اگه خانوادهتون اهل شما نیست، خانوادهتون رو عوض کنید. میتونید خانواده همین کسانی که چهلم عزیزانشون رو گرفتند انتخاب کنید. حتی میشه یه کمپین راه انداخت با عنوان «من پسر شما هستم»، یا «من دختر شما هستم». نه فقط برای تسکین به اونها، بلکه برای تقویت خودتون. فراموش نکنید که هنوز چیز زیادی ندیدید. استالین هشتصد هزار نفر رو اعدام کرد، که خیلیهاشون هیچ عملی علیه حکومت هم انجام نداده بودند، اما باز هم بسیاری از پدر و مادرها، به استالین عشق میورزیدند، و موقع مرگش اشک ریختند. تا قبل ازینکه به اونجا هم برسیم، خانوادهتون رو عوض کنید.
61
امروز سالگرد پایان خلافت عباسی به دست مغولها بود. روزی که خلیفه بغداد رو کشتند و آب از آب تکون نخورد. تصور کنید فیلم تاریخ، همونجا کات میخورد، و سپس از سالن سینما بیرون میاومدید، و دم در ازتون میپرسیدند به نظرتون در قسمت دوم فیلم، سرنوشت ایران چه شکلی پیدا خواهد کرد؟ اطلاعاتی که از فیلمی که داخل سالن دیده بودید بدست آوردید چنین تصویری براتون از «آنچه که گذشت» ایجاد کرده بود: ایران یه سرزمین کاملا مذهبی بوده، که هفتصدسال حکمرانی اعراب، اسلام رو در زندگی فردی و اجتماعی مردمش تثبیت کرده بود، اما ناگهان مغولهای ستارهپرست اومدن و همهچیز رو از بین بردند، و روی قرآنها ادرار کردند و مسجدها رو طویله کردند و منبرها رو سوزاندند و فقها و ریشسفیدان مذهبی از ترس جانشون به کوهها فرار کردند، و یک حاکمیت که با ادیان ابراهیمی کاملا بیگانه بود بر ایران مسلط شد، که به عنوان تکمیلکننده تحول زیر و رو کنندهش، مرکز خلافت اسلامی رو هم نابود کرد. پس قاعدتا در قسمت دوم فیلم، با از بین رفتن نهاد دین، چه در بعد اجتماعی و چه در بعد سیاسی، باید اینطور بشه که مردم به شکل مغولها در بیان و ایران به سرزمین پاگانها تبدیل بشه.
اما قسمت دومش چطور از آب دراومد؟ ایران با تکیه بر این واقعیت که اسلام از اول محصول خودش بوده، با بریده شدن دست اعراب، خودش رو صاحب اصلی اون جا زد، و سپس مغولها رو مسلمان کرد. مسجدهایی که طویله شده بودند، احیا شدند، و مسجدهای بیشتر و باشکوهتری ساخته شدند. نوع شرقیتری از نظامیگری و خشونت، با نوع ایرانیتری از اسلام ترکیب شد، و بستری رو بوجود آورد که بعدن ازش سیستم صفوی بیرون اومد.
تاریخ ثابت کرده تو ایران، هیچوقت نباید علیه مذهب شرط بست. حتی وقتی با جنازهش مواجه میشید، نباید تصور کنید که کاملا مرده. حتی امروز که به نظر میرسه که هیچ حیثیتی برای اسلام و تشیع باقی نمونده، و مردم فوج فوج ازش خارج میشن، نباید تصور کرد که فردای ایران یک فردای عاری از مذهبه. این به این معنی نیست که همین مذهب به همین شکل باقی خواهد ماند. چون اتفاقات مدرنی رخ داده که شرایط رو با زمان آخرین خلیفه عباسی خیلی متفاوت کرده. مثلا در هیچ دورهای، با ایجاد گپ عمیق نسلی مواجه نبودیم. مذهب رو همیشه پدر به پسر منتقل میکنه، نه امام جماعت به پسر، و نه حاکم به پسر. و الان انتقال از پدر به پسر دچار شکافی شده که اثرش قابل تعمیر نیست. یا مثلا در هیچ دورهای این حجم از ارتباطات وجود نداشته و مردم تا این حد نوع متفاوت زیستن رو ندیده و تجربه نکردهاند (ارث پدری، و زیست حبابی، دو گارد محافظ بقای مذهب هستند). اما اصل عطش این سرزمین برای مذهب، سر جای خودش باقی خواهد موند.
این قسمت سیاه از فیلم تاریخ ایران هم تیتراژ پایانی داره. تمام اختلافات ما سر زمان اونه. پس برای قسمت بعدش باید دوراندیش بود. بخشی ازین دوراندیشی اینه طوری از کنار مذهب عبور کنیم که انگار اون هم با ما همسفره، نه اینکه طوری باش برخورد کنیم که انگار اگه همینجا سربهنیستش نکنیم نمیتونیم سفرمون رو ادامه بدیم. بعضیها معتقدند برای جنگ با واگنر شیعه، باید با شیعهای که با واگنر مشکل داره هم متحد شد، چون اتفاقا تجهیزات ایمان، اونها رو به متحدان مفیدی تبدیل کرده، و بعضی دیگه معتقدند شیعهای که تا الان ساکت بوده، ازین به بعد هم به درد جنگ با اشرار نمیخوره. اما من راه سومی رو پیشنهاد میکنم: حتی به اندازه تار مویی نباید مانع همدیگه شد. با هرکس که نمیتونید متحد بشید، به عنوان همسفر نگاه کنید. اشرار مایلند ما درگیر بیعت گرفتن از همدیگه بشیم (چون میدونه برامون سخته بیعت کردن با کسانی که دل خوشی ازشون نداریم)، و بدین ترتیب وقت بیشتری تلف بشه. باید به اشرار ثابت کرد بدون اینکه با همدیگه بیعت کنیم، با همه ما طرفه. دعواها بمونه برای قسمت دوم فیلم.
اما قسمت دومش چطور از آب دراومد؟ ایران با تکیه بر این واقعیت که اسلام از اول محصول خودش بوده، با بریده شدن دست اعراب، خودش رو صاحب اصلی اون جا زد، و سپس مغولها رو مسلمان کرد. مسجدهایی که طویله شده بودند، احیا شدند، و مسجدهای بیشتر و باشکوهتری ساخته شدند. نوع شرقیتری از نظامیگری و خشونت، با نوع ایرانیتری از اسلام ترکیب شد، و بستری رو بوجود آورد که بعدن ازش سیستم صفوی بیرون اومد.
تاریخ ثابت کرده تو ایران، هیچوقت نباید علیه مذهب شرط بست. حتی وقتی با جنازهش مواجه میشید، نباید تصور کنید که کاملا مرده. حتی امروز که به نظر میرسه که هیچ حیثیتی برای اسلام و تشیع باقی نمونده، و مردم فوج فوج ازش خارج میشن، نباید تصور کرد که فردای ایران یک فردای عاری از مذهبه. این به این معنی نیست که همین مذهب به همین شکل باقی خواهد ماند. چون اتفاقات مدرنی رخ داده که شرایط رو با زمان آخرین خلیفه عباسی خیلی متفاوت کرده. مثلا در هیچ دورهای، با ایجاد گپ عمیق نسلی مواجه نبودیم. مذهب رو همیشه پدر به پسر منتقل میکنه، نه امام جماعت به پسر، و نه حاکم به پسر. و الان انتقال از پدر به پسر دچار شکافی شده که اثرش قابل تعمیر نیست. یا مثلا در هیچ دورهای این حجم از ارتباطات وجود نداشته و مردم تا این حد نوع متفاوت زیستن رو ندیده و تجربه نکردهاند (ارث پدری، و زیست حبابی، دو گارد محافظ بقای مذهب هستند). اما اصل عطش این سرزمین برای مذهب، سر جای خودش باقی خواهد موند.
این قسمت سیاه از فیلم تاریخ ایران هم تیتراژ پایانی داره. تمام اختلافات ما سر زمان اونه. پس برای قسمت بعدش باید دوراندیش بود. بخشی ازین دوراندیشی اینه طوری از کنار مذهب عبور کنیم که انگار اون هم با ما همسفره، نه اینکه طوری باش برخورد کنیم که انگار اگه همینجا سربهنیستش نکنیم نمیتونیم سفرمون رو ادامه بدیم. بعضیها معتقدند برای جنگ با واگنر شیعه، باید با شیعهای که با واگنر مشکل داره هم متحد شد، چون اتفاقا تجهیزات ایمان، اونها رو به متحدان مفیدی تبدیل کرده، و بعضی دیگه معتقدند شیعهای که تا الان ساکت بوده، ازین به بعد هم به درد جنگ با اشرار نمیخوره. اما من راه سومی رو پیشنهاد میکنم: حتی به اندازه تار مویی نباید مانع همدیگه شد. با هرکس که نمیتونید متحد بشید، به عنوان همسفر نگاه کنید. اشرار مایلند ما درگیر بیعت گرفتن از همدیگه بشیم (چون میدونه برامون سخته بیعت کردن با کسانی که دل خوشی ازشون نداریم)، و بدین ترتیب وقت بیشتری تلف بشه. باید به اشرار ثابت کرد بدون اینکه با همدیگه بیعت کنیم، با همه ما طرفه. دعواها بمونه برای قسمت دوم فیلم.
167
یک استارتاپ اومده یه مدل سبک هوشمصنوعی رو مستقیم روی چیپ پیاده کرده، یعنی سختافزار اختصاصا برای این مدل ساخته شده، با تکنولوژی ۶ نانومتر که یکم ارزونتر دربیاد. نتیجه، یک سرعت نجومیه: ۱۶ هزار توکن در ثانیه! برای دمو این چتبات رو ارائه کردن که میتونید تست کنید. البته ماکزیمم سرعت در این چتبات قابل تجربه نیست، چون برای چنین کاربردی فرق بین هزار توکن در ثانیه و شانزده هزار توکن در ثانیه معلوم نمیشه.
https://chatjimmy.ai
فعلا نمیشه مدلهای سنگینی که گوگل و متا استفاده میکنند رو به همین روش به چیپ منتقل کرد، ولی اگه یک روز بشه، فیلمهای علمی تخیلی به واقعیت تبدیل میشن.
https://chatjimmy.ai
فعلا نمیشه مدلهای سنگینی که گوگل و متا استفاده میکنند رو به همین روش به چیپ منتقل کرد، ولی اگه یک روز بشه، فیلمهای علمی تخیلی به واقعیت تبدیل میشن.
chatjimmy.ai
chat jimmy
chat jimmy LLM web interface
71
Forwarded from Anarchonomy
قصه فقط درباره اونی که دستت رو به خاطر تتوی روش شکست نبود. قصه درباره مادر خودت هم بود.
ولی عیب نداره. همشون در طول زمان محو میشن، و تو میمونی.
ولی عیب نداره. همشون در طول زمان محو میشن، و تو میمونی.
36
اگه اردن یه کشور دموکراتیک بود الان آمریکا نمیتونست اونجا پایگاه داشته باشه و بعد اون همه تسلیحات توش قرار بده. اگه عربستان دموکراتیک بود هم نمیتونست اونجا پایگاه داشته باشه. اگه سوریه دموکراتیک بود هم همینطور. چون مردم همه این کشورها کپی اعضای حماس هستند، و اگه عضو القاعده نیستن از کونگشادیه. اگه قرار بود تنها زحمتی که میکشن رأی دادن باشه، در صد در صد موارد علیه اسراییل و علیه آمریکا و علیه اروپا رأی میدادند. خود آمریکا هم اینو میدونه. اسراییل هم اینو میدونه. اروپا هم اینو میدونه. اما به ایران که میرسه ناگهان میگن دیکتاتوری برامون خوب نیست و باید دموکراسی باشه حتما و خبرنگارهاشون هم خیلی دقیق سین جین میکنند اپوزیسیون رو که یک وقت دیکتاتور نباشند!
دیکتاتور که برامون خوب نیست. ولی وقتی از بیرون بمون میگن که برامون خوب نیست، کاری به صلاح ما ندارند. کاری به لیاقت ما هم ندارند. فقط میخوان در این بنبست بمونیم. بنبستی که نه دموکراسی شکل میگیره، و نه دیکتاتوری تغییردهندهای بوجود میاد. فقط ترامپ به شکل استثناء و کاملا فردی، برای ما دیکتاتور میپسندید، که اون هم مشاورانش و متحدانش منصرفش میکنند. وقتی در داخل هم همه مخالف دیکتاتوری تغییردهنده هستند، از مذهبی و غیرمذهبی گرفته، تا مرکزنشین و حاشیهنشین، تا اکثریت و اقلیت، و حتی ازینکه فحاشی زیاده هم احساس خطر میکنند، و ترجیح میدن در معرض توحش آخوندی بمونند اما زیر بار زور گروههای دیگه نرن، کار اون مشاوران و متحدان هم آسونتر میشه.
دیکتاتور که برامون خوب نیست. ولی وقتی از بیرون بمون میگن که برامون خوب نیست، کاری به صلاح ما ندارند. کاری به لیاقت ما هم ندارند. فقط میخوان در این بنبست بمونیم. بنبستی که نه دموکراسی شکل میگیره، و نه دیکتاتوری تغییردهندهای بوجود میاد. فقط ترامپ به شکل استثناء و کاملا فردی، برای ما دیکتاتور میپسندید، که اون هم مشاورانش و متحدانش منصرفش میکنند. وقتی در داخل هم همه مخالف دیکتاتوری تغییردهنده هستند، از مذهبی و غیرمذهبی گرفته، تا مرکزنشین و حاشیهنشین، تا اکثریت و اقلیت، و حتی ازینکه فحاشی زیاده هم احساس خطر میکنند، و ترجیح میدن در معرض توحش آخوندی بمونند اما زیر بار زور گروههای دیگه نرن، کار اون مشاوران و متحدان هم آسونتر میشه.
55
Anarchonomy
اگه اردن یه کشور دموکراتیک بود الان آمریکا نمیتونست اونجا پایگاه داشته باشه و بعد اون همه تسلیحات توش قرار بده. اگه عربستان دموکراتیک بود هم نمیتونست اونجا پایگاه داشته باشه. اگه سوریه دموکراتیک بود هم همینطور. چون مردم همه این کشورها کپی اعضای حماس هستند،…
مسلک مذهبی مختص آدم مذهبی نیست. آدم مذهبی هرروز آیتالکرسی میخونه که تو راه موتور بش نزنه. به اینکه توی اون آیه درباره طاغوت حرف زده کاری نداره (حتی قبلا تلاش کرده که بگه فقط آیه اول که کلمه کرسی رو داره آیتالکرسیه، و خاصیت ضدتصادف داره، و دو آیه بعد که درباره طاغوت هستند به حساب نمیان!). اگه قرار بود به محتوا اهمیت بده، تکلیف ایجاد میکرد. که تشخیص بده طاغوت کیه بالاخره که باید باش مبارزه کرد، و یا حداقل ازش دوری کرد. طاغوت یعنی طغیانگری. یعنی قلدرمأبی و لاتبازی و تفرعن. وقتی تو خانواده لاتی، تو سطح جامعه لاتی، و تو سیاست هم لاتپسندی، طاغوت خودتی. حاضری با خودت مبارزه کنی و سپس با اونهایی که مثل خودتند؟ نه. پس به عنوان یک شعر به آیه نگاه میکنی. این شعرطلبی، وقتی مذهبی نیستی یا مذهب رو گذاشتی کنار هم باهات میاد. مثلا جمله فریدمن که «اگر مدیریت شنزار را به دولت بدهیم پس از مدتی با کمبود شن مواجه خواهیم شد» رو به عنوان حدیث نبوی نقل میکنی. که فقط جملهای حق و زیباست! خب اگه قبول داری چیزی رو که گفته چه تکلیفی برات ایجاد میکنه؟ تکلیفت اینه که فقط همه جا نقل قولش کنی؟ مثل بچه مذهبی که نذر میکرد چهل حدیث از امام صادق حفظ کنه؟ تکلیفت در برابر دولتی که شن رو هم نایاب میکنه چیه؟ مگه قحطی شن شوخیه؟ انگار همهچیز در راستای اینه که بگیم «چه خوش گفت سعدی..». یعنی خوش بگوییم و خوش بشنفیم! خب بعدش چی؟
اگه وقتی پالایشگاه خلیج فارس افتتاح شد، یه نفر، یا یه گروه، میرفت با هدف فلج کردن سیستم، منفجرش میکرد، همه از همین آخوندی که فتوا میده به نوجوان مجروح تیر خلاص بزنند، درخواست میکردند که عاملان اون انفجار رو به اشد مجازات محکوم کنه! اما همون آخوند همون پالایشگاه رو به حالت ورشکسته درآورده! چطور ممکنه یک پالایشگاه رو به حالت ورشکستگی کشوند؟ فقط در حالتی که بخوای نابودش کنی. و گرنه همون نوجوانی که تیر خلاص خورد رو به عنوان مدیرش منصوب میکردی هم این اتفاق نمیفتاد. همون آخوندی که مردم ازش میخواستند مواظب باشه «خرابکاران» به زیرساخت آسیبی وارد نکنند، الان داره نفتکش رو به قیمت وزن آهن اوراقی اون کشتی حراج میکنه. یعنی خودش همه این ثروتها رو منفجر کرد. ولی یه فاصله زمانی وجود داشت بین وقتی که یک خرابکار میتونست این کار رو بکنه، و وقتی که خودش این کار رو کرد. ایرانی نادان فکر کرد اون فاصله برای این بوده که زندگی روزمره در کشور ادامه پیدا کنه، ولی اون فاصله زمانی فقط برای این بود که عدهای از داخل سیستم تا اونجایی که میشه ازش دلار بدوشند، و وقتی پستانش خشک شد، بندازنش دور.
تصور کنید ابعاد این واقعیت مهیب رو. در بین هشتاد میلیون نفر آدم، حتی ده پونزده نفر آدم پیدا نشد که این رو خیلی زود بفهمه، و طبق فهم خودش اقداماتی انجام بده! در واقع ما به عنوان یک ملت، یک معجزه در هالو بودن خلق کردیم.
هرکس اهل هر فکر و گرایشی بود، با دو طناب دست و پای خودش رو بست. هم میخواست کل کشور هم نظر خودش بشن، بعد عمل کنه! که همین به تنهایی میتونه انسان رو از شدت حیرت میخکوب کنه، و هم میخواست فقط دستان حاکم وقت آلوده بشه، و همه آلودگیها روی دست حاکم باشه! که نتیجه این دو قفلشدگی جز این نمیتونست باشه که در بنبست قرار بگیریم.
تو آشوویتس، یه معلم نمیتونست کل اردوگاه رو بفرسته رو هوا. فقط یه خرابکار شرور میتونست این کار رو بکنه. خرابکار شرور چه خصوصیتی داره؟ یک، اهمیت نمیده که چندنفر باش همنظرند، و دو، اهمیت نمیده که دستش آلوده بشه.
ما در بنبستیم چون همه، و به شکل حیرتانگیزی همه هشتاد میلیون نفر، معلم ادبیاتند.
اگه وقتی پالایشگاه خلیج فارس افتتاح شد، یه نفر، یا یه گروه، میرفت با هدف فلج کردن سیستم، منفجرش میکرد، همه از همین آخوندی که فتوا میده به نوجوان مجروح تیر خلاص بزنند، درخواست میکردند که عاملان اون انفجار رو به اشد مجازات محکوم کنه! اما همون آخوند همون پالایشگاه رو به حالت ورشکسته درآورده! چطور ممکنه یک پالایشگاه رو به حالت ورشکستگی کشوند؟ فقط در حالتی که بخوای نابودش کنی. و گرنه همون نوجوانی که تیر خلاص خورد رو به عنوان مدیرش منصوب میکردی هم این اتفاق نمیفتاد. همون آخوندی که مردم ازش میخواستند مواظب باشه «خرابکاران» به زیرساخت آسیبی وارد نکنند، الان داره نفتکش رو به قیمت وزن آهن اوراقی اون کشتی حراج میکنه. یعنی خودش همه این ثروتها رو منفجر کرد. ولی یه فاصله زمانی وجود داشت بین وقتی که یک خرابکار میتونست این کار رو بکنه، و وقتی که خودش این کار رو کرد. ایرانی نادان فکر کرد اون فاصله برای این بوده که زندگی روزمره در کشور ادامه پیدا کنه، ولی اون فاصله زمانی فقط برای این بود که عدهای از داخل سیستم تا اونجایی که میشه ازش دلار بدوشند، و وقتی پستانش خشک شد، بندازنش دور.
تصور کنید ابعاد این واقعیت مهیب رو. در بین هشتاد میلیون نفر آدم، حتی ده پونزده نفر آدم پیدا نشد که این رو خیلی زود بفهمه، و طبق فهم خودش اقداماتی انجام بده! در واقع ما به عنوان یک ملت، یک معجزه در هالو بودن خلق کردیم.
هرکس اهل هر فکر و گرایشی بود، با دو طناب دست و پای خودش رو بست. هم میخواست کل کشور هم نظر خودش بشن، بعد عمل کنه! که همین به تنهایی میتونه انسان رو از شدت حیرت میخکوب کنه، و هم میخواست فقط دستان حاکم وقت آلوده بشه، و همه آلودگیها روی دست حاکم باشه! که نتیجه این دو قفلشدگی جز این نمیتونست باشه که در بنبست قرار بگیریم.
تو آشوویتس، یه معلم نمیتونست کل اردوگاه رو بفرسته رو هوا. فقط یه خرابکار شرور میتونست این کار رو بکنه. خرابکار شرور چه خصوصیتی داره؟ یک، اهمیت نمیده که چندنفر باش همنظرند، و دو، اهمیت نمیده که دستش آلوده بشه.
ما در بنبستیم چون همه، و به شکل حیرتانگیزی همه هشتاد میلیون نفر، معلم ادبیاتند.
114
Anarchonomy
مسلک مذهبی مختص آدم مذهبی نیست. آدم مذهبی هرروز آیتالکرسی میخونه که تو راه موتور بش نزنه. به اینکه توی اون آیه درباره طاغوت حرف زده کاری نداره (حتی قبلا تلاش کرده که بگه فقط آیه اول که کلمه کرسی رو داره آیتالکرسیه، و خاصیت ضدتصادف داره، و دو آیه بعد که درباره…
ما حتی به حرف سعدی هم عمل نکردیم. و فقط گفتیم «چه خوش گفت..».
58
Anarchonomy
با توجه به این واقعیت، بهترین گزینه برای فروش ماشین ایران، باندهای مواد مخدر مکزیک و آمریکای جنوبی هستند. از قضا ازونجایی که دولت فعلی آمریکا قصد داره حیات خلوت خودش رو کمی مرتب کنه، الان بهترین زمان برای ارائه این پیشنهاد به اونهاست که بیزینسشون رو به خاورمیانه…
اونهایی که به ایده من برای فروش ایران به یکی از باندهای مواد مخدر مکزیک میخندیدند، با اتفاقات یکی دو روز اخیر باز هم میخندند؟ با رزولوشن 4K مشاهده کردید که این باندها نه تنها میتونند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای بسیجش رو در عرض یک هفته از درخت آویزان کنند، بلکه میتونند به راحتی کل ایران رو کنترل کنند؟
همونطور که در اون پست گفتم الان بهترین موقعیت بود چون آمریکا داره حیات خلوتش رو پاکسازی میکنه. این رییس باند رو هم، که عملا قدرتمندترین موادفروش دنیاست، مثل مادورو گرفتند، اما عملیات لو رفت، احتمالا توسط یک خبرچین از داخل دولت مکزیک، و در درگیری متعاقبش، کشته شد. پسرش هم در زندانه و عملا جانشینی از خانواده خودش خارج شد. این بلبشو برای اینه که انتظار این سطح از برخورد رو نداشتند و با خودشون فکر کردند اگه ساکت بشینند آمریکا همشون رو در جایی که عرب نی انداخت ملاقات خواهد کرد. حالا با این کارها هم عدهای ازشون هدشات خواهند شد، ولی رکب خوردن از چند طرف، بهرحال با پنیک همراه است. الان بهترین موقع بود که در نقطه ضعف و استیصال به یک جای دیگه کوچ کنند (اینطور نیست که به منطقه ما آشنا نباشند. حداقل در ۶۰ کشور دنیا نمایندگی فعال دارند). حیف که ایرانی هنوز فکر میکنه راهحلهای نرمالتری در انتظارش هستند.
همونطور که در اون پست گفتم الان بهترین موقعیت بود چون آمریکا داره حیات خلوتش رو پاکسازی میکنه. این رییس باند رو هم، که عملا قدرتمندترین موادفروش دنیاست، مثل مادورو گرفتند، اما عملیات لو رفت، احتمالا توسط یک خبرچین از داخل دولت مکزیک، و در درگیری متعاقبش، کشته شد. پسرش هم در زندانه و عملا جانشینی از خانواده خودش خارج شد. این بلبشو برای اینه که انتظار این سطح از برخورد رو نداشتند و با خودشون فکر کردند اگه ساکت بشینند آمریکا همشون رو در جایی که عرب نی انداخت ملاقات خواهد کرد. حالا با این کارها هم عدهای ازشون هدشات خواهند شد، ولی رکب خوردن از چند طرف، بهرحال با پنیک همراه است. الان بهترین موقع بود که در نقطه ضعف و استیصال به یک جای دیگه کوچ کنند (اینطور نیست که به منطقه ما آشنا نباشند. حداقل در ۶۰ کشور دنیا نمایندگی فعال دارند). حیف که ایرانی هنوز فکر میکنه راهحلهای نرمالتری در انتظارش هستند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با سلام خدمت اعلیحضرت رضا پهلوی
نه به عنوان کسی که معتقده بیعرضه و مسئولیتناپذیر هستید، بلکه به عنوان یک تحلیلگر گمنام مسائل کشور این سوال رو از شما دارم. همونطور که در این تصاویر میبینید، کارتل بزرگ مواد مخدر در مکزیک، پس از کشته شدن مولا و مقتدای خودشون، دارند عملیات «یا مرگ یا خامنهای» رو انجام میدن، یعنی انتقام از جامعه و آسیب زدن به چیزهایی که زندگی مردم بشون وابستهست. البته با این تفاوت با بسیجیان، که کارگر پمپ بنزین رو نمیکشند، و مانع خاموش کردن آتش نمیشن.
پلن شما برای سناریو مشابه در ایران چیه؟ آیا مردم باید تا همیشه هرکاری که موتوریهای حیدری انجام میدن رو تماشا کنند؟
من مشکلی با اینکه پاسختون «بله باید تماشا کنند تا ظالم خودش خسته بشه» باشه ندارم. فقط میخوام بدونم پاسخ همینه یا نه.
متشکرم.
نه به عنوان کسی که معتقده بیعرضه و مسئولیتناپذیر هستید، بلکه به عنوان یک تحلیلگر گمنام مسائل کشور این سوال رو از شما دارم. همونطور که در این تصاویر میبینید، کارتل بزرگ مواد مخدر در مکزیک، پس از کشته شدن مولا و مقتدای خودشون، دارند عملیات «یا مرگ یا خامنهای» رو انجام میدن، یعنی انتقام از جامعه و آسیب زدن به چیزهایی که زندگی مردم بشون وابستهست. البته با این تفاوت با بسیجیان، که کارگر پمپ بنزین رو نمیکشند، و مانع خاموش کردن آتش نمیشن.
پلن شما برای سناریو مشابه در ایران چیه؟ آیا مردم باید تا همیشه هرکاری که موتوریهای حیدری انجام میدن رو تماشا کنند؟
من مشکلی با اینکه پاسختون «بله باید تماشا کنند تا ظالم خودش خسته بشه» باشه ندارم. فقط میخوام بدونم پاسخ همینه یا نه.
متشکرم.
217
Anarchonomy
با سلام خدمت اعلیحضرت رضا پهلوی نه به عنوان کسی که معتقده بیعرضه و مسئولیتناپذیر هستید، بلکه به عنوان یک تحلیلگر گمنام مسائل کشور این سوال رو از شما دارم. همونطور که در این تصاویر میبینید، کارتل بزرگ مواد مخدر در مکزیک، پس از کشته شدن مولا و مقتدای خودشون،…
شکافت اتم رو که کلا تو تلگرام منتشر نمیکنند. نشریات تخصصی خودش رو داره. اینجا محل تبادل نظر و مطرح کردن سوال و جوابه، و دقیقا همین کار انجام شده. عنوان «تنها اپوزیسیون ایران» یه جور فره ایزدی نیست که، باید بدستش آورد، با یه سری تصمیمات و موضعگیریها و اقدامات. اگه قراره هیچ پلنی نباشه خب چرا به من نمیگید «تنها اپوزیسیون ایران»؟ منم پلنی ندارم (یعنی به کسی نمیگم چه کاری بکنه)، تازه من خیلی بیشتر ازیشون مطلب نوشتم، اگه ملاک فقط حرف زدنه. تازه حرفهای من خیلی بیدارکنندهتر هم بوده، و یا حداقل سادهاندیشانه نبوده، مثل انتظار توبه سپاهیان! حالا اینکه معترفید حقیقته و جرم من رو صرفا «بولد کردن» اون میدونید پیشرفت خوبیه، ولی علامت خوبی نیست. چون پنجاه و هفتیها هم به حقیقت پشت کردند که کشور در دریای موهومات فرو رفت.
52
Anarchonomy
فالوعرم از خودم سبقت گرفت. روحت شاد، و راهت کردستانیتر باد.
روحش شاد.
۴۰۱ حداقل یکی از خوانندگانم به شهادت رسید، و امکان نداشت در قتل عام اخیر کسی از شهدا در بین خوانندگان اینجا نباشه.
اختلاف عقیده و تخطئه همدیگه، باعث نمیشه که شهید رو جلوتر از خودم ندونم. همه ما در برابر اشرار جمهوری اسلامی، یک نفریم.
۴۰۱ حداقل یکی از خوانندگانم به شهادت رسید، و امکان نداشت در قتل عام اخیر کسی از شهدا در بین خوانندگان اینجا نباشه.
اختلاف عقیده و تخطئه همدیگه، باعث نمیشه که شهید رو جلوتر از خودم ندونم. همه ما در برابر اشرار جمهوری اسلامی، یک نفریم.
142
Anarchonomy
آدم لائیک هم بهتره به مقتول قیام بگه شهید. باید غرورش رو بذاره کنار و اعتراف کنه هیچ واژه معادلی که حق جایگاه بلند اون مقتول رو به خوبی ادا کنه، در اختیار نداره. ایمان رو آخوندها نساختهاند. کفتارها همیشه بعد از شکار میرسند. ایمان، چون پوست بشر زیر داغ…
من تکلیفم رو از کانالهای خبری/جوی تلگرام که تو آرشیوشون هم میشه تبلیغ برای رأی دادن به آخوند معتدل رو پیدا کرد، و حالا ناگهان لائیک شدن، نمیگیرم. تکلیفم رو خودم قبلا تعیین کردهم.
ایشون مثل مرحوم میشل فوکو درباره ایران دچار توهم حاد نیست، ولی باز هم نیاز به تنظیم موتور داره.
بعید میدونم دانشجویی که تله ساندیسی درست میکنه و موش از درخت آویزان میکنه، بعد از آزاد کردن مدرک، ایران بمونه. برای این بچهها همه اینها یک «دوران» محسوب میشه، که قراره بعدها یادآوریش کنند و بش بخندند. دیگه «حرکت خبرساز» از کار احمد باطبی که اون عکس ماندگار رو ساخت که بالاتر نداریم (و احتمالا باید ازین نتیجه بگیریم که حتی در کارهای نمادی هم دچار افول شدیم، چون اون عکس حماسی کجا و این کارهای کارتونی کجا). الان باطبی کجاست؟ این البته درباره ملامت کسی نیست. چون اصلا چطور میشه افرادی که جونشون توسط اشرار در معرض تهدیده رو ملامت کرد که چرا از ایران رفتند؟ این درباره اینه که کار این دانشجوها، مبارزه نیست. کارشون تحصیل و سپس پیدا کردن شغل خوبه. اعتراض یک اقدام جانبی در کنار تحصیله. برای همین شعارش رو که داد خودش جمع میکنه که سریع به کلاس بعدازظهر برسه.
نه تنها ما علوم انسانی نداریم، که ازش متفکرانی مبارز دربیاد، بلکه جامعهای گرسنه که قراره به زودی در اعماق افسردگی جمعی هم فرو بره، به هیچ متفکری گوش نخواهد داد.
بعید میدونم دانشجویی که تله ساندیسی درست میکنه و موش از درخت آویزان میکنه، بعد از آزاد کردن مدرک، ایران بمونه. برای این بچهها همه اینها یک «دوران» محسوب میشه، که قراره بعدها یادآوریش کنند و بش بخندند. دیگه «حرکت خبرساز» از کار احمد باطبی که اون عکس ماندگار رو ساخت که بالاتر نداریم (و احتمالا باید ازین نتیجه بگیریم که حتی در کارهای نمادی هم دچار افول شدیم، چون اون عکس حماسی کجا و این کارهای کارتونی کجا). الان باطبی کجاست؟ این البته درباره ملامت کسی نیست. چون اصلا چطور میشه افرادی که جونشون توسط اشرار در معرض تهدیده رو ملامت کرد که چرا از ایران رفتند؟ این درباره اینه که کار این دانشجوها، مبارزه نیست. کارشون تحصیل و سپس پیدا کردن شغل خوبه. اعتراض یک اقدام جانبی در کنار تحصیله. برای همین شعارش رو که داد خودش جمع میکنه که سریع به کلاس بعدازظهر برسه.
نه تنها ما علوم انسانی نداریم، که ازش متفکرانی مبارز دربیاد، بلکه جامعهای گرسنه که قراره به زودی در اعماق افسردگی جمعی هم فرو بره، به هیچ متفکری گوش نخواهد داد.
یکی دو نفر اخیرا تشکر کردند. در اصطلاح سنتی به این پدیده باقیات صالحات گویند.
#لبخند_شبانه
https://t.iss.one/anarchonomy/11591
#لبخند_شبانه
https://t.iss.one/anarchonomy/11591
Telegram
Anarchonomy
نقشه شهرتون و منطقهتون رو قورت بدید. عکسهای ماهوارهای شهرتون و منطقهتون رو مثل کتاب درسی مطالعه کنید.
اگه بدونید منظورم چیه، یه روزی تو دلتون ازم تشکر خواهید کرد.
اگه بدونید منظورم چیه، یه روزی تو دلتون ازم تشکر خواهید کرد.
2
برای اینکه ببینید ایران چقدر تکون نمیخوره، این نامه رو انوری ۸۰۰ سال قبل به شاه سمرقند فرستاده بوده و ازش خواسته بیا به ما حمله کن و ما رو از شر این حکومت غزان نجات بده. بعضی ابیات انگار بر مبنای اخبار همین امروز سروده شدهاند:
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
نامهٔ اهل خراسان به بر خاقان بر
نامهای مطلع آن رنج تن و آفت جان
نامهای مقطع آن درد دل و سوز جگر
نامهای بر رقمش آه عزیزان پیدا
نامهای در شکنش خون شهیدان مضمر
.
.
تا کنون حال خراسان و رعایا بودهست
بر خداوند جهان خاقان پوشیده مگر
نی نبودهست که پوشیده نباشد بر وی
ذرهای نیک و بد نه فلک و هفت اختر
کارها بسته بود بیشک در وقت و کنون
وقت آن است که راند سوی ایران لشکر
.
.
چون شد از عدلش سرتاسر توران آباد
کی روا دارد ایران را ویران یکسر
.
قصهٔ اهل خراسان بشنو از سر لطف
چون شنیدی ز سر رحم به ایشان بنگر
.
خبرت هست که از هرچه در او چیزی بود
در همه ایران امروز نماندهست اثر
خبرت هست کز این زیروزبر شوم غزان
نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر
بر بزرگان زمانه شده خردان سالار
بر کریمان جهان گشته لئیمان مهتر
بر در دونان احرار حزین و حیران
در کف رندان ابرار اسیر و مضطر
شاد الا به در مرگ نبینی مردم
بکر جز در شکم مام نیابی دختر
مسجد جامع هر شهر ستورانشان را
پایگاهی شده نه سقفش پیدا و نه در
.
بر مسلمانان زآن نوع کنند استخفاف
که مسلمان نکند صدیک از آن با کافر
هست در روم و ختا امن مسلمانان را
نیست یک ذره سلامت به مسلمانی در
خلق را زین غم فریاد رس ای شاهنژاد
ملک را زین ستم آزاد کن ای پاکسیر
به خدایی که بیاراست به نامت دینار
به خدایی که بیفراخت به فرت افسر
که کنی فارغ و آسوده دل خلق خدا
زین فرومایه غز شومپی غارتگر
وقت آن است که یابند ز رمحت پاداش
گاه آن است که گیرند ز تیغت کیفر
.
آخر ایران که از او بودی فردوس به رشک
وقف خواهد شد تا حشر بر این شومحشر
.
هرکه پایی و خری داشت به حیلت افکند
چه کند آنکه نه پای است مر او را و نه خر
رحم کن رحم بر آن قوم که نبود شب و روز
در مصیبتشان جز نوحهگری کار دگر
رحم کن رحم بر آن قوم که جویند جوین
از پس آنکه نخوردندی از ناز شکر
رحم کن رحم بر آنها که نیابند نمد
از پس آنکه ز اطلسشان بودی بستر
.
ای سرافرازجهانبانی کز غایت فضل
حق سپردهست به عدل تو جهان را یکسر
بهرهای باید از عدل تو نیز ایران را
گرچه ویران شد بیرون ز جهانش مشمر
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
نامهٔ اهل خراسان به بر خاقان بر
نامهای مطلع آن رنج تن و آفت جان
نامهای مقطع آن درد دل و سوز جگر
نامهای بر رقمش آه عزیزان پیدا
نامهای در شکنش خون شهیدان مضمر
.
.
تا کنون حال خراسان و رعایا بودهست
بر خداوند جهان خاقان پوشیده مگر
نی نبودهست که پوشیده نباشد بر وی
ذرهای نیک و بد نه فلک و هفت اختر
کارها بسته بود بیشک در وقت و کنون
وقت آن است که راند سوی ایران لشکر
.
.
چون شد از عدلش سرتاسر توران آباد
کی روا دارد ایران را ویران یکسر
.
قصهٔ اهل خراسان بشنو از سر لطف
چون شنیدی ز سر رحم به ایشان بنگر
.
خبرت هست که از هرچه در او چیزی بود
در همه ایران امروز نماندهست اثر
خبرت هست کز این زیروزبر شوم غزان
نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر
بر بزرگان زمانه شده خردان سالار
بر کریمان جهان گشته لئیمان مهتر
بر در دونان احرار حزین و حیران
در کف رندان ابرار اسیر و مضطر
شاد الا به در مرگ نبینی مردم
بکر جز در شکم مام نیابی دختر
مسجد جامع هر شهر ستورانشان را
پایگاهی شده نه سقفش پیدا و نه در
.
بر مسلمانان زآن نوع کنند استخفاف
که مسلمان نکند صدیک از آن با کافر
هست در روم و ختا امن مسلمانان را
نیست یک ذره سلامت به مسلمانی در
خلق را زین غم فریاد رس ای شاهنژاد
ملک را زین ستم آزاد کن ای پاکسیر
به خدایی که بیاراست به نامت دینار
به خدایی که بیفراخت به فرت افسر
که کنی فارغ و آسوده دل خلق خدا
زین فرومایه غز شومپی غارتگر
وقت آن است که یابند ز رمحت پاداش
گاه آن است که گیرند ز تیغت کیفر
.
آخر ایران که از او بودی فردوس به رشک
وقف خواهد شد تا حشر بر این شومحشر
.
هرکه پایی و خری داشت به حیلت افکند
چه کند آنکه نه پای است مر او را و نه خر
رحم کن رحم بر آن قوم که نبود شب و روز
در مصیبتشان جز نوحهگری کار دگر
رحم کن رحم بر آن قوم که جویند جوین
از پس آنکه نخوردندی از ناز شکر
رحم کن رحم بر آنها که نیابند نمد
از پس آنکه ز اطلسشان بودی بستر
.
ای سرافرازجهانبانی کز غایت فضل
حق سپردهست به عدل تو جهان را یکسر
بهرهای باید از عدل تو نیز ایران را
گرچه ویران شد بیرون ز جهانش مشمر
Anarchonomy
برای اینکه ببینید ایران چقدر تکون نمیخوره، این نامه رو انوری ۸۰۰ سال قبل به شاه سمرقند فرستاده بوده و ازش خواسته بیا به ما حمله کن و ما رو از شر این حکومت غزان نجات بده. بعضی ابیات انگار بر مبنای اخبار همین امروز سروده شدهاند: به سمرقند اگر بگذری ای باد…
این رو در ذهن داشته باشید که شعر مربوط به هشت قرن پیشه و کسانی که در دید شاعر اون زمان «بزرگان» بودهاند، ممکنه برای شما اصلا بزرگی نداشته باشند. ایران دورههای زیادی داشته که جنگجویان پشت کوهی اومدن و ثروتمندانی که بقیه مردم براشون بردگی میکردند رو تار و مار کردند. طبیعتا کسی که روزیش دست اون ثروتمندها بوده، ضربه سنگینی میخورده.
اما به صورت کلی در ایران، به دلیل انرژی و تمرکزی که حکومتها برای بقا صرف میکردند، هیچوقت ساختاری شکل نمیگرفت که شاهان عوض بشن اما طبقه الیت سر جاشون بمونند و نسل به نسل ثروت و دانش و مهارت رو منتقل کنند. بنابراین ایران همفرکانس با صعود و سقوط حاکمان، صعود و سقوط رو تجربه میکرده.
اما به صورت کلی در ایران، به دلیل انرژی و تمرکزی که حکومتها برای بقا صرف میکردند، هیچوقت ساختاری شکل نمیگرفت که شاهان عوض بشن اما طبقه الیت سر جاشون بمونند و نسل به نسل ثروت و دانش و مهارت رو منتقل کنند. بنابراین ایران همفرکانس با صعود و سقوط حاکمان، صعود و سقوط رو تجربه میکرده.
Forwarded from Anarchonomy
این جور شبها شب رادارها و سنسورهاست. چیزهایی که وقتی کار میکنند، نه سر و صدایی داره، نه نوری ایجاد میکنه، نه تیتر خبری ازش درمیاد. در عصر جنگ الکترونیک، یک دولت داره کل منطقه خاورمیانه رو وجب به وجب میخونه، تا آتش شیطنت رو در همون لحظه جرقه خوردن پیدا کنه، و دولت مقابل داره در جیپیاس مردم خودش اختلال ایجاد میکنه تا به زعم خودش در امان باشه! این جنگ سگ با سگ نیست. جنگ گربه با توپ کامواست.
1
New Sky
RÜFÜS DU SOL
داخل یک اتاق تاریک و دربسته و بیپنجرهایم که آیندگان ایران بیرونش ایستادهاند و قراره نتیجه کاری که ما امروز داخل اتاق میکنیم رو تحمل کنند، و منتظرند تا ببیند چه میکنیم، اما نه صدای اونها به ما میرسه که از آینده بمون بگن باید چه کنیم و نتیجه هرکاری چطور خواهد بود، و نه صدای ما به اونها میرسه که بگیم در بنبستیم و نمیدونیم چه کاری نتیجه خواهد داشت. ما آرزو داریم از اتاق بیرون بریم، نه برای آزاد کردن خودمون، بلکه برای اینکه بفهمیم باید چه میکردیم.
I want a taste of the other side
I want to thank myself for getting out
I want a taste of the other side
I want to thank myself for getting out
16
پستهایی که این چند هفته اخیر، از چند سال پیشِ همین کانال بازنشر کردم، روی خودم هم تأثیر گذاشت. خود اینکه میشد اینهمه پست رو دوباره یادآوری کرد، دو واقعیت همزمان رو نشون میداد. اول اینکه در چه چرخههای تکراریای گرفتاریم که انگار عمر ما رو به شوخی گرفته، و دوم اینکه چقدر هرچه که لازم بوده بگم قبلا گفتم، و انگار حرف جدیدی ندارم. و این دومی کافیه که بذارم کاراکتر اریک برای همیشه به اتمام برسه. دریایی از فحش و دری وری و تخطئه علیه عقایدم و افکارم و نوشتههام، به اندازه یک لحظه تردید درباره اینکه حرف جدیدی ندارم، روی تصمیمم اثر ندارند. چون هیچکس نمیتونه درباره من از خودم قاضی بیرحمتری باشه.
میخ آخر بر این قضاوت رو یکی دو روز پیش، یکی از خوانندگان کانال بر تابوت این کاراکتر گمنام کوبید، وقتی که گفت «چقدر سال ۲۰۲۲ پختهتر و عمیقتر مینوشتی». و نتونستم انکار کنم. صدایی از مرکز مغزم گفت همین الان وقت پایان این فصله. اینکه دیروزم بهتر از امروز بوده، یک شکسته که باید جبرانش کنم، و اگه نمیتونم جبران کنم، حداقل به این افت پایان بدم.
تولد اسم اریک خیلی رندوم و بیداستان بود. هیچ دلیلی نداشتم که چرا این اسم رو انتخاب کردم. هیچ برنامهای نداشتم که قراره به کدوم سمت بره. هیچ ایدهای نداشتم که چه شخصیتی پیدا خواهد کرد. اما به مرور به کاراکتری تبدیل شد که فراتر از خودم بود. آدمهایی رو عاشق خودش کرد که عاشق من نمیشدند. آدمهایی رو متحیر کرد که از من متحیر نمیشدند. آدمهایی رو به گوش دادن وادار کرد که به من گوش نمیدادند. آدمهایی رو خندوند که با من نمیخندیدند. آدمهایی رو نجات داد که من نمیتونستم نجات بدم. اریک اونی شد که من هیچوقت نمیشدم.
اما اگه یک چیز رو باید حتما از شکسپیر یاد گرفت اینه که باید کاراکتر رو کشت تا به زندگی وفادار بود، چون زندگی هم همین کار رو میکنه. زندگی هم کاراکترهایی که آدمها رو عاشق خودشون میکنند، آدمها رو متحیر میکنند، آدمها رو به خودشون معتاد میکنند، آدمها رو میخندونند، و آدمها رو نجات میدن، میکشه.
همیشه در یک خیالپردازی کودکانه از خودم میپرسیدم اگه من رو به همه نویسندگان نابغه تاریخ معرفی میکردند، کدومشون حاضر میشد من رو به شاگردی بپذیره، و این فکر خراشدهنده که کافی نیستم، چینی این خیال رو میشکست. اما اگه براشون کافی هم نباشم، الان این اطمینان رو دارم که همهشون یک چیز رو ازم توقع میداشتند که به مرحله بعد کوچ کنم، که در همین که هستم ماندن، خیانت به کسیه که میتونم باشم. مرگ اریک باید به تولد یک کاراکتر دیگه برسه، که باز هم بهتر از خودمه، اما در یک مرحله دیگهست. مثل روز تولد اریک که نمیدونستم چه کاراکتری خواهد شد و چه مسیری رو خواهد ساخت، هیچ ایدهای ندارم که کاراکتر بعدی، اگه زنده و سالم بودم که بسازمش، چه کسی خواهد بود و کجا خواهد رفت. فقط میدونم که باید جلوتر باشه. فراتر باشه. و تنهاتر.
آرشیو آنارکونومی و اقوالالانعام سر جای خود باقی میمونند، برای کسانی که دوست دارند اثر دیجیتال اریک در صحن بزرگ اینترنت، جایی دنج برای خودش داشته باشه. اما میدونم که اثر اصلی و ماندگارترش رو ذهن آدمهایی بود که با خوندنش آدم دیگهای شدند.
از همه کسانی که این چند سال این کاراکتر رو همراهی کردند، ممنونم. میدونم که خوش گذشته. همواره هوای همدیگه رو داشته باشید.
۲۵ فوریه ۲۰۲۶
میخ آخر بر این قضاوت رو یکی دو روز پیش، یکی از خوانندگان کانال بر تابوت این کاراکتر گمنام کوبید، وقتی که گفت «چقدر سال ۲۰۲۲ پختهتر و عمیقتر مینوشتی». و نتونستم انکار کنم. صدایی از مرکز مغزم گفت همین الان وقت پایان این فصله. اینکه دیروزم بهتر از امروز بوده، یک شکسته که باید جبرانش کنم، و اگه نمیتونم جبران کنم، حداقل به این افت پایان بدم.
تولد اسم اریک خیلی رندوم و بیداستان بود. هیچ دلیلی نداشتم که چرا این اسم رو انتخاب کردم. هیچ برنامهای نداشتم که قراره به کدوم سمت بره. هیچ ایدهای نداشتم که چه شخصیتی پیدا خواهد کرد. اما به مرور به کاراکتری تبدیل شد که فراتر از خودم بود. آدمهایی رو عاشق خودش کرد که عاشق من نمیشدند. آدمهایی رو متحیر کرد که از من متحیر نمیشدند. آدمهایی رو به گوش دادن وادار کرد که به من گوش نمیدادند. آدمهایی رو خندوند که با من نمیخندیدند. آدمهایی رو نجات داد که من نمیتونستم نجات بدم. اریک اونی شد که من هیچوقت نمیشدم.
اما اگه یک چیز رو باید حتما از شکسپیر یاد گرفت اینه که باید کاراکتر رو کشت تا به زندگی وفادار بود، چون زندگی هم همین کار رو میکنه. زندگی هم کاراکترهایی که آدمها رو عاشق خودشون میکنند، آدمها رو متحیر میکنند، آدمها رو به خودشون معتاد میکنند، آدمها رو میخندونند، و آدمها رو نجات میدن، میکشه.
همیشه در یک خیالپردازی کودکانه از خودم میپرسیدم اگه من رو به همه نویسندگان نابغه تاریخ معرفی میکردند، کدومشون حاضر میشد من رو به شاگردی بپذیره، و این فکر خراشدهنده که کافی نیستم، چینی این خیال رو میشکست. اما اگه براشون کافی هم نباشم، الان این اطمینان رو دارم که همهشون یک چیز رو ازم توقع میداشتند که به مرحله بعد کوچ کنم، که در همین که هستم ماندن، خیانت به کسیه که میتونم باشم. مرگ اریک باید به تولد یک کاراکتر دیگه برسه، که باز هم بهتر از خودمه، اما در یک مرحله دیگهست. مثل روز تولد اریک که نمیدونستم چه کاراکتری خواهد شد و چه مسیری رو خواهد ساخت، هیچ ایدهای ندارم که کاراکتر بعدی، اگه زنده و سالم بودم که بسازمش، چه کسی خواهد بود و کجا خواهد رفت. فقط میدونم که باید جلوتر باشه. فراتر باشه. و تنهاتر.
آرشیو آنارکونومی و اقوالالانعام سر جای خود باقی میمونند، برای کسانی که دوست دارند اثر دیجیتال اریک در صحن بزرگ اینترنت، جایی دنج برای خودش داشته باشه. اما میدونم که اثر اصلی و ماندگارترش رو ذهن آدمهایی بود که با خوندنش آدم دیگهای شدند.
از همه کسانی که این چند سال این کاراکتر رو همراهی کردند، ممنونم. میدونم که خوش گذشته. همواره هوای همدیگه رو داشته باشید.
۲۵ فوریه ۲۰۲۶
2.16K