Forwarded from آرش رئیسینژاد
آمریکا و سیاست «بزرگنمایی از تهدید» چین: واقعیت، پروپاگاندا و حفرههای پنهان چین
در دنیای امروز، مرز بین «واقعیت عینی» و «روایتسازی رسانهای» در مورد چین بسیار باریک شده است.
۱. لایه واقعیت: جایی که پیشرفتها غیرقابل انکار است. در برخی حوزهها، آنچه در رسانهها میشنوید نه تنها اغراق نیست، بلکه گاهی حتی کمتر از واقعیت است:
سرعت نفوذ نوآوری (Diffusion): چین در تبدیل «ایده» به «محصول انبوه» بیرقیب است. برای مثال در سال ۲۰۲۶، فاصله زمانی بین معرفی یک مدل هوش مصنوعی در غرب و پیادهسازی مشابه آن در صنایع چینی به کمتر از ۶ ماه رسیده است.
زنجیره تأمین سبز: چین در حال حاضر لیدر بلامنازع انرژیهای پاک است. در سال ۲۰۲۶، برای نخستین بار در تاریخ این کشور، ظرفیت تولید برق از خورشید و باد از زغالسنگ پیشی گرفته است. این یک پیشرفت ساختاری واقعی است، نه صرفاً تبلیغاتی.
تولیدات نظامی کمی: در حوزه نیروی دریایی، چین با سرعت خیرهکنندهای در حال ساخت ناوهای هواپیمابر (از جمله ناو فوجیان که در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ عملیاتی شد) و زیردریایی است. از نظر تعداد کشتی، چین هماکنون بزرگترین نیروی دریایی جهان را دارد.
۲. لایه روایتسازی (بزرگنمایی): جایی که رسانهها ترس میفروشند
بسیاری از گزارشهای رسانههای غربی (بهویژه رسانههای جریان راست آمریکا) هدفمند هستند:
بودجه برای پروژههای نظامی: پنتاگون و پیمانکاران دفاعی غرب، گاهی برای متقاعد کردن پارلمانها جهت دریافت بودجه بیشتر، قدرت چین را «بیش از حد» ترسناک جلوه میدهند. این یک استراتژی کلاسیک برای تحریک سرمایهگذاری داخلی است.
اثر "تعداد" در برابر "کیفیت": رسانهها اغلب بر تعداد موشکها یا کشتیها تمرکز میکنند، اما در اندیشکدههای نظامی تخصصی، هنوز برتری کیفی آمریکا در حوزه «یکپارچگی میدان نبرد» و «تجربه جنگی واقعی» تأکید میشود. چین دهههاست که در هیچ جنگ وسیعی شرکت نکرده و این یک نقص بزرگ در ارزیابی قدرت واقعی نظامی آنهاست.
۳. لایه چالشهای پنهان: آنچه در گزارشها کمتر میبینید
چین علیرغم نوآوریهای خیرهکننده، با «دیوارهای بلند» روبروست که رسانهها گاهی از کنار آنها ساده میگذرند:
بحران جمعیت و بهرهوری: رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴.۶٪ کاهش یافته است. پیر شدن سریع جمعیت، فشار سنگینی بر بودجههای نوآوری وارد میکند.
شکاف در نیمههادیها: علیرغم پیشرفتهای شرکتهایی مثل هواوی، چین هنوز در تولید چیپهای زیر ۳ نانومتر (که مغز متفکر هوش مصنوعی و سلاحهای فوق پیشرفته است) وابسته به بازارهای سیاه یا مهندسی معکوس است و تحریمهای غرب تأثیر واقعی (هرچند کند) داشتهاند.
@Iran_Simorq
در دنیای امروز، مرز بین «واقعیت عینی» و «روایتسازی رسانهای» در مورد چین بسیار باریک شده است.
۱. لایه واقعیت: جایی که پیشرفتها غیرقابل انکار است. در برخی حوزهها، آنچه در رسانهها میشنوید نه تنها اغراق نیست، بلکه گاهی حتی کمتر از واقعیت است:
سرعت نفوذ نوآوری (Diffusion): چین در تبدیل «ایده» به «محصول انبوه» بیرقیب است. برای مثال در سال ۲۰۲۶، فاصله زمانی بین معرفی یک مدل هوش مصنوعی در غرب و پیادهسازی مشابه آن در صنایع چینی به کمتر از ۶ ماه رسیده است.
زنجیره تأمین سبز: چین در حال حاضر لیدر بلامنازع انرژیهای پاک است. در سال ۲۰۲۶، برای نخستین بار در تاریخ این کشور، ظرفیت تولید برق از خورشید و باد از زغالسنگ پیشی گرفته است. این یک پیشرفت ساختاری واقعی است، نه صرفاً تبلیغاتی.
تولیدات نظامی کمی: در حوزه نیروی دریایی، چین با سرعت خیرهکنندهای در حال ساخت ناوهای هواپیمابر (از جمله ناو فوجیان که در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ عملیاتی شد) و زیردریایی است. از نظر تعداد کشتی، چین هماکنون بزرگترین نیروی دریایی جهان را دارد.
۲. لایه روایتسازی (بزرگنمایی): جایی که رسانهها ترس میفروشند
بسیاری از گزارشهای رسانههای غربی (بهویژه رسانههای جریان راست آمریکا) هدفمند هستند:
بودجه برای پروژههای نظامی: پنتاگون و پیمانکاران دفاعی غرب، گاهی برای متقاعد کردن پارلمانها جهت دریافت بودجه بیشتر، قدرت چین را «بیش از حد» ترسناک جلوه میدهند. این یک استراتژی کلاسیک برای تحریک سرمایهگذاری داخلی است.
اثر "تعداد" در برابر "کیفیت": رسانهها اغلب بر تعداد موشکها یا کشتیها تمرکز میکنند، اما در اندیشکدههای نظامی تخصصی، هنوز برتری کیفی آمریکا در حوزه «یکپارچگی میدان نبرد» و «تجربه جنگی واقعی» تأکید میشود. چین دهههاست که در هیچ جنگ وسیعی شرکت نکرده و این یک نقص بزرگ در ارزیابی قدرت واقعی نظامی آنهاست.
۳. لایه چالشهای پنهان: آنچه در گزارشها کمتر میبینید
چین علیرغم نوآوریهای خیرهکننده، با «دیوارهای بلند» روبروست که رسانهها گاهی از کنار آنها ساده میگذرند:
بحران جمعیت و بهرهوری: رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴.۶٪ کاهش یافته است. پیر شدن سریع جمعیت، فشار سنگینی بر بودجههای نوآوری وارد میکند.
شکاف در نیمههادیها: علیرغم پیشرفتهای شرکتهایی مثل هواوی، چین هنوز در تولید چیپهای زیر ۳ نانومتر (که مغز متفکر هوش مصنوعی و سلاحهای فوق پیشرفته است) وابسته به بازارهای سیاه یا مهندسی معکوس است و تحریمهای غرب تأثیر واقعی (هرچند کند) داشتهاند.
@Iran_Simorq
👍62👎6
Forwarded from آرش رئیسینژاد
۱. جزئیات لایه روایتسازی (بزرگنمایی و پروپاگاندا)
رسانهها و اندیشکدهها معمولاً با استفاده از تکنیکهای زیر، تصویری فراتر از واقعیت (یا گاهی ترسناکتر) ارائه میدهند:
تلهی "تعداد در برابر کیفیت" (Quantity vs. Quality): رسانهها دائماً تکرار میکنند که چین بیش از ۳۷۰ کشتی جنگی دارد و آمریکا حدود ۲۹۰ تا. اما جزئیات پنهان اینجاست: تناژ (وزن و حجم) کل ناوگان آمریکا هنوز بسیار بیشتر است. بسیاری از کشتیهای چین شناورهای کوچک ساحلی هستند، در حالی که آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر هستهای غولپیکر با توان جابهجایی جهانی دارد. چین در "روایت عددی" پیروز است، اما در "توان عملیاتی دوربرد" هنوز فاصله دارد.
بزرگنمایی "پتنتها" (Patent Inflation): گفته میشود چین سالانه بیش از هر کشوری پتنت (حق اختراع) ثبت میکند. اما تحلیلگران دقیق میدانند که بخش بزرگی از این پتنتها "Utility Models" یا تغییرات جزئی در محصولات موجود هستند که برای دریافت سوبسیدهای دولتی ثبت میشوند، نه نوآوریهای بنیادین (Breakthrough). در شاخص "پتنتهای با کیفیت بالا" (Triadic Patents)، غرب هنوز پیشتاز است.
روایت "یوآن دیجیتال" و سقوط دلار: بسیاری از رسانههای جایگزین پیشبینی میکنند یوآن جایگزین دلار میشود. اما واقعیتِ ۲۰۲۶ نشان میدهد که یوآن تنها حدود ۳٪ از ذخایر ارزی جهانی را تشکیل میدهد. چین به دلیل کنترل شدید بر خروج سرمایه، نمیتواند ارز خود را به یک ارز ذخیره جهانی واقعی تبدیل کند، چون بازار آزاد را برنمیتابد.
۲. جزئیات چالشهای پنهان (آنچه پکن پنهان میکند)
در پشت دیوارهای بلند و آسمانخراشهای شیشهای، چین با بحرانهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند که در بلندمدت ترمز نوآوری و قدرت نظامیاش خواهد بود:
بحران بهرهوری و "تله درآمد متوسط": چین دیگر نیروی کار ارزان ندارد. دستمزدها بالا رفته اما بهرهوری به همان نسبت رشد نکرده است. بسیاری از شرکتهای خارجی در حال انتقال کارخانههای خود به ویتنام و هند هستند. چین مجبور است با سرعت سرسامآوری به سمت "اتوماسیون کامل" برود تا خلاء نیروی کار جوان را پر کند.
بدهیهای عظیم پنهان (LGFV): دولتهای محلی در چین برای ساختوسازهای عظیم (پلها و شهرهایی که گاهی خالی میمانند) بدهیهای نجومی به بار آوردهاند. این بدهیها مثل یک بمب ساعتی زیر سیستم بانکی چین عمل میکنند و باعث شدهاند دولت در سال ۲۰۲۶ با احتیاط بسیار بیشتری در پروژههای بزرگ بینالمللی مثل "کمربند و جاده" سرمایهگذاری کند.
فرار مغزها و فشار اجتماعی: جنبشهایی مثل "Lying Flat" (تلاش نکردن و قناعت به حداقل) در میان جوانان چینی نشاندهنده ناامیدی نسل جدید از فشار کاری شدید (فرهنگ ۹۹۶) است. برخلاف روایت رسمی که چینیها را سختکوش و متحد نشان میدهد، طبقه تحصیلکرده به شدت به دنبال مهاجرت یا خروج سرمایه از کشور است.
شکاف نوآوری در لایههای بنیادین: چین در "اپلیکیشنسازی" (مثل تیکتاک) عالی است، اما در ساخت "ابزارهای ساخت" (مثل دستگاههای لیتوگرافی ASML برای تولید تراشه یا موتورهای جت با طول عمر بالا) هنوز با چالش جدی روبروست. آنها در لایه "مصرفکننده" نوآورند اما در لایه "زیرساخت تکنولوژیک" هنوز به غرب وابستهاند.
۳. چرا اندیشکدههای غربی در مورد قدرت چین اغراق میکنند؟
این یک بازی دو سر برد برای نهادهای غربی است:
بسیج عمومی: ایجاد ترس از "رقیب خارجی" تنها راهی است که در سیستمهای دموکراتیک میتوان بودجههای سنگین را به سمت آموزش، زیرساخت و صنایع نظامی سوق داد.
جذب بودجه نظامی: شرکتهای بزرگ دفاعی (Lockheed Martin, Raytheon) برای فروش نسلهای جدید سلاح، نیاز دارند که چین را "بسیار پیشرفته" جلوه دهند.
نتیجهگیری سیستمی:
چین یک "غول در حال تکامل" است، نه یک "قدرت شکستناپذیر". روایتهای رسانهای معمولاً نقاط قوت را بیش از حد بزرگ و نقاط ضعف ساختاری را نادیده میگیرند.
@Iran_Simorq
رسانهها و اندیشکدهها معمولاً با استفاده از تکنیکهای زیر، تصویری فراتر از واقعیت (یا گاهی ترسناکتر) ارائه میدهند:
تلهی "تعداد در برابر کیفیت" (Quantity vs. Quality): رسانهها دائماً تکرار میکنند که چین بیش از ۳۷۰ کشتی جنگی دارد و آمریکا حدود ۲۹۰ تا. اما جزئیات پنهان اینجاست: تناژ (وزن و حجم) کل ناوگان آمریکا هنوز بسیار بیشتر است. بسیاری از کشتیهای چین شناورهای کوچک ساحلی هستند، در حالی که آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر هستهای غولپیکر با توان جابهجایی جهانی دارد. چین در "روایت عددی" پیروز است، اما در "توان عملیاتی دوربرد" هنوز فاصله دارد.
بزرگنمایی "پتنتها" (Patent Inflation): گفته میشود چین سالانه بیش از هر کشوری پتنت (حق اختراع) ثبت میکند. اما تحلیلگران دقیق میدانند که بخش بزرگی از این پتنتها "Utility Models" یا تغییرات جزئی در محصولات موجود هستند که برای دریافت سوبسیدهای دولتی ثبت میشوند، نه نوآوریهای بنیادین (Breakthrough). در شاخص "پتنتهای با کیفیت بالا" (Triadic Patents)، غرب هنوز پیشتاز است.
روایت "یوآن دیجیتال" و سقوط دلار: بسیاری از رسانههای جایگزین پیشبینی میکنند یوآن جایگزین دلار میشود. اما واقعیتِ ۲۰۲۶ نشان میدهد که یوآن تنها حدود ۳٪ از ذخایر ارزی جهانی را تشکیل میدهد. چین به دلیل کنترل شدید بر خروج سرمایه، نمیتواند ارز خود را به یک ارز ذخیره جهانی واقعی تبدیل کند، چون بازار آزاد را برنمیتابد.
۲. جزئیات چالشهای پنهان (آنچه پکن پنهان میکند)
در پشت دیوارهای بلند و آسمانخراشهای شیشهای، چین با بحرانهای ساختاری دستوپنجه نرم میکند که در بلندمدت ترمز نوآوری و قدرت نظامیاش خواهد بود:
بحران بهرهوری و "تله درآمد متوسط": چین دیگر نیروی کار ارزان ندارد. دستمزدها بالا رفته اما بهرهوری به همان نسبت رشد نکرده است. بسیاری از شرکتهای خارجی در حال انتقال کارخانههای خود به ویتنام و هند هستند. چین مجبور است با سرعت سرسامآوری به سمت "اتوماسیون کامل" برود تا خلاء نیروی کار جوان را پر کند.
بدهیهای عظیم پنهان (LGFV): دولتهای محلی در چین برای ساختوسازهای عظیم (پلها و شهرهایی که گاهی خالی میمانند) بدهیهای نجومی به بار آوردهاند. این بدهیها مثل یک بمب ساعتی زیر سیستم بانکی چین عمل میکنند و باعث شدهاند دولت در سال ۲۰۲۶ با احتیاط بسیار بیشتری در پروژههای بزرگ بینالمللی مثل "کمربند و جاده" سرمایهگذاری کند.
فرار مغزها و فشار اجتماعی: جنبشهایی مثل "Lying Flat" (تلاش نکردن و قناعت به حداقل) در میان جوانان چینی نشاندهنده ناامیدی نسل جدید از فشار کاری شدید (فرهنگ ۹۹۶) است. برخلاف روایت رسمی که چینیها را سختکوش و متحد نشان میدهد، طبقه تحصیلکرده به شدت به دنبال مهاجرت یا خروج سرمایه از کشور است.
شکاف نوآوری در لایههای بنیادین: چین در "اپلیکیشنسازی" (مثل تیکتاک) عالی است، اما در ساخت "ابزارهای ساخت" (مثل دستگاههای لیتوگرافی ASML برای تولید تراشه یا موتورهای جت با طول عمر بالا) هنوز با چالش جدی روبروست. آنها در لایه "مصرفکننده" نوآورند اما در لایه "زیرساخت تکنولوژیک" هنوز به غرب وابستهاند.
۳. چرا اندیشکدههای غربی در مورد قدرت چین اغراق میکنند؟
این یک بازی دو سر برد برای نهادهای غربی است:
بسیج عمومی: ایجاد ترس از "رقیب خارجی" تنها راهی است که در سیستمهای دموکراتیک میتوان بودجههای سنگین را به سمت آموزش، زیرساخت و صنایع نظامی سوق داد.
جذب بودجه نظامی: شرکتهای بزرگ دفاعی (Lockheed Martin, Raytheon) برای فروش نسلهای جدید سلاح، نیاز دارند که چین را "بسیار پیشرفته" جلوه دهند.
نتیجهگیری سیستمی:
چین یک "غول در حال تکامل" است، نه یک "قدرت شکستناپذیر". روایتهای رسانهای معمولاً نقاط قوت را بیش از حد بزرگ و نقاط ضعف ساختاری را نادیده میگیرند.
@Iran_Simorq
👍55👎6
Forwarded from آرش رئیسینژاد
برگ برنده غرب (بهویژه آمریکا، اروپا و ژاپن) در رقابت با چین، در لایهای نهفته است که به آن «تکنولوژیهای مادر» یا «ابزارهای ساخت» میگویند. اگر چین «کارخانه جهان» است، غرب «طراح ماشینآلات و نرمافزارهای این کارخانه» باقی مانده است.
در ادامه، جزئیات این شکاف بنیادین را در سه حوزه کلیدی بررسی میکنیم:
۱. لیتوگرافی و نیمههادیها: گلوگاه نهایی (ASML و رقبا)
بزرگترین مثال برای شکاف بنیادین، دستگاههای EUV (لیتوگرافی با اشعه ماوراء بنفش فرابنفش) است.
انحصار مطلق: شرکت هلندی ASML تنها سازنده این دستگاهها در جهان است. بدون این ماشینها، ساخت تراشههای زیر ۷ نانومتر (که برای هوش مصنوعی و آیفونهای جدید حیاتی است) غیرممکن است.
چرا چین نمیتواند کپی کند؟ یک دستگاه EUV بیش از ۱۰۰,۰۰۰ قطعه دارد که از زنجیره تأمین پیچیدهای (لنزهای زایس آلمان، لیزرهای آمریکایی و...) میآید. این یک "پتنت با کیفیت بالا" است که نتیجه ۵۰ سال تحقیق بنیادین در فیزیک نور است. چین با تمام بودجههای میلیارد دلاریاش در سال ۲۰۲۶، هنوز نتوانسته نمونهای عملیاتی و تجاری از EUV بسازد.
۲. ابزارهای ساخت (Tooling) و نرمافزارهای طراحی
چین در تولید محصول نهایی عالی است، اما ابزارهایی که آن محصول را طراحی میکنند، هنوز غربی هستند:
EDA (اتوماسیون طراحی الکترونیک):
سه شرکت آمریکایی (Synopsys, Cadence, Mentor) بازار نرمافزارهایی را در دست دارند که مهندسان با آنها چیپ طراحی میکنند. بدون این نرمافزارها، شما حتی اگر کارخانه تراشه داشته باشید، نمیتوانید نقشهای برای چاپ روی سیلیکون بکشید.
موتورهای جت و مواد پیشرفته: چین در ساخت بدنه هواپیما پیشرفت کرده (مثل C919)، اما همچنان برای موتورهای قابل اعتماد به CFM International (شرکت مشترک جنرال الکتریک آمریکا و سافران فرانسه) وابسته است. شکاف در اینجا در «علم مواد» است؛ یعنی توانایی ساخت آلیاژهایی که هزاران ساعت در دمای بسیار بالا بدون تغییر شکل کار کنند. این دانشی است که در پتنتهای بنیادین غرب نهفته و کپیبرداری از آن دههها زمان میبرد.
۳. نوآوری بنیادین در برابر نوآوری کاربردی
تفاوت اصلی در نوع پتنتهاست:
چین (نوآوری کاربردی): پتنتهایی برای بهبود باتریها، بهینهسازی الگوریتمهای تحویل غذا یا پنلهای خورشیدی ارزانتر. اینها "رشد خطی" ایجاد میکنند.
غرب (نوآوری بنیادین): اختراع مدلهای ترنسفورمر (پایه و اساس ChatGPT)، ویرایش ژنی CRISPR، محاسبات کوانتومی و راکتورهای همجوشی هستهای.
مثال: شرکت OpenAI یا DeepMind (گوگل) لایههای بنیادین هوش مصنوعی را خلق کردند. چین (مثل شرکت DeepSeek در سال ۲۰۲۶) با نبوغ بالایی این مدلها را بهینه و ارزان کرد، اما جرقه اولیه و معماری اصلی همچنان از آزمایشگاههای غربی برخاست.
۴. اکوسیستم "سرمایهگذاری خطرپذیر" و آزادی آکادمیک
شکاف بنیادین فقط در ماشینآلات نیست، بلکه در "سیستم تولید ایده" است:
مدل غربی: دانشگاههای برتر (Stanford, MIT, ETH Zurich) محیطی دارند که در آن شکست خوردن بخشی از فرآیند است. سرمایهگذاران خطرپذیر (Venture Capital) روی ایدههایی که ممکن است ۹۰٪ شکست بخورند اما با شانس موفقیت ۱۰٪ جهان را تغییر دهند، شرطبندی میکنند.
مدل چینی: به دلیل فشارهای سیاسی و نظارت دولتی، محققان چینی تمایل دارند روی پروژههایی کار کنند که "خروجی تضمینشده" داشته باشند تا بودجهشان قطع نشود. این امر باعث میشود در "بهینهسازی" اول باشند اما در "خلق پارادایمهای جدید" عقب بمانند.
@Iran_Simorq
در ادامه، جزئیات این شکاف بنیادین را در سه حوزه کلیدی بررسی میکنیم:
۱. لیتوگرافی و نیمههادیها: گلوگاه نهایی (ASML و رقبا)
بزرگترین مثال برای شکاف بنیادین، دستگاههای EUV (لیتوگرافی با اشعه ماوراء بنفش فرابنفش) است.
انحصار مطلق: شرکت هلندی ASML تنها سازنده این دستگاهها در جهان است. بدون این ماشینها، ساخت تراشههای زیر ۷ نانومتر (که برای هوش مصنوعی و آیفونهای جدید حیاتی است) غیرممکن است.
چرا چین نمیتواند کپی کند؟ یک دستگاه EUV بیش از ۱۰۰,۰۰۰ قطعه دارد که از زنجیره تأمین پیچیدهای (لنزهای زایس آلمان، لیزرهای آمریکایی و...) میآید. این یک "پتنت با کیفیت بالا" است که نتیجه ۵۰ سال تحقیق بنیادین در فیزیک نور است. چین با تمام بودجههای میلیارد دلاریاش در سال ۲۰۲۶، هنوز نتوانسته نمونهای عملیاتی و تجاری از EUV بسازد.
۲. ابزارهای ساخت (Tooling) و نرمافزارهای طراحی
چین در تولید محصول نهایی عالی است، اما ابزارهایی که آن محصول را طراحی میکنند، هنوز غربی هستند:
EDA (اتوماسیون طراحی الکترونیک):
سه شرکت آمریکایی (Synopsys, Cadence, Mentor) بازار نرمافزارهایی را در دست دارند که مهندسان با آنها چیپ طراحی میکنند. بدون این نرمافزارها، شما حتی اگر کارخانه تراشه داشته باشید، نمیتوانید نقشهای برای چاپ روی سیلیکون بکشید.
موتورهای جت و مواد پیشرفته: چین در ساخت بدنه هواپیما پیشرفت کرده (مثل C919)، اما همچنان برای موتورهای قابل اعتماد به CFM International (شرکت مشترک جنرال الکتریک آمریکا و سافران فرانسه) وابسته است. شکاف در اینجا در «علم مواد» است؛ یعنی توانایی ساخت آلیاژهایی که هزاران ساعت در دمای بسیار بالا بدون تغییر شکل کار کنند. این دانشی است که در پتنتهای بنیادین غرب نهفته و کپیبرداری از آن دههها زمان میبرد.
۳. نوآوری بنیادین در برابر نوآوری کاربردی
تفاوت اصلی در نوع پتنتهاست:
چین (نوآوری کاربردی): پتنتهایی برای بهبود باتریها، بهینهسازی الگوریتمهای تحویل غذا یا پنلهای خورشیدی ارزانتر. اینها "رشد خطی" ایجاد میکنند.
غرب (نوآوری بنیادین): اختراع مدلهای ترنسفورمر (پایه و اساس ChatGPT)، ویرایش ژنی CRISPR، محاسبات کوانتومی و راکتورهای همجوشی هستهای.
مثال: شرکت OpenAI یا DeepMind (گوگل) لایههای بنیادین هوش مصنوعی را خلق کردند. چین (مثل شرکت DeepSeek در سال ۲۰۲۶) با نبوغ بالایی این مدلها را بهینه و ارزان کرد، اما جرقه اولیه و معماری اصلی همچنان از آزمایشگاههای غربی برخاست.
۴. اکوسیستم "سرمایهگذاری خطرپذیر" و آزادی آکادمیک
شکاف بنیادین فقط در ماشینآلات نیست، بلکه در "سیستم تولید ایده" است:
مدل غربی: دانشگاههای برتر (Stanford, MIT, ETH Zurich) محیطی دارند که در آن شکست خوردن بخشی از فرآیند است. سرمایهگذاران خطرپذیر (Venture Capital) روی ایدههایی که ممکن است ۹۰٪ شکست بخورند اما با شانس موفقیت ۱۰٪ جهان را تغییر دهند، شرطبندی میکنند.
مدل چینی: به دلیل فشارهای سیاسی و نظارت دولتی، محققان چینی تمایل دارند روی پروژههایی کار کنند که "خروجی تضمینشده" داشته باشند تا بودجهشان قطع نشود. این امر باعث میشود در "بهینهسازی" اول باشند اما در "خلق پارادایمهای جدید" عقب بمانند.
@Iran_Simorq
👍78👎5
Forwarded from آرش رئیسینژاد
نتیجهگیری
غرب در حال حاضر استراتژی "حیاط کوچک، دیوار بلند" را اجرا میکند؛ یعنی اجازه میدهد چین در محصولات مصرفی پیشرفت کند، اما دسترسی او را به "ابزارهای ساخت" و "دانش بنیادین" قطع کرده است. تا زمانی که چین نتواند سیستم آموزشی و علمی خود را از حالت "نتیجهگرا و دستوری" به حالت "اکتشافی و آزاد" تغییر دهد، این شکاف در لایههای بنیادین احتمالا باقی خواهد ماند.
@Iran_Simorq
غرب در حال حاضر استراتژی "حیاط کوچک، دیوار بلند" را اجرا میکند؛ یعنی اجازه میدهد چین در محصولات مصرفی پیشرفت کند، اما دسترسی او را به "ابزارهای ساخت" و "دانش بنیادین" قطع کرده است. تا زمانی که چین نتواند سیستم آموزشی و علمی خود را از حالت "نتیجهگرا و دستوری" به حالت "اکتشافی و آزاد" تغییر دهد، این شکاف در لایههای بنیادین احتمالا باقی خواهد ماند.
@Iran_Simorq
👍118👎8
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جامعه خطرهای بیصاحب
چرا جامعه ایران کماعتماد است؟
سهند ایرانمهر معتقد است جامعه ایران دارای مقدار زیادی انسجام اجتماعی افقی است، انسجامی که میان مردم و گروههای مردمی برقرار است اما انسجام اجتماعی عمومی، به معنای انسجام بین مردم و حاکمیت تضعیفشده است.
او اعتقاد دارد که اعتماد اجتماعی در این جامعه تضعیف شده و علت آنرا در یکی از خصایص جالب و خطرناک این جامعه میداند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/FqK1tSX5-0w
سهند ایرانمهر اعتقاد دارد که جامعه ایران، جامعهای در خطر تهدید است که خطر در آن صاحب ندارد. بیصاحب بودن خطر ویژگیای است که او در طرح نظری خود درباره جامعه ایران صورتبندی میکند و با اتکا به آن ویژگیهای این جامعه و از جمله علت بروز بیاعتمادی را شرح میدهد.
او اگرچه وظیفه جامعهشناس و تحلیلگر را صورتبندی خطرها به منظور تعیین شدن صاحب برای آنها میداند، اما راهکارهایی برای بیرون رفتن از این وضعیت ارائه میدهد که متکی بر تجربههای جهانی هم هست.
#سهند_ایرانمهر #جامعه_خطر #اعتماد_اجتماعی #انسجام_اجتماعی #سرمایه_اجتماعی
@irantalk_sn
چرا جامعه ایران کماعتماد است؟
سهند ایرانمهر معتقد است جامعه ایران دارای مقدار زیادی انسجام اجتماعی افقی است، انسجامی که میان مردم و گروههای مردمی برقرار است اما انسجام اجتماعی عمومی، به معنای انسجام بین مردم و حاکمیت تضعیفشده است.
او اعتقاد دارد که اعتماد اجتماعی در این جامعه تضعیف شده و علت آنرا در یکی از خصایص جالب و خطرناک این جامعه میداند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/FqK1tSX5-0w
سهند ایرانمهر اعتقاد دارد که جامعه ایران، جامعهای در خطر تهدید است که خطر در آن صاحب ندارد. بیصاحب بودن خطر ویژگیای است که او در طرح نظری خود درباره جامعه ایران صورتبندی میکند و با اتکا به آن ویژگیهای این جامعه و از جمله علت بروز بیاعتمادی را شرح میدهد.
او اگرچه وظیفه جامعهشناس و تحلیلگر را صورتبندی خطرها به منظور تعیین شدن صاحب برای آنها میداند، اما راهکارهایی برای بیرون رفتن از این وضعیت ارائه میدهد که متکی بر تجربههای جهانی هم هست.
#سهند_ایرانمهر #جامعه_خطر #اعتماد_اجتماعی #انسجام_اجتماعی #سرمایه_اجتماعی
@irantalk_sn
👍61👎7
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی سرزعیم در این گفتوگو مدل حکمرانی در جمهوری اسلامی را تحلیل میکند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
@irantalk_sn
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
@irantalk_sn
👍87👎12
Forwarded from آرش رئیسینژاد
داستان «مس»
در دنیای امروز که به سمت کربنزدایی و هوش مصنوعی حرکت میکند، مس دیگر تنها یک فلز صنعتی نیست؛ بلکه به «نفت جدید» و ستون فقرات گذار انرژی تبدیل شده است.
۱. نقش مس در اکوسیستم مدرن (کاربردها)
مس به دلیل رسانایی الکتریکی بیرقیب (پس از نقره) و مقاومت در برابر خوردگی، در سه حوزه کلیدی نقش حیاتی ایفا میکند:
زیرساختهای هوش مصنوعی (AI): هر مرکز داده هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ، به حدود ۵۰,۰۰۰ تن مس برای سیستمهای برقرسانی و خنککننده نیاز دارد (در مقایسه با ۵ تا ۱۵ هزار تن در مراکز داده سنتی). پیشبینی میشود تقاضای بخش AI تا سال ۲۰۳۰ به سالانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تن برسد.
خودروهای برقی (EV): یک خودروی برقی به طور متوسط ۳ برابر بیشتر از خودروهای احتراقی (حدود ۸۰ کیلوگرم) مس مصرف میکند.
انرژیهای تجدیدپذیر: سیستمهای خورشیدی و بادی برای انتقال انرژی به شبکههای هوشمند، به حجم عظیمی از کابلهای مسی نیاز دارند.
۲. چشمانداز بازار و قیمت (۲۰۲۶)
طبق تحلیل نهادهایی مانند J.P. Morgan و Goldman Sachs، بازار مس در سال ۲۰۲۶ با شرایط زیر روبروست:
کسری عرضه: پیشبینی میشود بازار با کسری ۳۳۰ هزار تنی مس تصفیهشده مواجه شود.
قیمت: تحلیلگران انتظار دارند قیمت مس در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به اوج ۱۲,۵۰۰ دلار در هر تن برسد و میانگین سالانه آن حدود ۱۲,۱۰۰ دلار باشد.
چالش ذوب: ظرفیت پالایشگاهها (Smelters) در چین و ژاپن به دلیل کاهش "هزینههای تصفیه" (TC/RC) تحت فشار شدید قرار دارد که میتواند عرضه فیزیکی را محدودتر کند.
۳. رقابت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک
مس اکنون به ابزاری برای قدرتنمایی ملی تبدیل شده است:
الف) سلطه چین و واکنش غرب
چین در حال حاضر بر زنجیره تأمین مس (به ویژه در بخش تصفیه و فرآوری) تسلط دارد. آمریکا و متحدانش در سال ۲۰۲۶ راهبردهای زیر را دنبال میکنند:
سیاست Leapfrogging: آمریکا به جای تلاش برای برابری در استخراج، بر روی نوآوریهای مخرب و بازیافت پیشرفته تمرکز کرده تا وابستگی خود را به معادن تحت کنترل چین کاهش دهد.
امنیت مواد معدنی: کشورها به دنبال توافقهای دوجانبه برای دور زدن زنجیره تأمین چین هستند تا از "سلاحسازی" مواد معدنی توسط پکن جلوگیری کنند.
ب) بلوکبندیهای جدید
آمریکای لاتین (شیلی و پرو): به عنوان بزرگترین تولیدکنندگان، با چالشهای زیستمحیطی و فشارهای سیاسی برای ملیسازی معادن روبرو هستند که سرمایهگذاری را با ریسک مواجه میکند.
آفریقا: رقابت شدیدی میان غرب و چین برای دسترسی به ذخایر مس در "کمربند مس" (کنگو و زامبیا) شکل گرفته است.
۴. تکنولوژیهای نوین در استخراج
برای مقابله با کاهش عیار سنگ معدن در معادن قدیمی، تکنولوژیهای جدیدی در حال ظهور است:
استخراج خودکار و AI: بیش از ۹۰٪ معادن بزرگ اکنون از ناوگان خودران و هوش مصنوعی برای بهینهسازی استخراج استفاده میکنند.
فناوری لیچینگ (Leaching): شرکتهایی مانند Freeport-McMoRan به دنبال بازیابی میلیونها پوند مس از پسماندهای معدنی قدیمی با استفاده از تکنولوژیهای شیمیایی نوین هستند.
۱. بحران «عیار معدن» (The Ore Grade Crisis)
یکی از دلایل اصلی که چرا عرضه مس نمیتواند به سرعت تقاضا رشد کند، کاهش کیفیت معادن است:
افت کیفیت: در سال ۲۰۰۰، میانگین عیار مس در سنگ معدن حدود ۱.۰٪ بود؛ اما در سال ۲۰۲۶، این رقم به زیر ۰.۵٪ رسیده است.
هزینه استخراج: برای استخراج همان مقدار مس سابق، اکنون باید دو برابر سنگ جابهجا شود که به معنای مصرف انرژی بیشتر، آب بیشتر و تولید پسماند (Tailings) عظیمتر است. این موضوع باعث شده هزینه نهایی تولید (AISC) به شدت بالا برود.
۲. جزئیات رقابت ژئوپلیتیک: نبرد برای کُریدورها
در سال ۲۰۲۶، رقابت از «مالکیت معدن» به «کنترل مسیرهای انتقال» تغییر جهت داده است:
کریدور لوبیتو (Lobito Corridor): پروژهای عظیم با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا برای اتصال معادن مس کنگو و زامبیا به بندری در آنگولا. این اولین پاسخ جدی غرب به پروژه «کمربند و جاده» چین برای خارج کردن مس آفریقا بدون عبور از بنادر تحت نفوذ چین است.
ملیگرایی منابع (Resource Nationalism): کشورهایی مثل شیلی و پاناما قوانین زیستمحیطی و مالیاتی بسیار سختی وضع کردهاند. تعطیلی معدن بزرگ Cobre Panama (که ۱.۵٪ عرضه جهانی را داشت) زنگ خطری بود که نشان داد ریسکهای سیاسی اکنون بزرگتر از ریسکهای فنی هستند.
۳. شکاف عظیم در بخش ذوب و پالایش (Smelter Bottleneck)
حتی اگر سنگ معدن استخراج شود، تبدیل آن به کاتد مس (مس خالص) با چالش روبروست:
در دنیای امروز که به سمت کربنزدایی و هوش مصنوعی حرکت میکند، مس دیگر تنها یک فلز صنعتی نیست؛ بلکه به «نفت جدید» و ستون فقرات گذار انرژی تبدیل شده است.
۱. نقش مس در اکوسیستم مدرن (کاربردها)
مس به دلیل رسانایی الکتریکی بیرقیب (پس از نقره) و مقاومت در برابر خوردگی، در سه حوزه کلیدی نقش حیاتی ایفا میکند:
زیرساختهای هوش مصنوعی (AI): هر مرکز داده هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ، به حدود ۵۰,۰۰۰ تن مس برای سیستمهای برقرسانی و خنککننده نیاز دارد (در مقایسه با ۵ تا ۱۵ هزار تن در مراکز داده سنتی). پیشبینی میشود تقاضای بخش AI تا سال ۲۰۳۰ به سالانه ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تن برسد.
خودروهای برقی (EV): یک خودروی برقی به طور متوسط ۳ برابر بیشتر از خودروهای احتراقی (حدود ۸۰ کیلوگرم) مس مصرف میکند.
انرژیهای تجدیدپذیر: سیستمهای خورشیدی و بادی برای انتقال انرژی به شبکههای هوشمند، به حجم عظیمی از کابلهای مسی نیاز دارند.
۲. چشمانداز بازار و قیمت (۲۰۲۶)
طبق تحلیل نهادهایی مانند J.P. Morgan و Goldman Sachs، بازار مس در سال ۲۰۲۶ با شرایط زیر روبروست:
کسری عرضه: پیشبینی میشود بازار با کسری ۳۳۰ هزار تنی مس تصفیهشده مواجه شود.
قیمت: تحلیلگران انتظار دارند قیمت مس در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به اوج ۱۲,۵۰۰ دلار در هر تن برسد و میانگین سالانه آن حدود ۱۲,۱۰۰ دلار باشد.
چالش ذوب: ظرفیت پالایشگاهها (Smelters) در چین و ژاپن به دلیل کاهش "هزینههای تصفیه" (TC/RC) تحت فشار شدید قرار دارد که میتواند عرضه فیزیکی را محدودتر کند.
۳. رقابت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک
مس اکنون به ابزاری برای قدرتنمایی ملی تبدیل شده است:
الف) سلطه چین و واکنش غرب
چین در حال حاضر بر زنجیره تأمین مس (به ویژه در بخش تصفیه و فرآوری) تسلط دارد. آمریکا و متحدانش در سال ۲۰۲۶ راهبردهای زیر را دنبال میکنند:
سیاست Leapfrogging: آمریکا به جای تلاش برای برابری در استخراج، بر روی نوآوریهای مخرب و بازیافت پیشرفته تمرکز کرده تا وابستگی خود را به معادن تحت کنترل چین کاهش دهد.
امنیت مواد معدنی: کشورها به دنبال توافقهای دوجانبه برای دور زدن زنجیره تأمین چین هستند تا از "سلاحسازی" مواد معدنی توسط پکن جلوگیری کنند.
ب) بلوکبندیهای جدید
آمریکای لاتین (شیلی و پرو): به عنوان بزرگترین تولیدکنندگان، با چالشهای زیستمحیطی و فشارهای سیاسی برای ملیسازی معادن روبرو هستند که سرمایهگذاری را با ریسک مواجه میکند.
آفریقا: رقابت شدیدی میان غرب و چین برای دسترسی به ذخایر مس در "کمربند مس" (کنگو و زامبیا) شکل گرفته است.
۴. تکنولوژیهای نوین در استخراج
برای مقابله با کاهش عیار سنگ معدن در معادن قدیمی، تکنولوژیهای جدیدی در حال ظهور است:
استخراج خودکار و AI: بیش از ۹۰٪ معادن بزرگ اکنون از ناوگان خودران و هوش مصنوعی برای بهینهسازی استخراج استفاده میکنند.
فناوری لیچینگ (Leaching): شرکتهایی مانند Freeport-McMoRan به دنبال بازیابی میلیونها پوند مس از پسماندهای معدنی قدیمی با استفاده از تکنولوژیهای شیمیایی نوین هستند.
نکته راهبردی: مس به دلیل چرخه طولانی توسعه معادن (به طور متوسط ۱۷ سال از کشف تا بهرهبرداری)، نمیتواند به سرعت به جهش تقاضا پاسخ دهد. این شکاف زمانی، مس را به یکی از استراتژیکترین داراییهای جهان در دهه پیش رو تبدیل کرده است.
۱. بحران «عیار معدن» (The Ore Grade Crisis)
یکی از دلایل اصلی که چرا عرضه مس نمیتواند به سرعت تقاضا رشد کند، کاهش کیفیت معادن است:
افت کیفیت: در سال ۲۰۰۰، میانگین عیار مس در سنگ معدن حدود ۱.۰٪ بود؛ اما در سال ۲۰۲۶، این رقم به زیر ۰.۵٪ رسیده است.
هزینه استخراج: برای استخراج همان مقدار مس سابق، اکنون باید دو برابر سنگ جابهجا شود که به معنای مصرف انرژی بیشتر، آب بیشتر و تولید پسماند (Tailings) عظیمتر است. این موضوع باعث شده هزینه نهایی تولید (AISC) به شدت بالا برود.
۲. جزئیات رقابت ژئوپلیتیک: نبرد برای کُریدورها
در سال ۲۰۲۶، رقابت از «مالکیت معدن» به «کنترل مسیرهای انتقال» تغییر جهت داده است:
کریدور لوبیتو (Lobito Corridor): پروژهای عظیم با حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا برای اتصال معادن مس کنگو و زامبیا به بندری در آنگولا. این اولین پاسخ جدی غرب به پروژه «کمربند و جاده» چین برای خارج کردن مس آفریقا بدون عبور از بنادر تحت نفوذ چین است.
ملیگرایی منابع (Resource Nationalism): کشورهایی مثل شیلی و پاناما قوانین زیستمحیطی و مالیاتی بسیار سختی وضع کردهاند. تعطیلی معدن بزرگ Cobre Panama (که ۱.۵٪ عرضه جهانی را داشت) زنگ خطری بود که نشان داد ریسکهای سیاسی اکنون بزرگتر از ریسکهای فنی هستند.
۳. شکاف عظیم در بخش ذوب و پالایش (Smelter Bottleneck)
حتی اگر سنگ معدن استخراج شود، تبدیل آن به کاتد مس (مس خالص) با چالش روبروست:
👍44
Forwarded from آرش رئیسینژاد
سلطه چین: چین ظرفیت ذوب خود را به شدت گسترش داده و اکنون بیش از ۵۰٪ ظرفیت پالایش جهان را در اختیار دارد.
جنگ تعرفهها: در سال ۲۰۲۶، بحثهایی در غرب مطرح است که بر مس تصفیه شده در چین، «تعرفه کربن» یا «مالیات سبز» وضع کنند تا وابستگی به پالایشگاههای چینی کاهش یابد.
۴. مس در قلب هوش مصنوعی و محاسبات سنگین
چرا AI به مس وابسته است؟ جزئیات فنی به شرح زیر است:
تراکم توان (Power Density): تراشههای پیشرفته AI (مثل نسلهای جدید NVIDIA در سال ۲۰۲۶) حرارت فوقالعادهای تولید میکنند. مس بهترین متریال برای هیتسینکها (Heat Sinks) و سیستمهای خنککننده مایع در دیتاسنترهاست.
توزیع برق: در یک مرکز داده، مس برای باسبارهای فشار قوی (Busbars) که برق را به رکهای سرور میرسانند، هیچ جایگزین اقتصادی ندارد.
۵. پیشبینی نهایی برای ۲۰۲۶-۲۰۲۷
تحلیلگران معتقدند ما در آغاز یک «سوپرسایکل» (Super-cycle) جدید هستیم. برخلاف دهههای قبل که رشد چین محرک بود، این بار «امنیت انرژی» و «حاکمیت تکنولوژیک» محرک قیمت هستند.
@Iran_Simorq
جنگ تعرفهها: در سال ۲۰۲۶، بحثهایی در غرب مطرح است که بر مس تصفیه شده در چین، «تعرفه کربن» یا «مالیات سبز» وضع کنند تا وابستگی به پالایشگاههای چینی کاهش یابد.
۴. مس در قلب هوش مصنوعی و محاسبات سنگین
چرا AI به مس وابسته است؟ جزئیات فنی به شرح زیر است:
تراکم توان (Power Density): تراشههای پیشرفته AI (مثل نسلهای جدید NVIDIA در سال ۲۰۲۶) حرارت فوقالعادهای تولید میکنند. مس بهترین متریال برای هیتسینکها (Heat Sinks) و سیستمهای خنککننده مایع در دیتاسنترهاست.
توزیع برق: در یک مرکز داده، مس برای باسبارهای فشار قوی (Busbars) که برق را به رکهای سرور میرسانند، هیچ جایگزین اقتصادی ندارد.
۵. پیشبینی نهایی برای ۲۰۲۶-۲۰۲۷
تحلیلگران معتقدند ما در آغاز یک «سوپرسایکل» (Super-cycle) جدید هستیم. برخلاف دهههای قبل که رشد چین محرک بود، این بار «امنیت انرژی» و «حاکمیت تکنولوژیک» محرک قیمت هستند.
یک فکت کلیدی: برای رسیدن به اهداف "صفر خالص" (Net Zero) تا سال ۲۰۵۰، جهان باید در ۲۵ سال آینده به اندازهای مس تولید کند که در کل تاریخ بشریت تا به امروز تولید کرده است.
@Iran_Simorq
👍68👎7
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقتصاد مستهلک ایران
بیست سال اشتباه راهبردی
دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاستگذار و سیاستمدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفتوگو شرح میدهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعتزدایی، اتکای شدید به واردات، و همزمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریمها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
ایشان همچنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه میکند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه میدهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع میشود.
#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی
@irantalk_sn
بیست سال اشتباه راهبردی
دکتر #مسعود_نیلی چهل سال اقتصاد ایران را از نزدیک رصد کرده، چند دهه با سیاستگذار و سیاستمدار ایرانی از نزدیک آشنا یا همکار بوده و شناخت دقیقی از اقتصاد ایران دارد. ایشان در این گفتوگو شرح میدهد که چگونه اقتصاد ایران از میانه دهه ۱۳۸۰ و بعد از وفور نفتی آن دهه، در سراشیبی افتاد و ترکیبی از صنعتزدایی، اتکای شدید به واردات، و همزمان سیاست خارجی تهاجمی، و تحریمها به بحران در اقتصاد ایران انجامیده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/A9mn9k4c-KM
ایشان همچنین ساختار اشتغال در ایران را تحلیل کرده و توضیحی اقتصادی ارائه میکند برای ناامیدی و سرخوردگی بزرگی که در نسل جوان ایرانی بروز کرده است. روایتی که مسعود نیلی از بیست سال اقتصاد ایران در فاصله ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ ارائه میدهد، نشانگر راه بسیار دشواری است که برای بازگشت به شرایط اقتصادی متعادل و پایدار باید طی شود. مسیر دشواری که به عقیده وی دیگر نقطه آغاز آن اصلاحات سیاستی نیست بلکه از تغییر انگاره و الگوی حکمرانی شروع میشود.
#اقتصاد_ایران #تحریم #کامودیتی #رکود_تورمی #بحران_ارزی
@irantalk_sn
👍112👎16
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهلوی راهحل نیست
نقد پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی
صدای پادشاهخواهی و سلطنتطلبی به صدایی بلند در ایران زمستان ۱۴۰۴ تبدیل شده است. فریادهای جاوید شاه به گوش میرسند و گویی میلیونها نفر نجات خود را در بازگشت سلطنت و پهلویگرایی جستوجو میکنند. اما #محمد_مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و سلطنتطلبی، حرکتی ارتجاعی و برخلاف مصالح ایرانیان است. وی حرکت فعلی را در شرایط بنبست سیاسی ایجادشده در ایران قابل فهم اما تجویزی نادرست میداند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
محمد مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و بهطور مشخص ایدههای که #رضا_پهلوی و همفکرانش مطرح میکنند، در هر چهار مرحله مربوط به براندازی نظامی سیاسی موجود، دوران گذار، برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، و در نوبت استقرار نظام سیاسی جدید، حاوی تناقضات جدی و نقصانهایی است. این تناقضات و کاستیها به حدی است که بازگشت به پهلوی نه تنها پیشرفتی در حرکت تاریخی مردم ایران به حساب نمیآید بلکه عقبگردی بزرگ است.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #سلطنت_طلبی #نظام_پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #جمهوری_دموکراتیک
@irantalk_sn
نقد پادشاهیخواهی و سلطنتطلبی
صدای پادشاهخواهی و سلطنتطلبی به صدایی بلند در ایران زمستان ۱۴۰۴ تبدیل شده است. فریادهای جاوید شاه به گوش میرسند و گویی میلیونها نفر نجات خود را در بازگشت سلطنت و پهلویگرایی جستوجو میکنند. اما #محمد_مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و سلطنتطلبی، حرکتی ارتجاعی و برخلاف مصالح ایرانیان است. وی حرکت فعلی را در شرایط بنبست سیاسی ایجادشده در ایران قابل فهم اما تجویزی نادرست میداند.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
محمد مالجو معتقد است بازگشت به پهلوی و بهطور مشخص ایدههای که #رضا_پهلوی و همفکرانش مطرح میکنند، در هر چهار مرحله مربوط به براندازی نظامی سیاسی موجود، دوران گذار، برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت، و در نوبت استقرار نظام سیاسی جدید، حاوی تناقضات جدی و نقصانهایی است. این تناقضات و کاستیها به حدی است که بازگشت به پهلوی نه تنها پیشرفتی در حرکت تاریخی مردم ایران به حساب نمیآید بلکه عقبگردی بزرگ است.
#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #سلطنت_طلبی #نظام_پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #جمهوری_دموکراتیک
@irantalk_sn
👍494👎335
حمله آمریکا ویرانی عظیم به بار میآورد که تا دههها بازسازی نمیشود. توسعه و دموکراسی هم به بار نمیآورد. اگر به هدفشان برسند نظم فرومیپاشد و خشونت سر برمیآورد؛ اگر نرسند ویرانی میماند و تداوم وخیمتر وضع فعلی، هر دو نکبت. ترامپ هم همین را گفته، سربسته! شر در راه است. دور باد.
از فریاد کشیدن #نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.
رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست. نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمیشود، بدتر خواهد شد.
@fazeli_mohammad
از فریاد کشیدن #نه_به_جنگ نترسید/نترسیم.
رد کردن جنگ، تأیید وضع موجود نیست. نکبت وضع موجود با جنگ درمان نمیشود، بدتر خواهد شد.
@fazeli_mohammad
👍952👎355
«او»
محمد فاضلی
پنجاه روز میگذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آنها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه میتوانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری میکردم.
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کمخشونت قائل است. «او» که میتواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمیآوردم، پرمایهتر از پیش؛ و حاکمان را متهورانهتر از ریختن خون سیاوشان بر حذر میداشتم.
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحهالملوک را پرمایهتر مینوشتم و چندان به نصحیت خلق نمیپرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان میکوشیدم.
«او» محمود فرشچیان است که میتواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگآمیز بودن انسان، تنهایی و بیپناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمینتنان شیرینلب، دهها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگاندیشی و تلخسازی کام خلق میکشیدم.
«او» بهرام بیضایی است که میتواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بیگناه گرفتار در چرخههای خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرمهای ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که میتواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیتگریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر مینوشتم؛ و به هزار زبان میگفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایهتر بود.»
«او» علیاکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتادهاند؟ هزاران بار میسرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز میکردم.
«او» حسین علیزاده است که «نینوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسرانشان مویه کردهاند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدونهایی باشد که میرزا قشمشمها ریختهاند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقاییام را با ساختن قطعه «خوننوا» برای ارکستر آذین میبستم؛ و قطعهای میساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت میکند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل میکند؛ روزنامهنگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خونریز قلم میزند؛ روشنفکری است که چرخههای بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه میشکافد؛ و ...
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمیکند، روا نمیدارد و بهکار نمیبرد. «او» سیاستمداری است که خشونت خط قرمز سیاستورزیاش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز میشمارد و سینه هموطن را نمیدرد.
«او» میتواند زیربنای ساختن جامعهای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمیشود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر میپروراند که آدمیان در آن به صلح زیست میکنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخگو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیونها «او» جهان بهتری میسازند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
پنجاه روز میگذرد از داغی که بر دل مادران و پدران این سرزمین نشست. داغ آنها که قربانی انسداد و خشونت سیاسی شدند؛ و من چه میتوانم انجام دهم؟ هیچ! اما اگر جای «او» بودم، کار دیگری میکردم.
«او» هر آن کسی است که تخیل شما برایش سهمی در ساختن دنیای کمخشونت قائل است. «او» که میتواند جهانی ترسیم کند و آدمیان را به ساختنش فرابخواند که در آن خشونت میدان زیادی نداشته باشد.
«او» فردوسی است که #سوگ_سیاوش را به نظم کشید؛ و اگر جای او بودم، #سوگ_سیاوشان را به نظم درمیآوردم، پرمایهتر از پیش؛ و حاکمان را متهورانهتر از ریختن خون سیاوشان بر حذر میداشتم.
«او» سعدی است که سرود «خبر داری از خسروان عجم/که کردند بر زیردستان ستم؟ ... بد انجام رفت و بد اندیشه کرد/که با زیردستان جفا پیشه کرد.» و من اگر جای او بودم، نصیحهالملوک را پرمایهتر مینوشتم و چندان به نصحیت خلق نمیپرداختم که به نمایاندن راه و رسم شفقت پادشاهان بر درویشان؛ و به جای هزلیات در هجو کردن خشونت حاکمان میکوشیدم.
«او» محمود فرشچیان است که میتواند در نقاشی «بودن و نبودن» مرگآمیز بودن انسان، تنهایی و بیپناهی، و سوگ جمعی و فروپاشی روانی بعد از مرگ عزیزان را به تصویر درآورد. من اگر جای او بودم، بیشتر از کشیدن سیمینتنان شیرینلب، دهها نقاشی چون «بودن و نبودن» در سرزنش مرگاندیشی و تلخسازی کام خلق میکشیدم.
«او» بهرام بیضایی است که میتواند «مرگ یزدگرد» بنویسد و مردمان بیگناه گرفتار در چرخههای خشونت، له شده زیر سنگ آسیای خشونت سیاسی، و متهم به جرمهای ناکرده را به تصویر بکشد. بیضایی است که میتواند به سِحر زبان، اتهام مسئولیتگریزی صاحبان قدرت را بر تارک تاریخ تئاتر و سینما حک کند. من اگر جای او بودم، حتی به جای «باشو غریبه کوچک» و «روز واقعه» هم چند «مرگ یزدگرد» دیگر مینوشتم؛ و به هزار زبان میگفتم «زبانم لال اگر چنین بگویم. نه. پسر من با پادشاه همسنگ نبود، برای من بسی گرانمایهتر بود.»
«او» علیاکبر دهخداست که سرود «یاد آر ز شمع مرده! یاد آر» و اگرچه در رثای جهانگیرخان صوراسرافیل سرود؛ اما مگر کم شمع مرده در تاریخ معاصر ایران به خاک افتادهاند؟ هزاران بار میسرودم «از سردیِ دِی فِسُرده! یاد آر»؛ و لغتنامه را با خ و در مذمت خشونت آغاز میکردم.
«او» حسین علیزاده است که «نینوا» ساخته تا چهل سال در این سرزمین، راوی غصه و داغ جگر مادرانی باشد که بر نعش پسرانشان مویه کردهاند. او موسیقی «غمنومه فریدون» تا راوی خون فریدونهایی باشد که میرزا قشمشمها ریختهاند. من اگر جای او بودم، کارنامه عمر موسیقاییام را با ساختن قطعه «خوننوا» برای ارکستر آذین میبستم؛ و قطعهای میساختم برای همه تاریخ تا همواره نوای محکومیت خشونت سیاسی باشد.
«او» کارگردانی است که نفی خشونت را روایت میکند؛ مورخی است که تاریخ خشونت در ایران را تحلیل میکند؛ روزنامهنگاری است که برای به بند کشیدن زور عریان و خونریز قلم میزند؛ روشنفکری است که چرخههای بازتولید استبداد را با تیغ قلم و اندیشه میشکافد؛ و ...
«او» آن شهروندی است که خشونت را توجیه نمیکند، روا نمیدارد و بهکار نمیبرد. «او» سیاستمداری است که خشونت خط قرمز سیاستورزیاش است. «او» آن نظامی است که دریدن را برای سینه دشمنی که دست تعدی دراز کرده است مجاز میشمارد و سینه هموطن را نمیدرد.
«او» میتواند زیربنای ساختن جامعهای را فراهم آورد که در آن خون با خشونت سیاسی به زمین ریخته نمیشود. «او» رؤیای ایران دیگری را در سر میپروراند که آدمیان در آن به صلح زیست میکنند، همه شهروندند، قدرت ناپاسخگو نیست، هیچ آدمی مقدس نیست، همه چیز سیاست قابل اعتراض و هر حکمی قابل دادخواهی است. میلیونها «او» جهان بهتری میسازند.
@fazeli_mohammad
👍515👎71
فاجعه برای مردم نامختارِ نامسئول
محمد فاضلی
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمیتوان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلختر میشود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکلگیری این منازعه نقشی داشتهاند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعهای از رویدادها، تصمیمها، ایدئولوژیها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروههایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلابها ماهیتاً منازعات بینالمللی و ژئوپلتیک خلق میکنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمیرسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایرانستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادیسازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعهای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنهای یافت و کسبوکاری شد؛ و به همین ترتیب ایرانستیزی در آمریکا کسبوکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایرانستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویتهایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
در این میان، ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاستهای منطقهای ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیدهتر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.
تلاشهای دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روانشناسی آدمها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخوردهاند که بخشی از آنها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروههایی بوده که از تداوم تنش سود میبرند.
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار میآورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیمتر منجر میشود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینههایش و منفعت راههای بدیل) ندارد و میتواند آن کشور را درگیر هزینههایی کند که در رقابت جهانی، بهویژه با چین، برایش زیانبار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارتهای آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ میتواند دههها توسعهنیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
در این میان، پرسشی مهم باقی میماند: چگونه به نقطهای رسیدهایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را بهعنوان راهحلی محتمل میبیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحرانهایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب میکنند.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلماتها و سیاستمداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز میتوان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر ارادهای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفتوگو وجود داشته باشد.
مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیمهایی را نپردازند که در شکلگیریشان اختیاری نداشتهاند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره آمریکا با لحنی تهاجمی همراه بود و بیش از هر چیز نشان داد که منازعه دیرپای ایران و آمریکا به نقطهای رسیده که خطر لغزش به سوی جنگ را نمیتوان نادیده گرفت. اگر چنین جنگی رخ دهد، ویرانی آن برای ایران سنگین خواهد بود؛ و این واقعیت تلختر میشود وقتی بدانیم اکثریت مردم ایران نه در شکلگیری این منازعه نقشی داشتهاند و نه امروز ابزار مؤثری برای جلوگیری از آن در اختیار دارند.
اما این وضعیت محصول یک تصمیم ناگهانی نیست. منازعه ایران و آمریکا در طول نزدیک به پنج دهه، در بستر مجموعهای از رویدادها، تصمیمها، ایدئولوژیها و منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. گروگانگیری سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نقطه عطفی بود که این منازعه را از سطح اختلافات معمول پس از انقلاب فراتر برد و آن را به محور هویت سیاسی گروههایی در هر دو کشور تبدیل کرد. نطفه جنگ را آمران و عاملان اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ کاشتند. انقلابها ماهیتاً منازعات بینالمللی و ژئوپلتیک خلق میکنند، اما منازعه ایران و آمریکای پس از انقلاب، بدون ماجرای گروگانگیری به سطحی نمیرسید که پنج دهه از تاریخ ایران را زیر سایه خود قرار دهد.
از آن زمان، آمریکاستیزی در ایران و ایرانستیزی در آمریکا نه فقط موضع سیاسی، بلکه منبع قدرت، هویت و منافع اقتصادی شد؛ و همین امر امکان عادیسازی را بارها از میان برد. نگهداشت و تر و خشک کردن کودک منازعهای که در رحم گروگانگیری سفارت آمریکا پدید آمد، به کسانی سپرده شد که در سیاست داخلی ایران و آمریکا ذینفع آن ماجرا شدند. آمریکاستیزی در ایران هیمنهای یافت و کسبوکاری شد؛ و به همین ترتیب ایرانستیزی در آمریکا کسبوکار و هویتی شد. آمریکاستیزی و ایرانستیزی حامیان، نگهبانان، ذینفعان و هویتهایی خلق کرد که پیمودن مسیر تا به امروز را تسهیل کردند.
در این میان، ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلتیک جهان قرار دارد؛ محیطی که حتی بدون خصومت آمریکا نیز پر از تهدیدهای بالقوه است. اما سیاستهای منطقهای ایران، رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، و مداخلات بازیگران مختلف، این وضعیت را پیچیدهتر کرده و امکان مدیریت منازعه را کاهش داده است.
تلاشهای دیپلماتیک در چهار دهه گذشته، از هر دو سو، بارها به سدهایی از هویت، منافع، روانشناسی آدمها و ساختارهای ژئوپلتیک و ژئواکونومیک در واشنگتن، تهران و تلاویو (به علاوه جاهای دیگر) برخوردهاند که بخشی از آنها ساختاری و بخشی ناشی از منافع گروههایی بوده که از تداوم تنش سود میبرند.
اگر جنگی رخ دهد، نه دموکراسی به بار میآورد و نه توسعه؛ بلکه احتمالاً به بازتولید اقتدارگرایی در شرایطی وخیمتر منجر میشود. برای آمریکا نیز چنین جنگی سود راهبردی مشخصی (در مقایسه با هزینههایش و منفعت راههای بدیل) ندارد و میتواند آن کشور را درگیر هزینههایی کند که در رقابت جهانی، بهویژه با چین، برایش زیانبار است. اما تفاوت در مقیاس قدرت روشن است: خسارتهای آمریکا قابل جبران است، اما برای ایران، جنگ میتواند دههها توسعهنیافتگی و ویرانی به همراه داشته باشد.
در این میان، پرسشی مهم باقی میماند: چگونه به نقطهای رسیدهایم که بخشی از جامعه، از سر خشم و استیصال، جنگ را بهعنوان راهحلی محتمل میبیند؟ این نشانه بحران عمیق اعتماد، انسداد سیاسی و فرسایش امید اجتماعی است؛ بحرانهایی که اگر دیده نشوند، حتی در نبود جنگ نیز آینده کشور را به اندازه امروز تخریب میکنند.
پنجشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، شاید آخرین فرصت برای دیپلماتها و سیاستمداران باشد تا مسیر را از لبه پرتگاه دور کنند. شاید، فقط شاید، هنوز میتوان از فاجعه جلوگیری کرد، اگر ارادهای واقعی – و مقدار زیادی ازخودگذشتگی - برای مهار منازعه و باز کردن راه گفتوگو وجود داشته باشد.
مردم ایران سزاوار آن هستند که هزینه تصمیمهایی را نپردازند که در شکلگیریشان اختیاری نداشتهاند و نه مسئولیتی در پیدایش آن دارند.
@fazeli_mohammad
👍479👎85
Forwarded from پادکست دغدغه ایران - کانال رسمی
انقلاب و دیکتاتوری
آیا نظامهای سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون میآیند با بقیه نظامهای اقتدارگرا فرق دارند یا میتوان آنها را مثل بقیه اقتدارگراییها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال میکنند که نظامهای برآمده از انقلابهای اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد میکنند، و زنجیرهای از واکنشهای ضدانقلابی که برمیانگیزند، به سازماندهی و کیفیت کاملاً متمایزی میرسند. ویژگیهای آنها این رژیمهای انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری میرساند. این رژیمها البته در معرض فرسایش هستند اما میتوانند دههها دوام بیاورند و بهطور معمول سه برابر سایر رژیمهای اقتدارگرایی عمر میکنند که از دل انقلاب بیرون نیامدهاند.
شنیدن در تلگرام
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار
#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری
@dirancast_official
آیا نظامهای سیاسی که از دل #انقلاب_اجتماعی بیرون میآیند با بقیه نظامهای اقتدارگرا فرق دارند یا میتوان آنها را مثل بقیه اقتدارگراییها دانست؟ استیون لویتسکی و لوکان وی در کتاب «انقلاب و استبداد» استدلال میکنند که نظامهای برآمده از انقلابهای اجتماعی به دلیل رادیکالیسم و تغییراتی بنیادینی که ایجاد میکنند، و زنجیرهای از واکنشهای ضدانقلابی که برمیانگیزند، به سازماندهی و کیفیت کاملاً متمایزی میرسند. ویژگیهای آنها این رژیمهای انقلابی را به سطحی از صلب بودن، مقاومت در برابر تغییر، و پایداری میرساند. این رژیمها البته در معرض فرسایش هستند اما میتوانند دههها دوام بیاورند و بهطور معمول سه برابر سایر رژیمهای اقتدارگرایی عمر میکنند که از دل انقلاب بیرون نیامدهاند.
شنیدن در تلگرام
شناسه پیپال
[email protected]
موسیقی آغازین
قطعه سلام، اثر استاد حسن کسائی
Email: [email protected]
امور فنی و صوت: مرتضی مشیریخواه
گرافیک: استودیو آنسو
تاریخ انتشار
اسفند هزاروچهارصدوچهار
#انقلاب_اجتماعی #استبداد #دیکتاتوری
@dirancast_official
👍111👎38
پریشب با محمد مالجو ۳ ساعت در بین دانشجویان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفتوگو کردیم. مستأصل و خشمگین از اصلاحناپذیری حکومتند. زندگی برایشان تیره شده. فحش زیبا نیست اما رسانه رادیکال اعتراضشان است. آنان که افق زندگی آنها را تیره کردهاند حق ندارند درس اخلاق بدهند.
@fazeli_mohammad
@fazeli_mohammad
👍461👎28
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جان به لب رسیدگان
بنیانهای نارضایتی و صلح مسلّح ایرانیان
مردم ایران بعد از فاجعه کشته شدن هزاران نفر در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مغموم و سوگوار به نظاره تحولات ژئوپلتیک و زورآزمایی قدرتهای جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران نشستهاند. محمد فاضلی در این میان تلاش میکند از تسلیت گفتن و همدردی با مردم فراتر رود، ریشههای نارضایتی مردم ایران را صورتبندی کند و سهم نظام سیاسی و قدرتهای خارجی در این وضعیت را تشریح کند. #یاسر_عرب در این گفتوگو وظیفهای دشوار به عهده گرفته تا گفتمان و رویکرد هسته سخت و حامیان نظام جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و علیرغم دیدگاههای شخصی خودش، از زبان آنها سخن بگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/r_puAsv64fw
محمد فاضلی در این گفتوگو علاوه بر نشان دادن ریشههای نارضایتی مردم ایران و معترض شدن ایشان، یک معضل تاریخی ایران – یعنی خشونت سیاسی – را از عصر ناصرالدین شاه تا به امروز، مرور میکند. صورتبندی او بر مفهوم صلح مسلح در جامعهحکومت ایرانی بنا شده و دشواریهای ساختاری غلبه بر خشونت را آشکار میکند.
#خشونت_سیاسی #۱۸_۱۹_دی #یاسر_عرب #صلح_مسلح
@irantalk_sn
بنیانهای نارضایتی و صلح مسلّح ایرانیان
مردم ایران بعد از فاجعه کشته شدن هزاران نفر در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مغموم و سوگوار به نظاره تحولات ژئوپلتیک و زورآزمایی قدرتهای جهانی با نظام جمهوری اسلامی ایران نشستهاند. محمد فاضلی در این میان تلاش میکند از تسلیت گفتن و همدردی با مردم فراتر رود، ریشههای نارضایتی مردم ایران را صورتبندی کند و سهم نظام سیاسی و قدرتهای خارجی در این وضعیت را تشریح کند. #یاسر_عرب در این گفتوگو وظیفهای دشوار به عهده گرفته تا گفتمان و رویکرد هسته سخت و حامیان نظام جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و علیرغم دیدگاههای شخصی خودش، از زبان آنها سخن بگوید.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/r_puAsv64fw
محمد فاضلی در این گفتوگو علاوه بر نشان دادن ریشههای نارضایتی مردم ایران و معترض شدن ایشان، یک معضل تاریخی ایران – یعنی خشونت سیاسی – را از عصر ناصرالدین شاه تا به امروز، مرور میکند. صورتبندی او بر مفهوم صلح مسلح در جامعهحکومت ایرانی بنا شده و دشواریهای ساختاری غلبه بر خشونت را آشکار میکند.
#خشونت_سیاسی #۱۸_۱۹_دی #یاسر_عرب #صلح_مسلح
@irantalk_sn
👍148👎16
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کشتهها در تاریخ ملتها
در تاریخ برخی ملتها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکلگیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شدهاند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعهای رخ داده است. نشانهای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.
حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور میکند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.
@irantalk_sn
در تاریخ برخی ملتها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکلگیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4
در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شدهاند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعهای رخ داده است. نشانهای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.
حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور میکند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.
@irantalk_sn
👍304👎28
Forwarded from انتشارات روزنه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✔️ داگلاس نورث در مورد وضعیت همین امروز ما چه میگوید؟
توسعه فقط حاصل فناوری یا انقلاب صنعتی نیست. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی نشان میدهند آنچه جهان مدرن را متمایز کرد، نه رشدهای خارقالعاده، بلکه کاهش عقبگردها و توانِ حفظ دستاوردها بود. جوامع موفق، نظم سیاسی–اقتصادیِ انعطافپذیری ساختند؛ نظمی که بتواند با بحرانها و شوکها سازگار شود، نه آنکه با هر تکانه همهچیز را از نو ببازد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی توضیح میدهد چرا این چارچوب نظری، کلیدی برای فهم مسیر توسعه و وضعیت امروز ایران به شمار میآید.
✔️چاپ ششم کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی با ویراست جدید روانۀ بازار شده است.
🛒خرید اینترنتی کتاب با تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
توسعه فقط حاصل فناوری یا انقلاب صنعتی نیست. داگلاس نورث و همکارانش در کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی نشان میدهند آنچه جهان مدرن را متمایز کرد، نه رشدهای خارقالعاده، بلکه کاهش عقبگردها و توانِ حفظ دستاوردها بود. جوامع موفق، نظم سیاسی–اقتصادیِ انعطافپذیری ساختند؛ نظمی که بتواند با بحرانها و شوکها سازگار شود، نه آنکه با هر تکانه همهچیز را از نو ببازد.
در این پست تصویری سید علیرضا بهشتی شیرازی توضیح میدهد چرا این چارچوب نظری، کلیدی برای فهم مسیر توسعه و وضعیت امروز ایران به شمار میآید.
✔️چاپ ششم کتاب خشونت و نظمهای اجتماعی با ویراست جدید روانۀ بازار شده است.
🛒خرید اینترنتی کتاب با تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام نشر روزنه
☎️ 02188721514
👍92👎10
Forwarded from ایران تاک | IranTalk
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بحران حکمرانی
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمیکند؟
محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حلنشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفتوگو تلاش میکند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسألهها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگیهای کنشگران نظام سیاسی توضیح میدهد. وی همچنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان میدهد که چه ویژگیهایی بین ساختار حکمرانی و تصمیمگیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب میشود هر دو قادر به حل مسأله نباشند.
#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی #اصلاحات_اقتصادی
@irantalk_sn
چرا جمهوری اسلامی مسأله حل نمیکند؟
محمد فاضلی یک دهه قبل از عبارت «ایران: جامعه مسائل حلنشده» استفاده کرد. ویژگی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران این است که قادر نیست مسأله حل کند و علی سرزعیم در این گفتوگو تلاش میکند در سطوح مختلف توضیح بدهد که چرا این نظام سیاسی قادر به حل مسأله نیست.
دیدن ویدیو
https://youtu.be/Nm3hCdJi6pc
علی سرزعیم این ناتوانی در حل مسألهها را در سطوح مختلف شناختی، اجرایی، نهادی و متکی بر ویژگیهای کنشگران نظام سیاسی توضیح میدهد. وی همچنین بر اساس پژوهشی از کریس میلر که با عنوان «تلاش برای نجات اقتصاد اتحاد شوروی» منتشر شده است، نشان میدهد که چه ویژگیهایی بین ساختار حکمرانی و تصمیمگیری ایران و اتحاد شوروی مشترک است که سبب میشود هر دو قادر به حل مسأله نباشند.
#اقتصاد_ایران #اتحاد_شوروی #کریس_میلر #علی_سرزعیم #سیاست_اقتصادی #اصلاحات_اقتصادی
@irantalk_sn
👍92👎9
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
⭕️فراخوان مشارکت در مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»
انجمن جامعهشناسی ایران
با انتشار نخستین یادداشت از مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»، بدین وسیله انجمن جامعهشناسی ایران از پژوهشگران، دانشجویان، استادان و صاحبنظران و فعالان حوزههای علوم اجتماعی دعوت میکند تا با ارسال یادداشتهای تحلیلی خود در تداوم انتشار این مجموعه با انجمن جامعهشناسی ایران مشارکت کنند.
در این مجموعه همچنین یادداشتهایی منتخب که در رسانههای دیگر منتشر شدهاند، امکان بازنشر خواهد یافت.
هدف از انتشار این مجموعه یادداشتها، فراهمکردن فضایی برای تأمل جامعهشناختی درباره ابعاد مختلف رخداد دی ۱۴۰۴ است؛ از زمینههای تاریخی و ساختاری آن گرفته تا پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاش. این مجموعه میکوشد بستری برای گفتوگوی چندصدایی و انتقادی فراهم آورد و امکان صورتبندی تحلیلی این رخداد را از منظرهای متنوع نظری و روشی فراهم کند.
از علاقهمندان دعوت میشود یادداشتهای تحلیلی خود را با حجم تقریبی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه ارسال کنند.
یادداشتها پیرو بررسی هیئت داوران و با دبیری دکتر آتنا کامل منتشر خواهند شد.
نشانی ارسال:
[email protected]
لطفا در بخش موضوع ذکر شود:
#رخداد_دی_۱۴۰۴
امید است این مجموعه بتواند به تعمیق فهم جامعهشناختی ما از تحولات معاصر ایران و تقویت گفتوگوی علمی در فضای عمومی یاری رساند.
انجمن جامعهشناسی ایران
با انتشار نخستین یادداشت از مجموعه یادداشتهای «رخداد دی ۱۴۰۴»، بدین وسیله انجمن جامعهشناسی ایران از پژوهشگران، دانشجویان، استادان و صاحبنظران و فعالان حوزههای علوم اجتماعی دعوت میکند تا با ارسال یادداشتهای تحلیلی خود در تداوم انتشار این مجموعه با انجمن جامعهشناسی ایران مشارکت کنند.
در این مجموعه همچنین یادداشتهایی منتخب که در رسانههای دیگر منتشر شدهاند، امکان بازنشر خواهد یافت.
هدف از انتشار این مجموعه یادداشتها، فراهمکردن فضایی برای تأمل جامعهشناختی درباره ابعاد مختلف رخداد دی ۱۴۰۴ است؛ از زمینههای تاریخی و ساختاری آن گرفته تا پیامدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادیاش. این مجموعه میکوشد بستری برای گفتوگوی چندصدایی و انتقادی فراهم آورد و امکان صورتبندی تحلیلی این رخداد را از منظرهای متنوع نظری و روشی فراهم کند.
از علاقهمندان دعوت میشود یادداشتهای تحلیلی خود را با حجم تقریبی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه ارسال کنند.
یادداشتها پیرو بررسی هیئت داوران و با دبیری دکتر آتنا کامل منتشر خواهند شد.
نشانی ارسال:
[email protected]
لطفا در بخش موضوع ذکر شود:
#رخداد_دی_۱۴۰۴
امید است این مجموعه بتواند به تعمیق فهم جامعهشناختی ما از تحولات معاصر ایران و تقویت گفتوگوی علمی در فضای عمومی یاری رساند.
👍86👎13
