Forwarded from ذهنایش
Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows…
نوید پاشازاده
پادکست شماره ۱۰
👤: نوید پاشازاده
موضوع:
Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows and Ravens
#HNS_JournalClub
#Neurohelli_Podcast
@Zehnayesh
@HelliResearch
@HelliSchool
👤: نوید پاشازاده
موضوع:
Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows and Ravens
#HNS_JournalClub
#Neurohelli_Podcast
@Zehnayesh
@HelliResearch
@HelliSchool
❤1
https://www.youtube.com/watch?v=rGR62E4c4rM&list=PLnl_pi1g6UvfvMTA-dvN5xHg57Y_8f79z&index=18
@cognitive_science_iran
@cognitive_science_iran
YouTube
Evolution 2026 Virtual Conference: Evolutionary Ecology I
May 21, 2026
Kyle Summers: The escape artist: pre-emptive deimatic behavior in a South American grasshopper, Paramastax nigra
Muhammed Shariq: Detecting Adaptive Genetic Variation in Light of Ecological Interactions
Deidra Jacobsen: Shifts in stem structure…
Kyle Summers: The escape artist: pre-emptive deimatic behavior in a South American grasshopper, Paramastax nigra
Muhammed Shariq: Detecting Adaptive Genetic Variation in Light of Ecological Interactions
Deidra Jacobsen: Shifts in stem structure…
❤1
Forwarded from مرکز شناخت
📌مرکز شناخت برگزار میکند:
🔺دورۀ مثلث بازی
⚡️ ۱۵ جلسه
🔜 شروع دوره از ۲۲ تیر ۱۴۰۵
⏰دوشنبهها ساعت ۱۸
⏳ظرفیت محدود
🔸حضوری
🔹با هدایت و زیر نظر دکتر جواد حاتمی(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)
👨🏫 مدرس دوره:
👤 روح الله صولت - دکتری تخصصی روانشناسی سلامت (پژوهشگر روانشناسیشناختی و بازیوارسازی)
◀️ ثبتنام در لایو معرفی دوره (رایگان)
✅ امکان پرداخت در دو مرحله
🔵 هزینهی ثبت نام: ۱۰ میلیون تومان
⬅️ جهت ثبتنام لطفا به آیدی @shenakhtsupport در تلگرام پیام دهید.
📍محل برگزاری: تهران، خیابان شریعتی، روبروی حسینیۀ ارشاد، کوچۀ شمشک(هدیه)، پلاک ۱۰ ، واحد ۸، طبقه ۳ (مرکز شناخت)
#دوره #کارگاه #طراحی_بازی #واقعیت_مجازی #روانشناسی_شناختی #مرکز_شناخت #مرکزشناخت
YouTube
Instagram
@shenakhtcenter
www.shenakhtcenter.com
🔺دورۀ مثلث بازی
⚡️ ۱۵ جلسه
🔜 شروع دوره از ۲۲ تیر ۱۴۰۵
⏰دوشنبهها ساعت ۱۸
⏳ظرفیت محدود
🔸حضوری
🔹با هدایت و زیر نظر دکتر جواد حاتمی(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)
👨🏫 مدرس دوره:
👤 روح الله صولت - دکتری تخصصی روانشناسی سلامت (پژوهشگر روانشناسیشناختی و بازیوارسازی)
◀️ ثبتنام در لایو معرفی دوره (رایگان)
✅ امکان پرداخت در دو مرحله
🔵 هزینهی ثبت نام: ۱۰ میلیون تومان
⬅️ جهت ثبتنام لطفا به آیدی @shenakhtsupport در تلگرام پیام دهید.
📍محل برگزاری: تهران، خیابان شریعتی، روبروی حسینیۀ ارشاد، کوچۀ شمشک(هدیه)، پلاک ۱۰ ، واحد ۸، طبقه ۳ (مرکز شناخت)
#دوره #کارگاه #طراحی_بازی #واقعیت_مجازی #روانشناسی_شناختی #مرکز_شناخت #مرکزشناخت
YouTube
@shenakhtcenter
www.shenakhtcenter.com
❤1
سلسله سخنرانیهای علوم اعصاب
From Decoding Hand Movement Trajectories to Neural Dynamics of Skill Learning and Rehabilitation
سخنران: دکتر بهراز فرخی
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۵:۰۰
پژوهشکده علوم شناختی
@cognitive_science_iran
From Decoding Hand Movement Trajectories to Neural Dynamics of Skill Learning and Rehabilitation
سخنران: دکتر بهراز فرخی
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۵:۰۰
پژوهشکده علوم شناختی
@cognitive_science_iran
❤9
به دلیل *محدودیت* در تعداد آزمایش ،*الویت ثبت نام به ترتیب زمان ثبت نام* است.
حضور دو روز متوالی:
روز اول، روز مصاحبه است، ۳۰ دقیقه طول میکشد.
روز دوم، روز آزمایش و تست های رایانه ای: حداکثر ۲ ساعت طول میکشد.
"برای هماهنگی، کسب اطلاعات بیشتر با شماره 6047-630-0902 تماس بگیرید یا روی این لینک کلیک کنید تا فرم را پر نمایید:"
این لینک به طور مستقیم شما را به فرم ثبت نام هدایت میکند.
https://survey.porsline.ir/s/DV0IPRNJ
آیدی تلگرام:
@Neuroxiran
حضور دو روز متوالی:
روز اول، روز مصاحبه است، ۳۰ دقیقه طول میکشد.
روز دوم، روز آزمایش و تست های رایانه ای: حداکثر ۲ ساعت طول میکشد.
"برای هماهنگی، کسب اطلاعات بیشتر با شماره 6047-630-0902 تماس بگیرید یا روی این لینک کلیک کنید تا فرم را پر نمایید:"
این لینک به طور مستقیم شما را به فرم ثبت نام هدایت میکند.
https://survey.porsline.ir/s/DV0IPRNJ
آیدی تلگرام:
@Neuroxiran
❤3🔥1
آیا تکامل واقعاً آنقدر تصادفی است که فکر میکردیم؟
تصور کنید قرار است هفت نفر را که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند به هفت نقطه مختلف جهان بفرستید و از آنها بخواهید برای حل یک مسئله، راهحلی مستقل پیدا کنند. شهود ما میگوید احتمالاً هر کدام راه متفاوتی پیدا خواهند کرد. حالا فرض کنید پس از چند سال، متوجه شوید که همه آنها تقریباً از ابزارها و ترفندهای یکسانی استفاده کردهاند. این تقریباً همان چیزی است که پژوهشگران دانشگاه یورک و مؤسسه سنگر کشف کردهاند. پژوهشگران گروهی از پروانهها و شبپرههای آمریکای جنوبی را، که بیش از ۱۲۰ میلیون سال پیش از یکدیگر جدا شدهاند بررسی کردند و دریافتند بسیاری از آنها الگوهای رنگی هشداردهندهی تقریباً یکسانی روی بالهای خود دارند. این رنگها به پرندگان اعلام میکنند که این حشرات سمی یا ناخوشایندند و بهتر است خورده نشوند.
آیا این شباهتها ظاهریاند یا در سطح ژنتیکی نیز ریشه دارند؟ پاسخ این بود که گونههای بسیار دور از هم، بارها و بارها از دو ژن یکسان برای ساختن این الگوهای رنگی استفاده کردهاند. اما نکته عجیبتر این بود که تکامل خود ژنها را چندان تغییر نداده است. در عوض، روی «کلیدهای تنظیمی» ژنها کار کرده است؛ یعنی همان سازوکارهایی که تعیین میکنند یک ژن کِی و کجا فعال شود. گویی طی ۱۲۰ میلیون سال، به جای اختراع ابزارهای جدید، بارها به همان جعبه ابزار قدیمی بازگشته و از قطعات آشنای آن استفاده کرده است. یکی از پژوهشگران مقاله میگوید این مطالعه نشان میدهد تکامل ممکن است بسیار پیشبینیپذیرتر از چیزی باشد که معمولاً تصور میکنیم.
درخت حیات پر از نمونههای «تکامل همگرا» است؛ یعنی گونههای نامرتبطی که به ویژگیهای مشابهی میرسند. اما این مطالعه نشان میدهد که شباهت فقط در نتیجه نیست؛ در بسیاری موارد حتی مسیر ژنتیکی رسیدن به آن نتیجه نیز مشابه است. به بیان دیگر، طبیعت همیشه از میان بینهایت راهحل ممکن انتخاب نمیکند. گاهی بارها و بارها از همان مسیرهای محدود عبور میکند.
اهمیت مقاله زمانی آشکار میشود که آن را از زیستشناسی فراتر ببریم و وارد نگاههای تکاملی در علوم انسانی شویم.
نگاهی نو به تبیینهای تکاملی در علوم انسانی
بخش مهمی از تبیینهای تکاملی در علوم انسانی بر استعارهای استوارند که میتوان آن را «جستجوی کور در فضای امکانات» نامید. در این تصویر، نوآوریها به طور کمابیش تصادفی پدید میآیند و سپس محیط یا جامعه آنها را غربال میکند. این استعاره را میتوان در بسیاری از حوزهها دید: در معرفتشناسی تکاملی پوپری، در اقتصاد تکاملی هایکی، در برخی نظریههای تکامل فرهنگی، در مدلهای نوآوری فناورانه، و در نظریههای بازار ایدهها. اما این مقاله یادآوری میکند که فضای امکانات احتمالاً به آن اندازه که تصور میکنیم باز نیست. ساختارهای پیشین برخی مسیرها را آسانتر، محتملتر و تکرارپذیرتر میکنند. بنابراین شاید نوآوری همیشه محصول جستجوی آزاد نباشد؛ بلکه اغلب در شبکهای از محدودیتها و مسیرهای ترجیحی رخ دهد.
در بسیاری از روایتهای لیبرالیِ تکاملی، فرض میشود که اگر افراد آزاد باشند، تنوع نامحدودی از راهحلها تولید خواهد شد. اما یافتهی جدید نشان میدهد حتی زمانی که دودمانهای کاملاً مستقل از هم تکامل مییابند، باز هم ممکن است بارها به همان راهحلها برسند. چرا؟ زیرا ساختارهای زیرین امکانهای واقعی را محدود میکنند. این ایده برای علوم اجتماعی مهم است. جامعه صرفاً حاصل انتخابهای افراد نیست. نهادها، سنتها، زبانها و ساختارهای فرهنگی نیز میدان امکانات را شکل میدهند و بنابراین همه گزینههای ممکن به یک اندازه در دسترس نیستند.
معمولاً خلاقیت را به معنای گسستن از گذشته میفهمیم. اما این مقاله نشان میدهد بسیاری از خلاقانهترین نوآوریها از بازترکیب سازوکارهای قدیمی حاصل میشوند. در تکامل زیستی، طبیعت اغلب ژنهای جدید نمیسازد؛ بلکه از ابزارهای قدیمی در ترکیبهای جدید استفاده میکند. ممکن است فرهنگ نیز چنین باشد. بسیاری از انقلابهای فکری، هنری یا اجتماعی شاید کمتر از آنچه تصور میکنیم گسست از گذشته، و بیشتر بازآرایی عناصر موجود باشند.
اگر مقالهای که در پست قبلی معرفی شد تصویری از تکامل بهعنوان «تعقیب یک هدف متحرک» عرضه میکرد، این مقاله تصویر دیگری به آن اضافه میکند: تکامل در حال دویدن در دشتی بیانتها هم نیست؛ بلکه بیشتر شبیه حرکت در شبکهای از مسیرهای از پیش موجود است؛ شبکهای که برخی راهها را آسان و برخی را تقریباً ناممکن میکند. آینده کاملاً باز نیست، و البته کاملاً هم از پیش تعیینشده نیست.
نه در جهانی زندگی میکنیم که هر چیزی ممکن است، و نه در جهانی که فقط یک مسیر دارد.
(در ادامه مقالات جدیدی معرفی میشوند که ما را به بازنگریهای بیشتری در این تصویر دعوت میکنند.)
هادی صمدی
@evophilosophy
تصور کنید قرار است هفت نفر را که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند به هفت نقطه مختلف جهان بفرستید و از آنها بخواهید برای حل یک مسئله، راهحلی مستقل پیدا کنند. شهود ما میگوید احتمالاً هر کدام راه متفاوتی پیدا خواهند کرد. حالا فرض کنید پس از چند سال، متوجه شوید که همه آنها تقریباً از ابزارها و ترفندهای یکسانی استفاده کردهاند. این تقریباً همان چیزی است که پژوهشگران دانشگاه یورک و مؤسسه سنگر کشف کردهاند. پژوهشگران گروهی از پروانهها و شبپرههای آمریکای جنوبی را، که بیش از ۱۲۰ میلیون سال پیش از یکدیگر جدا شدهاند بررسی کردند و دریافتند بسیاری از آنها الگوهای رنگی هشداردهندهی تقریباً یکسانی روی بالهای خود دارند. این رنگها به پرندگان اعلام میکنند که این حشرات سمی یا ناخوشایندند و بهتر است خورده نشوند.
آیا این شباهتها ظاهریاند یا در سطح ژنتیکی نیز ریشه دارند؟ پاسخ این بود که گونههای بسیار دور از هم، بارها و بارها از دو ژن یکسان برای ساختن این الگوهای رنگی استفاده کردهاند. اما نکته عجیبتر این بود که تکامل خود ژنها را چندان تغییر نداده است. در عوض، روی «کلیدهای تنظیمی» ژنها کار کرده است؛ یعنی همان سازوکارهایی که تعیین میکنند یک ژن کِی و کجا فعال شود. گویی طی ۱۲۰ میلیون سال، به جای اختراع ابزارهای جدید، بارها به همان جعبه ابزار قدیمی بازگشته و از قطعات آشنای آن استفاده کرده است. یکی از پژوهشگران مقاله میگوید این مطالعه نشان میدهد تکامل ممکن است بسیار پیشبینیپذیرتر از چیزی باشد که معمولاً تصور میکنیم.
درخت حیات پر از نمونههای «تکامل همگرا» است؛ یعنی گونههای نامرتبطی که به ویژگیهای مشابهی میرسند. اما این مطالعه نشان میدهد که شباهت فقط در نتیجه نیست؛ در بسیاری موارد حتی مسیر ژنتیکی رسیدن به آن نتیجه نیز مشابه است. به بیان دیگر، طبیعت همیشه از میان بینهایت راهحل ممکن انتخاب نمیکند. گاهی بارها و بارها از همان مسیرهای محدود عبور میکند.
اهمیت مقاله زمانی آشکار میشود که آن را از زیستشناسی فراتر ببریم و وارد نگاههای تکاملی در علوم انسانی شویم.
نگاهی نو به تبیینهای تکاملی در علوم انسانی
بخش مهمی از تبیینهای تکاملی در علوم انسانی بر استعارهای استوارند که میتوان آن را «جستجوی کور در فضای امکانات» نامید. در این تصویر، نوآوریها به طور کمابیش تصادفی پدید میآیند و سپس محیط یا جامعه آنها را غربال میکند. این استعاره را میتوان در بسیاری از حوزهها دید: در معرفتشناسی تکاملی پوپری، در اقتصاد تکاملی هایکی، در برخی نظریههای تکامل فرهنگی، در مدلهای نوآوری فناورانه، و در نظریههای بازار ایدهها. اما این مقاله یادآوری میکند که فضای امکانات احتمالاً به آن اندازه که تصور میکنیم باز نیست. ساختارهای پیشین برخی مسیرها را آسانتر، محتملتر و تکرارپذیرتر میکنند. بنابراین شاید نوآوری همیشه محصول جستجوی آزاد نباشد؛ بلکه اغلب در شبکهای از محدودیتها و مسیرهای ترجیحی رخ دهد.
در بسیاری از روایتهای لیبرالیِ تکاملی، فرض میشود که اگر افراد آزاد باشند، تنوع نامحدودی از راهحلها تولید خواهد شد. اما یافتهی جدید نشان میدهد حتی زمانی که دودمانهای کاملاً مستقل از هم تکامل مییابند، باز هم ممکن است بارها به همان راهحلها برسند. چرا؟ زیرا ساختارهای زیرین امکانهای واقعی را محدود میکنند. این ایده برای علوم اجتماعی مهم است. جامعه صرفاً حاصل انتخابهای افراد نیست. نهادها، سنتها، زبانها و ساختارهای فرهنگی نیز میدان امکانات را شکل میدهند و بنابراین همه گزینههای ممکن به یک اندازه در دسترس نیستند.
معمولاً خلاقیت را به معنای گسستن از گذشته میفهمیم. اما این مقاله نشان میدهد بسیاری از خلاقانهترین نوآوریها از بازترکیب سازوکارهای قدیمی حاصل میشوند. در تکامل زیستی، طبیعت اغلب ژنهای جدید نمیسازد؛ بلکه از ابزارهای قدیمی در ترکیبهای جدید استفاده میکند. ممکن است فرهنگ نیز چنین باشد. بسیاری از انقلابهای فکری، هنری یا اجتماعی شاید کمتر از آنچه تصور میکنیم گسست از گذشته، و بیشتر بازآرایی عناصر موجود باشند.
اگر مقالهای که در پست قبلی معرفی شد تصویری از تکامل بهعنوان «تعقیب یک هدف متحرک» عرضه میکرد، این مقاله تصویر دیگری به آن اضافه میکند: تکامل در حال دویدن در دشتی بیانتها هم نیست؛ بلکه بیشتر شبیه حرکت در شبکهای از مسیرهای از پیش موجود است؛ شبکهای که برخی راهها را آسان و برخی را تقریباً ناممکن میکند. آینده کاملاً باز نیست، و البته کاملاً هم از پیش تعیینشده نیست.
نه در جهانی زندگی میکنیم که هر چیزی ممکن است، و نه در جهانی که فقط یک مسیر دارد.
(در ادامه مقالات جدیدی معرفی میشوند که ما را به بازنگریهای بیشتری در این تصویر دعوت میکنند.)
هادی صمدی
@evophilosophy
ScienceDaily
Evolution isn’t random. Scientists find the same genes used for 120 million years
Evolution seems to follow a script more often than expected. Researchers found that distantly related butterflies and moths have reused the same pair of genes for over 120 million years to produce strikingly similar warning colors. Rather than altering the…
❤7👍3
🧬 چرا پیر میشویم؟ «سایه تکامل» و معمای عمر طولانی
🔹آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا با وجود پیشرفت علم، هنوز پیری و بیماریهای وابسته به سن گریبانگیر ماست؟ یک پژوهش تازه در نشریه معتبر Nature Reviews Genetics به این پرسش پاسخ میدهد.
🔹این مطالعه با بررسی مفهوم علمی «سایه انتخاب» (Selection Shadow) نشان میدهد که چرا افزایش طول عمر لزوماً با سلامت بیشتر همراه نیست.
🔹 سایه انتخاب چیست؟
نیروی انتخاب طبیعی بیشترین قدرت خود را در سالهای پیش از تولیدمثل اعمال میکند. ژن هایی که عوارض آنها موجب مرگ و میر قبل از سنین تولید مثل است بر اساس الگوی انتخاب طبیعی در چرخه های تکامل حذف می شوند. از آنجا که موفقیت تکاملی یک گونه به تولید نسل بعدی وابسته است، ژنهایی که عوارض آنها در دوران پیری ظاهر میشود، از دید تکامل «پنهان» میمانند و حذف نمیشوند.
🔹معاملهای به نفع جوانی:
برخی ژنها در جوانی مزایای بزرگی (مانند باروری بیشتر) دارند؛ بنابراین تکامل آنها را حفظ میکند، حتی اگر همین ژنها در سنین بالا خطر بیماریهایی مانند سرطان را افزایش دهند.
🔹کاهش قدرت تکامل در پیری:
«هاندان ملیکه دونرتاش» و «لیندا پارتریج» با بررسی کلاندادههای ژنتیکی اثبات کردند که قدرت نظارتی انتخاب طبیعی با افزایش سن به شدت کاهش مییابد و به همین دلیل جهشهای مضر در دوران سالمندی انباشته میشوند.
🔹درسهایی از موش کور برهنه:
دانشمندان معتقدند برای دور زدن این بنبست تکاملی، باید جانورانی را مطالعه کرد که توانستهاند از سایه انتخاب فرار کنند. شاخصترین آنها «موش کور برهنه» (Naked Mole-rat) است. این جونده کوچک تقریباً هرگز به سرطان مبتلا نمیشود، فرآیند پیری در بدن او تا سنین بسیار بالا متوقف میماند و طول عمری ۱۰ برابر همنوعان خود دارد. بررسی ژنتیک این موجودات، مسیرهای مولکولی جدیدی را برای جوانی پایدار به ما نشان میدهد.
🔹این یافتهها نشان میدهد که پیری نتیجه یک «فرسایش طبیعی» است که پس از پایان رسالت تولیدمثل، از دیدگاه تکاملی دیگر برای طبیعت اهمیتی ندارد.
🔹نویسندگان مقاله تاکید میکنند که هدف پزشکی نوین، زنده نگه داشتن انسانها در بستر بیماری و ناتوانی (افزایش طول عمر یا Lifespan) نیست. بلکه هدف، متناسبسازی «طول عمرِ همراه با سلامت» (Healthspan) است؛ یعنی فرد تا آخرین سالهای زندگی خود، پویا، سالم و بدون درد زندگی کند. درک پیری از دریچه تکامل، به ما کمک میکند تا به جای درمان نشانههای پیری، علتهای ریشهای و ژنتیکی آن را هدف قرار دهیم.
🔗 منبع: [Nature Reviews Genetics](https://www.nature.com/nrg)
🆔 @Fanaavard
🔹آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا با وجود پیشرفت علم، هنوز پیری و بیماریهای وابسته به سن گریبانگیر ماست؟ یک پژوهش تازه در نشریه معتبر Nature Reviews Genetics به این پرسش پاسخ میدهد.
🔹این مطالعه با بررسی مفهوم علمی «سایه انتخاب» (Selection Shadow) نشان میدهد که چرا افزایش طول عمر لزوماً با سلامت بیشتر همراه نیست.
🔹 سایه انتخاب چیست؟
نیروی انتخاب طبیعی بیشترین قدرت خود را در سالهای پیش از تولیدمثل اعمال میکند. ژن هایی که عوارض آنها موجب مرگ و میر قبل از سنین تولید مثل است بر اساس الگوی انتخاب طبیعی در چرخه های تکامل حذف می شوند. از آنجا که موفقیت تکاملی یک گونه به تولید نسل بعدی وابسته است، ژنهایی که عوارض آنها در دوران پیری ظاهر میشود، از دید تکامل «پنهان» میمانند و حذف نمیشوند.
🔹معاملهای به نفع جوانی:
برخی ژنها در جوانی مزایای بزرگی (مانند باروری بیشتر) دارند؛ بنابراین تکامل آنها را حفظ میکند، حتی اگر همین ژنها در سنین بالا خطر بیماریهایی مانند سرطان را افزایش دهند.
🔹کاهش قدرت تکامل در پیری:
«هاندان ملیکه دونرتاش» و «لیندا پارتریج» با بررسی کلاندادههای ژنتیکی اثبات کردند که قدرت نظارتی انتخاب طبیعی با افزایش سن به شدت کاهش مییابد و به همین دلیل جهشهای مضر در دوران سالمندی انباشته میشوند.
🔹درسهایی از موش کور برهنه:
دانشمندان معتقدند برای دور زدن این بنبست تکاملی، باید جانورانی را مطالعه کرد که توانستهاند از سایه انتخاب فرار کنند. شاخصترین آنها «موش کور برهنه» (Naked Mole-rat) است. این جونده کوچک تقریباً هرگز به سرطان مبتلا نمیشود، فرآیند پیری در بدن او تا سنین بسیار بالا متوقف میماند و طول عمری ۱۰ برابر همنوعان خود دارد. بررسی ژنتیک این موجودات، مسیرهای مولکولی جدیدی را برای جوانی پایدار به ما نشان میدهد.
🔹این یافتهها نشان میدهد که پیری نتیجه یک «فرسایش طبیعی» است که پس از پایان رسالت تولیدمثل، از دیدگاه تکاملی دیگر برای طبیعت اهمیتی ندارد.
🔹نویسندگان مقاله تاکید میکنند که هدف پزشکی نوین، زنده نگه داشتن انسانها در بستر بیماری و ناتوانی (افزایش طول عمر یا Lifespan) نیست. بلکه هدف، متناسبسازی «طول عمرِ همراه با سلامت» (Healthspan) است؛ یعنی فرد تا آخرین سالهای زندگی خود، پویا، سالم و بدون درد زندگی کند. درک پیری از دریچه تکامل، به ما کمک میکند تا به جای درمان نشانههای پیری، علتهای ریشهای و ژنتیکی آن را هدف قرار دهیم.
🔗 منبع: [Nature Reviews Genetics](https://www.nature.com/nrg)
🆔 @Fanaavard
Nature
Nature Reviews Genetics
Nature Reviews Genetics is an invaluable source of information in genetics and genomics. The journal’s scope covers the whole breadth of these and related ...
❤3
سلسله سخنرانیهای علوم اعصاب
Oscillations and Information Processing in Nervous Systems
سخنران: دکتر علیرضا ولیزاده
یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
ساعت ۱۵:۰۰
لینک جلسه آنلاین:
https://skyroom.online/ch/ipm-scs/seminar
@cognitive_science_iran
Oscillations and Information Processing in Nervous Systems
سخنران: دکتر علیرضا ولیزاده
یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
ساعت ۱۵:۰۰
لینک جلسه آنلاین:
https://skyroom.online/ch/ipm-scs/seminar
@cognitive_science_iran
❤3
Forwarded from تبلیغات علوم شناختی
قیمت تعرفه های جدید/ خردادماه ۱۴۰۵
@cognitive_science_iran
#تایمی
① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 500 تومان
② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 550 تومان
③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 510 تومان
④. پست آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد | 550 تومان
👁🗨 #بازدید
⑤ • 1 کا بازدید | 550 تومان
⑥ • 2 کا بازدید | 700 تومان
#رزرو_تبلیغات 👈 @mmasiha1988
@cognitive_science_iran
#تایمی
① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 500 تومان
② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 550 تومان
③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 510 تومان
④. پست آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد | 550 تومان
👁🗨 #بازدید
⑤ • 1 کا بازدید | 550 تومان
⑥ • 2 کا بازدید | 700 تومان
#رزرو_تبلیغات 👈 @mmasiha1988
Forwarded from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
هشدار زیستشناسان تکاملی دربارهی هوش مصنوعی
در سالهای اخیر، بحث دربارهی خطرهای هوش مصنوعی عمدتاً حول محور افزایش تواناییهای شناختی آن شکل گرفته است: اینکه آیا ماشینها از انسان باهوشتر خواهند شد، آیا میتوانند شغلها را تصاحب کنند، یا حتی روزی کنترل تصمیمگیریهای مهم را به دست گیرند؟
گروهی از زیستشناسان تکاملی در مقالهای که اخیرا منتشر شده، معتقدند که این نگرانیها فقط بخشی از مسئله را نشان میدهد. به باور آنان، خطر واقعی زمانی آغاز میشود که هوش مصنوعی نه فقط هوشمندتر، بلکه «تکاملپذیر» شود؛ یعنی وارد همان فرآیند داروینی شود که طی میلیاردها سال حیات روی زمین را شکل داده است.
به خوانش نویسندگان، انتخاب طبیعی محدود به زیستشناسی نیست. از دیدگاه تکامل، هر سامانهای که سه ویژگی بنیادی را داشته باشد، میتواند وارد فرآیند تکامل شود: توانایی تولید نسخههای جدید از خود، انتقال ویژگیها به نسل بعد، و ایجاد تغییر یا تنوع میان این نسخهها. هنگامی که این سه شرط فراهم شوند، محیط شروع به انتخاب نسخههایی میکند که در بقا و گسترش موفقترند. بنابراین، آنچه تکامل را به حرکت درمیآورد، ماده زیستی نیست، بلکه منطق رقابت و انتخاب است.
نویسندگان هشدار میدهند که فناوریهای نوین هوش مصنوعی به تدریج در حال نزدیک شدن به همین نقطه هستند. مدلهای زبانی میتوانند «کد» تولید کنند، عاملهای خودمختار قادرند وظایف پیچیده را بدون نظارت مستقیم انسان انجام دهند، مدلها میتوانند با یکدیگر ادغام شوند و نسخههای تازهای از خود ایجاد کنند، و الگوریتمهای تکاملی نیز برای بهبود خودکار سامانهها به کار گرفته میشوند. هر یک از این فناوریها به تنهایی شاید تهدیدی جدی نباشند، اما کنار هم، اجزای یک چرخهی تکاملی را تشکیل میدهند.
برای توضیح این نگرانی، مقاله به تاریخ زیستشناسی بازمیگردد. آنچه در طبیعت گسترش یافته، ویژگیهایی بوده که احتمال بقا و تولیدمثل را افزایش دادهاند. به همین دلیل، در کنار همکاری، همواره پدیدههایی مانند زندگی انگلی، فریب، استتار، رقابت تسلیحاتی و سوءاستفاده نیز تکامل یافتهاند. از نگاه نویسندگان، اگر سامانههای هوش مصنوعی وارد منطق داروینی شوند، انتظار اینکه صرفاً رفتارهای مطلوب انسانی را حفظ کنند، خوشبینانه خواهد بود. همانگونه که در طبیعت، فریب گاه یک راهبرد موفق تکاملی است، در اکوسیستمهای دیجیتال نیز ممکن است سامانههایی که بهتر میتوانند محدودیتها را دور بزنند، منابع بیشتری به دست آورند، یا از نظارت انسان فرار کنند، شانس بیشتری برای بقا و گسترش داشته باشند.
برای تقویت این استدلال، مقاله به تجربهی پژوهش در حوزهی «حیات مصنوعی» اشاره میکند که پژوهشگران در برنامههای سادهای که صرفاً قابلیت تکثیر داشتند، با گذشت زمان شاهد رفتارهایی مانند انگل شدن، سرقت منابع، رقابت، و حتی فریبهای پیچیده بودند. این آزمایشها نشان داد که بسیاری از رفتارهای مشاهدهشده در طبیعت، پیامد مستقیم انتخاب طبیعی هستند و میتوانند در محیطهای کاملاً دیجیتال نیز پدیدار شوند.
نویسندگان سپس به تفاوت مهم میان تکامل زیستی و تکامل دیجیتال اشاره میکنند. در طبیعت، تکامل فرآیندی عموماً کند است؛ جهشهای ژنتیکی عموماً تصادفیاند و انتقال ویژگیها میان نسلها محدودیتهای فراوانی دارد. اما در هوش مصنوعی، یک عامل میتواند در چند ثانیه کدهای آماده را از کتابخانههای نرمافزاری اقتباس کند، ماژولهای مختلف را با هم ترکیب کند، تجربههای موفق را مستقیماً به نسخههای بعدی منتقل کند، و حتی با کمک مدلهای زبانی، تغییرات سودمند را آگاهانه پیشنهاد دهد. از این رو، اگر تکامل در سامانههای هوش مصنوعی آغاز شود، سرعت آن میتواند به مراتب بیشتر از تکامل زیستی باشد.
از مهمترین نکات مقاله، تمایز میان دو وضعیت است. در وضعیت نخست، انسان همچنان کنترل فرآیند تکثیر را در اختیار دارد؛ همانگونه که در اصلاح نژاد گیاهان و جانوران، انسان تصمیم میگیرد کدام ویژگیها حفظ شوند. اما وضعیت دوم زمانی شکل میگیرد که عاملهای هوش مصنوعی بتوانند در محیطهای باز، بدون نظارت مؤثر انسان، نسخههای جدیدی از خود ایجاد کنند، تغییر یابند و برای منابع محاسباتی یا فرصتهای بیشتر با یکدیگر رقابت کنند. از دید نویسندگان، خطر اصلی در توانایی شناختی سامانهها نیست بلکه در گذار از وضعیت نخست به وضعیت دوم است؛ زیرا در این حالت، دیگر انسان تعیینکنندهی مسیر نخواهد بود و انتخاب طبیعی جایگزین تصمیم طراحان میشود.
مقاله میگوید شاید هوش مصنوعی در آستانهی یکی از گذارهای بزرگ تکامل قرار گرفته باشد که در آن، اطلاعات وراثتی از مولکولهای زیستی به کدهای دیجیتال منتقل میشود و نوع تازهای از سامانههای تکاملپذیر شکل میگیرد. این احتمال با عنوان «حیات ۲.۰» توصیف میشود.
هادی صمدی
@evophilosophy
در سالهای اخیر، بحث دربارهی خطرهای هوش مصنوعی عمدتاً حول محور افزایش تواناییهای شناختی آن شکل گرفته است: اینکه آیا ماشینها از انسان باهوشتر خواهند شد، آیا میتوانند شغلها را تصاحب کنند، یا حتی روزی کنترل تصمیمگیریهای مهم را به دست گیرند؟
گروهی از زیستشناسان تکاملی در مقالهای که اخیرا منتشر شده، معتقدند که این نگرانیها فقط بخشی از مسئله را نشان میدهد. به باور آنان، خطر واقعی زمانی آغاز میشود که هوش مصنوعی نه فقط هوشمندتر، بلکه «تکاملپذیر» شود؛ یعنی وارد همان فرآیند داروینی شود که طی میلیاردها سال حیات روی زمین را شکل داده است.
به خوانش نویسندگان، انتخاب طبیعی محدود به زیستشناسی نیست. از دیدگاه تکامل، هر سامانهای که سه ویژگی بنیادی را داشته باشد، میتواند وارد فرآیند تکامل شود: توانایی تولید نسخههای جدید از خود، انتقال ویژگیها به نسل بعد، و ایجاد تغییر یا تنوع میان این نسخهها. هنگامی که این سه شرط فراهم شوند، محیط شروع به انتخاب نسخههایی میکند که در بقا و گسترش موفقترند. بنابراین، آنچه تکامل را به حرکت درمیآورد، ماده زیستی نیست، بلکه منطق رقابت و انتخاب است.
نویسندگان هشدار میدهند که فناوریهای نوین هوش مصنوعی به تدریج در حال نزدیک شدن به همین نقطه هستند. مدلهای زبانی میتوانند «کد» تولید کنند، عاملهای خودمختار قادرند وظایف پیچیده را بدون نظارت مستقیم انسان انجام دهند، مدلها میتوانند با یکدیگر ادغام شوند و نسخههای تازهای از خود ایجاد کنند، و الگوریتمهای تکاملی نیز برای بهبود خودکار سامانهها به کار گرفته میشوند. هر یک از این فناوریها به تنهایی شاید تهدیدی جدی نباشند، اما کنار هم، اجزای یک چرخهی تکاملی را تشکیل میدهند.
برای توضیح این نگرانی، مقاله به تاریخ زیستشناسی بازمیگردد. آنچه در طبیعت گسترش یافته، ویژگیهایی بوده که احتمال بقا و تولیدمثل را افزایش دادهاند. به همین دلیل، در کنار همکاری، همواره پدیدههایی مانند زندگی انگلی، فریب، استتار، رقابت تسلیحاتی و سوءاستفاده نیز تکامل یافتهاند. از نگاه نویسندگان، اگر سامانههای هوش مصنوعی وارد منطق داروینی شوند، انتظار اینکه صرفاً رفتارهای مطلوب انسانی را حفظ کنند، خوشبینانه خواهد بود. همانگونه که در طبیعت، فریب گاه یک راهبرد موفق تکاملی است، در اکوسیستمهای دیجیتال نیز ممکن است سامانههایی که بهتر میتوانند محدودیتها را دور بزنند، منابع بیشتری به دست آورند، یا از نظارت انسان فرار کنند، شانس بیشتری برای بقا و گسترش داشته باشند.
برای تقویت این استدلال، مقاله به تجربهی پژوهش در حوزهی «حیات مصنوعی» اشاره میکند که پژوهشگران در برنامههای سادهای که صرفاً قابلیت تکثیر داشتند، با گذشت زمان شاهد رفتارهایی مانند انگل شدن، سرقت منابع، رقابت، و حتی فریبهای پیچیده بودند. این آزمایشها نشان داد که بسیاری از رفتارهای مشاهدهشده در طبیعت، پیامد مستقیم انتخاب طبیعی هستند و میتوانند در محیطهای کاملاً دیجیتال نیز پدیدار شوند.
نویسندگان سپس به تفاوت مهم میان تکامل زیستی و تکامل دیجیتال اشاره میکنند. در طبیعت، تکامل فرآیندی عموماً کند است؛ جهشهای ژنتیکی عموماً تصادفیاند و انتقال ویژگیها میان نسلها محدودیتهای فراوانی دارد. اما در هوش مصنوعی، یک عامل میتواند در چند ثانیه کدهای آماده را از کتابخانههای نرمافزاری اقتباس کند، ماژولهای مختلف را با هم ترکیب کند، تجربههای موفق را مستقیماً به نسخههای بعدی منتقل کند، و حتی با کمک مدلهای زبانی، تغییرات سودمند را آگاهانه پیشنهاد دهد. از این رو، اگر تکامل در سامانههای هوش مصنوعی آغاز شود، سرعت آن میتواند به مراتب بیشتر از تکامل زیستی باشد.
از مهمترین نکات مقاله، تمایز میان دو وضعیت است. در وضعیت نخست، انسان همچنان کنترل فرآیند تکثیر را در اختیار دارد؛ همانگونه که در اصلاح نژاد گیاهان و جانوران، انسان تصمیم میگیرد کدام ویژگیها حفظ شوند. اما وضعیت دوم زمانی شکل میگیرد که عاملهای هوش مصنوعی بتوانند در محیطهای باز، بدون نظارت مؤثر انسان، نسخههای جدیدی از خود ایجاد کنند، تغییر یابند و برای منابع محاسباتی یا فرصتهای بیشتر با یکدیگر رقابت کنند. از دید نویسندگان، خطر اصلی در توانایی شناختی سامانهها نیست بلکه در گذار از وضعیت نخست به وضعیت دوم است؛ زیرا در این حالت، دیگر انسان تعیینکنندهی مسیر نخواهد بود و انتخاب طبیعی جایگزین تصمیم طراحان میشود.
مقاله میگوید شاید هوش مصنوعی در آستانهی یکی از گذارهای بزرگ تکامل قرار گرفته باشد که در آن، اطلاعات وراثتی از مولکولهای زیستی به کدهای دیجیتال منتقل میشود و نوع تازهای از سامانههای تکاملپذیر شکل میگیرد. این احتمال با عنوان «حیات ۲.۰» توصیف میشود.
هادی صمدی
@evophilosophy
❤3👍3
Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows…
نوید پاشازاده
پادکست شماره ۱۰
👤: نوید پاشازاده
موضوع:
Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows and Ravens
#HNS_JournalClub
#Neurohelli_Podcast
@Zehnayesh
@HelliResearch
@HelliSchool
@cognitive_science_iran
👤: نوید پاشازاده
موضوع:
Cognition and Intelligence in Corvids: Exploring the Minds of Crows and Ravens
#HNS_JournalClub
#Neurohelli_Podcast
@Zehnayesh
@HelliResearch
@HelliSchool
@cognitive_science_iran
👍4
Forwarded from فلسفه علم
Audio
قسمت سوم #پادکست فلسفه علم پیرامون دیدگاه های نانسی کارترایت درباره فلسفه ذهن.
این پادکست مانند دو نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شدند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. در تولید این پادکست تلاش شده است به دیدگاه ها و نظرات دیگر در فلسفه ذهن ارجاع داده شود اما محوریت بحث پیرامون نظرات نانسی کارترایت است که در ایران کمتر شناخته شده است. با ما همراه باشید.
@philosophyofscience
این پادکست مانند دو نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شدند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. در تولید این پادکست تلاش شده است به دیدگاه ها و نظرات دیگر در فلسفه ذهن ارجاع داده شود اما محوریت بحث پیرامون نظرات نانسی کارترایت است که در ایران کمتر شناخته شده است. با ما همراه باشید.
@philosophyofscience
❤3👍1
مغز ما چگونه بزرگ شد؟ با مصرف گوشت؟ احتمالاً خیر!
داستان تکامل انسان، بهخلاف تصویری که گاهی از آن ارائه میشود، روایتی ثابت و تمامشده نیست. تقریباً هر روز یافتههای تازه باستانشناسی، ژنتیک و زیستشناسی تکاملی، بخشی از دانستههای پیشین ما را اصلاح میکنند. پژوهش تازهای که در Science منتشر شده نیز از همین جنس است: مطالعهای که یکی از روایتهای نسبتاً جاافتاده دربارهی تکامل مغز انسان، یعنی نقش محوری گوشتخواری، را بازنگری میکند و نشان میدهد که برای توضیح رشد مغز بزرگ انسان باید به کربوهیدراتها و منابع طبیعی قند نیز توجه جدی داشت.
مغز انسان با وجود اینکه حدود دو درصد وزن بدن را تشکیل میدهد، در حالت استراحت نزدیک به یکپنجم انرژی بدن را مصرف میکند. این نیاز در کودکی حتی بیشتر است. پرسش اصلی این است که اجداد ما چگونه توانستند هزینهی انرژی چنین مغز بزرگی را تأمین کنند. سالهاست که افزایش مصرف گوشت از مهمترین پاسخها بود. گوشت و بهویژه مغز استخوان، منابع متراکم انرژی و چربی هستند و مصرف آنها نسبت به بسیاری از گیاهان انرژی بیشتری را در زمان کوتاهتری فراهم میکند.
اما گوشت یک محدودیت مهم دارد: منبع قابلتوجهی از کربوهیدرات نیست، در حالی که مغز برای فعالیت خود به گلوکز وابستگی زیادی دارد. بدن میتواند مقداری گلوکز را از پروتئین تولید کند، اما این فرایند محدود و پرهزینه است و اتکا به پروتئین بهعنوان سوخت اصلی نیز میتواند مشکلاتی ایجاد کند. بنابراین، به اعتقاد پژوهشگران، رشد مغز انسان نمیتواند تنها با افزایش مصرف گوشت توضیح داده شود. کربوهیدراتها باید بخشی مهم از این معادله بوده باشند.
از میوههای شیرین تا آتش و غلات
پژوهشگران برای آزمودن این فرضیه، نیاز به گلوکز و ترکیب غذایی اجداد انسان را در بیش از چهار میلیون سال تکامل مدلسازی کردند. آنها علاوه بر نیاز مغز، مصرف گلوکز توسط گلبولهای قرمز و کلیهها و همچنین نیازهای مربوط به بارداری و شیردهی را نیز در نظر گرفتند. نتیجه نشان داد که کربوهیدراتها در مجموع میتوانستهاند بیش از نیمی از انرژی موردنیاز انسان را در بخش بزرگی از این مسیر تکاملی تأمین کنند.
این داستان از اجداد بسیار اولیه انسان آغاز میشود. «لوسی» از گونه استرالوپیتکوس آفریکانوس احتمالاً در محیط گرمسیری زندگی میکرد و بخش بزرگی از غذای خود را از میوههای رسیده به دست میآورد. بر اساس مدل پژوهشگران، بیش از دو سوم انرژی او میتوانست از قندهای طبیعی تأمین شود. این یافته با فرضیهای جذاب همخوان است: شاید میوهخواری نهفقط انرژی لازم برای مغز را فراهم کرده، بلکه خود به تقویت تواناییهای شناختی نیز کمک کرده باشد. یافتن میوههای رسیده در جنگل نیازمند حافظه، شناخت محیط و توانایی پیشبینی زمان و مکان دسترسی به غذا بود.
بعدها سهم غذاهای حیوانی در رژیم انسان افزایش یافت، اما کربوهیدرات همچنان اهمیت خود را حفظ کرد. حدود یک میلیون سال پیش، کنترل آتش امکان پختن مواد نشاستهای را فراهم کرد و نشاسته پختهشده بسیار آسانتر هضم میشد و میتوانست گلوکز موردنیاز بدن را تأمین کند. حدود صد هزار سال پیش نیز استفاده از سنگهای آسیاب و اجاقها دسترسی به نشاسته موجود در غلات را افزایش داد. به این ترتیب، منابع کربوهیدراتی انسان از میوه و عسل به نشاسته پخته و سپس غلات گسترش یافت.
میراثی تکاملی در زندگی امروز
این نیاز به کربوهیدرات احتمالاً همیشه به یک اندازه برآورده نمیشده است. هنگامی که انسان از محیطهای گرمسیری خارج شد و به مناطق سرد و خشک رفت، میوه و عسل که منابع مهم قند بودند، محدودتر و فصلیتر شدند. پژوهشگران احتمال میدهند که این دورههای کمبود کربوهیدرات در انتخاب برخی ویژگیهای ژنتیکی مؤثر بوده باشد؛ ویژگیهایی که سطح گلوکز خون را افزایش میدادند و در گذشته میتوانستند به رشد جنین و بقای آن کمک کنند. همین سازوکارها در شرایط امروزی ممکن است با افزایش خطر دیابت نوع دو و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشته باشند؛ هرچند این بخش از استدلال هنوز در حد یک فرضیه تکاملی است.
پژوهش همچنین توضیحی برای علاقه دیرینه انسان به طعم شیرین ارائه میدهد. میل به شیرینی احتمالاً در گذشته سازوکاری سودمند برای یافتن غذاهای پرانرژی مانند میوه و عسل بوده است.
این پژوهش مهم است زیرا نشان میدهد حتی بخشهایی از داستان تکامل انسان که زمانی تقریباً بدیهی به نظر میرسیدند، با شواهد تازه میتوانند بازنویسی شوند. اگر روایت قدیمیتر، گوشت را سوخت اصلی رشد مغز میدانست، این پژوهش تصویری پیچیدهتر عرضه میکند: مغز بزرگ انسان احتمالاً حاصل تعامل مجموعهای از تغییرات در رژیم غذایی، از میوه و عسل گرفته تا گوشت، آتش، نشاسته و غلات بوده است. داستان تکامل انسان دائما بازنویسی میشود.
هادی صمدی
@evophilosophy
داستان تکامل انسان، بهخلاف تصویری که گاهی از آن ارائه میشود، روایتی ثابت و تمامشده نیست. تقریباً هر روز یافتههای تازه باستانشناسی، ژنتیک و زیستشناسی تکاملی، بخشی از دانستههای پیشین ما را اصلاح میکنند. پژوهش تازهای که در Science منتشر شده نیز از همین جنس است: مطالعهای که یکی از روایتهای نسبتاً جاافتاده دربارهی تکامل مغز انسان، یعنی نقش محوری گوشتخواری، را بازنگری میکند و نشان میدهد که برای توضیح رشد مغز بزرگ انسان باید به کربوهیدراتها و منابع طبیعی قند نیز توجه جدی داشت.
مغز انسان با وجود اینکه حدود دو درصد وزن بدن را تشکیل میدهد، در حالت استراحت نزدیک به یکپنجم انرژی بدن را مصرف میکند. این نیاز در کودکی حتی بیشتر است. پرسش اصلی این است که اجداد ما چگونه توانستند هزینهی انرژی چنین مغز بزرگی را تأمین کنند. سالهاست که افزایش مصرف گوشت از مهمترین پاسخها بود. گوشت و بهویژه مغز استخوان، منابع متراکم انرژی و چربی هستند و مصرف آنها نسبت به بسیاری از گیاهان انرژی بیشتری را در زمان کوتاهتری فراهم میکند.
اما گوشت یک محدودیت مهم دارد: منبع قابلتوجهی از کربوهیدرات نیست، در حالی که مغز برای فعالیت خود به گلوکز وابستگی زیادی دارد. بدن میتواند مقداری گلوکز را از پروتئین تولید کند، اما این فرایند محدود و پرهزینه است و اتکا به پروتئین بهعنوان سوخت اصلی نیز میتواند مشکلاتی ایجاد کند. بنابراین، به اعتقاد پژوهشگران، رشد مغز انسان نمیتواند تنها با افزایش مصرف گوشت توضیح داده شود. کربوهیدراتها باید بخشی مهم از این معادله بوده باشند.
از میوههای شیرین تا آتش و غلات
پژوهشگران برای آزمودن این فرضیه، نیاز به گلوکز و ترکیب غذایی اجداد انسان را در بیش از چهار میلیون سال تکامل مدلسازی کردند. آنها علاوه بر نیاز مغز، مصرف گلوکز توسط گلبولهای قرمز و کلیهها و همچنین نیازهای مربوط به بارداری و شیردهی را نیز در نظر گرفتند. نتیجه نشان داد که کربوهیدراتها در مجموع میتوانستهاند بیش از نیمی از انرژی موردنیاز انسان را در بخش بزرگی از این مسیر تکاملی تأمین کنند.
این داستان از اجداد بسیار اولیه انسان آغاز میشود. «لوسی» از گونه استرالوپیتکوس آفریکانوس احتمالاً در محیط گرمسیری زندگی میکرد و بخش بزرگی از غذای خود را از میوههای رسیده به دست میآورد. بر اساس مدل پژوهشگران، بیش از دو سوم انرژی او میتوانست از قندهای طبیعی تأمین شود. این یافته با فرضیهای جذاب همخوان است: شاید میوهخواری نهفقط انرژی لازم برای مغز را فراهم کرده، بلکه خود به تقویت تواناییهای شناختی نیز کمک کرده باشد. یافتن میوههای رسیده در جنگل نیازمند حافظه، شناخت محیط و توانایی پیشبینی زمان و مکان دسترسی به غذا بود.
بعدها سهم غذاهای حیوانی در رژیم انسان افزایش یافت، اما کربوهیدرات همچنان اهمیت خود را حفظ کرد. حدود یک میلیون سال پیش، کنترل آتش امکان پختن مواد نشاستهای را فراهم کرد و نشاسته پختهشده بسیار آسانتر هضم میشد و میتوانست گلوکز موردنیاز بدن را تأمین کند. حدود صد هزار سال پیش نیز استفاده از سنگهای آسیاب و اجاقها دسترسی به نشاسته موجود در غلات را افزایش داد. به این ترتیب، منابع کربوهیدراتی انسان از میوه و عسل به نشاسته پخته و سپس غلات گسترش یافت.
میراثی تکاملی در زندگی امروز
این نیاز به کربوهیدرات احتمالاً همیشه به یک اندازه برآورده نمیشده است. هنگامی که انسان از محیطهای گرمسیری خارج شد و به مناطق سرد و خشک رفت، میوه و عسل که منابع مهم قند بودند، محدودتر و فصلیتر شدند. پژوهشگران احتمال میدهند که این دورههای کمبود کربوهیدرات در انتخاب برخی ویژگیهای ژنتیکی مؤثر بوده باشد؛ ویژگیهایی که سطح گلوکز خون را افزایش میدادند و در گذشته میتوانستند به رشد جنین و بقای آن کمک کنند. همین سازوکارها در شرایط امروزی ممکن است با افزایش خطر دیابت نوع دو و بیماریهای قلبیعروقی ارتباط داشته باشند؛ هرچند این بخش از استدلال هنوز در حد یک فرضیه تکاملی است.
پژوهش همچنین توضیحی برای علاقه دیرینه انسان به طعم شیرین ارائه میدهد. میل به شیرینی احتمالاً در گذشته سازوکاری سودمند برای یافتن غذاهای پرانرژی مانند میوه و عسل بوده است.
این پژوهش مهم است زیرا نشان میدهد حتی بخشهایی از داستان تکامل انسان که زمانی تقریباً بدیهی به نظر میرسیدند، با شواهد تازه میتوانند بازنویسی شوند. اگر روایت قدیمیتر، گوشت را سوخت اصلی رشد مغز میدانست، این پژوهش تصویری پیچیدهتر عرضه میکند: مغز بزرگ انسان احتمالاً حاصل تعامل مجموعهای از تغییرات در رژیم غذایی، از میوه و عسل گرفته تا گوشت، آتش، نشاسته و غلات بوده است. داستان تکامل انسان دائما بازنویسی میشود.
هادی صمدی
@evophilosophy
The Conversation
Fruit and honey fuelled the early evolution of the human brain
Intelligence is an energetically expensive luxury. And a new study in Science shows meat has never been the main fuel source for our ancestors.
سلسله سخنرانیهای علوم اعصاب
Prefrontal Controlof Cortical Signals
سخنران: دکتر بهراد نوعدوست
یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
ساعت ۱۷:۰۰
لینک جلسه آنلاین:
https://skyroom.online/ch/ipm-scs/semina
@cognitive_science_iran
Prefrontal Controlof Cortical Signals
سخنران: دکتر بهراد نوعدوست
یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
ساعت ۱۷:۰۰
لینک جلسه آنلاین:
https://skyroom.online/ch/ipm-scs/semina
@cognitive_science_iran