دانشجویانی که علاقهمند هستند در نیمسال آتی (نیمسال دوم 03-1402) به عنوان دستیار درس نظریهی زبانها و ماشینها در دانشکدهی مهندسی کامپیوتر (گروه دکتر محمد ایزدی و مهران معینی جم) فعالیت کنند، لطفاً فرم زیر را حداکثر تا پایان روز سهشنبه دهم بهمنماه پر نمایند. فعالیت دستیاری شامل همکاری در طرح و تصحیح تمرینها و آزمونها و پاسخگویی به سوالهای دانشجوها در گروه درسی خواهد بود.
در صورتی که سوالات بیشتری در این زمینه دارید، میتوانید با آیدی @moeinij در ارتباط باشید.
در صورتی که سوالات بیشتری در این زمینه دارید، میتوانید با آیدی @moeinij در ارتباط باشید.
Forwarded from آموزش دانشکده کامپیوتر
«دستیاری نظریه زبان ها و ماشین ها»
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfrdg07hg2Ks_xVgriKkv0Vph5L7mToSjwdJm-iHnHJxOijaw/viewform?usp=sf_link
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfrdg07hg2Ks_xVgriKkv0Vph5L7mToSjwdJm-iHnHJxOijaw/viewform?usp=sf_link
زمانی که این کانال رو ساختم، قرار بود پلی باشه برای ارتباط با دانشجوهای نظریهی زبانها و آتامتا/اتوماتای کامپیوتر شریف، درسی که در دههی گذشته به تدریج از چارت اصلی کامپیوتر کنار گذاشته شده بود و به عنوان یک درس اختیاری شناخته میشد.
از اون روز نزدیک به سه سال گذشته و در کنار دوستان و اساتید، مسیر پر فراز و نشیبی رو برای ترویج این شاخه از علوم کامپیوتر نظری، تاکید بر اهمیت این مفاهیم و نیز ایجاد محفلی کوچک برای علاقهمندان و پژوهشگران این حوزه طی کردیم؛ مسیری که برای من با تجربیات جدید بسیاری، از برگزاری کارگاههای آموزشی و مدرسهی تابستانی، تا دستیاری و در نهایت تدریس این درس بعد از فارغالتحصیلی، همراه شد.
در کنار این موارد، تجربهی پژوهش و نگارش یک پایاننامهی ارشد تماماً نظری، که بر بال اهداف و آرزوهای بلندپروازانه، به تدریج به اندازهی یک نیمهرسالهی دکتری بسط داده شد، در من دیدگاه متفاوتتر و تکمیلتری نسبت به کندوکاو در گوشههای تاریکتر و کمترشناختهشدهی علوم کامپیوتر ایجاد کرد.
اسم جدید کانال (آتامِتاک/AutomaTalk) رو در ابتدا بنا داشتم که اسم رویدادی در دانشکده باشه، با هدف ایجاد یک حلقهی مطالعاتی و اطلاعرسانی درخصوص مقالههای کلیدی و دستاوردهای جدید پژوهشی، در حوزههای نظریهی محاسبه و نظریهی پیچیدگی، درستییابی صوری، منطق و الگوریتم (به ویژه الگوریتمهای موازی و ساختاردادههای همروند) و به طور کلی، هر آنچه که در دستهی علوم کامپیوتر نظری طبقهبندی میشد. با این حال، فکر میکنم که این گاهنامهی مجازی و تلگرامی، بستر مناسبتر و پایدارتری برای پیگیری این هدف باشه.
با توجه به اینکه مسیر من در ادامه، به مفاهیم سیستم و شبکه، به ویژه سیستمهای توزیعشده و سیستمهای عامل، و ارتباط آنها با حوزههای بالا، نزدیکتر خواهد شد، مطالب این کانال هم به تبعیت، سوگیری مشابهی خواهند داشت.
در انتها، دریافت فیدبکهای مثبت و منفی شما در رابطه با مطالب، همواره برای من ارزشمندترینه. خوشحال میشم که از طریق گروه متصل به کانال، با بنده و سایر دوستان همفکر و همقطار، در ارتباط باشید.
از اون روز نزدیک به سه سال گذشته و در کنار دوستان و اساتید، مسیر پر فراز و نشیبی رو برای ترویج این شاخه از علوم کامپیوتر نظری، تاکید بر اهمیت این مفاهیم و نیز ایجاد محفلی کوچک برای علاقهمندان و پژوهشگران این حوزه طی کردیم؛ مسیری که برای من با تجربیات جدید بسیاری، از برگزاری کارگاههای آموزشی و مدرسهی تابستانی، تا دستیاری و در نهایت تدریس این درس بعد از فارغالتحصیلی، همراه شد.
در کنار این موارد، تجربهی پژوهش و نگارش یک پایاننامهی ارشد تماماً نظری، که بر بال اهداف و آرزوهای بلندپروازانه، به تدریج به اندازهی یک نیمهرسالهی دکتری بسط داده شد، در من دیدگاه متفاوتتر و تکمیلتری نسبت به کندوکاو در گوشههای تاریکتر و کمترشناختهشدهی علوم کامپیوتر ایجاد کرد.
اسم جدید کانال (آتامِتاک/AutomaTalk) رو در ابتدا بنا داشتم که اسم رویدادی در دانشکده باشه، با هدف ایجاد یک حلقهی مطالعاتی و اطلاعرسانی درخصوص مقالههای کلیدی و دستاوردهای جدید پژوهشی، در حوزههای نظریهی محاسبه و نظریهی پیچیدگی، درستییابی صوری، منطق و الگوریتم (به ویژه الگوریتمهای موازی و ساختاردادههای همروند) و به طور کلی، هر آنچه که در دستهی علوم کامپیوتر نظری طبقهبندی میشد. با این حال، فکر میکنم که این گاهنامهی مجازی و تلگرامی، بستر مناسبتر و پایدارتری برای پیگیری این هدف باشه.
با توجه به اینکه مسیر من در ادامه، به مفاهیم سیستم و شبکه، به ویژه سیستمهای توزیعشده و سیستمهای عامل، و ارتباط آنها با حوزههای بالا، نزدیکتر خواهد شد، مطالب این کانال هم به تبعیت، سوگیری مشابهی خواهند داشت.
در انتها، دریافت فیدبکهای مثبت و منفی شما در رابطه با مطالب، همواره برای من ارزشمندترینه. خوشحال میشم که از طریق گروه متصل به کانال، با بنده و سایر دوستان همفکر و همقطار، در ارتباط باشید.
🔸رویدادها هم مهاجرت میکنند؛ خانهای جدید برای FSEN
کنفرانس Fundamentals of Software Engineering یا به اختصار FSEN یکی از معدود کنفرانسهای شناختهشدهی ایرانی در حوزهی علوم کامپیوتر به حساب میاد که از سال 2005 و هر دو سال یکبار، با همکاری پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) برگزار میشد.
در دورههای گذشته، این رویداد میزبان اساتید و پژوهشگرهای صاحبنام بسیاری از دانشگاهها و موسسههای مطرح دنیا بود که تعداد زیادی برای اولین بار به ایران سفر میکردند.
یازدهمین دورهی این کنفرانس اما برای اولین بار، خارج از ایران برگزار میشه و سوئد میزبان FSEN 2025 خواهد بود.
🔹 اگر به مدلسازی سیستمها و توصیف و درستییابی صوری علاقهمند هستید، وستروس (قلمروی تارگرینها) از شهرهای سرسبز و خوشآبوهوای سوئد به حساب میاد. کنفرانس هفتم و هشتم آوریل سال دیگه (۱۹-۱۸ فروردین ۱۴۰۴) برگزار میشه.
عکسها از دورههای قبلی رویداد
کنفرانس Fundamentals of Software Engineering یا به اختصار FSEN یکی از معدود کنفرانسهای شناختهشدهی ایرانی در حوزهی علوم کامپیوتر به حساب میاد که از سال 2005 و هر دو سال یکبار، با همکاری پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) برگزار میشد.
در دورههای گذشته، این رویداد میزبان اساتید و پژوهشگرهای صاحبنام بسیاری از دانشگاهها و موسسههای مطرح دنیا بود که تعداد زیادی برای اولین بار به ایران سفر میکردند.
یازدهمین دورهی این کنفرانس اما برای اولین بار، خارج از ایران برگزار میشه و سوئد میزبان FSEN 2025 خواهد بود.
🔹 اگر به مدلسازی سیستمها و توصیف و درستییابی صوری علاقهمند هستید، وستروس (قلمروی تارگرینها) از شهرهای سرسبز و خوشآبوهوای سوئد به حساب میاد. کنفرانس هفتم و هشتم آوریل سال دیگه (۱۹-۱۸ فروردین ۱۴۰۴) برگزار میشه.
عکسها از دورههای قبلی رویداد
Forwarded from آموزش دانشکده کامپیوتر
«دستیاری نظریه زبانها و ماشینها»
دانشجویانی که تمایل دارند در نیمسال آینده (پاییز ۱۴۰۳) دستیار آموزشی درس نظریه زبان ها و ماشین ها در گروه مهندس معینیجم باشند، میتوانند درخواست خود را تا ۱۰ شهریور از طریق فرم زیر ثبت نمایند:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfqwBuV6GhQ6TjiZqb_toyybi-gG0lNbczDbH6hHYVpfFoqSw/viewform
دانشجویانی که تمایل دارند در نیمسال آینده (پاییز ۱۴۰۳) دستیار آموزشی درس نظریه زبان ها و ماشین ها در گروه مهندس معینیجم باشند، میتوانند درخواست خود را تا ۱۰ شهریور از طریق فرم زیر ثبت نمایند:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfqwBuV6GhQ6TjiZqb_toyybi-gG0lNbczDbH6hHYVpfFoqSw/viewform
در این آشفتهبازار این روزهای مدلهای زبانی بزرگ، و هیجانات غالب بر جامعهی علمی و غیرعلمی و تاثیر شگرفش روی سهام شرکتهای فراهمکنندهی زیرساختهای سختافزاری، پرسش اصلیای که به وجود میاد اینه که بعد از گذشت هفتاد سال از مطرح شدن «بازی تقلید» (معروف به تست تورینگ) برای سنجش «تفکر ماشینی» و هوش مصنوعی، آیا سرانجام میتونیم چتباتهای مبتنی بر مدلهای زبانی نظیر GPT رو برندهی این بازی و فاتح جایگاهی در نظر بگیریم که تورینگ در دههی پنجاه میلادی پیشبینی کرده بود؟ پرسشی که در ابتدا ممکنه ساده به نظر بیاد، به خصوص که ادعای «پاس شدن تست تورینگ» این روزها لقلقهی زبان مدیران شرکتها و بازوهای تبلیغاتیشونه، اما زمانی پیچیده میشه که متوجه میشیم در آزمایشهای واقعی، درصد قابلتوجهی از انسانها هم در این تست مردود میشوند. مشکل کجاست؟
«آیا ماشینها قادر به تفکر هستند؟»، سوالیه که آلن تورینگ در مقالهی ۱۹۵۰ خودش مطرح میکنه، و تلاش میکنه تا با طرح بازی تقلید، معیاری برای سنجش تفکر ماشینی خلق کنه. بازی شامل یک پرسشگر، یک انسان و یک ماشینه. پرسشگر جدا از انسان و ماشین در یک اتاق جداگانه قرار گرفته و با هدف حذف فاکتورهای غیرمرتبط از جمله صدا و تصویر، ارتباط او با دو بازیکن دیگه، صرفا از طریق مکاتبه انجام میشه. هدف پرسشگر، تشخیص انسان از بین دو بازیکن دیگر، هدف انسان، کمک به این تشخیص و هدف ماشین، گمراهی پرسشگر است تا برندهی این بازی باشه. تیمی از پژوهشگرهای دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو (UCSD)، اخیرا نسخهای دو نفره از این بازی رو با پانصد شرکتکننده شبیهسازی کردند، و نتایج، خارج از انتظار بود.
اگر به تاریخچهی چتباتها علاقهمند باشید، احتمالا با Eliza آشنا هستید. تاریخچهی این چتبات به دههی ۶۰ میلادی و دانشگاه MIT میرسه و در زمان خودش، پیشرو به شمار میومد (از اینجا امتحانش کنید). در آزمایش جدید، علاوه بر GPT سهونیم و چهار، نسخهای از Eliza هم مورد استفاده قرار گرفته. بازی دو نفره رو به این صورت طراحی کردند که شرکتکنندهها در برابر یک انسان یا یکی از سه چتبات بالا قرار میگرفتند و باید ظرف مدت پنج دقیقه، تشخیص میدادند که با یک انسان دیگه و یا یک چتبات صحبت میکنند.
مطابق انتظار، Eliza و GPT-4 به ترتیب در ۲۲ و ۵۴ درصد بازیها، برنده شدند. اگر با Eliza کار کرده باشید، میدونید که عدد ۲۲، درصد بالایی به حساب میاد؛ پدیدهای که تحت عنوان Eliza Effect شناخته میشه و بر اثرش، پرسشگرها برخلاف چیزی که میبینند و استدلال میکنند، رفتارهای انسانگونه رو به Eliza نسبت میدن. از سمت دیگه، بازیکنهای انسانی که به جای چتباتها قرار گرفته بودند، تنها در ۶۷ درصد موارد موفق به قانع کردن پرسشگرها شدند.
اقتصاددانها در این مواقع از «علیت دوّار» صحبت میکنند، که در علم اقتصاد، به ارتباط علت و معلولی متقابل میان چند پدیده گفته میشه. در این مورد هم برخوردهای شرکتکنندههای آزمایش با چتباتها، موجب شده بود که سطح انتظارها از عملکرد هوش مصنوعی به قدری بالا بیاد که در ۳۳ درصد موارد، انسانها رو هم به اشتباه ربات تشخیص بدن. از طرف دیگه، پرسشگرها در تشخیص GPT-4 هم عملکردی در حد و اندازهی پرتاب سکه داشتند (اگر فکر میکنید که میتونید عملکرد بهتری از شرکتکنندهها داشته باشید، تلاش کنید که از بین چهار عکس زیر، انسان رو تشخیص بدید؛ سه عکس مربوط به AI و یک عکس مربوط به بازیکن انسانیه. سبزها مکالمات پرسشگر و خاکستریها جواب انسان/چتباتها هستند).
با لحاظ این موارد، به نظر میاد که نیاز به بازنگری در تست تورینگ، بیشتر از هر زمان دیگهای احساس میشه؛ و تا به امروز، پیشنهاداتی هم روی میز قرار گرفته. یکی از اینها، ایدهی یکی از اساتید روانشناسی دانشگاه پرینستونه. Philip Johnson-Laird اعتقاد داره که برای آزمایش مدلها، باید اونها رو در برابر آزمونهای روانشناسی قرار بدیم، و مثل یک جلسهی تراپی، شباهتش با رفتارهای انسانگونه رو بررسی کنیم؛ یک دیدگاه میانرشتهای که میتونه درهای جدیدی رو به سوی شناخت LLMها باز کنه.
از سمت دیگه، Terrence Sejnowski استاد علوم اعصاب UCSD هم در مقالهی اخیرش، با مطالعه روی شیوهی رفتاری و عملکرد مغزی انسانها، نگاه کاملا متفاوتی رو مطرح میکنه: همونطور که در یک بازی تنیس، یک رقیب قدرمندتر، از شما بازیکن بهتری میسازه، LLMها هم صرفا بازتابدهندهی ضریب هوشی پرسشگر هستند. در حقیقت، هر بار که ما با اونها صحبت میکنیم، این ما هستیم که در جایگاه پرسششونده قرار گرفتهایم، پدیدهای که او ازش به عنوان «تست تورینگ وارونه» تعبیر میکنه. این دیدگاه، با نتایج آزمایش بالا همخوانی داره و میتونه دلیلی باشه بر اینکه چرا اطلاق جایگاه پرسشگر به انسانها در تست تورینگ، میتونه به چنین نتایج دور از ذهنی منجر بشه.
«آیا ماشینها قادر به تفکر هستند؟»، سوالیه که آلن تورینگ در مقالهی ۱۹۵۰ خودش مطرح میکنه، و تلاش میکنه تا با طرح بازی تقلید، معیاری برای سنجش تفکر ماشینی خلق کنه. بازی شامل یک پرسشگر، یک انسان و یک ماشینه. پرسشگر جدا از انسان و ماشین در یک اتاق جداگانه قرار گرفته و با هدف حذف فاکتورهای غیرمرتبط از جمله صدا و تصویر، ارتباط او با دو بازیکن دیگه، صرفا از طریق مکاتبه انجام میشه. هدف پرسشگر، تشخیص انسان از بین دو بازیکن دیگر، هدف انسان، کمک به این تشخیص و هدف ماشین، گمراهی پرسشگر است تا برندهی این بازی باشه. تیمی از پژوهشگرهای دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو (UCSD)، اخیرا نسخهای دو نفره از این بازی رو با پانصد شرکتکننده شبیهسازی کردند، و نتایج، خارج از انتظار بود.
اگر به تاریخچهی چتباتها علاقهمند باشید، احتمالا با Eliza آشنا هستید. تاریخچهی این چتبات به دههی ۶۰ میلادی و دانشگاه MIT میرسه و در زمان خودش، پیشرو به شمار میومد (از اینجا امتحانش کنید). در آزمایش جدید، علاوه بر GPT سهونیم و چهار، نسخهای از Eliza هم مورد استفاده قرار گرفته. بازی دو نفره رو به این صورت طراحی کردند که شرکتکنندهها در برابر یک انسان یا یکی از سه چتبات بالا قرار میگرفتند و باید ظرف مدت پنج دقیقه، تشخیص میدادند که با یک انسان دیگه و یا یک چتبات صحبت میکنند.
مطابق انتظار، Eliza و GPT-4 به ترتیب در ۲۲ و ۵۴ درصد بازیها، برنده شدند. اگر با Eliza کار کرده باشید، میدونید که عدد ۲۲، درصد بالایی به حساب میاد؛ پدیدهای که تحت عنوان Eliza Effect شناخته میشه و بر اثرش، پرسشگرها برخلاف چیزی که میبینند و استدلال میکنند، رفتارهای انسانگونه رو به Eliza نسبت میدن. از سمت دیگه، بازیکنهای انسانی که به جای چتباتها قرار گرفته بودند، تنها در ۶۷ درصد موارد موفق به قانع کردن پرسشگرها شدند.
اقتصاددانها در این مواقع از «علیت دوّار» صحبت میکنند، که در علم اقتصاد، به ارتباط علت و معلولی متقابل میان چند پدیده گفته میشه. در این مورد هم برخوردهای شرکتکنندههای آزمایش با چتباتها، موجب شده بود که سطح انتظارها از عملکرد هوش مصنوعی به قدری بالا بیاد که در ۳۳ درصد موارد، انسانها رو هم به اشتباه ربات تشخیص بدن. از طرف دیگه، پرسشگرها در تشخیص GPT-4 هم عملکردی در حد و اندازهی پرتاب سکه داشتند (اگر فکر میکنید که میتونید عملکرد بهتری از شرکتکنندهها داشته باشید، تلاش کنید که از بین چهار عکس زیر، انسان رو تشخیص بدید؛ سه عکس مربوط به AI و یک عکس مربوط به بازیکن انسانیه. سبزها مکالمات پرسشگر و خاکستریها جواب انسان/چتباتها هستند).
با لحاظ این موارد، به نظر میاد که نیاز به بازنگری در تست تورینگ، بیشتر از هر زمان دیگهای احساس میشه؛ و تا به امروز، پیشنهاداتی هم روی میز قرار گرفته. یکی از اینها، ایدهی یکی از اساتید روانشناسی دانشگاه پرینستونه. Philip Johnson-Laird اعتقاد داره که برای آزمایش مدلها، باید اونها رو در برابر آزمونهای روانشناسی قرار بدیم، و مثل یک جلسهی تراپی، شباهتش با رفتارهای انسانگونه رو بررسی کنیم؛ یک دیدگاه میانرشتهای که میتونه درهای جدیدی رو به سوی شناخت LLMها باز کنه.
از سمت دیگه، Terrence Sejnowski استاد علوم اعصاب UCSD هم در مقالهی اخیرش، با مطالعه روی شیوهی رفتاری و عملکرد مغزی انسانها، نگاه کاملا متفاوتی رو مطرح میکنه: همونطور که در یک بازی تنیس، یک رقیب قدرمندتر، از شما بازیکن بهتری میسازه، LLMها هم صرفا بازتابدهندهی ضریب هوشی پرسشگر هستند. در حقیقت، هر بار که ما با اونها صحبت میکنیم، این ما هستیم که در جایگاه پرسششونده قرار گرفتهایم، پدیدهای که او ازش به عنوان «تست تورینگ وارونه» تعبیر میکنه. این دیدگاه، با نتایج آزمایش بالا همخوانی داره و میتونه دلیلی باشه بر اینکه چرا اطلاق جایگاه پرسشگر به انسانها در تست تورینگ، میتونه به چنین نتایج دور از ذهنی منجر بشه.
آتـامِتـاکـ • AυτοmαTαλκ
در این آشفتهبازار این روزهای مدلهای زبانی بزرگ، و هیجانات غالب بر جامعهی علمی و غیرعلمی و تاثیر شگرفش روی سهام شرکتهای فراهمکنندهی زیرساختهای سختافزاری، پرسش اصلیای که به وجود میاد اینه که بعد از گذشت هفتاد سال از مطرح شدن «بازی تقلید» (معروف به تست…
میتونید پرامپتی هم که برای این آزمایش مورد استفاده قرار گرفته رو از اینجا بردارید (مراجعه به Appendix A) و این تست تورینگ رو با چتباتهای مختلف شبیهسازی کنید. شکل چپ، مربوط به متن قبلی و شکل راست، بخشی از مکالمهی (نیمهجدی!) من با چتجیپیتیه.
« ... المپیاد سخت بود ولی دوستش داشتم! فیزیک ۲ و معارف اسلامی سخت بود ولی دوستشون نداشتم. اما یاد گرفتم دنیا پر از چیزهاییه که دوستشون نداریم ولی گاهی مجبوریم انجامشون بدیم که بتونیم فراتر بریم. دنیا مملو از جعبههاییه که گذاشتهن تا ملت توش جا بشن [...] شاید کسی توی این جعبهها جا نشه؛ اما اگه این جانشدن رو نفهمه، عذاب میکشه ... »
شاید بعضیها از طریق دیگهای بشناسنش، ولی اسم آیدین نصیری شرق همیشه برای من با کتاب ششصد مسئلهی الگوریتمی قرینه؛ کتابی که در سالهای تحصیلش در شریف با همکاری مشترک دکتر قدسی نوشته. آیدین سالهای طولانیه که دیگه ایران نیست؛ مدت زیادی در گوگل مشغول به کار بود، و الان روی استارتاپ خودش (Codelita) برای آموزش برنامهنویسی کار میکنه. اخیرا رشتهتوییتی گذاشته از تجربیات منحصر به فردش در شریف؛ از تجربهی المپیاد و عضویت در تیم مسابقات ICPC تا مشروطی و بارها افتادن دروس پایه. خوندش رو به همهی شما توصیه میکنم.
https://x.com/Loc0m0/status/1833203967687594472
شاید بعضیها از طریق دیگهای بشناسنش، ولی اسم آیدین نصیری شرق همیشه برای من با کتاب ششصد مسئلهی الگوریتمی قرینه؛ کتابی که در سالهای تحصیلش در شریف با همکاری مشترک دکتر قدسی نوشته. آیدین سالهای طولانیه که دیگه ایران نیست؛ مدت زیادی در گوگل مشغول به کار بود، و الان روی استارتاپ خودش (Codelita) برای آموزش برنامهنویسی کار میکنه. اخیرا رشتهتوییتی گذاشته از تجربیات منحصر به فردش در شریف؛ از تجربهی المپیاد و عضویت در تیم مسابقات ICPC تا مشروطی و بارها افتادن دروس پایه. خوندش رو به همهی شما توصیه میکنم.
https://x.com/Loc0m0/status/1833203967687594472
X (formerly Twitter)
لوکوموتیو (@Loc0m0) on X
من بدون کنکور رفتم مهندسی نرمافزار شریف (مدال جهانی المپیاد). و اغلب مدت دوران لیسانسم از نظر تحصیلی بسیااار گُه، مزخرف، و کابوسوار بود. ترم یک معدلم شد ۱۲ و ترم دو مشروط شدم. و هرگز فکر نمیکردم فارغالتحصیل بشم.
الآن، بعد ۲۰ سال، بهنظرم یه مزایایی داشت.…
الآن، بعد ۲۰ سال، بهنظرم یه مزایایی داشت.…
لطف دوستان و همکارانی که با من در برهههای مختلف در مسیر آکادمیک در ارتباط بودهاند، همواره شامل حال بنده بوده است؛ اما گاه صحبتهایی مطرح میشوند که به دور از انصاف و اخلاق حرفهای آکادمیک هستند و نه تنها مورد تایید بنده نیستند، بلکه اغلب نقطهنظرهای متفاوتی را شامل میشوند.
هر آنچه هست، مشق تدریس در کنار اساتید است؛ و بنده همواره ارادت و احترام بسیار زیادی برای تمامی این بزرگواران، که بعضاً الهامبخش من در فعالیتهای آکادمیک بودهاند، قائل هستم، و این حواشی را دور از شأن این عزیزان میبینم، که معتقدم برای همه، تنها عشق به تدریس انگیزهی ماندن در این حرفه است.
هر آنچه هست، مشق تدریس در کنار اساتید است؛ و بنده همواره ارادت و احترام بسیار زیادی برای تمامی این بزرگواران، که بعضاً الهامبخش من در فعالیتهای آکادمیک بودهاند، قائل هستم، و این حواشی را دور از شأن این عزیزان میبینم، که معتقدم برای همه، تنها عشق به تدریس انگیزهی ماندن در این حرفه است.
Forwarded from نظریه زبانها و آتامتا - پاییز ۱۴۰۳ (Mehran)
فردا در آخرین جلسهی کلاس نظریهی زبانها و ماشینها که به صورت مجازی برگزار خواهد شد، برای گفتوگو درخصوص مطالب پیشرفتهتر و پژوهش در حوزهی روشهای صوری و ارتباط آن با دیگر حوزههای علوم کامپیوتر، میزبان خانم دکتر مرجان سیرجانی، پژوهشگر و استاد برجستهی علوم کامپیوتر دانشگاه Mälardalens سوئد خواهیم بود.
بخشی از دیگر سوابق ایشان:
- استاد دانشکدهی مهندسی برق و کامپیوتر، دانشکدهی فنی دانشگاه تهران
- پژوهشگر ارشد، پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)
- پژوهشگر مهمان، دانشگاه California, Berkeley
- پژوهشگر مهمان، دانشگاه Illinois at Urbana-Champaign
- موسس و رئیس کمیتهی راهبری کنفرانس FSEN
- رئیس کمیتهی برنامهریزی کنفرانسهای SEFM و COORDINATION
این جلسه فردا پنجشنبه ۱۳ دیماه از ساعت 10:30 صبح تا 12 در لینک زیر برگزار خواهد شد.
https://vc.sharif.edu/ch/pdl
لطفا پس از ورود به لینک، از طریق گزینهی مهمان وارد شوید و نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید. شرکت برای عموم دانشجوها بلامانع است.
با آرزوی سلامتی و موفقیت
معینیجم
بخشی از دیگر سوابق ایشان:
- استاد دانشکدهی مهندسی برق و کامپیوتر، دانشکدهی فنی دانشگاه تهران
- پژوهشگر ارشد، پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)
- پژوهشگر مهمان، دانشگاه California, Berkeley
- پژوهشگر مهمان، دانشگاه Illinois at Urbana-Champaign
- موسس و رئیس کمیتهی راهبری کنفرانس FSEN
- رئیس کمیتهی برنامهریزی کنفرانسهای SEFM و COORDINATION
این جلسه فردا پنجشنبه ۱۳ دیماه از ساعت 10:30 صبح تا 12 در لینک زیر برگزار خواهد شد.
https://vc.sharif.edu/ch/pdl
لطفا پس از ورود به لینک، از طریق گزینهی مهمان وارد شوید و نام و نام خانوادگی خود را وارد کنید. شرکت برای عموم دانشجوها بلامانع است.
با آرزوی سلامتی و موفقیت
معینیجم
نسل جدید دانشجوی کامپیوتر متاسفانه فقط نوک دماغش رو میبینه. فکر میکنه دیجیکالا همون آمازونه که تو ایرانه، و فرق کافهبازار و گوگلپلی توی دسترسی دومی به پلتفرمهای مالی جهانیه. برای همین به خودش اجازه میده که با اعتماد به نفس از "دنیای واقعی" حرف بزنه، و چهار نفر دانشجوی بیچارهی دیگه رو هم گمراه کنه.