This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومت نمیفهمه که بیست و یکم آذر چه روز مهمیه و باید در تقویم رسمی وارد بشه، ما که میفهمیم.
گرامی باد سالروز اخراج نوکران شوروی از آذربایجان، پاره تن ایران.
و این هم اسناد و مدارک دستاول از دستنشانده بودن پیشهوری که در کانال یوتیوب شبچراغون به صورت کامل منتشر شده است.
#آذربایجان #ایران #شبچراغون #پیشه_وری #شوروی #فرقه
گرامی باد سالروز اخراج نوکران شوروی از آذربایجان، پاره تن ایران.
و این هم اسناد و مدارک دستاول از دستنشانده بودن پیشهوری که در کانال یوتیوب شبچراغون به صورت کامل منتشر شده است.
#آذربایجان #ایران #شبچراغون #پیشه_وری #شوروی #فرقه
❤50👍21👎1
بعد از ۱۲ ساعت کار بیوقفه سنگین، پراسترس، آن هم از خانه و در اتاقی رو به دیوار... الان بهترین دوایم چند بیتی از سعدیست.
به انتخاب شما...
به انتخاب شما...
❤31👍1
با این وکلا هنوز مردم
از رونق ملک ناامیدند
گروهی از وکلای ورزشکار اصفهانی رفتهاند المپیاد ورزشی. آنجا با پرسنل رستوران هتلی که اسکان داده شدهاند کتککاری راه انداختهاند. ظاهرا غذا نبوده یا دیر آوردهاند و خب وکیل ممکلت بهتر میداند در این جور مواقع چه کند و بخاطر این که خوب و به موقع سیر نشدهاند چند تا کارگر رستوران را سیر کتک زدهاند. کارشان چنان بوده که کمیته ورزشی اسکودا همانجا فورا تشکیل شده و محکوم و تنبیه و محرومشان کرده. رفیق مطلعی میگفت همان شب مسئولان هتل بهشان گفتهاند سریع برگردند اصفهان تا شر بالا نگرفته. باز از در لجبازی و گردنکلفتی درآمدهاند و فردایش رفقا و بستگان کتکخوردگان دیشب ریختهاند سرشان و جنابان وکلا با سروروی باندپیچی شده به نصفجهان برگشتهاند. این را دستمایه طنزی دو دقیقهای کردم در اینستاگرام. افزون بر اصوانیای محترم کی غیردشون گرفتس و هی فحش میدن و توی کامنتا شلوغکاری میکونن وکیلاشون هم هی پیام میفرسدن که ازت شیکایت میکونیم. ککهکاری رو شوما میکونید شاکی هم هستید؟
حالا کل طنز چی بود؟ گزارش ماوقع، و خبر آزاد شدن ویزای خوراسان برای اصفهانیایی که میخواهند پناهنده بشوند.
از رونق ملک ناامیدند
گروهی از وکلای ورزشکار اصفهانی رفتهاند المپیاد ورزشی. آنجا با پرسنل رستوران هتلی که اسکان داده شدهاند کتککاری راه انداختهاند. ظاهرا غذا نبوده یا دیر آوردهاند و خب وکیل ممکلت بهتر میداند در این جور مواقع چه کند و بخاطر این که خوب و به موقع سیر نشدهاند چند تا کارگر رستوران را سیر کتک زدهاند. کارشان چنان بوده که کمیته ورزشی اسکودا همانجا فورا تشکیل شده و محکوم و تنبیه و محرومشان کرده. رفیق مطلعی میگفت همان شب مسئولان هتل بهشان گفتهاند سریع برگردند اصفهان تا شر بالا نگرفته. باز از در لجبازی و گردنکلفتی درآمدهاند و فردایش رفقا و بستگان کتکخوردگان دیشب ریختهاند سرشان و جنابان وکلا با سروروی باندپیچی شده به نصفجهان برگشتهاند. این را دستمایه طنزی دو دقیقهای کردم در اینستاگرام. افزون بر اصوانیای محترم کی غیردشون گرفتس و هی فحش میدن و توی کامنتا شلوغکاری میکونن وکیلاشون هم هی پیام میفرسدن که ازت شیکایت میکونیم. ککهکاری رو شوما میکونید شاکی هم هستید؟
حالا کل طنز چی بود؟ گزارش ماوقع، و خبر آزاد شدن ویزای خوراسان برای اصفهانیایی که میخواهند پناهنده بشوند.
🤣54❤14👍4😢3
ویدیوی وکلای اصفهانی که ظاهراً قرار است به دادگاه برود. و البته خوشحالم که از سطح کتککاری به محکمهبازی برسیم ؛)
https://youtube.com/shorts/k1_MBspcSrE?feature=share
https://youtube.com/shorts/k1_MBspcSrE?feature=share
YouTube
ماجرای کتککاری وکیلهای اصفهانی
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
🤣23❤3👏3
حالا بنده که شخصیت مهمی نیستم (گریه شدید حضار) ولی به نظرم خیلی کار چیپی است که برای این که در سئو و سرچ گوگل بیایی بالا یک عالمه اسم را با سرتیتر «گفتگو با...» بدهی برایت برنامهنویسی کنند و به صفحه فیک برسد (لینک). خواستم درباره غیراخلاقی بودنش هم بنویسم که خب دیدم آنطرف کسانی نشستهاند که ویرانی ایران شغلشان است بیخیال شدم.
👍57❤12
دوستان یک ماهی (و بحقجدم خیلی بیشتر) اینجا در خدمتتان نخواهم بود. اگر پیام خصوصی واجبی داشتید لطفا از طریق تلگرام پیام خصوصی دهید (لینک مستقیم در همین کانال هست). چیز خاصی پیش نیامده و فقط هر از گاهی فکر میکنم بهترست از فضای مجازی دور باشم و به حال خودم برسم. از آنجایی که مصمم هستم حالاحالاها زندگی کنم وصیتی ندارم اما نصیحتم کماکان به همه شما خاموش کردن نوتیفیکشن است.
سید جدبکمر زده، محمود
سید جدبکمر زده، محمود
❤73👍41👏4😢3👎2
برگشت...
سالی، دو سالی یکبار، یک ماه از شبکههای اجتماعی دوری میکنم؛ یعنی در واقع از حرف زدن و نوشتن. یک آیین روزهطورِ شخصی. همان اولش اعلام میکنم که نخواهم بود و الان دارم توضیح میدهم نه به خاطر این که اهمیت چندانی داشته باشد حضور من، به احترام همه دوستانی که در این مدت خبری گرفتند یا اصراری داشتند که حرفی بزنم. امروز این یک ماه تمام شد و من با استخوانهای شکسته روح و روانی که مثل همه شما زخمخورده است برمیگردم. گُنگ خواب دیده. کابوسی وحشتناک که به واقعیت پیوست. دنیایی حرف دارم و سربی سنگین در دهان.
میخواستم ویدیو بگذارم به نظرم آمد مثل رفتن به ورزشگاه است جلوی چشم زنانی که پشت دروازه ورودی مانعشان شدهاند. انصاف نیست با اوضاع اینترنت در ایران. شاید نوشته به آنها برسد.
کشتاری هولناک صورت گرفته؛ خودشان میگویند دست کم سه هزار نفر، و حتما بسیار بیشتر از این است. و آدمها عدد میشوند. کم جگر آدم از دیدن کشتهها در کهریزک و جاهای دیگر پاره میشود هر کس داستانی هم رویش میگذارد: پول گلوله میگیرند، رفتهاند توی بیمارستان تیر خلاص زدهاند...
مسابقهای که برای ترور روانی ایرانیها آغاز شده بود حالا دیگر به پول و رسانه سعودی و آمریکا و اسراییل نیازی ندارد. همه را به اندازه کافی شارژ کرده که به خودویرانگری روی بیاوریم. و اصلا چه نیاز به زحمت آنها با این حکومت؟ حکومتی که هیچ فرصتی برای خشم و نفرتپراکنی و ستیزهجویی را از دست نداد. حکومتی که هر جا میشد جلوی ضرر و خرابی و فاجعه را گرفت بدترین راه را انتخاب کرد. در جریان گروگانگیری بهترین و نرمترین پیشنهادها و باجها را رد کرد، صدها میلیارد دلار ضرر زد و بعد که همه زیانها به ملت تحمیل شد و جنگی هم علیهش راه افتاد یکهو رهایشان کرد. وقتی در موضع قدرت بود قطعنامه را نپذیرفت و یکسال بعد که هر طور شکستی متحمل شد پذیرفت. پیشنهادهای عزتمندانه برای مذاکره با آمریکا را نپذیرفت تا نهایتا با جنایتکاری سادیستی روبرو شود. خودش چوب لای چرخ اصلاحاتی گذاشت که بیشترین حامی مردمی را داشت و عملا حاضر شد برای دعواهای درونحاکمیتی کنار اسراییل بایستد در تخریب هر جریان و آدم خوشنامی که در داخل بود و میتوانست اقبالی داشته باشد. بهترین فرصت آشتی ملی بعد جنگ دوازده روزه را خراب کرد...
ملتی در هروله میان مار غاشیه و عقرب جراریم: جمهوری اسلامی و اپوزوسیون جمهوری اسلامیزه. تندروترین فاشیستهای دو طیف تشنه به خونند؛ خون ما در واقع. در افسانههای هولانگیز اروپایی، زامبیها خون آدمها را میمکند و هر گَزیدهشدهای خودش زامبی دیگری میشود. باد نفرتی که کاشتند توفان شد و به قول آن چنگیزدیدگان بخارایی، باد بینیازی خداوند وزیدن گرفته. این همه کشته این همه خسارت این همه زخم روان. ما هم مثل کسی شدیم که دستش را دیگران بریدهاند و از سر خشم و استیصال به پای خود شلیک میکند. وضع اقتصادی بده پس هرچی مانده را آتش بزنیم...
بسیار متاسفم. عمیقا تسلیت میگویم. باقی برای بعد. اگر باقی و بعدی در کار باشد.
سالی، دو سالی یکبار، یک ماه از شبکههای اجتماعی دوری میکنم؛ یعنی در واقع از حرف زدن و نوشتن. یک آیین روزهطورِ شخصی. همان اولش اعلام میکنم که نخواهم بود و الان دارم توضیح میدهم نه به خاطر این که اهمیت چندانی داشته باشد حضور من، به احترام همه دوستانی که در این مدت خبری گرفتند یا اصراری داشتند که حرفی بزنم. امروز این یک ماه تمام شد و من با استخوانهای شکسته روح و روانی که مثل همه شما زخمخورده است برمیگردم. گُنگ خواب دیده. کابوسی وحشتناک که به واقعیت پیوست. دنیایی حرف دارم و سربی سنگین در دهان.
میخواستم ویدیو بگذارم به نظرم آمد مثل رفتن به ورزشگاه است جلوی چشم زنانی که پشت دروازه ورودی مانعشان شدهاند. انصاف نیست با اوضاع اینترنت در ایران. شاید نوشته به آنها برسد.
کشتاری هولناک صورت گرفته؛ خودشان میگویند دست کم سه هزار نفر، و حتما بسیار بیشتر از این است. و آدمها عدد میشوند. کم جگر آدم از دیدن کشتهها در کهریزک و جاهای دیگر پاره میشود هر کس داستانی هم رویش میگذارد: پول گلوله میگیرند، رفتهاند توی بیمارستان تیر خلاص زدهاند...
مسابقهای که برای ترور روانی ایرانیها آغاز شده بود حالا دیگر به پول و رسانه سعودی و آمریکا و اسراییل نیازی ندارد. همه را به اندازه کافی شارژ کرده که به خودویرانگری روی بیاوریم. و اصلا چه نیاز به زحمت آنها با این حکومت؟ حکومتی که هیچ فرصتی برای خشم و نفرتپراکنی و ستیزهجویی را از دست نداد. حکومتی که هر جا میشد جلوی ضرر و خرابی و فاجعه را گرفت بدترین راه را انتخاب کرد. در جریان گروگانگیری بهترین و نرمترین پیشنهادها و باجها را رد کرد، صدها میلیارد دلار ضرر زد و بعد که همه زیانها به ملت تحمیل شد و جنگی هم علیهش راه افتاد یکهو رهایشان کرد. وقتی در موضع قدرت بود قطعنامه را نپذیرفت و یکسال بعد که هر طور شکستی متحمل شد پذیرفت. پیشنهادهای عزتمندانه برای مذاکره با آمریکا را نپذیرفت تا نهایتا با جنایتکاری سادیستی روبرو شود. خودش چوب لای چرخ اصلاحاتی گذاشت که بیشترین حامی مردمی را داشت و عملا حاضر شد برای دعواهای درونحاکمیتی کنار اسراییل بایستد در تخریب هر جریان و آدم خوشنامی که در داخل بود و میتوانست اقبالی داشته باشد. بهترین فرصت آشتی ملی بعد جنگ دوازده روزه را خراب کرد...
ملتی در هروله میان مار غاشیه و عقرب جراریم: جمهوری اسلامی و اپوزوسیون جمهوری اسلامیزه. تندروترین فاشیستهای دو طیف تشنه به خونند؛ خون ما در واقع. در افسانههای هولانگیز اروپایی، زامبیها خون آدمها را میمکند و هر گَزیدهشدهای خودش زامبی دیگری میشود. باد نفرتی که کاشتند توفان شد و به قول آن چنگیزدیدگان بخارایی، باد بینیازی خداوند وزیدن گرفته. این همه کشته این همه خسارت این همه زخم روان. ما هم مثل کسی شدیم که دستش را دیگران بریدهاند و از سر خشم و استیصال به پای خود شلیک میکند. وضع اقتصادی بده پس هرچی مانده را آتش بزنیم...
بسیار متاسفم. عمیقا تسلیت میگویم. باقی برای بعد. اگر باقی و بعدی در کار باشد.
👍209❤103😢59👎27👏10🤣4
دوستان؛ بخش کامنتها (گروه نظربازی) ظاهرا از دست رفته و من هر کار میکنم گروه جدید کامنت را نمیتوانم به کانال وصل کنم. لطفا از اینجا وارد شوید و نظرتان را بنویسید
https://t.iss.one/+su0nocUH3Rs5Y2Zk
https://t.iss.one/+su0nocUH3Rs5Y2Zk
Telegram
نظربازی
You’ve been invited to join this group on Telegram.
در این ویدیو سعی کردم به این پرسشها بپردازم:
چه شد؟
مقصر کشتار فاجعهآمیزی که رخ داد کیست؟
آیا مبارزه خشونتپرهیز شکست خورده؟
با توجه به شرایط کنونی مداخله خارجی توجیهپذیره؟
الان چه کنیم؟
https://youtu.be/soKSLNIxK9Y
چه شد؟
مقصر کشتار فاجعهآمیزی که رخ داد کیست؟
آیا مبارزه خشونتپرهیز شکست خورده؟
با توجه به شرایط کنونی مداخله خارجی توجیهپذیره؟
الان چه کنیم؟
https://youtu.be/soKSLNIxK9Y
YouTube
در باب خیزش دیماه
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
❤30👍26👎2
محمود فرجامی
در این ویدیو سعی کردم به این پرسشها بپردازم: چه شد؟ مقصر کشتار فاجعهآمیزی که رخ داد کیست؟ آیا مبارزه خشونتپرهیز شکست خورده؟ با توجه به شرایط کنونی مداخله خارجی توجیهپذیره؟ الان چه کنیم؟ https://youtu.be/soKSLNIxK9Y
دوستانی از ایران پیام دادند که بهخاطر وضعیت اینترنت نمیتوانند در یوتیوب ویدیو را ببیند. متشکر میشوم اگر کسانی که دستشان میرسد، فایل ویدیویی یا صوتی یا متن این ویدیو را برای من بفرستند که جدا منتشر کنم.
پیافزود: رسید. سپاس.
پیافزود: رسید. سپاس.
👍18❤9
عزیزانی که در داخل ایران هستید؛
ممکنه لطفا در بخش کامنت همین فرسته (ترجیحا)، یا به صورت خصوصی، در قالب وُیس یا متن، اتفاقاتی که به چشم خودتان دیدید را بگویید؟ هر مشاهده شما، دست کم برای من سند است و البته اطلاع دارم که دیگرانی هم، چه از اعضای کانال و چه غیر آن، اعتماد یا توجه خاصی به اینجا دارند.
خواهشم، با تاکید، این است که فقط مشاهده خودتان، یا کسی که کاملا به او اعتماد دارید، را بگویید و از نقل گفتههای بدون منبع، فیکنیوزها، شبکههای خبریِ صدرحمت به فیکنیوزها، «دخترخاله دوستم»های بیانتها... خودداری کنید. یک سطر نوشته خود شما، حتی در حد ندیدن چیز خاصی (که دوستی از تبریز فرستاد)، برای من ارزشش از مجموع آنها بیشتر است.
مخلص
ممکنه لطفا در بخش کامنت همین فرسته (ترجیحا)، یا به صورت خصوصی، در قالب وُیس یا متن، اتفاقاتی که به چشم خودتان دیدید را بگویید؟ هر مشاهده شما، دست کم برای من سند است و البته اطلاع دارم که دیگرانی هم، چه از اعضای کانال و چه غیر آن، اعتماد یا توجه خاصی به اینجا دارند.
خواهشم، با تاکید، این است که فقط مشاهده خودتان، یا کسی که کاملا به او اعتماد دارید، را بگویید و از نقل گفتههای بدون منبع، فیکنیوزها، شبکههای خبریِ صدرحمت به فیکنیوزها، «دخترخاله دوستم»های بیانتها... خودداری کنید. یک سطر نوشته خود شما، حتی در حد ندیدن چیز خاصی (که دوستی از تبریز فرستاد)، برای من ارزشش از مجموع آنها بیشتر است.
مخلص
👍61❤11
Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه
⚫️ بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
بسمالله الرحمن الرحیم
▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
@kaleme
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
بسمالله الرحمن الرحیم
▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
@kaleme
❤172👎51👍48🤣9😢7👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من مستندهای جنگ جهانی دوم زیاد تماشا میکنم. در اغلب آنها این صحنه هست. در مستندهایی پر از صحنههای هولناک و آمار وحشتناک کشتهها و زخمیها، میلیونها نفر، این صحنه یکی از دردناکترینهای آنهاست: صحنه تحقیر زنانی بیدفاع. من اغلب صحنه کشتگان و خونریزیهای مخوف را با تاسف نگاه میکنم ولی میلیونها نفر، وقتی به این صحنههای معروف میرسم به گریه میافتم. تحقیر بیگناهان و بیدفاعها از قتلشان هم دردناکتر است.
به نظرم راز این خشم و انزجاری که مردم ایران را فرا گرفته همین است، همین تکرار این چند دقیقه در تقریبا همه سریالهای مستند ج ج دوم: تحقیر. تحقیر زنان، تحقیر آدمها، تحقیر زیردستان. وگرنه چرا زدن موی چند زن باید جایی همیشگی در میان دهها هزار سند تصویری از جنگ و شکنجه و غارت و قحطی و قتل داشته باشد؟
ج ا ا مردم ایران را تحقیر کرد. از میان تمام جرائمش، به باورم این بدترین است.
@farjamimahmud
(زیرنویس فارسی از من نیست)
به نظرم راز این خشم و انزجاری که مردم ایران را فرا گرفته همین است، همین تکرار این چند دقیقه در تقریبا همه سریالهای مستند ج ج دوم: تحقیر. تحقیر زنان، تحقیر آدمها، تحقیر زیردستان. وگرنه چرا زدن موی چند زن باید جایی همیشگی در میان دهها هزار سند تصویری از جنگ و شکنجه و غارت و قحطی و قتل داشته باشد؟
ج ا ا مردم ایران را تحقیر کرد. از میان تمام جرائمش، به باورم این بدترین است.
@farjamimahmud
(زیرنویس فارسی از من نیست)
👍73❤36😢29👎9
این عکس را جایی دیدم و به قدری برایم غریب و پلشت و مهوع بود که نمیتوانم باور کنم چنین چیزی اصولا ساخته شده باشد چه برسد به پخش. البته مثل همیشه مظنون به فیک بودن هر چیزی هستم (و برایم عجیبه که وقتی صحت چیزی مشخص میشود یکعده طلبکارند که: دیدی؟ دیدی درست بود؟!). آیا کسی به چشم خودش پخش شدن این را دیده؟
👍31🤣12👎4😱2❤1
گزارش اقلیت.pdf
4 MB
گزارش اقلیت
این گزارش حاصل گردآوری و بررسی ۳۰ روایت مستقل از شاهدان عینی در شهرهای مختلف ایران است؛ شامل ۱۲ زن، ۱۴ مرد و ۴ روایت با جنسیت اعلامنشده. گستره جغرافیاییِ گزارش، تهران، مشهد، قزوین، اهواز، بابل، شهری در استان مرکزی، ارومیه، گناباد، شهری در مازندران، تربتجام، شهری در استان یزد، کرمان، دزفول، اصفهان و قم را در بر میگیرد. دادهها حاصل دهها پیام دریافتی بوده که پس از غربالگری (بدون دخالت جهتگیری سیاسی) انتخاب شدهاند تا تصویری متکثر از تجربههای میدانی ارائه شود. هدف، بازتاب مشاهدات مستقیم و توصیف فضای رخدادهاست، نه تأیید یا رد روایتها. از فایلهای صوتی، عکسها و ویدیوهای ارسالی استفاده نشد. ذکر این نکته ضروری است که با همه دقت و وسواسی که در انتخاب و پیرایش و صحتسنجی صورت گرفته، این گزارش تمام واقعیت نیست؛ چه از آنجا که هیچ انسانی نمیتواند صددرصد آنچه که شاهد بوده را نقل کند و چه آنکه گاه حتی در یک شهر در دو مکان متفاوت اتفاقات به شکلی متفاوت روی دادهاند (مثلا رواداری نسبی در جایی و خشونت فراوان در جایی دیگر). همچنین در شهرهایی مثل تبریز رویداد خاصی از سوی ناظر مشاهده نشده که جا دارد در گزارشهای جامعتر این موارد لحاظ شوند. از تمامی کسانی که مشاهدات و تجربیات خود را با من درمیان گذاشتند سپاسگزارم و امیدوارم با تداوم گزارشهایی از این دست، زوایای بیشتری از رویداد خونینی که رخ داد روشن شود.
محمود فرجامی
این گزارش حاصل گردآوری و بررسی ۳۰ روایت مستقل از شاهدان عینی در شهرهای مختلف ایران است؛ شامل ۱۲ زن، ۱۴ مرد و ۴ روایت با جنسیت اعلامنشده. گستره جغرافیاییِ گزارش، تهران، مشهد، قزوین، اهواز، بابل، شهری در استان مرکزی، ارومیه، گناباد، شهری در مازندران، تربتجام، شهری در استان یزد، کرمان، دزفول، اصفهان و قم را در بر میگیرد. دادهها حاصل دهها پیام دریافتی بوده که پس از غربالگری (بدون دخالت جهتگیری سیاسی) انتخاب شدهاند تا تصویری متکثر از تجربههای میدانی ارائه شود. هدف، بازتاب مشاهدات مستقیم و توصیف فضای رخدادهاست، نه تأیید یا رد روایتها. از فایلهای صوتی، عکسها و ویدیوهای ارسالی استفاده نشد. ذکر این نکته ضروری است که با همه دقت و وسواسی که در انتخاب و پیرایش و صحتسنجی صورت گرفته، این گزارش تمام واقعیت نیست؛ چه از آنجا که هیچ انسانی نمیتواند صددرصد آنچه که شاهد بوده را نقل کند و چه آنکه گاه حتی در یک شهر در دو مکان متفاوت اتفاقات به شکلی متفاوت روی دادهاند (مثلا رواداری نسبی در جایی و خشونت فراوان در جایی دیگر). همچنین در شهرهایی مثل تبریز رویداد خاصی از سوی ناظر مشاهده نشده که جا دارد در گزارشهای جامعتر این موارد لحاظ شوند. از تمامی کسانی که مشاهدات و تجربیات خود را با من درمیان گذاشتند سپاسگزارم و امیدوارم با تداوم گزارشهایی از این دست، زوایای بیشتری از رویداد خونینی که رخ داد روشن شود.
محمود فرجامی
👍84❤31👎3🤣2
فراخوان و گرفتن پیامها و تماسها و جدا کردن پنجاه تا از آنها در مرحله اول و نهایتا انتخاب و بررسی سیتا از آنها دهها ساعت وقت گرفت. تازه همه اینها بعد از وصل شدن تلفن و دسترسی به اینترنت در ایران میسر شد. نهایتا با احتیاط منتشر کردیم و به همراه توضیح روش تحقیق و مستندسازی.
بعد سه تا و نصفی آدم نشستهاند در فلان ان جی او و مدعیاند هویت هفت هزار جانباخته دیماه را بررسی کرده و تایید میکنند. حالا باز خدا پدر این را بیامرزد، مدیر تلویزیون فارسیزبان اسراییلی مقیم لندن، دو شب بعد از جمعهشب خونین، در حالی که ارتباط با ایران مطلقا به صفر رسیده بود، گفت ما اعلام میکنیم دوازده هزار و پانصد نفر کشته شدهاند. چند روز بعد نوبت یک ستوننویس بیاعتبار وبسایت انگلیسیزبان بود که خوابنما بشود و بنویسد شانزدههزار و پانصد نفر. هنوز کاپ مسابقه به او نرسیده بود که مشاور گازگیرِ شازده در یک برنامه تلویزیونی در حالی که از واشینگتن سر مجری/مترسک بیبیسی داد میزد «خانوم ساکت، دارم حرف میزنم» رکورد بیستهزار کشته را زد. بعد از شارلاتانهای رسانهای نوبت به مهدکودکیهای رها در شبکههای اجتماعی رسید: دخترعموم توی بیمارستان کار میکنه گفت رییسشون نامه نوشته که سیهزارتا کشته فقط توی شهر ما داریم.../ تف به شرفت خونشور که میگی سی و پنج هزارتا جاویدنام نداریم.../ آقای ترامپ چهل هزار نفر رو کشتن پس کوشی؟؟؟... / به ازای هر کدوم از اون پنجاههزار نفری که کشتن ده نفرشون رو آویزون میکنیم بچهها بریزید تو خیابون...
آدمها عدد نیستند و گزارشدهی و فکتچکینگ، آن در هم واقعهای اینقدر مهیب و تلخ، نه کارِ بازیست. هنوز آمار قابل اتکایی نداریم و تنها اعلان رسمی قابل اتکا همان دستکم سه هزار نفر است که دولت با ذکر نام اعلام کرده و حداقلی محسوب میشود (حالا اگر ما توانستیم به کودکمانده پرخاشگر، معنای «دستکم» و «حداقلی» را یاد بدهیم). همین آمار هم هولناک است و لازم نیست به اعداد چنگ بزنیم.
بعد سه تا و نصفی آدم نشستهاند در فلان ان جی او و مدعیاند هویت هفت هزار جانباخته دیماه را بررسی کرده و تایید میکنند. حالا باز خدا پدر این را بیامرزد، مدیر تلویزیون فارسیزبان اسراییلی مقیم لندن، دو شب بعد از جمعهشب خونین، در حالی که ارتباط با ایران مطلقا به صفر رسیده بود، گفت ما اعلام میکنیم دوازده هزار و پانصد نفر کشته شدهاند. چند روز بعد نوبت یک ستوننویس بیاعتبار وبسایت انگلیسیزبان بود که خوابنما بشود و بنویسد شانزدههزار و پانصد نفر. هنوز کاپ مسابقه به او نرسیده بود که مشاور گازگیرِ شازده در یک برنامه تلویزیونی در حالی که از واشینگتن سر مجری/مترسک بیبیسی داد میزد «خانوم ساکت، دارم حرف میزنم» رکورد بیستهزار کشته را زد. بعد از شارلاتانهای رسانهای نوبت به مهدکودکیهای رها در شبکههای اجتماعی رسید: دخترعموم توی بیمارستان کار میکنه گفت رییسشون نامه نوشته که سیهزارتا کشته فقط توی شهر ما داریم.../ تف به شرفت خونشور که میگی سی و پنج هزارتا جاویدنام نداریم.../ آقای ترامپ چهل هزار نفر رو کشتن پس کوشی؟؟؟... / به ازای هر کدوم از اون پنجاههزار نفری که کشتن ده نفرشون رو آویزون میکنیم بچهها بریزید تو خیابون...
آدمها عدد نیستند و گزارشدهی و فکتچکینگ، آن در هم واقعهای اینقدر مهیب و تلخ، نه کارِ بازیست. هنوز آمار قابل اتکایی نداریم و تنها اعلان رسمی قابل اتکا همان دستکم سه هزار نفر است که دولت با ذکر نام اعلام کرده و حداقلی محسوب میشود (حالا اگر ما توانستیم به کودکمانده پرخاشگر، معنای «دستکم» و «حداقلی» را یاد بدهیم). همین آمار هم هولناک است و لازم نیست به اعداد چنگ بزنیم.
👍173❤19👎11😢5😱2🤣1
Forwarded from یادداشتهای محمدرضا ضیغمی (محمدرضا ضیغمی)
زیباییِ زشت و زشتیِ زیبا
| یادداشتی دربارهیِ وارونگیِ بدیهیاتِ اخلاقی در این لحظهیِ تاریک |
به قولِ حسینِ پناهی، آن بازیگرِ نقشِ دیوانه:
در انتهایِ هر سفر
در آینه
داروندارِ خویش را
مرور میکنم
و این سطرها دربارهیِ مرورِ داروندارِ اخلاقیِ خویش است.
حکومت را که مسئولِ اصلیِ بیاخلاقیها و نکبتها در جامعهیِ ماست، محکوم کنم و سپس به خودم به عنوانِ یکی از «مردم» بنگرم و خودم را مسئول کنم و به خودِ بیاخلاقی، به طورِ کلّی، بپردازم ــ به آنجا که تأثیرِ حکومت بر روانِ صدمهدیده و توهینشده و داغدارِ من به عنوانِ «یکی از مردم» آشکار میشود. به درونم رجوع کنم، با خودم صادق باشم و ببینم چه بلایی بر سرِ ما آمده است.
در آغازِ اثرِ بیمانندِ شکسپیر، مکبث، میبینیم که «جادوگران» این سرود را میخوانند:
چه زشت است زیبا، چه زیباست زشتی.
بگردیم در میغ-دودِ پلشتی.
(ترجمهیِ داریوش آشوری: ص ۱۷)
این دو سطر به خوبی وضعیّتی را نشان میدهد که بخشی از جامعهیِ ما به آن مبتلا شده است ــ جایی که ارزشها از دست میروند و امرِ اخلاقی واژگون میشود.
این که این مصیبت از کجا آمده را به فرصتی دیگر واگذار کنیم، بیشک عاملِ اصلیاش حکومتِ فاجعهبارِ ماست و همهیِ نیروهایِ دیگر در این شَر با حکومت همدست و به سهمِ خود مسئول اند.
بیتعارف باید گفت که، بخشی از جامعهیِ ما، نه ضرورتاً در ضمیر و خواست و واقعیت، ولی در زبان و بیان، به ارزشهایِ اخلاقی پشت کرده است.
میگویم در زبان و بیان، چون ایمان دارم امرِ اخلاقی با «عقلِ بشری» درک میشود، و حتّی جادوگران نیز میدانستند «زیبایی زشت نیست و زشتی زیبا نیست» آنها خلافش را میگویند، چون میخواهند واژگونش کنند. و من حس میکنم ما اکنون در اسارتِ جادوگران هستیم.
اکنون «چه زشت است زیبا، چه زیباست زشتی» منطقِ رویکردهایِ بسیاری از ما و عزیزانِ ماست، خانوادهیِ ما، دوستدخترِ و دوستپسرِ ما، رفقایِ ما یا خودِ ما... این منطق به طرزی وحشتناک واگیردار است و از ما دارد به هم منتقل میشود ــ انگار اگر آن را نپذیریم از سمتِ نزدیکانِ خود هم طرد خواهیم شد ـ آیا سایهیِ این خفقان و جدایی را حس میکنی؟
در این منطق،
روشنفکری
خشونتپرهیزی
ادب
ضدِ جنگ بودن
و سرانجام و مهمتر از همه
آزادیخواهی
طرد میشود و فضیلتهایِ اخلاقی علناً و با زبانِ گشاده، موردِ نفرت قرار میگیرد. این همان جایی است که خشم بر عقلانیت، قدرتها بر انسانها و نهایتاً مرگ بر زندگی پیروز میشود. این همان چیزی است که نمیخواستیم و نباید اتّفاق میافتاد. این همان شرِ بزرگی است که حکومت ـ به عنوانِ متّهمِ ردیفِ اوّل ـ ایجاد کرده است و پس از آن باید ببینیم چه نیروهایی در این قضیّه با آن همدست بوده اند.
اکنون «بگردیم در میغ-دودِ پلشتی» خواستِ بسیاری از ماست، وقتی «معصومانه» از جنایتکارانِ دیگرِ جهان میخواهیم دادخواهِ ستمدیدگیِ ما از جنایتهایِ داخلیمان باشند (!) و به بیانِ دیگر همان قربانیای شدهایم که قربانی شدنِ دوباره را مطالبه میکند و میخواهد مدام شکنجه شود ــ این بخشی از منطقِ پیروزیِ مرگ بر زندگی است.
در شاهنامه از زبانِ خوابگزاری میخوانیم:
«کسی بیبهانه نسازد بَدی»
(چاپِ دکتر خالقی، نشرِ سخن: ص ۳۳)
و میدانیم با هزاران کشته و مجروح و داغدار، حکومت خشم و نفرت را به حدّی رسانیده است که حرف زدنِ ما از امرِ اخلاقی میتواند برای خیلی از عزیزانمان «مُضحِک» باشد ــ ولی درست در همین لحظه و به همین علّت که اخلاق از همیشه ضعیفتر شده است، درست در همین لحظه از تاریخ، بیش از همیشه دوست دارم و وظیفهیِ خود میدانم از اندیشیدن و صلح و ادب و آزادی ـ و به طورِ کلّی امرِ اخلاقی ـ بگویم و بنویسم.
درست به همین دلیل که خونِ هزاران انسان به نفعِ دوام و گسترشِ شَر و سیاهی ریخته شده است، من خودم را مسئول میدانم صریحتر از همیشه از اندیشه و صلح و ادب و آزادی و اخلاق دفاع کنم. حتّی اگر تا امروز بهرهیِ کمی از این مفاهیم در زندگیام داشته بوده باشم، امروز باید شروع کنم.
@mzeyghami
| یادداشتی دربارهیِ وارونگیِ بدیهیاتِ اخلاقی در این لحظهیِ تاریک |
به قولِ حسینِ پناهی، آن بازیگرِ نقشِ دیوانه:
در انتهایِ هر سفر
در آینه
داروندارِ خویش را
مرور میکنم
و این سطرها دربارهیِ مرورِ داروندارِ اخلاقیِ خویش است.
حکومت را که مسئولِ اصلیِ بیاخلاقیها و نکبتها در جامعهیِ ماست، محکوم کنم و سپس به خودم به عنوانِ یکی از «مردم» بنگرم و خودم را مسئول کنم و به خودِ بیاخلاقی، به طورِ کلّی، بپردازم ــ به آنجا که تأثیرِ حکومت بر روانِ صدمهدیده و توهینشده و داغدارِ من به عنوانِ «یکی از مردم» آشکار میشود. به درونم رجوع کنم، با خودم صادق باشم و ببینم چه بلایی بر سرِ ما آمده است.
در آغازِ اثرِ بیمانندِ شکسپیر، مکبث، میبینیم که «جادوگران» این سرود را میخوانند:
چه زشت است زیبا، چه زیباست زشتی.
بگردیم در میغ-دودِ پلشتی.
(ترجمهیِ داریوش آشوری: ص ۱۷)
این دو سطر به خوبی وضعیّتی را نشان میدهد که بخشی از جامعهیِ ما به آن مبتلا شده است ــ جایی که ارزشها از دست میروند و امرِ اخلاقی واژگون میشود.
این که این مصیبت از کجا آمده را به فرصتی دیگر واگذار کنیم، بیشک عاملِ اصلیاش حکومتِ فاجعهبارِ ماست و همهیِ نیروهایِ دیگر در این شَر با حکومت همدست و به سهمِ خود مسئول اند.
بیتعارف باید گفت که، بخشی از جامعهیِ ما، نه ضرورتاً در ضمیر و خواست و واقعیت، ولی در زبان و بیان، به ارزشهایِ اخلاقی پشت کرده است.
میگویم در زبان و بیان، چون ایمان دارم امرِ اخلاقی با «عقلِ بشری» درک میشود، و حتّی جادوگران نیز میدانستند «زیبایی زشت نیست و زشتی زیبا نیست» آنها خلافش را میگویند، چون میخواهند واژگونش کنند. و من حس میکنم ما اکنون در اسارتِ جادوگران هستیم.
اکنون «چه زشت است زیبا، چه زیباست زشتی» منطقِ رویکردهایِ بسیاری از ما و عزیزانِ ماست، خانوادهیِ ما، دوستدخترِ و دوستپسرِ ما، رفقایِ ما یا خودِ ما... این منطق به طرزی وحشتناک واگیردار است و از ما دارد به هم منتقل میشود ــ انگار اگر آن را نپذیریم از سمتِ نزدیکانِ خود هم طرد خواهیم شد ـ آیا سایهیِ این خفقان و جدایی را حس میکنی؟
در این منطق،
روشنفکری
خشونتپرهیزی
ادب
ضدِ جنگ بودن
و سرانجام و مهمتر از همه
آزادیخواهی
طرد میشود و فضیلتهایِ اخلاقی علناً و با زبانِ گشاده، موردِ نفرت قرار میگیرد. این همان جایی است که خشم بر عقلانیت، قدرتها بر انسانها و نهایتاً مرگ بر زندگی پیروز میشود. این همان چیزی است که نمیخواستیم و نباید اتّفاق میافتاد. این همان شرِ بزرگی است که حکومت ـ به عنوانِ متّهمِ ردیفِ اوّل ـ ایجاد کرده است و پس از آن باید ببینیم چه نیروهایی در این قضیّه با آن همدست بوده اند.
اکنون «بگردیم در میغ-دودِ پلشتی» خواستِ بسیاری از ماست، وقتی «معصومانه» از جنایتکارانِ دیگرِ جهان میخواهیم دادخواهِ ستمدیدگیِ ما از جنایتهایِ داخلیمان باشند (!) و به بیانِ دیگر همان قربانیای شدهایم که قربانی شدنِ دوباره را مطالبه میکند و میخواهد مدام شکنجه شود ــ این بخشی از منطقِ پیروزیِ مرگ بر زندگی است.
در شاهنامه از زبانِ خوابگزاری میخوانیم:
«کسی بیبهانه نسازد بَدی»
(چاپِ دکتر خالقی، نشرِ سخن: ص ۳۳)
و میدانیم با هزاران کشته و مجروح و داغدار، حکومت خشم و نفرت را به حدّی رسانیده است که حرف زدنِ ما از امرِ اخلاقی میتواند برای خیلی از عزیزانمان «مُضحِک» باشد ــ ولی درست در همین لحظه و به همین علّت که اخلاق از همیشه ضعیفتر شده است، درست در همین لحظه از تاریخ، بیش از همیشه دوست دارم و وظیفهیِ خود میدانم از اندیشیدن و صلح و ادب و آزادی ـ و به طورِ کلّی امرِ اخلاقی ـ بگویم و بنویسم.
درست به همین دلیل که خونِ هزاران انسان به نفعِ دوام و گسترشِ شَر و سیاهی ریخته شده است، من خودم را مسئول میدانم صریحتر از همیشه از اندیشه و صلح و ادب و آزادی و اخلاق دفاع کنم. حتّی اگر تا امروز بهرهیِ کمی از این مفاهیم در زندگیام داشته بوده باشم، امروز باید شروع کنم.
@mzeyghami
❤92👍49👏4👎2🤣2