Head over heels.
امیدوارم بتونیم دوستی مثل هلن برنز پیدا کنیم:)))
این فقط قسمت کوچیکی از شاهکار ادبیات انگلستان، جین ایر، هست که الان مشغول خوندنشم و میتونم بگم از خوندنش پشیمون نمیشید.
انقدررررر احساسات جین رو صادقانه و معصومانه روی برگهای این کتاب نویسنده آورده که امکان نداره با جین همدردی نکنید.
نکته آخر اینکه نمیدونمممم واقعاااا چرا این کتابو تو دسته رمانتیسم گذاشتن چون واقعا رمانتیک نیست به جز بخش کوتاهیش؛ به نظر من شارلوت برونته بیشتر به کنکاش احساسات درونی و وجدان و مسائل اجتماعی سعی داشته اشاره کنه.
انقدررررر احساسات جین رو صادقانه و معصومانه روی برگهای این کتاب نویسنده آورده که امکان نداره با جین همدردی نکنید.
نکته آخر اینکه نمیدونمممم واقعاااا چرا این کتابو تو دسته رمانتیسم گذاشتن چون واقعا رمانتیک نیست به جز بخش کوتاهیش؛ به نظر من شارلوت برونته بیشتر به کنکاش احساسات درونی و وجدان و مسائل اجتماعی سعی داشته اشاره کنه.
❤8❤🔥1
از شیفت طولانی امروز فقط یادمه یه خانمی توی اون شلوغی بهم گفت ممنونم زیبا صنم مهربان!
بعد من انقدر خسته بودم داشتم فکر میکردم صنم کیه؟ :)))
بعد من انقدر خسته بودم داشتم فکر میکردم صنم کیه؟ :)))
🤣10
Head over heels.
این فقط قسمت کوچیکی از شاهکار ادبیات انگلستان، جین ایر، هست که الان مشغول خوندنشم و میتونم بگم از خوندنش پشیمون نمیشید. انقدررررر احساسات جین رو صادقانه و معصومانه روی برگهای این کتاب نویسنده آورده که امکان نداره با جین همدردی نکنید. نکته آخر اینکه نمیدونمممم…
میلیونها نفر در حالت شورش خاموش علیه بخت و قسمت به سر میبرند.
❤5💔2
Head over heels.
میلیونها نفر در حالت شورش خاموش علیه بخت و قسمت به سر میبرند.
ادامهاش.
پخت و پز خانومی در سال ۱۸۴۷.🔥
پخت و پز خانومی در سال ۱۸۴۷.🔥
❤🔥5❤1
✧انجمن شاعران زنده✧
هیچوقت به کتاباتون نگید چرت تک به تکشون جزوی از مسیرِ شمان و لازمن🫵🏻
به نظرم فقط یه کتابخون حرفهای میتونه به این درجه از فهم کتابی رسیده باشه🩵
👏6
Head over heels.
چیزی که از صفحهی پنجاه دارم سر فوسکا داد میزنم رو تازه صفحهی سیصد بهش رسیده.
این رو هم میذارم اینجا برای خودم.
❤6
Head over heels.
این رو هم میذارم اینجا برای خودم.
همه میمیرند از سیمون دوبووار ترجمهی مهدی سحابی
❤7
Head over heels.
چیزی که از صفحهی پنجاه دارم سر فوسکا داد میزنم رو تازه صفحهی سیصد بهش رسیده.
«زنده باد کارمونا!»
«زنده باد لوتر!»
«زنده باد رفرم!»
«زنده باد جمهوری!»
شعارها روز به روز و سال به سال تغییر میکردند و فوسکا با خود میگفت بیهوده خود را به کشتن میدهند که این چنین پاسخ گرفت:
«هیچوقت شده که آدم برای چیزی که بیارزد خودش را به کشتن بدهد؟ چه چیز به اندازهی زندگی آدم ارزش دارد؟»
همین زندگی کوتاه و میرا که آدمی در راه آرمانهایش با خون رنگش میزند، با خطر جلایش میدهد و با امید تزئینش میکند. چند صباحی دیگر هم با لبخند و گریه به استقبال مرگ میرود غافل از اینکه تا به فوسکا میرسد فناناپذیری شیرهی سعادت زندگی را کشیده و داغ دل پسر جاوید را تازه میکند.
او میماند، موش و ماه!
«زنده باد لوتر!»
«زنده باد رفرم!»
«زنده باد جمهوری!»
شعارها روز به روز و سال به سال تغییر میکردند و فوسکا با خود میگفت بیهوده خود را به کشتن میدهند که این چنین پاسخ گرفت:
«هیچوقت شده که آدم برای چیزی که بیارزد خودش را به کشتن بدهد؟ چه چیز به اندازهی زندگی آدم ارزش دارد؟»
همین زندگی کوتاه و میرا که آدمی در راه آرمانهایش با خون رنگش میزند، با خطر جلایش میدهد و با امید تزئینش میکند. چند صباحی دیگر هم با لبخند و گریه به استقبال مرگ میرود غافل از اینکه تا به فوسکا میرسد فناناپذیری شیرهی سعادت زندگی را کشیده و داغ دل پسر جاوید را تازه میکند.
او میماند، موش و ماه!
🍾6❤2🔥1
Forwarded from 𝘈𝘯𝘥 𝘵𝘩𝘦 𝘌𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘵𝘩𝘦 𝘞𝘰𝘳𝘭𝘥.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر دوست دارین بدونین معنی شعرش چیه.
(عبدالجبار کاکایی)
(عبدالجبار کاکایی)
❤6
بدرود دوست من
بی آن که دستها را بفشاریم و حرفی بزنیم
غمگین مباش
خم به ابرو نیاور
دراین زندگی، مردن چندان تازگی ندارد
و زیستن نیز دیگر چیز تازهایی نیست…
سرگئی یسنین
بی آن که دستها را بفشاریم و حرفی بزنیم
غمگین مباش
خم به ابرو نیاور
دراین زندگی، مردن چندان تازگی ندارد
و زیستن نیز دیگر چیز تازهایی نیست…
سرگئی یسنین
🍓3
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
«خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد. از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.»
- سوگ سیاوش؛ شاهرخ مسکوب
_IranianQoutes_
@uttweet
- سوگ سیاوش؛ شاهرخ مسکوب
_IranianQoutes_
@uttweet
❤5
برف در تهران
در تهران
چند سال یک بار برف میبارید
و این تنها دلخوشی ما بود
که له شدن دانههای برف را
زیر پا بشنویم
که از زندگی مرخصی بگیریم
که سفیدی
خاکستری ملال را بپوشاند.
در تهران
چند سال یک بار برف میبارید
برف را دیگر نمیشد شنید
تنها لبخندها را
میشد از دور دید
و سفیدی
آبی کمرنگ غربت را میپوشاند.
در تهران دوباره برف باریده
این بار سفیدی
نمیتواند سرخی خون را بپوشاند.
21 ژانویه 2026
https://t.iss.one/in_a_short_moment
در تهران
چند سال یک بار برف میبارید
و این تنها دلخوشی ما بود
که له شدن دانههای برف را
زیر پا بشنویم
که از زندگی مرخصی بگیریم
که سفیدی
خاکستری ملال را بپوشاند.
در تهران
چند سال یک بار برف میبارید
برف را دیگر نمیشد شنید
تنها لبخندها را
میشد از دور دید
و سفیدی
آبی کمرنگ غربت را میپوشاند.
در تهران دوباره برف باریده
این بار سفیدی
نمیتواند سرخی خون را بپوشاند.
21 ژانویه 2026
https://t.iss.one/in_a_short_moment
Telegram
در یک فرصت باریک
نوشتههای سامان جواهریان
[email protected]
[email protected]
❤3
Forwarded from Comentive | کامنتیو
گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.
- روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
.
- روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
.