کافه شعر
2.85K subscribers
249 photos
105 videos
18 links
آشفتگیه،ببخشید ...
___________________________________________

_ درهمین سمت و سوی ناشناسی

https://t.iss.one/GapinehBot?start=1432654141

_______________________________________________
Download Telegram
کافه شعر
رمضان آمد ای شیخ ،سوالی دارم … روزه ی مادر که اشکش بر دهانش می‌رود باطل نیست؟ خونِ دل خوردن چطور ،باطل نیست؟
کلمه‌یِ عجیبی در زبانِ عربی وجود دارد به نامِ:
"النحیط" به معنایِ گریه‌ای که ظاهر نمی‌شود؛
اما در سینه جریان دارد...
💔9
کافه شعر
درونم جنگ است، نه بین خیر و شر، بلکه بین من و من، بین کودکی‌ام که هنوز عشق می‌خواهد، و بالغی که یاد گرفته فقط دوام بیاورد. و در این میان، نه پناهی هست، نه آغوشی امن، فقط سکوتی که همه چیز را در خودش می‌بلعد... #27🎂🖤
«حس می‌کنم که عمرم را باخته‌ام و خیلی کمتر از آنچه که در بیست و هفت سالگی باید بدانم می‌دانم. شاید علتش این است که هرگز زندگی روشنی نداشته‌ام.»

از نامه‌های فروغ فرخزاد به پدرش
💔9
بچه‌های ما را که برای نان بیرون رفتند
در همان خیابان ها خواباندند...
حالا کسانی که چشم بر گرسنگی مردم بستند
با افتخار روزه میگیرند
تا درد گرسنه‌ها را بفهمند
درد را نمیشود با گرسنگی چندساعته فهمید؛
درد را باید از نگاه مادری فهمید
که هنوز لباس خون آلود پسرش را نشسته...
💔252
عشق من به تو فرا‌تر از واژه‌هاست؛
این است بر آن شدم خاموش بمانم، همین...

#نزار_قبانی
@ca_fe_poetry
8
رو سیاهم میکند هر کس که می‌پرسد زِ من؛
آن که از جان دوست تر میداشتی، حالا کجاست...؟

#زهرا_عسگری
💔51
دوری چنان مکن که به شیون بخوانمت...

#شهریار
@ca_fe_poetry
💔43
دوستت دارم؛
و پنهان کردن آسمان
پشت ميله‌های قفس
آسان نيست...

#شمس_لنگرودی
@ca_fe_poetry
7
دلِ من، چه حیف بودی که چنین زِ کار ماندی...

#هوشنگ_ابتهاج
@ca_fe_poetry
💔9
«بی‌تو نازنین نه چیزی هست و نه احدی
و نبودنت، جبران ناپذیر است
و دوری‌ات فرض محال.»

#غسان_کنفانی
@ca_fe_poetry
7
کافه شعر
بسیاری شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند...🖤
ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.
شور عشق در سینه داشتیم و
پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.
ما را به خاطر بیاور!
ما را که سینه‌سرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار
که در بازار پیش از آنکه آوازه‌خوان شویم
بر شاخه‌ای تکیده از تکیه‌گاه خویش
جان واسپردیم
به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،
آری..
و همیشه در گذرگاه خاطرم در گذر است
آوازهای صامت سینه‌سرخان سینه بر سیخ و
تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم
بیست و دو ساله بمیرم.
آمین!

#عزت_ابراهیم‌نژاد
💔10
مرا دفن سراشیب‌ها کنید که تنها
نَمی از باران‌ها به من رسد،
اما سیلابه‌اش از سر گذر کند؛
مثل عمری که داشتم...

#بیژن_الهی
@ca_fe_poetry
💔7
ما سرو می‌کاریم و مرگ می‌دروییم؛
ما همه جوان می‌میریم...

#بهرام_بیضایی
@ca_fe_poetry
💔8
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم، اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی می‌کرد...
💔8
کافه شعر
کلمه‌یِ عجیبی در زبانِ عربی وجود دارد به نامِ: "النحیط" به معنایِ گریه‌ای که ظاهر نمی‌شود؛ اما در سینه جریان دارد...
یک کلمه سنگین در عربی هست
به اسم “الکُرْبَة”
به معنای غمی که
نه می شود گفت،نه می‌شود پنهان کرد…
فقط می‌نشیند و نفس را تنگ می‌کُند...
💔31
“ آنجا که خونِ سیاوش بر زمین می‌ریزد، درختی می‌روید.
درختی از خون...
در ایران همیشه درختی از خون قلمه می‌زنند.”

دردِ سیاوش
اسماعیل فصیح
...💔
💔3