بهمن دارالشفایی
25.5K subscribers
9.46K photos
1.03K videos
191 files
17.2K links
چیزهای جالبی را که در اینترنت (عمدتا توییتر) می‌بینم این‌جا می‌گذارم.

سفارش کتاب:
@bahmanbooks
Download Telegram
Forwarded from شرق
🔻گزارش «شرق» از موج جدید تشکیل پرونده برای دانشجویان و ممنوعیت از ورودشان به دانشگاه:

🔺در صف کمیته انضباطی

👈محمدحسین موسوی

🔹از دوشنبه سوم اسفندماه، حداقل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دانشگاه‌های تهران با پیامکی به مضمون بالا مواجه شده‌اند. طبق شنیده‌ها و اطلاعات موجود، بیش از ۶۰ دانشجو نیز بدون دریافت این پیامک و فقط با ابلاغ شفاهی مسئولان حراست از حضور در دانشگاه‌ها منع شده‌اند. سیل برخوردهای انضباطی در حالی به راه افتاده که بسیاری از بندهای قانونی موجود در «شیوه‌نامه انضباطی مصوب سال ۱۴۰۳» نقض شده است.

🔹دانشگاه امیرکبیر نیز روز سه‌شنبه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «دانشگاه صنعتی امیرکبیر اعلام می‌دارد در اسرع وقت رسیدگی به پرونده دانشجویان خاطی از هر طیفی آغاز و هیچ‌گونه اغماضی در این خصوص صورت نخواهد گرفت»؛ اطلاعیه‌ای که خبر از شروع رسمی برخوردهای انضباطی و سخت با دانشجویان می‌دهد/ شرق

💢بیشتر بخوانید


@sharghdaily
sharghdaily.com
.
کیوان حسینی:

«این فقط شما نیستید که با احساسی عمیق از بلاتکلیفی دست و پنجه نرم می‌کنید. تکلیف واقعا روشن نیست. نه در تهران و نه در واشنگتن. و شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد نه تبلیغات سیاسی جمهوری اسلامی درباره ثبات و قدرت بازدارندگی‌اش صحت دارد و نه تبلیغات آن گروه از مخالفان که می‌گویند کار این نظام تمام شده و همین روزها سقوط می‌کند.

واقعیت این است که هنوز تصمیماتی کلیدی در ارتباط با بن‌بست فعلی گرفته نشده و پاسخ به این پرسش که ظرف چند ماه آینده، چه بر سر ایران خواهد آمد، بیشتر اسیر گمانه‌زنی‌ و دلبستگی‌های سیاسی است تا نتیجه‌گیری مستدل.

گزارش‌های رسانه‌‌های آمریکایی نشان می‌دهد که کاخ سفید و شخص ترامپ برای مواجهه با جمهوری اسلامی و دستیابی به یک «پیروزی» قطعی، تردیدهایی جدی دارد. چنانکه از این گزارش‌ها بر می‌آید، ترامپ هنوز نمی‌داند که چه سیاستی را باید پی بگیرد. او گزینه‌های گوناگونی دارد که هر کدام می‌تواند نتایجی به کلی متفاوت در پی داشته باشند؛ از حمله همه جانبه و تغییر رژیم گرفته تا توافق با تهران که چه بسا به تثبیت و ادامه دار شدن عمر جمهوری اسلامی کمک کند. و چنین تناقض‌هایی در تحلیل شرایط امروز ایران، کم نیستند.

این درست است که حمله به قصد تغییر رژیم، اصولا با چارچوب کلی سیاست خارجی ترامپ سازگار نیست. اما در عین حال، ترامپ به یکی از نمونه‌های مهم در مفهوم «شخصی‌سازی سیاست خارجی» (personalization of foreign policy) تبدیل شده. ایرانی‌ها با این مفهوم به خوبی آشنا هستند و بارها دیده‌اند که چگونه سیاست‌هایی مهم تنها به دلیل تمایلات و باورهای شخص اول مملکت تعیین شده‌اند. ترامپ هم اگر نه بیشتر، به همان اندازه پیگیر سیاستی است که به منافع شخصی او نیز سود برساند. او می‌خواهد در هر سناریویی، «برنده» باشد و بتواند با تبلیغات سیاسی، بر اعتبار خودش بیافزاید. به همین دلیل تقریبا در تمامی گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی این جمله تکرار می‌شود که ترامپ به دنبال یک «پیروزی» فوری و قطعی است؛ چیزی شبیه به ونزوئلا.

او سر در نمی‌آورد که چرا بعد از لشکرکشی گسترده به منطقه، هنوز جمهوری اسلامی کوتاه نمی‌آید و «تسلیم» نمی‌شود. اما بهرحال خواسته یا ناخواسته خودش را در موقعیتی قرار داده که حالا، عقب‌نشینی و بی‌عملی در قبال تهران، برای دولت آمریکا بی‌هزینه نخواهد بود. ترامپ با ارسال ادوات نظامی به منطقه، انتظارات درباره سیاست آمریکا را تغییر داده و موقعیتی شکل گرفته که در روابط بین‌الملل آن‌ را «هزینه مخاطب» (audience cost) توصیف می‌کنند. اگر هیچ کاری نکند، افکار عمومی خواهد پرسید که پس چرا این همه هزینه کردی و تجهیزات نظامی را در منطقه جمع کردی.

در طرف مقابل هم، احتمال سوءبرداشت درباره مقاصد و اهداف سیاست‌های آمریکا کم نیست. یعنی همان مفهومی که در متون نظریه‌پردازان مدرن جنگ، از رابرت جرویس تا جیمز فیرون، به عنوان یکی از مهم‌ترین علل آغاز جنگ مطرح است. به عنوان مثال این باور رایج که ترامپ تحت هیچ شرایطی وارد جنگی تمام‌عیار در خاورمیانه نخواهد شد، بر اساس یک مشاهده‌ درست اما یک نتیجه‌گیری نادرست است. درست است که پایگاه سیاسی او، یعنی جریان موسوم به «ماگا» اساسا گرایش انزواگرایانه دارد و با جنگ‌های پرهزینه مخالف است، اما تاریخ سیاست خارجی آمریکا نشان داده که جنگ‌ها لزوما و همیشه محصول ایدئولوژی نیستند، بلکه گاهی در پی «دینامیک بحران»‌ آغاز می‌شوند. بسیاری از جنگ‌ها نه با تصمیم اولیه برای جنگ، بلکه با تلاش برای جلوگیری از شکست اعتبار آغاز شده‌اند.

آیا آمریکا به چنین نقطه‌ای رسیده؟ خیر، اما هواداران حمله به ایران در اسرائیل و آمریکا در تلاشند تا ترامپ به این نقطه برسد. و طبیعتا رفتارهای جمهوری اسلامی و مواضع حکومت در مذاکرات، نقشی بسیار تعیین‌کننده در این مساله خواهد داشت. واقعیت این است که اگر صدام هم مطمئن بود که آمریکا حمله می‌کند، به احتمال زیاد در ۲۰۰۳ مسیر دیگری را در پیش می‌گرفت. اگر خامنه‌ای هم در موقعیت مشابه به این نتیجه برسد که حکومت او یا دقیق‌تر، حکومت فقهای شیعه در ایران در آستانه نابودی کامل قرار گرفته، چه بسا به عقب‌نشینی‌هایی روی بیاورد تا ترامپ را از حمله احتمالی منصرف کند. در واقع همه شواهد نشان می‌دهد که ترامپ به دنبال اجرای همین سناریوست. اما آیا خامنه‌ای به چنین نتیجه‌ای رسیده؟ آیا اصولا ‍ظرفیت یک عقب‌نشینی همه جانبه و توافقی جدید در جمهوری اسلامی فعلی وجود دارد؟ قطعی نبودن پاسخ به چنین پرسش‌هایی است که موجب شده این فضای مبهم شکل بگیرد.

به زبان ساده، بخش بزرگی از بلاتکلیفی فعلی، نتیجه طبیعی وضعیتی است که در آن حتی آن‌ها که باید تصمیم بگیرند، دقیق نمی‌دانند چه تصمیمی در کوتاه مدت و درازمدت به نفعشان خواهد بود.»
سعید پارسایی، همسر الهه محمدی:
«امروز صبح نیروهای امنیتی با ورود به خانه ما وسایل الکترونیکی و دست‌نوشته های همسرم الهه محمدی را ضبط، و او را به دادسرای امنیت بردند. الهه پس از چند ساعت به خانه بازگشت. طبق گفته آنها او به زودی برای بازجویی احضار خواهد شد.»
.
در این چند روز تعدادی از بازداشتی‌ها آزاد شده‌اند. اسم بعضی‌هایشان که در رسانه‌ها منتشر شده:

افسون علیمرادیان، فعال مدنی
وفا صالحی، فعال مدنی
سعید سوزنگر، فعال حقوق اینترنتی و حقوق کودک
داوود عباسی قشلاقی، فیلمساز
عزت‌الله صادقی، فعال صنفی معلمان
افشین حسین‌پناهی، فعال کرد
امیرپارسا نشاط، بلاگر و سازنده پادکست
ایلتای آخوندی، نوجوان ۱۴ ساله ترکمن
گلناز نراقی، متخصص طب اورژانس
مبینا آشوری، دانش‌آموز ۱۸ ساله اصفهانی
پارسا قاسمی، نوجوان ۱۷ ساله بهبهانی
سامان کیانی‌وفا، که خبر حکم اعدامش منتشر شده بود
یعقوب محمدی، معلم اهل آبدانان

فریبا کمال‌آبادی هم بعد از سال‌ها زندان چند روز پیش با پایان حکم آزاد شد.
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانشجویان دانشگاه هنر تهران (دانشکده هنرهای کاربردی) دسه‌جمعی اسم تعدادی از بازداشتی‌ها و محکومان به اعدام را فریاد می‌زنند.
چهارشنبه ۶ اسفند

ویدیو از اینجا
.
Forwarded from BBCPersian
🔻گزارش دو نهاد از رکوردشکنی نرخ تورم ایران در بهمن ۱۴۰۴

🖋بهرنگ تاج‌دین

دو نهاد رسمی ایران در یک روز گزارش‌های جداگانه‌ای را منتشر کردند که هر دو نشان می‌دهد نرخ تورم در ایران به بالاترین میزان در سال‌ها و شاید دهه‌های اخیر رسیده است.

بانک مرکزی نرخ تورم نقطه به نقطه را در بهمن‌ماه ۶۲/۲ درصد برآورد کرده که بیشترین میزان از فروردین ۱۴۰۲ است.

ولی به گفته مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطه در بهمن ۱۴۰۴ با ۸/۱ واحد-درصد افزایش نسبت به ماه قبل به ۶۸/۱ رسیده که بالاترین رقمی است که این مرکز از زمان آغاز انتشار این آمارها اعلام کرده است.
ادامه از:
https://bbc.in/3OzRppW
@BBCPersian
.
کیوان حسینی:

مکس بوت، از کارشناسان مطرح نظامی در مقاله‌اش برای «شورای روابط خارجی» نوشته موج مطالبی که درباره نگرانی‌های نظامیان آمریکایی از جنگ احتمالی با ایران منتشر شده، احتمالا یک کمپین هماهنگ و برنامه‌‌ریزی شده از سوی فرماندهان نظامی این کشور است. ترامپ به هیچ وجه از این مطالب راضی نیست. نکته محوری این مطالب، هشدار درباره حمله به ایران است و «خطرات» چنین حمله‌ای برای منافع آمریکا.

اما ترامپ پیشتر هم با هشدارهای مشابهی روبه‌رو بوده. مثلا پیش از کشتن قاسم سلیمانی، بسیاری از کارشناسان امنیتی معتقد بودند که چنین کاری هزینه بسیار بالایی برای آمریکا خواهد داشت. یا سال‌ها این باور وجود داشت که حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران موجب خواهد شد تا جمهوری اسلامی واکنش‌هایی شدید نشان دهد. هیچ کدام از این پیش‌بینی‌ها درست از آب در نیامد و به همین دلیل، کارشناسان بسیاری مانند نیت سوآنسون که اخیرا مقاله‌ای در فارین افرز نوشت معتقدند که اثر بازدارندگی این هشدارها برای ترامپ، از بین رفته. ترامپ هر بار که از قدرت عظیم نظامی آمریکا در هر جایی استفاده کرده، با واکنش‌های ویرانگر و پشیمان‌کننده روبه‌رو نشده. چرا الان باید نگران تلافی‌جویی جمهوری اسلامی باشد؟

با این حال چهره‌های مطرحی مانند مکس بوت یا سوآنسون همچنان اصرار دارند که حمله احتمالی به ایران، کماکان می‌تواند تبعاتی بسیار گسترده داشته باشد که لزوما در راستای منافع آمریکا نیستند. هسته اصلی استدلال این گروه به مساله تغییر رژیم بر می‌گردد. آن‌ها می‌گویند اگر سران جمهوری اسلامی به این نتیجه برسند که برای نجات رژیمشان باید کاری بکنند، آن وقت حملات تلافی‌جویانه و خرابکاری و کمک گرفتن از نیروهای نیابتی‌شان، ابعاد بسیار متفاوتی پیدا می‌کند و دیگر از شلیک یک موشک «نمادین» به سوی پایگاه‌های آمریکایی خبر نخواهد بود.

چنان‌که رسانه‌های آمریکایی به نقل از منابع آگاه می‌نویسند، جی دی ونس، معاون ترامپ یکی از چهره‌های اصلی پیگیری این مواضع است و در جلسه‌ای مهم در همین ارتباط، پرسش‌هایی دشوار در ارتباط با نتیجه‌بخش بودن جنگ با ایران مطرح کرده است. او در کنار چهره‌هایی مانند ویتکاف، نماینده ریشه‌های جریان موسوم به «ماگا» و ترامپی‌های اصیل در حکومت آمریکاست. در مقابل این گروه اما ماشین سیاسی حزب جمهوریخواه قرار دارد که چه در کنگره و چه در دولت، حضور بسیار پررنگی دارند و همانند گذشته، از جنگ‌های خاورمیانه حمایت می‌کنند. مانند روبیو.
.
گزارشی از تهران در جنگ

امروز شنبه ۲۳ اسفند روز پانزدهم جنگ است. من این دو هفته در تهران بودم و سعی می‌کنم مشاهدات بسیار محدود خودم از شهر را اینجا، برای کسانی که ممکن است برایشان خواندنی باشد، بنویسم.

نکته بسیار مهم:
من تقریبا تمام این مدت در محدوده چندصد متری بالا و پایین پل کریمخان بوده‌ام و بیشتر هم در خانه. کلا سه یا چهار بار از این محدوده خارج شدم، در نتیجه مشاهداتم بسیار محدود است.

• تعداد حمله‌های این بار خیلی بیشتر از دفعه قبل است و در نتیجه زمان و مکان حمله‌ها متنوع‌تر و حتی به نظر می‌رسد شدت تخریب حمله‌ها بیشتر. همین مسئله باعث شده تردد در شهر خیلی خطرناک‌تر از دفعه قبل به نظر برسد و آدم‌ها کمتر از خانه بیرون بیایند.

• تعداد کسانی از اطرافیانم که از تهران رفته‌اند کمتر از جنگ ۱۲روزه است، گرچه کماکان خیلی‌ها رفته‌اند. یکی از دلایلش این است که سری قبل دوری از تهران بهشان خیلی سخت گذشت و بعضی‌ها این‌بار ترجیح دادند تا وقتی مجبور نشده‌اند از شهر بیرون نروند. مسائل اقتصادی هم حتما برای بعضی موثر بوده.
با این حال خیابان‌ها به اندازه دفعه قبل خلوت است، حتی شاید بعضی وقت‌ها خلوت‌تر. فکر می‌کنم یکی از دلایلش همانی است که بالاتر گفتم: پرخطرتر بودن خیابان‌ها. این را به‌وضوح در اطرافیانم می‌بینم که کمتر از سری قبل از خانه بیرون می‌آیند.
دفعه قبل هم این اتفاق می‌افتاد که وقتی یکی دو روز حمله‌ها به تهران سبک‌تر بود شهر کمی شلوغ‌تر می‌شد (چه در اثر برگشتن بعضی‌ها به شهر و چه در اثر تردد بیشتر درشهرمانده‌ها). ولی این سری این اتفاق کمتر می‌افتد چون فواصل سبک‌شدن حمله‌ها کوتاه است. مشخصا انفجارهای جمعه صبح به اطراف بیت، زدن انبار نفت و آلودگی شدید هوا در یکی دو روز بعدش، حمله به ایست‌های بازرسی و هشدارهای تخلیه مرکز شهر خلوتی شهر را تشدید کرد.

• تقریبا همه سوپرها بازند و کالاهای معمول هم به اندازه کافی هست، البته قیمت بعضی‌هایشان بالا رفته. در محله کریمخان کافه‌ها و اغذیه‌فروشی‌ها هم اغلب بازند، گرچه اکثرشان خلوتند و مشتری چندانی ندارند. همزمانی ماه رمضان هم کسادی کار آنها را تشدید کرده. در طول روز بیشترشان پرده‌ها را می‌کشند که از بیرون خیلی معلوم نباشد و نیمه‌بازند. بعد از تاریکی هوا هم که شهر خیلی خلوت می‌شود و مجبورند زود ببندند. در اسنپ‌فود هم تعدادی رستوران و ... فعالند، اما نه همه. می‌دانم یکی از مشکلات این کسب‌وکارها این است که نیروهای کارشان یا از تهران رفته‌اند یا برای رفت‌وآمد مشکل دارند(به دلیل همان خطرناک بودن تردد).
جز این‌ها، بقیه مغازه‌ها اغلب تعطیلند و تک‌وتوک باز. بعضی محله‌ها تعداد مغازه‌های باز خیلی کمتر است و بعضی جاها (مثل بهار شمالی) بیشتر. اما در کل تقریبا هیچ‌کدام مشتری ندارند.

• بیشتر کارها کاملاً تعطیلند و درآمد خیلی‌ها صفر. صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ کلی هزینه ثابت (اجاره، حقوق، بیمه، ...) دارند که باید پرداخت کنند بدون این‌که ریالی درآمد داشته باشند. می‌دانم خیلی‌ها حتی حقوق همین اسفند را هم نتوانسته‌اند کامل بدهند. از آن طرف خیلی‌ها که کار اصصلاحا فریلنس دارند یا کارشان وابسته به اینترنت بوده به‌کل فلج شده‌اند. مسئله این است که در همین سال ۱۴۰۴ دو سری قطعی کار داشتیم و در بقیه مواقعش هم اقتصاد کم‌رونق‌تر از قبل بوده. در نتیجه خیلی‌ها پس‌اندازهایشان را هم خرج کرده‌اند و این روزها زیر فشار بیشتر هستند. ضمن این‌که خیلی از کسب‌وکارها در یکی دو ماه آخر سال فروش زیادی دارند و ماه‌های معمولا راکد سال را با فروش این دو ماه می‌گذرانند و حالا که این فروش از بین رفته، حتی با فرض تمام‌شدن جنگ در کوتاه‌مدت، هم سال بسیار سختی را در پیش خواهند داشت.
• این‌طور که از حرف‌های دوستانم در شهرهای مختلف* برمی‌آید زندگی فقط در تهران و تا حدودی اصفهان به‌کل مختل شده و مردم خانه‌نشین. البته با توجه به تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها و ادارات و همین‌طور قطعی اینترنت، اوضاع در بقیه شهرها هم مثل همیشه نیست ولی مغازه‌ها همه بازند و مردم در شهر مثل همیشه تردد می‌کنند.
* اطلاعات من از این شهرهاست: مشهد، قزوین، شیراز، یزد، ساری، رشت، لاهیجان، چالوس، رامسر (و چند شهر دیگر شمال).

• اطرافیانم و کسانی که این روزها می‌بینمشان اغلب از قبل مخالف جنگ بوده‌اند و هنوز هم نظرشان همان است. این روزها با موافقان جنگ ارتباط زیادی نداشته‌ام ولی این‌طور که با واسطه می‌شنوم کسانی که دو سه هفته پیش منتظر حمله امریکا بودند هنوز به نتیحه‌بخش‌بودن این جنگ امیدوارند. گرچه بعضی‌هایشان انتظار داشته‌اند تغییر موردنظرشان خیلی زود اتفاق بیفتد و گرچه اطمینانشان به بعضی چیزها خدشه‌دار شده ولی هنوز ناامید نشده‌اند و منتظرند.

ادامه در پست بعدی
.
بهمن دارالشفایی
گزارشی از تهران در جنگ امروز شنبه ۲۳ اسفند روز پانزدهم جنگ است. من این دو هفته در تهران بودم و سعی می‌کنم مشاهدات بسیار محدود خودم از شهر را اینجا، برای کسانی که ممکن است برایشان خواندنی باشد، بنویسم. نکته بسیار مهم: من تقریبا تمام این مدت در محدوده چندصد…
• قطعی اینترنت روان همه را فرسوده کرده. بیشتر آدم‌ها که کلا نمی‌توانند وصل شوند، بقیه هم ساعت‌ها تلاش می‌کنند که بتوانند چند دقیقه‌ای بیایند اینجا. بعد از هر انفجار همه به هر دری می‌زنیم که بفهمیم کجا بوده و بعدش شروع کنیم به زنگ‌زدن به کسانی از آشنایانمان که آن اطراف زندگی می‌کنند.
اگر اینترنت وصل شود هم تحمل این شرایط کمی آسان‌تر می‌شود و هم شاید بعضی کسب‌وکارها، به‌خصوص آن‌ها که در شهرهایی حز این دو سه شهر زیر ضرب مستقرند، بتوانند کارشان را شروع کنند و از این اوضاع فاجعه‌بار کمی نجات پیدا کنند.

• چند روز پیش گشتی در شهر زدم و چندتا از نقاط تخریب‌شده را دیدم. در مقایسه با جنگ قبلی تخریب خیلی گسترده‌تر بود. مثلا اطراف کلانتری نیلوفر یا پلیس دیپلماتیک سر ترکمنستان دست‌کم ۱۰۰ واحد ساختمانی غیرقابل‌سکونت شده بودند و این‌طور که از عکس‌ها و ویدیوها برمی‌آید اوضاع در بقیه حمله‌ها هم بهتر نبوده.

• در مرکز شهر که من هستم حمله‌ها کمتر بوده ولی دوستانم که در محله‌هایی مثل پیروزی یا سعادت‌آباد یا چیتگر یا ارتش زندگی می‌کنند، اوضاع خیلی بدتری دارند. و البته بدترین بخش ماجرا غیرقابل‌پیش‌بینی بودن ماجراست و این‌که در هر لحظه از روز و شب ممکن است جایی در نزدیکی‌ات موشک بخورد. جاهایی که بهشان حمله شده این‌قدر متنوع بوده‌اند که واقعا جایی از شهر نمی‌شود احساس امنیت کرد.

در هر حال امیدوارم این جنگ هرچه زودتر تمام شود و آدم‌های کمتری بمیرند و خانه‌ها و مغازه‌های کمتری خراب شوند و فقر و بدبختی گسترده‌تر از این نشود.
.
.
عید همگی مبارک

امیدوارم امسال دست‌کم از پارسال کمتر سیاه باشد.

سال را نو می‌کنیم به یاد هزاران جان عزیزی که در دی‌ماه سیاه جانشان را از دست دادند و به یاد هموطنانی که در این جنگ جان یا خانه‌هایشان را از دست داده‌اند و نه اسمشان را می‌دانیم و نه تعداد دقیقشان را.

به امید آزادی، صلح و رفع همه اشکال تبعیض

این هم دلبری آسمان تهران، دقایقی پیش از نو شدن سال
.