برانداختن مشروطه، برآمدن استبداد
🔸کودتای سوم اسفند۱۲۹۹ که با برنامهریزی انگلستان و همدستی رضاخان میرپنج و سیدضیاءالدین طباطبایی به سرانجام رسید، ضربهای ویرانگر به دستاوردهای جنبش مشروطیت بود که زمینههای دموکراسی را در ایران از بین برد و بذر خودکامگی و استبداد سیاسی را در زمین مستعد جامعه ایرانی کاشت.
🔸به دنبال فضای تیره و تار پیشآمده پس از مشروطه و در دوران جنگ جهانی اول، انگلیسیها از فرصت بهدستآمده سود جستند تا حریف روسی خود را از صحنه تحولات کشور به کلی خارج سازند.
🔸اینان درصدد بودند برای تاراج هویت ایران، دولتی وابسته به منافع امپراتوری بریتانیا را به قدرت رسانند.
🔸بنابراین یک روی این سناریو تشکیل دولتی پادگانی در ایران بود که با پول ملت ایران منافع یادشده را تضمین میکرد و روی دیگر آن تحقیر ایران و ایرانی بود.
🔸دکتر حسین آبادیان، پژوهشگر تاریخ در این رابطه مینویسد: اگر در دوره مشروطه بهدلیل حضور روسیه تزاری، سیاست بیثبات کردن کشور برای پیشبرد اهداف اقتصادی سرلوحه کار بریتانیا قرار داشت، اینک باید در غیاب رقیب، دولتی وابسته روی کار میآمد...👇
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
#دنیای_اقتصاد #تاریخ #مشروطه #استبداد
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔸کودتای سوم اسفند۱۲۹۹ که با برنامهریزی انگلستان و همدستی رضاخان میرپنج و سیدضیاءالدین طباطبایی به سرانجام رسید، ضربهای ویرانگر به دستاوردهای جنبش مشروطیت بود که زمینههای دموکراسی را در ایران از بین برد و بذر خودکامگی و استبداد سیاسی را در زمین مستعد جامعه ایرانی کاشت.
🔸به دنبال فضای تیره و تار پیشآمده پس از مشروطه و در دوران جنگ جهانی اول، انگلیسیها از فرصت بهدستآمده سود جستند تا حریف روسی خود را از صحنه تحولات کشور به کلی خارج سازند.
🔸اینان درصدد بودند برای تاراج هویت ایران، دولتی وابسته به منافع امپراتوری بریتانیا را به قدرت رسانند.
🔸بنابراین یک روی این سناریو تشکیل دولتی پادگانی در ایران بود که با پول ملت ایران منافع یادشده را تضمین میکرد و روی دیگر آن تحقیر ایران و ایرانی بود.
🔸دکتر حسین آبادیان، پژوهشگر تاریخ در این رابطه مینویسد: اگر در دوره مشروطه بهدلیل حضور روسیه تزاری، سیاست بیثبات کردن کشور برای پیشبرد اهداف اقتصادی سرلوحه کار بریتانیا قرار داشت، اینک باید در غیاب رقیب، دولتی وابسته روی کار میآمد...
#دنیای_اقتصاد #تاریخ #مشروطه #استبداد
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حقوق اساسی به روایت فروغی
🔹کتاب «حقوق اساسی؛ یعنی آداب مشروطیت دول» نوشته ذکاءالملک فروغی، اولین اثری است که در حوزه حقوق اساسی به فارسی تالیف شده است.
🔹فروغی این کتاب را در دوران اولین مجلس شورای ملی و یک سال بعد از صدور فرمان مشروطیت نگاشته و در آن اصول حقوقی دولت مشروطه و وظایف پارلمان و نقش ملت در نظام سیاسی تازه را تبیین کرده است.
🔹علیاصغر حقدار، گردآورنده این کتاب درباره بستری که فروغی در آن رساله خود را تالیف کرده است، مینویسد: «... قانون اساسی که به امضا رسید، تازه اول جدال مجلس و دولت بود بر سر یک رشته مسائل حقوقی و سیاسی که پی در پی به میان کشیده شدند. به ترتیب از این قرار: مسوولیت دولت در برابر مجلس ملی، اختیار مجلس در عزل هیات دولت، رعایت اعتماد مجلس در انتخاب هیات دولت و رابطه مجلس با دستگاه قضایی.»
🔹این رساله از یک مقدمه در معرفی علم حقوق اساسی و دو باب اصلی درباره اختیارات دولت و حقوق ملت تشکیل شده است.
🔹باب اول درباره اختیارات دولت و ساختار تشکیلات حکومتی و روابط میان آنها است.
🔹اما باب دوم درباره حقوق ملت است و دو فصل دارد که عبارتند از: آزادی و مساوات.
🔹نکتهای که وجود دارد او در زمانی از این دو واژه صحبت میکند که هردوی این واژهها از سوی منتقدان مشروطه مورد هجوم بود و از آزادی بهعنوان «کلمه قبیحه» نام میبردند و چنانکه شیخ فضلالله در حرمت مشروطه نوشته بود، حرام به شمار میآمد.
🔹مبانی فکری فروغی در این رساله ناظر بر حقوق نوین فرانسه و در راستای ایجاد بنیانهای معرفتی و فرهنگی برای نظام جدید مشروطه ایران است.
🔹فروغی این رساله را در فردای پیروزی جنبش مشروطیت و تشکیل اولین مجلس قانونگذاری (۱۳۲۵ ش) به رشته تحریر درآورد که اساسیترین مسائل حقوقی و اجتماعی مدرن در آن به تصویر کشیده شده است.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #فروغی #مشروطه #حقوق_اساس
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹کتاب «حقوق اساسی؛ یعنی آداب مشروطیت دول» نوشته ذکاءالملک فروغی، اولین اثری است که در حوزه حقوق اساسی به فارسی تالیف شده است.
🔹فروغی این کتاب را در دوران اولین مجلس شورای ملی و یک سال بعد از صدور فرمان مشروطیت نگاشته و در آن اصول حقوقی دولت مشروطه و وظایف پارلمان و نقش ملت در نظام سیاسی تازه را تبیین کرده است.
🔹علیاصغر حقدار، گردآورنده این کتاب درباره بستری که فروغی در آن رساله خود را تالیف کرده است، مینویسد: «... قانون اساسی که به امضا رسید، تازه اول جدال مجلس و دولت بود بر سر یک رشته مسائل حقوقی و سیاسی که پی در پی به میان کشیده شدند. به ترتیب از این قرار: مسوولیت دولت در برابر مجلس ملی، اختیار مجلس در عزل هیات دولت، رعایت اعتماد مجلس در انتخاب هیات دولت و رابطه مجلس با دستگاه قضایی.»
🔹این رساله از یک مقدمه در معرفی علم حقوق اساسی و دو باب اصلی درباره اختیارات دولت و حقوق ملت تشکیل شده است.
🔹باب اول درباره اختیارات دولت و ساختار تشکیلات حکومتی و روابط میان آنها است.
🔹اما باب دوم درباره حقوق ملت است و دو فصل دارد که عبارتند از: آزادی و مساوات.
🔹نکتهای که وجود دارد او در زمانی از این دو واژه صحبت میکند که هردوی این واژهها از سوی منتقدان مشروطه مورد هجوم بود و از آزادی بهعنوان «کلمه قبیحه» نام میبردند و چنانکه شیخ فضلالله در حرمت مشروطه نوشته بود، حرام به شمار میآمد.
🔹مبانی فکری فروغی در این رساله ناظر بر حقوق نوین فرانسه و در راستای ایجاد بنیانهای معرفتی و فرهنگی برای نظام جدید مشروطه ایران است.
🔹فروغی این رساله را در فردای پیروزی جنبش مشروطیت و تشکیل اولین مجلس قانونگذاری (۱۳۲۵ ش) به رشته تحریر درآورد که اساسیترین مسائل حقوقی و اجتماعی مدرن در آن به تصویر کشیده شده است.
#دنیای_اقتصاد #فروغی #مشروطه #حقوق_اساس
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹انقلاب مشروطه ایران جدا از عوامل سیاسی و اجتماعی، محرکهای اقتصادی مهمی هم داشت.
🔹یکی از انگیزههای اقتصادی برای انقلاب مشروطه، افزایش وابستگی اقتصادی ایران به قدرتهای خارجی، بهویژه بریتانیا و روسیه بود.
🔹این وابستگی با مجموعهای از معاهدات و امتیازات که بهطور قابل توجهی حاکمیت اقتصادی ایران را تضعیف میکرد، مشخص میشد.
🔹علاوه بر این، کنترل خارجی بر بخشهای کلیدی اقتصادی، مانند تاسیس بانک شاهنشاهی ایران و ارائه امتیازات به بریتانیا برای بهرهبرداری از نفت و دیگر منابع طبیعی، وابستگی اقتصادی ایران را بیشتر کرد.
🔹تحولات اقتصادی ناشی از نفوذ فزاینده خارجی و تجاریسازی اقتصاد نیز منجر به ظهور بورژوازی ملی شد.
🔹بورژوازی ملی که توسط رقابت خارجی تهدید میشد و از نقشآفرینی در ساختار سیاسی موجود محروم شده بود، به نیروی محرکهای برای مشروطهخواهی تبدیل شد.
🔹بازرگانان سنتی بازار نقش مهمی در سازماندهی اعتراضات و اعتصابات داشتند.
🔹بازارها به سرعت به هسته مقاومت انقلابیون تبدیل شدند؛ جایی که نارضایتیهای اقتصادی بیان و به یک جنبش سیاسی تبدیل میشدند.
🔹بهطور کلی میتوان گفت که انقلاب مشروطه ایران عمیقا ریشه در نارضایتیهای اقتصادی داشت.
🔹این عوامل اقتصادی نه تنها محرک مشروطهخواهی بودند، بلکه ماهیت و جهتگیری انقلاب را نیز شکل دادند.
🔹بنابراین انقلاب مشروطه را میتوان پاسخی به بیعدالتیهای اقتصادی و جستاری برای دستیابی به حاکمیت اقتصادی کارآمد دانست که پیوند ذاتی بین اوضاع اقتصادی و تحولات سیاسی در تاریخ ایران را نشان میدهد.
#دنیای_اقتصاد #مشروطه #شرایط_اقتصادی
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نبود شناسنامه، یک بار به ضرر و یک بار به نفع مصدق تمام شد!
🔹در دوران مشروطه، مصدق به نمایندگی مجلس اول از اصفهان انتخاب و وارد مجلس شد. در این دوره اعتبارنامه مصدق رد شد.
🔹چراکه یکی از شروط انتخاب وکلا در آن دوره این بود که نماینده مجلس باید ۳۰سال سن داشته باشد.
🔹در آن دوره شناسنامه هم نبود و همه چی برداشت آدمها بود. وقتی مصدق انتخاب میشود، نماینده کرمان وکیلالممالک به اعتبارنامه مصدق اعتراض میکند و میگوید او شرط سنی ۳۰سال را ندارد! میگویند استدلالت چیست؟
🔹میگوید مرتضی قلیخان نوری وکیلالملک در کرمان شوهردوم مادر مصدق در فلان تاریخ فوت کرده و سنگ قبرش هم موجود است. اگر فرض بگیریم نجمالسلطنه عده شرعی را رعایت کرده است و بلافاصله با میرزا هدایتالله وزیر دفتر ازدواج کرده باشد و بلافاصله باردار شده باشد باز هم امکان ندارد مصدقالسلطنه ۳۰سال را رد کرده باشد.
🔹مصدق میگوید: چون این حرف درستی بود من پذیرفتم و اعتبارنامه مصدق در آنجا رد میشود.
🔹طنز تاریخی این است که در مجلسی که در سال۱۳۲۸ (مجلس شانزدهم) تشکیل میشود، آنجا یک نفر به اعتبارنامه مصدق اعتراض میکند و میگوید مصدق بالای ۷۰سال دارد پس نمیتواند نماینده شود!
🔹آنجا مصدق میگوید: مرتضی قلی خان نوری وکیل الملک در کرمان شوهردوم مادر مصدق در فلان تاریخ فوت کرده و سنگ قبرش هم موجود است. اگر فرض بگیریم نجمالسلطنه عده شرعی را رعایت کرده است و بلافاصله با میرزا هدایتالله وزیر دفتر ازدواج کرده باشد و بلافاصله باردار شده باشد باز هم امکان ندارد من الان ۷۰ساله باشم!
🔹به هر حال با همان استدلالی که اعتبارنامهاش رد شده بود، دوباره اعتبارنامهاش تایید میشود!
✔️ در ادامه این گزارش، به سه نقش کلیدی مصدق در دوران مشروطه پرداخته شده است. اینجا بخوانید👇
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #مصدق #مشروطه
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹در دوران مشروطه، مصدق به نمایندگی مجلس اول از اصفهان انتخاب و وارد مجلس شد. در این دوره اعتبارنامه مصدق رد شد.
🔹چراکه یکی از شروط انتخاب وکلا در آن دوره این بود که نماینده مجلس باید ۳۰سال سن داشته باشد.
🔹در آن دوره شناسنامه هم نبود و همه چی برداشت آدمها بود. وقتی مصدق انتخاب میشود، نماینده کرمان وکیلالممالک به اعتبارنامه مصدق اعتراض میکند و میگوید او شرط سنی ۳۰سال را ندارد! میگویند استدلالت چیست؟
🔹میگوید مرتضی قلیخان نوری وکیلالملک در کرمان شوهردوم مادر مصدق در فلان تاریخ فوت کرده و سنگ قبرش هم موجود است. اگر فرض بگیریم نجمالسلطنه عده شرعی را رعایت کرده است و بلافاصله با میرزا هدایتالله وزیر دفتر ازدواج کرده باشد و بلافاصله باردار شده باشد باز هم امکان ندارد مصدقالسلطنه ۳۰سال را رد کرده باشد.
🔹مصدق میگوید: چون این حرف درستی بود من پذیرفتم و اعتبارنامه مصدق در آنجا رد میشود.
🔹طنز تاریخی این است که در مجلسی که در سال۱۳۲۸ (مجلس شانزدهم) تشکیل میشود، آنجا یک نفر به اعتبارنامه مصدق اعتراض میکند و میگوید مصدق بالای ۷۰سال دارد پس نمیتواند نماینده شود!
🔹آنجا مصدق میگوید: مرتضی قلی خان نوری وکیل الملک در کرمان شوهردوم مادر مصدق در فلان تاریخ فوت کرده و سنگ قبرش هم موجود است. اگر فرض بگیریم نجمالسلطنه عده شرعی را رعایت کرده است و بلافاصله با میرزا هدایتالله وزیر دفتر ازدواج کرده باشد و بلافاصله باردار شده باشد باز هم امکان ندارد من الان ۷۰ساله باشم!
🔹به هر حال با همان استدلالی که اعتبارنامهاش رد شده بود، دوباره اعتبارنامهاش تایید میشود!
#دنیای_اقتصاد #مصدق #مشروطه
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مشروطه دستاورد تودهها نبود؛ اتفاقا دستاورد اهل فکر بود؛ توده ای در کار نبود
🔹مشروطه را باید درست تحلیل کنیم. مشروطه به معنای وارد کردن ایران در دنیای مدرن از نظر سیاسی بود؛ به این معنا که ایران صاحب قانون اساسی بشود و دولت، مشروطه باشد. یعنی دولت، حاکم و صاحبان قدرت هر کاری که دلشان خواست نکنند و طبق قانون عمل کنند.
🔹واژه دموکراسیخواهی، واژه مناسبی نیست. وقتی که مشروطه در ایران اتفاق افتاد، ۹۵ درصد مردم ایران و شاید هم بیشتر بیسواد بودند. اکثریت قریب به اتفاق جمعیت ایران در روستاها بودند که نه سواد داشتند و نه دانش سیاسی و نه اصلا میدانستند ایران چیست.
🔹پس مشروطه از کجا آمد؟ مشروطه دستاورد تودهها نبود. بر خلاف این چیزی که چپها میگویند، مشروطه اتفاقا دستاورد اهل فکر بود؛ دستاورد روشنفکرانی بود که میتوانستند کتاب بخوانند، دستاورد سیاستمداران دوره قاجار بود.
🔹قانون اساسی مشروطه را همان سیاستمداران دوران قاجار، وزرا و وکلای زمان ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه نوشتند.
🔹قانون اساسی مشروطه را آن کسانی که در دوره قاجار سفیر شده بودند و اروپا را دیده بودند و تحصیل کرده بودند و کتاب خوانده بودند، نوشتند.
🔹آنان بودند که درخواست مشروطه کردند، بنابراین اینکه مشروطه یک جریان یا یک جنبش تودهای بوده، به لحاظ تاریخی یک تحلیل غلط است.
🔹اصلا تودهای وجود نداشته در آن زمان بلکه فقط در شهرها بود، آن هم شهرهای بزرگ سیاسی مثل تهران و تبریز و رشت و اصفهان. بقیه جاها اصلا نمیدانستند مشروطه چیست.
🔹این است که آن دموکراسیخواهی به معنای اینکه که تودههای مردم میخواهند حضور داشته باشند و وارد سیاست بشوند، حرفهای درستی نیست.
🔹بعدتر، در زمان رضاشاه و محمدرضاشاه که مردم باسواد شدند و مدرسه رفتند و شهرنشینی توسعه پیدا کرد، این خواستههای مشارکت عمومی در زندگی سیاسی مطرح شد.
🔹به عبارتی دقیقتر، مشروطه راه را بازکرد؛ بنابراین نهضت مشروطه، نهضت قانونخواهی، حکومت قانون و مشروطکردن حاکم کشور به قانون بود و این دستاورد خیلی بزرگی بود که حتی تا امروز ما در سایه آن هستیم.
🔗 متن کامل
#دنیای_اقتصاد #مشروطه #توده #روشنفکران
✅ کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇
@den_ir
🔹مشروطه را باید درست تحلیل کنیم. مشروطه به معنای وارد کردن ایران در دنیای مدرن از نظر سیاسی بود؛ به این معنا که ایران صاحب قانون اساسی بشود و دولت، مشروطه باشد. یعنی دولت، حاکم و صاحبان قدرت هر کاری که دلشان خواست نکنند و طبق قانون عمل کنند.
🔹واژه دموکراسیخواهی، واژه مناسبی نیست. وقتی که مشروطه در ایران اتفاق افتاد، ۹۵ درصد مردم ایران و شاید هم بیشتر بیسواد بودند. اکثریت قریب به اتفاق جمعیت ایران در روستاها بودند که نه سواد داشتند و نه دانش سیاسی و نه اصلا میدانستند ایران چیست.
🔹پس مشروطه از کجا آمد؟ مشروطه دستاورد تودهها نبود. بر خلاف این چیزی که چپها میگویند، مشروطه اتفاقا دستاورد اهل فکر بود؛ دستاورد روشنفکرانی بود که میتوانستند کتاب بخوانند، دستاورد سیاستمداران دوره قاجار بود.
🔹قانون اساسی مشروطه را همان سیاستمداران دوران قاجار، وزرا و وکلای زمان ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه نوشتند.
🔹قانون اساسی مشروطه را آن کسانی که در دوره قاجار سفیر شده بودند و اروپا را دیده بودند و تحصیل کرده بودند و کتاب خوانده بودند، نوشتند.
🔹آنان بودند که درخواست مشروطه کردند، بنابراین اینکه مشروطه یک جریان یا یک جنبش تودهای بوده، به لحاظ تاریخی یک تحلیل غلط است.
🔹اصلا تودهای وجود نداشته در آن زمان بلکه فقط در شهرها بود، آن هم شهرهای بزرگ سیاسی مثل تهران و تبریز و رشت و اصفهان. بقیه جاها اصلا نمیدانستند مشروطه چیست.
🔹این است که آن دموکراسیخواهی به معنای اینکه که تودههای مردم میخواهند حضور داشته باشند و وارد سیاست بشوند، حرفهای درستی نیست.
🔹بعدتر، در زمان رضاشاه و محمدرضاشاه که مردم باسواد شدند و مدرسه رفتند و شهرنشینی توسعه پیدا کرد، این خواستههای مشارکت عمومی در زندگی سیاسی مطرح شد.
🔹به عبارتی دقیقتر، مشروطه راه را بازکرد؛ بنابراین نهضت مشروطه، نهضت قانونخواهی، حکومت قانون و مشروطکردن حاکم کشور به قانون بود و این دستاورد خیلی بزرگی بود که حتی تا امروز ما در سایه آن هستیم.
#دنیای_اقتصاد #مشروطه #توده #روشنفکران
@den_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM