اخبار و کتاب های ریاضی
کسی یادش مییاد این چی بود؟! @harmoniclib 👇👇👇
جواب ارسالی
هرکس واسه طرف مقابلش دست خودش رو میکشید و تا یک عددی مثلا پنجاه شماره ها رو بهم ریخته مینوشت داخلش و بعد کاغذ رو به طرف مقابل میداد و به نوبت یک شماره میگفت به طرف مقابل و اون دنبال شماره میگشت در طی این مدت اون فرد باید دور دست رو با خطای مشکی نزدیک بهم پر میکرد و هرکس دستش زودتر پر شده بود برنده میشد.
@harmoniclib
هرکس واسه طرف مقابلش دست خودش رو میکشید و تا یک عددی مثلا پنجاه شماره ها رو بهم ریخته مینوشت داخلش و بعد کاغذ رو به طرف مقابل میداد و به نوبت یک شماره میگفت به طرف مقابل و اون دنبال شماره میگشت در طی این مدت اون فرد باید دور دست رو با خطای مشکی نزدیک بهم پر میکرد و هرکس دستش زودتر پر شده بود برنده میشد.
@harmoniclib
غیاثالدین_جمشید_کاشانی_ملکی_و_فتاحی_شرق.pdf
1.6 MB
نابغهای ناتمام و نامیرا
نگاهی به زندگی و دستاوردهای ریاضیدان نامور ایرانی «غیاثالدین جمشید کاشانی»
@harmoniclib
نگاهی به زندگی و دستاوردهای ریاضیدان نامور ایرانی «غیاثالدین جمشید کاشانی»
@harmoniclib
جهت تبلیغات در
کانال
اخبار و کتابهای ریاضی
@harmoniclib
و یا
گروه
ارشد و دکتری ریاضی
@arshadoct
به آی دی زیر پیام دهید.
👇👇👇👇👇👇
@meisami_mah
کانال
اخبار و کتابهای ریاضی
@harmoniclib
و یا
گروه
ارشد و دکتری ریاضی
@arshadoct
به آی دی زیر پیام دهید.
👇👇👇👇👇👇
@meisami_mah
مدیر مدرسه به این نکته پی برد که دکارت بیش از کودکان عادی همسال خود احتیاج به استراحت دارد. به وی اجازه داد که صبحها تا هر ساعتی که میل دارد در خواب بماند و هر موقع که خواست به کلاسهای درس برود. دکارت هر موقع که احتیاج به تفکر داشت صبحها را در رختخواب میگذرانید.
او هر وقت راجع به مدت اقامت خود در مدرسهی لافلش میاندیشید این نکته را تایید میکرد که این ساعات طویل و دلپذیر صبحانه، در سکوت مطلق، سرمنشأ اصلی همهی ابداعات او در فلسفه و ریاضیات بوده است.
@harmoniclib
او هر وقت راجع به مدت اقامت خود در مدرسهی لافلش میاندیشید این نکته را تایید میکرد که این ساعات طویل و دلپذیر صبحانه، در سکوت مطلق، سرمنشأ اصلی همهی ابداعات او در فلسفه و ریاضیات بوده است.
@harmoniclib
چه طور شد که به رشتهی مورد نظرتون ( ریاضی یا هر رشتهای که هستید) علاقمند شدید؟!
@harmoniclib
لطفا از خاطرات جذاب شروع این علاقمندی در قسمت کامتها برای ما بنويسيد.
👇👇👇
@harmoniclib
لطفا از خاطرات جذاب شروع این علاقمندی در قسمت کامتها برای ما بنويسيد.
👇👇👇
#معرفی_اساتید
دکتر الیزابت ابراهیم زاده کیست؟
خانم الیزابت ابراهیمزاده دکترای ریاضی خود را از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در سال ۱۹۸۴ اخذ کرد و هم اکنون استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در ساکرامنتو است. زمینهی تخصصی ایشان نظریهاعداد و آنالیز مختلط است.
ایشان در اولین دورهی مسابقات ریاضیات انجمن ایران در سال ۱۳۵۲ عضو تیم دانشگاه صعنتی شریف بودند و موفق به کسب رتبهی اول این مسابقات شدند.
@harmoniclib
دکتر الیزابت ابراهیم زاده کیست؟
خانم الیزابت ابراهیمزاده دکترای ریاضی خود را از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در سال ۱۹۸۴ اخذ کرد و هم اکنون استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در ساکرامنتو است. زمینهی تخصصی ایشان نظریهاعداد و آنالیز مختلط است.
ایشان در اولین دورهی مسابقات ریاضیات انجمن ایران در سال ۱۳۵۲ عضو تیم دانشگاه صعنتی شریف بودند و موفق به کسب رتبهی اول این مسابقات شدند.
@harmoniclib
هیچ لذتی در دنیا بالاتر از گروهی مساله حل کردن نیست.
هر کسی یه ایدهای میده،
یکی مثال میزنه،
یکی درستی ایدهها را بررسی میکنه
یکی گزارشنویسیش خوبه، اثبات را قشنگ مینویسه...
@harmoniclib
هر کسی یه ایدهای میده،
یکی مثال میزنه،
یکی درستی ایدهها را بررسی میکنه
یکی گزارشنویسیش خوبه، اثبات را قشنگ مینویسه...
@harmoniclib
💥 سوال انگیزشی ۹۰:
سه دایره متقاطع به شکلی معرفی کنید که شعاع یکی از آنها میانگین هندسی شعاعهای دو دایرهی دیگر باشد. ادعای خود را ثابت نمایید.
منتظر راه حلهای متنوع و خلاقانه شما هستیم.
@harmoniclib
جوابهای خود را در قسمت کامنتها بنویسید.
(بهترین جوابها در کانال قرار خواهند گرفت.)
👇👇👇
سه دایره متقاطع به شکلی معرفی کنید که شعاع یکی از آنها میانگین هندسی شعاعهای دو دایرهی دیگر باشد. ادعای خود را ثابت نمایید.
منتظر راه حلهای متنوع و خلاقانه شما هستیم.
@harmoniclib
جوابهای خود را در قسمت کامنتها بنویسید.
(بهترین جوابها در کانال قرار خواهند گرفت.)
👇👇👇
این همه مدال بر یک گردن
Uwakmfon Unwana
اوکمفون اونوانا متولد ۲۰۰۷ یکه مساله حل کن قوی است که توانسته در بیش از ۲۸ مسابقهی ریاضی ملی و بینالمللی مدال کسب کند.
@harmoniclib
Uwakmfon Unwana
اوکمفون اونوانا متولد ۲۰۰۷ یکه مساله حل کن قوی است که توانسته در بیش از ۲۸ مسابقهی ریاضی ملی و بینالمللی مدال کسب کند.
@harmoniclib
اخبار و کتاب های ریاضی
💥 سوال انگیزشی ۹۰: سه دایره متقاطع به شکلی معرفی کنید که شعاع یکی از آنها میانگین هندسی شعاعهای دو دایرهی دیگر باشد. ادعای خود را ثابت نمایید. منتظر راه حلهای متنوع و خلاقانه شما هستیم. @harmoniclib جوابهای خود را در قسمت کامنتها بنویسید. (بهترین…
جواب ارسالی آقای فرشید:
سلام
پاره خط AB با دو انتهای A و B را در نظر بگیریم. از
نقطه دلخواه H حد فاصل بین A و B عمودی رسم می کنیم تا نیمدایره به قطر AB را در نقطه O قطع کند از O به A و B
وصل می کنیم
و در مثلث راست گوشه OAB البته OH ارتفاع و اندازه آن برابر با میانگین هندسی BH و AH است.
پس برای برقراری شرط مسئله کافی است که دوایر به شعاع های OH و BH و همینطور AH رسم کنیم تا سه دایره در نقطه H همدیگر را قطع کنند
به این ترتیب با شرط زیر
OH^2=BH.AH
سه دایره متقاطع بالا
جواب مسئله خواهند بود.
برای اثبات کافی است که رابطه تشابه را در مثلثهای OHB و OHA بنویسیم ...
@harmoniclib
سلام
پاره خط AB با دو انتهای A و B را در نظر بگیریم. از
نقطه دلخواه H حد فاصل بین A و B عمودی رسم می کنیم تا نیمدایره به قطر AB را در نقطه O قطع کند از O به A و B
وصل می کنیم
و در مثلث راست گوشه OAB البته OH ارتفاع و اندازه آن برابر با میانگین هندسی BH و AH است.
پس برای برقراری شرط مسئله کافی است که دوایر به شعاع های OH و BH و همینطور AH رسم کنیم تا سه دایره در نقطه H همدیگر را قطع کنند
به این ترتیب با شرط زیر
OH^2=BH.AH
سه دایره متقاطع بالا
جواب مسئله خواهند بود.
برای اثبات کافی است که رابطه تشابه را در مثلثهای OHB و OHA بنویسیم ...
@harmoniclib
💥تنها نهادی که در ایران تغییر نمیکند کدام است؟!
◀️ بانک، سینما، اطلاع رسانی، غذا، سیاست و غالب مؤلفه های دیگر همه تغییر کردهاند اما انگار یک نهاد یا یک ساختار هر اتفاقی که می افتد تغییر نمیکند!
با اتومبیل در شهر تردد می کنی. 50 سال قبل اما چقدر تردد با اتومبیل شخصی در شهر وجود داشت؟
کانال تلگرامی خود را چک می کنی. 50 سال قبل وسیله اطلاع رسانی چه بود؟
از طریق اینترنت پول جا به جا می کنی. 50 سال قبل انتقال پول جز با مراجعه به بانک ممکن نبود.
با فشار دادن چند دکمه می توانی به کانال های مختلف تلویزیونی در جاهای مختلف دنیا سرک بکشی. 50 سال قبل اگر هم تلویزیون داشتی محدود به دوسه کانال بود با تصاویر سیاه و سفید یا تلفن، همه جا همراه توست.
همه چیز در این 50 سال تغییر کرده الا یک نهاد!
سالن سینما هم سینمای 50 سال قبل نیست و می توان در طبقات فوقانی پردیس های تجاری در سالن های مدرن فیلم تماشا کرد.
کتاب خواندن هم تغییر کرده و مثل 50 سال قبل نیست. هم روی گوشی می توان کتاب خواند هم کتاب گویا برایت کتاب می خواند. البته در دیاری که دانستن فضیلت نباشد کتاب خوانی چندان هم رایج نیست.
اینها تنها مثال هایی است که نشان می دهد به هر سو و هر جا که می نگری می بینی همه تغییر کرده اند الا یک ساختار!
50 سال قبل خانواده ها چند فرزند داشتند و حالا شمار خانوارهای بی فرزند رو به فزونی است چه رسد به یک یا دو فرزند.
دقت می کنید؟ همه تغییر کرده اند الا یک جا!
✅ اما اینجا کجاست که پس از 50 سال تغییر نکرده؟ مدرسه و ساختار آموزش و پرورش است.
50 سال پیش با نمره می ترساندند و حالا هم می ترسانند. 50 سال قبل مهارت ویژه ای آموزش داده نمی شد و تکیه بر محفوظاتی بود که به سرعت رخت بر می بست و حالا هم هست.
50 سال قبل کلاس یعنی یک اتاق با تعدادی نیمکت و در فضایی که تنفس گاه دشوار می شد و معلمی که خسته وارد کلاس می شد و یک راست می رفت سراغ کتاب و درس و چشم به چشم یکایک بچه ها نمی دوخت تا ببیند اگر امروز حسن خواب آلود است چرا و آن سوتر اگر نازنین مثل هر روز سر حال نیست چه اتفاقی افتاده است. آنچه انگار فراموش شده «حال» و فرآیند رشد است. وزیر هم درباره کنکور حرف می زند و انگار دغدغه همه « فردا» و کنکور دانشگاه هاست که قاعدتا نباید ربطی به آموزش و پرورش داشته باشد. کنکور یک مسابقه است. کل سیستم آموزشی را که نمی شود بر پایه مسابقه ورود به دانشگاه ها تنظیم کرد.
بچه ها را مدام مقایسه کردن و کار گروهی را یاد ندادن 50 سال پیش بود و حالا هم هست.
بچه، نمره نمی آورد و معلم برای تحقیر یا جلب توجه والدین نمره یک رقمی را درشت تر می نویسد و از کودک می خواهد بیشتر تلاش کند! یک چیز اما عوض شده و آن نوع نگاه والدین است. پدر به جای شماتت فرزند کنار نمره می نویسد: البته بهتر است شما هم شیوه آموزش خود را تغییر دهید.
شماری از معلمان البته چنین می کنند اما ساختار کهنه است. آنها هم گرفتار ساختار کهنه اند و بیش از همه آنها رنج می برند.
شاید بگویید به جای گچ روی تخته سیاه با ماژیک روی تخته سفید می نویسند یا برخی به تغییر محتوای کتاب های درسی اشاره کنند.
انگار در آموزش و پرورش «در» به روی همان پاشنه می چرخد که از 50 سال پیش می چرخیده است.
بچه ها همچنان حفظ می کنند. همچنان مهارت های زندگی را نمی آموزند. همچنان انقلاب هوش در مدارس به جریان نیفتاده و به جز استفاده های ابتدایی و ابزاری اتفاقی نیفتاده و 90 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق و مزایا و پاداش ها می شود و با این حساب تفاوتی ندارد که کی وزیر است. چون 10 درصد بودجه را بیشتر در اختیار ندارد.
این که پدر و مادرها همان حرف هایی را در مدرسه بشنوند که خودشان موقع تحصیل می شنیدند و حتی شکل ظاهری هم تغییر نکرده تنها به درد تجدید خاطره و احساس نوستالژیک می خورد.
🤔56 سال قبل و در سوم دی ماه 1340 محمد درخشش وزیر وقت آموزش و پرورش که در آن زمان به آن وزارت فرهنگ می گفتند در پیامی تصریح کرد: مصمم هستیم تحولی در برنامه های تحصیلی به وجود آوریم. 50 سال است که همه از تصمیم به تحول و تغییر خبر می دهند و یگانه اتفاقی که رخ نمی دهد همین تغییر است.
💡یک بار دیگر به این موضوع فکر کنیم که چرا همه جا تغییر کرده ولی این نهاد تغییر نمی کند؟ نه این که دیگران که می گوییم تغییر کرده اند الزاما رو به جلو بوده اما به هر رو تغییر می بینی. یا نه این که دراینجا هیچ کس نخواهد، اما انگار نمی شود که نمی شود!
به نقل از خشت کج | نقد نظام آموزشی
@harmoniclib
◀️ بانک، سینما، اطلاع رسانی، غذا، سیاست و غالب مؤلفه های دیگر همه تغییر کردهاند اما انگار یک نهاد یا یک ساختار هر اتفاقی که می افتد تغییر نمیکند!
با اتومبیل در شهر تردد می کنی. 50 سال قبل اما چقدر تردد با اتومبیل شخصی در شهر وجود داشت؟
کانال تلگرامی خود را چک می کنی. 50 سال قبل وسیله اطلاع رسانی چه بود؟
از طریق اینترنت پول جا به جا می کنی. 50 سال قبل انتقال پول جز با مراجعه به بانک ممکن نبود.
با فشار دادن چند دکمه می توانی به کانال های مختلف تلویزیونی در جاهای مختلف دنیا سرک بکشی. 50 سال قبل اگر هم تلویزیون داشتی محدود به دوسه کانال بود با تصاویر سیاه و سفید یا تلفن، همه جا همراه توست.
همه چیز در این 50 سال تغییر کرده الا یک نهاد!
سالن سینما هم سینمای 50 سال قبل نیست و می توان در طبقات فوقانی پردیس های تجاری در سالن های مدرن فیلم تماشا کرد.
کتاب خواندن هم تغییر کرده و مثل 50 سال قبل نیست. هم روی گوشی می توان کتاب خواند هم کتاب گویا برایت کتاب می خواند. البته در دیاری که دانستن فضیلت نباشد کتاب خوانی چندان هم رایج نیست.
اینها تنها مثال هایی است که نشان می دهد به هر سو و هر جا که می نگری می بینی همه تغییر کرده اند الا یک ساختار!
50 سال قبل خانواده ها چند فرزند داشتند و حالا شمار خانوارهای بی فرزند رو به فزونی است چه رسد به یک یا دو فرزند.
دقت می کنید؟ همه تغییر کرده اند الا یک جا!
✅ اما اینجا کجاست که پس از 50 سال تغییر نکرده؟ مدرسه و ساختار آموزش و پرورش است.
50 سال پیش با نمره می ترساندند و حالا هم می ترسانند. 50 سال قبل مهارت ویژه ای آموزش داده نمی شد و تکیه بر محفوظاتی بود که به سرعت رخت بر می بست و حالا هم هست.
50 سال قبل کلاس یعنی یک اتاق با تعدادی نیمکت و در فضایی که تنفس گاه دشوار می شد و معلمی که خسته وارد کلاس می شد و یک راست می رفت سراغ کتاب و درس و چشم به چشم یکایک بچه ها نمی دوخت تا ببیند اگر امروز حسن خواب آلود است چرا و آن سوتر اگر نازنین مثل هر روز سر حال نیست چه اتفاقی افتاده است. آنچه انگار فراموش شده «حال» و فرآیند رشد است. وزیر هم درباره کنکور حرف می زند و انگار دغدغه همه « فردا» و کنکور دانشگاه هاست که قاعدتا نباید ربطی به آموزش و پرورش داشته باشد. کنکور یک مسابقه است. کل سیستم آموزشی را که نمی شود بر پایه مسابقه ورود به دانشگاه ها تنظیم کرد.
بچه ها را مدام مقایسه کردن و کار گروهی را یاد ندادن 50 سال پیش بود و حالا هم هست.
بچه، نمره نمی آورد و معلم برای تحقیر یا جلب توجه والدین نمره یک رقمی را درشت تر می نویسد و از کودک می خواهد بیشتر تلاش کند! یک چیز اما عوض شده و آن نوع نگاه والدین است. پدر به جای شماتت فرزند کنار نمره می نویسد: البته بهتر است شما هم شیوه آموزش خود را تغییر دهید.
شماری از معلمان البته چنین می کنند اما ساختار کهنه است. آنها هم گرفتار ساختار کهنه اند و بیش از همه آنها رنج می برند.
شاید بگویید به جای گچ روی تخته سیاه با ماژیک روی تخته سفید می نویسند یا برخی به تغییر محتوای کتاب های درسی اشاره کنند.
انگار در آموزش و پرورش «در» به روی همان پاشنه می چرخد که از 50 سال پیش می چرخیده است.
بچه ها همچنان حفظ می کنند. همچنان مهارت های زندگی را نمی آموزند. همچنان انقلاب هوش در مدارس به جریان نیفتاده و به جز استفاده های ابتدایی و ابزاری اتفاقی نیفتاده و 90 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق و مزایا و پاداش ها می شود و با این حساب تفاوتی ندارد که کی وزیر است. چون 10 درصد بودجه را بیشتر در اختیار ندارد.
این که پدر و مادرها همان حرف هایی را در مدرسه بشنوند که خودشان موقع تحصیل می شنیدند و حتی شکل ظاهری هم تغییر نکرده تنها به درد تجدید خاطره و احساس نوستالژیک می خورد.
🤔56 سال قبل و در سوم دی ماه 1340 محمد درخشش وزیر وقت آموزش و پرورش که در آن زمان به آن وزارت فرهنگ می گفتند در پیامی تصریح کرد: مصمم هستیم تحولی در برنامه های تحصیلی به وجود آوریم. 50 سال است که همه از تصمیم به تحول و تغییر خبر می دهند و یگانه اتفاقی که رخ نمی دهد همین تغییر است.
💡یک بار دیگر به این موضوع فکر کنیم که چرا همه جا تغییر کرده ولی این نهاد تغییر نمی کند؟ نه این که دیگران که می گوییم تغییر کرده اند الزاما رو به جلو بوده اما به هر رو تغییر می بینی. یا نه این که دراینجا هیچ کس نخواهد، اما انگار نمی شود که نمی شود!
به نقل از خشت کج | نقد نظام آموزشی
@harmoniclib