فرگشت ، تحول گونه‌ها
10.1K subscribers
401 photos
86 videos
68 files
389 links
🐆 کانال علمی فرگشت در تلگرام 🐳

پست نخست کانال ↓
telegram.me/iran_evolution/8
Download Telegram
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ ادامه بخش سوم

🔴 جنگی بی پایان بر سر وجود جنگ در دوران ماقبل تاریخ

◀️ یورش ناپلئونی (جنجال بر سر قوم یانومامی)

برای یادآوری:

1⃣ قهرمان داستان ما، ناپلئون شاگنون، با بی ملاحظگی به زمین های اقوام یانومامی وارد می‌شود، با آوردن خنجر، تبر و تفنگ، و عرضه‌ی آنها به گرو‌ه‌های منتخب، توازن قدرت را بین این گروه‌ها برهم می‌زند و بین اقوام یانومامی تفرقه و درگیری به راه می‌اندازد.

2⃣ او تنش‌های پیشین بین گروه‌ها را تشخیص می‌دهد و با تحریک آنها به بی‌احترامی به نیاکان مورد احترام و علاقه‌ی گروه دیگر، به این اختلافات دامن می زند.

3⃣ «شاگنون» با دامن زدن به توهین ها، به تشدید این شرایط کمک می‌کند و با استفاده از خشم ناشی از آن، اعتبار داده‌های تبارشناسی‌اش را محک می‌زند.

4⃣ شانگون پس از ضربه زدن و نمک پاشیدن به زخم‌های یانومامی، افکار عمومی آمریکا را با داستان‌هایی درباره‌ی شجاعت‌هایش در میان "وحشی‌های" خشن و شیطان صفت گمراه می‌کند.

🔸بد نیست بدانید که پس از سفر «شاگنون»، کلمه‌ی «آنترو» به واژگان اقوام «یانومامی» اضافه شده است و به معنی "موجودی قدرتمند با منشی غیرانسانی، علائقی آزاردهنده، و متجاوز به آداب و رسوم محلی" است. Tierney (2000), p. 14

🔹توضیح مترجم: Anthro بخش اول کلمه‌ی anthropologist به معنای انسان‌شناس است.

🔸از سال 1995 به بعد، «شاگنون» قانوناً از ورود به سرزمین‌های یانومامی منع شد.

🔹در میانه‌ی دهه‌ی 1970، هنگامی که «لسلی اسپانسل» انسان شناس، بین اقوام یانومامی می‌زیست، هیچ نشانی از جنگ‌طلبی، فقط یک درگیری فیزیکی و چند مشاجره‌ی زناشویی با صدای بلند شنیده می‌شد. «اسپانسل» می نویسد: "در کمال شگفتی، مردم دهکده‌ی من و سه دهکده‌ی همجوار اصلاً به "مردم ستیزه جو"یی که «شاگنون» توصیف می‌کند شبیه نبودند". «اسپانسل» یک نسخه از کتاب «شاگنون» و عکس‌های او از جنگجویان یانومامی را برای توضیح کارهایش با خود به آنجا برد. او می‌نویسد: "گرچه بعضی از مردان به این تصاویر جذب شدند، اما از من خواسته شد که عکس‌ها را به کودکان نشان ندهم، چرا که برای آن‌ها بدآموزی دارد.

🔸 «اسپانسل» نتیجه می‌گیرد: "این گروه از یانومامی‌ها، به هیچ وجه نگاه ارزشی مثبتی به جنگ و ستیزه‌جویی ندارند." Sponsel (1998), p. 104

🔹«گود» به سهم خود، پس از یک دهه زندگی در بین آنان، فقط یک مورد جنگ را گزارش می‌دهد. وی به تدریج ارتباطش را با «شاگنون» قطع کرد و به این نتیجه رسید که تأکید بر خشونت یانومامی، داده‌ای "دست خورده و تحریف شده" است. «گود» بعدها نوشت: "کتاب شاگنون به شکلی غیرمنطقی در موضوع اغراق کرده است."

📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا

#ادامه_دارد

🆔: @iran_evolution
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ ادامه بخش سوم

🔴 جنگی بی پایان بر سر وجود جنگ در دوران ماقبل تاریخ

◀️ تلاشی بی‌فرجام برای اثبات ریاکاری هیپی‌ها و درنده‌خویی بونوبوها

🔹برای گروه خاصی از روزنامه‌نگاران (یا روانشناسان فرگشتی) هیچ چیز بیشتر از کشف ریاکاری در رفتارهای موجودات هیپی صفت خوشحال‌کننده نیست. سرخط اخیر اخبار روزنامه‌ی «رویتز» چنین است: "یافته‌ها نشان می‌دهد که میمون‌های هیپی‌صفت به همان اندازه که عشق‌ورزی می‌کنند، جنگ نیز می‌کنند. October 23, 2008.

🔸در این مقاله آمده است: "بونوبوها با وجود خوشنامی‌شان در عشق‌ورزی و نه جنگجویی، در دنیای نخستی‌ها، میمون‌های دیگر را شکار می‌کنند و می‌خورند..."

🔹 یک مقاله‌ی دیگر، به ما اطمینان می‌دهد که: "بونوبوها با وجود اینکه به صلح‌جویی مشهورند، دیگر نخستی‌ها را نیز شکار می‌کنند و می‌خورند."

🔸سومین مطلب، با لحنی استهزاءآمیز و زیر سر خط "میمون‌های دیوانه‌ی روابط جنسی، از کشتن نیز لذت می‌برند" می‌نویسد: "همان‌طور که در مورد هیپی‌ها ماجرای «آلتامونت» وجود دارد (نام جایی که گروه «فرشتگان جهنم» یک شرکت کننده در کنسرت را کشتند)، در مورد بونوبوها نیز ماجرای پارک ملی «سالونگا» وجود دارد، یعنی جایی که دانشمندان گواهی می‌دهند این نخستی‌های ظاهراً صلح دوست، اطفال میمون‌ها را شکار می‌کنند و می‌خورند."

🔹"دیوانه‌ی روابط جنسی؟" ، "ظاهراً صلح دوست؟" ،"در حال خوردن اطفال میمون"؟ مگر میمون‌ها "طفل" دارند؟

🔸اگر شامپانزه‌ها و بونوبوها هر دو جنگ‌طلب هستند، شاید ما واقعاً "بازماندگان سردرگم" یک"عادت ۵ میلیون ساله‌ی خشونت‌های مرگبار" باشیم. اما یک نگاه دقیق‌تر آشکار می‌کند، کسانی که کمی سردرگم هستند در واقع این روزنامه‌نگاران هستند.

🔹محققان در طی ۵ سال مشاهده‌ی بونوبوها، تنها ۱۰ مورد تلاش برای شکار میمون‌ها را گزارش دادند. بونوبوها در سه نوبت از این ده بار موفق شدند و گوشت میمون، بین شکارچیان که گروهی تشکیل شده از بونوبوهای ماده و نر بود تقسیم شد.

🔸بررسی چند نکته، قابل توجه روزنامه‌نگاران درگیر با مسائل علمی:

1⃣ اینکه بونوبوها به طور منظم دست به شکار می‌زنند و گوشت می‌خورند داده‌ی جدیدی نیست و مدت زیادی است که محققان از آن خبر دارند و آن را گزارش کرده‌اند. معمولاً حیوانات مورد صید ، بونوبوها، «بُزهای کوهی» کوچک، معروف به «غزالک»، سنجاب، حشرات و نوزاد حشرات هستند.

2⃣ خط فرگشتی منتج به انسان‌ها، شامپانزه‌ها و بونوبوها، حدود ۳۰ میلیون سال پیش از خط فرگشتی منتج به میمون‌ها جدا شده است. به بیانی دیگر، شامپانزه‌ها و بونوبوها همان قدر به میمون‌‌ها نزدیکند که ما هستیم.

3⃣ میمون‌های جوان، "اطفال" محسوب نمی‌شوند.

4⃣ در بسیاری از نقاط دنیا، گوشت میمون، یکی از غذاهای لوکس موجود در منوی رستوران‌های چینی و باربکیوهای جنگلی است.

5⃣ سالانه ده‌ها هزار میمون، پیر و جوان، در سراسر جهان در آزمایشگاه‌های تحقیقاتی قربانی می‌شوند.

با توجه به این نکات، آیا می توان گفت که انسان‌ها نیز "در حال جنگ" با میمون‌ها هستند؟

🔸هیچ چیز مانند سرخط "جنگ" به فروش روزنامه‌ها کمک نمی‌‌کند! حتی اگر گفته می‌شد "جنگ وحشیانه‌ی همنوع‌خوارانه‌ی میمون‌های هیپی صفت" از آن هم روزنامه‌ها را پرفروش‌تر می‌کرد، اما شکارکردن و خورده شدن یک گونه توسط گونه‌ی دیگر را به سختی می‌توان "جنگ" نامید؛ این اسمش صرف ناهار است.

🔹اینکه بگوییم بونوبوها و میمون‌ها ممکن است از دید یک فرد غیرحرفه‌ای یکسان به نظر برسند، حرف نامربوطی است. زمانی که یک دسته گرگ یا کایوت به یک سگ ولگرد حمله می‌کنند، آیا اسمش"جنگ" است؟ همه‌ی ما باز شکاری را حین گرفتن پرندگان در آسمان دیده‌ایم. آیا این هم جنگ است؟

🔸این پرسش که آیا گونه‌ی ما "به طور طبیعی" ، صلح‌جو یا جنگ‌طلب، بخشنده یا خسیس، دارای حسادت جنسی یا متمایل به عشق آزاد است، مانند این پرسش است که H2O به طور طبیعی جامد، مایع یا گاز است؟ تنها پاسخ معقول به چنین سوالی این است که "بستگی به شرایط دارد".

🔹بر روی یک سیاره‌ی تقریباً خالی، که غذا و سرپناه به وفور توزیع شده است، دور ماندن از درگیری، انتخاب آسان و جذابی است. در شرایط محیطی که نیاکان ما می‌زیسته‌اند، انسان‌ها در جنگ متقابل با یکدیگر، بیش از آنکه چیزی بدست آورند چیزی از دست می‌داده‌اند. شواهد فیزیکی و محیطی مربوط به ماقبل تاریخ نشان می دهد نیاکان ما بیشتر عشق می‌ورزیده‌اند تا اینکه بجنگند.

📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا

#ادامه_دارد

🆔: @iran_evolution
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ آغاز بخش چهارم

🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت

🔹عجیب اما واقعی: میانگین «امید به قد» انسان ماقبل تاریخ، حدوداً ۹۰ سانتیمتر بود، بنابراین مردی با قامت یک متر و ۲۰ سانتیمتری، غول‌آسا به نظر می‌رسید.

🔸آیا این واقعیت، تصورتان را از ماقبل تاریخ دگرگون کرد؟ آیا نژاد کوتوله‌ای از آدم‌های «بونسای» به ذهن‌تان می‌آید که در غارهای کوچک زندگی می‌کردند، خرگوش‌ها را در سوراخ هایشان دنبال می‌کردند، از ترس روباه‌ها پنهان می‌شدند، و در تیررس بازهای شکاری بودند؟ آیا این موضوع سبب می‌شود به چالشی که نیاکان نیم وجبی ما هنگام شکار ماموت‌ها داشته‌اند فکر کنید؟ آیا فکر نمی‌کنید خوش شانس بوده اید که در زمان حاضر زندگی می‌کنید، دورانی که رژیم غذایی بهتر و دستاوردهای بهداشتی، قامت میانگین انسان را دو برابر کرده است؟

🔹خوب، خیلی هیجان‌زده نشوید. با اینکه از نظر فنی درست است که «میانگین امید به قد» انسان ماقبل تاریخ حدود ۹۰ سانتیمتر بوده است، اما این یک حقیقت گمراه کننده است. مانند اظهارات متوهمانه در مورد فراگیر بودن ازدواج، فقر و جنگ، این نیز ادعایی است که سبب سردرگمی و نتیجه گیری نادرست می‌شود.

🔸برای فهم موضوع، میانگین قد یک انسان بزرگسال در دوران ماقبل تاریخ را (با استفاده از بقایای اسکلتی) حدوداً ۱۸۰ سانتیمتر درنظر بگیرید. میانگین اندازه‌ی اسکلتی نوزادان در ماقبل تاریخ را نیز حدوداً ۵۰ سانتیمتر در نظر بگیرید. سپس از روی نسبت قد اسکلت‌های نوزاد به اسکلت‌های بزرگسال- که از حفاری قبرستان‌های باستان‌شناختی معروف بدست آمده- تخمینی بزنید و فرض کنید به طور کلی، به ازای هر ۳ نفر که به بزرگسالی می‌رسیدند، ۷ نفر در کودکی می‌مردند. بنابراین، به دلیل مرگ و میر بالای کودکان، «میانگین امید به قد» انسان ماقبل تاریخ [3×180+7×50÷10=89] بوده است که تقریباً همان 90 سانتی‌متر می‌شود.

🔹[توجه کنید که این اعداد فقط به منظور اثبات تجربی اهداف مورد نظر است. برای آسانی محاسبات، (و از این رو این محاسبه قابل اتکا نیست) تفاوت اندازه ی نر/ماده، اثر تغییرات منطقه‌ای در اندازه‌های اسکلت‌های اطفال و مانند اینها را منظور نکرده‌ایم.]

🔸به نظرتان این نوع محاسبه، عجیب نیست؟ هست. گمراه کننده نیست؟ چرا هست. از نظر آماری دقیق است؟ خوب، تاحدی.

🔹باید بدانید که این "حقیقت" در مورد «میانگین امید به قد» در دوران ماقبل تاریخ، به همان اندازه نامعقول و گمراه کننده است که باور اکثر مردم در مورد «امید به زندگی» (طول عمر) آدمیان در دوران مقابل تاریخ.

🔸مشاهد‌ه‌ی الف:
«جف لوتز» متخصص زیست فیزیک دانشگاه سانفرانسیسکوی کالیفرنیا در مصاحبه با «اخبار شبانگاهی ان.بی.سی» (October 6, 2008) در مورد شیوع پُشت درد مزمن در ایالات متحده صحبت می‌کرد. میلیون‌ها نفر که آن شب این برنامه را تماشا می‌کردند، شنیدند که او چنین توضیح داد: " تنها از حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال پیش است که عمر ما بیشتر از ۴۵ سال به درازا می‌کشد، از این رو، ستون فقرات ما انسان ها طوری فرگشت نیافته است که بتواند حالت ایستاده‌ی بدن را با این بار سنگین نیروی جاذبه، در این عمرهای طولانی امروزی تاب آورد."

🔹مشاهد‌ه‌ی ب:
در کتابی دیگر به نام «روابط جنسی نامرئی» -که درباره‌ی زنان ماقبل تاریخ است یک باستان‌شناس، یک انسان‌شناس و ویراستار یکی از مجلات علمی برجسته، گرد هم آمدند تا زندگی یک زن را که او را «اورسلا» نامیدند در اروپای ۴۵۰۰۰ سال پیش تصویر کنند. آنها می‌نویسند: "زندگی سخت بود و افراد بسیاری، به ویژه خردسالان و سالمندها در سرمای زمستان از گرسنگی یا ابتلا به بیماری یا اتفاقاتی از این دست، تلف می‌شدند... «اورسلا» (که اولین دخترش را در سن ۱۵ سالگی به دنیا آورده بود) به آن اندازه عمر کرد که مرگ اولین نوه‌ی دختری‌اش را ببیند، او در سن پختگی‌اش یعنی ۳۷ سالگی درگذشت." Adovasio et al. (2007), p. 129

🔸مشاهده‌ی پ:
«جیمز وائوپل» مدیر آزمایشگاه بقاء و طول عمر در موسسه‌ی «ماکس پلانک» در مقاله‌ای در «نیویورک تایمز» با تکیه بر یک تحقیق جمعیت‌شناسی توضیح می‌دهد: "طول عمر انسان ثابت نیست". دکتر «وائوپل» به افزایش «امید به زندگی» از ۱۸۴۰ تا به امروز در کشورهایی که سریع‌ترین افزایش را در این زمینه داشته‌اند اشاره می‌کند، و عنوان می‌کند که این افزایش "کاملاً به طور خطی صورت گرفته است و هیچ مدرکی مبنی بر کاهش یا افت آن وجود ندارد".
او از این مطلب نتیجه می‌گیرد که "هیچ دلیلی وجود ندارد که «امید به زندگی» انسان، دو تا سه سال در هر دهه افزایش نیابد."

🔹اتفاقاً دلیلی وجود دارد. از زمانی که همه‌ی نوزادان تا بزرگسالی زنده بمانند، در این نمودار تغییر چشمگیری ایجاد می‌شود. از آن به بعد، تغییرات کُند و آرام می‌شود.

◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونه‌ها
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان ◀️ آغاز بخش چهارم 🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت 🔹عجیب اما واقعی: میانگین «امید به قد» انسان ماقبل تاریخ، حدوداً ۹۰ سانتیمتر بود، بنابراین مردی با قامت یک متر و ۲۰ سانتیمتری، غول‌آسا به نظر می‌رسید. 🔸آیا این واقعیت،…
زندگی از چه زمانی آغاز می‌شود؟ و چه زمانی پایان می‌گیرد؟

🔹اعداد پیش‌بینی شده برای طول عمر، به اندازه‌ی تخمین‌های مربوط به «میانگین امید به قد» غیرواقعی هستند.

🔸در واقع، آنها نیز بر مبنای پیش‌فرض نادرست و پرخطای مربوط به میزان بالای مرگ و میر اطفال محاسبه شده‌اند. وقتی این عامل کنار گذاشته می‌شود، می‌بینیم که آن دسته از انسان‌های ماقبل تاریخ که دوران کودکی را می‌گذراندند و به بزرگسالی می‌رسیدند، بین ۶۶ تا ۹۱ سال عمر می‌کرده‌اند، و از نظر سطح سلامتی و تحرک، از آنچه در بیشتر جوامع غربی امروزی وجود دارد در سطح بالاتری قرار داشته اند. همانطور که می‌بینید، این یک شعبده‌بازی با میانگین‌ها است.

🔹اگر چه این صحیح است که نوزادان و کودکان زیادی در جوامع ماقبل تاریخ می‌مردند. تعداد به نسبت زیاد اسکلت های اطفال در بیشتر قبرستان‌های حفاری شده این موضوع را تایید می‌کند. اما این اسکلت‌ها، هیچ چیزی درباره‌ی "سن بزرگسالان هنگام مرگ" به ما نمی‌گویند. عددی که معمولاً ذکر می‌شود، مربوط به «امید به زندگی در هنگام تولد» است که تفاوت بسیاری با اندازه‌ی دقیق «طول عمر رایج» برای بزرگسالان دارد. وقتی می‌خوانید: "در ابتدای قرن بیستم، امید به زندگی در هنگام تولد حدوداً ۴۵ سال بود. اما اکنون این عدد به ۷۵ سال رسیده است و ما این را مدیون ظهور آنتی‌بیوتیک‌ها و شاخص‌های سلامت عمومی هستیم که امکان بقاء یا دوری از بیماری‌های عفونی را فراهم می‌آورند" به خاطر داشته باشید که این افزایش چشمگیر، بیشتر بازتاب افزایش طول عمر اطفال و رسیدن آنها تا سن بزرگسالی است و نه طولانی‌تر شدن عمر بزرگسالان.

🔸در «موزامبیک» که یکی از نویسندگان کتاب حاضر، در آنجا متولد شده و بزرگ شده است ، میانگین امید به زندگی در هنگام تولد برای یک مرد، متأسفانه هنوز هم حدوداً ۴۲ سال است. اما پدر «ساسیلدا» هنگام مرگ ۹۳ سال داشت، و در جاده به راحتی دوچرخه‌سواری می‌کرد. او پیر محسوب می‌شد، در حالیکه یک مرد ۴۰ ساله، پیر محسول نمی‌شود حتی در «موزامبیک».

🔹شکی نیست که بسیاری از اطفال در دوران ماقبل تاریخ، در اثر بیماری یا شرایط سخت می‌مردند درست همانطور که اطفال سایر نخستی‌ها، گشت زنان و موزامبیکی‌های امروزی چنین‌اند. اما بسیاری از انسان‌شناسان این احتمال را قبول دارند که علت بخش بزرگی از مرگ و میر اطفال، نه آنطور که زمانی تصور می‌شد گرسنگی یا ابتلا به بیماری، بلکه پدیده‌ی بچه‌کشی بوده است. آنها استدلال می‌کنند که جوامع گشت‌زن، تعداد اطفال را محدود نگاه می‌داشتند طوری که تبدیل به بار اضافی برای گروه نشوند و اجازه نمی‌دادند رشد سریع جمعیت، بر منابع غذایی فشار بیاورد.

◀️ ادامه این بحث در پست‌های فردا

📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا

#ادامه_دارد

🆔: @iran_evolution
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ ادامه بخش چهارم

🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت


🔹بچه‌کشی که حتی فکر کردن به آن برای ما دلهره آور است، حتی امروزه نیز به هیچ وجه نادر نیست.

🔸یک انسان‌شناس به نام «نانسی شپرهاگز» در مورد مرگ و میر اطفال معاصر در شمال شرقی برزیل تحقیق کرده است - جاییکه ۲۰ درصد از اطفال، در سال اول تولدشان می میرند. او دریافت که اگر بچه ها بی حال و بی جُنب وجوش باشند، مادران مرگ شان را نوعی "برکت" می‌دانند. مادران در مورد این نوع بچه‌ها به «شپرهاگز» گفته بودند که اینها "بچه‌هایی هستند که خواست‌شان مرگ بوده است؛ و اراده‌شان برای زنده ماندن به قدر کافی قوی یا رشدیافته نبوده است."

🔹«شپرهاگز» متوجه شده بود که این بچه‌ها در مقایسه با برادر یا خواهرهای قوی‌ترشان، غذا و توجه پزشکی کمتری دریافت می‌کنند.
Harris (1989), pp. 211–212

🔹«جوزف بردسل»، یکی از بزرگترین محققان دنیا در زمینه ی فرهنگ بومی استرالیا، برآورد کرده است که نیمی از اطفال عمداً از بین برده می‌شوند.

🔸بررسی‌های گوناگون در جوامع پیشاصنعتی معاصر نشان می‌دهد که نصف تا سه چهارم جوامع، شکلی از بچه‌کشی عامدانه را بکار می‌بندند.

🔹برای اینکه خودمان را برتر و دلسوزتر حس نکنیم، بد نیست بیمارستان‌های مربوط به بچه‌های سرراهی اروپا را به یاد بیاورید. تعداد اطفال دم مرگ در فرانسه، از ۴۰ هزار نفر در سال ۱۷۴۸، به ۱۴۰ هزار نفر در سال ۱۸۲۰ افزایش یافت. در سال ۱۸۳۰ ، تعداد ۲۷۰ جعبه‌ی گردان در ورودی بیمارستان‌های بچه‌های سرراهی فرانسه وجود داشت که مخصوصاً برای فاش نشدن هویت کسانی که بچه‌های ناخواسته را در سر راه می‌گذاشتند، طراحی شده بود. با تخمین خوبی می‌توان گفت که ۸۰ تا ۹۰ درصد از این بچه‌ها، در سال اول ورودشان به بیمارستان می‌مردند.

🔸هنگامی که نیاکان ما، برای بدست آوردن غذا کشاورزی دامپروری را آغاز کردند، کارهاشان بر روی غلتک افتاد اما سرعت حرکتشان کافی نبود. زمین‌های بیشتر، غذای بیشتری در اختیارشان قرار می‌دهد و غذای بیشتر، به معنای زاده شدن و تغذیه شدن بچه‌های بیشتر است. بچه‌های بیشتر ، نیروی کار بیشتر در مزارع و سربازان بیشتر را فراهم می‌آورد. اما این رشد جمعیت، تقاضای بیشتری برای زمین ایجاد می‌کرد که فقط به واسطه‌ی جنگ و تصرف می‌توانست باقی بماند. به عبارت دیگر، تغییر موضع به کشاورزی دامپروری با این باور به ظاهر انکارناپذیر شتاب گرفت که به چنگ آوردن زمین غیرخودی‌ها (و در صورت لزوم کشتن آنها) بهتر از این است که بگذاریم بچه‌های خودمان از گرسنگی بمیرند.

🔹اخیراً «بی‌.بی.سی» گزارش داد که بچه کشی، عامل ۱۵% از مرگ‌های گزارش شده‌ی اطفال دختر در بخش‌هایی از جنوب هند است.

🔸در چین نیز میلیون‌ها نفر به این روش می‌میرند، جایی که بچه‌کشی دخترها رایج است و قرن‌ها نیز چنین بوده است. یک مُبلغ مذهبی که در اواخر قرن نوزدهم در چین می‌زیسته است گزارش کرده است که از ۱۸۳ نوزاد پسر و ۱۷۳ نوزاد دختر که در یک جامعه‌ی نمونه به دنیا می‌آیند، ۱۲۶ پسر تا سن ده سالگی زنده می مانند (۶۹ درصد) در حالی که این رقم برای دختران، تنها ۵۳ نفر است (۳۰ درصد).

🔹سیاست تک فرزندی در چین، آمیخته با برتر شمرده شدن پسرها از نظر فرهنگی، تنها نابرابری غم انگیز نوزادان دختر در میزان بقا را شدت بخشیده است. این اعداد شامل سقط جنین‌های عمدی دختران نیست که در این کشورها بسیار گسترده است. برای مثال «آژانس فرنس پرس» گزارش می‌دهد در اثر سقط جنین عمدی در چین، جمعیت مردان ۳۲ میلیون نفر بیشتر از زنان شده است، و اینکه فقط در سال ۲۰۰۵ در چین، تولد پسران ۱.۱ میلیون نفر بیشتر از دختران بوده است.

🔸یکی از مفروضات فرهنگی مشکل‌ساز که بر محاسبات جمعیت‌شناسی نیز اثر می‌گذارد این است که زمان شروع زندگی با تولد یکسان فرض می‌شود. این دیدگاه، به هیچ‌وجه جهان‌شمول نیست. جوامعی که بچه‌کشی در آنها رایج است، طفل نوزاد را انسان کامل در نظر نمی‌گیرند. مراسم متداول، از غسل تعمید گرفته تا نام گذاری آنقدر به تأخیر می افتد که معلوم شود آیا بچه ماندنی است یا نه. طبق این نگاه، بچه‌ای که ماندنی نیست اصولاً هیچ گاه یک موجود کاملاً زنده نبوده است.

◀️ ادامه 👇

🆔: @iran_evolution
آیا ۸۰ سالگی همان ۳۰ سالگی جدید است؟

🔹کاریکاتوری در مجله‌ی «نیویورکر»، دو مرد غارنشین را در حال گفتگو با یکدیگر نشان می‌دهد. یکی از آنها می‌گوید: "یک جای کار اشکال دارد ما هوای تمیز داریم، آب سالم داریم، خیلی هم ورزش می‌کنیم، هرچه می‌خوریم نیز اُرگانیک و خانگی است، اما با این وجود، هیچ وقت بیشتر از ۳۰ سال عمر نمی‌کنیم".

🔸تحریف‌های آماری مربوط به بچه‌کشی، تنها عامل سردرگمی در مورد طول عمر انسان‌های ماقبل تاریخ نیست. همانطور که می‌توانید تصور کنید، تعیین سن مرگ اسکلت‌هایی که هزاران سال زیر خاک بوده‌اند کار آسانی نیست. و به دلایل فنی گوناگون، باستان‌شناسان اغلب سن مرگ را کمتر برآورد می‌کنند.

🔹برای مثال، باستان‌شناسان، سن مرگ اسکلت‌های یک گورستان مسیحی را در کالیفرنیا برآورد کردند. پس از انجام تخمین‌ها، اسناد مربوط به سن واقعی مرگ افراد این گورستان کشف شد. برآورد باستان شناسان این بود که حدود ۵ درصد از افراد تا سن ۴۵ سالگی یا بیشتر زندگی کرده‌اند، اما مدارک ثابت می‌کرد که ۷ برابر این رقم صحیح است، یعنی ۳۷ درصد از مردمی که در گورستان خفته اند هنگام مرگ بیش از 45 سال داشته اند.
[در Blurton Jones et al. (2002) ذکر شده است.]

🔸اگر تخمین‌ها در مورد اسکلت‌هایی که فقط چند صد سال قدمت دارند تا این اندازه دور از واقعیت است، تصور کنید چه میزان عدم دقت در مورد بقایایی که ده‌ ها هزار سال قدمت دارند وجود دارد.

🔹یکی از روش‌های قابل اطمینان که باستان‌شناسان برای برآورد سن مرگ استفاده می‌کنند بررسی میزان رشد دندان‌ها است. آنها میزان بیرون‌آمدگی «دندان‌های عقل» از فَک را بررسی می‌کنند، که این به طور تقریبی سن فرد را در هنگام مرگ نشان می‌دهد. اما نکته اینجاست که رویش «دندان‌ عقل» در ابتدا یا میانه‌های ۳۰ سالگی متوقف می‌شود؛ در این شرایط، باستان‌شناسان سن مرگ را بیش از ۳۵ سال ذکر می‌کنند. اما این به آن معنی نیست که ۳۵ سالگی سن مرگ بوده است، بلکه حاکی از این است که فرد در هنگام مرگ، بیشتر از ۳۵ سال عمر داشته است. او (چه مرد و چه زن) ممکن است بین ۳۵ تا ۱۰۰ سال عمر داشته است. کسی نمی‌داند.

🔸این سیستم ردیابی سن مرگ، جایی در متون عامیانه به اشتباه تفسیر شده است و این برداشت را ایجاد کرده است که نیاکان باستانی ما به ندرت از مرز ۳۵ سالگی عبور می‌کرده‌اند و این اشتباه بزرگی است. طیف گسترده‌ای از منابع (حتی در کُتب عهد عتیق) به افرادی اشاره می‌کنند که عمری بین ۷۰ تا بیش از ۹۰ سال عمر داشته‌اند.

◀️ ادامه این بحث در پست‌های فردا

📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا

#ادامه_دارد

🆔: @iran_evolution
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ ادامه بخش چهارم

🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت

🔹در یک پژوهش دیگر، دانشمندان نسبت مغز به وزن بدن را در بین نخستی‌های مختلف اندازه گیری کردند، و بر این مبنا برای هوموساپینس‌ها به برآورد ۶۶ تا ۷۸ سال رسیدند.
Blurton Jones et al. (2002)

🔸مشاهده‌ی گشت‌زنان امروزی، این اعداد را تایید می‌کند. در قبایل «کونگ سان»، «هادزا» و «آچه» (در آفریقا و آمریکای جنوبی) زنی که تا ۴۵ سالگی زنده می‌مانَد، انتظار می‌رود در هر یک از اقوام به ترتیب تا ۲۰، ۲۱.۳ و ۲۲.۱ سال دیگر نیز زنده بماند.

🔹در قبیله‌ی «کونگ سان»، اغلب افرادی که به ۶۰ سالگی می‌رسند، انتظار می‌رود که براحتی تا ۱۰ سال دیگر یا بیشتر- یعنی سن تحرک و مشارکت اجتماعی- زنده بمانند.

🔸بنا به گفته‌ی «ریچارد لی» انسان‌شناس، یک نفر از هر ده نفری که او در زمان اقامتش در «بوتسوانا» دیده است بیش از ۶۰ سال سن داشته‌اند.

🔹مقاله‌ای جالبی که به خوانندگان علاقه مند به این موضوع توصیه می‌شود مقاله‌ی کاپلان و همکاران (۲۰۰۰) است. این مقاله را می‌توانید از وب سایت زیر دانلود کنید:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/1520-6505%282000%299%3A4%3C156%3A%3AAID-EVAN5%3E3.0.CO%3B2-7

🔸همانطور که در فصل‌های پیشین اشاره کردیم، روشن است که سلامتی کُلی انسان (شامل عمر طولانی) به واسطه‌ی پاگذاشتن به عصر کشاورزی-دامپروری، به طور جدی آسیب دیده است. رژیم غذایی انسان از آن تنوع مفرط و غنای غذایی، محدود به تعداد کمی دانه‌های گیاهی احتمالاً همراه با مقادیر گهگاهی از گوشت و لبنیات شد.

🔹 برای مثال، رژیم غذایی قبیله‌ی «آچه» شامل ۷۸ گونه‌ی مختلف از پستانداران، ۲۱ گونه از خزندگان و دوزیستان؛ ۱۵۰ گونه از پرندگان، ۴۰ گونه از ماهی‌ها و طیف گسترده‌ای از گیاهان بوده است. (Kaplan 2000)

🔸هنگامی که انسان به دوران کشاورزی دامپروری (پرورش دام و دانه) پا گذاشت، علاوه بر پایین آمدن کیفیت تغذیه و ارزش غذایی خوراکش، دچار بیماری‌های مهلک واگیردار نیز شد. در واقع، همه چیز برای چنین وضعیتی جور بود: جمعیت متراکمی که در کثافات خود می‌لولید، حیوانات اهلی در فاصله‌ی نزدیک (که به فضولات، ویروس‌ها و انگل‌های این مجموعه می‌افزودند)، و همین‌طور مسیرهای تجاری توسعه یافته که انتقال بیماری‌های واگیردار را از جوامع مصون به جوامع آسیب‌پذیر آسان می‌نمود.

🔹خوانندگان علاقه‌مند به چگونگی ادامه‌ی مصائب کشاورزی دام‌پروری در دنیای مدرن می‌توانند کتاب زیر از «مایکل پُلان» را مطالعه کنند:
In Defense of Food: An Eater’s Manifesto (2009)

🔸هنگامی که «جیمز لاریک» و همکارانش، هندی‌های «وارانی» اکوادور را که هنوز تقریباً منزوی بودند، مطالعه می‌کردند، هیچ علائمی از فشا خون، بیماری قلبی یا سرطان نیافتند. همچنین اثری از کم خونی یا سرماخوردگی یافت نشد. هیچ انگل داخلی‌ای وجود نداشت. علامتی از شیوع فلج اطفال، ذات الریه، آبله، آبله مرغان، تیفوس، سفلیس، سل، مالاریا، یا ورم کبد دیده نمی‌شد. Larrick et al. (1979)

🔹این موضوع آنقدر هم عجیب نیست، چرا که تقریباً همه ی این بیماری‌ها از حیوانات اهلی نشأت می‌گیرند یا مربوط به جمعیت متراکم با قابلیت بالای انتقال بیماری هستند. بیماری‌های عفونی مهلک یا انگل‌هایی که امروزه گونه‌ی ما را به ستوه آورده در واقع تا پیش از گذار به دوران پرورش «دام و دانه» امکان شیوع نداشتند.

◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
🔹بیماری‌های مهلک ناشی از حیوانات اهلی Diamond (1997)

◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
🔸افزایش چشمگیر در جمعیت جهان، همزمان با رشد کشاورزی-دامپروری، اگرچه سلامتی افراد را افزایش نداد، اما باروری را افزایش داد: حال، افراد بیشتری برای تولیدمثل وجود داشتند اما کیفیت زندگی برای آنها پایین‌تر بود.

🔹حتی «ادگرتون»، کسی که دروغ طول عمر کوتاه را به طور مرتب تکرار کرده است (این دروغ که امید به زندگی گشت زنان هنگام تولد، بین ۲۰ تا ۴۰ سال است ...) ، با این نکته موافق است که، به هر حال، گشت‌زنان از کشاورزان- دامپروران سالم‌تر بوده‌اند: "در سراسر دنیا، سلامتی کشاورزان دام پروران از شکارچی گردآوران، کمتر بود."
او می‌نویسد: "حتی تا میانه‌ی قرن نوزدهم یا و حتی قرن بیستم، طول عمر جمعیت شهری اروپا، هنوز پایین‌تر از شکارچی-گردآورندگان بود."
Edgerton (1992), p. 111

🔸تازه این در مورد وضعیت اروپا است. مردم آفریقا، اکثریت مردم آسیا و آمریکای لاتین، حتی امروز نیز به طول عمر نیاکان‌شان نرسیده‌اند و در آینده‌ی قابل پیش‌بینی نیز دستیابی به آن، به دلیل فقر شدید عالم‌گیر،گرمایش جهانی و ایدز محتمل نیست.

🔹بیماری‌ها از حیوانات اهلی به انسان‌ها منتقل شدند و پس از آن به سرعت از اجتماعی به اجتماعی دیگر راه یافتند. راه اندازی دادوستد در مقیاس جهانی، برای این عوامل بیماری زا یک موهبت بود. طاعون، از طریق جاده‌ی ابریشم به اروپا راه یافت. آبله و سرخک، در کشتی‌هایی که رو به سوی دنیای جدید داشتند پنهان شدند، و سفلیس احتمالاً در اولین بازگشت کُلمب از سفر با افرادی که از آتلانتیک باز می‌گشتند، همراه شده بود.

🔸امروز نیز موج دلهره و ترس هر ساله از انتقال آنفلوانزا از شرق دور، در دنیای غرب وجود دارد. و سرانجام ویروس ابولا ، سارس، باکتری‌های خوراکی، ویروس H1N1 (آنفولانزای خوکی) و عوامل بیماری‌زای بی‌شمار دیگری که هنوز نام گذاری نشده‌اند، ما را بی‌اختیار، وادار به شُستن دست‌هایمان می‌کنند.

🔹اگرچه در مورد شیوع گهگاهی بیماری‌های عفونی در دوران ماقبل تاریخ نیز شکی وجود ندارد، اما بعید بوده که حتی علارغم رواج روابط جنسی همزمان با چند نفر در آن دوران این بیماری‌ها، گسترش جغرافیایی می‌یافتند. ماندگاری عوامل بیماری‌زا، در گروه‌های گشت‌زن که بطور گسترده‌ای پراکنده بودند و ارتباط بین گروهی کمی نیز با یکدیگر داشتند تقریباً غیرممکن بود. در واقع، شرایط لازم برای بیماری‌های همه‌گیر، تا زمان انقلاب کشاورزی دامپروری بوجود نیامد.

🔸این ادعا که داروهای جدید و رعایت اصول بهداشتی، ما را از شر بیماری‌هایی نجات می‌دهد که مردمان دوران پیشاکشاورزی-دامپروری را به نابودی می‌کشاند، مانند این است که بگوییم کمربند ایمنی و کیسه‌های هوا، ما را در مقابل سوانح رانندگی‌ای محافظت می‌کند که نیاکان ما در اثر آن جان می‌سپردند.

📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا

#ادامه_دارد

🆔: @iran_evolution
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ قسمت پایانی بخش چهارم

🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت

◀️ بروز استرس تا سرحد مرگ

🔹امروز حتی اگر گرفتار یک ویروس مسری نشوید، احتمالاً درگیر زندگی پراسترس یا رژیم غذایی ناسالم خواهید شد. کورتیزول، هورمونی که بدن‌تان هنگام بروز استرس تولید می‌کند، مهمترین عامل کاهش ایمنی بدن شناخته شده است. به بیانی دیگر، هیچ چیز به اندازه‌ی استرس، بدن را در مقابل بیماری ها ضعیف نمی‌کند. حتی چیزی ظاهراً بی‌اهمیت مانند خواب ناکافی، اثر چشمگیری بر ایمنی بدن دارد.

🔸«شلدون کوهن» و شاگردانش، عادات خواب ۱۵۳ مرد و زن سالم را به مدت دو هفته، پیش از قرنطینه کردن آنها و قراردادن شان در معرض ویروس سرماخوردگی، مورد بررسی قرار دادند. نتیجه این بود که هر چه فرد خواب کمتری داشت به احتمال بیشتری به سرماخوردگی مبتلا می‌شد. کسانی که کمتر از ۷ ساعت در شب می‌خوابیدند، ۳ برابر بیشتر احتمال داشت به بیماری مبتلا شوند. Cohen et al. (2009)

🔹اگر می‌خواهید عمری طولانی داشته باشید، بهترین راه این است که بیشتر بخوابید و کمتر بخورید. تا به امروز، تنها روش موثر و قابل اطمینان برای افزایش طول عمر پستانداران، کاهش جدی در میزان کالری مصرفی است.

🔸هنگامی که یک آسیب‌شناس به نام «روی والفورد»، موش ها را با نصف غذایی که میل به خوردنش داشتند تغذیه کرد، طول عمرشان دو برابر شد که این معادل آن است که یک انسان ۱۶۰ سال عمر کند. این موش‌ها نه تنها به مدت بیشتری زنده ماندند، بلکه سالم‌تر و باهوش‌تر نیز ماندند (این ویژگی‌ها همانطور که می‌توانید حدس بزنید بر مبنای نحوه‌ی دویدن این موش‌ها در مسیرهای پرپیچ و خم مشخص می‌شد).

🔹ادامه‌ی بررسی‌ها بر روی حشرات، سگ‌ها، میمون‌ها و انسان، فواید گرسنه بودن در طول زندگی را تایید کرده است. در مطالعه‌ای بر روی ۴۴۸ نفر، که در مجله‌ی قلب آمریکا چاپ شد، معلوم شد که پرهیز غذایی دوره‌ای، با کاهش ۴۰ درصدی در ابتلا به بیماری قلبی همراه است و اعلام شد که: "با کاهش مصرف کالری، از اغلب بیماری‌ها از جمله سرطان، دیابت و حتی بیماری‌های مغز و اعصاب می‌توان جلوگیری کرد". Horne et al. (2008)

🔸این مطالعات ما را به این نتیجه‌ی تن‌آسانانه می‌رساند که در محیط اجدادی که نیاکان ما به شکلی دست به نقد و بدون ذخیره‌ی غذایی زندگی می‌کردند میزان معینی بی‌ثباتی و بی قاعدگی در الگوی تغذیه - که شاید به واسطه‌ی سبک زندگی همراه با تن آسانی خالص، و در بینابین‌ش دفعاتی فعالیت هوازی منظم نیز تشدید می‌شده است- می توانسته اقدامی در جهت تطبیق‌پذیری با شرایط و حتی حفظ سلامتی باشد.

🔹به عبارت دیگر، اگر شما فقط در مواقعی که واقعاً گرسنه هستید، از طریق شکار یا گردآوری مقدار کمی موادغذایی کم چرب بدست آورید و بخورید، و بقیه‌ی وقت‌تان را با فعالیت‌های کم‌ تنش مانند داستان گفتن کنار آتش، چُرت زدن در ننو و بازی کردن با بچه‌ها بگذرانید روش مناسبی برای طولانی شدن عمرتان انتخاب کرده‌اید.

🔸این چنین است که ما دوباره به پرسش ماندگار و قابل تأمل آن گشت‌زن می‌رسیم که وقتی به او شانس عضویت در دنیای متمدن و پرورش «دام و دانه» داده شده بود پرسیده بود: «چرا؟ چرا باید آنقدر سخت کار کنیم هنگامی که این همه دانه‌های مانگوگو در دنیا هست؟ چرا زحمت وجین کردن باغ را بر خویش هموار باید کرد، وقتی که این همه "ماهی ، میوه و پرنده" برای خوردن در اطرافم وجود دارد؟»

🔹 در سال ۱۹۰۲ ، «نیویورک تایمز» گزارشی چاپ کرد که سرخط آن چنین بود: "میکروب تنبلی و کندذهنی کشف شد." به نظر می‌رسید دکتر «استایلز»، جانورشناس دپارتمان کشاورزی، میکروبی را کشف کرده است که مسئول تنبلی و کندذهنی روستاییان سفیدپوست فقیر ساکن در ایالات جنوبی آمریکاست. اما در واقع به نظر می‌رسد آنچه این موضوع را می‌تواند توضیح دهد بررسی صنعت افسارگسیخته‌ی حاکم بر این افراد است و نه تنبلی آنها.

🔸چند سگ آبی حین سدسازی بر اثر سوانح جان خود را از دست می‌دهند؟ آیا پرنده‌هایی هستند که در آسمان بر اثر حملات سرگیجه به زمین بیافتند؟ چه تعداد از ماهی‌ها در اثر غرق شدن می‌میرند؟ اینگونه حوادث آنقدر نادرند که می‌توان بر سر آن شرط‌بندی کرد، در حالیکه امروز انسان به دلیل عوارض ناشی از استرس زیاد -که از نظر بسیاری از افراد، طبیعی به نظر می‌رسد- در حال پرداخت هزینه‌ی سنگینی است.

◀️ ادامه 👇

🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونه‌ها
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان ◀️ قسمت پایانی بخش چهارم 🔴 عمر کوتاه: یک دروغ یا یک واقعیت ◀️ بروز استرس تا سرحد مرگ 🔹امروز حتی اگر گرفتار یک ویروس مسری نشوید، احتمالاً درگیر زندگی پراسترس یا رژیم غذایی ناسالم خواهید شد. کورتیزول، هورمونی که بدن‌تان…
🔹 کلمه‌ی «کاروشی»، در فرهنگ ژاپنی یعنی: مرگ در اثر کار زیاد. اسناد پلیس ژاپن نشان می دهند که در سال ۲۰۰۸، ۲۲۰۰ کارگر ژاپنی به دلیل شرایط کاری سخت، دست به خودکشی زده‌اند، و به نقل از سندیکای کارگری "رنگو"، ۵ برابر این تعداد از سکته‌های ناشی از تنش و حملات قلبی مرده‌اند. اما چه زبان ما دارای چنین اصطلاحی باشد یا نباشد، آنچه واضح است این است که اثرات ویران‌گر تنش مفرط، محدود به کشور ژاپن نیست. در پس هر یک از مشکلات رایج نظیر بیماری‌های قلبی، مشکلات گردش خون، اختلال هاضمه، بی‌خوابی، افسردگی، ناتوانی جنسی، و چاقی مفرط، نقش یک عامل را نباید فراموش کرد: استرس مفرط.

🔸سوال اینجاست؛ اگر ما در شرایط هابزی مملو از ترس و اضطراب دائم فرگشت یافته‌ایم، اگر زندگی نیاکان‌مان واقعاً در وضعیتی غیراجتماعی، فقیرانه، کثیف، پرخشونت و با طول عمر کوتاه گذشته است پس چرا ما هنوز نسبت به استرس تا این حد آسیب‌پذیر هستیم؟

🔹برای مطالعه‌ی اجمالی این نکته که استرس چگونه بر ما اثر می‌گذارد، نگاه کنید به Sapolsky (1998) در مورد شباهت‌های انسان و بونوبو در مواجهه با استرس، به این نکته‌ی جالب توجه کنید که در جنگ جهانی دوم، همه‌ی بونوبوهای باغ وحشی که در نزدیکی انفجارها بودند، در اثر استرس مردند، در حالی که هیچ یک از شامپانزه‌ها نمردند. نقل قول از: De Waal and Lanting, 1998

✳️ جمع بندی پایانی این مجموعه در پست فردا

📗 برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان
✍️ : کریستوفر رایان ، ساسیلدا جفا


🆔: @iran_evolution
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان

◀️ جمع‌بندی پایانی

🔴 به چه کسی می‌گویید خیالاتی؟

🔹به نظر می‌رسد بجز عده ای که با مسائل به شکلی عقلانی برخورد می‌کنند، بسیاری از انسان‌ها، نیازی شدید دارند که ریشه‌ی جنگ را تنیده در سرشت فرگشتی ما ببینند، گشت‌زنان خودکفا را اقوامی فقیر ببینند و این باور دروغین را گسترش دهند که طول عمر بشر در دوران ماقبل تاریخ، نهایتاً ۳۰ یا ۴۰ سال بوده است. اما همان طور که نشان دادیم چنین دیدگاهی نسبت به گذشته‌ی انسان نادرست است.

🔸اگر زندگی انسان در ماقبل تاریخ، یک کشمکش دائمی بوده که با مرگ زودهنگام نیز به پایان می‌رسیده است؛ اگر گونه‌ی ما فقط در پی منافع شخصی است، اگر جنگ، همواره همراه ما بوده است و تمایل به آن در سرشت ما جا دارد؛ در آن صورت هر کسی حق دارد ادعا کند (همانطور که استفن پینکر چنین می‌کند) که اوضاع همواره در حال بهتر شدن است؛ یک دیدگاه بسیار خوش بینانه. خبر دلگرم کننده‌ای است؛ به این ترتیب، گویا "ما احتمالاً در صلح آمیزترین لحظات حضور گونه‌مان در روی زمین به دنیا آمده ایم". درواقع، این همان چیزی است که بیشتر شنوندگان دوست دارند بشنوند. همه‌ی ما می خواهیم باور کنیم که همه چیز در حال بهتر شدن است، گونه‌ی ما در حال یادگیری، رشد و کامیابی است. کیست که از اینکه امروز و در این دوران و نه دورانی دیگر به دنیا آمده است خوشحال نباشد؟ اما به مانند میهن پرستی، "یعنی این اعتقاد که کشورتان برتر از دیگر کشورها است، صرفاً به این دلیل که شما در آن زاده شده اید"(جرج برنارد شاو) ، این تصور که زندگی گونه‌ی ما "در صلح آمیزترین لحظاتش" قرار دارد، همان قدر از نظر عقلانی بی اساس است که از نظر احساسی مایه‌ی تسلی است.

🔹یک روزنامه نگار به نام «لوئیس مناند» یادآوری می‌کند که چطور «علم» می‌تواند با "توضیح دادن چیزها، به گونه ای که تهدیدی برای موجودیت آنها ایجاد نکند" کارکردی اصولاً سیاسی در جهت «حفظ شرایط موجود» داشته باشد.

🔸او به طرز کنایه آمیزی می‌پرسد: "چرا شخصی باید شاد نباشد یا دست به رفتارهای ضداجتماع بزند در حالی که در آزادترین و کامیاب‌ترین کشور دنیا زندگی می‌کند؟ مطئمناً علت این موضوع ربطی به نظام (اقتصادی-سیاسی) ندارد"! The New Yorker, June 26, 2006, p. 76

🔹چه دردتان است؟ همه چیز که خوب است. زندگی عالی است و بهتر هم خواهد شد! جنگ کمتر! عمر طولانی تر! انسانی نوین و بهبودیافته!

🔸این دیدگاه خوش‌بینانه که دوران کنونی نوین، بهبودیافته و فوق العاده است، بر روی تصویری خون بار و تخیلی از گذشته ساخته شده است که اولین بار هابز آن را مطرح کرد. با این جود، هنوز هم این دیدگاه ساده‌لوحانه در عرصه‌ی عمومی، "واقع گرایانه" خوانده می‌شود و کسی که از مفروضات بنیادی آن بپرسد ممکن است به عنوان شخصی خیالاتی برچسب بخورد.

🔹اما نکته اینجاست که این بحث "واقع بینانه"، بر روی تَلی از داده هایی با تفسیرهای اشتباه، و محاسبات گمراه کننده بنا شده است. مرور بی‌طرفانه‌ی شاخه‌های علمی مرتبط با این موضوع، به روشنی نشان می‌دهد که ده‌ها هزار سال پیش یعنی پیش از ظهور عصر «کشاورزی-دام پروری»، اگرچه دورانی ایده‌آل و بی نقص وجود نداشته است، اما بیشتر مقاطع آن دوران با تندرستی، صلح بین افراد و گروه‌ها، سطح پایین فشار روانی، و سطح بالای رضایتمندی کُلی برای بیشتر نیاکان‌مان همراه بوده است.

🔸آیا ما نویسندگان این کتاب، با اینگونه بحث کردن‌ها، توانسته ایم خود را از اتهام عضویت در «جنبش آرمان‌خواهان متوهم» تبرئه کنیم؟

آیا ما نیز پیرو این توهم روسویی هستیم که ماقبل تاریخ، هیچ شباهتی به یک کابوس بی‌پایان نداشته است؟

آیا می‌خواهیم بگوییم که سرشت انسانی به خشونت، خودخواهی و بهره کشی گرایش ندارد، بلکه مایل به صلح، بخشش و مشارکت است؟

آیا می‌خواهیم بگوییم که اغلب نیاکان باستانی ما نوعی حس تعلق اجتماعی را تجربه کرده‌اند که امروزه حتی برای ما قابل تصور هم نیست؟

آیا می‌خواهیم بگوییم که کارکرد فرگشتی تمایلات جنسی انسان، ایجاد همبستگی اجتماعی و روشی لذت‌بخش برای پیشگیری یا رفع تعارض‌ها بوده است؟

آیا ما با یک خیال‌بافی ساده‌باورانه می‌خواهیم بگوییم که انسان‌های کهن، بعد از جان سالم بدر بردن از سال‌های اولیه‌ی زندگی، به همان اندازه‌ی یک فرد ثروتمند و خوش شانس امروزی زنده می‌ماندند بی‌آنکه به هیچ یک از فن‌آوری‌های پیشرفته‌ی پزشکی -نظیر قرار دادن استنت (فنر) درون رگ‌های کرونر قلب، داروی دیابت و مفاصلی از جنس تیتانیوم امروزی ما دسترسی داشته باشند؟

🔴 خیر!

◀️ ادامه 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونه‌ها
چهار باور اشتباه درباره سرشت انسان ◀️ جمع‌بندی پایانی 🔴 به چه کسی می‌گویید خیالاتی؟ 🔹به نظر می‌رسد بجز عده ای که با مسائل به شکلی عقلانی برخورد می‌کنند، بسیاری از انسان‌ها، نیازی شدید دارند که ریشه‌ی جنگ را تنیده در سرشت فرگشتی ما ببینند، گشت‌زنان خودکفا…
🔹اگر واقعاً ما بخواهیم از چنین مواضعی دفاع کنیم باید بدانید که دیدگاه نئوهابزی خیلی روشن‌تر از دیدگاه ماست. حرف ما این است:

گونه‌ی ما ظرفیتی دست کم به همان اندازه که برای تخریب و ویران‌گری ظرفیت دارد برای عشق‌ورزی و سخاوت‌مندی هم زمینه دارد.

گونه‌ی ما دست کم همان قدر برای همکاری صلح آمیز طراحی شده که برای جنگ و ستیزهای گروهی.

گونه‌ی ما دست کم همان قدر برای روابط جنسی باز و بی قید و بند سیم کشی شده است که برای حسادت جنسی و انحصارگری جنسی.

✳️ هر دو دنیا بر روی ما گشوده بود، تا اینکه حدوداً ده هزار سال پیش، تعداد کمی از نیاکان ما به راهی کشیده شدند که آنها را به باغ کارهای پررنج و مشقت، بیماری، و جنگ و تعارض بُرد. راهی که همچنان هم گونه‌ی ما در آن گرفتار است....

🔹خُب، این مسلماً دیدگاه دلگرم کننده‌ای در باب خط سیر فرگشت انسان نیست. با این اوصاف، به نظرتان چه کسی در اینجا رومانتیک ساده باور است؟

#پایان

🆔: @iran_evolution
🔴 ویژگی‌های صورت نئاندرتال‌ها

🆔: @iran_evolution
CRTLS_Volume 19_Issue 4_Pages 139-153.pdf
168.8 KB
🗒 بررسی و نقد کتاب انسان خردمند

به قلم دکتر حامد وحدتی نسب

🆔: @iran_evolution
❇️ یافتن شواهد ژنتیکی تازه از انسان‌های ماقبل تاریخ در غرب آفریقا راز پیدایش انسان امروزی را پیچیده‌تر کرد.

کانال فرگشت 👇
🆔: @iran_evolution
فرگشت ، تحول گونه‌ها
❇️ یافتن شواهد ژنتیکی تازه از انسان‌های ماقبل تاریخ در غرب آفریقا راز پیدایش انسان امروزی را پیچیده‌تر کرد. کانال فرگشت 👇 🆔: @iran_evolution
🔹 دانشمندان حین بررسی اجداد ساکنان غرب آفریقا، شواهدی را از وجود انسان هایی که حدود نیم میلیون سال پیش در آفریقا زندگی می زیسته‌اند به دست آورده‌اند که ژن آنها هنوز در انسان‌های امروزی پیدا می شود. دانشمندان آن را «جمعیت ارواح» نامیده اند.

🔸 بر اساس برآوردهای دانشمندان، حدود ۱۹ درصد از ساختار ژنتیکی انسان ممکن است از این جمعیت که هویت آنها هنوز نامشخص است و از همین رو از واژه «ارواح» برای نام بردن از آنها استفاده می شود، آمده باشد.

🔹 پژوهشگران می دانند که بخشی از ساختار ژنتیکی انسان‌های امروزی خارج از آفریقا از تبار «دنیسووا» و «نئاندرتال» آمده است؛ اما از انسان‌های نخستینی که در گوناگونی ژنتیکی ساکنان امروزی داخل آفریقا نقش داشته‌اند، اطلاعات زیادی در دست نیست.

🔸 دانشمندان بر این باور هستند که این انسان‌های ناشناخته ممکن است حدود ۶۲۵ هزار سال پیش از اجداد «نئاندرتال‌ها» و انسان‌های مدرن جدا شده باشند و هزاران سال بعد با اجداد ساکنان مدرن آفریقای غربی تولید مثل کرده باشند.

🔹 بر اساس نتایج پژوهشی که در مجله «نیچر» (Nature) چاپ شده است، قدمت قدیمی‌ترین گونه انسان در منطقه‌ای در شمال بوتسوانا و حدود ۲۰۰ هزار سال پیش ردیابی شده است.

🆔: @iran_evolution
❇️ هدف علم این نیست که در را به سوی دانش بی‌نهایت باز کند، بلکه این است که خطاهای بی‌نهایت را محدود کند.

برتولت برشت

🆔: @iran_evolution
🔹تعداد میکروب‌های بدن انسان از تعداد سلول‌های بدن انسان بیشتر است.

🗒 در گذشته نسبت بسیار بالاتری تخمین زده می‌شد اما طبق یک پژوهش در سال ۲۰۱۶ (R.Sander) این نسبت نزدیک به ۱:۱ است ولی همچنان، به طور معمول تعداد باکتری‌ها بیشتر از سلول‌ها است.

🔸طبق این پژوهش، در یک مرد شاخص (مردی با هفتاد کیلوگرم، بیست تا سی سال سن و ۱.۷ متر قد) به طور میانگین، حدود ۳۰ تریلیون سلول انسانی و ۳۹ تریلیون باکتری وجود دارد.

DOI:10.1038/nature.2016.19136

🧬 بسیاری از این باکتری‌های همزیست، بی‌ضرر و بسیاری دیگر برای انسان مفید و حتی ضروری هستند.

⁉️ تو ای هوموساپینس عزیز که حتی در بدن خودت یک موجود زنده در کنار ۳۹ تریلیون موجود زنده دیگر هستی، واقعاً تصور می‌کنی از دیگر جانداران جدا شده‌ای؟

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4991899/

🆔: @iran_evolution
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕵هدف از وجود انسان چیست؟

جورج کارلین

“آمدنم بهر چه بود؟”

سؤالی است که قرن‌ها فلاسفه را دچار سردرگمی کرده، غافل از این که پاسخ این سؤال ساده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کردند.

#طنز
🆔 @iran_evolution
در انقلاب کشاورزی چه پیش آمد؟

برگرفته از کتاب سرشت جنسی انسان

🆔: @iran_evolution