This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بگیم این یارو بیاد یه فوت کنه پشت میکروفون مملکتمون درست بشه؟
یا هنوز زوده؟
یا هنوز زوده؟
🤣5
این هفته سخت ترین هفته خواهد بود
و هفته ی بعد احتمالا ، هفته ی آخر .
و اضطراب، نام دیگر ما بود، ما ایرانی ها...
و هفته ی بعد احتمالا ، هفته ی آخر .
و اضطراب، نام دیگر ما بود، ما ایرانی ها...
❤4😢2😭1
هیچی جواب نمیده جز تماشای بی وقفهی همه ی فیلمای بلاتار!
سیاه و سفید، آروم، در حال فروپاشی
فقط قبلش مطمین باش خیلی از زمین ارتفاع نداری، طناب مناب هم دور و برت نیست.
سیاه و سفید، آروم، در حال فروپاشی
فقط قبلش مطمین باش خیلی از زمین ارتفاع نداری، طناب مناب هم دور و برت نیست.
ای کلک😅
⭕️نظرتون چیه؟
ترامپ به CBS News گفت که به نظر او جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران «خیلی جلوتر از برنامه پیش رفته است».
او گفت:
«فکر میکنم جنگ تقریباً کاملاً تمام شده است.
آنها دیگر نیروی دریایی ندارند، ارتباطات ندارند، نیروی هوایی ندارند. موشکهایشان پراکنده و از کار افتاده است. پهپادهایشان در همه جا در حال نابود شدن است، حتی مراکز تولید پهپادشان هم. اگر نگاه کنید، چیزی برایشان باقی نمانده است. از نظر نظامی تقریباً هیچ چیز برایشان نمانده است.»
⭕️نظرتون چیه؟
ترامپ به CBS News گفت که به نظر او جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران «خیلی جلوتر از برنامه پیش رفته است».
او گفت:
«فکر میکنم جنگ تقریباً کاملاً تمام شده است.
آنها دیگر نیروی دریایی ندارند، ارتباطات ندارند، نیروی هوایی ندارند. موشکهایشان پراکنده و از کار افتاده است. پهپادهایشان در همه جا در حال نابود شدن است، حتی مراکز تولید پهپادشان هم. اگر نگاه کنید، چیزی برایشان باقی نمانده است. از نظر نظامی تقریباً هیچ چیز برایشان نمانده است.»
❤4😁1
دوستان عزیز! در مورد انتخاب آقای مجتبی خامنهای به عنوان رهبر سوم، سعی کنید از منظر حاکمیت ج.ا به داستان نگاه کنید. اون وقت میبینید که اتفاقا بهترین و تنها انتخاب ممکن بوده.
برای ج.ا الان بدنه ی هوادارش اهمیت داره، اهمیت حیاتی هم داره. همین بدنه است که شبها خیابان ها رو خالی نمیذاره و به این ترتیب امنیت شهری رو تامین میکنه؛ همین بدنه است که پای لانچر وایساده و هر لحظه ممکنه کشته بشه، اما بازم وایساده؛ همین بدنه است که میره غرب کشور و زیر بمباران اسراییل، جلوی نیروهای خارجی که قصد ورود به خاک ایران رو دارند میگیره.
بنابراین خیلی صریح و صادقانه باید بپذیریم: برای ج.ا، ارزشِ بدنه ی هوادارش، خیلی خیلی بیشتر از سایر شهروندان است. همیشه بیشتر بوده، تو موقعیت فعلی صد برابر بیشتر شده.
و این بدنه، ذیل روحانی یا اعرافی یا لاریجانی جمع نمیشه، ذیل نام خامنه ای جمع میشه.
خیلی ساده: این بدنه (که در وضعیت کنونی، حیات ج.ا بیش از پیش به اون وابسته است) فقط به خامنه ای میگه «آقا» نه به کس دیگری.
بنابراین حتی اینکه مجتبی خامنهای زنده است یا خیر هم مهم نیست! الان همین که اسم خامنه ای ادامه پیدا کنه، کافیه. الان این بدنه یه «آقا» میخواد که به خاطرش پای لانچر وایسه.
در مورد نبودش در انظار عمومی هم دقت کنید بازم هیچ اهمیتی نداده. چرا؟ خیلی ساده: تفکر شیعی با مفهوم«غیبت» قرن هاست که آشناست و اساسا یکی از ستون فقراتشه. یعنی باورمند شیعی، آلردی به خاطر امام زمان، حاضره به راحتی جانش رو فدا کنه و لحظه ای تردید نمیکنه در این امر.
اما آیا امام زمان رو دیده ؟ نه هیچ وقت. بنابراین غایب یا حاضر بودن در انظار عمومی، چندان اهمیتی ندارد.
https://t.iss.one/biagah
برای ج.ا الان بدنه ی هوادارش اهمیت داره، اهمیت حیاتی هم داره. همین بدنه است که شبها خیابان ها رو خالی نمیذاره و به این ترتیب امنیت شهری رو تامین میکنه؛ همین بدنه است که پای لانچر وایساده و هر لحظه ممکنه کشته بشه، اما بازم وایساده؛ همین بدنه است که میره غرب کشور و زیر بمباران اسراییل، جلوی نیروهای خارجی که قصد ورود به خاک ایران رو دارند میگیره.
بنابراین خیلی صریح و صادقانه باید بپذیریم: برای ج.ا، ارزشِ بدنه ی هوادارش، خیلی خیلی بیشتر از سایر شهروندان است. همیشه بیشتر بوده، تو موقعیت فعلی صد برابر بیشتر شده.
و این بدنه، ذیل روحانی یا اعرافی یا لاریجانی جمع نمیشه، ذیل نام خامنه ای جمع میشه.
خیلی ساده: این بدنه (که در وضعیت کنونی، حیات ج.ا بیش از پیش به اون وابسته است) فقط به خامنه ای میگه «آقا» نه به کس دیگری.
بنابراین حتی اینکه مجتبی خامنهای زنده است یا خیر هم مهم نیست! الان همین که اسم خامنه ای ادامه پیدا کنه، کافیه. الان این بدنه یه «آقا» میخواد که به خاطرش پای لانچر وایسه.
در مورد نبودش در انظار عمومی هم دقت کنید بازم هیچ اهمیتی نداده. چرا؟ خیلی ساده: تفکر شیعی با مفهوم«غیبت» قرن هاست که آشناست و اساسا یکی از ستون فقراتشه. یعنی باورمند شیعی، آلردی به خاطر امام زمان، حاضره به راحتی جانش رو فدا کنه و لحظه ای تردید نمیکنه در این امر.
اما آیا امام زمان رو دیده ؟ نه هیچ وقت. بنابراین غایب یا حاضر بودن در انظار عمومی، چندان اهمیتی ندارد.
https://t.iss.one/biagah
Telegram
آ-گاه
یادداشت های من
[ ابوطالب صفدری، فیلسوف تکنولوژی، آلمان]
Instagram: Abootaleb_safdari
ارتباط با من: @Philoverbre
[ ابوطالب صفدری، فیلسوف تکنولوژی، آلمان]
Instagram: Abootaleb_safdari
ارتباط با من: @Philoverbre
👍24
دوستانی که ایران هستید، دسترسی به تلگرام برای شما راحت تر است یا اینستاکرام؟
Anonymous Poll
99%
تلگرام
1%
اینستاگرام
⭕️ جنگنوشتهای غربت
کم کم دارد دو هفته می شود که جنگ شروع شده است. دو هفته ای که به قدر چند سال برایم گذشته و من را به قدر چند قرن دلتنگ کوچه پس کوچه های تهران و کرج و ایران کرده است.
ماها که ایران نیستیم، صدای بمب ها و موشک ها و جنگنده ها را نمی شنویم، اما در عوض، صدای کلمات برایمان خیلی بلندتر است. میخوانیم بمباران سنگین تهران، و دلمان درست مثل ساختمان هایش می ریزد؛ می خوانیم به شرق تهران حمله شد و شرق تهران را چونان تلی از آوار تصور میکنیم. تصور و تخیل! کلمات، این کلمات لعنتی که تصور ما را تحریک میکنند.
آنها که در ایرانند، هنوز با واقعیت مماس اند. ماها ولی داریم توی ویدئوها و کلمات زندگی میکنیم و فرسوده می شویم.
تماسِ با واقعیت دست کم این حسن را دارد که اجازه می دهد تا کل میزانسن این کابوس را ببینید: هم ویرانی اش را و هم زندگی اش را. ماها که ایران نیستیم، زندگی اش را نمی بینیم.
اینکه هنوز پاکبان شهرداری شبها کوچه ها را جارو میکند، اینکه هنوز هم مردم توی ترافیک گیر میکنند، هنوز هم جشن تولد می گیرند ، توی صف نان می ایستند ، هنوز هم بچه ها توی کوچه بازی میکنند. ماها که ایران نیستیم هیچ کدام از اینها را نمی بینیم.
ما در کلمات و کانال های خبری و ویدئوها، بمباران می شویم، مجروح می شویم، می میریم و باز زنده می شویم. و دقیقا فکر میکنیم که زندگی، به طور کامل در ایران متوقف شده. ماشین ها آتش گرفته اند، ساختمان ها همگی فروریخته اند و هموطن هامان دارند دسته دسته کشته می شوند.
ماها ترسمان کمتر و اضطرابمان بیشتر است. جنگنده ای نیست که
بترساندمان، اما کلمات صف کشیده اند که مضطربمان کنند. کافی است خانواده چند ساعتی تماس نگیرد تا واکنش زنجیره ای تخیلاتمان شروع شود. نکند اتفاقی افتاده باشد؟ چرا زنگ نزدند؟ چرا پیام ندادند؟
و پوستِ وجودت آنقدر نازک می شود، آنقدر نازک می شود که با صدای زنگ موبایل ، خراشی عمیق برمی دارد. که توی صف خرید مایحتاج روزانه ات ایستاده ای – تنها بهانهی این روزها برای خروجی کوتاه از خانه!- که صدای زنگ تلفن همراهت را می شنوی. با ولعی عجیب هجوم می بری به سمت گوشی ات! روی صفحه اش میزنی تا جواب بدهی! تو میزنی روی صفحه ی گوشی، ولی زنِ آلمانیِ پشت سرت حرف میزند! و تازه میفهمی که اشتباه کرده ای! تازه میفهمی که صدای زنگِ گوشیِ زنِ پشت سری، با صدای زنگ گوشی تو یکی بوده! و به او زنگ زده اند نه به تو!
کم کم دارد دو هفته می شود که جنگ شروع شده است. دو هفته ای که به قدر چند سال برایم گذشته و من را به قدر چند قرن دلتنگ کوچه پس کوچه های تهران و کرج و ایران کرده است.
ماها که ایران نیستیم، صدای بمب ها و موشک ها و جنگنده ها را نمی شنویم، اما در عوض، صدای کلمات برایمان خیلی بلندتر است. میخوانیم بمباران سنگین تهران، و دلمان درست مثل ساختمان هایش می ریزد؛ می خوانیم به شرق تهران حمله شد و شرق تهران را چونان تلی از آوار تصور میکنیم. تصور و تخیل! کلمات، این کلمات لعنتی که تصور ما را تحریک میکنند.
آنها که در ایرانند، هنوز با واقعیت مماس اند. ماها ولی داریم توی ویدئوها و کلمات زندگی میکنیم و فرسوده می شویم.
تماسِ با واقعیت دست کم این حسن را دارد که اجازه می دهد تا کل میزانسن این کابوس را ببینید: هم ویرانی اش را و هم زندگی اش را. ماها که ایران نیستیم، زندگی اش را نمی بینیم.
اینکه هنوز پاکبان شهرداری شبها کوچه ها را جارو میکند، اینکه هنوز هم مردم توی ترافیک گیر میکنند، هنوز هم جشن تولد می گیرند ، توی صف نان می ایستند ، هنوز هم بچه ها توی کوچه بازی میکنند. ماها که ایران نیستیم هیچ کدام از اینها را نمی بینیم.
ما در کلمات و کانال های خبری و ویدئوها، بمباران می شویم، مجروح می شویم، می میریم و باز زنده می شویم. و دقیقا فکر میکنیم که زندگی، به طور کامل در ایران متوقف شده. ماشین ها آتش گرفته اند، ساختمان ها همگی فروریخته اند و هموطن هامان دارند دسته دسته کشته می شوند.
ماها ترسمان کمتر و اضطرابمان بیشتر است. جنگنده ای نیست که
بترساندمان، اما کلمات صف کشیده اند که مضطربمان کنند. کافی است خانواده چند ساعتی تماس نگیرد تا واکنش زنجیره ای تخیلاتمان شروع شود. نکند اتفاقی افتاده باشد؟ چرا زنگ نزدند؟ چرا پیام ندادند؟
و پوستِ وجودت آنقدر نازک می شود، آنقدر نازک می شود که با صدای زنگ موبایل ، خراشی عمیق برمی دارد. که توی صف خرید مایحتاج روزانه ات ایستاده ای – تنها بهانهی این روزها برای خروجی کوتاه از خانه!- که صدای زنگ تلفن همراهت را می شنوی. با ولعی عجیب هجوم می بری به سمت گوشی ات! روی صفحه اش میزنی تا جواب بدهی! تو میزنی روی صفحه ی گوشی، ولی زنِ آلمانیِ پشت سرت حرف میزند! و تازه میفهمی که اشتباه کرده ای! تازه میفهمی که صدای زنگِ گوشیِ زنِ پشت سری، با صدای زنگ گوشی تو یکی بوده! و به او زنگ زده اند نه به تو!
❤12😢8👎2
هرگز در این سالها که اینجا بودم، عدد ٢ رو روی این نمایشگرها ندیده بودم.
اروپا در این جنگ خیلی از آمریکا و چین آسیب پذیرتر است . و رفع تحریم های روسیه از سمت آمریکا هم اوضاع را برایش سخت و سخت تر خواهد کرد (مکرون صریحا اعتراض کرده است).
بخشی از بازی تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت معطوف به جدا کردن اروپا از چین است. برای همین احتمالا آمریکا خیلی هم از بسته بودن تنگه بدش نمی آید (کشتی ها را اسکورت نمیکند، بیمه نمیکند) . ائتلافی که میتواند برای آمریکا خیلی خطرناک باشد.
به نظرم جنگ نفتکش ها خیلی بزرگتر از ایران است
اما بعد از همه ی این بحران ها هیچ معلوم نیست که نتیجه معکوس بدهد! و اروپا و چین بیش از پیش داداچی بشوند!
بازی خوب و جذابی می شود!
(دوستان کامنت کرده اند که در زمان کرونا و جنگ اوکراین هم همین بوده. دقت کنید دوستان: در این دو مقطع هیچ اراده ی سیاسی ای برای فشار به اروپا وجود نداشته! کرونا که دامنگیر همه بود؛ در جنگ با اوکراین هم اراده آمریکا بر فشار به اروپا نبوده است)
اروپا در این جنگ خیلی از آمریکا و چین آسیب پذیرتر است . و رفع تحریم های روسیه از سمت آمریکا هم اوضاع را برایش سخت و سخت تر خواهد کرد (مکرون صریحا اعتراض کرده است).
بخشی از بازی تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت معطوف به جدا کردن اروپا از چین است. برای همین احتمالا آمریکا خیلی هم از بسته بودن تنگه بدش نمی آید (کشتی ها را اسکورت نمیکند، بیمه نمیکند) . ائتلافی که میتواند برای آمریکا خیلی خطرناک باشد.
به نظرم جنگ نفتکش ها خیلی بزرگتر از ایران است
اما بعد از همه ی این بحران ها هیچ معلوم نیست که نتیجه معکوس بدهد! و اروپا و چین بیش از پیش داداچی بشوند!
بازی خوب و جذابی می شود!
(دوستان کامنت کرده اند که در زمان کرونا و جنگ اوکراین هم همین بوده. دقت کنید دوستان: در این دو مقطع هیچ اراده ی سیاسی ای برای فشار به اروپا وجود نداشته! کرونا که دامنگیر همه بود؛ در جنگ با اوکراین هم اراده آمریکا بر فشار به اروپا نبوده است)
👍3😁1💩1
عرض نکردم خدمتتان!
هیچ اراده ای برای بازگشایی تنگه وجود ندارد.
حالا اروپا باید خود وارد عمل بشود.
یا باید مستقیما وارد تنگه بشود و عملیات نظامی کند یا فشار دیپلماتیک به آمریکا بیاورد یا قول بدهد به ترامپ که به چین نزدیک نخواهند شد.
بخشی از داستان پایان جنگ ، به تصمیم اروپا گره خورده است.
احتمالا تا اروپا به گوه خوری نیفتد، تنگه باز نخواهد شد.
فعل گوه خوردم را که صرف کرد، ترامپ تمام خواهد کرد این بازی را. به اندازه کافی هم دستاورد داشته که اعلام برندگی کند.
من فکر میکنم بخش عمده ای از حملاتی که به ایران می شود توسط اسی است نه آمریکا . آمریکا کلا کار خاصی با ایران ندارد! پروژه اش خیلی وقت است تمام شده. البته بدش نمی آید که ته داستان، ایران را از چین جدا کرده و وارد مدار خودش کند.
هیچ اراده ای برای بازگشایی تنگه وجود ندارد.
حالا اروپا باید خود وارد عمل بشود.
یا باید مستقیما وارد تنگه بشود و عملیات نظامی کند یا فشار دیپلماتیک به آمریکا بیاورد یا قول بدهد به ترامپ که به چین نزدیک نخواهند شد.
بخشی از داستان پایان جنگ ، به تصمیم اروپا گره خورده است.
احتمالا تا اروپا به گوه خوری نیفتد، تنگه باز نخواهد شد.
فعل گوه خوردم را که صرف کرد، ترامپ تمام خواهد کرد این بازی را. به اندازه کافی هم دستاورد داشته که اعلام برندگی کند.
من فکر میکنم بخش عمده ای از حملاتی که به ایران می شود توسط اسی است نه آمریکا . آمریکا کلا کار خاصی با ایران ندارد! پروژه اش خیلی وقت است تمام شده. البته بدش نمی آید که ته داستان، ایران را از چین جدا کرده و وارد مدار خودش کند.
🥱1
جنگ به تدریج داره تبدیل به بکگراند زندگیمون میشه. من نمیدونم این حالت خوبیه یا نه! ولی انگاری که بخشی از زندگی روزمره ی ما شده.
یادمه یه بار تو یه پرواز یه خانم اوکراینی کنارم نشسته بود. حرف زدیم با هم و فهمیدم که داره میره پسر نوجوانش رو تو اوکراین ببینه. اولش تعجب کردم! تو اوکراین مگه مدرسه ها بازن؟ بله باز بودن و زندگی در جریان بود.
الان دارم حال و احوال اون خانم رو درک میکنم.
یادمه یه بار تو یه پرواز یه خانم اوکراینی کنارم نشسته بود. حرف زدیم با هم و فهمیدم که داره میره پسر نوجوانش رو تو اوکراین ببینه. اولش تعجب کردم! تو اوکراین مگه مدرسه ها بازن؟ بله باز بودن و زندگی در جریان بود.
الان دارم حال و احوال اون خانم رو درک میکنم.
😭11💔7❤3🍌1
پا میشوم شال و کلاه میکنم و میزنم بیرون. کله ام خراب است. خیلی خراب. ده دوازده روزی شده بیرون نرفته ام جز برای تهیه ی مایحتاج روزانه. از وقتی این جنگ لاکردار شروع شده اعصاب و روان نمانده برایمان.
هدفون را میگذارم توی گوشم و راه می افتم سمت بانهوف. وسط راه خسته که شدم سوار قطار شهری میشوم. بی هدف. اصلا نگاه نمیکنم خط چند است.فقط سوار میشم. به خودم قول داده بودم میزنم بیرون و تا برگشت به خانه این گوشی نامسلمان را چک نمیکنم. ولی مگر میشود! مگر می گذارد! با حرص و ولعی که اجداد غارنشینم حمله می بردند به این ماموت های بخت برگشته، حمله می برم به گوشی. از این کانال به آن کانال. همه مان بیماریِ اسکرول گرفته ایم گمانم.
کلمات هجوم می آورند:
آغاز موج حملات گسترده...؛ به گزارش باراک راوید از آکسیوس..؛ قیمت نفت خام...حمله ی پهپادی...، حمله ی دلتنگی...سرم که گیج...پایم که خسته..راه که دراز..دست که کوتاه..من که غمگین..او که دور..اینهمه درد..این را کجای دلم..کجا را پیدا..خدا را رحمی ای منعم...مماسِ با هیچ..دهن به دهن با..دهن دره ی مرگ..برویم ته دره..شاید یک روزی..اینجا کجا من...
کاش از شر این کلمات خلاص بشوم، از شر این خرده شیشه های توی سرم، از شر همه ی کانال های جهان..
هان؟
آن؟
این؟
چه کسی بود من را بیدار کرد؟ میگذاشتی تا بخوابم. میگذاشتی تا بیشتر بخوابم. که یک ماه دیگر بیدار می شدم که اینقدر اسیر نشوم توی دالان این کانال ها. که بمبارانم نکنند این پست ها ، که مجروحم نکنند این ترکش هایی که هر لحظه دارند از صفحه ی گوشی پرتاب میشوند.
سنگر بگیر ابوطالب، بخواب روی زمین. جنگنده ها همه جا هستند، جنگنده دارند بالای سرت می چرخند، از توی گوشی صدایشان می آید. موشک ها دارند پچ پچ می کنند، یعنی چه می گویند بهم درِگوشی؟
بفرمایید آقای موشک. بفرمایید. شهر ما که پدافند ندارد. خانه مان هم همین است که میبینی. جان میدهد برای ویرانی. بفرمایید داخل، بیرون بد است اقای موشک. فقط بچه ام خواب است. کاش اجازه دهید او را بدهم مادربزرگش و بیایم. باور کنید چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد. بچه است بالاخره، می ترسد از صداهای بلند.
بخواب روی زمین ابوطالب، نفس ات را حبس کن، این یکی اف 35 باید باشد. توی عکس ها که قیافه اش خیلی جذاب است. خودمانیم ولی بالای سرت که می آید ترسناک میشود ها. عین این لات های قداره کش که می آیند بالا سر آدم. شوخی موخی سرش نمی شود.
گوشی ام منفجر می شود، گوشی ام بمباران می شود، گوشی ام زخمی می شود.
هدفون را میگذارم توی گوشم و راه می افتم سمت بانهوف. وسط راه خسته که شدم سوار قطار شهری میشوم. بی هدف. اصلا نگاه نمیکنم خط چند است.فقط سوار میشم. به خودم قول داده بودم میزنم بیرون و تا برگشت به خانه این گوشی نامسلمان را چک نمیکنم. ولی مگر میشود! مگر می گذارد! با حرص و ولعی که اجداد غارنشینم حمله می بردند به این ماموت های بخت برگشته، حمله می برم به گوشی. از این کانال به آن کانال. همه مان بیماریِ اسکرول گرفته ایم گمانم.
کلمات هجوم می آورند:
آغاز موج حملات گسترده...؛ به گزارش باراک راوید از آکسیوس..؛ قیمت نفت خام...حمله ی پهپادی...، حمله ی دلتنگی...سرم که گیج...پایم که خسته..راه که دراز..دست که کوتاه..من که غمگین..او که دور..اینهمه درد..این را کجای دلم..کجا را پیدا..خدا را رحمی ای منعم...مماسِ با هیچ..دهن به دهن با..دهن دره ی مرگ..برویم ته دره..شاید یک روزی..اینجا کجا من...
کاش از شر این کلمات خلاص بشوم، از شر این خرده شیشه های توی سرم، از شر همه ی کانال های جهان..
هان؟
آن؟
این؟
چه کسی بود من را بیدار کرد؟ میگذاشتی تا بخوابم. میگذاشتی تا بیشتر بخوابم. که یک ماه دیگر بیدار می شدم که اینقدر اسیر نشوم توی دالان این کانال ها. که بمبارانم نکنند این پست ها ، که مجروحم نکنند این ترکش هایی که هر لحظه دارند از صفحه ی گوشی پرتاب میشوند.
سنگر بگیر ابوطالب، بخواب روی زمین. جنگنده ها همه جا هستند، جنگنده دارند بالای سرت می چرخند، از توی گوشی صدایشان می آید. موشک ها دارند پچ پچ می کنند، یعنی چه می گویند بهم درِگوشی؟
بفرمایید آقای موشک. بفرمایید. شهر ما که پدافند ندارد. خانه مان هم همین است که میبینی. جان میدهد برای ویرانی. بفرمایید داخل، بیرون بد است اقای موشک. فقط بچه ام خواب است. کاش اجازه دهید او را بدهم مادربزرگش و بیایم. باور کنید چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد. بچه است بالاخره، می ترسد از صداهای بلند.
بخواب روی زمین ابوطالب، نفس ات را حبس کن، این یکی اف 35 باید باشد. توی عکس ها که قیافه اش خیلی جذاب است. خودمانیم ولی بالای سرت که می آید ترسناک میشود ها. عین این لات های قداره کش که می آیند بالا سر آدم. شوخی موخی سرش نمی شود.
گوشی ام منفجر می شود، گوشی ام بمباران می شود، گوشی ام زخمی می شود.
💔25❤4
غمگین شدن، تنها کاری است که از دستمان برمیآید. و برای من، بیوطن کسی است که غمگین نیست…
کسی که این رنج را نمیبیند و به رسمیت نمیشناسد.
حتی میتوان به دلایل مختلف، هوادار جنگ باشی اما غمگین هم باشی…
وطن، دقیقاً یعنی همین غمی که در دلهایمان سنگینی میکند.
وطن یعنی اینکه انسان با خود بگوید:
کاش کار به اینجا نمیرسید.
کاش این همه درد لازم نبود.
کاش تاریخ راه دیگری پیدا میکرد.
وطن یعنی ورای تمام باورها و گرایشات سیاسی ام، دارم گریه میکنم
وطن یعنی اینکه نباید همهی اینها اتفاق میافتاد!
کسی که این رنج را نمیبیند و به رسمیت نمیشناسد.
حتی میتوان به دلایل مختلف، هوادار جنگ باشی اما غمگین هم باشی…
وطن، دقیقاً یعنی همین غمی که در دلهایمان سنگینی میکند.
وطن یعنی اینکه انسان با خود بگوید:
کاش کار به اینجا نمیرسید.
کاش این همه درد لازم نبود.
کاش تاریخ راه دیگری پیدا میکرد.
وطن یعنی ورای تمام باورها و گرایشات سیاسی ام، دارم گریه میکنم
وطن یعنی اینکه نباید همهی اینها اتفاق میافتاد!
😭19❤11💔6😢2🔥1🍌1
تا حالا فقط اسم جزیره خارک رو شنیده بودیم. نمیدونستیم هست و نیستِ اقتصادیمون وابسته به این جزیره بوده!
زیرساخت های اصلیش هم سال ١٣۵٠ ساخته شده.
زیرساخت های اصلیش هم سال ١٣۵٠ ساخته شده.
😭7❤3👍2🔥1💩1
حافظ یک مصرع معروفی داره:
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
هیچی مثل این بیت وضعیت الانمون رو خوب توصیف نمیکنه. و داشتم فکر میکردم ما دست کم از زمان حافظ ، در حال تجربه ی این موقعیت بودیم: انسداد کامل از هر سو!
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نیفزود
هیچی مثل این بیت وضعیت الانمون رو خوب توصیف نمیکنه. و داشتم فکر میکردم ما دست کم از زمان حافظ ، در حال تجربه ی این موقعیت بودیم: انسداد کامل از هر سو!
👍14👎2❤1🤬1🥱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آه از این دوری
غربت
و حالا جنگ...
غربت
و حالا جنگ...
❤9💔5😢1😭1
بیدار می شوم. مثل همه ی این دو هفته هجوم می برم سمت گوشی. اخبار را چک میکنم. خبر خاصی نیست. و این خبر خوبی است.
❤5
⭕️هوش مصنوعی و تنگه ی هرمز
بیثباتیِ مدیریت شده: کلید کنترل الکترون های آزاد !
هوش مصنوعی، پیش از آنکه یک فناوری صرف باشد، یک صنعت عمیقاً انرژیبر است. جِنسن هوانگ از «کیک هوش مصنوعی» سخن میگوید—از اپلیکیشنها تا مدلها و سختافزار. اما میتوان لایهای عمیقتر را نیز به آن افزود: لایهی انرژی.
تمام این سطوح، در نهایت، به زیرساختی از محاسبات متکیاند که بدون دسترسی به برق ارزان و پایدار، عملاً امکانپذیر نیست. از اینرو، چنان که سم آلتمن گفته، هزینهی هوش مصنوعی در بلندمدت به هزینهی انرژی همگرا میشود؛و این نه اغراق، بلکه نشانهای از تغییر پارادایم است.
در این چارچوب، مزیت چین در دسترسی به انرژی ارزان—چه از طریق منابع فسیلی و چه سرمایهگذاری گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر—به آن امکان میدهد که «مقیاس» را به نفع خود بازتعریف کند.
در جهانی که پیشرفت هوش مصنوعی بیش از هر چیز به مقیاس وابسته است—یعنی به حجم داده، تعداد پارامترها و دفعات آموزش—کشوری که بتواند محاسبه را (رایانش را) ارزانتر انجام دهد، عملاً افقهای ممکن را گسترش میدهد. آنچه «شکاف الکترون» نامیده میشود، دقیقاً به همین تفاوت در هزینهی انرژی اشاره دارد: شکافی که میتواند بهتدریج به شکاف در ظرفیت محاسباتی تبدیل شود.
(البته این مزیت بهتنهایی تعیینکننده نیست، زیرا گلوگاههایی مانند چیپهای پیشرفته، اکوسیستم نرمافزاری و تحریمهای تکنولوژیک همچنان نقش میتوانند داشته باشند.)
حالا می توان نگاه تازه ای به جنگ اخیر هرمز داشت. خاورمیانه یکی از گرههای اصلی انرژی جهان است. هرگونه بیثباتی در این منطقه، بهویژه در مسیرهایی مانند تنگه هرمز، میتواند قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد و در نتیجه هزینهی محاسبه را در سطح جهانی بالا ببرد. این امر بهطور غیرمستقیم بر رقابت در حوزهی هوش مصنوعی اثر میگذارد: کشورهایی که به انرژی ارزان و پایدار دسترسی دارند، از این شوکها کمتر آسیب میبینند و حتی میتوانند از آن بهره ببرند، در حالی که دیگران با افزایش هزینهها مواجه میشوند.
چین، اصلی ترین بازیگر متنفع از صادرات انرژی در تنگه هرمز است. الکترون هایی که بار محاسباتی LLM های چینی را به دوش می کشند، از انرژی ارزان خاورمیانه سر پا هستند. البته نه به طور کامل، بلکه تا حدودی. قاعدتا چین آنقدر احمق نیست که سرنوشت الکترون هایش را به یکی از بی ثبات ترین مناطق جهان گره بزند.
بر اساس دادههای اخیر (۲۰۲۵-۲۰۲۶) از منابع معتبر مانند EIA، Kpler، Nomura، Oxford Energy و گزارشهای تحلیلی:
حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از واردات نفت خام چین (seaborne imports) از تنگه هرمز عبور میکند (عمدتاً از کشورهای خلیج فارس مانند عربستان، عراق، امارات، عمان، کویت و ایران).
اما وقتی به کل مصرف انرژی چین نگاه کنیم (که زغالسنگ هنوز بخش عمده آن را تشکیل میدهد و انرژیهای تجدیدپذیر و برقرسانی پیشرفت زیادی کرده)، عبور نفت از تنگه هرمز تنها حدود ۶ تا ۷ درصد از کل مصرف انرژی چین را تشکیل میدهد.
با اینحال، حتی همین سهم نسبتاً محدود نیز از منظر ژئوپلیتیکی قابلتوجه است. زیرا در جهانی که رقابت بر سر هوش مصنوعی به رقابت بر سر «الکترونهای ارزان» تبدیل شده، همین ۶ تا ۷ درصد میتواند الکترون های چینی را کم رمق کند!
اما آیا این طور نیست که آمریکا ، با بسته نگه داشتن تنگه هرمز، خودش نیز آسیب ببینید؟ مگر نه اینکه آمریکا میلیاردها دلار در زیرساخت های هوش مصنوعی کشورهای خلیج فارس سرمایه گذاری کرده؟ مگر نه اینکه بخشی از امپراطوری هوش مصنوعی خود را در این کشورها بنا کرده ؟
به نظرم پاسخ در منطق پیچیدهتری نهفته است. هدف لزوماً «ناامنی» نیست، بلکه نوعی ثبات یا بیثباتیِ مدیریتشده است—وضعیتی که در آن جریان انرژی قطع نشود، اما سطحی از نااطمینانی حفظ شود که وابستگی امنیتی و سیاسی کشورهای منطقه به نظم آمریکامحور ادامه یابد. این سطح از تنش میتواند هم مانع از استقلال کامل بازیگران منطقهای شود و هم بازار انرژی را در وضعیتی نگه دارد که قابل مدیریت و پیشبینی از منظر قدرتهای بزرگ باشد.
در نهایت، آنچه در ظاهر بهعنوان رقابت بر سر الگوریتمها، مدلها و شرکتهای فناوری دیده میشود، در لایهای عمیقتر به رقابت بر سر «الکترونهای ارزان» گره خورده است—به دسترسی، قیمت و ثبات انرژی. جنگها، تنشها و سیاستهای امنیتی، همگی بهنوعی در این زیرساخت پنهان نقش دارند.
بنابراین آیندهی هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً در آزمایشگاهها و دیتاسنترها فهمید؛ بلکه باید آن را در پیوند با جغرافیای انرژی و منطق قدرت جهانی تحلیل کرد: جایی که نه امنیت کامل مطلوب است و نه آشوب کامل، بلکه توازنی ظریف که در آن انرژی جاری بماند و قدرت تثبیت شود.
https://t.iss.one/biagah
بیثباتیِ مدیریت شده: کلید کنترل الکترون های آزاد !
هوش مصنوعی، پیش از آنکه یک فناوری صرف باشد، یک صنعت عمیقاً انرژیبر است. جِنسن هوانگ از «کیک هوش مصنوعی» سخن میگوید—از اپلیکیشنها تا مدلها و سختافزار. اما میتوان لایهای عمیقتر را نیز به آن افزود: لایهی انرژی.
تمام این سطوح، در نهایت، به زیرساختی از محاسبات متکیاند که بدون دسترسی به برق ارزان و پایدار، عملاً امکانپذیر نیست. از اینرو، چنان که سم آلتمن گفته، هزینهی هوش مصنوعی در بلندمدت به هزینهی انرژی همگرا میشود؛و این نه اغراق، بلکه نشانهای از تغییر پارادایم است.
در این چارچوب، مزیت چین در دسترسی به انرژی ارزان—چه از طریق منابع فسیلی و چه سرمایهگذاری گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر—به آن امکان میدهد که «مقیاس» را به نفع خود بازتعریف کند.
در جهانی که پیشرفت هوش مصنوعی بیش از هر چیز به مقیاس وابسته است—یعنی به حجم داده، تعداد پارامترها و دفعات آموزش—کشوری که بتواند محاسبه را (رایانش را) ارزانتر انجام دهد، عملاً افقهای ممکن را گسترش میدهد. آنچه «شکاف الکترون» نامیده میشود، دقیقاً به همین تفاوت در هزینهی انرژی اشاره دارد: شکافی که میتواند بهتدریج به شکاف در ظرفیت محاسباتی تبدیل شود.
(البته این مزیت بهتنهایی تعیینکننده نیست، زیرا گلوگاههایی مانند چیپهای پیشرفته، اکوسیستم نرمافزاری و تحریمهای تکنولوژیک همچنان نقش میتوانند داشته باشند.)
حالا می توان نگاه تازه ای به جنگ اخیر هرمز داشت. خاورمیانه یکی از گرههای اصلی انرژی جهان است. هرگونه بیثباتی در این منطقه، بهویژه در مسیرهایی مانند تنگه هرمز، میتواند قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد و در نتیجه هزینهی محاسبه را در سطح جهانی بالا ببرد. این امر بهطور غیرمستقیم بر رقابت در حوزهی هوش مصنوعی اثر میگذارد: کشورهایی که به انرژی ارزان و پایدار دسترسی دارند، از این شوکها کمتر آسیب میبینند و حتی میتوانند از آن بهره ببرند، در حالی که دیگران با افزایش هزینهها مواجه میشوند.
چین، اصلی ترین بازیگر متنفع از صادرات انرژی در تنگه هرمز است. الکترون هایی که بار محاسباتی LLM های چینی را به دوش می کشند، از انرژی ارزان خاورمیانه سر پا هستند. البته نه به طور کامل، بلکه تا حدودی. قاعدتا چین آنقدر احمق نیست که سرنوشت الکترون هایش را به یکی از بی ثبات ترین مناطق جهان گره بزند.
بر اساس دادههای اخیر (۲۰۲۵-۲۰۲۶) از منابع معتبر مانند EIA، Kpler، Nomura، Oxford Energy و گزارشهای تحلیلی:
حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از واردات نفت خام چین (seaborne imports) از تنگه هرمز عبور میکند (عمدتاً از کشورهای خلیج فارس مانند عربستان، عراق، امارات، عمان، کویت و ایران).
اما وقتی به کل مصرف انرژی چین نگاه کنیم (که زغالسنگ هنوز بخش عمده آن را تشکیل میدهد و انرژیهای تجدیدپذیر و برقرسانی پیشرفت زیادی کرده)، عبور نفت از تنگه هرمز تنها حدود ۶ تا ۷ درصد از کل مصرف انرژی چین را تشکیل میدهد.
با اینحال، حتی همین سهم نسبتاً محدود نیز از منظر ژئوپلیتیکی قابلتوجه است. زیرا در جهانی که رقابت بر سر هوش مصنوعی به رقابت بر سر «الکترونهای ارزان» تبدیل شده، همین ۶ تا ۷ درصد میتواند الکترون های چینی را کم رمق کند!
اما آیا این طور نیست که آمریکا ، با بسته نگه داشتن تنگه هرمز، خودش نیز آسیب ببینید؟ مگر نه اینکه آمریکا میلیاردها دلار در زیرساخت های هوش مصنوعی کشورهای خلیج فارس سرمایه گذاری کرده؟ مگر نه اینکه بخشی از امپراطوری هوش مصنوعی خود را در این کشورها بنا کرده ؟
به نظرم پاسخ در منطق پیچیدهتری نهفته است. هدف لزوماً «ناامنی» نیست، بلکه نوعی ثبات یا بیثباتیِ مدیریتشده است—وضعیتی که در آن جریان انرژی قطع نشود، اما سطحی از نااطمینانی حفظ شود که وابستگی امنیتی و سیاسی کشورهای منطقه به نظم آمریکامحور ادامه یابد. این سطح از تنش میتواند هم مانع از استقلال کامل بازیگران منطقهای شود و هم بازار انرژی را در وضعیتی نگه دارد که قابل مدیریت و پیشبینی از منظر قدرتهای بزرگ باشد.
در نهایت، آنچه در ظاهر بهعنوان رقابت بر سر الگوریتمها، مدلها و شرکتهای فناوری دیده میشود، در لایهای عمیقتر به رقابت بر سر «الکترونهای ارزان» گره خورده است—به دسترسی، قیمت و ثبات انرژی. جنگها، تنشها و سیاستهای امنیتی، همگی بهنوعی در این زیرساخت پنهان نقش دارند.
بنابراین آیندهی هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً در آزمایشگاهها و دیتاسنترها فهمید؛ بلکه باید آن را در پیوند با جغرافیای انرژی و منطق قدرت جهانی تحلیل کرد: جایی که نه امنیت کامل مطلوب است و نه آشوب کامل، بلکه توازنی ظریف که در آن انرژی جاری بماند و قدرت تثبیت شود.
https://t.iss.one/biagah
Telegram
آ-گاه
یادداشت های من
[ ابوطالب صفدری، فیلسوف تکنولوژی، آلمان]
Instagram: Abootaleb_safdari
ارتباط با من: @Philoverbre
[ ابوطالب صفدری، فیلسوف تکنولوژی، آلمان]
Instagram: Abootaleb_safdari
ارتباط با من: @Philoverbre