؟ محققین از طریق چکاندن محلولهای حاوی آمینواسیدها بر روی شن، خاک رس یا سنگ داغ، پلی مرهای آمینواسیدی ساختهاند. پلی مرها بدون کمک آنزیمها یا ریبوزومها بطور خودبخودی تشکیل شدند. اما بر خلاف پروتئینها، این پلی مرها مخلوط پیچیدهای از آمینواسیدهای با اتصال عرضی هستند، و هر پلی مر با سایرین متفاوت است. با این وجود، ممکن است چنین مولکولهایی برای انواع گوناگونی از واکنشها در سطح زمین اولیه، به عنوان کاتالیست ضعیف عمل کرده باشند.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
#ادامه_دارد
🧬 منشا زندگی
◀️ قسمت دوم: پروتوسلها
🔹 تولید مثل در وزیکولها که خودبهخود تقسیم میشوند.
🔸تمامی موجودات بایستی قادر به انجام تولید مثل و پردازش انرژی (متابولیسم) باشند. ادامه حیات بدون این دو عملکرد ممکن نیست.
🔹 مولکولهای DNA حامل اطلاعات ژنتیکی هستند، که شامل دستورالعملهای لازم برای همانندسازی دقیق خودشان، در طی همانندسازی، است. اما همانندسازی DNA به یک ماشین آنزیمی ماهر و در کنار آن به یک منبع غنی از واحدهای ساختمانی نوکلئوتیدی نیاز دارد که از طریق متابولیسم سلول فراهم میشود. این امر پیشنهاد میکند که احتمالاَ در پروتوسلهای ابتدایی، مولکولهای خودهمانندساز و یک منبع متابولیسمی از واحدهای ساختمانی، با یکدیگر ظهور پیدا کردهاند. چگونه چنین اتفاقی افتاد؟
🔸احتمالا این شرایط مورد نیاز در وزیکولها فراهم شده است. وزیکولها اجزای پر از مایعی هستند که توسط ساختاری شبه غشایی احاطه شده بودند.
🔹آزمایشهای اخیر نشان میدهند که وزیکولهای تولیدشده به روش غیر زیستی میتوانند بعضی از ویژگیهای مرتبط با حیات را نشان دهند، که شامل متابولیسم و تولید مثل ساده، و نیز حفظ تفاوت محیط شیمیایی داخلی با محیط شیمیایی اطراف است.
🔸به عنوان مثال، هنگامی که لیپیدها یا دیگر مولکولهای آلی به آب افزوده میشوند، وزیکولها میتوانند به طور خودبخودی تشکیل شوند.در این زمان، مولکولهای آبگریز در این مخلوط به صورت دولایه سازمان مییابند که شبیه به دولایه لیپیدی غشای پلاسمایی سلولهای امروزی است.
ادامه 👇
◀️ قسمت دوم: پروتوسلها
🔹 تولید مثل در وزیکولها که خودبهخود تقسیم میشوند.
🔸تمامی موجودات بایستی قادر به انجام تولید مثل و پردازش انرژی (متابولیسم) باشند. ادامه حیات بدون این دو عملکرد ممکن نیست.
🔹 مولکولهای DNA حامل اطلاعات ژنتیکی هستند، که شامل دستورالعملهای لازم برای همانندسازی دقیق خودشان، در طی همانندسازی، است. اما همانندسازی DNA به یک ماشین آنزیمی ماهر و در کنار آن به یک منبع غنی از واحدهای ساختمانی نوکلئوتیدی نیاز دارد که از طریق متابولیسم سلول فراهم میشود. این امر پیشنهاد میکند که احتمالاَ در پروتوسلهای ابتدایی، مولکولهای خودهمانندساز و یک منبع متابولیسمی از واحدهای ساختمانی، با یکدیگر ظهور پیدا کردهاند. چگونه چنین اتفاقی افتاد؟
🔸احتمالا این شرایط مورد نیاز در وزیکولها فراهم شده است. وزیکولها اجزای پر از مایعی هستند که توسط ساختاری شبه غشایی احاطه شده بودند.
🔹آزمایشهای اخیر نشان میدهند که وزیکولهای تولیدشده به روش غیر زیستی میتوانند بعضی از ویژگیهای مرتبط با حیات را نشان دهند، که شامل متابولیسم و تولید مثل ساده، و نیز حفظ تفاوت محیط شیمیایی داخلی با محیط شیمیایی اطراف است.
🔸به عنوان مثال، هنگامی که لیپیدها یا دیگر مولکولهای آلی به آب افزوده میشوند، وزیکولها میتوانند به طور خودبخودی تشکیل شوند.در این زمان، مولکولهای آبگریز در این مخلوط به صورت دولایه سازمان مییابند که شبیه به دولایه لیپیدی غشای پلاسمایی سلولهای امروزی است.
ادامه 👇
◀️ این وزیکول با ذرات خاک رس از نوع مونتموریلونیت همراه با آر.ان.ای(قسمتهای نارنجی) پوشانده شده است.
🆔: @iran_evolution
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونهها
◀️ این وزیکول با ذرات خاک رس از نوع مونتموریلونیت همراه با آر.ان.ای(قسمتهای نارنجی) پوشانده شده است. 🆔: @iran_evolution
🔸افزودن موادی مانند مونتموریلونیت (خاک رس معدنی نرمی که از طریق باد دادن خاکستر آتش فشانی به دست میآید)، سرعت خودگردایش گر وزیکولها را بسیار افزایش میدهد.
🔹این خاک رس که تصور میشود بر روی زمین اولیه وجود داشته است، سطحی را فراهم میآورد که مولکولهای آلی بر روی آن تجمع یافته و احتمال واکنش مولکولها با یکدیگر و تشکیل وزیکولها را افزایش میدهد.
🔸وزیکولهای تولید شده به روش غیرزیستی میتوانند به خودی خود «تولیدمثل» کنند. و میتوانند بدون رقیق شدن محتوایشان بزرگ شوند («رشد کنند») وزیکولها همچنین قادر به جذب ذرات مونتموریلونیت، از جمله ذرات پوشیده شده با RNA و دیگر مولکولهای آلی، هستند.
🔹در نهایت، آزمایشها نشان دادهاند که برخی وزیکولهای دولایه، نفوذپذیری انتخابی دارند و قادرند با استفاده از مواد خارجی، واکنشهای متابولیکی را انجام دهند که پیش نیاز مهم دیگری برای شکل گیری حیات است.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
🔹این خاک رس که تصور میشود بر روی زمین اولیه وجود داشته است، سطحی را فراهم میآورد که مولکولهای آلی بر روی آن تجمع یافته و احتمال واکنش مولکولها با یکدیگر و تشکیل وزیکولها را افزایش میدهد.
🔸وزیکولهای تولید شده به روش غیرزیستی میتوانند به خودی خود «تولیدمثل» کنند. و میتوانند بدون رقیق شدن محتوایشان بزرگ شوند («رشد کنند») وزیکولها همچنین قادر به جذب ذرات مونتموریلونیت، از جمله ذرات پوشیده شده با RNA و دیگر مولکولهای آلی، هستند.
🔹در نهایت، آزمایشها نشان دادهاند که برخی وزیکولهای دولایه، نفوذپذیری انتخابی دارند و قادرند با استفاده از مواد خارجی، واکنشهای متابولیکی را انجام دهند که پیش نیاز مهم دیگری برای شکل گیری حیات است.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
🧬 منشا زندگی
◀️ قسمت سوم: دنیای RNA
🔸نخستین ماده ژنتیکی احتمالا RNA بود، نه DNA. توماس چیس از دانشگاه کلرادو و سیدنی آلتمن از دانشگاه ییل، متوجه شدند RNA که دارای نقش اساسی در سنتز پروتئین است، میتواند چندین فعالیت کاتالیتیک شبه-آنزیمی نیز انجام دهد.
🔹چیس، این RNAهای کاتالیست را ریبوزیم نامید. برخی ریبوزیمها میتوانند به شرطی که بلوکهای ساختمانی نوکلئوتیدی برایشان فراهم باشد، نسخههای مکمل برای قطعههای کوتاه RNA بسازند.
🔸در آزمایشگاه، وقوع انتخاب طبیعی در سطح مولکولی، منجر به تولید ریبوزومهای خودهمانندساز گردیده است. چگونه چنین چیزی روی میدهد؟
🔹بر خلاف DNA دورشتهای که همیشه به شکل یک مارپیچ در میآید، مولکول RNA، اشکال سه بعدی متنوعی را که توسط نوکلئوتیدی آنها تعیین میشود، به خود میگیرند. در یک محیط معین، مولکولهای RNAیی که توالی بازی خاصی دارند، و در مقایسه با سایر توالیها سریعتر و با اشتباهات کمتری همانندسازی میکنند. با توجه به تنوع مولکولهای RNA، مولکولی که توالی آن بهترین تناسب را با محیط اطراف دارد و دارای فعالیت خود-کاتالیتیکی بیشتری است، اغلب همانندسازی بیشتری نیز خواهد داشت.
🔸زادههای حاصل از این مولکول RNA، همگی به یک «گونه» منفرد RNA تعلق نخواهند داشت بلکه شامل یک خانواده از مولکولهای RNA با خویشاوندی نزدیک به هم خواهند بود. علت این امر خطاهایی است که در طی کپی برداری رخ میدهند. یک اشتباه در کپی برداری میتواند منجر به ایجاد مولکولی شود که به علت شکل تاخوردگی خاص خود، پایداری بیشتر یا انطباق بهتری برای خودهمانند سازی، نسبت به توالی نیایی، دارد.
🔹شاید در زمین اولیه، رویدادهای انتخابی مشابهی انتخاب افتاده باشد. بر این اساس ممکن است یک «دنیای RNA» متفاوت با زیستشناسی مولکولی شناخته شده امروزی به وجود آمده باشد، که در آن مولکولهای RNA کوچکی که اطلاعات ژنتیکی را حمل میکردند، قادر به همانندسازی و ذخیر اطلاعات در پروتوسلهای حامل خود بودند.
🔸 یک پروتوسل دارای RNAی کاتالیتیک خودهمانندساز، با بسیاری از پروتوسلهای دیگر که حامل RNA نبوده و یا دارای RNAهای فاقد این قابلیتها بودند، متفاوت بود. در صورتی که این پروتوسل میتوانست رشد کند، تقسیم شود و مولکولهای RNA را به دخترهای خود انتقال دهد، دخترها دارای برخی ویژگیهای والد خود میشدند.
🔹اگر چه به احتمال زیاد اولین مورد از چنین پروتوسلهایی فقط مقدار کمی از اطلاعات ژنتیکی را که تعیین کننده تنها تعداد کمی خصوصیت بودند، حمل میکردند، اما همین مقدار کم هم به معنی شکل گیری وراثت در آنها بود و بنابراین میتوانستند تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار بگیرند.
🔸شمار پروتوسلهای موفق افزایش میافت زیرا میتوانستند مواد مورد نیاز خود را با کارایی بالاتری به دست آورند و تواناییهای خود را به نسل بعد انتقال دهند. شاید ظهور چنین پروتوسلهایی غیرممکن به نظر برسد، اما بخاطر داشته باشید که در حجم عظیم آب سطح زمین اولیه، هزاران میلیارد پروتوسل میتوانست وجود داشته باشد. حتی آنهایی که ظرفیت محدودی برای وراثت داشتند، نسبت به بقیه از امتیاز بسیار بزرگتری برخوردار بودند.
🔹زمانی که توالیهای RNAی حامل اطلاعات ژنتیکی در پروتوسلها ظاهر شدند بسیاری از تغییرات دیگر فراهم گردید. برای مثال RNA میتوانست الگویی باشد که نوکلئوتیدهای DNA از روی آن بهم متصل شوند. DNA دو رشتهای نسبت به RNA تک رشتهای شکننده و حساس، ذخیره بسیار پایدار تری برای اطلاعات ژنتیکی است.
🔸و با دقت بیشتری همانندسازی میکند. در کنار بزرگ شدن ژنوم از طریق مضاعف شدن ژنی و فرآیندهای دیگر و نیز با به رمز در آوردن بیشتر خصوصیات در پروتوسلها به صورت اطلاعات ژنتیکی، همانندسازی دقیق یک ضرورت میشد. شاید پس از ظهور DNA، مولکولهای RNA نقش امروزی خود را، به عنوان واسطههای ترجمه برنامههای ژنتیکی بر عهده گرفتند و «دنیای RNA» جای خود را به «دنیای DNA» داد.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
◀️ قسمت سوم: دنیای RNA
🔸نخستین ماده ژنتیکی احتمالا RNA بود، نه DNA. توماس چیس از دانشگاه کلرادو و سیدنی آلتمن از دانشگاه ییل، متوجه شدند RNA که دارای نقش اساسی در سنتز پروتئین است، میتواند چندین فعالیت کاتالیتیک شبه-آنزیمی نیز انجام دهد.
🔹چیس، این RNAهای کاتالیست را ریبوزیم نامید. برخی ریبوزیمها میتوانند به شرطی که بلوکهای ساختمانی نوکلئوتیدی برایشان فراهم باشد، نسخههای مکمل برای قطعههای کوتاه RNA بسازند.
🔸در آزمایشگاه، وقوع انتخاب طبیعی در سطح مولکولی، منجر به تولید ریبوزومهای خودهمانندساز گردیده است. چگونه چنین چیزی روی میدهد؟
🔹بر خلاف DNA دورشتهای که همیشه به شکل یک مارپیچ در میآید، مولکول RNA، اشکال سه بعدی متنوعی را که توسط نوکلئوتیدی آنها تعیین میشود، به خود میگیرند. در یک محیط معین، مولکولهای RNAیی که توالی بازی خاصی دارند، و در مقایسه با سایر توالیها سریعتر و با اشتباهات کمتری همانندسازی میکنند. با توجه به تنوع مولکولهای RNA، مولکولی که توالی آن بهترین تناسب را با محیط اطراف دارد و دارای فعالیت خود-کاتالیتیکی بیشتری است، اغلب همانندسازی بیشتری نیز خواهد داشت.
🔸زادههای حاصل از این مولکول RNA، همگی به یک «گونه» منفرد RNA تعلق نخواهند داشت بلکه شامل یک خانواده از مولکولهای RNA با خویشاوندی نزدیک به هم خواهند بود. علت این امر خطاهایی است که در طی کپی برداری رخ میدهند. یک اشتباه در کپی برداری میتواند منجر به ایجاد مولکولی شود که به علت شکل تاخوردگی خاص خود، پایداری بیشتر یا انطباق بهتری برای خودهمانند سازی، نسبت به توالی نیایی، دارد.
🔹شاید در زمین اولیه، رویدادهای انتخابی مشابهی انتخاب افتاده باشد. بر این اساس ممکن است یک «دنیای RNA» متفاوت با زیستشناسی مولکولی شناخته شده امروزی به وجود آمده باشد، که در آن مولکولهای RNA کوچکی که اطلاعات ژنتیکی را حمل میکردند، قادر به همانندسازی و ذخیر اطلاعات در پروتوسلهای حامل خود بودند.
🔸 یک پروتوسل دارای RNAی کاتالیتیک خودهمانندساز، با بسیاری از پروتوسلهای دیگر که حامل RNA نبوده و یا دارای RNAهای فاقد این قابلیتها بودند، متفاوت بود. در صورتی که این پروتوسل میتوانست رشد کند، تقسیم شود و مولکولهای RNA را به دخترهای خود انتقال دهد، دخترها دارای برخی ویژگیهای والد خود میشدند.
🔹اگر چه به احتمال زیاد اولین مورد از چنین پروتوسلهایی فقط مقدار کمی از اطلاعات ژنتیکی را که تعیین کننده تنها تعداد کمی خصوصیت بودند، حمل میکردند، اما همین مقدار کم هم به معنی شکل گیری وراثت در آنها بود و بنابراین میتوانستند تحت تاثیر انتخاب طبیعی قرار بگیرند.
🔸شمار پروتوسلهای موفق افزایش میافت زیرا میتوانستند مواد مورد نیاز خود را با کارایی بالاتری به دست آورند و تواناییهای خود را به نسل بعد انتقال دهند. شاید ظهور چنین پروتوسلهایی غیرممکن به نظر برسد، اما بخاطر داشته باشید که در حجم عظیم آب سطح زمین اولیه، هزاران میلیارد پروتوسل میتوانست وجود داشته باشد. حتی آنهایی که ظرفیت محدودی برای وراثت داشتند، نسبت به بقیه از امتیاز بسیار بزرگتری برخوردار بودند.
🔹زمانی که توالیهای RNAی حامل اطلاعات ژنتیکی در پروتوسلها ظاهر شدند بسیاری از تغییرات دیگر فراهم گردید. برای مثال RNA میتوانست الگویی باشد که نوکلئوتیدهای DNA از روی آن بهم متصل شوند. DNA دو رشتهای نسبت به RNA تک رشتهای شکننده و حساس، ذخیره بسیار پایدار تری برای اطلاعات ژنتیکی است.
🔸و با دقت بیشتری همانندسازی میکند. در کنار بزرگ شدن ژنوم از طریق مضاعف شدن ژنی و فرآیندهای دیگر و نیز با به رمز در آوردن بیشتر خصوصیات در پروتوسلها به صورت اطلاعات ژنتیکی، همانندسازی دقیق یک ضرورت میشد. شاید پس از ظهور DNA، مولکولهای RNA نقش امروزی خود را، به عنوان واسطههای ترجمه برنامههای ژنتیکی بر عهده گرفتند و «دنیای RNA» جای خود را به «دنیای DNA» داد.
✅ برگرفته از وبسایت روزداروین
📚 منبع: بیولوژی کمپبل
🆔: @iran_evolution
◀️ چرا میکروبها فرگشت مییابند تا ما رو بُکشند؟
🔹طبیعی است که میلی داشته باشیم فقط از نقطه نظر خودمان به بیماریها فکر کنیم: چه کاری میتوانیم انجام دهیم که خودمان را نجات دهیم و میکروبها را نابود کنیم؟ بگذار این بچههای شیطان را ساکت کنیم؛ گور پدر انگیزهشان! اما در طول زندگی به طورکلی، باید دشمن را شناخت تا بتوان او را شکست داد و این به ویژه در پزشکی صادق است. از این رو موقتاً تعصب انسانی خود را کنار میگذاریم و از منظر میکروبها به موضوع نگاه میکنیم.
🔸به هرحال، میکروبها همانقدر محصولی انتخاب طبیعی هستند که ما انسانها. میکروبها با بیمار کردن ما به شیوه های عجیب وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندامهای تناسلی یا اسهال، چه نفع فرگشتی میبرند؟ و چرا میکروب ها فرگشت مییابند که ما را بکشند؟ این موضوع به نظر معما گونه میرسد و نتیجهی معکوس میدهد زیرا میکروبی که میزبان خود را میکشد خود را نیز میکشد.
🔹اساسا، میکروبها مانند سایر انواع دیگر موجودات فرگشت مییابند. فرگشت کارآمدترین شرایط را برای زادوولد افراد انتخاب و به آنها کمک میکند تا در مکانهای مناسب برای زندگی گسترش یابند. گسترش یک میکروب را از لحاظ ریاضی میتوان از تعداد قربانیان جدیدی تعیین کرد که توسط یک بیمار اولیه مبتلا میشوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلا کردن قربانیان جدید است و انتقالی مؤثر میکروب از یک قربانی به قربانی بعدی چگونه بوده است.
🔸میکروبها شیوههای متنوعی را برای گسترش خود از فردی به فرد دیگر، و از حیوانات به انسانها فرگشت بخشیدهاند. میکروبی که بهتر گسترش مییابد، زادوولد بهتری دارد و سرانجام انتخاب طبیعی آن را مطلوب تشخیصی میدهد. بسیاری از «نشانههای» بیماری ما عملاً بیانگر شیوههایی است که در آن چند میکروب باهوش بدن یا رفتار ما را به گونهایی تغییر میدهند تا ما انسانها برای پخش میکروب آمادهی خدمت شویم.
🔹بیدردسرترین روشی که میکروبی میتواند گسترش یابد، این است که فقط منتظر بماند تا به نحو منفعلانهیی به قربانی بعدی انتقال یابد. این استراتژییی است که میکروبها در پیش می گیرند: منتظر میمانند تا یک میزبان توسط میزبان دیگری خورده شود: مثلاً باکتری سالمونلا که با خوردن تخم مرغ یا گوشت آلوده به آن مبتلا میشویم؛ کرم تریشین به این شکل از خوکها به انسان میرسد که منتظر میماند خوکی را بکشیم و آن را بدون پخت مناسب بخوریم؛ و کرمی که عامل بیماری آنی ساکی یوسیز است، هرازگاه علاقهمندان ژاپنی و آمریکایی به غذای سوشی را با خام خوردن این ماهی آلوده میکند.
🔸این انگلها از خوردن حیوانی به انسان انتقال مییابند، اما ویروس عامل بیماری خنده (کورو) در ارتفاعات گینهی نو از فردی که خورده شده به فرد دیگر میرسد. انتقال این ویروس از طریق آدمخواری است: کودکان ارتفاعات این منطقه مرتکب این اشتباه مرگبار میشوند که انگشتان خود را پس از بازی با مغزهای خام میلیسند که مادرانشان تازه از قربانی مردهی کورو جدا و برای پختن آماده میکنند.
🔹برخی از میکروبها منتظر نمیمانند که میزبان قدیمی بمیرد و خورده شود، بلکه در بزاق حشرهیی که میزبان را گزیده سواری مجانی میگیرند و به این طریق به جستوجوی میزبان جدیدی میروند. سواری مجانی ممکن است توسط پشهها، ککها، شپش یا مگس تسهتسه که به ترتیب موجب سرایت مالاریا، طاعون، تیفوس یا بیماری خواب میشوند، انجام شود.
🔸کثیفترین حیله برای انتقالی منفعلانه توسط میکروبهایی تدارک دیده میشوند که از زنی به جنین آن انتقال مییابد و به این طریق نوزادان متولد نشده را مبتلا میکنند مثل میکروبهای عامل سیفلیس، سرخجه و اکنون ایدز. مجازاً باید گفت میکروبهای دیگر اوضاع را در اختیار خود میگیرند.
🔹آنها کالبد یا عادات میزبان خود را به طریقی تغییر میدهند که انتقالی خود را تسریع بخشند. از دیدگاه ما، زخمهای باز روی اندامهای تناسلی که ناشی از بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس هستند، یک بیحرمتی پنهان است. اما از منظر میکروبها، آنها فقط وسائل مفیدی هستند تا به کمک میزبان، میکروبها را به پیکر میزبان جدیدی تلقیح کند.
🔸ضایعات پوستی ناشی از آبله، میکروبها را با تماسی مستقیم یا غیرمستقیم پوست گسترش میدهد. (گاهی بسیار غیرمستقیم، مثلاً سفیدپوستان ایالات متحد که میخواستند سرخپوستان «جنگطلب» را نیست و نابود کنند، پتوهایی را به نشانهی هدیه نزد آنان میفرستادند که پیشتر بیماران مبتلا به آبله از آنها استفاده کرده بودند.)
🔹قویترین استراتژی را میکروبهای آنفلونزا، سرماخوردگی معمولی و سیاهسرفه به کار میگیرند: قربانی را وادار به عطسه یا سرفه میکنند و به این طریق ابری از میکروبها را به سمت میزبان جدیدی میفرستند.
ادامه 👇
🔹طبیعی است که میلی داشته باشیم فقط از نقطه نظر خودمان به بیماریها فکر کنیم: چه کاری میتوانیم انجام دهیم که خودمان را نجات دهیم و میکروبها را نابود کنیم؟ بگذار این بچههای شیطان را ساکت کنیم؛ گور پدر انگیزهشان! اما در طول زندگی به طورکلی، باید دشمن را شناخت تا بتوان او را شکست داد و این به ویژه در پزشکی صادق است. از این رو موقتاً تعصب انسانی خود را کنار میگذاریم و از منظر میکروبها به موضوع نگاه میکنیم.
🔸به هرحال، میکروبها همانقدر محصولی انتخاب طبیعی هستند که ما انسانها. میکروبها با بیمار کردن ما به شیوه های عجیب وغریب، مانند ایجاد زخم روی اندامهای تناسلی یا اسهال، چه نفع فرگشتی میبرند؟ و چرا میکروب ها فرگشت مییابند که ما را بکشند؟ این موضوع به نظر معما گونه میرسد و نتیجهی معکوس میدهد زیرا میکروبی که میزبان خود را میکشد خود را نیز میکشد.
🔹اساسا، میکروبها مانند سایر انواع دیگر موجودات فرگشت مییابند. فرگشت کارآمدترین شرایط را برای زادوولد افراد انتخاب و به آنها کمک میکند تا در مکانهای مناسب برای زندگی گسترش یابند. گسترش یک میکروب را از لحاظ ریاضی میتوان از تعداد قربانیان جدیدی تعیین کرد که توسط یک بیمار اولیه مبتلا میشوند. این تعداد به این بستگی دارد که هر قربانی تا چه زمان قادر به مبتلا کردن قربانیان جدید است و انتقالی مؤثر میکروب از یک قربانی به قربانی بعدی چگونه بوده است.
🔸میکروبها شیوههای متنوعی را برای گسترش خود از فردی به فرد دیگر، و از حیوانات به انسانها فرگشت بخشیدهاند. میکروبی که بهتر گسترش مییابد، زادوولد بهتری دارد و سرانجام انتخاب طبیعی آن را مطلوب تشخیصی میدهد. بسیاری از «نشانههای» بیماری ما عملاً بیانگر شیوههایی است که در آن چند میکروب باهوش بدن یا رفتار ما را به گونهایی تغییر میدهند تا ما انسانها برای پخش میکروب آمادهی خدمت شویم.
🔹بیدردسرترین روشی که میکروبی میتواند گسترش یابد، این است که فقط منتظر بماند تا به نحو منفعلانهیی به قربانی بعدی انتقال یابد. این استراتژییی است که میکروبها در پیش می گیرند: منتظر میمانند تا یک میزبان توسط میزبان دیگری خورده شود: مثلاً باکتری سالمونلا که با خوردن تخم مرغ یا گوشت آلوده به آن مبتلا میشویم؛ کرم تریشین به این شکل از خوکها به انسان میرسد که منتظر میماند خوکی را بکشیم و آن را بدون پخت مناسب بخوریم؛ و کرمی که عامل بیماری آنی ساکی یوسیز است، هرازگاه علاقهمندان ژاپنی و آمریکایی به غذای سوشی را با خام خوردن این ماهی آلوده میکند.
🔸این انگلها از خوردن حیوانی به انسان انتقال مییابند، اما ویروس عامل بیماری خنده (کورو) در ارتفاعات گینهی نو از فردی که خورده شده به فرد دیگر میرسد. انتقال این ویروس از طریق آدمخواری است: کودکان ارتفاعات این منطقه مرتکب این اشتباه مرگبار میشوند که انگشتان خود را پس از بازی با مغزهای خام میلیسند که مادرانشان تازه از قربانی مردهی کورو جدا و برای پختن آماده میکنند.
🔹برخی از میکروبها منتظر نمیمانند که میزبان قدیمی بمیرد و خورده شود، بلکه در بزاق حشرهیی که میزبان را گزیده سواری مجانی میگیرند و به این طریق به جستوجوی میزبان جدیدی میروند. سواری مجانی ممکن است توسط پشهها، ککها، شپش یا مگس تسهتسه که به ترتیب موجب سرایت مالاریا، طاعون، تیفوس یا بیماری خواب میشوند، انجام شود.
🔸کثیفترین حیله برای انتقالی منفعلانه توسط میکروبهایی تدارک دیده میشوند که از زنی به جنین آن انتقال مییابد و به این طریق نوزادان متولد نشده را مبتلا میکنند مثل میکروبهای عامل سیفلیس، سرخجه و اکنون ایدز. مجازاً باید گفت میکروبهای دیگر اوضاع را در اختیار خود میگیرند.
🔹آنها کالبد یا عادات میزبان خود را به طریقی تغییر میدهند که انتقالی خود را تسریع بخشند. از دیدگاه ما، زخمهای باز روی اندامهای تناسلی که ناشی از بیماریهای مقاربتی مانند سیفلیس هستند، یک بیحرمتی پنهان است. اما از منظر میکروبها، آنها فقط وسائل مفیدی هستند تا به کمک میزبان، میکروبها را به پیکر میزبان جدیدی تلقیح کند.
🔸ضایعات پوستی ناشی از آبله، میکروبها را با تماسی مستقیم یا غیرمستقیم پوست گسترش میدهد. (گاهی بسیار غیرمستقیم، مثلاً سفیدپوستان ایالات متحد که میخواستند سرخپوستان «جنگطلب» را نیست و نابود کنند، پتوهایی را به نشانهی هدیه نزد آنان میفرستادند که پیشتر بیماران مبتلا به آبله از آنها استفاده کرده بودند.)
🔹قویترین استراتژی را میکروبهای آنفلونزا، سرماخوردگی معمولی و سیاهسرفه به کار میگیرند: قربانی را وادار به عطسه یا سرفه میکنند و به این طریق ابری از میکروبها را به سمت میزبان جدیدی میفرستند.
ادامه 👇