مگر اینکه فرضتون این باشه که عیسی مسیح که معتقدید زندهست یه گوشه برای خودش یه آزمایشگاه داره و دیده ما زیر سایه دولتهای خیلی کارآمد! داریم به فاک عظما میریم، و گفته اینجوری نمیشه بذار خودم دخالت کنم و یه واکسن طبیعی بسازم!
اما متأسفانه ایشون، چه روی زمین باشه چه در آسمان، اهل دخالت نیست.
دانشمندان و پژوهشگران نمیتونند خیلی راحت بیان بگن اینها همش ناشی از نشته. چون اگه علنی بشه که نشت فقط مختص ووهان نیست و حتی لبهای فنسی ما هم نشت دارند، ممکنه افکار عمومی همون موضعی رو علیه تحقیقات ویروس بگیره که علیه انرژی هستهای گرفته، و کاسه و کوزه خیلیهاشون جمع بشه.
اما متأسفانه ایشون، چه روی زمین باشه چه در آسمان، اهل دخالت نیست.
دانشمندان و پژوهشگران نمیتونند خیلی راحت بیان بگن اینها همش ناشی از نشته. چون اگه علنی بشه که نشت فقط مختص ووهان نیست و حتی لبهای فنسی ما هم نشت دارند، ممکنه افکار عمومی همون موضعی رو علیه تحقیقات ویروس بگیره که علیه انرژی هستهای گرفته، و کاسه و کوزه خیلیهاشون جمع بشه.
❤3
- نئولیبرالیسم یه قصهایه که توش چپهای خرافاتی وانمود میکنند لری سامرز همون میلتون فریدمنه
- پولگرایی یه قصهایه که توش بانک مرکزی پرستهای خرافاتی وانمود میکنند میلتون فریدمن همون لری سامرز نیست
چه برخورد محشری. این رو میشه قاب کرد زد به دیوار. خدا از همه بلایای فیات و غیرفیات محفوظت بداره سیفالدین.
- پولگرایی یه قصهایه که توش بانک مرکزی پرستهای خرافاتی وانمود میکنند میلتون فریدمن همون لری سامرز نیست
چه برخورد محشری. این رو میشه قاب کرد زد به دیوار. خدا از همه بلایای فیات و غیرفیات محفوظت بداره سیفالدین.
❤2
دعوا همچنان دعوای جمعگرایی و فردگراییه. صدای دعوا رو از غرب میشنوید، چون استخون فردگرایی اونجا خیلی محکمتره. و طبیعیه در آسیا نشنوید، که هزاران ساله آدمها حکم مگس رو داشتهاند.
و عدهای نادان فکر میکنند میشه بین این دو، ناحیه وسطی پیدا کرد و اونجا مستقر شد و ژست اعتدال گرفت. اما وسطی وجود نداره. فردگرایی ضرورت حیات ماست، اما جمعگرایی نیست.
طرف مقابل دعوا از ما میخواد در جهت منافع جمع، فردیتمون رو تقدیم کنیم. و هرروز یه بهانه جدید میاره. منافع این جمع، تمامبشو نیست. اونها فقط دنبال سلب حقوق فردی ما نیستند. بلکه ما رو قیمتگذاری میکنند. اون چالش فلسفی که میپرسه اگه راننده ماشینی بودید که ترمز نداره و سمت چپتون بیست نفر ایستادن و سمت راست ده نفر، فرمون رو به کدوم سمت میگیرید یادتونه؟ موضوع اون سوال این بود که ارزش جان ده نفر کمتر از ارزش جان بیست نفره. راننده باید بدونه که «میارزد» که اون ده نفر بمیرند. جمعگرایان هم از ما همین رو میخوان. که بیارزه در جهت منافع جمع، محو بشیم. چون همیشه فرد کمتر از جمعه، حتی اگه فردگراها با هم تیم تشکیل بدن.
اگه این ارزیدن، تثبیت و توجیه بشه، که شده، میشه تکرارش کرد. که یعنی میشه بارها و بارها خرجش کرد. دولت چین باز هم شهر سیزده میلیون نفری رو قرنطینه میکنه، حتی اگه گرسنه بمونند. چون میارزه برای نجات یک و نیم میلیاردنفر، و البته المپیک زمستانی، سیزده میلیون نفر رو نفله کرد. مهم نیست این دفعه دوم و سوم و چهارمشه. چون پذیرفته شده که میارزه، هزاربار دیگه هم میتونه خرجشون کنه. جمعگرایان خیلی راحت میتونند تمدن انسانی رو به وضعیت قبایل آدمخوار برگردونند. ولی با دکوری متفاوت که مطابق با زمانهست.
تو این دعوای نابرابر، تنهایی نمیشه به جایی رسید. با یکی که خدا باشه باید ائتلاف کرد.
و عدهای نادان فکر میکنند میشه بین این دو، ناحیه وسطی پیدا کرد و اونجا مستقر شد و ژست اعتدال گرفت. اما وسطی وجود نداره. فردگرایی ضرورت حیات ماست، اما جمعگرایی نیست.
طرف مقابل دعوا از ما میخواد در جهت منافع جمع، فردیتمون رو تقدیم کنیم. و هرروز یه بهانه جدید میاره. منافع این جمع، تمامبشو نیست. اونها فقط دنبال سلب حقوق فردی ما نیستند. بلکه ما رو قیمتگذاری میکنند. اون چالش فلسفی که میپرسه اگه راننده ماشینی بودید که ترمز نداره و سمت چپتون بیست نفر ایستادن و سمت راست ده نفر، فرمون رو به کدوم سمت میگیرید یادتونه؟ موضوع اون سوال این بود که ارزش جان ده نفر کمتر از ارزش جان بیست نفره. راننده باید بدونه که «میارزد» که اون ده نفر بمیرند. جمعگرایان هم از ما همین رو میخوان. که بیارزه در جهت منافع جمع، محو بشیم. چون همیشه فرد کمتر از جمعه، حتی اگه فردگراها با هم تیم تشکیل بدن.
اگه این ارزیدن، تثبیت و توجیه بشه، که شده، میشه تکرارش کرد. که یعنی میشه بارها و بارها خرجش کرد. دولت چین باز هم شهر سیزده میلیون نفری رو قرنطینه میکنه، حتی اگه گرسنه بمونند. چون میارزه برای نجات یک و نیم میلیاردنفر، و البته المپیک زمستانی، سیزده میلیون نفر رو نفله کرد. مهم نیست این دفعه دوم و سوم و چهارمشه. چون پذیرفته شده که میارزه، هزاربار دیگه هم میتونه خرجشون کنه. جمعگرایان خیلی راحت میتونند تمدن انسانی رو به وضعیت قبایل آدمخوار برگردونند. ولی با دکوری متفاوت که مطابق با زمانهست.
تو این دعوای نابرابر، تنهایی نمیشه به جایی رسید. با یکی که خدا باشه باید ائتلاف کرد.
❤3
تو پرتغال یه جای دنجی لب ساحل، قیمت ویلا که ویو به اقیانوس داره و پارکینگ داره و استخر داره و باغچه داره و دوبلکسه، متری هزار یوروعه، تو همون محله آپارتمان، مشابه اکباتان ما ولی نوسازش، متری سه هزار یورو!
مردم عقلشان را از دست دادهاند.
مردم عقلشان را از دست دادهاند.
Anarchonomy
حسین علایی نسخه نظامی جواد ظریفه. کار هر دو جدی جلوه دادن نظام مقدسه. همونطور که ظریف کنار نشسته بود و ژست کاربلد رانده شده رو بازی میکرد، و وقتی وارد کار شد به وضوح نشون داد که نه در ژنهای گاوی و نه در وقاحت، تفاوتی با بقیه #گله_گاو نداره، اما وظیفه جدی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازیچه بودن همهچیز، نسخه طالبان
وقتی تو کشور خودت برای نما از آجر لعابدار استفاده میکنند، بعد میری دانمارک درس میخونی، بعد برمیگردی توکیو، بعد میگی چرا خواهر مادر این دو سبک رو پیوند ندم؟
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
جوادی آملی: «من خیلی فکر کردم درباره این ظلمی که به حضرت زهرا شد و ارثش رو بش ندادند و تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که اینها میخواستند دنیا را بدنام کنند و بگویند دنیا همین است».
جناب آملی چه خوب که شما هم بالاخره به «ظلم بیمعنی» فکر کردید، چون ما هم خیلی وقته که داریم بش فکر میکنیم. ایران انقدر ثروت داشت که بتونید بردارید و ببرید اروپا و تا چند نسل بعد مرفه باشید، اما هم منابع مردم رو ازشون گرفتید و هم دارید اذیتشون میکنید، و آدم نمیفهمه چه لزومی داره این اذیت کردن ادامه پیدا کنه. البته با این فرق که ما این ظلم بیمعنی رو داریم به صورت زنده و با چشمان خودمون میبینیم، اما ظلم بیمعنیای که شما ازش صحبت میکنی، یک روایت تاریخی مربوط به چهارده قرن پیشه. وقتی یه روایت تاریخی با عقل جور درنمیاد، به راوی شک میکنند، نه به شخصیتهای روایت. مثلا ما میدونیم که اگه تاریخنویسی گفته باشه لشکر فلان پادشاه در فلان جنگ یک میلیون نفر بود، مهمل نوشته، چون اگه هرکدوم ازون سربازان روزی فقط یک پارچ آب هم میخواستند بخورند اون ارتش باید هرجا میرفت یه دریاچه رو هم با خودش میبرد! اگه داستانت یکم نامفهومه، باید فرض کنی راوی کرم داشته.. چرا سریع نتیجه میگیری کرم از ابوبکر بوده؟ یا میتونی بگی معلوم نیست چه خبر بوده اون زمان.
اما بیا فرض کنیم مو لا درز قصهت نمیره و همونجوریه که شما باور کردید و توقع دارید بقیه هم باور کنند. این ارثی که میفرمایید، همون باغی نیست که محمد از یهودیها گرفت؟ این همونی نیست که وقتی یهودیها ترسیدن محمد سر همشون رو ببره گفتند بیا این باغ رو بردار از جونمون بگذر؟ میدونم که در منطق اون زمانه همه این کارها موجه بودند، اما نمیشد محمد بدون گرفتن باغشون، از جونشون بگذره؟ ابوبکر که یه آدم معمولی بود، اما محمد به گفته شما معصوم بوده. نکنه محمد هم میخواسته دنیا رو بدنام کنه و بگه ملت ببینید، این دنیا جاییه که حتی آدمهای معصومش خفتگیری میکنند؟ این نظر من نیستها، سوء تفاهم نشه. دارم از منطق خودت استفاده میکنم. نظر خودم چیز دیگهایه.
نظر من اینه که نمیدونم این کارها توسط محمد انجام شده یا نه، ولی میدونم که اگه من هم بودم انجام میدادم. چون مهم برنده شدنه. برای اینکه بشه دنیا رو جای بهتری کرد، باید قدرت داشت. و برای اینکه قدرت داشت باید برنده شد. آدمهای لوزر نمیتونند دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنند. اما بهرحال نوادگان ایشون از یه زمانی به بعد، به دلایلی که خودشون میدونند و به من مربوط نیست، تصمیم گرفتند جنگیدن برای برنده شدن رو رها کنند و فقط روی برندینگ خانوادهشون کار کنند. و وقتی این تغییر استراتژی رو انجام دادند، یه سری چیزها رو ول کردند. این فقط شمایی که ول نمیکنی. و فکر میکنی این ول نکردن داره به نفعت عمل میکنه. که معلوم نیست چطور چنین چیزی به ذهنت رسیده. سنیها اگه میخواستند نظرشون رو درباره ابوبکر عوض کنند، تا الان میکردند. شیعههای مملکت خودت هم که تارک صلات هستند. این آبغورهگیری برای یک تکه باغ که دیگه اهمیتی نداره، چه چیزی جز یک سرگرمیه؟ تا اینجا شما هم برند فاطمه رو از دست دادهاید، هم قدرت ابوبکر و عمر و معاویه و مروان رو ندارید، که کل غرب و جنوب آسیا و حتی بخشی از اروپا رو اداره میکردند. شما هیچجای داستان نیستید. شما سر و صدای بچههایی هستید که در دالانهای نیمه تاریک بازار بازی میکنند، که نه کاسبند و نه صدای اذان رو میشنوند.
جناب آملی چه خوب که شما هم بالاخره به «ظلم بیمعنی» فکر کردید، چون ما هم خیلی وقته که داریم بش فکر میکنیم. ایران انقدر ثروت داشت که بتونید بردارید و ببرید اروپا و تا چند نسل بعد مرفه باشید، اما هم منابع مردم رو ازشون گرفتید و هم دارید اذیتشون میکنید، و آدم نمیفهمه چه لزومی داره این اذیت کردن ادامه پیدا کنه. البته با این فرق که ما این ظلم بیمعنی رو داریم به صورت زنده و با چشمان خودمون میبینیم، اما ظلم بیمعنیای که شما ازش صحبت میکنی، یک روایت تاریخی مربوط به چهارده قرن پیشه. وقتی یه روایت تاریخی با عقل جور درنمیاد، به راوی شک میکنند، نه به شخصیتهای روایت. مثلا ما میدونیم که اگه تاریخنویسی گفته باشه لشکر فلان پادشاه در فلان جنگ یک میلیون نفر بود، مهمل نوشته، چون اگه هرکدوم ازون سربازان روزی فقط یک پارچ آب هم میخواستند بخورند اون ارتش باید هرجا میرفت یه دریاچه رو هم با خودش میبرد! اگه داستانت یکم نامفهومه، باید فرض کنی راوی کرم داشته.. چرا سریع نتیجه میگیری کرم از ابوبکر بوده؟ یا میتونی بگی معلوم نیست چه خبر بوده اون زمان.
اما بیا فرض کنیم مو لا درز قصهت نمیره و همونجوریه که شما باور کردید و توقع دارید بقیه هم باور کنند. این ارثی که میفرمایید، همون باغی نیست که محمد از یهودیها گرفت؟ این همونی نیست که وقتی یهودیها ترسیدن محمد سر همشون رو ببره گفتند بیا این باغ رو بردار از جونمون بگذر؟ میدونم که در منطق اون زمانه همه این کارها موجه بودند، اما نمیشد محمد بدون گرفتن باغشون، از جونشون بگذره؟ ابوبکر که یه آدم معمولی بود، اما محمد به گفته شما معصوم بوده. نکنه محمد هم میخواسته دنیا رو بدنام کنه و بگه ملت ببینید، این دنیا جاییه که حتی آدمهای معصومش خفتگیری میکنند؟ این نظر من نیستها، سوء تفاهم نشه. دارم از منطق خودت استفاده میکنم. نظر خودم چیز دیگهایه.
نظر من اینه که نمیدونم این کارها توسط محمد انجام شده یا نه، ولی میدونم که اگه من هم بودم انجام میدادم. چون مهم برنده شدنه. برای اینکه بشه دنیا رو جای بهتری کرد، باید قدرت داشت. و برای اینکه قدرت داشت باید برنده شد. آدمهای لوزر نمیتونند دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنند. اما بهرحال نوادگان ایشون از یه زمانی به بعد، به دلایلی که خودشون میدونند و به من مربوط نیست، تصمیم گرفتند جنگیدن برای برنده شدن رو رها کنند و فقط روی برندینگ خانوادهشون کار کنند. و وقتی این تغییر استراتژی رو انجام دادند، یه سری چیزها رو ول کردند. این فقط شمایی که ول نمیکنی. و فکر میکنی این ول نکردن داره به نفعت عمل میکنه. که معلوم نیست چطور چنین چیزی به ذهنت رسیده. سنیها اگه میخواستند نظرشون رو درباره ابوبکر عوض کنند، تا الان میکردند. شیعههای مملکت خودت هم که تارک صلات هستند. این آبغورهگیری برای یک تکه باغ که دیگه اهمیتی نداره، چه چیزی جز یک سرگرمیه؟ تا اینجا شما هم برند فاطمه رو از دست دادهاید، هم قدرت ابوبکر و عمر و معاویه و مروان رو ندارید، که کل غرب و جنوب آسیا و حتی بخشی از اروپا رو اداره میکردند. شما هیچجای داستان نیستید. شما سر و صدای بچههایی هستید که در دالانهای نیمه تاریک بازار بازی میکنند، که نه کاسبند و نه صدای اذان رو میشنوند.
در فرانسه ۹۵ درصد کسانی که دولت میخواست واکسن بزنند، زدند. حتی اگه کرونا پنج برابر مسریتر و پنجبرابر کشندهتر بود، ۹۵ درصد واکسناسیون باید مشکل رو حل میکرد. اما هنوز شاخ و شانه کشیدن برای اون ۵ درصد ادامه داره! خب اگر دولت فرانسه نیروهای «حافظ سلامت» هستند واقعا، پس نیروهای سرکوبگر روسیه که به قزاقستان اعزام شدند هم نیروهای «حافظ صلح» هستند. قبلا میگفتیم «به لجن کشیدن واژهها» توسط هرکس انجام میشه باید محکومش کرد و بین چشممشکیها و چشمروشنها فرق نذارید. اما الان بین دو تا چشم روشن هم فرق میذارن.
یارو تو استنفورد درس خونده، تازه مخالف لاکداون هم بود.. میگه من تا ژانویه ۲۰۲۱ فکر میکردم واکسن جلوی انتقال رو میگیره، اما الان میدونم که اشتباه میکردم!
اوضاع خیلی خیته.
اوضاع خیلی خیته.
نرخ باروری کلی در استان البرز به ۱ رسیده! (مشابه کشورهای بسیار توسعهیافته). یعنی ۱۰۰ پدربزرگ/مادربزرگ، ۵۰ پدر/مادر تولید میکنند، و اون ۵۰ پدر/مادر، ۲۵ نوه.
همین نرخ در سیستان و بلوچستان هنوز نزدیک ۴ مونده. یعنی ۱۰۰ پدربزرگ/مادربزرگ، ۲۰۰ پدر/مادر تولید میکنند، و اون ۲۰۰ پدر/مادر، ۴۰۰ نوه!
به ازای هر ۱۰۰ پدربزرگمادربزرگ، نوههای سیستان بلوچستان ۱۶ برابر نوههای البرز خواهند بود.
همین نرخ در سیستان و بلوچستان هنوز نزدیک ۴ مونده. یعنی ۱۰۰ پدربزرگ/مادربزرگ، ۲۰۰ پدر/مادر تولید میکنند، و اون ۲۰۰ پدر/مادر، ۴۰۰ نوه!
به ازای هر ۱۰۰ پدربزرگمادربزرگ، نوههای سیستان بلوچستان ۱۶ برابر نوههای البرز خواهند بود.
چرا سوزن شما از سال ۵۷ و ۵۸ تکون نمیخوره؟ از اپوزیسیون فقط تسخیر پاسگاه رو درک میکنید و از بحران فقط تجزیه!
بلوچستان پاکستان همین الانش تجزیه شده، چون نه تنها پاکستان یک کشور نیست، بلکه دولت رجالههای امنیتی اسلامآباد هم هیچ نگاهی بشون نمیندازه و رسما رها شدهاند به حال خودشون. بندر گوآدر قرار بود بشه سنگاپور خاورمیانه، الان مردم از کمبود شغل نمیدونند چی بخورند که ماهی نباشه! اینجا که بالکان نیست. بین دو تا حکومت که توسط مشتی بیسواد اداره میشه، که در عین حال خطرناکترین موجودات عالمند، چه کشور مستقلی میشه تشکیل داد که به وضع زندگی سر و سامان بده؟
بحران، تغییر نقشه نیست. تغییر بافت اجتماعی ایرانه. رقابتی با ژن بلوچها یا بقیه وجود نداره. موضوع جایگزین شدن جامعه ایرانی ورژن ۱ با یک جامعه ایرانی دیگهست، که یکی از مشخصاتش فقر غلیظه. ورژن ۲ آدمهایی هستند که در یک بستر کاملا متفاوت رشد کردهاند. ممکنه در بلوچستان باشند، ممکنه در خراسان باشند. نمیدونم این رو کی گفته ولی حرف حقی زده: «آینده از آن کسانیه که سر و کلهشون پیدا میشه». اونایی که زمین رو ترک میکنند، یا خودشون رو نشون نمیدن؛ سهمی از آینده ندارند.
بلوچستان پاکستان همین الانش تجزیه شده، چون نه تنها پاکستان یک کشور نیست، بلکه دولت رجالههای امنیتی اسلامآباد هم هیچ نگاهی بشون نمیندازه و رسما رها شدهاند به حال خودشون. بندر گوآدر قرار بود بشه سنگاپور خاورمیانه، الان مردم از کمبود شغل نمیدونند چی بخورند که ماهی نباشه! اینجا که بالکان نیست. بین دو تا حکومت که توسط مشتی بیسواد اداره میشه، که در عین حال خطرناکترین موجودات عالمند، چه کشور مستقلی میشه تشکیل داد که به وضع زندگی سر و سامان بده؟
بحران، تغییر نقشه نیست. تغییر بافت اجتماعی ایرانه. رقابتی با ژن بلوچها یا بقیه وجود نداره. موضوع جایگزین شدن جامعه ایرانی ورژن ۱ با یک جامعه ایرانی دیگهست، که یکی از مشخصاتش فقر غلیظه. ورژن ۲ آدمهایی هستند که در یک بستر کاملا متفاوت رشد کردهاند. ممکنه در بلوچستان باشند، ممکنه در خراسان باشند. نمیدونم این رو کی گفته ولی حرف حقی زده: «آینده از آن کسانیه که سر و کلهشون پیدا میشه». اونایی که زمین رو ترک میکنند، یا خودشون رو نشون نمیدن؛ سهمی از آینده ندارند.
Anarchonomy
«مردم قزاقستان» خیلی این عبارت رو جدی نگیرید.
ساختمانهای دولتی قزاقستان به راحتی تسخیر شدند چون نیرویهای امنیتی نخواستند امنیت رو حفظ کنند، چون از قبایلی هستند که دولت اون قبایل رو نادیده گرفته. خیابانها در عرض چند ساعت به صحنه زد و خورد خشن تبدیل شد بدون اینکه شعاری از دهان کسی بیرون بیاد، چون قبایل شعار ندارند. شعار رو ملت میسازه، و قزاقها هنوز ملت نیستند. مجموعهای از قبایل هستند. قبایلی که هر کدوم چندین شاخه دارند، و هر شاخه سودای قدرت داره. هرچند که نمیدونه باید دقیقا چطور بدستش بیاره، و ازین رو کودکانه تشکیل یک حزب روسیهستیز رو مطالبه میکنه!
جوامع برای تغییر، تا ابد وقت ندارند. باید تا وقتی وقت هست، قوی شد. در قرن بیست و یکم، هنوز درگیر قبیله بودن، نشان ازین داره که جامعه از وقتی که برای قدرتمند شدن داشته استفاده نکرده. و وقتی از وقتش استفاده نکنه، دیر میشه. و وقتی دیر شد بیگانگان و گندهترها و درندهترها، براش تعیین تکلیف خواهند کرد.
جوامع برای تغییر، تا ابد وقت ندارند. باید تا وقتی وقت هست، قوی شد. در قرن بیست و یکم، هنوز درگیر قبیله بودن، نشان ازین داره که جامعه از وقتی که برای قدرتمند شدن داشته استفاده نکرده. و وقتی از وقتش استفاده نکنه، دیر میشه. و وقتی دیر شد بیگانگان و گندهترها و درندهترها، براش تعیین تکلیف خواهند کرد.