Anarchonomy
46.1K subscribers
6.8K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
دوران بچگی ما تقریبا هیچ تفریحی وجود نداشت جز در کوچه بودن. و کوچه ما کوچه خوبی نبود، بنابراین همین تنها تفریح هم بشدت محدود بود. وقتی به انفجار بی‌حوصلگی می‌رسیدیم ما رو به زور میبردند پارک، که کل بضاعتش یک سرسره و یک تاب بود. ازونجایی که گفته بودند استکبار میخواد نسل شیعه رو خشک کنه، پس بیشتر بیفتید روی هم، تعداد بچه‌ها خیلی زیاد بود، و برای هر وسیله بازی باید رنج صف تحمل می‌کردیم. و برای من ابهام بود که این چه تفریحیه که برای انجامش باید با صدنفر دعوا کرد. با خودم می‌گفتم کاش زودتر بزرگ بشیم و دیگه احتیاج به تفریح نداشته باشیم تا نیاز به سرسره صفی هم نداشته باشیم. بزرگ‌تر که شدم فهمیدم کل زمین اون پارک غصبی بوده. با خودم می‌گفتم چطور میشه زمین غصبی رو داد به بچه‌ها؟ مگه هدف تربیت بچه‌های سالم نیست؟ چطور با کار ناسالم میشه بچه سالم تربیت کرد؟ کاش بزرگ‌تر بشم و این سوال‌ها رو پشت سر بگذارم. یک روز بشه که یاد این موقع و سوالات اعتقادیم بیفتم و بخندم. باز هم بزرگ‌تر شدم و جلوی همون پارک خفتم کردند و هرچی همراهم بود بردند. نه مردم، نه پلیس، هیچ کاری نکرد. دزدها چندتا بچه بودند، اما چون سلاح‌های خطرناک داشتند خودم هم هیچ‌کاری نمی‌تونستم بکنم. فهمیدم این‌ها حتی از سرسره صفی هم محروم بوده‌اند. ادای خلافکارهای حرفه‌ای رو در می‌آوردند، اما ضعف کودکانه‌شون رو نمی‌تونستند مخفی کنند. هم می‌ترسیدند و هم مطمئن نبودند کارشون جواب بده. با خودم گفتم کاش بزرگ‌تر بشم و دغدغه‌م این نباشه که وسایلم رو زدند بیچاره بشم. بزرگ‌تر که شدم شنیدم نزدیک همون پارک یک نفر تیر خورده. چون علیه حکومت شعار داده. به جای وسایل شخصی، جانش رو ازش دزدیدند.
با خودم گفتم کاش بزرگ نمی‌شدم و حوصله‌م تا ابد سر می‌رفت.
40
در چارچوب توراتی، شیطان خودش رو مقابل انسان قرار نمیده، چون موجودیه که خیلی میفهمه. دشمن فهیم داشتن، یه نعمته. چون اگه ازش شکست بخوری، میگی از یک موجود فهیم شکست خوردی، و اگه بش غلبه کنی، به خودت میبالی که به یک موجود فهیم غلبه کردی. شیطان سعی می‌کنه موجوداتی که هیچ‌چیز نمی‌فهمند در برابر انسان قرار بده، تا اگه تسلیمش شدند، این حقارت رو تجربه کنند که از یک موجود نفهم شکست خوردند، و اگه بش غلبه کردند، فقط به یک موجود نفهم غلبه کرده باشند. اگه یک ببر به روستا حمله کنه و بچه‌های خردسال رو بکشه، اگه نتونی گیرش بندازی، قصه اینجوری میشه که ببری آمد و بچه‌هایمان را خورد و رفت! و اگه بتونی ببر رو بکشی، فقط یک حیوان زبان‌بسته رو کشتی، که حتی نمیتونه دلت رو خنک کنه.
این راهکار شیطان اغلب جواب میده، چون انسان رو میشناسه، و میدونه که خودش رو زیاد می‌بینه. زیاد در توانایی، که میتونه چیزهای خوب رو از فنا نجات بده، و زیاد در حس، که ازینکه نتونه نجات بده، زیر کوهی از حزن و خشم و کینه و یأس دفن میشه. راهکار از کار انداختن انسانی که درگیر زیادی‌هاست، اینه که دشمن کم‌مقدار جلوش قرار بدی. هر وقت نتونسته انسانی رو از کار بندازه، برای این بوده که اون انسان خودش رو زیاد ندیده. ازینکه نتونسته چیزهای خوب دنیا رو از فنا نجات بده، نه حیرت می‌کرده و نه مأیوس میشده، و دشمن فهیم و نفهم براش فرقی نداشته، چون برای آرام کردن دل خودش باشون مقابله نمی‌کرده.
10
کسانی که مسئولیت‌پذیر نیستند، این رفتار هم دارند، ولی هر کسی که این رفتار رو داره لزوما از روی مسئولیت‌پذیر نبودنش نیست. چند هفته پیش یک عکاس معروف دوربین گرون‌قیمتش رو برای یک ایراد به نمایندگی فرستاد اما قبول نکردند چون توش آب رفته بود و گارانتی شامل آب نیست. اما عکاس قبول نکرد. ازونجایی که فالوعرهای زیادی داشت آبروی شرکت رو برد، و بعد چند روز مجبور شدند بوردش رو براش مجانی عوض کنند. در واقع از یک شرکت چندملیتی باجگیری کرد. در سیستم کمونیستی شوروی هیچوقت چنین اتفاقی رخ نمیداد. اما در سرمایه‌داری این برداشت بوجود اومد که مشتری روی «کوهی از حق» نشسته، و صاحبان مشاغل و شرکت‌ها روی «کوهی از پول». بنابراین اون‌ها قابلیت جبران قسمت‌های ناخوشایند زندگی مشتریان رو هم دارند. قسمت ناخوشایند زندگی یعنی همینکه خودت خیلی وقت‌ها بی‌عرضه‌ای، حواسپرتی، و گیجی.
6
Anarchonomy
کسانی که مسئولیت‌پذیر نیستند، این رفتار هم دارند، ولی هر کسی که این رفتار رو داره لزوما از روی مسئولیت‌پذیر نبودنش نیست. چند هفته پیش یک عکاس معروف دوربین گرون‌قیمتش رو برای یک ایراد به نمایندگی فرستاد اما قبول نکردند چون توش آب رفته بود و گارانتی شامل آب…
باید از هر صحبت و بحثی درباره مسئولیت‌پذیری استقبال کرد. اتفاقا بیشترین چیزی که جامعه ایرانی نیاز داره، فحش دادن به خودشه. اوباش آدمکش ازینکه مردم به خودشون فحش بدهند بُل می‌گیرند؟ بله، ولی بذارید بگیرند. چه اهمیتی داره که اوباش آدمکش از چه منطقی استفاده کنند؟ اون‌ها در نهایت به اسلحه‌شون تکیه دارند، نه منطق‌شون، و نه حتی پروپاگاندایی که خودشون ساخته‌اند. می‌بینید که حتی نمی‌تونند کل مجموعه‌شون رو وادار کنند که به یک دروغ رسمی پایبند بمونند و زیر سوالش نبرند، و حتی نمی‌تونند یک ماسک رو برای بیشتر از چند دقیقه روی صورت‌شون نگه دارند (تارانتینو تو فیلم جانگو، کوکلاس‌کلان‌ها رو با ارجاع به همین واقعیت مسخره کرد، که همسران‌شون ماسک‌هایی براشون دوخته بودند، اما برای چند دقیقه هم نتونستن تحملش کنن و درش آوردن). مادری که بچه خردسالش رو با خودش میبره به اعتراضات خیابانی، و اون بچه الان نابیناست، بعد از اتمام عزاداریش باید فحش بخوره. چون برای جامعه‌مون لازمه که فحش بخوره. شوخی گرفتن چیزهای خیلی جدی، یک لغزش فردی نیست، بلکه به دیگران آسیب میزنه. وقتی داوطلبانه دفترچه اعزام به خدمت رو ارسال می‌کنی، داری یه چیز خیلی جدی رو شوخی می‌گیری، و نتیجه‌ش اینه که به دیگران آسیب خواهی زد، و دیگران هم حق دارند تو رو جزء کسانی که بشون آسیب زده در نظر بگیرند، و سپس مادرت از دیگران کینه به دل می‌گیره که به پسر بی‌گناهش آسیب زدند و این زنجیره ادامه پیدا می‌کنه. هر چیز هولناکی که امروز داریم می‌بینیم، نتیجه شوخی گرفتن یک چیز خیلی جدی در گذشته بوده.
اما در حین بازرسی جامعه خود، باید مواظب بود که فحش دادن به خود فقط متمرکز روی چیزهای جدی باشه، نه چیزهای دیگه. برای پرداختن به بدرفتاری‌های دیگه‌ای که با یک اقتصاد کمی سرحال‌تر درست میشن، یا با شهری کمی مرتب‌تر، و یا مدرسه‌ای کمی کارآمدتر، بعدها وقت زیاد هست.
10
Anarchonomy
دیگه باید از ایرانی مسلمان پرسید دین شما چیست؟ بالاخره هر دینی باید یه خدایی داشته باشه، یه پیامبری داشته باشه، یه کتابی داشته باشه، یه عبادتگاهی داشته باشه، پیشوایی داشته باشه و یه احکامی. الان این موارد ذکر شما در دین شما چیستند؟ الله شما همینی است که اگه…
مصلی خیلی از شهرها برای ساخت بودجه نداشتند. روش کار اینطور بود که میرفتن سراغ یه مصالح‌فروش و می‌گفتن یه کامیون سیمان بده، انقدر قیر بده. و اون هم باید می‌داد. این مربوط به دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاده، و من نمی‌دونستم. وقتی ازشون می‌پرسیدی چرا زودتر نگفتید که دیگه اونجا نماز نخونیم، تعجب می‌کردند که چرا تعجب کردیم. چنان خو گرفته بودند به زورگیری قدرتمندان، که به نظرشون بخشی از زندگی بود ‌و اهمیت نمیدادند کی داره زورگیری می‌کنه، و ما رو به چشم بچه‌هایی که نمی‌دونند کجا زندگی می‌کنند نگاه می‌کردند.
هرکس باید خودش خودش رو نجات بده، و خیلی‌ها به فکر خودشون نیستند.
6
Anarchonomy
مصلی خیلی از شهرها برای ساخت بودجه نداشتند. روش کار اینطور بود که میرفتن سراغ یه مصالح‌فروش و می‌گفتن یه کامیون سیمان بده، انقدر قیر بده. و اون هم باید می‌داد. این مربوط به دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاده، و من نمی‌دونستم. وقتی ازشون می‌پرسیدی چرا زودتر نگفتید…
سلبریتی‌های منبری محور مقاومت فقط در هیئت‌های پر زرق و برق مرکز سخنرانی ندارند. مثلا ممکنه پناهیان رو در مسجد یک ده‌کوره پیدا کنید، و طائب رو در یک پایگاه بسیج پیزوری. دلیلش این نیست که به دهک‌های پایین جامعه علاقمندند. دلیلش اینه که می‌دونند تنها کسانی که می‌تونند بشون تکیه کنند دله‌دزدها و چاقوکش‌های حاشیه‌نشین هستند. یک سربازگیری مویرگیه که در ازای دفاع از بقای حکومت، بشون چک سفید قانونی میده علیه بقیه جامعه اقدامات غیرقانونی انجام بدن. این کار رو در بالا هم انجام میده، مثل قاچاقچیان نفت و بنزین و دکل‌دزدان. آیفون و لپ‌تاپ میمونه برای انتهای مویرگ. در درازمدت، این دله‌دزدها و چاقوکش‌ها، عضو باند میشن، و صاحب پیدا می‌کنند. مثل کودکان سر چهارراه که یه سوپروایزر دارند که سر چهارراه دیده نمیشه. این کار رو به شکل سیستماتیک‌تر سلیمانی در بلوچستان انجام داد. یعنی جایگزین کردن طایفه‌های بومی، با طایفه‌های دله‌دزد و چاقوکش، و سپس مدیریت اون طایفه‌های دله‌دزد و چاقوکش، و تبدیل‌شون به خلافکارهای حرفه‌ای، که در ازای کنترل بقیه طوایف، مجوز انواع جنایت‌های سازمان‌یافته و اخاذی‌ها رو داشته باشند، و همین الان در حال فعالیتند، و اینکه دیده میشه هر روز آدم‌ربایی یا قتل صورت می‌گیره، بخشی از فعالیت سازمانی اون‌هاست. ازونجایی که مدت‌هاست میگم هرچه که در مورد بلوچستان نادیده گرفتند بقیه ایرانیان، به سراغ‌شون خواهد اومد، باید منتظر ابعاد خیلی بزرگتر جنایت‌های سازمان‌یافته باشید. از جمله آدم‌ربایی، و فروش اعضای بدن بازداشت‌شدگان ناآرامی‌ها. نهادهای مذهبی چیزی موازی این جریان نیستند، بلکه پلتفرمش هستند.
37
Anarchonomy
سلبریتی‌های منبری محور مقاومت فقط در هیئت‌های پر زرق و برق مرکز سخنرانی ندارند. مثلا ممکنه پناهیان رو در مسجد یک ده‌کوره پیدا کنید، و طائب رو در یک پایگاه بسیج پیزوری. دلیلش این نیست که به دهک‌های پایین جامعه علاقمندند. دلیلش اینه که می‌دونند تنها کسانی که…
وقتی خبربازی نظام حول «تفاهم‌نامه»های امنیتی و اقتصادی با روسیه بود، و هموطنان خجسته‌دل من برآورد می‌کردند که نظام قصد خرید نرم‌افزار فیلترینگ از روس‌ها داره، با چیزی جز لبخند نمی‌تونستم واکنش بدم. روسیه هیچوقت به کسی متعهد نمیشه، مخصوصا به وحوش خاورمیانه. ارائه محصولات نرم‌افزاری در ادامه‌ش خدمات و تعهد می‌طلبه، که هیچوقت حاضر نیستند زیر بارش برن. روس‌ها اس۳۰۰ رو هم گردن نمی‌گیرند، چه برسه به یک نرم‌افزار که هرروز نیاز به نوسازی داره. به شکل متناظرش، پیام‌رسان چینی هم به نتیجه نرسید، چون چینی‌ها اینجا رو باغ‌وحشی غیرقابل پیش‌بینی می‌بینند. برای همین فیلترینگ امروز و پلتفرم‌های حکومتی امروز، وضعیت فعلی‌شون رو دارند. کل زیرساخت به یک موجود فرانکشتاین‌مانند تبدیل شده، حاصل از بهم چسبوندن اجزایی که از سیستم‌های خارجی کالبد شکافی شده‌اند.
تنها چیزی که روسیه بلده به آخوندها بده، و مایله که بده، روش‌های تشکیل سازمان‌های جنایتکار و به خدمت خود درآوردن خلافکارهای حرفه‌ایه. تفاهم‌نامه امنیتی یعنی فقط این.‌ یعنی همون تنها کاری که خودشون خوب بلدند، و در روسیه اجرا کرده‌اند، و چچن یک نمونه ایده‌آل ازونه: ابتدا راه تنفس اقتصادی ناحیه مدنظر رو می‌بندیم. وقتی گرسنه موندند، اجازه میدیم از کاسه خلافکاری که برای ما کار می‌کنه، بلیسند. اون خلافکار موظفه اجازه نده رقیبی براش پیدا بشه، و در عوض مجاز به انجام هرکار غیرقانونی علیه مردمه. در نتیجه این پروژه، امروز در چچن آدم‌ربایی میشه، و پدر کسی که ربوده شده به پلیس مراجعه می‌کنه، و میفهمه پلیس هم با آدم‌رباهاست. چیزی که بقیه مردم دنیا فقط در فیلم‌ها دیده‌اند، و گاهی بش «کلیشه» هم میگن. خلافکار محلی، برای حفظ مقبولیتش مجازه اجازه بده فرهنگ ارتجاعی بومی، رشد و نمو داشته باشه. مثلا اگه مسلمان چچنی دختر یاغی خودش رو سر ببره، پیگیری نخواهد شد. اما این راواداری ارتجاع تا جایی مجازه که برای مسکو دردسر بیرونی درست نکنه. مثل وقتی که مسلمانان داغستانی میخواستن یهودی‌ها رو به قتل برسونند، و در رسانه‌های جهانی تصویر ناجوری ایجاد کرد، و مسکو همه‌شون رو دستگیر کرد.
ساز و کار این نوع «مدیریت جنایت»، تمام چیزیه که روسیه میتونه در اختیار ایران قرار بده. و گرنه علنا اعلام می‌کنند که اتباع خودشون در نیروگاه بوشهر رو هم به محض استشمام بوی حمله، بیرون خواهند کشید.
این رو که جمهوری اسلامی یک حکومت نیست، بلکه یک سازمان خلافکاری است، تو کت هموطن نمیرفت. تا همین سال ۸۸ سوال ساده‌لوحانه «یعنی رهبری نمی‌دونه در بازداشتگاه‌ها چه خبره؟» یه سوال رایج بود و سوال‌کننده‌ها قصد شوخی یا کنایه نداشتند و جدی می‌پرسیدند. برداشت ذهنی ایرانی این بوده، و هست هنوز، که یک حکومت داریم، و حالا یک مقدار امور از دستش در رفته، برای همین در بازوهای مختلف این حکومت رفتارهای غیرمتعارف و ضدمردمی می‌بینیم! هنوز با این واقعیت که حکومتی وجود نداره و با یک باند مواجهند، کنار نیومده‌اند.
16
یادش بخیر.. چند سال پیش همینجا گفتم دوستان اهل فن دنبال راهی برای مخفی کردن پکت‌های دیتا باشید، چون دارن روش کار می‌کنند، و از هوش مصنوعی هم استفاده خواهند کرد. اما هرکس اهل فن بود دنبال درآمدهای دلاری بود و مشغول همون شد. درآمد دلاری که قطع شد هیچ، اون‌ها هم به مقصودی که می‌خواستند رسیدند. و حالا که خیابان رو خون برداشت می‌پرسند «باید چه بکنیم؟». جلوی کره شمالی شدن رو که نمیشه گرفت، ولی همون بی‌خیالی نشون میداد اینکه ازینجا یکی مثل جولانی درنمیاد از کجا آب می‌خوره.
از تمام جهان تقاضا دارم با طیب خاطر جامعه ما رو به عنوان یک عبرت ببینند.
4
تو آرشیو کانال هست همین جوابش، لازم نبود از خود یک چینی بپرسید :)
قبلا نوشتم، هم درباره اینکه مردم «رشد استیبل»، چه کمی و چه کیفی، رو در محیط خودشون با چشم می‌بینند، و این باعث میشه به مسیری که دولت پیش گرفته اعتماد کنند. هم درباره اینکه جوامع استبدادزده، به عُرضه احترام میذارن. وقتی قابلیت واقعی رو در حاکم ببینند، به همه‌چیزش احترام میذارن، از جمله محدودیت‌هایی که وضع می‌کنه. برعکس حاکم بی‌عرضه، هرچقدر هر کار دیگه‌ای غیر از اثبات عرضه انجام بده، نمیتونه احترام بخره. این در خاورمیانه خیلی غلیظ‌تره، ولی در چین هم برقراره.
ولی همیشه از خارجی‌ها دیتا بگیرید، کانال من کافی نیست :)

#لبخند_شبانه
7
چه پونصدنفر از هموطنان‌مون رو از دست بدیم چه پنجاه هزارنفر، زندگی ادامه خواهد داشت و همه‌چی عادی خواهد شد. بعد از هولوکاست، که شش میلیون بود هم یهودیان به زندگی عادی برگشتند. و این کمتر بش توجه میشه که شش میلیون مربوط به کل اروپا بود. در مقیاس محلی، برای خیلی از بازماندگان، تلفات در حد از دست دادن همه روستا و همه خاندان و همه فامیل بود. برای کسی که تمام دنیاش همون روستا بوده، قتل عام، بیش از شش میلیون نفر بود. برای اون آدم، قتل عام معادل نابود شدن تمام دنیا بود. برای اون بازماندگان، هر آدم زنده‌ای که ازون به بعد دیدند، یک غریبه بود. چیزی که باید ازون‌ها یاد گرفت اینه که غم و خشم‌شون رو صرف برنامه‌هایی کردند که می‌دونستند نتیجه‌ش خیلی بعدتر از خودشون دیده خواهد شد. مثل وقتی که روی احداث مدرسه‌ها و کالج‌ها سرمایه‌گذاری کردند. مثل وقتی که به همدیگه گفتن ما فقط همدیگه رو داریم و باید هوای همدیگه رو داشته باشیم. مثل وقتی که حتی زیر نور شمع درس خوندن تا نخبه پرورش بدن که به مسئولیت‌های دولتی برسند. وقتی مثل یهودیان با قتل عام شدن مواجهیم، دیگه نباید خودمون رو یک تمدن باستانی لحاظ کنیم. باید خودمون رو یک اقلیت آواره در نظر بگیریم، حتی اگه صد میلیون نفر باشیم.
نه در دین، بلکه در استراتژی باید همگی یهودی بشیم. هر نوع تأخیر در این اقدام، خسارات حیاتی به جا خواهد گذاشت.
25
یکی از دلایلی که با اعدام مخالفم همین‌ها هستند. طرف با این ریخت و لباس، پناهنده شده. کسی رو که از طرف وزارت خارجه میفرستن به سفارت‌شون تو یه کشور دیگه، از هفتاد تا فیلتر رد شده. حتی پسرعمه زنش رو هم چک می‌کنند. اگه مطمئن نبودن ازش تا همینجا نمیرسید. ولی بازم می‌کشه بیرون. یه سری‌شون فقط چون درست یا غلط بوی الرحمان میشنون، می‌کشن بیرون، ولی منظور من اوناییه که چون دیگه نتونستن بیشتر ازین بکشن، کشیدن بیرون. اگه داس اعدام رو بلند کنی، اینا هم درو میشن. برای همینه که نباید بلند کنی‌.
4
Anarchonomy
یکی از دلایلی که با اعدام مخالفم همین‌ها هستند. طرف با این ریخت و لباس، پناهنده شده. کسی رو که از طرف وزارت خارجه میفرستن به سفارت‌شون تو یه کشور دیگه، از هفتاد تا فیلتر رد شده. حتی پسرعمه زنش رو هم چک می‌کنند. اگه مطمئن نبودن ازش تا همینجا نمیرسید. ولی بازم…
خوانندگان من جزء قشر اقلیت اهل مطالعه هستند اغلب، و باز هم با این قسمت بالا نبردن داس انتقام بام مخالفند. اگه این قشر دست به مطالعه اینجوریه، اون بیرون در بین مردم عادی چه خبره؟ البته من آدمی نیستم که گول احساسات جمعی رو بخوره، که یک خرمن احساس کار یه دونه گلوله رو هم نمیتونه انجام بده. مخصوصا در جامعه‌ای که کشتار دهه شصت رو هم دید و احساساتش به جایی نرسید. مثلا تا حالا دیده نشده یک مرد قتل پسر اولش رو فراموش کنه، ولی برای قتل پسر دومش ناگهان کمر همت برای انتقام ببنده. یا لااقل من ندیدم. شاید افسران آگاهی دیده باشند و برای ما تعریف نکرده باشند. اما همینکه این احساسات وجود دارند، حتی در نتیجه‌نگیرترین حالت خود، باز نشون میده که چقدر رسوبات تاریخی‌مون که ما رو در گذشته نگه میداره، ضخیم هستند.
5
برای درک بهتر اینکه در کجای تاریخ‌مون قرار داریم همین کافیه که اولین باره بزرگترین قتل‌عام‌های مردم‌‌مون رو داره حکومت رسمی کشورمون انجام میده، نه اقوام مهاجم خارجی.
7
Anarchonomy
هموطنان عزیز که تا یکی دو ماه پیش خواهان ظهور رضاخان ۲ در کشور بودند تا هرج و مرج و ضایع شدن حقوق ملت رو متوقف کنه، با آپگرید مطالبات، دیگه خواهان هیتلر ۲ هستند تا بیاد و شیعیان رو از ریشه در بیاره! لازم به ذکر است که هیتلر ۱ هم با همین پس‌زمینه به قدرت رسید…
وضع جوری است که اگه تصور کنم کسی برای حرف‌های من تره خرد خواهد کرد، قطعا در فانتزی بسر می‌برم. این طور نبوده که حرف‌های من چیز جدیدی باشند. همیشه در خاورمیانه کسانی بوده‌اند که به بقیه بگن «موقع جنگ باید فقط برنده شد، اما بعد از جنگ باید چرخه خشونت رو متوقف کرد»، اما همواره صاحب قدرت چنان کوته‌فکر بوده که خودش بقیه رو متقاعد کرده که چرخه را ادامه دهید! حکومتی که به کسانی که بش رحم می‌کنند هم رحم نمی‌کنه، خودش داره به مردم میگه بم رحم نکنید. حالا من هزار بار بگم این چرخه تاریخی رو باید یه جا برید، چطور ممکنه اثر کنه؟
نه، من حرف درست رو میزنم، اما انقدر احمق نیستم که در فانتزی فرو برم.
7
Forwarded from Anarchonomy
اولش خجالت نمی‌کشیدند ازینکه بم بگن «چرا میگی اینستاگرام باید فیلتر بشه؟ با محدود شدن مردم که نظام سقوط نمی‌کنه».
الان هم خجالت نمی‌کشند که بم بگن «دانشگاه که نریم، سربازی هم نریم، برای نهاد دولتی هم که کار نکنیم، پس میگی چه خاکی بریزیم رو سرمون؟».
اما یواش یواش چیزی که نمی‌فهمیدند توسط خود حکومت تو حلق‌شون چپانده خواهد شد. وقتی بفهمند نه میشه به سازمان اوقاف اعتماد کرد، نه میشه بچه‌ای رو به بهزیستی سپرد، نه میشه از پلیس کمک خواست، نه میشه دانشگاه رفت، نه میشه پول رو به بانک سپرد، نه میشه به اعتبار ثبت اسناد دل خوش کرد، نه میشه جایی سرمایه‌گذاری کرد و نقره‌داغ نشد، تازه می‌فهمند تغییر برنامه، تز من نبوده. تنها راهی که دارند بوده. چون هیچ نهادی در جامعه‌شون باقی نمونده که بخوان بترسن همه‌چیز بهم بریزه یا نریزه.
9
Anarchonomy
برای درک بهتر اینکه در کجای تاریخ‌مون قرار داریم همین کافیه که اولین باره بزرگترین قتل‌عام‌های مردم‌‌مون رو داره حکومت رسمی کشورمون انجام میده، نه اقوام مهاجم خارجی.
زلنسکی گفته تا الان ۵۵ هزار سرباز کشته دادیم. یعنی روسیه با اون همه بمب، که بعضی‌هاشون ۳ تن وزن دارن، با اون همه مین ضدنفر و ضدتانک، که هزاران هکتار زمین کشاورزی رو غیرقابل استفاده کرده، با صدها هزار گلوله توپ، که رد اصابت‌شون روی زمین از ایستگاه فضایی هم قابل تشخیصه، با اون همه پهپاد، که در تاریخ جنگ‌های معاصر تعدادشون بی‌سابقه بوده، با اون همه موشک بالستیک، با اون همه موشک کروز، که باعث شده انبار مهماتش خالی بشن، در حالی که بزرگترین انبارهای مهمات دنیا رو داشت، و در طول چهارسال به مواضع اوکراینی‌ها زده، و اون همه جنگ تن به تن توی خاکریزها به سبک جنگ جهانی اول، که شامل گلاویز شدن طرفین با چاقو هم میشده، تا الان تونسته تعدادی از نیروهای اوکراین رو بکشه که جمهوری اسلامی در دو روز ایرانی‌ها رو کشت.
6
Anarchonomy
اولش خجالت نمی‌کشیدند ازینکه بم بگن «چرا میگی اینستاگرام باید فیلتر بشه؟ با محدود شدن مردم که نظام سقوط نمی‌کنه». الان هم خجالت نمی‌کشند که بم بگن «دانشگاه که نریم، سربازی هم نریم، برای نهاد دولتی هم که کار نکنیم، پس میگی چه خاکی بریزیم رو سرمون؟». اما یواش…
چیزهایی که من میگم گسترش پیدا نکرده. مردم ایران با من بیشتر مخالفند تا با جمهوری اسلامی. اون چیزی که در فضای نت می‌بینید غلیان احساساته، که کاملا طبیعیه برای فجایعی که فقط با کشتار مغول‌ها قابل مقایسه‌ست. اما از روی ارتقاء درک نیست. داعش پشت پرده نبوده که حالا بیرون اومده باشه. مردم ما حتی نمی‌فهمند که موج انسانی غیرمسلح، جلوی ارتش مسلح، منجر می‌شود به تلفاتی چندین برابر جنگ‌ها، و معلومه که معادل چهار سال اوکراین باید تلفات داد، و باید حتما یکی این پدیده بدیهی رو به ملت گوشزد کنه. مردم ما حتی به صورت زیرپوستی و غیرعلنی خرسنده که این مقدار هولناک از تلفات رو داده، چون حالا میتونه به خودش مجوز بده که برای صغیر و کبیر طرف مقابل حق حیات قائل نباشه. موفقیت داعش در اجرای کره‌شمالیزاسیون، می‌تونست بسیاری از رویاپردازی‌ها و حباب‌ها که اینهمه سال وقت‌مون رو تلف کرد، متلاشی کنه. الان که محدودیت دسترسی کمی برداشته شده، چی می‌بینید؟ یک عزم جدی برای طراحی یک جنگ طولانی، یا عزا و شعر و دکلمه و مصیبت‌نامه؟
12
Anarchonomy
چیزهایی که من میگم گسترش پیدا نکرده. مردم ایران با من بیشتر مخالفند تا با جمهوری اسلامی. اون چیزی که در فضای نت می‌بینید غلیان احساساته، که کاملا طبیعیه برای فجایعی که فقط با کشتار مغول‌ها قابل مقایسه‌ست. اما از روی ارتقاء درک نیست. داعش پشت پرده نبوده که…
من جایی نگفتم تا ۲۰۶۰ ایرانی به سقراط تبدیل میشه. ۲۰۶۰ درباره عبور از چند مرز حیاتی به طور همزمانه. از پایان ظرفیت سرزمینی ایران برای ساپورت جمعیتش گرفته، تا غیرممکن‌شدن حکمرانی و مدیریت، تا فرو ریختن استراکچر فرهنگی که چند قرنه جامعه ایرانی رو یک جامعه کرده.
1
در حالی که کل کارکنان تسلا ۱۰۰ هزار نفره، در شرکت بی‌وای‌دی ۱۲۰ هزارنفر فقط مشغول تحقیق و توسعه هستند.
اعداد چین، در همه‌چیز بزرگتر از اعداد بقیه دنیا هستند. صنعت چین هم در لبه تکنولوژی قرار گرفته و داره بقیه دنیا رو رهبری می‌کنه.
اما ۱۲۰ هزارنفر برای تحقیق و توسعه، یک نوع تورم مصنوعیه. برای بهبود یک خودرو به اندازه ۱ درصد، نباید به این تعداد از محقق و مهندس نیاز باشه. پس ازینکه ربات‌ها نشون دادند که تعداد کارگرهای دنیا خیلی بیشتر ازونیه که لازمه باشند، به زودی هوش مصنوعی نشون خواهد داد که پژوهشگر و توسعه‌دهنده هم خیلی بیشتر ازونیه که لازمه باشه.
1
Forwarded from Anarchonomy
جماعت ایرانی به اخبار بیشتر توجه داره تا الگوها. برای همین یه ذهنیت خاص نسبت به موضوع «حمله نظامی به ایران» پیدا کرده. چون اخبار یه تصویری ازش درست کردند که انگار قراره یه حالت آخرالزمانی ایجاد کنه، و بعد بوم! میریزیم نظام رو عوض می‌کنیم!. در حالی که باید به الگوها توجه میکردند. اگه به طرز مواجهه آمریکا با خاورمیانه در سال‌های اخیر دقت می‌کردند می‌دیدند که الگو اینه: «از بین بردن اون بخش از توان حکومت که میتونه در خارج از مرزهای خودش دردسر کنه، و نگه داشتن مابقی سیستم به شکل یک زامبی، که زورش فقط به کنترل مردم همون کشور برسه». در افغانستان همین کار رو کردن، در سوریه هم دارند همین کار رو می‌کنند. اسراییل اون پاسگاهی که آدم‌های جولانی روزه‌خوار رو گرفتن و چوب در اونجاش می‌کنند رو هدف قرار نمیده. اون سوله‌ای که توش راکت ساخته میشد رو میزنه. بنابراین الگو اینه که حکومت‌های اسلامی در منطقه، اسلام رو در داخل کشور خودشون نگه دارند. و اگه قبول کنند که این کار رو بکنند، بگو بخندهای دیپلماتیک زیادی هم باشون رد و بدل میشه.
بنابراین اینکه تیم ترامپ حاضر بشه ایران رو بزنه یا حاضر نشه، هیچ موضوعیتی برای تو ایرانی نداره، جز یه مدت نوسان هیجانی قیمت دلار. چون برنامه اون‌ها این نیست که با اسلام مبارزه کنند. برنامه‌شون اینه که اسلام به بیرون ترشح نکنه. در هر صورت، به عنوان کسی که داخل ایرانی، باز هم تو میمونی و اسلام.