Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
سال ۲۰۱۷ این رو احداث کردند که چهل هکتار بود، قرار بود توسعه پیدا کنه به سیصد هکتار. آمریکا که از برجام خارج شد، همه‌چی کنسل شد. اون گروه آلمانی آدوره، یه شرکت فیکه که یه ایرانی تأسیسش کرده، و اصلا معلوم نیست چی هست. اون شرکت دوریون هم همینطور. از بعد از پروژه کرمان، دیگه سایتش رو آپدیت نکرده. انگار درآمدش همون بوده فقط!
ازین ۲۷ میلیون دلار، چقدرش رفته تو جیب این واسطه‌های صوری، الله‌اعلم. در صورت لغو تحریم‌ها و برگشت دلارهای نفتی، منتظر زنده شدن دوباره این شرکت‌های الکی باشید.
جمعیت بلغارستان از ده سال پیش ۱۱ و نیم درصد کاهش پیدا کرده و به شش و نیم میلیون نفر رسیده. جمعیت بالای ۶۵ سال این کشور، یک و نیم برابر جمعیت زیر هفده‌سالشه.

این‌ها شبیه مشکلی رو دارند که ما داریم: «مملکت بهیچوجه اداره نمیشه». اما یه فرصتی داشتند که ما نداشتیم: «سهولت مهاجرت».
هیچ‌جای دنیا خاورمیانه نبوده و نیست و نخواهد شد. چون اینجا زهدان تضادهاست. هم پیامبران رو زاییده، هم گهواره شیطانه.
خاورمیانه انقدر کهنه‌ست، که از زندگی خسته شده. همه‌جا داستان تاریخ خطی و پیوسته‌ست. اینجا مجموعه‌ای از حلقه‌‌های بسته‌ست. همه‌چیز برای خاورمیانه بیش از حد تکراری‌اند. خاورمیانه چیزهایی دیده که هیچ‌جای دیگه دیده نشده. پیشرفت به وجدش نمیاره، چون بارها پیش رفتن و دوباره عقبگرد رو به چشم دیده. بارها زحمت‌های هدر رفته، آبادی‌های مخروبه شده، و مردم فعالی که به جمود مطلق رسیدند رو دیده. خاورمیانه تنها جاییه که میدونه اون جلوتر خبری نیست.. چون قبلا ازش رد شده. از ویرانی و فلاکت رد شده. از شکوه و عظمت رد شده‌. از جنگ و صلح رد شده. از آرامش و تلاطم رد شده. هرچیزی که دنیا دنبالشه رو قبلا چشیده. و برای همین مرگ و نابودی براش ناچیزه. و خیلی راحت در آغوش می‌گیردش. و همینه که شیطان رو خرسند کرده.

ما آدم‌های خاورمیانه‌ایم و تا این شیطان رو نشناسیم نمی‌تونیم ازش نجات پیدا کنیم. ما نباید بذاریم خاورمیانه ما رو خاورمیانه‌ای کنه.
15
Anarchonomy
این درخت تکاملی کروناست. هرچی زمان میگذره، ویروس جهش‌های بیشتری می‌کنه و متنوع‌تر میشه. همه ویروس‌ها همینطورند. اما در عین تنوع، شبیه هم هستند. یعنی هرجهش فقط اندکی با قبلی فرق می‌کنه. همه جهش‌های کرونا تا الان در قسمت راست نقشه دیده میشن. فقط یه شاخه‌ست که…
عده‌ای باکره ایراد گرفتند به اون پست که جهش‌های اومیکرون میتونه به خاطر فعالیت طولانی در بدن فردی باشه که نقص دستگاه ایمنی داره!.. اوه سوعیت.

از سی و خورده‌ای جهش اومیکرون، بیست و چهارتاش از جهش‌هایی بوده که بیشتر از همه مطالعه شده بوده.. انگار اومیکرون سواد داشته و در طول هجده ماه گذشته نشسته همه مقالات رو مطالعه کرده و گفته عه این چه خوبه، به کد خودم اضافه کنم!

شرمنده عزیز.. ویروس‌ها سواد ندارند. سازنده‌شون سواد داره.
کارگره لوله‌های داربست رو داره جمع می‌کنه و یه جوری میندازتشون رو هم که حتما صدا بدن، در حالی که میتونه بندازه رو شن و ماسه‌ها که هیچ صدایی ایجاد نکنه. میتونه لوله‌ها رو سر بده پشت وانت، اما پرت می‌کنه اون پشت که کل وانت بلرزه.. که جوش ورق کف هم کنده شده و حالت سنج پیدا کرده و صدا رو دوبرابر می‌کنه. که وقتی یه دختر مدرسه‌ای از کنار وانته رد میشه از شدت صدا، بپره.. و نگاه «ترسیدی بچه سوسول؟» بش بندازه. که یعنی ما مَردیم، مردها کاراشون صدا زیاد داره!

آلفاترین خصوصیت هرکس، عقله. بتاهای پر سر و صدا این رو نمیفهمند. همونایی که تو چهل سالگی انقدر شنوایی‌شون افت کرده که باید همه مکالمات‌شون رو بذارن رو اسپیکر. کساخیلی که فکر می‌کنند این هزینه‌ی سفت بودنه! شل‌مغزهایی که بدن‌شون رو از بین میبرند، و برای دیگران مزاحمت میسازند، تا چیزی باشند که نیستند.
روزی روزگاری یه بساز بفروش پول کارگرش رو نداده بود و به نظر می‌رسید قرار نیست بده‌. کارگره روز آخر یه استانبولی گچ درست کرد ریخت تو همه لوله‌ها! طرف مجبور شد کل لوله‌کشی فاضلاب ساختمان نوساز رو از اول انجام بده. این کار پول کارگره رو زنده نکرد، فقط دلش رو خنک کرد. اما هرچه که بود بین خودشون بود. هزینه این دعوا رو رهگذرها ندادند.
کسی که به خودش پاسخگو نیست، به هیچ‌کس دیگه‌ای پاسخگو نخواهد بود (مگر اینکه چماق بالاسرش باشه). و به خود پاسخگو بودن جنم میخواد.
«اگر همه بفهمند بیت‌کوین کاربردی نداره هیچکس نمیخره و قیمتش میشه صفر.. هار هار»

عزیزان.. نگران بیت‌کوین نباشید. اپلیکیشن وی‌چت که در شرق آسیا هر جنبنده نفس‌کشی روی گوشیش نصب داره قراره پرداخت آنلاین با یوآن دیجیتال رو ساپورت کنه. متوجهید این یعنی چه؟ نگران دلار باشید. یه عده هستند که روی بیت‌کوین تعصب دارند. ولی هیچ‌کس روی دلار تعصب نداره. نگران دلار باشید قربون‌تون برم.
«سرویس سلامت همگانی ما را تحت مالکیت عمومی دربیاورید».

اروپایی‌ها نه تنها محسن رضایی‌های خودشون رو دارند، بلکه اخیرا نمونه‌هایی از محمد غرضی هم توشون پیدا میشه.
وات دا فاک.. فوتی‌های مازاد بر نرمال سوئد در دو سال گذشته بیشتر که نشده هیچ، کمتر هم شده!
یه پست گذاشته بودم درباره مالیات پلاک خودرو در استرالیا که یکم خطای عددی داشت. این‌جا ولی به وضوح مشخصه. این مبلغیه که باید هر سه ماه برای یک تویوتا کرولا پرداخت کرد. هر کدوم ازین بیمه‌های شخص ثالث رو انتخاب کنیم (که اجباریه)، باید ۱۱۹ دلار حق رجیستر و «سایر» پرداخت کرد، که اون سایر هم معلوم نیست چیه (اونا هم لابد یه بهانه‌ای مثل عوارض گازکشی به روستاها دارن). میشه ماهی ۴۰ دلار استرالیا، بعلاوه ۱۸ دلار بیمه، که میشه ۵۸ دلار در ماه.
فکر نمی‌کنم تناقضی وجود داشته باشه. دولت سوئد نمی‌خواست خلاف جریان شنا کنه. اینطور پیش اومد. بعدتر هم گفتند اشتباه کردیم باید سخت‌گیری می‌کردیم (البته تحت اون فشار شدید رسانه‌ای بین‌المللی، پافشاری بر موضع کار هرکسی نیست). حالا اینکه اگر سخت‌گیری می‌کردند اثری در نتیجه میداشت یا نه، یک بحث دیگه‌ست. مهم اینه که اگه یه بار دیگه این امتحان بزرگ تکرار بشه، معلوم نیست دوباره به همین شکل عمل کنند.
ضمنا احترام به حقوق فردی رو هم با کله‌خرابی جمعی اشتباه نگیرید. در عراق حقوق فردی یک شوخیه، ولی از ابتدا شل گرفتند، چون یک ذهنیت «ویروس بیاد تو بدن ما میگرخه» بین‌شون وجود داره، بعلاوه جهالت مذهبی که «خدا کریمه»، که البته این خاص خاورمیانه‌ست. این وضعیت اعتماد به نفس، در بین روس‌ها، و بخشی از اهالی اسکاندیناوی هم وجود داشت. در آمریکا و استرالیا، ترس بیشتری درباره مسائل سلامت وجود داره. که یه مقدارش به حقه، و بقیه‌ش هیستریک. و دولت هم ازین ترس سواری میگیره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسیحیان ارتودکس یونانی هم دسته دارن، و هرسال میان اورشلیم.. ولی نمیزنن تو سر و صورت خودشون. چون برخلاف یه مذهب خاصی که تو کشور ما هست.. مرگ رو نمی‌پرستند.
3
«یه کلمه لازم داریم برای غم سنگین اینکه می‌دونیم قرار نیست انقدری زنده بمونیم که آینده رو ببینیم».

خود شاهدپنداری باعث میشه تصور کنی امتیاز حیاتت، دیدن تحرکات حیاته؛ نه درک خود حیات.‌
Anarchonomy
این تو آمریکا استاد دانشگاه بود؟ #لبخند_شبانه
همون تفکر «اگه چندنفر از خودمون پاره پوره بشن هم میارزه»، رسید به ساقط کردن هواپیمای مسافربری، که توش بچه‌های خودشون هم بودند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه که جمجه‌ش رو با پوکه معدنی پر کردن، می‌تونست برای اثبات حرفش، که البته حرف مهملی است، از رشد نقدینگی آمریکا در بحران ۲۰۰۸ بعد از تزریق بسته‌های حمایتی اوباما هم استفاده کنه، که اون هم منجر به تورم، با تعریف متعارف امروزی، نشد. اما حتی مغلطه هم یک مقدار پردازش مغزی میخواد، که از عهده پوکه‌های معدنی خارجه.
با وضوح بسیار بالا یادمه که ده سال پیش تو یه فست فود جلوم نشسته بود و پیتزا مهمونم کرده بود و می‌گفت «یه چیزهای سیاسی مینویسی حوصله‌م نمیاد بخونم».
الان تو استوری‌های اینستاگرامش داره بابت هواپیمای اوکراینی یک‌بند جملاتی مثل «بی‌شرف‌ها»، «بی‌ناموس‌ها»، و چندتا بی دیگه، مینویسه.
میشه خیلی راحت برم بش بگم «یه سری فحش و دری وری می‌نویسی تو استوریات که حوصله‌م نمیاد بخونم». اما چنین آدمی نیستم.‌
بعضی‌ها کند هستند، و این رو باید درک کرد. فقط نمیدونم متوجه این کندی شده‌اند یا نه. متوجه شده‌اند که درست اون موقعی که سیاست رو حوصله‌بر می‌دیدند، و به همچو منی توصیه می‌کردند که «خودتو اذیت نکن»، این خودشون بوده‌اند که یک بچه به معنی واقعی کلمه بوده‌اند؟
8
یه زمانی این شهر اصلا آپارتمان نداشت. همه خونه‌ها حیاط‌دار بودند. بعد از ظهر، فوتبال و هر نوع بازی پر سر و صدایی ممنوع بود. چون همسایه‌ها خواب بودند. تایم خواب همسایه‌ها دست‌مون بود، و اگه بیدار میشدن میفهمیدیم. وقتی صدایی از حیاط‌شون می‌اومد میدوئیدیم از بزرگترها می‌پرسیدیم «فلانی بیدار شده، حالا میتونیم بریم بازی؟».
از خودم می‌پرسیدم نسل ما که اینطور بزرگ شدیم، چرا باید امروز کارش برسه به جایی که در رو از ترس همسایه قفل می‌کنند، نه از ترس دزد؟

بعدها رفتم همه‌جای شهر رو گشتم.. و فهمیدم محله‌مون ما رو تو یه حباب قرارداده بود. حبابی از آدم‌های خوب، و نسبتا بافرهنگ، و حتی نسبتا باسواد. همزمان با همون بعدازظهرهای بهشتی ما، عده‌ زیادی داشتند در لانه‌های سی چهل متری که باید محل نگهداری سگ می‌بود زندگی می‌کرده‌اند. در محیطی که همه عصبی‌ بوده‌اند، و به شدت بی‌چیز. بی‌چیز از لحاظ پول، از لحاظ فرهنگ، از لحاظ اخلاق.

فکر می‌کردم آینده شهر رو قراره بچه‌های محله ما شکل بدن. فکر می‌کردم همه خوب بودیم، و بعدا بد شدیم. اما این «همه» یک خیال بود. جایی که شناخت محدود است، خیال جولان خواهد داد.
بدها زیاد بودند، و نسل بعدی رو اون‌ها تربیت کردند. واقعیت این بود.
5
ترکیب بحران-فساد که در قزاقستان وجود داره، شباهت تأمل‌برانگیزی با وضعیت ایران داره. اونجا هم دولت انرژی زیادی صرف حمل و نقل می‌کنه، در حالی که شهرهای بزرگ به شدت معتاد خودروی شخصی هستند.
مواجه شدن با مسائل پیچیده، کار عمله‌های امنیتی نیست. کار آدم‌های پخته‌ست.
دوبی بعد از ساختن صدها برج و آسمانخراش، تازه یادش افتاده که سفرهای درون شهری فقط داره با خودروی شخصی انجام میشه، و وقتی همه معتاد خودروی شخصی باشند، پهن‌تر کردن بزرگراه‌ها دردی رو دوا نخواهد کرد. اما اون‌ها پول اضافه زیادی دارند، و میخوان برای توسعه حمل و نقل عمومی خرج کنند. کشوری که ازین پول‌های اضافه نداره، باید میفهمید که ریختن نیمی از جمعیت کشور در یکی دو شهر، کاشتن بذر بحرانه. مگاسیتی، یک کالای لوکسه.. که نگهداریش پرخرج‌تر از ساختنشه. اگه قراره برات سیاهچاله مخارج ایجاد کنه، و پول اضافه نداشته باشی، بهتره قیدش رو بزنی. عمله‌های امنیتی این چیزها رو نمی‌فهمند، و خودشون و کشور رو در گوشه رینگ گیر میندازن.
Anarchonomy
ترکیب بحران-فساد که در قزاقستان وجود داره، شباهت تأمل‌برانگیزی با وضعیت ایران داره. اونجا هم دولت انرژی زیادی صرف حمل و نقل می‌کنه، در حالی که شهرهای بزرگ به شدت معتاد خودروی شخصی هستند. مواجه شدن با مسائل پیچیده، کار عمله‌های امنیتی نیست. کار آدم‌های پخته‌ست.…
بخشی از شهوت ساخت مگاسیتی، و یا فراهم کردن شرایط برای تورم ابعادی شهر، به بیماری عظمت‌طلبی برمیگرده. ذهن جهان سومی «شهری که مثل دریاست» رو باشکوه‌تر از سه هزار شهر کوچک و پراکنده می‌بینه‌.
میدونید چرا لونه چهل متری میساختن؟ چون پول آجرش رو هم نداشتن. اگه داشتن، دویست متر میساختن. زمین مردم رو تصاحب کرده بودن و باخودشون می‌گفتن «یعنی مایی که هیچی نداریم چهل متر زمین حق‌مون نیست؟». هنوز لوله آب نکشیده بودن که سر کوچه حسینیه زدن. یه مشت ابله متحجر که فقر مغزشون رو هم از بین برده بود و از عالم و آدم طلبکار بودند، و همزمان با مفت‌خوری فکر می‌کردند وارث زمین هستند! بچه‌های همین‌ها کمیته‌های اول انقلاب رو میچرخوندن، و الان شدن سپاهی، قاضی، دادستان، امام جمعه، آخوند.. که هنوز افتخار می‌کنند بیسوادند.
بد، مودبانه‌‌ترین کلمه‌ایه که میشه درباره‌شون به کار برد.