پاکستان باز از صندوق بینالمللی پول قراره وام بگیره
اونا هم همیشه شرط و شروط میذارن.
دوتا شرط عمده صندوق اینه که مالیات بیشتر بگیرید، بانک مرکزی رو هم مستقل کنید.
دولت پاکستان قسمت استقلال بانک مرکزی رو گفته ولش کن، ولی مالیات رو بیشتر کرده.. حتی روی شیر خشک!
یک چنین مادربهخطاهایی هستند.
اونا هم همیشه شرط و شروط میذارن.
دوتا شرط عمده صندوق اینه که مالیات بیشتر بگیرید، بانک مرکزی رو هم مستقل کنید.
دولت پاکستان قسمت استقلال بانک مرکزی رو گفته ولش کن، ولی مالیات رو بیشتر کرده.. حتی روی شیر خشک!
یک چنین مادربهخطاهایی هستند.
Anarchonomy
پاکستان باز از صندوق بینالمللی پول قراره وام بگیره اونا هم همیشه شرط و شروط میذارن. دوتا شرط عمده صندوق اینه که مالیات بیشتر بگیرید، بانک مرکزی رو هم مستقل کنید. دولت پاکستان قسمت استقلال بانک مرکزی رو گفته ولش کن، ولی مالیات رو بیشتر کرده.. حتی روی شیر خشک!…
در ایران هرچند که چاپ پول همواره انجام شده و داره انجام میشه، و هرچند که اسمش رو عوض میکنند و میگن «استقراض از بانک مرکزی»، اما حداقل در مقام حرف و تظاهر همه باش مخالفند. از سیبزمینیهای مجلس گرفته، تا جلادان دهه شصت، تا بیلمزهایی که دکترای اقتصاد دارن ولی از ترم دو خودشون کلاس نرفتن، تا حتی آخوندها، تا حتی شارلاتانهایی که ماسک عدالتطلبی زدن. حداقل برای نمایش هم که شده میگن این کار درست نیست و باید کمتر انجام بشه.
تو رجالهآباد پاکستان اما حتی همین ظاهر هم وجود نداره، و بلکه برعکس دربارهش تبلیغ هم میشه. یعنی خیلی علنی میان میگن «مگه شهر هرته که پول چاپ نکنیم؟ پس دولت مخارجش رو از کجا بیاره؟». در واقع مخالف رو گسلایت میکنند، طوری که به نظر برسه مخالفت با چاپ پول، یعنی مخالفت با پیشرفت کشور! و نه تنها نمایندگان پارلمان و کابینه این حرفها رو میزنند، بلکه رسانهها و خبرنگارها هم تکرارش میکنند. ازون جالبتر دانشگاهیها هستند که مقاله پژوهشی! مینویسند که از نظر علمی اصلا نمیشه دولت پول بیپشتوانه چاپ نکنه!
تو رجالهآباد پاکستان اما حتی همین ظاهر هم وجود نداره، و بلکه برعکس دربارهش تبلیغ هم میشه. یعنی خیلی علنی میان میگن «مگه شهر هرته که پول چاپ نکنیم؟ پس دولت مخارجش رو از کجا بیاره؟». در واقع مخالف رو گسلایت میکنند، طوری که به نظر برسه مخالفت با چاپ پول، یعنی مخالفت با پیشرفت کشور! و نه تنها نمایندگان پارلمان و کابینه این حرفها رو میزنند، بلکه رسانهها و خبرنگارها هم تکرارش میکنند. ازون جالبتر دانشگاهیها هستند که مقاله پژوهشی! مینویسند که از نظر علمی اصلا نمیشه دولت پول بیپشتوانه چاپ نکنه!
Anarchonomy
در ایران هرچند که چاپ پول همواره انجام شده و داره انجام میشه، و هرچند که اسمش رو عوض میکنند و میگن «استقراض از بانک مرکزی»، اما حداقل در مقام حرف و تظاهر همه باش مخالفند. از سیبزمینیهای مجلس گرفته، تا جلادان دهه شصت، تا بیلمزهایی که دکترای اقتصاد دارن ولی…
در مورد وضعیت پاکستان، و کشورهای مشابه (هرچند که پاکستان هیچ مشابهی نداره)، یک خریت دو لایه وجود داره.
در لایه اول تصور میکنند حد تبعات خطا، تابع تعداد خطاکارانه! پولپاشی دولتهای غربی به خاطر کرونا سابقه بدی ایجاد کرد. حالا دولت کشور عقبافتاده میگه «عاه.. بفرمایید، وقتی آمریکا و اروپا پول چاپ میکنند، ما نکنیم؟». گویی نتیجه خریت تغییر میکنه اگه تعداد بیشتری از دولتها دست به خریت بزنند! این مثل اینه که بگی اگر یک نفر خودش رو از طبقه هفتم پرت کنه پایین مخش له میشه، اما اگه صدنفر بپرن پایین، فقط پاشون میشکنه، که شکستگی پا قابل قبوله و میشه درستش کرد بعدا!
در لایه دوم تصور میکنند ظرفیت همه در جذب تبعات خریت، با هم برابره. بیتوجه به اینکه آمریکا با اون اقتصاد غولپیکرش و اون جایگاه کدخدایی که بر تجارت جهانی داره، ظرفیت خیلی متفاوتی برای جذب تبعات منفی سیاستها داره، تا یه کشوری که تو آب آشامیدنی خودش هم مونده. این ظرفیت حتی در مقیاس فردی هم قابل مقایسه نیست. کاهش قدرت خرید برای شهروند آمریکایی یعنی نخریدن پلیاستیشن، نخریدن یک ادکلن، رزرو نکردن یک سفر تفریحی با کشتی کروز، سادهتر برگزار کردن یک پارتی.. اما کاهش قدرت خرید برای یک پاکستانی یعنی نخریدن لبنیات، نخریدن مکملهای دارویی، تعویض نکردن وسیله گرمایشی خطرناک.
در لایه اول تصور میکنند حد تبعات خطا، تابع تعداد خطاکارانه! پولپاشی دولتهای غربی به خاطر کرونا سابقه بدی ایجاد کرد. حالا دولت کشور عقبافتاده میگه «عاه.. بفرمایید، وقتی آمریکا و اروپا پول چاپ میکنند، ما نکنیم؟». گویی نتیجه خریت تغییر میکنه اگه تعداد بیشتری از دولتها دست به خریت بزنند! این مثل اینه که بگی اگر یک نفر خودش رو از طبقه هفتم پرت کنه پایین مخش له میشه، اما اگه صدنفر بپرن پایین، فقط پاشون میشکنه، که شکستگی پا قابل قبوله و میشه درستش کرد بعدا!
در لایه دوم تصور میکنند ظرفیت همه در جذب تبعات خریت، با هم برابره. بیتوجه به اینکه آمریکا با اون اقتصاد غولپیکرش و اون جایگاه کدخدایی که بر تجارت جهانی داره، ظرفیت خیلی متفاوتی برای جذب تبعات منفی سیاستها داره، تا یه کشوری که تو آب آشامیدنی خودش هم مونده. این ظرفیت حتی در مقیاس فردی هم قابل مقایسه نیست. کاهش قدرت خرید برای شهروند آمریکایی یعنی نخریدن پلیاستیشن، نخریدن یک ادکلن، رزرو نکردن یک سفر تفریحی با کشتی کروز، سادهتر برگزار کردن یک پارتی.. اما کاهش قدرت خرید برای یک پاکستانی یعنی نخریدن لبنیات، نخریدن مکملهای دارویی، تعویض نکردن وسیله گرمایشی خطرناک.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جناب رئیس پلیس راهور، این مزدا ۲ مدل ۲۰۱۱ است که تست تصادف از عقب روی آن انجام شده. لطفا توضیح دهید سرنشینان صندلی عقب باید چطور زنده یا سالم بمانند؟ (۲نمره) و توضیح دهید باز شدن کیسه هوای راننده چطور میتوانست مانع قطع شدن نخاع گردنش شود؟ (۱.۷۵ نمره)، و توضیح دهید اگر یک تریلی را با این وزنه متحرک در ویدئو جایگزین کنیم چه اتفاقی باید بیفتد؟ (۲.۲۵ نمره).
نصیحت علی به مالک درباره اینکه سربازگیریِ اجباری انجام نده، که ما بدبختانه دو هزار و بیست و دو سال بعد از میلاد مسیح، هنوز نتونستیم به یک اصل حقوقی خدشهناپذیر تبدیلش کنیم، فقط تبیین یک استراتژی نیست. معرفی یک فلسفهست. وقتی میگه سربازی که راضی نیست برات بجنگه بهتره برات نجنگه، داره تلویحا میگه جنگی که کسی حاضر نیست همراهت بیاد، بهتره ببازی! به این معنی که پیروزی در جنگ اگه با سربازانی بدست اومده که راضی نبودند در جبهه باشند، یک پیروزی نیست!.. و این حرف، بسیار سنگین و تعیینکنندهست.
چه هدف تأمین بودجه دولت باشه، و چه حفظ جامعه از ویروس، حتی با فرض دستیابی به دستاورد متریالیستی مدنظر، طبق این فلسفه، موفقیتی حاصل نشده. چون اون متریال، بدون کانتکس ارزش و حتی مفهوم نداره.
در فلسفه مقابل، که در جایی مثل چین به اوج خودش رسیده، متریال به خودی خود ارزش داره و کانتکس اهمیت نداره. اینکه ریل راه آهن رو بتونیم به زور و با مشت آهنین از زمینهای کشاورزی مردم عبور بدیم، یعنی هدف محقق شده. چون هدف این بود که پروژه انجام بشه، و شد. اینکه بتونیم انتشار ویروس رو کنترل کنیم، هدف محقق شده. اهمیتی نداره که مردم به سگ دستآموز حاکمیت تبدیل شده باشند یا نشده باشند. که شدند.
جوامعی که خدا رو کنسل کردهاند، در برابر فلسفه حال حاضر چین آسیبپذیرند. چون دلیلی ندارند که متریال بدست آمده رو موفقیت به حساب نیارن. علیه میلیاردرهای هموطنشون که نظام چین رو تحسین میکنند، بدگویی میکنند؛ اما دستاویزی ندارند تا ثابت کنند که حق با آن میلیاردرها نیست.
چیزی که نمیتونیم نادیده بگیریمش اینه که حتی اگه بشه خدا رو حذف کرد، با جایگاهش نمیشه این کارو کرد. و این جایگاه خالی نمیمونه. یکی میاد تصاحبش میکنه که با خدا بودن فاصله زیادی داره.
ما گذشتگان خودمون رو خیلی دستکم گرفتیم. تصور کردیم چون شبها از صدای حیوانات درنده میترسیدند، مفهوم خدا رو ابداع کردند تا بش پناه ببرند. اما موضوع پیچیدهتر ازینها بود. اطلاق صفات خدایی، به خدا، صرفا بالا بردن یک وجود انتزاعی نبود؛ بلکه سلب اعتبار بقیه موجوداتی بود که خدا نبودند! به فارسی سخت: چون خدا هست، بقیه هیچ خری نیستند!.. و این تحول بزرگی ایجاد میکرد. و کرد. برای اینکه بتونیم آزادی و اختیار خودمون رو حفظ کنیم، لازمه بقیه هیچ خری نباشند. میخوان شاه باشند، یا جنگجو، یا ثروتمند، یا دانشمند، و یا حتی نماینده خدا. فلسفهی علیِ عربِ بدویِ آزاد، اینه که ما نماینده خداییم، ولی خدا نیستیم. و بهتره نباشیم. داشت به مالک میگفت ما میتونیم نقش خدا رو بازی کنیم، و کی شایستهتر از ما؟ اما بهتره این بازی رو نکنیم، و نمیکنیم.
فلسفه علی، آدمها رو پررو میکنه. کمااینکه ما ایرانیها رو پررو کرد، و این پررویی سرنوشتمون رو تغییر داد (و امروز هم راه نجاتمون گستاختر شدنه)، و هزینههایی داره. و فلسفه چین، آدمها رو به عروسک تبدیل میکنه، و البته منافعی هم داره. از جمله پروژههایی که به سرانجام میرسند. و جنگهایی که به پیروزی میرسند.
شخصا جذابیت تمام منافع فلسفه چینی رو درک میکنم.. ولی ترجیح میدم به سلاح «شما خر کی باشی؟» مجهز باشم.. که در دنیای امروز خیلی ضروری شده.
چه هدف تأمین بودجه دولت باشه، و چه حفظ جامعه از ویروس، حتی با فرض دستیابی به دستاورد متریالیستی مدنظر، طبق این فلسفه، موفقیتی حاصل نشده. چون اون متریال، بدون کانتکس ارزش و حتی مفهوم نداره.
در فلسفه مقابل، که در جایی مثل چین به اوج خودش رسیده، متریال به خودی خود ارزش داره و کانتکس اهمیت نداره. اینکه ریل راه آهن رو بتونیم به زور و با مشت آهنین از زمینهای کشاورزی مردم عبور بدیم، یعنی هدف محقق شده. چون هدف این بود که پروژه انجام بشه، و شد. اینکه بتونیم انتشار ویروس رو کنترل کنیم، هدف محقق شده. اهمیتی نداره که مردم به سگ دستآموز حاکمیت تبدیل شده باشند یا نشده باشند. که شدند.
جوامعی که خدا رو کنسل کردهاند، در برابر فلسفه حال حاضر چین آسیبپذیرند. چون دلیلی ندارند که متریال بدست آمده رو موفقیت به حساب نیارن. علیه میلیاردرهای هموطنشون که نظام چین رو تحسین میکنند، بدگویی میکنند؛ اما دستاویزی ندارند تا ثابت کنند که حق با آن میلیاردرها نیست.
چیزی که نمیتونیم نادیده بگیریمش اینه که حتی اگه بشه خدا رو حذف کرد، با جایگاهش نمیشه این کارو کرد. و این جایگاه خالی نمیمونه. یکی میاد تصاحبش میکنه که با خدا بودن فاصله زیادی داره.
ما گذشتگان خودمون رو خیلی دستکم گرفتیم. تصور کردیم چون شبها از صدای حیوانات درنده میترسیدند، مفهوم خدا رو ابداع کردند تا بش پناه ببرند. اما موضوع پیچیدهتر ازینها بود. اطلاق صفات خدایی، به خدا، صرفا بالا بردن یک وجود انتزاعی نبود؛ بلکه سلب اعتبار بقیه موجوداتی بود که خدا نبودند! به فارسی سخت: چون خدا هست، بقیه هیچ خری نیستند!.. و این تحول بزرگی ایجاد میکرد. و کرد. برای اینکه بتونیم آزادی و اختیار خودمون رو حفظ کنیم، لازمه بقیه هیچ خری نباشند. میخوان شاه باشند، یا جنگجو، یا ثروتمند، یا دانشمند، و یا حتی نماینده خدا. فلسفهی علیِ عربِ بدویِ آزاد، اینه که ما نماینده خداییم، ولی خدا نیستیم. و بهتره نباشیم. داشت به مالک میگفت ما میتونیم نقش خدا رو بازی کنیم، و کی شایستهتر از ما؟ اما بهتره این بازی رو نکنیم، و نمیکنیم.
فلسفه علی، آدمها رو پررو میکنه. کمااینکه ما ایرانیها رو پررو کرد، و این پررویی سرنوشتمون رو تغییر داد (و امروز هم راه نجاتمون گستاختر شدنه)، و هزینههایی داره. و فلسفه چین، آدمها رو به عروسک تبدیل میکنه، و البته منافعی هم داره. از جمله پروژههایی که به سرانجام میرسند. و جنگهایی که به پیروزی میرسند.
شخصا جذابیت تمام منافع فلسفه چینی رو درک میکنم.. ولی ترجیح میدم به سلاح «شما خر کی باشی؟» مجهز باشم.. که در دنیای امروز خیلی ضروری شده.
❤5
کسی که روی آب راه میره و پرواز میکنه و غیب میگه، با ورزش به این قابلیت نرسیده. اگه واقعا چنین کارهایی انجام میده یعنی شناختی از جهان هستی داره که بقیه ندارند، و اونی که شناختش بیشتره، به بقیه کسانی که شناختشون کمتره، ولایت داره. هزار خامنهای فدای یک موی چنین آدم دانایی.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/3238
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/3238
Telegram
اقوال الانعام
روزی پیامبر اکرم در وسط نماز از خدا پرسید آقای خامنهای را قبول داری؟ و خدا گفت نه.. پیامبر همان جا نماز را قطع کردند.
❤2
یوتیوب برای هر جماعتی، محتوایی برای خود ارضایی فراهم کرده. در یک ویدئوی پربازدید یک پزشک میگه در خاورمیانه نرخ سرطان پایینه، و علتش اینه که یک ماه در سال روزه میگیرند! بچه مسلمانهای قسمت کامنت، همچون خری که سولهای از تیتاپهای دپو شده رو کشف کرده، مشعوفند.
در یک ویدئوی دیگه، یک عصبشناس از مغز یک مربی مدیتیشن اسکن امآرآی میگیره و میگه امواج خاص و عجیبی میبینم! بچه هندیهای قسمت کامنت، از شدت شعف، در حالت لوتوس و سی سانت بالاتر از زمین معلق شدهاند.
ذهن جهانسومی از اینکه غربیها بگن راه درست زندگی رو همون جهانسومیها بلدند، ذوق میکنه. که در تناظری بامزه، هر دو ویدئو درباره درست زندگی کردن نیست، درباره زندگی نکردنه! چیزی نخور، و به چیزی فکر نکن!.. پاک کردن صورت مسئله، با ساپورت مخدرات مذهبی.
در یک ویدئوی دیگه، یک عصبشناس از مغز یک مربی مدیتیشن اسکن امآرآی میگیره و میگه امواج خاص و عجیبی میبینم! بچه هندیهای قسمت کامنت، از شدت شعف، در حالت لوتوس و سی سانت بالاتر از زمین معلق شدهاند.
ذهن جهانسومی از اینکه غربیها بگن راه درست زندگی رو همون جهانسومیها بلدند، ذوق میکنه. که در تناظری بامزه، هر دو ویدئو درباره درست زندگی کردن نیست، درباره زندگی نکردنه! چیزی نخور، و به چیزی فکر نکن!.. پاک کردن صورت مسئله، با ساپورت مخدرات مذهبی.
❤7
Chernobyl's Heaven
The Inner Devil
احتمالا مولانا هم یه روز تصویر خودش رو در آینه دیده و با خودش گفته این ذهن زیبا که من دارم چطور در این کالبد بیش از حد معمولی، جا گرفت؟
نوشتن، اعلان عمومی به جهان بود، که.. نماینده واقعی من خیلی باشکوهتر از این بدنه. نماینده من کلمات من هستند.
به ما گفتند این ادامهای خُرد، از نمونهای کلانتره. اونی که تشکیلات بزرگ جهان هستی رو خلق کرد هم، میخواست بگه نماینده من فیزیک این دنیا نیست.. نماینده واقعی من ذهنهای زیبایی هستند که دارند خوب فکر میکنند و خوب مینویسند.
به کل جهان اگه با دقت نگاه کنی، میفهمی تا حرف نزنه، یه چیزی خیلی کمه. چون اون چیزی که از همهچیز دیده میشه، نماینده شایستهای از اصل همهچیز نیست. تو باید کلمات جهان باشی. هستی، باید از طریق تو حرف بزنه. تو به دنیا نیومدی که موفق بشی. اینجا یک نگهبان مثل مرگ رو گذاشتن تا به کسی اجازه موفقیت نده. تو اینجایی تا حرف کسی باشی که قبل از تو بوده و بعد از تو هم خواهد بود. حرفی که نشون بده خیلی باشکوهتر از چیزیه که از کالبد جهان میشه فهمید.
نوشتن، اعلان عمومی به جهان بود، که.. نماینده واقعی من خیلی باشکوهتر از این بدنه. نماینده من کلمات من هستند.
به ما گفتند این ادامهای خُرد، از نمونهای کلانتره. اونی که تشکیلات بزرگ جهان هستی رو خلق کرد هم، میخواست بگه نماینده من فیزیک این دنیا نیست.. نماینده واقعی من ذهنهای زیبایی هستند که دارند خوب فکر میکنند و خوب مینویسند.
به کل جهان اگه با دقت نگاه کنی، میفهمی تا حرف نزنه، یه چیزی خیلی کمه. چون اون چیزی که از همهچیز دیده میشه، نماینده شایستهای از اصل همهچیز نیست. تو باید کلمات جهان باشی. هستی، باید از طریق تو حرف بزنه. تو به دنیا نیومدی که موفق بشی. اینجا یک نگهبان مثل مرگ رو گذاشتن تا به کسی اجازه موفقیت نده. تو اینجایی تا حرف کسی باشی که قبل از تو بوده و بعد از تو هم خواهد بود. حرفی که نشون بده خیلی باشکوهتر از چیزیه که از کالبد جهان میشه فهمید.
❤4
«لپتاپ نو چهارهزار دلاری خراب شده، قطعهش نیست. آسانسور خرابه، مدیر ساختمون منتظر قطعشه، پلهها عالیان اصلا. میخوای مبل بخری؟ هشت ماه دیگه آماده میشه. کارت گرافیک میخوای؟ قیمتش دو و نیم برابر نرخ فروشگاههاست. ماشین میخوای؟ موفق و موید باشی!».
هنوز خیلی از شرکتها و بیزینسمنها اطلاعات شبکه تأمینشون رو روی کاغذ مینویسند! درست مثل هفتاد سال پیش. هنوز خیلی از کارها رو با تلفن زدن انجام میدن. درست مثل سی سال پیش. بیمیلی اینها به تطبیقپذیری با دنیای مدرن ارتباطات و نرمافزار، تا وقتی بازار تحت استرس نبود، مشکلی ایجاد نمیکرد. و چون مشکلی ایجاد نمیکرد فکر میکردند داره خوب کار میکنه.
هنوز خیلی از شرکتها و بیزینسمنها اطلاعات شبکه تأمینشون رو روی کاغذ مینویسند! درست مثل هفتاد سال پیش. هنوز خیلی از کارها رو با تلفن زدن انجام میدن. درست مثل سی سال پیش. بیمیلی اینها به تطبیقپذیری با دنیای مدرن ارتباطات و نرمافزار، تا وقتی بازار تحت استرس نبود، مشکلی ایجاد نمیکرد. و چون مشکلی ایجاد نمیکرد فکر میکردند داره خوب کار میکنه.
یه اقتصاددان چینی برگشت تو صفحه ویبو خودش نوشت دولت باید سالی معادل ۳۰۰ میلیارد دلار، یوآن چاپ کنه بده به خانوادهها تا فرزندآوری کنند، داریم پیر میشیم!.. حالا اکانتش رو مسدود کردن. البته فکر نمیکنم سانسورش موضوع جدیای باشه، و احتمالا به زودی مشکل حل بشه. شاید ازین ترسیدن که این تقسیم پول مفت بابت زاییدن، به یک مطالبه عمومی تبدیل بشه که نشه جمعش کرد. چون این آقای اقتصاددان مخاطبان میلیونی داره اونجا.
خلاصه، بعضی از اقتصاددانها فرق چندانی با آخوندها ندارند. و این جداست ازینکه آخوندها هیچوقت نمیفهمند دارند درباره چی صحبت میکنند.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/3240
خلاصه، بعضی از اقتصاددانها فرق چندانی با آخوندها ندارند. و این جداست ازینکه آخوندها هیچوقت نمیفهمند دارند درباره چی صحبت میکنند.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/3240
Telegram
اقوال الانعام
اگر ناسا به جای پنجاه سال تحقیق و توسعه نیم ساعت میآمد در قم و با آیات عظام ملاقات میکرد، بهشان میگفتیم تلسکوپ جیمز وب را باید چطور بسازند.
اتاق عمل یک فن تهویه داشت، این فن به یک لوله متصل بود. آن سر لوله به یک دستگاه تصفیه وصل بود، آن دستگاه تصفیه در یک سالن دیگر توسط یک پایه فولادی به سقف متصل شده بود. آن پایه با سه پیچ محکم شده بود. پشت هر پیچ یک واشر قرار داشت. آن واشر را یک شرکت کانادایی تولید میکند. آن شرکت کانادایی یک نگهبان دارد که فقط شبها در دفتر شرکت حضور دارد. نامزد آن نگهبان یکی ایرانی است، که پدر و مادرش سال ۱۳۲۸ از ایران مهاجرت کرده بودند.
Anarchonomy
اتاق عمل یک فن تهویه داشت، این فن به یک لوله متصل بود. آن سر لوله به یک دستگاه تصفیه وصل بود، آن دستگاه تصفیه در یک سالن دیگر توسط یک پایه فولادی به سقف متصل شده بود. آن پایه با سه پیچ محکم شده بود. پشت هر پیچ یک واشر قرار داشت. آن واشر را یک شرکت کانادایی…
هندیه نوشته بود حجم بازار چندتا شرکت آمریکایی که مدیر عاملشون در حال حاضر یک هندیه، از اقتصاد خود هند بزرگتره!
ذهن جهانسومی دچار یک بلاهت دوجانبهست.
از طرفی فکر میکنه ما چنان بمب پتانسیلیم که در وطن نمیگنجیم! اگر جا برامون باز باشه، از هر کدوممون یه ریچارد فاینمن درمیاد! که البته تا حد زیادی متأثر از کساشر خود استعمارگران پشیمانه که هی تو گوششون خوندن «طفلیا ما خیلی بتون ظلم کردیم و غارتتون کردیم. اگه به حال خودتون میذاشتیم هرکدوم از کشورهاتون یه ابرقدرت میشد!». و استعمارشده اسگل هم باور کرد.
از طرفی درکی از واقعیات رندوم زندگی هم نداره. اگه پونصدهزار آمریکایی رو پخش کنی تو ایران، بالاخره دو سه هزارتاش هم سر از حوزه علمیه درمیاره و یهو دیدی با آیتالله کارداشیان! طرف شدیم. در طول پنجاه شصت سال دو سه میلیون نفر از مردم رو ریختی تو یه مملکت غربی پت و پهن، خب ده هزارتاشون نمیخواد پزشک بشه؟ ازون ده هزارتا هزارتاش نمیخواد جراح بشه؟ ازون هزارتا جراح، سیصدتاش نمیخواد بره تو بیمارستانهای آبرودار؟ ازون سیصدتا دوتاش نمیفته تو یه تیم جراحی که قراره کار نوین انجام بده؟
ذهن جهانسومی دچار یک بلاهت دوجانبهست.
از طرفی فکر میکنه ما چنان بمب پتانسیلیم که در وطن نمیگنجیم! اگر جا برامون باز باشه، از هر کدوممون یه ریچارد فاینمن درمیاد! که البته تا حد زیادی متأثر از کساشر خود استعمارگران پشیمانه که هی تو گوششون خوندن «طفلیا ما خیلی بتون ظلم کردیم و غارتتون کردیم. اگه به حال خودتون میذاشتیم هرکدوم از کشورهاتون یه ابرقدرت میشد!». و استعمارشده اسگل هم باور کرد.
از طرفی درکی از واقعیات رندوم زندگی هم نداره. اگه پونصدهزار آمریکایی رو پخش کنی تو ایران، بالاخره دو سه هزارتاش هم سر از حوزه علمیه درمیاره و یهو دیدی با آیتالله کارداشیان! طرف شدیم. در طول پنجاه شصت سال دو سه میلیون نفر از مردم رو ریختی تو یه مملکت غربی پت و پهن، خب ده هزارتاشون نمیخواد پزشک بشه؟ ازون ده هزارتا هزارتاش نمیخواد جراح بشه؟ ازون هزارتا جراح، سیصدتاش نمیخواد بره تو بیمارستانهای آبرودار؟ ازون سیصدتا دوتاش نمیفته تو یه تیم جراحی که قراره کار نوین انجام بده؟
ذهن جهان سومی در تعریف توسعه هم مشکل داره. چون جانوران آکادمیک در قرن بیستم و برمبنای کوهی از سوء تفاهمها این تعریف رو براش تهیه و بستهبندی کرده و در اختیارش قرار دادند. تا اینکه رسید به امروز که فکر میکنه وانت کهنهخری نشانه ای از عقبماندگی در نظم شهریه!.. در حالی که جمعآوری لوکال کالای کهنه توسط خود مردم، از بهترین روشهای بازیافته و خیلی بهتر از طرحهای دولتی کار میکنه.
اوه «توانایی»..
اوه «توانایی»..
خمینی میگفت اگر زنها و مردها برهنه در این ساحلها بچرخند، مردم پوستشان را میکنند.
چهل سال بعد فرزندان همون پوستکنها، حتی با حداقل حقوق، پسانداز میکنند برای سفر به جایی که سواحلش آزاده.
فرعون فکر میکرد اگر حتی اون پسربچهای که بش گفته بودند روزی علیهش قیام خواهد کرد قسر در بره و بزرگ بشه و بیاد سراغش، با یه ارتش میاد. یا مردم رو تحریک میکنه تا شورش مسلحانه کنند. به مخیلهش هم نمیرسید که بیاد، و بگه جنگی ندارم، فقط میخوام مردم رو بردارم ببرم ازینجا! و به مخیلهش نمیرسید مردم هم باش برن!
همه فرعونها، در همه زمانها، فکر میکنند رعیت، بردهها، توده، عوام، مردم، اوضاع، ارزشها، تابوها.. تا همیشه همونجوری که دوست دارند باقی میمونند.
زمان، اسیدیترین خورنده برنامههاست.
چهل سال بعد فرزندان همون پوستکنها، حتی با حداقل حقوق، پسانداز میکنند برای سفر به جایی که سواحلش آزاده.
فرعون فکر میکرد اگر حتی اون پسربچهای که بش گفته بودند روزی علیهش قیام خواهد کرد قسر در بره و بزرگ بشه و بیاد سراغش، با یه ارتش میاد. یا مردم رو تحریک میکنه تا شورش مسلحانه کنند. به مخیلهش هم نمیرسید که بیاد، و بگه جنگی ندارم، فقط میخوام مردم رو بردارم ببرم ازینجا! و به مخیلهش نمیرسید مردم هم باش برن!
همه فرعونها، در همه زمانها، فکر میکنند رعیت، بردهها، توده، عوام، مردم، اوضاع، ارزشها، تابوها.. تا همیشه همونجوری که دوست دارند باقی میمونند.
زمان، اسیدیترین خورنده برنامههاست.
شهرداری نیویورک قانونی رو قراره اجرا کنه که در اون ساختمانها از یک حدی بیشتر انرژی مصرف کنند جریمه خواهند شد. حدود ۲۷۰ دلار به ازای هر تن دیاکسیدکربن اضافه. یک سایت مفصل هم راهاندازی کردن که روی نقشه میشه وضعیت آلایندگی ساختمانها رو بررسی کرد. که یعنی علاوه بر جریمه، آبروی اون ساختمون رو هم پهن میکنند رو رخت. یه حساب سرانگشتی نشون میده اگه مالک ساختمون به خودش نجنبه، ممکنه تا سالی ۲۰۰ هزار دلار به همین بهانه تیغش بزنند. البته فعلا برای ساختمانهای با مساحت بزرگ اعمال میشه، که حدود ۵۰ هزار ساختمان هستند. نیویورک یک میلیون ساختمان مسکونی و تجاری داره.
قسمت مضحک ماجرا اینه که آپارتمانهای مستضعفین رو مستثنی کردند. چون بیشتر ساکنینشون از رنگینپوستان هستند و اگه این جریمه بشون تحمیل بشه، دموکراتها ممکنه خسارت بدی در انتخابات بخورند. اما مشکل اینه که ۴۰ درصد آپارتمانهای نیویورک، از همین مسکنهای دولتی مستضعفی هستند. یعنی با یک تبصره، نصف منافع محیطزیستی ادعاشدهی قانون، پرید.
قسمت مضحک ماجرا اینه که آپارتمانهای مستضعفین رو مستثنی کردند. چون بیشتر ساکنینشون از رنگینپوستان هستند و اگه این جریمه بشون تحمیل بشه، دموکراتها ممکنه خسارت بدی در انتخابات بخورند. اما مشکل اینه که ۴۰ درصد آپارتمانهای نیویورک، از همین مسکنهای دولتی مستضعفی هستند. یعنی با یک تبصره، نصف منافع محیطزیستی ادعاشدهی قانون، پرید.
Anarchonomy
«لپتاپ نو چهارهزار دلاری خراب شده، قطعهش نیست. آسانسور خرابه، مدیر ساختمون منتظر قطعشه، پلهها عالیان اصلا. میخوای مبل بخری؟ هشت ماه دیگه آماده میشه. کارت گرافیک میخوای؟ قیمتش دو و نیم برابر نرخ فروشگاههاست. ماشین میخوای؟ موفق و موید باشی!». هنوز خیلی…
قیمت بال مرغ رو نمیتونند ثابت نگه دارند و تو منوی رستوران مینویسن «قیمت روز».. بعد میگن بیتکوین نوسان داره.