دوای گەڕان بەناو تێلگرام و کەمێک خوێندنەوەی کتێب، وردە وردە خەوم لێکەوت. نیوەشەو لە خەو ڕاچەنیم، لە خەوما بەفرێکی زۆر لە کووچە باریبوو. بە دەم نزا و پاڕانەوە کە ئیشەڵا خێر ئەبێ و خوا لە بەڵا و موسیبەت بمانپارێزێ، لە گووگڵا سێرچم کرد بزانم تەعبیری بەفربارین لە خەوا چیە. زۆر شتی نووسیبو: پووڵی زۆر، خەم و خەفەت و نەخۆشی. بەیانی دیم کاکم کڕۆنای گرتە.
بۆ سەیزوشەویا دووبارە دیم بەفر باریوەو لە کۆڵان مناڵ خەریکی کایەن. دووبارە بەدەم سوبحانەڵا و تۆبە و ... چومۆ بۆ گیان لەپتابەکە بزانم ئەم بەفرە شتێکیتری لە هەڵناوەرێ. دوایی ئەوە خۆر بە هەڵاتن خۆی لە گوێسبانی ماڵەکان نزیک کردبۆوە، بیستم خۆشکم نەخۆشە و گشت گیانی ئێشێ.
چەن شەوێک بوو بەفر لە کۆڵم ببۆوە و بە خەیاڵی ڕاحەت سبحانە لە خەو هەڵئەسام. هەتا ئەم بەیانییە هیچ خەم و خەفەتێکم نەبوو. یەکدەفعە بیرم کەوتۆ کە دوێشەو خەوم بە بەفرۆ دییە و مناڵێک لەو بەفرەی کۆڵان تۆپەڵەیەکی دا بە پەنجەرەکەمانا.
@didgaxalid
بۆ سەیزوشەویا دووبارە دیم بەفر باریوەو لە کۆڵان مناڵ خەریکی کایەن. دووبارە بەدەم سوبحانەڵا و تۆبە و ... چومۆ بۆ گیان لەپتابەکە بزانم ئەم بەفرە شتێکیتری لە هەڵناوەرێ. دوایی ئەوە خۆر بە هەڵاتن خۆی لە گوێسبانی ماڵەکان نزیک کردبۆوە، بیستم خۆشکم نەخۆشە و گشت گیانی ئێشێ.
چەن شەوێک بوو بەفر لە کۆڵم ببۆوە و بە خەیاڵی ڕاحەت سبحانە لە خەو هەڵئەسام. هەتا ئەم بەیانییە هیچ خەم و خەفەتێکم نەبوو. یەکدەفعە بیرم کەوتۆ کە دوێشەو خەوم بە بەفرۆ دییە و مناڵێک لەو بەفرەی کۆڵان تۆپەڵەیەکی دا بە پەنجەرەکەمانا.
@didgaxalid
علی امینی:
" روزی کە پیشنهاد نخستوزیری را دریافت کردم دکتر مصدق در قید حیات بود و در ملک شخصی خود در احمدآباد تحت نظر بود. با آنچە در اولین جلسات ملاقات و مذاکرات از پادشاە خواستە بودم و ظاهراً موافقت کردە بود و با موقعیت نامناسب و مشکوکی کە خودم در ذهن ایشان داشتم بەهیچوجە عاقلانە نبود حرفی از دکتر مصدق بە میان آورم. چون یقین داشتم کە از همان لحظەی اول صلح مسلح تبدیل بە جنگ واقعی خواهد شد".
ایرج امینی پسر علی امینی:
با این حال پدرم در واپسین روزهای زندگی میگفت کە یکی از اشتباهاتش در زمان نخستوزیری این بود کە بە دیدن دکتر مصدق نرفت!
(بر بال بحران؛ ص: ٣٠٢)
" روزی کە پیشنهاد نخستوزیری را دریافت کردم دکتر مصدق در قید حیات بود و در ملک شخصی خود در احمدآباد تحت نظر بود. با آنچە در اولین جلسات ملاقات و مذاکرات از پادشاە خواستە بودم و ظاهراً موافقت کردە بود و با موقعیت نامناسب و مشکوکی کە خودم در ذهن ایشان داشتم بەهیچوجە عاقلانە نبود حرفی از دکتر مصدق بە میان آورم. چون یقین داشتم کە از همان لحظەی اول صلح مسلح تبدیل بە جنگ واقعی خواهد شد".
ایرج امینی پسر علی امینی:
با این حال پدرم در واپسین روزهای زندگی میگفت کە یکی از اشتباهاتش در زمان نخستوزیری این بود کە بە دیدن دکتر مصدق نرفت!
(بر بال بحران؛ ص: ٣٠٢)
واکنش شاە بە گزارش مهندس صفی اصفیا، قائم مقام نخستوزیر در برنامە و بودجە در ١٣دیماە ١٣٤١ کە با حضور پادشاە، نخستوزیر و مسئولین سازمان برنامە برگزار شد در نوع خود جالب است: ایشان ضمن تقدیر از کارشناسان سازمان برنامە و کسانی کە در تنظیم این برنامە کە متکی بە احتیاجات مملکت است زحمت کشیدەاند. اهم اظهارات خود را بە "نیازهای دفاعی مملکت، موقعیت ایران در ناحیەی خاورمیانە و اینکە اول بایستی مملکت حفظ شود و آن وقت هست کە ما میتوانیم بە سایر مسائل برسیم و توجە کنیم" اختصاص میدهند.
(بر بال بحران؛ ٤٤٩)
(بر بال بحران؛ ٤٤٩)
«بر بال بحران: زندگی سیاسی علی امینی» که بهوسیله پسرش «ایرج امینی» تدوین شده است و مطالعه آن را به پایان رساندم، حاوی نکات جالب و آموزندهای در مورد شخصیت و مواضع «محمدرضا شاه» است:
- شاه بسیاری از تصمیمات مهم از جمله تعیین نخستوزیر و وزیران را با سفرای انگلیس و امریکا هماهنگ میکند؛
- در عین حال به ویژه نسبت به امریکاییها بسیار بدبین است و بر این باور است که مورد اعتماد آنها و به خصوص دولت کندی نیست؛
- عاشق اسلحه و توسعهطلبی است و قدرت خود را به جای آن که در رفاه و اعتماد مردم ببیند بیشتر در فکر این است که از امریکا اسلحه بگیرد تا ارتش مجهز باشد و در خاورمیانه رقیبی نداشته باشد؛
- تقریباً نسبت به تمامی اطرافیان خویش سوءظن دارد به ویژه آنانی که در فکر «اصلاح» وضعیت نابسامان آن دوران برآمدهاند را برنمیتابد؛
- اگر چه ظاهراً به قانون اساسی مشروطه استناد میکند اما عملاً خواهان قدرت مطلقه است و بدون هماهنگی با نخستوزیر برنامههای خود را به وزیران القا میکند؛
- طرفدار مجلس ضعیف و فاسد بوده و عملاً تقلب انتخاباتی را تشویق میکرده است.
https://t.iss.one/didgaxalid
- شاه بسیاری از تصمیمات مهم از جمله تعیین نخستوزیر و وزیران را با سفرای انگلیس و امریکا هماهنگ میکند؛
- در عین حال به ویژه نسبت به امریکاییها بسیار بدبین است و بر این باور است که مورد اعتماد آنها و به خصوص دولت کندی نیست؛
- عاشق اسلحه و توسعهطلبی است و قدرت خود را به جای آن که در رفاه و اعتماد مردم ببیند بیشتر در فکر این است که از امریکا اسلحه بگیرد تا ارتش مجهز باشد و در خاورمیانه رقیبی نداشته باشد؛
- تقریباً نسبت به تمامی اطرافیان خویش سوءظن دارد به ویژه آنانی که در فکر «اصلاح» وضعیت نابسامان آن دوران برآمدهاند را برنمیتابد؛
- اگر چه ظاهراً به قانون اساسی مشروطه استناد میکند اما عملاً خواهان قدرت مطلقه است و بدون هماهنگی با نخستوزیر برنامههای خود را به وزیران القا میکند؛
- طرفدار مجلس ضعیف و فاسد بوده و عملاً تقلب انتخاباتی را تشویق میکرده است.
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
@kazivekurdi
من نیشتمانێکم هەیە....
تەلیسمی گەردوونە
لە قەڵادزێدا ئەیکوژن و
بەڵام لە "ئامەد"دا زیندوو ئەبێتەوە
لە هەڵەبجەدا سەری ئەبڕن و
بەڵام لە کەرکووکدا ئەژێتەوە
لە هەولێردا لە قەنارەی ئەدەن و
لە ورمێدا بەرزەوپێ ڕاست ئەبێتەوە
من نیشتماێکم ههیه حهوت پهراسووی
له ههموو نیشتمانهکانی دیکهی ئهم دنیایه زیاتره!
نه قهواره و نه حاڵ و نه ماڵ و نه چهتر و نه شووره و
نه ئهندامه له کۆمهڵی نهتهوه یهکگرتووهکاندا و
نه پولێکی ههیه له سندوقی دراوی دهوڵهتاندا و
نه ئاڵا و نه زرێپۆش و نه فڕۆکه و
کهچی ماوهو کهچی ئهژی و کهچی ههیشه!
"شێرکۆ بێکەس"
من نیشتمانێکم هەیە....
تەلیسمی گەردوونە
لە قەڵادزێدا ئەیکوژن و
بەڵام لە "ئامەد"دا زیندوو ئەبێتەوە
لە هەڵەبجەدا سەری ئەبڕن و
بەڵام لە کەرکووکدا ئەژێتەوە
لە هەولێردا لە قەنارەی ئەدەن و
لە ورمێدا بەرزەوپێ ڕاست ئەبێتەوە
من نیشتماێکم ههیه حهوت پهراسووی
له ههموو نیشتمانهکانی دیکهی ئهم دنیایه زیاتره!
نه قهواره و نه حاڵ و نه ماڵ و نه چهتر و نه شووره و
نه ئهندامه له کۆمهڵی نهتهوه یهکگرتووهکاندا و
نه پولێکی ههیه له سندوقی دراوی دهوڵهتاندا و
نه ئاڵا و نه زرێپۆش و نه فڕۆکه و
کهچی ماوهو کهچی ئهژی و کهچی ههیشه!
"شێرکۆ بێکەس"
Forwarded from سهام نیوز
🔴مادرم؛ کولبر | روایت تلخ زنان کولبر و غم برنگشتن مادر | بارمان را که میگیرند بدبخت میشويم
🔺آماری که هلاله امینی، نماینده استان کردستان در شورای عالی استانها، هم نسبت به آن هشدار داده و گفته «با زنان و دخترانی مواجه هستیم که مجبورند در نقش یک مرد ظاهر شوند تا به صف طولانی کولبران بپیوندند.
🔹️کولبری ریشه در نابرابری و توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات و حتی ایجاد شغل در کشور دارد.
🔺 کولبری میکنم به خاطر همسرم
🔹️پیدا کردنشان سخت است و از آن سختتر صحبت کردن. البته در میانشان زنهایی هم هستند که بعد از ۱۰ سال کولبری دیگر دغدغهای برای حرف زدن ندارند. زنانی هم که سن و سال کمتری دارند حاضر به گفتوگو نمیشوند. ترس از دست دادن تنها منبع مالی زندگی، دهانشان را بسته است. اینها را تهمینه میگوید که خودش ۳۳ سال بیشتر ندارد، اما به خاطر دیسک کمر دیگر قادر به کار کردن نیست. «من از ۲۱ سالگی کولبری کردم چون همسرم تنها بود و کارش سخت. او جنس میبرد و جنس میآورد. من هم گالنهای نفت را با الاغ به آن طرف مرز میبردم. من بودم و ۳ زن دیگر از ثلاث و جوانرود که بنزین را از دلالان میخریدیم و با گالنهای ۱۰ لیتری از کوه رد میکردیم. البته این مسئله برای چند سال پیش است و الان خیلی سخت شده.
🔹️مریم هم آخرین بار شوهرش را زیر پل معروف شهر دیده که اعتیاد امانش را بریده. همان زمان تصمیم میگیرد به روستای پدری بازگردد و برای تامین خرج خود و دخترش تنها کاری را که میتواند انجام دهد؛ کولبری. «به همراه ۲ برادرم راهی کوه میشوم. صورتم را با روبنده میپوشانم و مراقب هستم کسی متوجه زن بودنم نشود. برای تأمین مخارج دخترم چاره دیگری ندارم.
🔹️قصه این زنان قصه تلختر مردان ساکنان سرزمینهای غربی ایران است که به دلیل فراهم نبودن اشتغال، کوهستان شده محل کارشان و درآمد به دوش کشیدن بار سنگین و عبور از مسیر صعبالعبور، نان بخور و نمیر سفرههایشان. شغل سخت و طاقتفرسای کولبری این روزها در خطه غربی کشورمان دیگر شغل مردانه نیست و به کاری برای زنان هم تبدیل شده است. سالهاست که در شمال کشورمان زنان در شالیزارها کار میکنند و کسی رنجشان را نمیبیند که با ورود به میانسانی با انواع دردهای مفصلی و آرتروز، روزگار میگذرانند. همانهایی که راه رفتن بدون عصا برایشان سخت شده است.
🔹️ چند سالی هم هست که در مناطق غربی دیگر دامداری و کشاورزی کفاف زندگی را نمیدهد و رنگ لباس زنان این منطقه عوض شده تا با ظاهری مردانه، مشکلات بیکاری را در عبور از کوه و راههای صعبالعبورش کم کنند. در سردشت، پیرانشهر، مریوان، ثلاث باباجانی، جوانرود، سقز و ... میتوان صفهای زنان را دید که خود نان آورند و غیرت زنانهشان آنها را به کوهستان میکشاند تا کولبری کنند.
@Sahamnewsorg
🔺آماری که هلاله امینی، نماینده استان کردستان در شورای عالی استانها، هم نسبت به آن هشدار داده و گفته «با زنان و دخترانی مواجه هستیم که مجبورند در نقش یک مرد ظاهر شوند تا به صف طولانی کولبران بپیوندند.
🔹️کولبری ریشه در نابرابری و توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات و حتی ایجاد شغل در کشور دارد.
🔺 کولبری میکنم به خاطر همسرم
🔹️پیدا کردنشان سخت است و از آن سختتر صحبت کردن. البته در میانشان زنهایی هم هستند که بعد از ۱۰ سال کولبری دیگر دغدغهای برای حرف زدن ندارند. زنانی هم که سن و سال کمتری دارند حاضر به گفتوگو نمیشوند. ترس از دست دادن تنها منبع مالی زندگی، دهانشان را بسته است. اینها را تهمینه میگوید که خودش ۳۳ سال بیشتر ندارد، اما به خاطر دیسک کمر دیگر قادر به کار کردن نیست. «من از ۲۱ سالگی کولبری کردم چون همسرم تنها بود و کارش سخت. او جنس میبرد و جنس میآورد. من هم گالنهای نفت را با الاغ به آن طرف مرز میبردم. من بودم و ۳ زن دیگر از ثلاث و جوانرود که بنزین را از دلالان میخریدیم و با گالنهای ۱۰ لیتری از کوه رد میکردیم. البته این مسئله برای چند سال پیش است و الان خیلی سخت شده.
🔹️مریم هم آخرین بار شوهرش را زیر پل معروف شهر دیده که اعتیاد امانش را بریده. همان زمان تصمیم میگیرد به روستای پدری بازگردد و برای تامین خرج خود و دخترش تنها کاری را که میتواند انجام دهد؛ کولبری. «به همراه ۲ برادرم راهی کوه میشوم. صورتم را با روبنده میپوشانم و مراقب هستم کسی متوجه زن بودنم نشود. برای تأمین مخارج دخترم چاره دیگری ندارم.
🔹️قصه این زنان قصه تلختر مردان ساکنان سرزمینهای غربی ایران است که به دلیل فراهم نبودن اشتغال، کوهستان شده محل کارشان و درآمد به دوش کشیدن بار سنگین و عبور از مسیر صعبالعبور، نان بخور و نمیر سفرههایشان. شغل سخت و طاقتفرسای کولبری این روزها در خطه غربی کشورمان دیگر شغل مردانه نیست و به کاری برای زنان هم تبدیل شده است. سالهاست که در شمال کشورمان زنان در شالیزارها کار میکنند و کسی رنجشان را نمیبیند که با ورود به میانسانی با انواع دردهای مفصلی و آرتروز، روزگار میگذرانند. همانهایی که راه رفتن بدون عصا برایشان سخت شده است.
🔹️ چند سالی هم هست که در مناطق غربی دیگر دامداری و کشاورزی کفاف زندگی را نمیدهد و رنگ لباس زنان این منطقه عوض شده تا با ظاهری مردانه، مشکلات بیکاری را در عبور از کوه و راههای صعبالعبورش کم کنند. در سردشت، پیرانشهر، مریوان، ثلاث باباجانی، جوانرود، سقز و ... میتوان صفهای زنان را دید که خود نان آورند و غیرت زنانهشان آنها را به کوهستان میکشاند تا کولبری کنند.
@Sahamnewsorg
Forwarded from مخفیگاه
تروریسم دولتی و تحمیل مجازاتهای جمعی بر مردم، واکنشهای رایجتر حکومت به شورشها بودهاند.
از آنجا که دولت نمیتواند شورشیان را بیابد، غیرنظامیان را که ابزار رؤیتپذیر حمایت از آنها هستند هدف قرار میدهد. کتابهای تاریخ گورستانهایی را که در پی چنین عملیاتی ایجاد شده توصیف کردهاند: انتقامگیری نازیها با اعدام پنجاه تا صد غیرنظامی به ازای هر سرباز آلمانی که به دست پارتیزانهای یوگوسلاو کشته میشد، بازداشتهای پیشگیرانه و شکنجهٔ سیستماتیک گسترده در الجزایر، پانزدههزار مفقود در آرژانتین، کارزار آنفال علیه کردها در عراق و قتلعام نظاممند مردان جوان چچن از طریق ربایش و قتل. بدتر اینکه تروریسم دولتی شورشیها را به ترورهای متقابل تحریک میکند تا معلوم کند کدامیک از دو طرف میتواند با توسل به قتل عام، شکنجه، ناپدید کردن، و مثُله کردن مردم را بترساند و بدین ترتیب وفاداری آنها را بهدست آورد.
#مایکل_اسکرکر
کتاب: اخلاق بازجویی
ترجمه: افشین خاکباز
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
از آنجا که دولت نمیتواند شورشیان را بیابد، غیرنظامیان را که ابزار رؤیتپذیر حمایت از آنها هستند هدف قرار میدهد. کتابهای تاریخ گورستانهایی را که در پی چنین عملیاتی ایجاد شده توصیف کردهاند: انتقامگیری نازیها با اعدام پنجاه تا صد غیرنظامی به ازای هر سرباز آلمانی که به دست پارتیزانهای یوگوسلاو کشته میشد، بازداشتهای پیشگیرانه و شکنجهٔ سیستماتیک گسترده در الجزایر، پانزدههزار مفقود در آرژانتین، کارزار آنفال علیه کردها در عراق و قتلعام نظاممند مردان جوان چچن از طریق ربایش و قتل. بدتر اینکه تروریسم دولتی شورشیها را به ترورهای متقابل تحریک میکند تا معلوم کند کدامیک از دو طرف میتواند با توسل به قتل عام، شکنجه، ناپدید کردن، و مثُله کردن مردم را بترساند و بدین ترتیب وفاداری آنها را بهدست آورد.
#مایکل_اسکرکر
کتاب: اخلاق بازجویی
ترجمه: افشین خاکباز
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
Forwarded from مخفیگاه
.
زندگی آن قدر عجیب است که انسان عملا خیلی ساده راضی می شود! اما در جستجوی افتخارات دروغین است که راه را گم می کند و خود را نابود می سازد.
تا به حال چند بار خواسته ام از جا بلند شوم تفنگم را دور بیندازم و اینجا را ترک کنم و یک راست به اتاق کوچکی که تو ماریای من در آن درس می خوانی بیایم و بی آنکه کلمه ای بر زبان بیاورم دستت را بگیرم و گرمای آن را در کف دست خودم حس کنم. فکر نمی کنم سعادتی بزرگتر از لمس دست معشوق وجود داشته باشد.
اما من هرگز نمی توانم اینجا را ترک کنم. هرگز این کار را نخواهم کرد. من اینجا تفنگ به دست می مانم و می جنگم تا وقتی که بگویند برو. چرا؟ چون می ترسم. هم می ترسم هم ننگ دارم. حتی اگر نمی ترسیدم باز هم اینجا را ترک نمی کردم. آن کلمات هولناک و بزرگ: وظیفه، وطن، قهرمانی، فرار و بی شرفی، روح کوچک و گرم و جسمانی مرا محاصره و فلج کرده اند...
#نیکوس_کازانتزاکیس / برادر کشی
ترجمه: محمد قاضی
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
زندگی آن قدر عجیب است که انسان عملا خیلی ساده راضی می شود! اما در جستجوی افتخارات دروغین است که راه را گم می کند و خود را نابود می سازد.
تا به حال چند بار خواسته ام از جا بلند شوم تفنگم را دور بیندازم و اینجا را ترک کنم و یک راست به اتاق کوچکی که تو ماریای من در آن درس می خوانی بیایم و بی آنکه کلمه ای بر زبان بیاورم دستت را بگیرم و گرمای آن را در کف دست خودم حس کنم. فکر نمی کنم سعادتی بزرگتر از لمس دست معشوق وجود داشته باشد.
اما من هرگز نمی توانم اینجا را ترک کنم. هرگز این کار را نخواهم کرد. من اینجا تفنگ به دست می مانم و می جنگم تا وقتی که بگویند برو. چرا؟ چون می ترسم. هم می ترسم هم ننگ دارم. حتی اگر نمی ترسیدم باز هم اینجا را ترک نمی کردم. آن کلمات هولناک و بزرگ: وظیفه، وطن، قهرمانی، فرار و بی شرفی، روح کوچک و گرم و جسمانی مرا محاصره و فلج کرده اند...
#نیکوس_کازانتزاکیس / برادر کشی
ترجمه: محمد قاضی
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
Forwarded from سهام نیوز
✅بولتون: عراق باید تجزیه شود و حکومت ایران تغییر کند
مشاور امنیت ملی سابق آمریکا:
🔗 اکنون قانع شدهام که تجزیه عراق مفید است؛ آمریکا حداقل باید کشور کُردی در کردستان عراق را به رسمیت بشناسد.بهترین راهحل برای شمالشرق سوریه، بازگشت نیروهای ائتلاف و اخراج روسیه، ارتش سوریه و نیروهای همسو با ایران از این منطقه است.
🔗 دولت آمریکا باید در راستای تغییر رژیم ایران گام بردارد و این مسأله را هدف اصلی خود در ایران تعریف کند.
🔗 نابود کردن سپاه پاسداران یکی از راههای براندازی در ایران است و این رخداد میتواند موجب آشوب و هرج و مرج در ایران شود.
@Sahamnewsorg
مشاور امنیت ملی سابق آمریکا:
🔗 اکنون قانع شدهام که تجزیه عراق مفید است؛ آمریکا حداقل باید کشور کُردی در کردستان عراق را به رسمیت بشناسد.بهترین راهحل برای شمالشرق سوریه، بازگشت نیروهای ائتلاف و اخراج روسیه، ارتش سوریه و نیروهای همسو با ایران از این منطقه است.
🔗 دولت آمریکا باید در راستای تغییر رژیم ایران گام بردارد و این مسأله را هدف اصلی خود در ایران تعریف کند.
🔗 نابود کردن سپاه پاسداران یکی از راههای براندازی در ایران است و این رخداد میتواند موجب آشوب و هرج و مرج در ایران شود.
@Sahamnewsorg
کابوسهای بیروت تمام نمیشود!
1. لبنان مانند تمامی کشورهای خاورمیانه از اقوام و فرقههای مختلفی تشکیل شده است. راه حل این کشور برای گذر از بحرانهای قومی و فرقهای و در عین حال حفظ تنوع موجود، توافقی نانوشته است که «میثاق وطنی» نام گرفته: بر اساس آن قدرت سیاسی میان مسیحیان مارونی، مسلمانان سنی و شیعه تقسیم میشود و عملاً نظام سیاسی لبنان را به یک شرکت سهامی که هر فرقه سهم خاصی از قدرت را باید داشته باشد، تبدیل کرده است.
اگرچه در کشورهایی که تنوع قومی و مذهبی وجود دارد توزیع قدرت، راهی مناسب برای رعایت و احقاق حقوق گروههای مختلف از یک سو و کاهش تنشها و درگیریهای احتمالی از سوی دیگر است اما تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد این کافی نیست، ممکن است جامعه را با مشکلات بیشتر و حادتری مواجه سازد و به جای آن که از نفوذ فرقهگرایی بکاهد به گسترش و تقویت آن کمک کند و احتمالاً پیامدهای منفی دیگری نیز به همراه داشته باشد.
2. «قاسملو» در بحثی که در سال 1364 بهمنظور تبیین شعار اصلی حزب دموکرات که «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» بود، ارائه کرده است به نکتهای ظریف و هوشمندانه در مورد این شعار اشاره میکند که چرا در آن همزمان بر دموکراسی و خودمختاری تأکید شده است و به این پرسش پاسخ میدهد که آیا میان این دو رابطهای وجود دارد؟
وی بر این باور است دموکراسی هم در سطح ملی دارای اهمیت است و هم ضامن خودمختاری است. در واقع، این بدان معنی است، تداوم سیستم توزیع و تقسیم قدرت زمانی ممکن و میسر میشود که دموکراسی در جامعه نهادینه شود و حضور مؤثر داشته باشد، در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد، پس از مدتی اقلیتها سرکوب گردند و قدرت مجدداً متمرکز و نظام دیکتاتوری احیا شود.
3. دموکراسی چگونه بقا و تداوم سیستمی را که بر اساس توزیع و تقسیم قدرت میان گروههای مختلف و متنوع تشکیل شده است، تضمین میکند و اگر نباشد چه مشکلاتی گریبان جامعه را خواهد گرفت؟
قبل از هر چیز – به عنوان اولین آسیب فقدان دموکراسی باید گفت چون در یک حکومت دموکراتیک به صورت افراطی و انحصاری بر هویت خاصی تأکید و از آن حمایت نمیشود (مگر در موقعیتهای ویژه مانند جنگ، بحران طبیعی یا اجتماعی و ...) در نتیجه نقش هویتها به طور کلی و هویتهای مقاومت به طور خاص که عمدتاً در واکنش به هویتهای دیگر فعال میشوند، در جامعه کمرنگ میگردد. در دموکراسی، اغلب، هویتهای کلان که تساهل، مدارا و همزیستی را ترویج و تقویت میکنند و مبتنی بر «پیوندهای ضعیف» هستند، برجسته و فعال میشوند، این امر موجب میشود «فرقهگرایی» مجالی برای رشد نیابد و هویتهای مختلف قومی و مذهبی بدون آنکه تهدیدی احساس بکنند یا در جهت محو دیگران قدم بردارند، در کنار هم زیست و تداوم داشته باشند و عنصرهای اصلی هویتی خود را حفظ نمایند. علاوه بر این، وقتی امکان برابر برای مشارکت سیاسی وجود داشته و امکانات اقتصادی برابر در اختیار افراد جامعه باشد، شهروندانی که «پیوندهای قوی» با همدیگر دارند در لاک خود یا به عبارتی در شبکههای هویتی فرقهای فرو نمیروند و افق دیدشان گستردهتر خواهد شد، در نتیجه به جای موضعگیریهای تهاجمی که معطوف به حذف دیگری است، آنها را تحمل میکنند یا با آنها به گفتوگو میپردازند.
در لبنان و کشورهای مشابه آن، از آنجایی که در نظام سیاسیشان دموکراسی غایب است و در مواردی با آن دشمنی نیز میشود، فرقهها سر برمیآورند و هویتهای متناسب و در مرحله بعدی مخالف خود را فعال و برجسته میکنند. در طول سالهایی که «میثاق وطنی» مبنای نظام سیاسی لبنان قرار گرفته است، با توجه به این که دموکراسی مورد توجه نبوده و نسبت به تأسیس و تقویت آن اقدامی جدی نشده است، به جای آنکه هویت ملی مبنای رفتار شهروندان و حاکمان باشد، هویتهای فرقهای به رفتار آنها شکل و جهت داده است. از این رو، نتوانستهاند در جهت برابری و عدالت گام بردارند و برنامه مشخص و موفقی برای دستیابی به توسعه و تأمین نیازهای مردم داشته باشند.
دومین آسیبی که چنین نظامهایی را تهدید میکند، افزایش امکان دخالت خارجی و پذیرش آن در کشور و جامعه است. وقتی هویت ملی در میان فرقههای مختلف جایگاهی نداشته باشد و امکانات اقتصادی و مادی نیز به صورت نابرابر توزیع شود، رقابت میان فرقهها بهترین فرصت را برای قدرتهای خارجی فراهم میکند تا در امور داخلی این کشور مداخله و منافع خود را پیگیری کنند. دخالت خارجی و تقویت هویتهای فرقهگرایانه، در بسیاری از موارد منجر به جنگ داخلی یا نیابتی میشود که قدرتهای بزرگتر با مداخله خود زمینه را برای این جنگها فراهم میآورند.
ادامه دارد ...
https://t.iss.one/didgaxalid
1. لبنان مانند تمامی کشورهای خاورمیانه از اقوام و فرقههای مختلفی تشکیل شده است. راه حل این کشور برای گذر از بحرانهای قومی و فرقهای و در عین حال حفظ تنوع موجود، توافقی نانوشته است که «میثاق وطنی» نام گرفته: بر اساس آن قدرت سیاسی میان مسیحیان مارونی، مسلمانان سنی و شیعه تقسیم میشود و عملاً نظام سیاسی لبنان را به یک شرکت سهامی که هر فرقه سهم خاصی از قدرت را باید داشته باشد، تبدیل کرده است.
اگرچه در کشورهایی که تنوع قومی و مذهبی وجود دارد توزیع قدرت، راهی مناسب برای رعایت و احقاق حقوق گروههای مختلف از یک سو و کاهش تنشها و درگیریهای احتمالی از سوی دیگر است اما تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد این کافی نیست، ممکن است جامعه را با مشکلات بیشتر و حادتری مواجه سازد و به جای آن که از نفوذ فرقهگرایی بکاهد به گسترش و تقویت آن کمک کند و احتمالاً پیامدهای منفی دیگری نیز به همراه داشته باشد.
2. «قاسملو» در بحثی که در سال 1364 بهمنظور تبیین شعار اصلی حزب دموکرات که «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» بود، ارائه کرده است به نکتهای ظریف و هوشمندانه در مورد این شعار اشاره میکند که چرا در آن همزمان بر دموکراسی و خودمختاری تأکید شده است و به این پرسش پاسخ میدهد که آیا میان این دو رابطهای وجود دارد؟
وی بر این باور است دموکراسی هم در سطح ملی دارای اهمیت است و هم ضامن خودمختاری است. در واقع، این بدان معنی است، تداوم سیستم توزیع و تقسیم قدرت زمانی ممکن و میسر میشود که دموکراسی در جامعه نهادینه شود و حضور مؤثر داشته باشد، در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد، پس از مدتی اقلیتها سرکوب گردند و قدرت مجدداً متمرکز و نظام دیکتاتوری احیا شود.
3. دموکراسی چگونه بقا و تداوم سیستمی را که بر اساس توزیع و تقسیم قدرت میان گروههای مختلف و متنوع تشکیل شده است، تضمین میکند و اگر نباشد چه مشکلاتی گریبان جامعه را خواهد گرفت؟
قبل از هر چیز – به عنوان اولین آسیب فقدان دموکراسی باید گفت چون در یک حکومت دموکراتیک به صورت افراطی و انحصاری بر هویت خاصی تأکید و از آن حمایت نمیشود (مگر در موقعیتهای ویژه مانند جنگ، بحران طبیعی یا اجتماعی و ...) در نتیجه نقش هویتها به طور کلی و هویتهای مقاومت به طور خاص که عمدتاً در واکنش به هویتهای دیگر فعال میشوند، در جامعه کمرنگ میگردد. در دموکراسی، اغلب، هویتهای کلان که تساهل، مدارا و همزیستی را ترویج و تقویت میکنند و مبتنی بر «پیوندهای ضعیف» هستند، برجسته و فعال میشوند، این امر موجب میشود «فرقهگرایی» مجالی برای رشد نیابد و هویتهای مختلف قومی و مذهبی بدون آنکه تهدیدی احساس بکنند یا در جهت محو دیگران قدم بردارند، در کنار هم زیست و تداوم داشته باشند و عنصرهای اصلی هویتی خود را حفظ نمایند. علاوه بر این، وقتی امکان برابر برای مشارکت سیاسی وجود داشته و امکانات اقتصادی برابر در اختیار افراد جامعه باشد، شهروندانی که «پیوندهای قوی» با همدیگر دارند در لاک خود یا به عبارتی در شبکههای هویتی فرقهای فرو نمیروند و افق دیدشان گستردهتر خواهد شد، در نتیجه به جای موضعگیریهای تهاجمی که معطوف به حذف دیگری است، آنها را تحمل میکنند یا با آنها به گفتوگو میپردازند.
در لبنان و کشورهای مشابه آن، از آنجایی که در نظام سیاسیشان دموکراسی غایب است و در مواردی با آن دشمنی نیز میشود، فرقهها سر برمیآورند و هویتهای متناسب و در مرحله بعدی مخالف خود را فعال و برجسته میکنند. در طول سالهایی که «میثاق وطنی» مبنای نظام سیاسی لبنان قرار گرفته است، با توجه به این که دموکراسی مورد توجه نبوده و نسبت به تأسیس و تقویت آن اقدامی جدی نشده است، به جای آنکه هویت ملی مبنای رفتار شهروندان و حاکمان باشد، هویتهای فرقهای به رفتار آنها شکل و جهت داده است. از این رو، نتوانستهاند در جهت برابری و عدالت گام بردارند و برنامه مشخص و موفقی برای دستیابی به توسعه و تأمین نیازهای مردم داشته باشند.
دومین آسیبی که چنین نظامهایی را تهدید میکند، افزایش امکان دخالت خارجی و پذیرش آن در کشور و جامعه است. وقتی هویت ملی در میان فرقههای مختلف جایگاهی نداشته باشد و امکانات اقتصادی و مادی نیز به صورت نابرابر توزیع شود، رقابت میان فرقهها بهترین فرصت را برای قدرتهای خارجی فراهم میکند تا در امور داخلی این کشور مداخله و منافع خود را پیگیری کنند. دخالت خارجی و تقویت هویتهای فرقهگرایانه، در بسیاری از موارد منجر به جنگ داخلی یا نیابتی میشود که قدرتهای بزرگتر با مداخله خود زمینه را برای این جنگها فراهم میآورند.
ادامه دارد ...
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
سومین آسیب فقدان دموکراسی در نظامهای غیر متمرکز این است که ممکن است فساد سیستماتیک در آن جامعه شکل بگیرد. در بهترین حالت، تلاش اصلی هر گروه و فرقه که بخشی از قدرت را در اختیار دارد این است که منافع فرقه و گروه خود را بر منافع دیگران ترجیح دهد. فرقهگرایی، مداخله خارجی و در اختیار داشتن بخشی از قدرت، زمینه و توجیه مناسب را برای فساد فراهم میسازد و هر گروه که بخشی از قدرت را در دست دارد، در فکر این است که از درآمدهای عمومی و ثروت جامعه، بدون توجه به نیازهای دیگری، بهره بیشتری داشته باشد.
وجود انواع مختلف فساد و مبارزه با آن از قاعده فوق پیروی میکند. مبارزه با فساد و پیشگیری از آن پیش از هر چیز به تعلق و تعهد شهروندان نسبت به هویت ملی ربط دارد. تقسیم قدرت که مبتنی بر شایستگی و رأی مردم نباشد و اگر ویژگیهای انتسابی موجب دستیابی به قدرت شود، آنگاه شکلگیری نهادهای ملی و مستقل که بتوانند با فساد مبارزه کنند و شهروندانی که نسبت به منافع ملی تعهد داشته باشند، بسیار دشوار خواهد بود. در وضعیتی که قدرت میان هویتها و فرقههای مختلف توزیع میشود و هویت ملی نیز از قوت و گستردگی چندانی برخوردار نیست، هر فرقه در پی آن است تا سهم خود را از قدرت افزایش دهد و نهایت بهره را از آن ببرد. در حکومتهای غیردموکراتیک غیرمتمرکز، خیر محدود است و دستیابی دیگری به قدرت به معنای محروم شدن خود از منافع آن است لذا تمامی تلاشها مصروف بهرهبرداری هر چه بیشتر از امکانات و نهادهایی میشود که در اختیار دارند و بدین ترتیب، مانع از آن میشوند که آن نهادها در خدمت منافع ملی باشند. در واقع، نهادها نیز مانند هویتها بههم فشرده، کوچک و تهاجمی میشوند.
4. در لبنان، ظاهراً قرار بر این بوده است که «میثاق وطنی» قبل از هر چیز «وطن» و منافع و هویتی که آن را پایدار نگه میدارد، تقویت کند اما آنچه در این سالها بر لبنان گذشته است تکرار کابوسهای وحشتناکی بوده که بیش از هر چیز نقش وطن را در جهتگیریهای افرادی که در لبنان زندگی میکنند، کمرنگ کرده است.
- در طول سالیان گذشته، عده زیادی از مردم لبنان، فرار را بر قرار ترجیح داده، اگر امکانی برایشان فراهم بوده است زندگی در کشوری دیگر را برگزیدهاند تا از دور نظارهگر سرنوشت و آینده «وطن» پارهپاره خویش باشند. آنانی که در کشور ماندهاند، بالاجبار یا به صورت انتسابی و ارثی در یکی از فرقهها عضویت داشته و هویتی را که توسط این فرقه ترویج و تقویت میشود مبنای رفتار خود قرار دادهاند. در طول هشتاد سال گذشته که میثاق وطنی، تقسیم قدرت را در نظام سیاسی لبنان امکانپذیر ساخته است، وطن و هویت ملی به طور روزافزون تضعیف شده و هویتهای دیگر (مسیحی، سنی و شیعه) فعال گشتهاند. هویتهایی که قرار بود بر اساس میثاق وطنی، همزیستی مسالمتآمیز و برای توسعه لبنان تلاش و همگرایی داشته باشند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به خون هم تشنهاند و هویتهایشان روزبهروز مرگبارتر از پیش میشود.
این امر، عمدتاً نتیجه غیاب دموکراسی در نظام سیاسی لبنان است که اگر حضور داشت، در بازیهای هویتی جامعه، هویتهای فرقهای، علت و مجالی برای ظهور و بروز نمییافتند، هویت ملی اولویت مییافت و فرقهگرایی در ضعیفترین حالت ممکن قرار میگرفت. اصولاً یکی از مزیتهای دموکراسی و نظامهای دموکراتیک این است که زیاد هویتمحور نیستند و تقابل و برخورد هویتها – حداقل در داخل مرزهای یک کشور – امری چندان رایج نیست.
- اگر مرروی بر وضعیت لبنان و میزان حضور قدرتهای خارجی در این کشور داشته باشیم بهسادگی درمییابیم تقریباً کمتر کشوری در دنیا وجود دارد که سیاستهای خارجی، داخلی و حتی بودجهاش در این حد تابع نظرات و کمکهای مالی، تصمیمگیریهای قدرتهای خارجی و منافع آنها باشد. این امر آنقدر عادی شده است که در دیدار «مکرون» از لبنان، عدهای از مردم طی طوماری خواهان آن میشوند اداره امور لبنان در اختیار فرانسه قرار گیرد. اصولاً گرایشهای واگرایانه در حدی است که هر کدام از هویتهای سهیم و موجود در ساختار قدرت لبنان، به جای تأمین منافع ملی، در اندیشه تأمین منافع قدرتی است که از آن حمایت میکند و سیاستهایی را که از خارج و از سوی قدرتهای منطقهای یا جهانی دیکته میشود، بدون هرگونه رودربایستی اجرا میکنند.
در حقیقت، این وضعیت نیز نتیجه فقدان دموکراسی است که شهروندان مختلف به جای اولویت دادن به منافع ملی، در راستای تأمین منافع کشورهای قدرتمند و حامی خود عمل میکنند و نقش گروه فشار آنها را برعهده میگیرند. اگر در کشور، دموکراسی حاکم باشد و احقاق حقوق اقلیتها و هویتهای متنوع دیگر تضمین شود، بعید است واگرایی و گرایش به قدرتهای خارجی در میان آنها رواج یابد و با انگیزه و اراده قوی در جهت تأمین منافع ملی قدم برمیدارند.
ادامه دارد .....
https://t.iss.one/didgaxalid
وجود انواع مختلف فساد و مبارزه با آن از قاعده فوق پیروی میکند. مبارزه با فساد و پیشگیری از آن پیش از هر چیز به تعلق و تعهد شهروندان نسبت به هویت ملی ربط دارد. تقسیم قدرت که مبتنی بر شایستگی و رأی مردم نباشد و اگر ویژگیهای انتسابی موجب دستیابی به قدرت شود، آنگاه شکلگیری نهادهای ملی و مستقل که بتوانند با فساد مبارزه کنند و شهروندانی که نسبت به منافع ملی تعهد داشته باشند، بسیار دشوار خواهد بود. در وضعیتی که قدرت میان هویتها و فرقههای مختلف توزیع میشود و هویت ملی نیز از قوت و گستردگی چندانی برخوردار نیست، هر فرقه در پی آن است تا سهم خود را از قدرت افزایش دهد و نهایت بهره را از آن ببرد. در حکومتهای غیردموکراتیک غیرمتمرکز، خیر محدود است و دستیابی دیگری به قدرت به معنای محروم شدن خود از منافع آن است لذا تمامی تلاشها مصروف بهرهبرداری هر چه بیشتر از امکانات و نهادهایی میشود که در اختیار دارند و بدین ترتیب، مانع از آن میشوند که آن نهادها در خدمت منافع ملی باشند. در واقع، نهادها نیز مانند هویتها بههم فشرده، کوچک و تهاجمی میشوند.
4. در لبنان، ظاهراً قرار بر این بوده است که «میثاق وطنی» قبل از هر چیز «وطن» و منافع و هویتی که آن را پایدار نگه میدارد، تقویت کند اما آنچه در این سالها بر لبنان گذشته است تکرار کابوسهای وحشتناکی بوده که بیش از هر چیز نقش وطن را در جهتگیریهای افرادی که در لبنان زندگی میکنند، کمرنگ کرده است.
- در طول سالیان گذشته، عده زیادی از مردم لبنان، فرار را بر قرار ترجیح داده، اگر امکانی برایشان فراهم بوده است زندگی در کشوری دیگر را برگزیدهاند تا از دور نظارهگر سرنوشت و آینده «وطن» پارهپاره خویش باشند. آنانی که در کشور ماندهاند، بالاجبار یا به صورت انتسابی و ارثی در یکی از فرقهها عضویت داشته و هویتی را که توسط این فرقه ترویج و تقویت میشود مبنای رفتار خود قرار دادهاند. در طول هشتاد سال گذشته که میثاق وطنی، تقسیم قدرت را در نظام سیاسی لبنان امکانپذیر ساخته است، وطن و هویت ملی به طور روزافزون تضعیف شده و هویتهای دیگر (مسیحی، سنی و شیعه) فعال گشتهاند. هویتهایی که قرار بود بر اساس میثاق وطنی، همزیستی مسالمتآمیز و برای توسعه لبنان تلاش و همگرایی داشته باشند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به خون هم تشنهاند و هویتهایشان روزبهروز مرگبارتر از پیش میشود.
این امر، عمدتاً نتیجه غیاب دموکراسی در نظام سیاسی لبنان است که اگر حضور داشت، در بازیهای هویتی جامعه، هویتهای فرقهای، علت و مجالی برای ظهور و بروز نمییافتند، هویت ملی اولویت مییافت و فرقهگرایی در ضعیفترین حالت ممکن قرار میگرفت. اصولاً یکی از مزیتهای دموکراسی و نظامهای دموکراتیک این است که زیاد هویتمحور نیستند و تقابل و برخورد هویتها – حداقل در داخل مرزهای یک کشور – امری چندان رایج نیست.
- اگر مرروی بر وضعیت لبنان و میزان حضور قدرتهای خارجی در این کشور داشته باشیم بهسادگی درمییابیم تقریباً کمتر کشوری در دنیا وجود دارد که سیاستهای خارجی، داخلی و حتی بودجهاش در این حد تابع نظرات و کمکهای مالی، تصمیمگیریهای قدرتهای خارجی و منافع آنها باشد. این امر آنقدر عادی شده است که در دیدار «مکرون» از لبنان، عدهای از مردم طی طوماری خواهان آن میشوند اداره امور لبنان در اختیار فرانسه قرار گیرد. اصولاً گرایشهای واگرایانه در حدی است که هر کدام از هویتهای سهیم و موجود در ساختار قدرت لبنان، به جای تأمین منافع ملی، در اندیشه تأمین منافع قدرتی است که از آن حمایت میکند و سیاستهایی را که از خارج و از سوی قدرتهای منطقهای یا جهانی دیکته میشود، بدون هرگونه رودربایستی اجرا میکنند.
در حقیقت، این وضعیت نیز نتیجه فقدان دموکراسی است که شهروندان مختلف به جای اولویت دادن به منافع ملی، در راستای تأمین منافع کشورهای قدرتمند و حامی خود عمل میکنند و نقش گروه فشار آنها را برعهده میگیرند. اگر در کشور، دموکراسی حاکم باشد و احقاق حقوق اقلیتها و هویتهای متنوع دیگر تضمین شود، بعید است واگرایی و گرایش به قدرتهای خارجی در میان آنها رواج یابد و با انگیزه و اراده قوی در جهت تأمین منافع ملی قدم برمیدارند.
ادامه دارد .....
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
- نکته آخر آنکه در لبنان نهادهای ملی و مستقل که بتوانند خارج از اراده قدرت فرقهها و هویتها تصمیم بگیرند و با فساد مبارزه کنند، شکل نگرفتهاند. در عوض فساد به صورت سیستماتیک در این کشور ریشه دوانده و امکان مبارزه با فساد را بسیار دشوار و حتی غیر ممکن ساخته است. به همین دلیل است که مکرون به صراحت اعلام میکند که نباید کمکهای خارجی به دست فاسدان بیافتد و مطالبه اصلی مردم نیز همین است که فساد ریشهکن شود.
فساد هنگامی ریشهکن میشود که تعهد و تعلق نسبت به سرنوشت ملی اولویت اصلی کسانی باشد که سهمی از قدرت را در اختیار دارند. در لبنان به قدرت به مثابه یک خیر محدود نگریسته میشود، در نتیجه باید هر چه بیشتر و سریعتر از منافع آن بهرهبرداری کرد وگرنه دیگران این کار را انجام میدهند؛ در این رقابت لازم نیست قوانین رسمی و حتی اصول اخلاقی نیز رعایت شود، به همین دلیل، جنگ داخلی، ترور و حذف فیزیکی در دستور کار رقیبان قرار میگیرد.
5. اگر معماران لبنان نوین و میثاق وطنی این نکته را درمییافتند که دموکراسی، ضامن تداوم و بقای سیستم مبتنی بر توزیع و تقسیم قدرت است، امروزه، لبنان با مسائل و مشکلات بسیار کمتری دست به گریبان بود. فرقهگرایی، مداخله قدرتهای خارجی و فساد در این حد وجود نداشت و بیروت همچنان به عنوان عروس خاورمیانه شناخته میشد.
https://t.iss.one/didgaxalid
فساد هنگامی ریشهکن میشود که تعهد و تعلق نسبت به سرنوشت ملی اولویت اصلی کسانی باشد که سهمی از قدرت را در اختیار دارند. در لبنان به قدرت به مثابه یک خیر محدود نگریسته میشود، در نتیجه باید هر چه بیشتر و سریعتر از منافع آن بهرهبرداری کرد وگرنه دیگران این کار را انجام میدهند؛ در این رقابت لازم نیست قوانین رسمی و حتی اصول اخلاقی نیز رعایت شود، به همین دلیل، جنگ داخلی، ترور و حذف فیزیکی در دستور کار رقیبان قرار میگیرد.
5. اگر معماران لبنان نوین و میثاق وطنی این نکته را درمییافتند که دموکراسی، ضامن تداوم و بقای سیستم مبتنی بر توزیع و تقسیم قدرت است، امروزه، لبنان با مسائل و مشکلات بسیار کمتری دست به گریبان بود. فرقهگرایی، مداخله قدرتهای خارجی و فساد در این حد وجود نداشت و بیروت همچنان به عنوان عروس خاورمیانه شناخته میشد.
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
میثاق وطنی و دموکراسی در لبنان
در یادداشت تلگرامی «کابوسهای بیروت تمام نمیشود!» این نکته مورد تأکید قرار گرفت «میثاق وطنی» که بر اساس آن در ساختار سیاسی لبنان توزیع و تقسیم قدرت میان فرقههای دینی مختلف انجام گرفته است، بدون دموکراسی ناکارآمد است و فرقهگرایی، وابستگی به قدرتهای خارجی و فساد از تبعات و عوارض اصلی آن خواهد بود. اگر چه کشور لبنان به علت داشتن سابقه مستعمراتی و تنوع سیاسی – فرهنگی، ظرفیت و زمینه لازم برای دموکراسی را دارد اما پس از حدود هشت دهه از تدوین میثاق وطنی، هنوز با یک جامعه دموکراتیک فاصله فراوان دارد. در این یادداشت، موانع گذار لبنان به دموکراسی مورد بررسی قرار میگیرد:
- یکی از موانع دستیابی لبنان به یک جامعه دموکراتیک آن است که جریانهای سیاسی، فرقهای و احزابی که قدرت بیشتری از دولت دارند، نه تنها از قواعد و قوانین مصوب دولت تبعیت نمیکنند بلکه در بسیاری از موارد آن را دور میزنند یا منویات خود را بر دولت تحمیل میکنند. این احزاب بخش مهمی از اختیارات و کارویژههای دولت را به خود اختصاص داده و اغلب آنها نهادهای موازی که حتی قدرتمندتر از نهادهای حکومتی هستند، ایجاد کردهاند.
برخی از نظریات گذار به دموکراسی به این نکته اشاره میکنند: اگر در جامعهای به طور همزمان، چند گروه رقیب وجود داشته باشند و توازن قوا بهگونهای باشد که نتوانند همدیگر را حذف کنند، در نهایت به قواعد دموکراتیک تن خواهند داد و مجبور به همزیستی با همدیگر خواهند شد. در لبنان نیز گروههای مختلفی وجود دارند که تنش و تعارض فراوانی با هم دارند اما از آن جایی که تاکنون هیچ یک از گروهها نتوانسته است دیگران را حذف کند و به تنهایی بر اریکه قدرت تکیه زند؛ بر این اساس، لبنان، بایستی زمینه لازم برای رسیدن به دموکراسی را داشته باشد. میثاق وطنی نتیجه عملی این تعارض و تنوعی است که در جامعه لبنانی وجود دارد و قرار بر این بوده است که این میثاق، مبنایی باشد برای همزیستی مسالمتآمیز و دموکراتیک فرقهها و طوایف مختلف قومی و مذهبی ساکن لبنان. اما آنچه در واقعیت دیده میشود، فساد، فرقهگرایی و خشونت گسترده است که نشان میدهد این کشور نتوانسته است قواعد و اصول دموکراتیک را در جامعه و در نظام سیاسی نهادینه و اجرا کند.
یکی از علل اصلی این وضعیت آن است که بیشتر جریانهای سیاسی فعال در لبنان، گروههای شبهنظامی خاص خود را دارند و با این کار، مهمترین کارکرد دولت را که انحصار کاربرد زور و اجبار است از آن گرفتهاند؛ از این رو، به جای دولت حداقلی که فضا را برای جامعه مدنی باز و فراهم میکند و برای نهادینهسازی دموکراسی ضروری است، دولتی ضعیف شکل میگیرد که نمیتواند احزاب و فرقههای مختلف را وادار به پیروی از برنامهها و مصوبات خود کند. این وضعیت در سیاست و روابط خارجی جریانهای سیاسی نیز وجود دارد، به گونهای که هر کدام از این جریانها، بدون هماهنگی با دولت مرکزی، به طور مستقل و حتی بدون توجه به منافع ملی، روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را با کشورهای خارجی تنظیم میکنند؛ در مقابل، برخی از کشورهای خارجی نیز بدون هماهنگی با دولت مرکزی با جریانهای سیاسی فعال در لبنان رابطه گسترده و چندجانبه دارند و از طریق آنان منافع خود را پیگیری میکنند.
در چنین وضعیتی، احتمال این که به تدریج قواعد و نهادهای دموکراتیک شکل بگیرند بسیار دشوار و بعید است و اگر صلحی برقرار گردد بدون تردید «صلح مسلح» است و هر آن احتمال دارد به جنگی خونین تبدیل شود.
- از نظر «پاتنام» دو نوع سرمایه اجتماعی وجود دارد: سرمایه اجتماعی درونگروهی که بر پایه پیوندهای قوی میان افراد شکل میگیرد و سرمایه اجتماعی برونگروهی که پیوندهای ضعیف مبنای همکاری و مشارکت افراد در امور جمعی است. از نظر وی، سرمایه اجتماعی درونگروهی، مانع گسترش دموکراسی میشود، در مقابل سرمایه اجتماعی برونگروهی با دموکراسی، همخوانی و سازگاری بیشتری دارد.
میثاق وطنی در لبنان بیش از آن که منجر به تقویت سرمایه اجتماعی برونگروهی و اعتماد عام در سطح ملی شود به رواج سرمایه اجتماعی درونگروهی که تعصب نسبت به باورها و ارزشهای گروه و بدبینی نسبت به دیگران را به همراه دارد، منجر شده است. در نتیجه گسترش این نوع از سرمایه اجتماعی، سیاستهای حامیپروری، رانت، استفاده از قدرت سیاسی و گروههای شبهنظامی برای حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود در تمامی فرقهها و جریانهای سیاسی لبنان رواج یافته و هر کدام تلاش میکند پیوندهای قوی و مستحکمی را در میان اعضای خود برقرار سازد. این وضعیت بههیچ وجه در راستای تقویت مبانی دموکراسی نیست و آسیبهای جدی را متوجه آن میکند.
ادامه دارد ....
https://t.iss.one/didgaxalid
در یادداشت تلگرامی «کابوسهای بیروت تمام نمیشود!» این نکته مورد تأکید قرار گرفت «میثاق وطنی» که بر اساس آن در ساختار سیاسی لبنان توزیع و تقسیم قدرت میان فرقههای دینی مختلف انجام گرفته است، بدون دموکراسی ناکارآمد است و فرقهگرایی، وابستگی به قدرتهای خارجی و فساد از تبعات و عوارض اصلی آن خواهد بود. اگر چه کشور لبنان به علت داشتن سابقه مستعمراتی و تنوع سیاسی – فرهنگی، ظرفیت و زمینه لازم برای دموکراسی را دارد اما پس از حدود هشت دهه از تدوین میثاق وطنی، هنوز با یک جامعه دموکراتیک فاصله فراوان دارد. در این یادداشت، موانع گذار لبنان به دموکراسی مورد بررسی قرار میگیرد:
- یکی از موانع دستیابی لبنان به یک جامعه دموکراتیک آن است که جریانهای سیاسی، فرقهای و احزابی که قدرت بیشتری از دولت دارند، نه تنها از قواعد و قوانین مصوب دولت تبعیت نمیکنند بلکه در بسیاری از موارد آن را دور میزنند یا منویات خود را بر دولت تحمیل میکنند. این احزاب بخش مهمی از اختیارات و کارویژههای دولت را به خود اختصاص داده و اغلب آنها نهادهای موازی که حتی قدرتمندتر از نهادهای حکومتی هستند، ایجاد کردهاند.
برخی از نظریات گذار به دموکراسی به این نکته اشاره میکنند: اگر در جامعهای به طور همزمان، چند گروه رقیب وجود داشته باشند و توازن قوا بهگونهای باشد که نتوانند همدیگر را حذف کنند، در نهایت به قواعد دموکراتیک تن خواهند داد و مجبور به همزیستی با همدیگر خواهند شد. در لبنان نیز گروههای مختلفی وجود دارند که تنش و تعارض فراوانی با هم دارند اما از آن جایی که تاکنون هیچ یک از گروهها نتوانسته است دیگران را حذف کند و به تنهایی بر اریکه قدرت تکیه زند؛ بر این اساس، لبنان، بایستی زمینه لازم برای رسیدن به دموکراسی را داشته باشد. میثاق وطنی نتیجه عملی این تعارض و تنوعی است که در جامعه لبنانی وجود دارد و قرار بر این بوده است که این میثاق، مبنایی باشد برای همزیستی مسالمتآمیز و دموکراتیک فرقهها و طوایف مختلف قومی و مذهبی ساکن لبنان. اما آنچه در واقعیت دیده میشود، فساد، فرقهگرایی و خشونت گسترده است که نشان میدهد این کشور نتوانسته است قواعد و اصول دموکراتیک را در جامعه و در نظام سیاسی نهادینه و اجرا کند.
یکی از علل اصلی این وضعیت آن است که بیشتر جریانهای سیاسی فعال در لبنان، گروههای شبهنظامی خاص خود را دارند و با این کار، مهمترین کارکرد دولت را که انحصار کاربرد زور و اجبار است از آن گرفتهاند؛ از این رو، به جای دولت حداقلی که فضا را برای جامعه مدنی باز و فراهم میکند و برای نهادینهسازی دموکراسی ضروری است، دولتی ضعیف شکل میگیرد که نمیتواند احزاب و فرقههای مختلف را وادار به پیروی از برنامهها و مصوبات خود کند. این وضعیت در سیاست و روابط خارجی جریانهای سیاسی نیز وجود دارد، به گونهای که هر کدام از این جریانها، بدون هماهنگی با دولت مرکزی، به طور مستقل و حتی بدون توجه به منافع ملی، روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را با کشورهای خارجی تنظیم میکنند؛ در مقابل، برخی از کشورهای خارجی نیز بدون هماهنگی با دولت مرکزی با جریانهای سیاسی فعال در لبنان رابطه گسترده و چندجانبه دارند و از طریق آنان منافع خود را پیگیری میکنند.
در چنین وضعیتی، احتمال این که به تدریج قواعد و نهادهای دموکراتیک شکل بگیرند بسیار دشوار و بعید است و اگر صلحی برقرار گردد بدون تردید «صلح مسلح» است و هر آن احتمال دارد به جنگی خونین تبدیل شود.
- از نظر «پاتنام» دو نوع سرمایه اجتماعی وجود دارد: سرمایه اجتماعی درونگروهی که بر پایه پیوندهای قوی میان افراد شکل میگیرد و سرمایه اجتماعی برونگروهی که پیوندهای ضعیف مبنای همکاری و مشارکت افراد در امور جمعی است. از نظر وی، سرمایه اجتماعی درونگروهی، مانع گسترش دموکراسی میشود، در مقابل سرمایه اجتماعی برونگروهی با دموکراسی، همخوانی و سازگاری بیشتری دارد.
میثاق وطنی در لبنان بیش از آن که منجر به تقویت سرمایه اجتماعی برونگروهی و اعتماد عام در سطح ملی شود به رواج سرمایه اجتماعی درونگروهی که تعصب نسبت به باورها و ارزشهای گروه و بدبینی نسبت به دیگران را به همراه دارد، منجر شده است. در نتیجه گسترش این نوع از سرمایه اجتماعی، سیاستهای حامیپروری، رانت، استفاده از قدرت سیاسی و گروههای شبهنظامی برای حفظ منافع سیاسی و اقتصادی خود در تمامی فرقهها و جریانهای سیاسی لبنان رواج یافته و هر کدام تلاش میکند پیوندهای قوی و مستحکمی را در میان اعضای خود برقرار سازد. این وضعیت بههیچ وجه در راستای تقویت مبانی دموکراسی نیست و آسیبهای جدی را متوجه آن میکند.
ادامه دارد ....
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
- پوپر در مقام مقایسه کشورهای سنتی و مدرن به نکته دقیقی اشاره میکند؛ وی میگوید تفاوت این کشورها در آن است که در کشورهای سنتی، دغدغه و مسئله اصلی این است که چه کسی حکومت کند اما در کشورهای مدرن مسئله، چگونه حکومت کردن است.
میثاق وطنی لبنان از این جهت نیز مانع گسترش و نهادینه شدن دموکراسی است. در واقع مبنای توزیع قدرت در این میثاق آن است که چه کسی حکومت کند نه آنکه چگونه حکومت اداره گردد. بدین ترتیب، افراد برای تصدی پستهای سیاسی، بیش از آنکه نیاز به کسب شایستگی و تخصص داشته باشند باید متعلق و وابسته به / در خدمت یک جریان سیاسی باشند. به عبارت دیگر، آنچه بر اساس میثاق وطنی اهمیت یافته است ویژگیها و هویت انتسابی افراد است که در دستیابی به نقشهای سیاسی دارای اولویت است. در حالی که در فرایند دموکراتیزاسیون این معادله برعکس میشود و شایستگی و تخصص از اهمیت و اولویت برخوردار میگردد.
https://t.iss.one/didgaxalid
میثاق وطنی لبنان از این جهت نیز مانع گسترش و نهادینه شدن دموکراسی است. در واقع مبنای توزیع قدرت در این میثاق آن است که چه کسی حکومت کند نه آنکه چگونه حکومت اداره گردد. بدین ترتیب، افراد برای تصدی پستهای سیاسی، بیش از آنکه نیاز به کسب شایستگی و تخصص داشته باشند باید متعلق و وابسته به / در خدمت یک جریان سیاسی باشند. به عبارت دیگر، آنچه بر اساس میثاق وطنی اهمیت یافته است ویژگیها و هویت انتسابی افراد است که در دستیابی به نقشهای سیاسی دارای اولویت است. در حالی که در فرایند دموکراتیزاسیون این معادله برعکس میشود و شایستگی و تخصص از اهمیت و اولویت برخوردار میگردد.
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
💫 چاپکراوی نوێ
📘ناساندنی کتێبی «خەییامی هەژارانە»
📚ناسنامەی کتێب: «خەییامی هەژارانە؛ چوارینە فارسی و کوردییەکانی خەییام و هەژار»، لێکۆڵینەوەی #سەلاحەددین_ئاشتی، چاپەمەنی مادیار، سنە ۱۳۹۹.
▫️ئەو زەمانەی خەییام زاتی کردووە بیر لە داهاتن و خوڵقان و نەهێنییەکانی جیهان بکاتەوە و بە دڕدۆنگی و سەرسوڕمانەوە لە کاری کاولەدنیا بڕوانێ، بێگومان تانوپۆی بیری تەسک و کەمهەوێن و زلکوێرانە بۆ شێوازی دینداری و خوداناسی، سەرپاکی جەغزی ژیانی داگرتووە. کە وا نەبووبا، #خەییام هەر لە سەردەمی خۆیدا بەڕاشکاوی بۆچوونەکانی دەردەبڕین و حەشاری نەدەدان و تەنیا لە حوجرەی فەقێیان لای جێباوەڕانی بە سرتە نەیدەدرکاندن.
▫️ئەم پرسیارانەی ورووژاندوونی و ئەو "بۆ" گەورانەی لە چوارچێوەی چەند چوارینەیەکدا کردوونی بە هەوێنی ڕوانینی فەلسەفییانەی بۆ وەرگرتنەوەی وڵامەکانی، گۆمی بە ڕووکەش مەندی دین پێیان شڵەقاوە و زریکەی بە ڕواڵەتپەرستان کردووە...
▫️ئەم بیر و ڕوانینە لە ئەندەروونی ئادەمیدا وا ڕیشەدار دەرکەوتووە، کە دواتر هەرچی هاتووە و ئەم شکە فەلسەفییەی بەدڵەوە لکاوە، مادامێکی چێژەی وێژەی بووبێ، چوارینەیەکی نزیک لەم ڕوانگەیەی داوەتە پاڵ خەییام و مەبەستێکی بە زمانییەوە هەڵبەستووە، بۆیە دیمەنگایەکی سەیر و ناتەبا و ناهاوسەنگ و نایەکدەنگ بەدی هاتووە!
▫️لە دەقی ئەم کتێبەی"خەییامی هەژارانە"دا، هەوڵ دراوە ئەوەندەی دەگونجێ تەپوتۆزی ئەم گرێیە لەسەر ماکی سەرەکی لابدرێ. کتێبەکەش هەر بۆیە ناوی هەژارانەیە نەک خەییامانە تا لای خوێنەری کورد ڕوون بێ کە "هەژار"یش وەکوو بەرەکانی ڕابردوو، گەلێک لە بۆچوونەکانی خۆی تێکەڵ کردووە و هەم بە باری زمان و هەم نێوەرۆکدا ڕەنگی خۆی لێ هەڵپڕژاندووە. ئەمە بەم مانایە نییە #هەژار دەرەقەتی وەرگێڕانی چوارینە بە ڕەسەن گیراوەکان نەهاتبێ، بەپێچەوانە سەرەڕای سەرکەوتنی، چی هەیە و نییە با ئی خەییامیش نەبووبێ، تێکیهەڵشێلاون و حەوترینگەیەکی خۆماڵییانەی پێ ساز کردوون و ئەمەش باس و بابەتێکی تایبەتە.
▫️لەم چاپە تازە ڕێک و جێسەرنجەی وەشانخانەی #مادیاردا، کە دەبێتە چاپی پێنجەم و بۆ ئەم ناوەندە چاپی یەکەمە، چی وردەکاریی ڕێنووسی و ڕێزمانییە وەبەرچاو گیراوە و وێڕای دۆزرانەوەی هاوتای یەک لەو حەوت چوارینە کوردییەی فارسییەکەیان نەدۆزرابوویەوە، چەندین تێبینیی تازەش خراونە بەردەست.
▫️ئەم کارە کە بە لێکۆڵینەوەیەکی سەردەمییانە ناسراوە، لەلایەکەوە دەکەوێتە خانەی ئەدەبی بەراوردکاری و لەلایەکی دیکەشەوە کارێکە بۆ پێکەوە هەڵسەنگاندنی شێخ #سەلام و #گۆران و #کامەران_بەدرخان و #هەژار لە ڕووبەری زمانێکدا و هەنگاوێکە بۆ گەشە و نەشەی وێژەی کوردی.
▫️لەسەر بەرگی پشتەوەی ئەم کتێبەدا هاتووە: مێژووی وەرگێڕانی چوارینەکانی خەیام لە زمانی فارسییەوە بۆ زمانەکانیتر به هەوڵدانی #ئێدوارد_فیتز_جڕاڵدەوە لە ساڵی ۱۸۵۹ دەست پێدەکا. تەشەنەی وەرگێڕانی چوارینەکان بۆ زمانەکانی تری وەک کوردی، فەرەنسی، ئاڵمانی و عەرەبیش نیشاندەری پێشوازی کردنی خوێنەران لە واتایەکە لە ژیان کە خەییام تێیگەیشتووە. #کامران_عالی_بەدرخان لەناو کوردا وەک یەکەم کەس چوارینەکانی خەییامی کردووە بە کوردی و دوای ئەو شێخ #سەلام و دواتر مامۆستا #گۆران ئەم ڕێگایەیان بڕیوە، تاکوو گەیوەتە مامۆستا هەژار؛ ئەویش بە وەرگێڕانی چوارینەکان، ئەم ڕەوتەی لە ڕووی جوانیناسی و ناواخن و کەشی شێعرەکان گەیاندۆتە لووتکەی خۆی. ئەم بەرهەمە تەنیا نووسینەوەی چوارینەکانی خەییام نییە بە کوردی، بەڵکوو نووسەر بە هەوڵی بێوچانی خۆی وەرگێڕانەکانی هەر چوار شاعیری گەورەی کوردی لە خەییام بە لایەنی جیاوازی تەکنیکی و شێعرییەوە بەراورد و شیکردۆتەوە. جیهانی چوارینەکانی ئەم کتێبە جیهانێکی سەیرە و هەر سازەی لە ئاوازێکەوە ئەژەنێ، بەڵام ئەوەی گرینگە زاڵبوونی زایەڵەی ئەو ئانتۆلۆژیایە لە ژیانە کە پێویستە بێ خەم بژین، خۆش بژین، کە دوای مەرگی ئێمەش ڕۆژ و شەو و مانگ و ساڵ بێپسانەوە دێن و دەچن.
🔻 لە بەشێکی کتێبەکەدا هاتووە:
١. #هەژار:
خەو بەسیە، بەیانە، هەستە چاوکاڵی شەپاڵ!
گفتێکی شیرین بکە مەزەی بادەی تاڵ!
کاروانی ژیان دەئاژوێ ڕوو بە نەمان،
هاکا من و تۆش دەبینەوە خەون و خەیاڵ
٢. #خەییام:
وقتِ سحر است، خیز ای مایهٔ ناز!
نرمک نرمک، باده خور و چنگ نواز؛
کاینها که بجایند، نپایند دراز؛
و آنها که شدند کس نمیآید باز!
۳. #کامران_بەدرخان:
سپێدەیە، ڕابە هۆ گەوهەرێ ناز!
نەرمنەرم، شەرابێ ڤەخوە ب نای و ساز!
ئێن د خەوێدە ڤەشارتینە، زانین
ژ ئێن بۆری، کەس ڤەناگەرە، چوون بێئاواز!
🎧 داگرتنی فایلی دەنگی
🔻درێژەی بابەت... (Zêdetir Bixwîne)
🌐 https://kurdishbookhouse.com/ku/100-381/
#اختصاصی_خانه_کتاب_کردی
■ بە کانال "خانهٔ کتاب كُردی" بپیوندید:
▪️ @kurdishbookhouse
🌎 پایگاه خبری خانهٔ کتاب كُردی
📘ناساندنی کتێبی «خەییامی هەژارانە»
📚ناسنامەی کتێب: «خەییامی هەژارانە؛ چوارینە فارسی و کوردییەکانی خەییام و هەژار»، لێکۆڵینەوەی #سەلاحەددین_ئاشتی، چاپەمەنی مادیار، سنە ۱۳۹۹.
▫️ئەو زەمانەی خەییام زاتی کردووە بیر لە داهاتن و خوڵقان و نەهێنییەکانی جیهان بکاتەوە و بە دڕدۆنگی و سەرسوڕمانەوە لە کاری کاولەدنیا بڕوانێ، بێگومان تانوپۆی بیری تەسک و کەمهەوێن و زلکوێرانە بۆ شێوازی دینداری و خوداناسی، سەرپاکی جەغزی ژیانی داگرتووە. کە وا نەبووبا، #خەییام هەر لە سەردەمی خۆیدا بەڕاشکاوی بۆچوونەکانی دەردەبڕین و حەشاری نەدەدان و تەنیا لە حوجرەی فەقێیان لای جێباوەڕانی بە سرتە نەیدەدرکاندن.
▫️ئەم پرسیارانەی ورووژاندوونی و ئەو "بۆ" گەورانەی لە چوارچێوەی چەند چوارینەیەکدا کردوونی بە هەوێنی ڕوانینی فەلسەفییانەی بۆ وەرگرتنەوەی وڵامەکانی، گۆمی بە ڕووکەش مەندی دین پێیان شڵەقاوە و زریکەی بە ڕواڵەتپەرستان کردووە...
▫️ئەم بیر و ڕوانینە لە ئەندەروونی ئادەمیدا وا ڕیشەدار دەرکەوتووە، کە دواتر هەرچی هاتووە و ئەم شکە فەلسەفییەی بەدڵەوە لکاوە، مادامێکی چێژەی وێژەی بووبێ، چوارینەیەکی نزیک لەم ڕوانگەیەی داوەتە پاڵ خەییام و مەبەستێکی بە زمانییەوە هەڵبەستووە، بۆیە دیمەنگایەکی سەیر و ناتەبا و ناهاوسەنگ و نایەکدەنگ بەدی هاتووە!
▫️لە دەقی ئەم کتێبەی"خەییامی هەژارانە"دا، هەوڵ دراوە ئەوەندەی دەگونجێ تەپوتۆزی ئەم گرێیە لەسەر ماکی سەرەکی لابدرێ. کتێبەکەش هەر بۆیە ناوی هەژارانەیە نەک خەییامانە تا لای خوێنەری کورد ڕوون بێ کە "هەژار"یش وەکوو بەرەکانی ڕابردوو، گەلێک لە بۆچوونەکانی خۆی تێکەڵ کردووە و هەم بە باری زمان و هەم نێوەرۆکدا ڕەنگی خۆی لێ هەڵپڕژاندووە. ئەمە بەم مانایە نییە #هەژار دەرەقەتی وەرگێڕانی چوارینە بە ڕەسەن گیراوەکان نەهاتبێ، بەپێچەوانە سەرەڕای سەرکەوتنی، چی هەیە و نییە با ئی خەییامیش نەبووبێ، تێکیهەڵشێلاون و حەوترینگەیەکی خۆماڵییانەی پێ ساز کردوون و ئەمەش باس و بابەتێکی تایبەتە.
▫️لەم چاپە تازە ڕێک و جێسەرنجەی وەشانخانەی #مادیاردا، کە دەبێتە چاپی پێنجەم و بۆ ئەم ناوەندە چاپی یەکەمە، چی وردەکاریی ڕێنووسی و ڕێزمانییە وەبەرچاو گیراوە و وێڕای دۆزرانەوەی هاوتای یەک لەو حەوت چوارینە کوردییەی فارسییەکەیان نەدۆزرابوویەوە، چەندین تێبینیی تازەش خراونە بەردەست.
▫️ئەم کارە کە بە لێکۆڵینەوەیەکی سەردەمییانە ناسراوە، لەلایەکەوە دەکەوێتە خانەی ئەدەبی بەراوردکاری و لەلایەکی دیکەشەوە کارێکە بۆ پێکەوە هەڵسەنگاندنی شێخ #سەلام و #گۆران و #کامەران_بەدرخان و #هەژار لە ڕووبەری زمانێکدا و هەنگاوێکە بۆ گەشە و نەشەی وێژەی کوردی.
▫️لەسەر بەرگی پشتەوەی ئەم کتێبەدا هاتووە: مێژووی وەرگێڕانی چوارینەکانی خەیام لە زمانی فارسییەوە بۆ زمانەکانیتر به هەوڵدانی #ئێدوارد_فیتز_جڕاڵدەوە لە ساڵی ۱۸۵۹ دەست پێدەکا. تەشەنەی وەرگێڕانی چوارینەکان بۆ زمانەکانی تری وەک کوردی، فەرەنسی، ئاڵمانی و عەرەبیش نیشاندەری پێشوازی کردنی خوێنەران لە واتایەکە لە ژیان کە خەییام تێیگەیشتووە. #کامران_عالی_بەدرخان لەناو کوردا وەک یەکەم کەس چوارینەکانی خەییامی کردووە بە کوردی و دوای ئەو شێخ #سەلام و دواتر مامۆستا #گۆران ئەم ڕێگایەیان بڕیوە، تاکوو گەیوەتە مامۆستا هەژار؛ ئەویش بە وەرگێڕانی چوارینەکان، ئەم ڕەوتەی لە ڕووی جوانیناسی و ناواخن و کەشی شێعرەکان گەیاندۆتە لووتکەی خۆی. ئەم بەرهەمە تەنیا نووسینەوەی چوارینەکانی خەییام نییە بە کوردی، بەڵکوو نووسەر بە هەوڵی بێوچانی خۆی وەرگێڕانەکانی هەر چوار شاعیری گەورەی کوردی لە خەییام بە لایەنی جیاوازی تەکنیکی و شێعرییەوە بەراورد و شیکردۆتەوە. جیهانی چوارینەکانی ئەم کتێبە جیهانێکی سەیرە و هەر سازەی لە ئاوازێکەوە ئەژەنێ، بەڵام ئەوەی گرینگە زاڵبوونی زایەڵەی ئەو ئانتۆلۆژیایە لە ژیانە کە پێویستە بێ خەم بژین، خۆش بژین، کە دوای مەرگی ئێمەش ڕۆژ و شەو و مانگ و ساڵ بێپسانەوە دێن و دەچن.
🔻 لە بەشێکی کتێبەکەدا هاتووە:
١. #هەژار:
خەو بەسیە، بەیانە، هەستە چاوکاڵی شەپاڵ!
گفتێکی شیرین بکە مەزەی بادەی تاڵ!
کاروانی ژیان دەئاژوێ ڕوو بە نەمان،
هاکا من و تۆش دەبینەوە خەون و خەیاڵ
٢. #خەییام:
وقتِ سحر است، خیز ای مایهٔ ناز!
نرمک نرمک، باده خور و چنگ نواز؛
کاینها که بجایند، نپایند دراز؛
و آنها که شدند کس نمیآید باز!
۳. #کامران_بەدرخان:
سپێدەیە، ڕابە هۆ گەوهەرێ ناز!
نەرمنەرم، شەرابێ ڤەخوە ب نای و ساز!
ئێن د خەوێدە ڤەشارتینە، زانین
ژ ئێن بۆری، کەس ڤەناگەرە، چوون بێئاواز!
🎧 داگرتنی فایلی دەنگی
🔻درێژەی بابەت... (Zêdetir Bixwîne)
🌐 https://kurdishbookhouse.com/ku/100-381/
#اختصاصی_خانه_کتاب_کردی
■ بە کانال "خانهٔ کتاب كُردی" بپیوندید:
▪️ @kurdishbookhouse
🌎 پایگاه خبری خانهٔ کتاب كُردی
چه کسانی را کشتهاید؟
- به لحاظ جامعهشناختی «نام»هایی که برای فرزندان انتخاب میشود، نشانههایی از آرمانها، ارزشها، جایگاه و پایگاه اجتماعی خانوادهها هستند. در سطح خُرد، نام فرزند از آرزوهایی حکایت میکند که والدین امیدوارند فرزندشان در آینده بدانها برسد.
- در خبرها آمده است چهار کولبر در شهرهای سردشت و پیرانشهر جان باختهاند. وقتی به نامهای جانباختگان نگاه و بخواهیم به لحاظ جامعهشناختی آن را تحلیل کنیم درمییابیم چه آرمانهایی در آن خانوادهها وجود داشته است و چه آرزوهایی را برای فرزندان خود در سر پروراندهاند. «زانست» به معنای دانش است و به محل دانش و دانشگاه «زانکۆ» گفته میشود. زانست و زانکۆ دو نفر از کولبرانی هستند که امروز در سردشت جان باختهاند؛ نفر سوم «سروش» و چهارمین کولبری که جان باخته است، «جلال» نام دارد.
- این فرزندان به دنیا نیامدهاند که کولبری کنند، از اسامی آنها پیداست جایگاه و پایگاه اجتماعی خانوادهها، ارزشها، آرمانها و آرزوهایی که داشتهاند با علم و دانش عجین بوده، از این رو، به جای کولبری، میبایست امکاناتی برایشان فراهم میشد تا در دانشگاه به تحصیل بپردازند و در امنیت و عزت زندگی کنند؛ نه اینکه در بدترین شرایط ممکن به دشوارترین شیوه در پی تأمین معاش باشند و مظلومانه کشته شوند.
https://t.iss.one/didgaxalid
- به لحاظ جامعهشناختی «نام»هایی که برای فرزندان انتخاب میشود، نشانههایی از آرمانها، ارزشها، جایگاه و پایگاه اجتماعی خانوادهها هستند. در سطح خُرد، نام فرزند از آرزوهایی حکایت میکند که والدین امیدوارند فرزندشان در آینده بدانها برسد.
- در خبرها آمده است چهار کولبر در شهرهای سردشت و پیرانشهر جان باختهاند. وقتی به نامهای جانباختگان نگاه و بخواهیم به لحاظ جامعهشناختی آن را تحلیل کنیم درمییابیم چه آرمانهایی در آن خانوادهها وجود داشته است و چه آرزوهایی را برای فرزندان خود در سر پروراندهاند. «زانست» به معنای دانش است و به محل دانش و دانشگاه «زانکۆ» گفته میشود. زانست و زانکۆ دو نفر از کولبرانی هستند که امروز در سردشت جان باختهاند؛ نفر سوم «سروش» و چهارمین کولبری که جان باخته است، «جلال» نام دارد.
- این فرزندان به دنیا نیامدهاند که کولبری کنند، از اسامی آنها پیداست جایگاه و پایگاه اجتماعی خانوادهها، ارزشها، آرمانها و آرزوهایی که داشتهاند با علم و دانش عجین بوده، از این رو، به جای کولبری، میبایست امکاناتی برایشان فراهم میشد تا در دانشگاه به تحصیل بپردازند و در امنیت و عزت زندگی کنند؛ نه اینکه در بدترین شرایط ممکن به دشوارترین شیوه در پی تأمین معاش باشند و مظلومانه کشته شوند.
https://t.iss.one/didgaxalid
Telegram
دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی
خالید تەوەکولی
Forwarded from اندیشه ناب
معتقد شدن راحت تر
از #متفکر شدن است ؛
از اين رو #معتقدان بسيار
بيشتر از متفکران اند ...!
#بروس_کالورت
🆔 @andisheh_naab12
از #متفکر شدن است ؛
از اين رو #معتقدان بسيار
بيشتر از متفکران اند ...!
#بروس_کالورت
🆔 @andisheh_naab12
Forwarded from مخفیگاه
علم بود و نه دین که به بشر آموخت که چیزها پیچیدهاند و درکشان آسان نیست ...
#امیل_دورکیم
کتاب: صور بنیانی حیان دینی
ترجمه: باقر پرهام
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
#امیل_دورکیم
کتاب: صور بنیانی حیان دینی
ترجمه: باقر پرهام
کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
نگاهی انتقادی به برنامهریزیهای توسعه که در چند دهه گذشته اجرایی شدهاند نشان میدهد، برای جامعه ما، توسعه تبدیل به امری ناممکن و دستنیافتنی شده است. بدین معنی که تمامی شاخصهای توسعه، وضعیت مناسب و خوبی را به نمایش نمیگذارند. با این اوصاف این پرسش پیش میآید که چرا توسعه ممکن و میسر نمیشود؟
یکی از پاسخها میتواند این باشد: از همه امکانات و سرمایههای جامعه که در مناطق مختلف وجود دارند، بهره گرفته نمیشود. اگر این نکته را بپذیریم آنگاه باید در پی پاسخ به این پرسش باشیم که چرا از ظرفیتهای مناطق مختلف کشور برای دستیابی به توسعه بهره گرفته نمیشود. این نوشتار، تلاش میکند تا به این پرسش پاسخ و موانع توسعه منطقهای را مورد بررسی قرار دهد.
- توسعه به معنای عام و توسعه منطقهای در معنای خاص آن ارتباط وثیق و وسیعی با جهتگیری و آرمانهای سیاسی دارند. این که مبنای توسعه چه باشد، از چه ظرفیتهایی استفاده شود، از کجا آغاز شود و به کجا ختم گردد، آرمانهای سیاسی نقش تعیینکنندهای خواهند داشت.
گاهی برای یک نظام سیاسی، توسعه در اولویت قرار دارد، در نتیجه تمامی اجزای نظام در جهت رسیدن به توسعه عمل میکنند؛ اما در برخی دیگر از نظامهای سیاسی، توسعه، حداکثر وسیله و ابزاری است که امکان رسیدن به اهداف و آرمانهای دیگر را مهیا میسازد. برای نمونه اگر آرمان سیاسی یک حکومت، تثبیت و تقویت ایدئولوژیهای دینی، سیاسی، هویت ملی و ناسیونالیسم باشد و از توسعه به مثابه ابزاری درجه دوم برای نیل این اهداف بهره ببرد آنگاه ممکن است فرایند رسیدن به توسعه با اختلال مواجه شود. این مسئله و اختلال زمانی دوچندان میشود که هویت ملی، ناسیونالیسم یا ایدئولوژیهای مختلف، تنوع موجود در جامعه را نادیده بگیرند و بر فعالسازی یکی از هویتهای فروملی در قامت هویت ملی تأکید بورزند.
برجستهسازی و برساختن هویت ملی و ناسیونالیسمی که تنوع و تکثرهای اجتماعی را مبنای خود قرار ندهد، از دو جهت میتواند برای توسعه مانع ایجاد کند:
1. یکی از نتایج ناخواسته ناسیونالیسم تمرکزگرا، ظهور و فعال شدن هویتهای رقیب است، هویتهایی که در مقابل هویت مسلط، مقاومت میکنند و برنامههای تمرکزگرایانه ناسیونالیسم را با ناکامی مواجه میسازند. در واقع، ناسیونالیسم بیش از هر چیز خود را دشمن واگرایی نشان میدهد و به شیوههای مختلف تلاش میکند هویت مطلوب خویش را در میان آحاد جامعه برقرار و مسلط سازد، از این رو اگر با هویتی رقیب و مقاومت آن روبهرو شود، به احتمال زیاد از توسعه بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند تا مقاومت هویتی را در هم بشکند.
برنامههای توسعه در این حالت از مرکز و به وسیله کارشناسانی تدوین میگردد که نیازهای مرکز را در اولویت قرار میدهند، قرائت خاص خود را از توسعه دارند و احتمالاً با نیازها و وضعیت فرهنگی، اقتصادی و ... مردم آشنا نیستند، به همین دلیل در دستیابی به توسعه توفیق چندانی کسب نمیکنند. حالت دیگری نیز وجود دارد و آن این است که تمرکزگرایی منجر به رواج تبعیض و محرومسازی هویتهای دیگر شود. هراس از واگرایی و حاشیههراسی همواره نظامهای سیاسی مبتنی بر ناسیونالیسم و هویتهای ملی ملی تمرکزگرا را بر آن میدارد که مناطق حاشیهای را از سرمایهگذاریهای اساسی در زیرساختها، طرحهای عمرانی و اقتصادی کلان محروم نمایند تا مبادا از رهگذر توسعه، واگرایی گسترش یابد و در آیندهای نامعلوم، سرمایهگذاریها بههدر روند.
2. تردیدی نیست هر منطقه فرهنگی / جغرافیایی واجد ظرفیتها و استعدادهای منحصر به فرد و خاص خویش است که اگر پرورش یابند و برنامهریزی درستی اعمال شود، میتوانند راه رسیدن به توسعه را هموار سازند. هراس از واگرایی، دخالت ایدئولوژی و عوامل غیراقتصادی در اقتصاد از یک سو و تمرکزگرایی از سوی دیگر موجب میشود بسیاری از پتانسیلهای موجود در جامعه و مزیتهای نسبی مناطق مختلف نادیده گرفته شوند و هزینههای فراوانی بر اقتصاد و فرایند تولید وارد شود.
@didgaxalid
یکی از پاسخها میتواند این باشد: از همه امکانات و سرمایههای جامعه که در مناطق مختلف وجود دارند، بهره گرفته نمیشود. اگر این نکته را بپذیریم آنگاه باید در پی پاسخ به این پرسش باشیم که چرا از ظرفیتهای مناطق مختلف کشور برای دستیابی به توسعه بهره گرفته نمیشود. این نوشتار، تلاش میکند تا به این پرسش پاسخ و موانع توسعه منطقهای را مورد بررسی قرار دهد.
- توسعه به معنای عام و توسعه منطقهای در معنای خاص آن ارتباط وثیق و وسیعی با جهتگیری و آرمانهای سیاسی دارند. این که مبنای توسعه چه باشد، از چه ظرفیتهایی استفاده شود، از کجا آغاز شود و به کجا ختم گردد، آرمانهای سیاسی نقش تعیینکنندهای خواهند داشت.
گاهی برای یک نظام سیاسی، توسعه در اولویت قرار دارد، در نتیجه تمامی اجزای نظام در جهت رسیدن به توسعه عمل میکنند؛ اما در برخی دیگر از نظامهای سیاسی، توسعه، حداکثر وسیله و ابزاری است که امکان رسیدن به اهداف و آرمانهای دیگر را مهیا میسازد. برای نمونه اگر آرمان سیاسی یک حکومت، تثبیت و تقویت ایدئولوژیهای دینی، سیاسی، هویت ملی و ناسیونالیسم باشد و از توسعه به مثابه ابزاری درجه دوم برای نیل این اهداف بهره ببرد آنگاه ممکن است فرایند رسیدن به توسعه با اختلال مواجه شود. این مسئله و اختلال زمانی دوچندان میشود که هویت ملی، ناسیونالیسم یا ایدئولوژیهای مختلف، تنوع موجود در جامعه را نادیده بگیرند و بر فعالسازی یکی از هویتهای فروملی در قامت هویت ملی تأکید بورزند.
برجستهسازی و برساختن هویت ملی و ناسیونالیسمی که تنوع و تکثرهای اجتماعی را مبنای خود قرار ندهد، از دو جهت میتواند برای توسعه مانع ایجاد کند:
1. یکی از نتایج ناخواسته ناسیونالیسم تمرکزگرا، ظهور و فعال شدن هویتهای رقیب است، هویتهایی که در مقابل هویت مسلط، مقاومت میکنند و برنامههای تمرکزگرایانه ناسیونالیسم را با ناکامی مواجه میسازند. در واقع، ناسیونالیسم بیش از هر چیز خود را دشمن واگرایی نشان میدهد و به شیوههای مختلف تلاش میکند هویت مطلوب خویش را در میان آحاد جامعه برقرار و مسلط سازد، از این رو اگر با هویتی رقیب و مقاومت آن روبهرو شود، به احتمال زیاد از توسعه بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند تا مقاومت هویتی را در هم بشکند.
برنامههای توسعه در این حالت از مرکز و به وسیله کارشناسانی تدوین میگردد که نیازهای مرکز را در اولویت قرار میدهند، قرائت خاص خود را از توسعه دارند و احتمالاً با نیازها و وضعیت فرهنگی، اقتصادی و ... مردم آشنا نیستند، به همین دلیل در دستیابی به توسعه توفیق چندانی کسب نمیکنند. حالت دیگری نیز وجود دارد و آن این است که تمرکزگرایی منجر به رواج تبعیض و محرومسازی هویتهای دیگر شود. هراس از واگرایی و حاشیههراسی همواره نظامهای سیاسی مبتنی بر ناسیونالیسم و هویتهای ملی ملی تمرکزگرا را بر آن میدارد که مناطق حاشیهای را از سرمایهگذاریهای اساسی در زیرساختها، طرحهای عمرانی و اقتصادی کلان محروم نمایند تا مبادا از رهگذر توسعه، واگرایی گسترش یابد و در آیندهای نامعلوم، سرمایهگذاریها بههدر روند.
2. تردیدی نیست هر منطقه فرهنگی / جغرافیایی واجد ظرفیتها و استعدادهای منحصر به فرد و خاص خویش است که اگر پرورش یابند و برنامهریزی درستی اعمال شود، میتوانند راه رسیدن به توسعه را هموار سازند. هراس از واگرایی، دخالت ایدئولوژی و عوامل غیراقتصادی در اقتصاد از یک سو و تمرکزگرایی از سوی دیگر موجب میشود بسیاری از پتانسیلهای موجود در جامعه و مزیتهای نسبی مناطق مختلف نادیده گرفته شوند و هزینههای فراوانی بر اقتصاد و فرایند تولید وارد شود.
@didgaxalid