اگر یکی رو دیدی نیم تا یکساعت زودتر به قرار رسیده و یه گوشه نشسته تا وقتش بشه، اون منم.
بیگانه
اگر یکی رو دیدی نیم تا یکساعت زودتر به قرار رسیده و یه گوشه نشسته تا وقتش بشه، اون منم.
اضطراب و فوبیای دیر رسیدن.
از میزان سرعت اتفاق افتادن بگاییهای زندگی من، میشه برق یه شهر رو تولید کرد.
Forwarded from بارمان (Barmaan)
پیرو یکی از وبینارهای دیروز، برام ایمیل زدن و یه لیست بلندبالا از سرویسهای خودکشی و تراپی(اکثرا رایگان یا ارزون) فرستادن. تو فکر بودم دنبال نسخه فارسی بگردم که به سامانه طعم گیلاس برخوردم.
اگر فکر میکنید به کمک اضطراری نیاز دارید⭕️
هم میتونید از طریق سایتشون حرف بزنید هم میتونید با شماره 123 تماس بگیرید.
سامانه طعم گیلاس
خدمات رایگان اورژانس اجتماعی (تلفن 123)
@Barmaan2
اگر فکر میکنید به کمک اضطراری نیاز دارید⭕️
هم میتونید از طریق سایتشون حرف بزنید هم میتونید با شماره 123 تماس بگیرید.
سامانه طعم گیلاس
خدمات رایگان اورژانس اجتماعی (تلفن 123)
@Barmaan2
فکر کنم همین حالا فهمیدم آیندهی من با دسیژنمیکینگ و کاگنتیو گره خورده و هرجا برم قراره ناخوداگاه به سمتش برم و براش ذوق کنم. عجیبه.
شاخهی مورد علاقهی من تصمیمگیری و خوندنش به شدت با خطربالای افسردگی همراهه. دلیلشم اینه که مردم به طرز عجیبی فکر میکنن مالک تصمیمهاشون هستن و به طرز عجیبی تصور میکنن این تصمیمهایی که میگیرن درسته.
روزی خوشحال خواهم بود که به آدمها بفهمونم نه تنها خودتون برحسب منطق تصمیم نمیگیرید که اتفاقا مقدار زیادی از تصمیمهایی که فکر کردید درسته، یا بهترین نبوده، یا نادرست بوده.
توهم "من تصمیم درستی میگیرم و بلدم چطور تصمیم بگیرم" قد افسانهی آدم و حوا، اسطورهای، غیرواقعی و تلاشی برای تافتهی جدا بافته شناختن انسانه.
سیلیای که در آینده انسان به صورت جمعی میخوره، دونستن این فکته که این یک من فرماندهی لاجیک و منطقی نیست که تصمیم میگیره بلکه این خطاهای من دست به یکی کرده با گذشتهی منن که براساس شرایط کنونیم دارن تصمیمی رو میگیرن و من فقط تماشاچیه.