The Long Dust
Caul
گفتند فقط یکبار فرصت داری دنیا رو ببینی، پس تا وقت هست همهجا رو ببین. و جدی گرفتی.
میشه هزار سال دنیا رو دید و خونه اول بود.
یکبار فرصت داری که بفهمی ذهنت از پس چه کارهایی برمیاد. فقط باید این رو جدی گرفت.
میشه هزار سال دنیا رو دید و خونه اول بود.
یکبار فرصت داری که بفهمی ذهنت از پس چه کارهایی برمیاد. فقط باید این رو جدی گرفت.
خیلی نادره در تاریخ که دوست و دشمن یک بازیگر سیاسی به انجام کاری ترغیبش کنند، و در برابر این فشار داخلی و بیرونی مقاومت کنه. وقتی این توقع همهجانبه ایجاد میشه، در تقریبا همه موارد اون کار رو انجام خواهد داد. پوتین هم الان در همین موقعیته.. هم دستگاه حاکمیتی و هم مردم روسیه، هر کدوم به دلایل خودشون؛ هلش میدن به سمت اوکراین. و طرف مقابل هم طوری رفتار میکنه که انگار قراره جرئت پوتین رو تست کنه! مقاومت در برابر ترکیب این شرایط، ترکیبی از عقل محض و اراده فولادین میخواد، که پوتین نداره. پس کاری که ازش میخوان انجام بده رو انجام خواهد داد. مگر اینکه بخواد دوران قدرتمندی خودش رو با یک تحقیر تاریخی و ماندگار به پایان برسونه.
اما قبل ازینکه این اتفاق بیفته، باید آماده چرند و پرندهای تحلیلگران بود. همونایی که این جنگ رو «پایان قدرت غرب» لقب خواهند داد و رودهدرازیهایی در موردش خواهند کرد. برای اثبات اینکه چرند میبافند میشه یک کار ساده انجام داد.
یک کاغذ بردارید و لیست شخصیتهایی که در طول شصت هفتاد سال گذشته سیاست خارجی و نقشه راه استراتژیک اروپا و آمریکا رو طراحی کردند یا در شکلگیری اون نقش داشتند، بنویسید. ممکنه توش رئیسجمهور باشه، وزیر باشه، فرمانده ارتش باشه، مشاور باشه، اقتصاددان باشه، سفیر باشه، استاد دانشگاه باشه.. هرچی. لازم نیست لیست رو به من نشون بدید. اسم این لیست رو بذارید لیست الف. حالا یه کاغذ دیگه بردارید و یه لیست از شخصیتهایی بنویسید که در طول شصت هفتاد سال گذشته گفتند که آدمهای لیست الف میدونند دارند چیکار میکنند! ممکنه تو اینا خبرنگار باشه، نویسنده باشه، استاد دانشگاه باشه، مجری تلویزیون باشه، سرباز ارتش باشه، هنرمند باشه، مستندساز باشه، هرچی. اسم این لیست رو هم بذارید لیست ب.
حالا سعی کنید هرچیزی که تا الان از لیست الف و ب شنیدید و خوندید و دیدید رو از ذهنتون پاک کنید. میدونم سخته، چون حجمش زیاده. ولی موقتا به صورت تمرینی انجامش بدید.
حالا یه بار دیگه اخبار رو چک کنید.
لازم نیست بیایید بم بگید چه فرقی کرد. چون خودم میدونم چه فرقی میکنه.
اما قبل ازینکه این اتفاق بیفته، باید آماده چرند و پرندهای تحلیلگران بود. همونایی که این جنگ رو «پایان قدرت غرب» لقب خواهند داد و رودهدرازیهایی در موردش خواهند کرد. برای اثبات اینکه چرند میبافند میشه یک کار ساده انجام داد.
یک کاغذ بردارید و لیست شخصیتهایی که در طول شصت هفتاد سال گذشته سیاست خارجی و نقشه راه استراتژیک اروپا و آمریکا رو طراحی کردند یا در شکلگیری اون نقش داشتند، بنویسید. ممکنه توش رئیسجمهور باشه، وزیر باشه، فرمانده ارتش باشه، مشاور باشه، اقتصاددان باشه، سفیر باشه، استاد دانشگاه باشه.. هرچی. لازم نیست لیست رو به من نشون بدید. اسم این لیست رو بذارید لیست الف. حالا یه کاغذ دیگه بردارید و یه لیست از شخصیتهایی بنویسید که در طول شصت هفتاد سال گذشته گفتند که آدمهای لیست الف میدونند دارند چیکار میکنند! ممکنه تو اینا خبرنگار باشه، نویسنده باشه، استاد دانشگاه باشه، مجری تلویزیون باشه، سرباز ارتش باشه، هنرمند باشه، مستندساز باشه، هرچی. اسم این لیست رو هم بذارید لیست ب.
حالا سعی کنید هرچیزی که تا الان از لیست الف و ب شنیدید و خوندید و دیدید رو از ذهنتون پاک کنید. میدونم سخته، چون حجمش زیاده. ولی موقتا به صورت تمرینی انجامش بدید.
حالا یه بار دیگه اخبار رو چک کنید.
لازم نیست بیایید بم بگید چه فرقی کرد. چون خودم میدونم چه فرقی میکنه.
کوچه خاکی که با بارون گلی شده. زباله و نخالهای که داره همهجا رو تصاحب میکنه. خونههایی که شبیه پناهگاه سگها هستند. و سیمهای برق که طوری کشیده شدهاند که انگار فردایی وجود نداره، و خانوادههایی که در سرمای موصل پتو هم ندارند، و جوانانی که داوطلب شدهاند تا عقبافتادگی اجتماعی رو با صدقه جبران کنند، و بچههایی که ورود هر آدم جدیدی به این خرابه براشون یک فیلم سینماییه. نتیجه چند دهه جنگیدن برای خدا و نجنگیدن برای انسان. نتیجه غلبه اعتقاداتی که زندگیستیزند. نتیجه یک عمر بیمایگی بزرگان، و بیعملی ضعفا. نتیجه ایمانی که بیماری بود، نه قدرت.
Anarchonomy
خب شما با اون آخوندی که میگه خون مرد رو به زن تزریق کنند اخلاق مردانه پیدا میکنه، چه فرقی دارید؟
یه خبرنگاری رفته بود با یه مدل اینستاگرمی مصاحبه کرده بود که ببینه اینا چقدر در میارن. اونم بش گفته بود مردم فکر میکنند ما از تبلیغ رژ لب و کرم و اینا خیلی درمیاریم ولی اونقدرها هم نیست، اصل پول اینه که بر و بچهها میرن واسه سکس. بعضیها خوب پول میدن اگه واسطه قول مدلی که فالوعر زیاد داره رو بشون بده. فقط اینجوری میشه با هلیکوپتر رفت چرخید و هرروز یه سفر مجانی به یه جزیره تو اقیانوس آرام رفت.
حالا اساتید دانشگاهی و جانوران آکادمیک هم همچین داستانی دارند. درآمد اصلی از تدریس نیست.
حالا اساتید دانشگاهی و جانوران آکادمیک هم همچین داستانی دارند. درآمد اصلی از تدریس نیست.
گاورمنت هفت حرفه، دولت چهار حرف. اگه همونی که بقیه میگن رو بگید، سه بار کمتر لازمه صفحه رو تاچ کنید، که اگه دوبار قرار باشه ازین کلمه استفاده کنید، شش بار.
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
فکر میکنه هرکاری آمریکا انجام بده عرف بینالمللیه!
فکر میکنه عرف بینالمللی ارجحیت داره به قانون کشور!
فکر میکنه محرمانگی مذاکره همون محرمانگی مصوبهست!
تیتیآیپی (طرفین آتلانتیک) و تیپیپی (که با کشورهای پاسیفیک بود) محرمانه بودند چون طرفین معامله چند کشور بودند و آمریکا نمیخواست یکی شرایط دیگری رو ببینه و دبه کنه. که هرچند حتی همین هم توجیه قابل قبولی نیست، و هر دو هم شکست خوردند (یعنی اون بهانه نتونست مانع شکست بشه)، اما معامله دو تک کشور با هم دیگه قابل مقایسه با این دو مورد نیست. محرمانگی با هدف به نتیجه رسوندن معامله در جهت منافع کشورت، زمین تا آسمان فرق داره با محرمانگی جهت مخفی کردن واقعیات معامله که ممکنه مردم کشورت رو عصبانی کنه.
فکر میکنه عرف بینالمللی ارجحیت داره به قانون کشور!
فکر میکنه محرمانگی مذاکره همون محرمانگی مصوبهست!
تیتیآیپی (طرفین آتلانتیک) و تیپیپی (که با کشورهای پاسیفیک بود) محرمانه بودند چون طرفین معامله چند کشور بودند و آمریکا نمیخواست یکی شرایط دیگری رو ببینه و دبه کنه. که هرچند حتی همین هم توجیه قابل قبولی نیست، و هر دو هم شکست خوردند (یعنی اون بهانه نتونست مانع شکست بشه)، اما معامله دو تک کشور با هم دیگه قابل مقایسه با این دو مورد نیست. محرمانگی با هدف به نتیجه رسوندن معامله در جهت منافع کشورت، زمین تا آسمان فرق داره با محرمانگی جهت مخفی کردن واقعیات معامله که ممکنه مردم کشورت رو عصبانی کنه.
اتفاقا ۹ دی مناسبت بیشتری داشت، چون در حکومتی که اشغالگره، اوباشگرایی یک ضرورته.
اما در آلمان فقط اکثریت بودن طرفداران دولت مفهوم داره، و این مفهوم با واکسینه شدن اکثریت مردم نمایش داده شده آلردی. مخالفان واکسن، یا مخالفان واکسن اجباری، خودشون میدونند که اقلیتند.
خیلی حرفه که تقاضای شکلگیری تجمعی رو داشته باشی که از معادل جهانسومیش هم بیمعنیتره.
اما در آلمان فقط اکثریت بودن طرفداران دولت مفهوم داره، و این مفهوم با واکسینه شدن اکثریت مردم نمایش داده شده آلردی. مخالفان واکسن، یا مخالفان واکسن اجباری، خودشون میدونند که اقلیتند.
خیلی حرفه که تقاضای شکلگیری تجمعی رو داشته باشی که از معادل جهانسومیش هم بیمعنیتره.
تورم قیمت تولیدکننده آلمان از ۲۴ درصد عبور کرد. برای کل اروپا حدود ۲۴ بود اخیرا و آلمان روی ۱۹ بود. اما حالا آلمان به ۲۴ رسید. که از زمان فتح برلین توسط آمریکا و شوروی، بیسابقهست!
یکم طول میکشه تا تورم تولیدکننده خودش رو آوار کنه روی تورم مصرفکننده، اما بهرحال منتقل خواهد شد. اگه تولیدکنندگان نتونند قیمت محصولشون رو مستقیم بالا ببرند، به صورت غیرمستقیم و با کاهش عرضه بالا خواهد رفت. کمبود نیمههادیها و محدودیتهای مسافرتی، هنوز وجود داره، ولی یه مقدارش هم بهانهست.
یکم طول میکشه تا تورم تولیدکننده خودش رو آوار کنه روی تورم مصرفکننده، اما بهرحال منتقل خواهد شد. اگه تولیدکنندگان نتونند قیمت محصولشون رو مستقیم بالا ببرند، به صورت غیرمستقیم و با کاهش عرضه بالا خواهد رفت. کمبود نیمههادیها و محدودیتهای مسافرتی، هنوز وجود داره، ولی یه مقدارش هم بهانهست.
کارکرد دموکراسی این بود که هروقت ملت از کارنامه کسی راضی نبودند یا به هردلیلی نباید در جایگاه قدرت و مسئولیت قرار میگرفت، بدون اینکه خونی ریخته بشه دمش رو نصب کنند روی کولش و بفرستنش بره. بعد تو اینکه صحنه سیاست پر شده از دایناسورهایی که نتیجه انتخابات هرچی باشه، جایگاهشون رو حفظ میکنند رو یک الگو معرفی میکنی؟ به خاطر نبوغ و لیاقت نانسی پلوسی و بایدن بوده که از وقتی بلوغ شدن تو نظام حاکمیتی آمریکا فعالند؟ تو عقل هم داری آقای سریعالقلم؟
دانشجوهای پزشکی زیادی که در درمانگاهها و بیمارستانها مشغول هستند بم پیام میدن و میگن از شدت خستگی و بیهودگی کار به مرز پوچی رسیدهاند. مخصوصا اینکه به خاطر ناچیز بودن پولی که میگیرند، هیچ انگیزهای برای ادامه دادن ندارند.
شاید ازم قبول نکنند ولی خیلی خوب میدونم شرایطی که در اون هستند دقیقا چه شرایط تخریبکنندهایه. اما لازمه به سه نکته خیلی مهم توجه داشته باشند.
۱- کار در دنیای مدرن امروزی کار نیست. بیشتر مردم اگه از فردا سر کار نرن، هیچ اتفاقی برای جریان نرمال زندگی جامعه رخ نمیده. کار مدرن، حق امتیاز زندگی در جامعهست. یعنی شما میری به محل کار و یه تایم معینی رو اونجا میگذرونی، تا حکومت یا جامعه اجازه بده زندگی کنی. همونطور که خدمت سربازی برای تأمین امنیت نیست. همه میرن خدمت تا بشون اجازه داده بشه زندگی کنند. یا واکسن، که خیلیها اعتقادی بش ندارند، یا نیازی بش ندارند؛ اما میزنند تا حکومت یا جامعه بشون اجازه بده زندگی کنند. اگه بفهمید که موضوع اینه، خواهید فهمید که اگه در یک شغل دیگه بودید هم به احتمال زیاد به این پوچی میرسیدید. لذا این اختصاص به کار پزشکی و بیمارستان نداره.
۲- مقدار حقوق دریافتی، خیال انسان رو از هزینههای جاری راحت میکنه؛ اما تأثیر چندانی در کلیت تبعات دنیای مدرن بر روح و روان ما نداره. ما ذاتا طراحی نشدیم که یک جا بشینیم و روزی هشت ساعت و بیشتر، یک کار تکراری رو انجام بدیم. اینکه حقوق بالایی بابتش بگیریم، در واقعیت این عدم تطبیق تغییری ایجاد نمیکنه. مهندسها از تغییر عادات کودکان، از بازیهای فیزیکی به اعتیاد به دستگاههای دیجیتال، نتیجه گرفتند که طبیعت انسانی با توسعه تکنولوژی تغییر میکنه. اما متوجه نیستند که ترند اجتماعی با تغییر ساختاری فرق داره. ما به عنوان انسان هنوز تغییر نکردیم. انسان هنوز دوست داره تو فضای فیزیکی بچره و بچرخه و وقت بگذرونه. متاورس و واقعیت مجازی و این حرفها، خیلی رشد خواهند کرد، اما به عنوان پیوستی به واقعیت رشد خواهند کرد، نه جایگزین واقعیت. این طرز کار کردن انسانها هم یک ترند ناگواره، با اینکه یکم زیاد کشدار شده. اندازه بعضی ترندها میتونه بزرگتر از طول عمر ما باشه. لذا این رو باید بپذیرید که ما از لحاظ به دنیا اومدن در زمان مناسب، خیلی خوششانس نبودیم. همونطور که امروز بردهداری که در مصر باستان رواج داشت مسخرهست، طرز کار کردن امروز هم برای آیندگان مسخره خواهد بود. البته اندفعه ۲هزار سال وقت نمیبره تا بفهمند که مسخرهست. خودارزیابیهای بشر خیلی سریعتر داره اتفاق میفته.
۳- اما کار مربوط به سلامت و درمان، یک وضعیت استثنایی داره. چون این کار، با اینکه یک سرویسه، و مثل هر سرویسی در اقتصاد، قیمتی داره؛ یک دنباله ماورایی هم داره. هر اقدامی در این کار، هرچند مختصر، موجب عقب انداختن مرگ آدمها میشه. مهمترین هدف تکنولوژی، علم، اقتصاد، سرمایهگذاری، طولانی کردن عمر انسانه. بعضیها دچار این اشتباه میشن که زندگی کوتاه باکیفیت بالا، بهتر از زندگی طولانی با کیفیت پایینه. اما متوجه نیستند که کیفیت، نیاز به کمیت زمانی داره. اگه زمان بیشتری وجود داشته باشه، فرصت بیشتری خواهیم داشت که زندگی با کیفیت پایین رو به کیفیت بالاتری برسونیم. تمام تقلای بشر، باید در جهت بدست آوردن زمان بیشتر باشه. و نتیجه اولیه و اصلی کار سلامت و درمان، خریدن زمان برای انسانهاست. و چون این خرید حکم یک پسانداز رو داره، شما به عنوان کادر درمان، نه تنها فرصتهای بیشتری برای فرد مراجعهکننده فراهم میکنید، بلکه سرمایه زمانی نسلهای آینده رو افزایش میدید. اگه ۷۰ سال پیش آقای ایکس در ۴۵ سالگی دچار یه مشکل جسمانی شد، و سپس درمان شد، و در ۴۶ سالگی کار مفیدی انجام داد که من امروز دارم از منافعش استفاده میکنم، یعنی نه تنها اون پزشک یا پرستار برای اون آقا زمان خرید، بلکه برای من هم زمان خریده. آدم اگه بدونه که داره بذر میکاره، احساس نمیکنه که داره کار تکراری انجام میده؛ هرچقدر هم که هر پروسه کاشتن، مشابه قبلی باشه.
شاید ازم قبول نکنند ولی خیلی خوب میدونم شرایطی که در اون هستند دقیقا چه شرایط تخریبکنندهایه. اما لازمه به سه نکته خیلی مهم توجه داشته باشند.
۱- کار در دنیای مدرن امروزی کار نیست. بیشتر مردم اگه از فردا سر کار نرن، هیچ اتفاقی برای جریان نرمال زندگی جامعه رخ نمیده. کار مدرن، حق امتیاز زندگی در جامعهست. یعنی شما میری به محل کار و یه تایم معینی رو اونجا میگذرونی، تا حکومت یا جامعه اجازه بده زندگی کنی. همونطور که خدمت سربازی برای تأمین امنیت نیست. همه میرن خدمت تا بشون اجازه داده بشه زندگی کنند. یا واکسن، که خیلیها اعتقادی بش ندارند، یا نیازی بش ندارند؛ اما میزنند تا حکومت یا جامعه بشون اجازه بده زندگی کنند. اگه بفهمید که موضوع اینه، خواهید فهمید که اگه در یک شغل دیگه بودید هم به احتمال زیاد به این پوچی میرسیدید. لذا این اختصاص به کار پزشکی و بیمارستان نداره.
۲- مقدار حقوق دریافتی، خیال انسان رو از هزینههای جاری راحت میکنه؛ اما تأثیر چندانی در کلیت تبعات دنیای مدرن بر روح و روان ما نداره. ما ذاتا طراحی نشدیم که یک جا بشینیم و روزی هشت ساعت و بیشتر، یک کار تکراری رو انجام بدیم. اینکه حقوق بالایی بابتش بگیریم، در واقعیت این عدم تطبیق تغییری ایجاد نمیکنه. مهندسها از تغییر عادات کودکان، از بازیهای فیزیکی به اعتیاد به دستگاههای دیجیتال، نتیجه گرفتند که طبیعت انسانی با توسعه تکنولوژی تغییر میکنه. اما متوجه نیستند که ترند اجتماعی با تغییر ساختاری فرق داره. ما به عنوان انسان هنوز تغییر نکردیم. انسان هنوز دوست داره تو فضای فیزیکی بچره و بچرخه و وقت بگذرونه. متاورس و واقعیت مجازی و این حرفها، خیلی رشد خواهند کرد، اما به عنوان پیوستی به واقعیت رشد خواهند کرد، نه جایگزین واقعیت. این طرز کار کردن انسانها هم یک ترند ناگواره، با اینکه یکم زیاد کشدار شده. اندازه بعضی ترندها میتونه بزرگتر از طول عمر ما باشه. لذا این رو باید بپذیرید که ما از لحاظ به دنیا اومدن در زمان مناسب، خیلی خوششانس نبودیم. همونطور که امروز بردهداری که در مصر باستان رواج داشت مسخرهست، طرز کار کردن امروز هم برای آیندگان مسخره خواهد بود. البته اندفعه ۲هزار سال وقت نمیبره تا بفهمند که مسخرهست. خودارزیابیهای بشر خیلی سریعتر داره اتفاق میفته.
۳- اما کار مربوط به سلامت و درمان، یک وضعیت استثنایی داره. چون این کار، با اینکه یک سرویسه، و مثل هر سرویسی در اقتصاد، قیمتی داره؛ یک دنباله ماورایی هم داره. هر اقدامی در این کار، هرچند مختصر، موجب عقب انداختن مرگ آدمها میشه. مهمترین هدف تکنولوژی، علم، اقتصاد، سرمایهگذاری، طولانی کردن عمر انسانه. بعضیها دچار این اشتباه میشن که زندگی کوتاه باکیفیت بالا، بهتر از زندگی طولانی با کیفیت پایینه. اما متوجه نیستند که کیفیت، نیاز به کمیت زمانی داره. اگه زمان بیشتری وجود داشته باشه، فرصت بیشتری خواهیم داشت که زندگی با کیفیت پایین رو به کیفیت بالاتری برسونیم. تمام تقلای بشر، باید در جهت بدست آوردن زمان بیشتر باشه. و نتیجه اولیه و اصلی کار سلامت و درمان، خریدن زمان برای انسانهاست. و چون این خرید حکم یک پسانداز رو داره، شما به عنوان کادر درمان، نه تنها فرصتهای بیشتری برای فرد مراجعهکننده فراهم میکنید، بلکه سرمایه زمانی نسلهای آینده رو افزایش میدید. اگه ۷۰ سال پیش آقای ایکس در ۴۵ سالگی دچار یه مشکل جسمانی شد، و سپس درمان شد، و در ۴۶ سالگی کار مفیدی انجام داد که من امروز دارم از منافعش استفاده میکنم، یعنی نه تنها اون پزشک یا پرستار برای اون آقا زمان خرید، بلکه برای من هم زمان خریده. آدم اگه بدونه که داره بذر میکاره، احساس نمیکنه که داره کار تکراری انجام میده؛ هرچقدر هم که هر پروسه کاشتن، مشابه قبلی باشه.
👍8
دوستانتون نمیدونستند که این مرزها چطور شکل گرفته که اینطور فکر میکردند.
فرض کنید در کردستان ایران، همه سنی بودند و همه از حکومت ناراضی. این قسمتش چون واقعیه فرض کردنش آسونه. حالا فرض کنید همسایه کردستان ایران، عراق نبود. یه کشور بود به نام کردستان بزرگ، که اندازه عربستان نفت میفروخت، اندازه تایلند توریست داشت، و اندازه چین، ارتش! اگه کردهای ایران هرروز میشنیدن که یه آخوند حکومتی میگه عُمر حرومزاده بود، و همزمان از ساختن یک مدرسه هم دریغ میکنند و میگن پول نداریم، فکر میکنید چه اتفاقی میفتاد؟ یس.. مرز کردستان بزرگ متورم میشد و به همدان میرسید!
دنیا عوض نشده. اگه اقلیت بدونه یک قدرت جهانی میتونه ازش حمایت کنه، آروم نمیشینه. مخصوصا اگه اقلیت بزرگی باشه، و مخصوصا اگه اکثریت هیچ تلاشی نکنه که تضارب رو کاهش بده. شما یادتون نمیاد، یه روزی همزمان با تلاش روستبارها برای احیای کلیسای ارتودکس، غرب اوکراین داشت راهپیمایی همجنسگراها برگزار میشد! حالا به این وضعیت، اضافه کنید عطش دایناسورهای واشنگتندیسی رو برای بازیهای جنگی با روسیه، طوری که انگار کشورهای ضعیف محل سرگرمیشونه!
فرض کنید در کردستان ایران، همه سنی بودند و همه از حکومت ناراضی. این قسمتش چون واقعیه فرض کردنش آسونه. حالا فرض کنید همسایه کردستان ایران، عراق نبود. یه کشور بود به نام کردستان بزرگ، که اندازه عربستان نفت میفروخت، اندازه تایلند توریست داشت، و اندازه چین، ارتش! اگه کردهای ایران هرروز میشنیدن که یه آخوند حکومتی میگه عُمر حرومزاده بود، و همزمان از ساختن یک مدرسه هم دریغ میکنند و میگن پول نداریم، فکر میکنید چه اتفاقی میفتاد؟ یس.. مرز کردستان بزرگ متورم میشد و به همدان میرسید!
دنیا عوض نشده. اگه اقلیت بدونه یک قدرت جهانی میتونه ازش حمایت کنه، آروم نمیشینه. مخصوصا اگه اقلیت بزرگی باشه، و مخصوصا اگه اکثریت هیچ تلاشی نکنه که تضارب رو کاهش بده. شما یادتون نمیاد، یه روزی همزمان با تلاش روستبارها برای احیای کلیسای ارتودکس، غرب اوکراین داشت راهپیمایی همجنسگراها برگزار میشد! حالا به این وضعیت، اضافه کنید عطش دایناسورهای واشنگتندیسی رو برای بازیهای جنگی با روسیه، طوری که انگار کشورهای ضعیف محل سرگرمیشونه!
«چه معنی داره که پزشکان مالیات نمیدن؟»
این سوال مثل اینه که تو یه شهر دزدها به خونه همه بزنند و کسی بینصیب نمونده باشه، اما ساکنان یه محل از یه قفل جدید استفاده کنند که کاملا ضدسرقت باشه. بعد به جای اینکه بقیه ازشون بپرسن ببخشید میشه بگید این قفل رو از کجا خریدید که ما هم بخریم؟ برن به شهرداری بگن بیا قفلهای اینارو عوض کن از همون قدیمیا بذار!.. به ابوالفضل همینقدر مضحکه. پزشکان مافیا دارند؟ شبکهسازی کردن؟ آدم خریدن؟ نمیدونم.. هر ترفندی که تا الان به کار بردن رو باید یه تغییراتی توش بدیم که متناسب صنف ما باشه و بعد به کار بگیریم. آدمی که عقل داره اینکارو میکنه. اما بیایید این مسئله که مالیات دزدی در روز روشن است رو بذاریم کنار و فرض کنیم مالیات چیز خوبیست!
حالا با فرض اینکه مالیات چیز خوبیست، کسی میتونه بگه مالیاتی که ممکنه از پزشکان اخذ بشه صرف چه کاری میشه؟ بیایید فرض کنیم به واژن گاو مالیده نمیشه و مثلا باش راکت نمیخرن بفرستن برای یمنیهای کوننشور، یا قرار نیست باش قبض آب و برق پایگاههای بسیج رو بدن. قطعا اینطور خرج خواهد شد، ولی میگم بیایید فرض کنیم تو یک حالت رویایی هستیم و دولت درآمد حاصل از مالیات پزشکان رو دور نمیریزه یا صرف شرارت نمیکنه. اگه بخواد جای درستی خرج کنه، اون جای درست کجاست؟ لابد خود نظام بهداشت و درمان دیگه. خب اگه بخوایم یه پولی رو تو کل نظام بهداشت و درمان خرج کنیم که حداکثر تعداد مردم ازش بهرهمند بشن، خرج کدوم قسمتش میکنیم؟ سوبسید دادن به پول ویزیت قطعا. خب مالیات بگیریم از دکتره که بعد قیمتاش رو ببره بالا، بعد سوبسید بدیم که افزایش قیمت رو جبران کنه؟ اسگلیم؟ بهتر نیست مالیاته رو نگیریم و قیمت ویزیت پایینتر بمونه؟
یک بار در کمال آرامش، مثلا وقتی قبلش دستشویی رفتین، چون مثانه پر نمیذاره آدم تمرکز کنه.. با مثانه کاملا خالی بشینید به این سوال جواب بدید: از مالیات دادن پزشکان چی گیر ما میاد؟
عزیزم.. عدالت این نیست که همه رو یه دور بکنند. عدالت اینه که همه بتونند از ماتحت خودشون محافظت کنند.
این سوال مثل اینه که تو یه شهر دزدها به خونه همه بزنند و کسی بینصیب نمونده باشه، اما ساکنان یه محل از یه قفل جدید استفاده کنند که کاملا ضدسرقت باشه. بعد به جای اینکه بقیه ازشون بپرسن ببخشید میشه بگید این قفل رو از کجا خریدید که ما هم بخریم؟ برن به شهرداری بگن بیا قفلهای اینارو عوض کن از همون قدیمیا بذار!.. به ابوالفضل همینقدر مضحکه. پزشکان مافیا دارند؟ شبکهسازی کردن؟ آدم خریدن؟ نمیدونم.. هر ترفندی که تا الان به کار بردن رو باید یه تغییراتی توش بدیم که متناسب صنف ما باشه و بعد به کار بگیریم. آدمی که عقل داره اینکارو میکنه. اما بیایید این مسئله که مالیات دزدی در روز روشن است رو بذاریم کنار و فرض کنیم مالیات چیز خوبیست!
حالا با فرض اینکه مالیات چیز خوبیست، کسی میتونه بگه مالیاتی که ممکنه از پزشکان اخذ بشه صرف چه کاری میشه؟ بیایید فرض کنیم به واژن گاو مالیده نمیشه و مثلا باش راکت نمیخرن بفرستن برای یمنیهای کوننشور، یا قرار نیست باش قبض آب و برق پایگاههای بسیج رو بدن. قطعا اینطور خرج خواهد شد، ولی میگم بیایید فرض کنیم تو یک حالت رویایی هستیم و دولت درآمد حاصل از مالیات پزشکان رو دور نمیریزه یا صرف شرارت نمیکنه. اگه بخواد جای درستی خرج کنه، اون جای درست کجاست؟ لابد خود نظام بهداشت و درمان دیگه. خب اگه بخوایم یه پولی رو تو کل نظام بهداشت و درمان خرج کنیم که حداکثر تعداد مردم ازش بهرهمند بشن، خرج کدوم قسمتش میکنیم؟ سوبسید دادن به پول ویزیت قطعا. خب مالیات بگیریم از دکتره که بعد قیمتاش رو ببره بالا، بعد سوبسید بدیم که افزایش قیمت رو جبران کنه؟ اسگلیم؟ بهتر نیست مالیاته رو نگیریم و قیمت ویزیت پایینتر بمونه؟
یک بار در کمال آرامش، مثلا وقتی قبلش دستشویی رفتین، چون مثانه پر نمیذاره آدم تمرکز کنه.. با مثانه کاملا خالی بشینید به این سوال جواب بدید: از مالیات دادن پزشکان چی گیر ما میاد؟
عزیزم.. عدالت این نیست که همه رو یه دور بکنند. عدالت اینه که همه بتونند از ماتحت خودشون محافظت کنند.
حرفتون کاملا درسته، و یکی از مشکلات تاریخی مردم ماست، که معمولا درک نمیکنند دارند از کجا میخورند!
اما بذارید دو مطلب رو از هم تفکیک کنیم:
الف- حکومت شر، برای اجرای شرارت لنگ حمایت مردمی نیست. پس این فرمول «شما مردم عادی ال کردید، حکومت یاد گرفت بل کند» رو بذارید کنار.
ب- علاوه بر منطقی که پشت ستیز با مالیات وجود داره، دقیقا با استناد به مورد الف باید از فرمول «حکومت کار خودشو میکنه، تو خودت رو تو گناهش قاطی نکن» استفاده کرد.
به طور خلاصه: از قضا از ایراد گرفتن از عوام نباید خجالت کشید، اما باید درست هدفگیری کرد. ایراد عوام، بهانه دادن دست اشرار نیست. ایرادشون شریک شدن با اشراره.
اما بذارید دو مطلب رو از هم تفکیک کنیم:
الف- حکومت شر، برای اجرای شرارت لنگ حمایت مردمی نیست. پس این فرمول «شما مردم عادی ال کردید، حکومت یاد گرفت بل کند» رو بذارید کنار.
ب- علاوه بر منطقی که پشت ستیز با مالیات وجود داره، دقیقا با استناد به مورد الف باید از فرمول «حکومت کار خودشو میکنه، تو خودت رو تو گناهش قاطی نکن» استفاده کرد.
به طور خلاصه: از قضا از ایراد گرفتن از عوام نباید خجالت کشید، اما باید درست هدفگیری کرد. ایراد عوام، بهانه دادن دست اشرار نیست. ایرادشون شریک شدن با اشراره.
محسن رنانی قبلا میگفت اگر نفت ارزان شود دولت مجبور میشود وابسته به مالیات شود و وقتی وابسته به مالیات شد، مجبور خواهد بود به مالیاتدهندگان پاسخگو باشد.
الان میگه دولت دیگر هیچ کدام از بحرانهای کشور را نمیتواند حل کند و چون نمیتواند حل کند اقتدار ندارد، و وقتی حکومت اقتدار نداشته باشد جامعه مدنی اقتدار پیدا میکند.
روم به دیوار.. آدم یاد دخترهای صفرکیلومتری میفته که فکر میکردند اگه تو صندلی عقب ماشین سرویس سکس دهانی به پسره بدن، احتمالا تا برسن خونه نطفه منعقد شده تو شکمشون. اینم فکر میکنه هر آلتی از هر دریچهای وارد ما شد، یه چیزی ازمون متولد میشه!.. نمیفهمه همون دولتی که بابت پول نفت پاسخگو نبود بابت پول مالیات هم پاسخگو نخواهد بود، و ضعف حکومت در اداره مملکت، لزوما منجر به ضعفش در حفظ حکومت نمیشه، و حتی ضعف حکومت در حفظ قدرت خودش هم، منجر به قدرت گرفتن جامعه مدنی نمیشه.
الان میگه دولت دیگر هیچ کدام از بحرانهای کشور را نمیتواند حل کند و چون نمیتواند حل کند اقتدار ندارد، و وقتی حکومت اقتدار نداشته باشد جامعه مدنی اقتدار پیدا میکند.
روم به دیوار.. آدم یاد دخترهای صفرکیلومتری میفته که فکر میکردند اگه تو صندلی عقب ماشین سرویس سکس دهانی به پسره بدن، احتمالا تا برسن خونه نطفه منعقد شده تو شکمشون. اینم فکر میکنه هر آلتی از هر دریچهای وارد ما شد، یه چیزی ازمون متولد میشه!.. نمیفهمه همون دولتی که بابت پول نفت پاسخگو نبود بابت پول مالیات هم پاسخگو نخواهد بود، و ضعف حکومت در اداره مملکت، لزوما منجر به ضعفش در حفظ حکومت نمیشه، و حتی ضعف حکومت در حفظ قدرت خودش هم، منجر به قدرت گرفتن جامعه مدنی نمیشه.
اگه همه این ۲۲ نفر رو جمع کنیم میتونند یه میوهفروشی رو اداره کنند؟
میوهفروشی سخته انصافا.. بذار یه کار تمیزتر انتخاب کنیم.. هوووممم.. یه شرکت پیک موتوری چطوره؟ نمیگم خودشون با موتور برن کار کنندها.. اون که.. چی فکر کردین درباره من؟ فکر کردید انقدر سادهم؟ نه. منظورم مدیریت شرکت پیک موتوریه.
آقا اصلا نوع شغل رو ولش کن.. بذار اینجوری بپرسم: اگه انحصار چاپ پول دست دولت نبود، تا معیشت یه عده با حرافی تأمین بشه، این ۲۲ نفر تا الان در قید حیات بودند؟
میوهفروشی سخته انصافا.. بذار یه کار تمیزتر انتخاب کنیم.. هوووممم.. یه شرکت پیک موتوری چطوره؟ نمیگم خودشون با موتور برن کار کنندها.. اون که.. چی فکر کردین درباره من؟ فکر کردید انقدر سادهم؟ نه. منظورم مدیریت شرکت پیک موتوریه.
آقا اصلا نوع شغل رو ولش کن.. بذار اینجوری بپرسم: اگه انحصار چاپ پول دست دولت نبود، تا معیشت یه عده با حرافی تأمین بشه، این ۲۲ نفر تا الان در قید حیات بودند؟
❤5