علوم اعصاب تربیتی Educational Neuroscience
4.13K subscribers
1.13K photos
243 videos
242 files
1.46K links
کانال علوم اعصاب تربیتی به هدف اشاعه دانش و پژوهش در حیطه علوم اعصاب تربیتی(مطالعات ذهن، مغز و تربیت) و امکان ارتباط بیشتر با علاقمندان این حوزه در حال رشد، جذاب و پویا توسط دکتر علی نوری هدایت و مدیریت می‌شود.

تماس با ادمین:

@edu_neuro
Download Telegram
🧠🧠🧠
آیا ذهن‌آگاهی واقعاً می‌تواند زیست‌شناسی استرس ما را تغییر دهد؟

🧠یک مرور سيستماتيک و فراتحلیل که بتازگی در مجله Health Psychology منتشر شده، شواهد نسبتاً قوی ارائه می‌دهد که ذهن‌آگاهی واقعا در کاهش استرس موثر است.

🧠 این مطالعه به رهبری بلر تی. جانسون و همکاران با تحلیل ۳۹ کارآزمایی شامل ۲۰۵۹ شرکت‌کننده، به این پرسش مهم پرداخته است: آیا کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) واقعاً سطح کورتیزول را که یکی از نشانگرهای زیستی اصلی استرس در بدن است، کاهش می‌دهد؟

🧠یافته‌های کارآزمایی‌های بالینی نشان می‌دهد که ذهن‌آگاهی کورتیزول را کاهش می‌دهد. شواهد حاصل از کارآزمایی‌های تصادفی و کنترل‌شده (RCT)‌ نیز حاکی از آن است که ذهن‌آگاهی به طور معنی‌داری مؤثرتر از شرایط کنترل بوده است.

🧠چرا این موضوع اهمیت دارد؟ برای سال‌ها، ذهن‌آگاهی با بهبود پیامدهای ذهنی و خودگزارشی مانند استرس ادراک‌شده و اضطراب همراه بوده است. این فراتحلیل شواهدی اضافه می‌کند که این تأثیرات ممکن است به زیست‌شناسی استرس به‌صورت عینی و قابل اندازه‌گیری نیز گسترش یابد.

🧠با توجه به اینکه استرس مزمن همچنان یک چالش عمده در حوزهٔ سلامت عمومی و محیط‌های آموزشی و کاری است، این یافته‌ها بر شواهد موجود در حمایت از نقش بالقوهٔ برنامه‌های ذهن‌آگاهی مبتنی بر شواهد در ‌کاهش استرس می‌افزاید.


دسترسی به مطالعه از طریق لینک زیر:
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/42691284/
#مقاله_خواندنی
#ذهن‌آگاهی
#سلامت_روان
#کاهش_استرس
#کورتیزول

برای آگاهی از آخرین تحولات و پیشرفتهای در حوزه ذهن، مغز و تربیت، کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی را دنبال کنید و به علاقمندان معرفی کنید.👇👇👇
https://t.iss.one/eduneuro
👍2🕊2
عباس تشکری، از چهره‌های شناخته‌شده در روش‌شناسی پژوهش و به‌ویژه روش‌های آمیخته (Mixed Methods) است.

◇ تشکری زاده آبادان است و نخستین دهه زندگی خود را در آنجا گذراند؛ پس از آن مدتی را در جهرم و سپس در شیراز سپری کرد. او پس از دریافت دکترای روان‌شناسی اجتماعی از دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل به ایران بازگشت و در فاصله سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵ به‌عنوان استادیار در دانشگاه شیراز به آموزش و پژوهش مشغول شد.

○ تشکری سپس فعالیت علمی خود را در ایالات متحده ادامه داد و در دانشگاه‌های مختلف فعالیت کرد. او در دانشگاه تگزاس شمالی ۱۲ سال استاد روش تحقیق و ارزشیابی و بیش از هشت سال مدیر گروه روان‌شناسی تربیتی بود.

◇ تشکری از سخنگویان شاخص پژوهش آمیخته (ترکیب رویکردهای کمی و کیفی) است. وی از بنیان‌گذاران سیگ روش‌های آمیخته در انجمن پژوهش‌های تربیتی آمریکا است. او مقاله‌ها و کتاب‌های مهمی درباره روش‌شناسی پژوهش آمیخته نوشته است.

○ او در اثر اخیرش با عنوان سمت خوب رودخانه، روایت زندگی‌اش از آبادان تا مهاجرت و فعالیت دانشگاهی در آمریکا را بازگو می‌کند.
👇
https://t.iss.one/eduneuro
#معرفی_شخصیت_ها
#روش‌_پژوهش
#رویکرد_آمیخته
❤8
✔️✔️✔️

۷ گام طلایی برای طراحی راهنمای مصاحبه نیمه‌ساختار در پژوهش‌های کیفی
---

درپی مشاهده اشتباهات دانشجویان در انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، همیشه به فکر نوشتن یک راهنمای عملی بودم. امروز مقاله الی فیلیپس و فیونا هالند از دانشگاه داربی چاپ‌ شده در نشریه پژوهش‌های کیفی در روان‌شناسی توجهم را جلب کرد. این مقاله فرآیند طراحی «راهنمای مصاحبه» (Interview Guide) را برای دو رویکرد رایج تحلیل پدیدارشناختی تفسیری (Interpretative Phenomenological Analysis - IPA) و تحلیل مضمونی تأملی (Reflexive Thematic Analysis - Reflexive TA) به صورت گام‌به‌گام و عملی به شرح زیر توضیح داده است.

گام اول: پرسش اصلی تحقیق را به سه موضوع اصلی بشکنید. اگر فقط یک موضوع پیدا کردید، یعنی پرسش شما خیلی خاص است و باید آن را گسترش دهید. اگر بیش از سه موضوع داشتید، یعنی پرسش شما خیلی کلی است و باید آن را محدودتر کنید.

گام دوم: زیر هر موضوعی که مشخص کرده‌اید، هرچه سؤال به ذهنتان می‌رسد بدون هیچ فیلتری بنویسید. از انواع سؤال‌ها استفاده کنید؛ سؤال‌های توصیفی، عاطفی، روایی و درخواست مثال. همچنین می‌توانید از مقاله‌های دیگر الهام بگیرید یا حتی با نویسندگان تماس بگیرید و طرح مصاحبه‌شان را بخواهید.

گام سوم: سوال‌ها را بازنویسی، اصلاح و ادغام کنید. هر سؤال نهایی باید شش ویژگی داشته باشد: باز باشد و به پاسخ بله/خیر محدود نشود، پاسخ خاصی را تحمیل نکند، بدون اصطلاحات تخصصی و با زبان روزمره نوشته شود، کوتاه و مختصر باشد، هر بار فقط یک چیز را بپرسد، و لحن مکالمه‌ای و طبیعی داشته باشد. سؤال‌ها را با صدای بلند بخوانید تا مطمئن شوید روان هستند. بعد از این بازنویسی، سؤال‌های تکراری را ادغام و نامرتبط را حذف کنید.

گام چهارم: «یادآور » (Prompt) برای هر سؤال اضافه کنید. یادآورها کلمات کلیدی هستند که جلوی چشم شما می‌مانند تا اگر مشارکت‌کننده به ابعاد خاصی از موضوع نپرداخت، شما به‌آرامی او را به آن سمت هدایت کنید. یادآورها را خیلی کوتاه بنویسید تا حین مصاحبه سریع آنها را ببینید. توجه کنید که یادآور با «پروب» (Probe) فرق دارد؛ پروب‌ها سؤال‌های خودجوشی هستند که در حین مصاحبه مطرح می‌شوند.

گام پنجم: یک بار دیگر با نگاه تازه به سؤال‌ها برگردید و موارد تکراری یا بی‌ربط را حذف کنید. برای اطمینان از اینکه هر سؤال به پرسش تحقیق مربوط است، یک جدول هم‌سوسازی درست کنید؛ سؤال‌ها را در سطر و موضوعات پرسش تحقیق را در ستون قرار دهید و مشخص کنید هر سؤال به کدام موضوع می‌خورد. سؤال‌هایی که به هیچ موضوعی مربوط نمی‌شوند را حذف کنید.

گام ششم: طرح مصاحبه را سازماندهی و تنظیم کنید. با یک سؤال گرم‌کننده ساده شروع کنید تا مشارکت‌کننده راحت شود. سؤال‌های حساس و چالش‌برانگیز را به میانه و اواخر مصاحبه ببرید. در پایان با یک سؤال پایانی باز مصاحبه را تمام کنید. نکته فنی مهم: کل سؤال‌ها و یادآورها را در یک صفحه با فونت خوانا طراحی کنید تا حین مصاحبه گیج نشوید.

گام هفتم: پیش از مصاحبه اصلی حتماً طرح خود را آزمایش کنید. اول، سؤال‌ها را با صدای بلند برای خودتان بخوانید. دوم، یک مصاحبه پایلوت (Pilot) با یک داوطلب انجام دهید و از او بازخورد صریح بگیرید. به نشانه‌هایی مثل مکث کردن مشارکت‌کننده، درخواست توضیح، پاسخ‌های سطحی، یا نامناسب بودن سؤال‌ها دقت کنید. بازخوردها را یادداشت و طرح را اصلاح کنید. بعد از هر مصاحبه اصلی هم تاملات خود را بنویسید و تغییرات لازم را اعمال کنید؛ به‌ویژه بعد از اولین مصاحبه، قبل از ادامه، آن را مرور کنید.

در پایان، تعداد سؤال‌های نهایی را بین ۱۰ تا ۱۲ سؤال به همراه یادآورها در نظر بگیرید، اگرچه کیفیت داده مهم‌تر از تعداد است.

این فرآیند خطی نیست و ممکن است در هر مرحله مجبور شوید چند گام به عقب برگردید؛ اما نتیجه نهایی یک طرح مصاحبهٔ حرفه‌ای است که داده‌های عمیق و غنی برای تحلیل فراهم می‌کند.

متن کامل مقاله را می‌توانید از اینجا بخوانید

👇👇👇👇
https://t.iss.one/eduneuro
#مقاله_خواندنی
#پژوهش_کیفی
#مصاحبه
❤8
◇◇ ◇◇
چه عواملی بر رشد و شکوفایی دانش‌آموزان در مدرسه تاثیر دارند؟

🧠 یک مطالعه بزرگ درباره شکوفایی نوجوانان در مدارس نشان می‌دهد آنچه به رشد و شکوفایی دانش‌آموزان کمک می‌کند، فقط موفقیت تحصیلی نیست؛ بلکه روابط اجتماعی، احساس دوست‌داشته‌شدن، خواب، فعالیت بدنی و حتی فرصت خندیدن و شوخی با دوستان و معلمان نیز با شکوفایی بیشتر نوجوانان ارتباط دارد.

🧠این مطالعه با عنوان «شکوفایی دانش‌آموزان در مدارس استرالیا» یکی از بزرگ‌ترین مطالعات انجام‌شده درباره شکوفایی نوجوانان در محیط مدرسه معرفی شده است. در مرحله نخست، ۲۲٬۰۹۲ دانش‌آموز پایه‌های هفتم تا دوازدهم از ۵۷ مدرسه در پژوهش شرکت کردند و در مرحله دوم، ۱۷٬۲۹۵ نفر از آنان دوباره مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگران با استفاده از «مقیاس شکوفایی نوجوانان» دانشگاه هاروارد، ابعاد مختلف زندگی دانش‌آموزان از جمله رضایت از زندگی و احساس خوشبختی، سلامت روانی و جسمانی، معنا و هدف در زندگی، منش و فضیلت، روابط اجتماعی و احساس امنیت را بررسی کردند.

🧠 یکی از یافته‌های قابل توجه این بود که دوست داشتن فرزندان توسط والدین بیشترین تاثیر را دارد. دانش‌آموزانی که گفته بودند والدین‌شان «خیلی زیاد» آنها را دوست دارند، در مقایسه با دانش‌آموزانی که این احساس را «خیلی کم» گزارش کرده بودند، امتیاز شکوفایی بالاتری داشتند. در مقابل، استفاده بیشتر از تلفن هوشمند با امتیاز پایین‌تر شکوفایی همراه بود؛ در حالی که خواب کافی و فعالیت بدنی بیشتر با سطح بالاتر شکوفایی ارتباط داشت.

🧠 اما شاید جالب‌ترین بخش یافته‌ها به روابط میان نوجوانان مربوط باشد. تحلیل طولی پژوهش نشان داد افزایش شکوفایی در دانش‌آموزانی بیشتر بود که دست‌کم ماهی یک‌بار با دوستان خود می‌خندیدند. در فاصله دو مرحله جمع‌آوری داده‌ها، در این گروه افزایش ۲۲ درصدی در امتیاز شکوفایی مشاهده شد. احساس بازیگوشی، فعالیت‌هایی که به تقویت روابط اجتماعی کمک می‌کنند، استفاده معلمان از شوخی و طنز در کلاس و تعاملات اجتماعی میان دانش‌آموزان و کارکنان مدرسه نیز با افزایش شکوفایی همراه بودند.

🧠این یافته‌ها تصویر متفاوتی از مدرسه ارائه می‌کنند. مدرسه فقط مکانی برای انتقال دانش و آموزش محتوای درسی نیست؛ بلکه یک محیط اجتماعی و شکل‌دهنده است که در آن روابط، مشارکت، یادگیری، فعالیت‌های اجتماعی و فرصت‌های رشد شخصیتی می‌توانند با شکوفایی دانش‌آموزان ارتباط داشته باشند.

🧠 در مجموع، پیام اصلی این پژوهش را می‌توان ساده بیان کرد: برای اینکه نوجوانان در مدرسه فقط «درس نخوانند»، بلکه زندگی بهتری را تجربه کنند و در ابعاد مختلف رشد کنند، باید به چیزهایی فراتر از عملکرد تحصیلی توجه کرد. رابطه با دیگران، احساس تعلق، تعامل با معلم و همسالان، فرصت مشارکت و حتی لحظاتی برای خندیدن و بازیگوشی، بخشی از تجربه مدرسه‌اند که در این پژوهش با شکوفایی نوجوانان ارتباط نشان داده‌اند.

🧠باید خاطرنشان کنم که این یافته‌ها به معنای آن نیست که هر یک از این عوامل به‌تنهایی علت افزایش شکوفایی هستند؛ گزارش، آنها را به‌عنوان عواملی که با شکوفایی بیشتر ارتباط دارند یا در تحلیل طولی با افزایش آن همراه بوده‌اند، مطرح می‌کند.

منبع: https://hfh.fas.harvard.edu/post/report-adolescent-flourishing-in-schools

برای آگاهی از آخرین تحولات و پیشرفتهای در حوزه ذهن، مغز و تربیت، کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی را دنبال کنید و به علاقمندان معرفی کنید.👇👇👇
https://t.iss.one/eduneuro
❤3🔥1
🔽 🔽 🔽
تقویت مهارت درک مطلب با روش تدریس متقابل

🔘درک مطلب (Reading Comprehension) یکی از مهارت‌های اساسی یادگیری است و ضعف در آن فقط به درس زبان محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند فهم مسائل ریاضی، متون علمی و تاریخی و حتی زندگی عادی فرد را نیز دشوار کند. بنابراین، دانش‌آموزان علاوه بر آموزش مستقیم مهارت‌های خواندن، به فرصت‌هایی نیاز دارند تا این مهارت‌ها را به‌صورت مستقل و در تعامل با همکلاسی‌های خود به کار گیرند.

🔳تدریس متقابل (Reciprocal Teaching) روشی مشارکتی برای تقویت درک مطلب است که توسط آنماری پالینسار (Annemarie Palincsar) و آن براون (Ann Brown) در دهه هشتاد میلادی ابداع شد. در این روش، دانش‌آموزان برای فهم عمیق‌تر متن از چهار راهبرد اصلی استفاده می‌کنند: پیش‌بینی، خلاصه‌کردن، پرسشگری و روشن‌سازی.

🔘 در پیش‌بینی، دانش‌آموز بر اساس عنوان، اطلاعات قبلی و شواهد متن حدس می‌زند ادامه متن درباره چه خواهد بود. در خلاصه‌کردن، مهم‌ترین ایده‌ها و اطلاعات متن را تشخیص داده و با زبان خود بیان می‌کند. در پرسشگری، درباره ایده‌های اصلی متن سؤال‌هایی مطرح می‌کند تا میزان درک خود و دیگران را بررسی کند. در روشن‌سازی، دانش‌آموز بخش‌های دشوار، واژه‌های ناآشنا یا مطالب مبهم را شناسایی کرده و برای فهم بهتر آنها راهکار پیدا می‌کند.

🔳نکته مهم این است که تدریس متقابل به معنای کنارکشیدن معلم نیست. پیش از آنکه دانش‌آموزان به‌طور مستقل در گروه‌ها کار کنند، معلم باید هر چهار راهبرد را به‌صورت صریح آموزش دهد و نحوه استفاده از آنها را با فکرکردن با صدای بلند، مثال و مدل‌سازی نشان دهد. برای مثال، دانش‌آموز باید یاد بگیرد چگونه ایده‌های اصلی را از جزئیات تشخیص دهد، پرسش‌هایی فراتر از یادآوری ساده اطلاعات مطرح کند، هنگام مواجهه با ابهام آن را تشخیص دهد و برای رفع آن راهبرد مناسبی انتخاب کند و پیش‌بینی‌های خود را بر شواهد متن استوار سازد.

🔘 پس از آموزش اولیه، دانش‌آموزان با حمایت معلم تمرین می‌کنند. سپس کلاس می‌تواند به گروه‌های چهارنفری تقسیم شود و هر دانش‌آموز یکی از نقش‌های خلاصه‌کننده، پرسشگر، روشن‌کننده یا پیش‌بینی‌کننده را بر عهده بگیرد. با پیشرفت در متن، نقش‌ها تغییر می‌کنند تا همه دانش‌آموزان فرصت تمرین هر چهار راهبرد را داشته باشند.

🔳 معلم در این فرایند همچنان نقش مهمی دارد و با مشاهده گفت‌وگوهای گروه‌ها، بازخورد ارائه می‌دهد. او می‌تواند از خلاصه‌کننده بخواهد ایده اصلی را از جزئیات فرعی جدا کند، از پرسشگر بخواهد پرسشی عمیق‌تر مطرح کند، از روشن‌کننده بخواهد راهی برای رفع ابهام پیشنهاد دهد و از پیش‌بینی‌کننده بخواهد پیش‌بینی خود را به شواهد متن مرتبط کند. به‌تدریج، ابزارهای حمایتی مانند کارت نقش، جمله‌های آغازگر و سازمان‌دهنده‌های گرافیکی کاهش می‌یابند.

🔘پژوهش‌های انجام‌شده نیز از اثربخشی این روش حمایت کرده‌اند. پالینسار و براون در مطالعه خود در سال ۱۹۸۴ نشان دادند که دانش‌آموزان دارای مشکل در درک مطلب، پس از آموزش با این روش پیشرفت قابل‌توجهی داشتند و توانستند این پیشرفت را حفظ و به موقعیت‌های جدید منتقل کنند. همچنین مرور ۱۶ مطالعه توسط روزنشاین و مایستر در سال ۱۹۹۴ آثار مثبت تدریس متقابل بر درک مطلب را نشان داده است. مطالعات نشان می‌دهند، نتایج زمانی قوی‌تر است که دانش‌آموزان پیش از اجرای این روش، آموزش صریح راهبردهای درک مطلب را دریافت کنند.

🔳در مجموع، هدف تدریس متقابل صرفاً اجرای یک فعالیت گروهی نیست، بلکه کمک به دانش‌آموزان برای تبدیل‌شدن به خوانندگانی راهبردی و خودتنظیم‌گر است. خوانندگانی که می‌دانند چه چیزی مهم است، پرسش‌های عمیق می‌پرسند، هنگام اختلال در درک مطلب آن را تشخیص می‌دهند و برای حل مشکل از راهبرد مناسب استفاده می‌کنند.

نوشته: Catlin Tucker
لینک دسترسی به متن اصلی: https://catlintucker.com/2026/08/reading-comprehension-reciprocal-teaching/

ترجمه و تلخیص: کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی
https://t.iss.one/eduneuro

#یادداشت
#تدریس_متقابل
#خواندن
#درک_مطلب
🔥2
♦️♦️♦️
شناسایی ۳۶ ژن با اثرگذاری قابل توجه در اختلال وسواس و اختلالات مزمن تیک

🔻پژوهشگران با استفاده از توالی‌یابی کل اگزوم، ۳۶ ژن را شناسایی کرده‌اند که تغییرات نادر در آنها با افزایش خطر ابتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و اختلالات مزمن تیک ارتباط دارد. این مطالعه یکی از گام‌های مهم برای شناسایی عوامل ژنتیکی با اثرگذاری نسبتاً بزرگ در این اختلالات به شمار می‌رود.

♦️پژوهشگران داده‌های توالی‌یابی کل اگزوم ۳۹۶۴ فرد مبتلا به OCD، اختلالات مزمن تیک یا هر دو را بررسی کردند که از میان آنها ۲۴۱۸ نفر در قالب ۹۵۰ خانواده سه‌نفره شامل فرد مبتلا و والدین او مورد بررسی قرار گرفته بودند. تمرکز اصلی پژوهش بر جهش‌های نادر در بخش‌هایی از DNA بود که اطلاعات لازم برای ساخت پروتئین‌ها را در خود دارند.

🔻نتایج نشان داد در افراد مبتلا، جهش‌های نادر و جدیدی که در والدین آنها وجود نداشته و در طول شکل‌گیری سلول‌های جنسی یا مراحل اولیه رشد ایجاد شده‌اند، بیش از حد انتظار مشاهده می‌شود. همچنین جهش‌های نادری که می‌توانند عملکرد پروتئین‌ها را مختل کنند، در این افراد بیشتر دیده شدند. با استفاده از این شواهد، پژوهشگران ۳۶ ژن را به‌عنوان ژن‌هایی با شواهد قوی برای اثرگذاری قابل توجه بر خطر ابتلا شناسایی کردند.

♦️این یافته‌ها همچنین نشان دادند که برخی از ژن‌های شناسایی‌شده پیش‌تر با اختلال وسواس یا اختلالات تیک مرتبط بوده‌اند، در حالی که تعدادی از آنها برای نخستین بار در این مطالعه شواهد قوی‌تری از ارتباط با این اختلالات نشان دادند. پژوهشگران همچنین شواهدی از اشتراک ژنتیکی میان OCD و اختلالات مزمن تیک و برخی اختلالات عصبی‌رشدی دیگر پیدا کردند.

🔻در تحلیل‌های مربوط به مغز نیز مشخص شد ژن‌های مرتبط با خطر، در برخی نواحی مغز و در دوره‌های خاصی از رشد، الگوهای بیان متفاوتی دارند. این یافته به پژوهشگران کمک می‌کند بررسی کنند که چگونه تغییرات ژنتیکی ممکن است با فرایندهای زیستی مرتبط با رشد و عملکرد مغز ارتباط داشته باشند.

♦️نکته مهم این است که این پژوهش به معنای کشف «ژن‌های عامل وسواس» یا «ژن‌های عامل تیک» نیست. داشتن یک تغییر ژنتیکی در یکی از این ژن‌ها به‌تنهایی به معنای ابتلای فرد نیست. آنچه مطالعه نشان می‌دهد این است که برخی تغییرات نادر در این ژن‌ها می‌توانند سهم قابل توجهی در افزایش خطر این اختلالات داشته باشند.

🔻پژوهشگران امیدوارند شناسایی این مجموعه گسترده‌تر از ژن‌های با اثرگذاری قابل توجه، به درک بهتر زیست‌شناسی OCD و اختلالات تیک و شناسایی مسیرهای زیستی مرتبط با آنها کمک کند و در آینده زمینه را برای پژوهش درباره اهداف درمانی جدید فراهم سازد.

برای دسترسی به متن کامل مقاله اینجا را بخوانید

برای آگاهی از آخرین تحولات و پیشرفتهای در حوزه ذهن، مغز و تربیت، کانال تلگرام علوم اعصاب تربیتی را دنبال کنید و به علاقمندان معرفی کنید.👇👇👇
https://t.iss.one/eduneuro

#مقاله_خواندنی
#ژنتیک
#اختلال_وسواس
#اختلال_تیک
❤2🔥1
نخستین کنفرانس علوم اعصاب شناختی

پژوهشکده علوم شناختی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) برگزار می‌کند:

📍 نخستین کنفرانس علوم اعصاب شناختی
📅 ۱۲ و ۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۵

📍 پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، فرمانیه، تهران

ثبت‌نام و ارسال مقالات از پایان مهرماه ۱۴۰۵ آغاز خواهد شد.

به زودی اطلاعات تکمیلی، فراخوان مقالات و جزئیات ثبت‌نام اعلام می‌شود.

به تداوم راه علم 🧠

@CNC_IPM
🧠🧠
نقد تربیتی (Educational Criticism) چیست و چگونه ساخته می­ شود؟

♦️ اگر چه نقد تربیتی با الهام از نقد هنری (Art Criticism) به عنوان روشی برای مطالعه مسائل تربیتی در دهه هفتاد میلادی توسط الیوت آیزنر و پیروان او معرفی و استفاده شده است، اما هنوز چندان که باید توسط پژوهشگران تربیتی مورد استفاده قرار نمی گیرد. به نظر می­ رسد این استفاده محدود به خاطر محدودیت آشنایی پژوهشگران با این روش و رویه‌های آن باشد.

به همین خاطر، من در یک مقاله، ضمن شرح مختصر سیر تحولات نقد تربیتی و طبقه­ بندی آن در دسته پژوهش­ های مبتنی بر هنر، نحوه استفاده از این روش را توصیف کرده ام.

♦️روش نقد تربیتی یک روش پژوهش مبتنی بر هنرها (Art-based research) است و برای آشکار ساختن آن دسته از رخدادهای تربیتی استفاده می­ شود که امکان مطالعه عمیق و دقیق آنها با روش ­های پژوهش علمی (کمی و کیفی) و روش‌های کاوش فلسفی ممکن نیست.

♦️ پژوهشگری که این روش را استفاده می­ کند باید هم از خبرگی (توانایی درک پیچیدگی موقعیت­ های تربیتی) و هم از قدرت نقد (توانایی بازنمایی و روایت هنرمندانه درک خود از آن موقعیت ­ها) برخوردار باشد.

🔷 با بهره­ گیری از این دو توانایی، پژوهشگر یک مساله تربیتی را انتخاب می­ کند و نقد خود از آن را در چهار بخش به هم مرتبط (توصیف، تفسیر، ارزشیابی و مضمون­ یابی) تنظیم می­ کند. برای اینکه این اقدامات به درستی انجام شوند، پژوهشگر به داده­ های پژوهشی نیاز دارد و بنابراین باید از منابع متعدد داده و اشکال مختلف بازنمایی اطلاعات استفاده کنند.

🔸 در حالی که مشاهده و مصاحبه‌ می‌توانند منابع غنی اطلاعات برای منتقدان تربیتی باشند، سایر منابع داده نیز می‌توانند به درک و آشکارسازی پیچیدگی نهفته در موقعیت‌های تربیتی کمک کنند. به عنوان مثال، توصیف یا ارزشیابی یک رخداد تربیتی در قالب یک شعر، یک استعاره یا مجموعه‌ای از تصاویر عکاسی ممکن است برای مخاطبان جذاب تر از گزارش آن رخداد در شکل یک مقاله تحقیقاتی طولانی یا یک کتاب باشد.

♦️ شایان ذکر است که پژوهشگران تربیتی مبتنی بر هنر می‌توانند از داستان (fiction) هم به عنوان یک روش پژوهش استفاده کنند. در حالی که برخی پایان‌نامه‌ها در زمینه برنامه ­ریزی درسی به راهنمایی الیوت آیزنر در دانشگاه استنفورد به صورت روایت‌های داستانی منتشر شده‌اند، این روش مبتنی بر هنر برای بسیاری از پژوهشگران تربیتی نسبتاً ناآشنا باقی مانده است.

🔷در واقع، گزارش یک رخداد تربیتی در قالب یک داستان (محصول در هم آمیزی احساس و بینش پژوهشگر) هم می­ تواند به عنوان یک پایان­ نامه در سطح کارشناسی ارشد یا دکتری رشته های تربیتی دفاع شود.

♦️همچنین در این مقاله تاکید شده است که نقد تربیتی باید دارای قابلیت اعتبار و اعتماد باشد و بر این اساس، چهار معیار مورد بحث قرار گرفته است که هنگام انجام این پژوهش باید به آنها توجه شود. این چهار معیار عبارتند از: اعتبار اجماعی، یکپارچگی ساختاری، کفایت ارجاعی و سودمندی در عمل.

🔻من از طریق این نوشتار بر ضرورت شکل­ گیری یک گفت گوی واقعی و همکاری بین‌رشته‌ای میان تربیت­ شناسان و هنرمندان برای درک بهتر مبانی هنری تعلیم و تربیت تاکید کرده­ ام و معتقدم این گفت و گو می‌تواند به ظهور اشکال نوآورانه‌تر و مؤثرتر تحقیقات تربیتی مبتنی بر هنرها و دستاوردهای ارزشمند دیگر منجر شود.

✅ مقاله کامل را می توانید با مراجعه به لینک پایین بخوانید:
https://doi.org/10.26209/ijea25n17

#مقاله_خواندنی
#پژوهش_تربیتی
#نقد_تربیتی
#هنر_و_تربیت
👍4❤1
✔️✔️✔️
نقش بی‌بدیل والدین در رشد و سلامتی کودکان: ضرورت آموزش اصول فرزندپروری به والدین

✔️ وقتی از رشد سالم کودکان صحبت می‌کنیم، معمولاً ذهن ما به تغذیه، مراقبت پزشکی و آموزش معطوف می‌شود. اما یک پرسش مهم این است که رفتار روزمره والدین و مراقبان کودک چگونه می‌تواند بر رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی و همچنین سلامت روان او اثر بگذارد؟ مقاله‌ای جدید در مجله Nature Mental Health با تمرکز بر همین پرسش، نقش والدین و مراقبان را در سال‌های نخست زندگی بررسی کرده است.

✔️ نویسندگان تأکید می‌کنند که والدین و مراقبان از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر رشد و سلامت روان در سال‌های اولیه زندگی هستند. البته این تأثیر در خلأ اتفاق نمی‌افتد. شیوه فرزندپروری خود تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، شناختی، عاطفی و محیطی قرار دارد. به همین دلیل، نمی‌توان رفتار والدین را جدا از شرایطی که خانواده در آن زندگی می‌کند، درک کرد. در عین حال، رفتارهای والدین نیز می‌توانند پیامدهای ماندگاری برای مسیر رشد کودک داشته باشند.

✔️ بازی کردن، کتاب خواندن و دیگر فعالیت‌هایی که والدین در آنها با کودک مشارکت می‌کنند، تنها سرگرمی یا پر کردن اوقات فراغت نیستند. شواهد نشان می‌دهند که درگیرشدن والدین در فعالیت‌های یادگیری و تعاملات محرک می‌تواند از رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی کودکان حمایت کند. چنین تعاملاتی همچنین می‌توانند به شکل‌گیری تاب‌آوری کمک کنند؛ یعنی توانایی کودک برای سازگاری و مقابله با شرایط دشوار.

✔️بر اساس شواهدی که در مقاله بررسی شده است، شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز می‌توانند از رشد مثبت کودک حمایت کنند، در حالی که تنبیه جسمی و روانی با افزایش خطر پیامدهای ناسازگارانه در رشد و سلامت روان در بلندمدت همراه است. بنابراین، مسئله فقط این نیست که والدین چگونه رفتار نامطلوب کودک را متوقف می‌کنند، بلکه نوع واکنشی که برای هدایت رفتار کودک به کار می‌گیرند نیز اهمیت دارد.

✔️ نویسندگان در عین حال بر این نکته تأکید دارند که فرزندپروری را نمی‌توان مجموعه‌ای ثابت از رفتارها دانست که در همه خانواده‌ها و فرهنگ‌ها دقیقاً یکسان عمل می‌کنند. شیوه‌های فرزندپروری در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی مختلف شکل می‌گیرند و عوامل اقتصادی و محیطی نیز بر آنها اثر می‌گذارند. از همین رو، مقاله بر ضرورت توجه به زمینه‌های گسترده‌تری تأکید می‌کند که خانواده و کودک در آنها زندگی می‌کنند؛ زمینه‌هایی که از محیط اجتماعی و اقتصادی تا شرایط طبیعی و محیطی را دربرمی‌گیرند.

✔️ این نگاه، فرزندپروری را به بخشی از یک نظام بزرگ‌تر تبدیل می‌کند. برای مثال، اگر خانواده‌ای با فقر، فشار اقتصادی، انزوای اجتماعی یا دیگر شرایط دشوار مواجه باشد، این عوامل می‌توانند بر روابط والد و کودک و شیوه فرزندپروری اثر بگذارند. بنابراین، حمایت از والدین صرفاً به معنای آموزش چند مهارت فردی به آنها نیست؛ بلکه باید شرایطی را نیز در نظر گرفت که رفتار والدین در آنها شکل می‌گیرد. مقاله از این منظر، بر اهمیت رویکردهای «بوم‌شناختی» در حمایت از خانواده‌ها تأکید می‌کند.

✔️ شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد این برنامه‌ها می‌توانند به تقویت رفتارهای مثبت والدین و حمایت از رشد کودک کمک کنند. با این حال، هنوز پرسش‌هایی درباره چگونگی افزایش اثربخشی بلندمدت این برنامه‌ها، ادغام آنها در نظام‌های موجود، اجرای مؤثر و گسترش آنها در مقیاس وسیع باقی مانده است. این مسئله به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که قرار باشد چنین برنامه‌هایی در فرهنگ‌ها و محیط‌های متفاوت اجرا شوند.

✔️ بنابراین، حمایت از رشد کودک فقط وظیفه‌ای فردی برای والدین نیست. رشد کودک در تعامل میان والدین، خانواده، جامعه و محیط گسترده‌تری که کودک در آن زندگی می‌کند شکل می‌گیرد. به همین دلیل، سیاست‌ها و برنامه‌های مربوط به سلامت روان و رشد کودکان باید هم به رفتارهای والدین توجه کنند و هم شرایطی را که این رفتارها در آنها شکل می‌گیرند، در نظر بگیرند.

✔️ پیام اصلی مقاله را می‌توان چنین خلاصه کرد: تعامل با کودک، بازی و فعالیت‌های یادگیری، و استفاده از شیوه‌های انضباط غیرخشونت‌آمیز می‌توانند از مسیر رشد سالم کودکان حمایت کنند؛ در مقابل، تنبیه جسمی و روانی با خطر بیشتر پیامدهای نامطلوب رشد و سلامت روان در بلندمدت همراه است.

✔️ حمایت از والدین در سال‌های نخست زندگی کودک می‌تواند یکی از مسیرهای مهم برای حمایت از رشد و سلامت روان کودکان باشد؛ هرچند برای طراحی و اجرای مؤثر چنین حمایت‌هایی، باید تفاوت‌های فرهنگی و شرایط اجتماعی و محیطی خانواده‌ها نیز مورد توجه قرار گیرد.

متن کامل مقاله را از اینجا بخوانید.

برای آگاهی از آخرین تحولات و پیشرفتهای در حوزه ذهن، مغز و تربیت، کانال علوم اعصاب تربیتی را دنبال کنید
https://t.iss.one/eduneuro

#مقاله_خواندنی
#فرزندپروری
👍6
برای دانش‌آموزان و دانشجویان نیازمند حمایت

🔳 سال تحصیلی برای بسیاری با خرید کتاب و دفتر، کیف و کفش و برنامه‌ریزی برای کلاس‌ها آغاز می‌شود. اما برای بعضی دانش‌آموزان و دانشجویان، با نگرانی تأمین هزینه‌های تحصیل همراه است.

☑️ تهیه و تدارک تغذیه، کامپیوتر، کتاب، نوشت‌افزار، رفت‌وآمد، شهریه و دیگر هزینه‌های آموزشی ممکن است برای برخی مسیر تحصیل را دشوار کنند.

🔘 اگر کسی می‌شناسیم که با چنین شرایطی روبه‌روست، با او همدل باشیم، به حرف‌هایش گوش دهیم و ببینیم چگونه می‌توانیم در کنارش باشیم. شاید بتوانیم بخشی از هزینه‌‌ها را تأمین کنیم و همراه او باشیم.

🔻اما حمایت فقط مالی نیست؛ می‌توانیم با آموزش، راهنمایی برای انتخاب رشته و مسیر تحصیلی و شغلی یا معرفی یک فرصت آموزشی و یا گاهی یک کار نیمه وقت نیز همراهش باشیم.

🔳اگر امکان کمک مستقیم نداریم، می‌توانیم او را به فرد یا نهادی که می‌تواند حمایت کند معرفی کنیم، مسئله را با دیگران در میان بگذاریم یا صدای او باشیم.

و شاید کاری سخت‌تر داشته باشیم: راضی کردن پدری که به دخترش اجازه ادامه تحصیل ندهد یا شوهری که مانع تحصیل همسرش شود.

🧠 🧠 🧠
https://t.iss.one/eduneuro
❤6🕊2🔥1
💢تمدید شد

با سلام و احترام
به اطلاع پژوهشگران، اساتید، دانشجویان و علاقه‌مندان حوزه علمی همایش می‌رساند، مهلت ارسال مقالات به همایش تا تاریخ ۲۰ آبان‌ماه ۱۴۰۵ تمدید شد.
از تمامی پژوهشگران و علاقه‌مندان دعوت می‌شود با بهره‌گیری از این فرصت، نسبت به تکمیل و ارسال مقالات خود در مهلت مقرر اقدام فرمایند.
با آرزوی موفقیت و سربلندی برای تمامی پژوهشگران گرامی و امید به ارائه آثار علمی ارزشمند در این همایش.

🌐 وب‌سایت رسمی همایش جهت ثبت‌نام و ارسال مقاله:
education.birjand.ac.ir

📌 لطفاً لینک کانال را برای سایر علاقه‌مندان و همکاران دانشگاهی ارسال فرمایید:
ایتا:
@educationconf
بله:
@Educationbirjand1405
تلگرام:
@Educationbirjand1405

دبیرخانه همایش تربیت در دوران کودکی؛ عصر تحول و آینده دیجیتال - دانشگاه بیرجند
اولین پیش نشست همایش ملی دانش آموزش محتوا در آموزش تاریخ به میزبانی استان البرز و با همکاری" کارگروه آموزش و پرورش انجمن ایرانی تاریخ" برگزار می گردد:

✅موضوع: تاملی بر چگونگی شکل گیری تجربه زیباشناختی در آموزش تاریخ

🔸سخنران
دکتر حسنعلی گرمابی
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان
(مسئول گروه ویژه برنامه درسی و هنر انجمن مطالعات برنامه درسی ایران)
🔸مدیر جلسه
دکتر کوروش فتحی
( دبیر علمی هفتمین همایش دانش آموزش محتوا در رشته تاریخ )

⏰زمان: دوشنبه ۰۶ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر

مکان برگزاری:
سالن کارگروه پردیس حکیم فردوسی استان البرز

📜همراه با گواهی حضور
♾️لینک شرکت در نشست:
https://meeting.cfu.ac.ir/mod/adobeconnect/view.php?id=4549

🍀آدرس سایت همایش: https://7thahconf.cfu.ac.ir

آدرس کانال اطلاع‌رسانی همایش در بله : ble.ir/join/8ogCe3gNAr
😴 😴 😴
مغزهای خسته از (در) کلاس‌های درس: قابل توجه آموزشگرانی که پشت میز می‌نشینید و یک یا دو ساعت کامل یکنواخت صحبت می‌کنید!

معلم عزیز، استاد گرامی:
آیا وقتی تدریس می‌کنید به حالتهای عاطفی یادگیرندگان هم توجه می‌کنید؟ آیا گاهی متوجه می‌شوید که کلاس درس برای آنها خسته‌کننده (boring) است؟ چنانچه متوجه شوید یادگیرندگان سر کلاس شما حوصله‌شان سر می‌رود، چکار می‌کنید؟ آیا تا حالا فکر کرده‌اید این خسته‌کننده بودن محیط یادگیری چه تاثیری روی مغز یادگیرندگان شما می‌گذارد؟

وقتی در یک کلاس درس احساس خستگی می‌کنیم و آن را کسالت‌آور می‌بینیم، دوست داریم زودتر تمام شود اما حتی زمان هم کندتر می‌گذرد😠.

جالب است بدانید که این احساس خسته‌کننده بودن کلاس می‌تواند نحوه ارتباط بخش‌های مختلف مغز با یکدیگر را نیز تغییر دهد. این یافته حاصل پژوهشی است که به سرپرستی دکتر یوواراج راجامانیکام، پژوهشگر علوم تربیتی در مؤسسه ملی آموزش (NIE) دانشگاه فناوری نانیانگ سنگاپور، انجام شده است.

این مطالعه که گزارش آن در نشریه Neuroscience منتشر شده است، بررسی کرده که فعالیت مغز دانشجویان هنگام تماشای یک سخنرانی ویدئویی خسته‌کننده چگونه تغییر می‌کند. برای پاسخ به این پرسش، دانشجویان دانشگاه تکنولوژی نانیانگ ابتدا یک کلیپ جذاب چهار دقیقه‌ای از زندگی دریایی رنگارنگ، برگرفته از مجموعه تلویزیونیPlanet Earth شبکه BBC، تماشا کردند. سپس، فیلمی از یک معلم علوم را دیدند که در حال ارائه درسی درباره انرژی با لحنی یکنواخت بود.

در طول تماشای هر دو ویدئو، دانشجویان کلاه‌های الکتروانسفالوگرافی (EEG) بر سر داشتند که فعالیت الکتریکی مغز را از ۶۴ نقطه در سراسر پوست سر ثبت می‌کرد. پژوهشگران سپس روابط میان سیگنال‌های ثبت‌شده در نقاط مختلف را تحلیل کردند تا نحوه ارتباط مناطق مختلف مغز با یکدیگر را ترسیم کنند.

پژوهشگران دریافتند که خسته‌کننده بودن محیط یادگیری ارتباط میان مناطق مغز را کاهش می‌دهد. به بیانی روشن‌تر، موجب کاهش اتصال کلی میان مناطق مختلف مغز می‌شود. مناطق مغزی ارتباط نزدیک خود با یکدیگر را تا حدی از دست داده و ارتباطات دوربرد میان مناطق مغز نیز کارآمدی کمتری پیدا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که اطلاعات برای انتقال از یک منطقه به منطقه دیگر، باید از مسیرهای میانی بیشتری عبور کنند.

این تأثیر در افراد مختلف یکسان نبود. دانشجویانی که در طول سخنرانی احساس خسته‌کننده بودن بیشتری را گزارش کردند، ارتباطات کمتری میان مناطق مختلف مغز نشان دادند که بیانگر تغییرات شدیدتر در شبکه‌های عملکردی مغز آنان بود.

در مجموع، احساس خسته‌کننده بودن کلاس درس می‌تواند توجه دانشجویان را مختل کند، انگیزه آنان را کاهش دهد و بر یادگیری تأثیر منفی بگذارد. شناسایی خسته‌کننده بودن محیط یادگیری از طریق الگوهای فعالیت مغز ممکن است در آینده به آموزشگران کمک کند تشخیص دهند چه زمانی دانشجویان از فرایند یادگیری فاصله می‌گیرند و در صورت نیاز، مواد و محتوای آموزشی را متناسب با این وضعیت تغییر دهند.

چنین یافته‌هایی می‌تواند زمینه را برای تجربه‌های یادگیری شخصی‌سازی‌شده‌تر فراهم کند؛ به این معنا که مواد و فعالیت‌های آموزشی بر اساس الگوهای فردی درگیری و مشارکت دانشجویان با یادگیری تنظیم شوند.

برای دسترسی به مقاله اصلی می‌توانید اینجا را باز کنید.

#مقاله_خواندنی
#محیط_یادگیری
#خسته‌کننده
#فعالیت_مغز

کانال علوم اعصاب تربیتی به هدف اشاعه دانش و پژوهش در حیطه علوم اعصاب تربیتی(مطالعات ذهن، مغز و تربیت) و امکان ارتباط بیشتر با علاقمندان این حوزه در حال رشد، جذاب و پویا توسط دکتر علی نوری هدایت و مدیریت می‌شود.
برای پیوستن به کانال، لینک زیر را امتحان کنید:
https://t.iss.one/eduneuro
❤4👍1
📝
آیا مغز می‌تواند شبکه‌های عصبی خود را پس از آسیب بازسازی کند؟

🧬 همه چیز از سطح ژن شروع می‌شود⬇️
پس از سکته مغزی، سلول‌های باقی‌مانده بدون تغییر نمی‌مانند. سکته می‌تواند الگوهای بیان ژن را تغییر دهد و برنامه‌های مولکولی درگیر در التهاب، ترمیم، عملکرد سیناپسی، متابولیسم و پاسخ‌های سلولی را دگرگون کند. به عبارت دیگر، بهبودی چیزی فراتر از زنده ماندن نورون‌هاست. محیط مولکولی آن‌ها نیز تغییر می‌کند.

🔬 سلول‌های اطراف ضایعه تغییر می‌کنند⬇️
پاسخ مغز به سکته شامل انواع مختلفی از سلول‌هاست:
🧠 نورون‌ها
⭐ آستروسیت‌ها
🛡️ میکروگلیاها
🩸 سلول‌های عروقی
🔗 الیگودندروسیت‌ها و سایر سلول‌های پشتیبان
این سلول‌ها می‌توانند بر محیط اطراف ناحیه آسیب‌دیده تأثیر بگذارند و در فرآیندهای مرتبط با التهاب، پاسخ‌های عروقی، بازسازی بافت و ترمیم مشارکت کنند.

🧩 مغز فقط در اطراف ضایعه بهبود نمی‌یابد⬇️
اینجاست که داستان حتی جالب‌تر می‌شود. سکته مغزی صرفاً یک مشکل موضعی نیست. آسیب به یک ناحیه می‌تواند ارتباطات را در سراسر شبکه‌های دورافتاده مغز مختل کند. در طول بهبودی، نواحی باقی‌مانده می‌توانند الگوهای اتصال و تعامل خود را تغییر دهند.

🧩 مغز ممکن است در حال بازسازی یک شبکه باشد⬇️
مغز را مانند یک سیستم ارتباطی عظیم در نظر بگیرید. سکته ممکن است به یک اتصال اصلی آسیب بزند. شبکه باقی‌مانده پس از آن باید سازگار شود، جبران کند و دوباره سازمان‌دهی شود. برخی مسیرها ممکن است مهم‌تر شوند و برخی اتصالات ممکن است ضعیف شوند.

⚠️ اما انعطاف‌پذیری عصبی (نوروپلاستیسیتی) همیشه بی‌نقص نیست⬇️
هر تغییری پس از سکته مفید نیست. برخی از اشکال سازمان‌دهی مجدد ممکن است به جای ترمیمی بودن، جبرانی یا ناسازگارانه باشند. به همین دلیل است که تحقیقات مدرن توان‌بخشی سکته مغزی به طور فزاینده‌ای این سوال را می‌پرسند:

🧠 نتیجه‌گیری
بهبودی پس از سکته ممکن است بسیار فراتر از این باشد که "بخش دیگری از مغز کار را بر عهده می‌گیرد". این فرآیند می‌تواند شامل یک روند هماهنگ از موارد زیر باشد:
🧬 تغییرات در بیان ژن
🔬 پاسخ‌های سلولی
🔗 بازسازی سیناپسی
🌐 سازمان‌دهی مجدد شبکه
🧠 سازگاری وابسته به تجربه
مغز آسیب‌دیده به سادگی به حالت قبلی خود بازنمی‌گردد. بلکه تغییر می‌کند.

📚 منبع: مجله عصب شناسی و عصب روان‌پزشکی (JNNpsy)⬇️
https://lnkd.in/p/eDevzUxD

#یادداشت
#آسیب_مغزی
#انعطاف‌پذیری_عصبی
⬇️⬇️⬇️
https://t.iss.one/eduneuro
❤2
چه چیزی یک دانشجوی دکتری را خوشحال می‌کند؟ استاد راهنمای خوب

یک مقاله در نشریه Nature به بررسی عواملی پرداخته که دانشجویان دوره دکتری را خوشحال می‌کند. نتایج نشان داده مهمترین عامل استاد راهنمای خوب است.

استادان راهنما می‌توانند با ایجاد رابطه‌ مثبت و حمایتگر، تجربه پژوهشی و تحصیلی دانشجویان را بهبود دهند. چنین رابطه‌ای صرفاً به هدایت علمی محدود نمی‌شود، بلکه نوع تعامل، حمایت و همراهی استاد نیز اهمیت دارد.

مزایای این رابطه فقط متوجه دانشجو نیست. استادانی که برای ایجاد روابط مثبت و مؤثر با دانشجویان دکتری سرمایه‌گذاری می‌کنند، خود نیز می‌توانند از این تعامل در انجام فعالیت‌های پژوهشی بهره‌مند شوند.

بنابراین، کیفیت دوره دکتری را نمی‌توان تنها با عواملی مانند تأمین مالی یا شرایط کاری سنجید. رابطه حرفه‌ای و حمایتگر میان استاد راهنما و دانشجو نیز بخشی مهم از تجربه دکتری است.

این موضوع به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که دانشجوی دکتری بخش قابل‌توجهی از مسیر پژوهشی خود را در تعامل نزدیک با استاد راهنما طی می‌کند.

برای دسترسی به متن کامل مقاله اینجا را باز کنید

#مقاله_خواندنی

https://t.iss.one/eduneuro
👍9
◇◇◇◇
طرح برنامه درسی برای راه‌اندازی دوره دکتری علوم اعصاب تربیتی در ایران

● بخش عمده‌ای از فعالیت‌های پژوهشی و حرفه‌ای من در دو دهه گذشته بر تعریف و تقویت پایه‌های نظری و عملی علوم اعصاب تربیتی متمرکز بوده است. من فکر می‌کنم علوم اعصاب تربیتی یک رشته جدید نیست، بلکه همان علوم تربیتی سنتی است که اکنون تکامل یافته و با این نام شناخته می‌شود.

○ به همین دلیل، من به شکلی پیوسته تلاش کرده‌ام محصولاتی ارائه کنم که از طریق آنها بتوان دانش این حوزه را به‌صورت نظام‌مند و مبتنی بر شواهد، در اختیار دانشجویان علاقه‌مند به تحصیل در این حوزه و همچنین معلمان قرار داد.

●اخیراً یک چارچوب برنامه درسی برای راه‌اندازی دوره دکتری علوم اعصاب تربیتی در ایران طراحی کرده‌ام که در «دوفصلنامه مطالعات برنامه درسی آموزش عالی»، شماره ۳۲، سال شانزدهم، منتشر شده است.

○ در این پژوهش، ابتدا برنامه‌های درسی دوره‌های مرتبط در پنج دانشگاه معتبر جهان، شامل وندربیلت، گالودت، آلاباما، کنتیکت و کالج آموزش پیشرفته امارات، بررسی و به‌صورت تطبیقی تحلیل شده است. یافته‌های این بخش نشان داد که، با وجود تفاوت میان برنامه‌های درسی، در همه آنها بر ماهیت میان‌رشته‌ای علوم اعصاب تربیتی، شناخت فرایندهای عصبی مرتبط با یادگیری، آموزش روش‌های پژوهش و سنجش و پیوند میان علوم اعصاب، علوم شناختی، روان‌شناسی و علوم تربیتی تأکید شده است.

● بر مبنای این داده‌ها، یک طرح اولیه متناسب با ساختار پیشنهادی وزارت علوم برای برنامه‌های درسی رشته‌های جدید تدوین و سپس با استفاده از دیدگاه متخصصان حوزه علوم اعصاب تربیتی مورد ارزیابی و اصلاح قرار گرفت.

○ نتیجه این فرایند، به طراحی یک برنامه درسی سه ساله (شش‌نیمسال) انجامید که واحدهای درسی آن مشتمل است بر ۱۲ واحد دروس الزامی، ۶ واحد دروس اختیاری، ۸ واحد دروس جبرانی و ۱۸ واحد رساله دکتری.

● دروس الزامی شامل «نوروبیولوژی یادگیری و رشد»، «روش‌شناسی پژوهش در علوم اعصاب تربیتی»، «مبانی علوم اعصاب تربیتی»، «روش‌های آماری در علوم اعصاب تربیتی»، «نوروتکنولوژی تربیتی» و «اصول عصب‌اخلاق تربیتی» است.

○ در بخش دروس اختیاری، دانشجویان می‌توانند ۶ واحد از میان درس‌های «فلسفه شناخت»، «مبانی علوم اعصاب شناختی»، «نظریه‌های یادگیری و آموزش»، «تاریخ علوم اعصاب تربیتی»، «هوش مصنوعی، مغز و آموزش» و «علوم اعصاب تربیتی و آموزش ویژه» انتخاب کنند.

● همچنین، برای تحصیل در این دوره، تعدادی دروس جبرانی در نظر گرفته شده است تا دانشجویانی که از رشته‌های متفاوت وارد دوره می‌شوند، متناسب با پیشینه تحصیلی خود، دانش پایه مورد نیاز در حوزه‌هایی مانند فلسفه تربیت، برنامه‌ریزی درسی، روان‌شناسی شناختی و علوم اعصاب شناختی را کسب کنند.

○ در مجموع، تلاش کرده‌ام برنامه‌ای ارائه کنم که از یک سو از تجربه دانشگاه‌های معتبر جهان بهره بگیرد و از سوی دیگر با نیازها و شرایط آموزش عالی ایران سازگار باشد. طرح نهایی صرفاً مجموعه‌ای از درس‌ها نیست، بلکه چارچوبی برای ارائه یک برنامه دکتری میان‌رشته‌ای است که بتواند نسل جدیدی از متخصصان را تربیت کند؛ متخصصانی که در محل تلاقی علوم مغز، ذهن و تربیت، درک بهتری از فرایند یادگیری پیدا کنند و این دانش را برای بهبود تفکر، سیاست و عمل تربیتی به کار گیرند.

برای مطالعه متن کامل مقاله، لینک پایین را وارد شوید:
https://www.icsa-journal.ir/article_253759.html
❤8👍4👏2🔥1
☆☆☆
✨ تشخیص سن واقعی و سلامت مغز از طریق تحلیل صدا✨

یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که الگوی صدای شما می‌تواند بیانگر سن واقعی و سلامت مغزتان باشد!

محققان کالج ترینیتی دوبلین (Trinity College Dublin) با انتشار مقاله‌ای در مجله Science Advances از تولید فناوری جدیدی به نام «ساعت گفتار» (Speech Clock) خبر داده‌اند. این سیستم با استفاده از هوش مصنوعی، صدای افراد را تحلیل کرده و سن زیستی و وضعیت سلامت مغزشان را ارزیابی می‌کند.

🧠 این سیستم به جای بررسی یک ویژگی واحد، صدها عامل صوتی و زبانی را بررسی می‌کند: از سرعت گفتار و مکث‌ها گرفته تا زیر و بمی صدا، محتوای احساسی، دایره واژگان و دقت معنایی.

📊 تفاوت بین سن واقعی فرد و سنی که توسط صدایش پیش‌بینی می‌شود، «شکاف سنی گفتار» (Speech Age Gap) نام دارد. نتایج نشان می‌دهد افراد سالم کمترین شکاف را دارند، اما این شکاف در بیماران مبتلا به آلزایمر و زوال عقل به‌طور قابل توجهی بزرگ‌تر است. همچنین افرادی که صدایشان مسن‌تر از سن واقعی‌شان به نظر می‌رسد، نشانه‌های پیری تسریع‌شده بیولوژیکی را نشان می‌دهند.

🌍 بسیاری از روش‌های فعلی سنجش پیری مغز نیازمند اسکنرهای MRI گران‌قیمت هستند. اما تحلیل صدا می‌تواند از راه دور، مکرر، غیرتهاجمی و با هزینه بسیار کم انجام شود. این روش در آینده می‌تواند مکمل نشانگرهای زیستی (Biomarkers) در سنجش پیری باشد و برای مناطقی که به فناوری‌های پیشرفته دسترسی ندارند، بسیار کمک‌کننده باشد.

⚠️ محققان تأکید می‌کنند که «ساعت گفتار» هنوز یک آزمایش تشخیصی قطعی برای زوال عقل نیست. این مطالعه از نوع عرضی- مقطعی بوده و برای استفاده بالینی، نیاز به مطالعات طولی و اعتبارسنجی در زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف دارد.

متن کامل مقاله را از اینجا بخوانید

📌
https://t.iss.one/eduneuro

#مقاله_خواندنی
#پیری_زیستی
#دمانس
🔥3
آیا برنامه‌های آموزشی برای دانش‌آموزان با نیازهای آموزشی ویژه و ناتوانی‌ها واقعا کار می‌کنند؟

پژوهشگران جو ون هرویگن، توماس مسترمن، جولی داکرل، کلویی مارشال، ربکا گوردون و مایکل اس. سی. توماس از مرکز علوم اعصاب تربیتی دانشگاه لندن، در مقاله‌ای که اخیرا در مجله Review of Education منتشر شده، مطالعات گذشته را بررسی کرده‌اند تا ببینند چه مداخلاتی برای دانش‌آموزان با نیازهای آموزشی ویژه و ناتوانی‌ها مؤثرتر است.

آن‌ها ۴۶۷ مطالعه را مرور کردند و ۳۴۹ مطالعه را با ۱۷۵۸ پیامد در یک تحلیل بزرگ ترکیب کردند. این مطالعات بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ در ۴۳ کشور انجام شده و دانش‌آموزان ۴ تا ۲۵ ساله را در بر می‌گرفت.

نتایج نشان داده که مداخلات هدفمند — یعنی آموزش‌های ویژه و برنامه‌ریزی‌شده که فراتر از تدریس معمول کلاس است — به‌طور متوسط حدود پنج ماه پیشرفت اضافی برای این دانش‌آموزان ایجاد می‌کند. این یعنی وقتی یک مداخله درست طراحی و اجرا شود، دانش‌آموز با نیاز ویژه می‌تواند در مهارت‌های پایه حدود ۵ ماه سریع‌تر از همیشه پیش برود.

اما این میانگین، کل داستان نیست. اثر مداخلات در درس‌های مختلف فرق می‌کند. بیشترین سود در ریاضیات دیده شد؛ پس از آن نوشتن و سپس خواندن. در خواندن، دانش‌آموزانی که مشکل خواندن یا دیسلکسی داشتند، و نیز کسانی که نیازهای گفتار و زبان داشتند، پیشرفت خوبی نشان دادند. در ریاضیات، دانش‌آموزان با مشکل ریاضی، اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) و گروه‌های ترکیبی دارای نیاز ویژه بیشترین بهره را بردند. در نوشتن، نتایج برای دانش‌آموزان با مشکل نوشتن مختلط بود، اما گروه‌های دیگر مانند دیسلکسی و گروه‌های ترکیبی بهبود داشتند.

محیط آموزشی و مرحله تحصیلی هم مهم است. برای خواندن و نوشتن، تفاوت چندانی بین مدرسه عادی و مدرسه ویژه دیده نشد. اما در ریاضیات، مداخلات در مدارس عادی اثر بزرگ‌تری داشتند؛ در مدارس ویژه، بالینی و مختلط، شواهد قوی نبود. همچنین مداخلات ریاضی در دوره ابتدایی مؤثرتر بودند، در حالی که مداخلات نوشتن در دوره متوسطه و پس از ۱۸ سال اثر بیشتری داشتند.

روش ارائه مداخله — فردی، گروهی کوچک، کلاسی یا ترکیبی — تفاوت پایدار ایجاد نکرد. نوع مجری (معلم، متخصص، رایانه) هم در خواندن و ریاضیات تفاوت معناداری نساخت. نوع گروه کنترل و طول مدت مداخله نیز اثر روشنی نداشت.

کیفیت مطالعات متفاوت بود: بیشتر آن‌ها متوسط ارزیابی شدند. بسیاری از مطالعات نمونه‌های کوچک، مدت کوتاه و گزارش ناقص داشتند. فقط حدود ۱۳ درصد مطالعات پیگیری بلندمدت داشتند. شکاف‌های بزرگ باقی است: برای اوتیسم، سندرم داون، ناتوانی‌های حسی و جسمی، علوم و پیشرفت کلی، پژوهش کافی وجود ندارد. بیشتر مطالعات در دوره ابتدایی انجام شده و دوره متوسطه و پس از ۱۸ سال کمتر بررسی شده است.

نتیجه نهایی این است که مداخلات هدفمند برای دانش‌آموزان دارای نیاز به آموزش ویژه مؤثرند، اما «نسخه واحد برای همه» کارساز نیست. اثربخشی به زمینه، مرحله تحصیلی و نوع نیاز بستگی دارد. این یافته‌ها به معلمان و سیاست‌گذاران کمک می‌کند تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرند و برای هر دانش‌آموز، متناسب با شرایط او، برنامه‌ریزی کنند.

برای دسترسی به اصل مقاله، اینجا را باز کنید

#مقاله_خواندنی
#آموزش_ویژه
#سنتزپژوهی

🧠🧠🧠🧠🧠
https://t.iss.one/eduneuro
❤2