فکر کنم همین حالا فهمیدم آیندهی من با دسیژنمیکینگ و کاگنتیو گره خورده و هرجا برم قراره ناخوداگاه به سمتش برم و براش ذوق کنم. عجیبه.
شاخهی مورد علاقهی من تصمیمگیری و خوندنش به شدت با خطربالای افسردگی همراهه. دلیلشم اینه که مردم به طرز عجیبی فکر میکنن مالک تصمیمهاشون هستن و به طرز عجیبی تصور میکنن این تصمیمهایی که میگیرن درسته.
روزی خوشحال خواهم بود که به آدمها بفهمونم نه تنها خودتون برحسب منطق تصمیم نمیگیرید که اتفاقا مقدار زیادی از تصمیمهایی که فکر کردید درسته، یا بهترین نبوده، یا نادرست بوده.
توهم "من تصمیم درستی میگیرم و بلدم چطور تصمیم بگیرم" قد افسانهی آدم و حوا، اسطورهای، غیرواقعی و تلاشی برای تافتهی جدا بافته شناختن انسانه.
سیلیای که در آینده انسان به صورت جمعی میخوره، دونستن این فکته که این یک من فرماندهی لاجیک و منطقی نیست که تصمیم میگیره بلکه این خطاهای من دست به یکی کرده با گذشتهی منن که براساس شرایط کنونیم دارن تصمیمی رو میگیرن و من فقط تماشاچیه.
جوری زیر بار اشتباهات انسانیمون له خواهیم شد که درنهایت یا منقرض میشیم یا یاد میگیریم این تملک و احساس من بودن رو نسبت به باقی پروسسهای شناختیمون کنار بذاریم و بدونیم من، فقط و فقط، یه تماشاچیه.
روزی که تماشاچی بودن "من" و تصمیمهای محیطی رو بفهمیم، به مغز اجازهی آگاه بودن و اجازهی هوشیار بودن درقبال خطا رو دادیم و با مطالعاتی که میکنیم، سیستم کنترل و مهاری مغز یاد میگیره چطور این اتفاق رو کنترل کنه و شکمی تصمیم نگیره بلکه برحسب دو دوتا چهارتا تصمیم بگیره. اما تا روزی که ما مصر ایستادیم و میگیم من داره تصمیم میگیره، خیلی هم لاجیک و خیلی هم درسته، این فضا رو برای یادگیری و کنترل به مغز نمیدیم و شکمی زندگی میکنیم. شکمی تصمیم میگیریم.
فکر میکنید چرا یکی دیگری رو میزنه؟ چرا جنگ میشه؟ چرا دستهبندی میکنیم؟ چرا تبعیض وجود داره؟ چرا با خانوادتون نمیسازید؟ چرا انسان، برزخ انسانه؟
فقط به همین دلیل که فکر میکنیم من، تصمیم میگیره و این تصمیم خیلی لاجیک و خیلی درسته! همین.
فقط به همین دلیل که فکر میکنیم من، تصمیم میگیره و این تصمیم خیلی لاجیک و خیلی درسته! همین.
کل پاسخ ما به محرکها، تصمیمهاییه که میگیریم. وقتی این سرجاش نباشه، همهچیز خرابه. همهچیز.
هیچکس قد من حرص نمیخوره سر این مسئله. شما نمیدونید هدایت کردن تصمیم دیگران چقدر سادست و چقدر این مسئله توی تبلیغات انجام میشه و مسئله فقط خرید شما نیست. بلکه تعصب و شیوهی فکریتونو نشونه رفتن انتخابهای حتی سیاسیتونه. تا وقتی نسبت به مالک تصمیم بودن تغییر موضع ندید و پایین نشینید، بوسیلهی هزاران نوع حقه، به راحتی روی تفکر شما سوار میشن. به راحتی بدون اینکه بفهمید، کاری رو میکنید که برای دیگران سود داره. یه چشمهی خیلی کوچیکش توی نورومارکتینگه. میگم کوچیک چون درجهان واقعی مسائل خیلی پیچیدهتر و گندهتر میشن و تشخیصشون سختتر از تشخیص یه تریک خاص توی یه تبلیغه.
این به معنی وجود رهبرانی که جهان رو هدایت میکنن و خیلی شرورن نیست. به معنای وجود سرمایهدارانیه که برای سود بیشترشون، تصمیمات و تفکرات شمارو تحت تاثیر قرار میدن. جوری که فکر کنید این تصمیم و تفکر خودتونه.
Forwarded from کومه (🅐🅥🅐)
امروز در کال از نیرا ، نینی قشنگم ، چیزکهای جالب آموختیم و مرور کردیم. البته من به دلیل نامساعد بودن محیطی که درش بودم آخرهایش وصل شدم و رسیدم. اما همان تایم هم قلقلک دهنده بود مخصوصا آنجا که بچهام از شاهکارش به طور اختصاصی برای ما دوستان باسن خوشگلش رونمایی کرد آنجا بود که همه مان بیش از پیش خرذوق عالم بودیم که داریمش و مورد اعتمادش هستیم. خانوادهاییم بالاخره عزیز. قربانش بشوم اکیپ کان دشمن سوزی هستیم. دیش دیری دیرین ماشالا.
Forwarded from صفالی (Safa)
کومه
امروز در کال از نیرا ، نینی قشنگم ، چیزکهای جالب آموختیم و مرور کردیم. البته من به دلیل نامساعد بودن محیطی که درش بودم آخرهایش وصل شدم و رسیدم. اما همان تایم هم قلقلک دهنده بود مخصوصا آنجا که بچهام از شاهکارش به طور اختصاصی برای ما دوستان باسن خوشگلش رونمایی…
فقط خداوند رحمان و رحیم میدونه که اون لحظهای که نیکا داشت به قول اوا از شاهکارش برامون تعریف میکرد چه پشمی از منو ثنا ریخته بود و چه احساس افتخاری نسبت به این زیباچهی نازنین فندققد داشتیم*-*