مخالفت با واکسن در ایران، کاملا قضیهش متفاوته با مخالفت با واکسن در هرکشور نرمالی؛ هرچند که اشتراکاتی دارند. عمدهی مسئلهی سمتِ ایرانیِ مخالفت، اینه که «حاجی اینا گاون»، و آدم نباید خودش رو به مشتی گاو بسپره. اما عمدهی مخالفان، به این عمدهی مسئله توجه نداشتند، بلکه خودشون گونه دیگهای از گاوها هستند و دردشون جای دیگهست. خلوضعهایی که فکر میکنند یهودیان دارند دنیا رو کنترل میکنند، فقط ایران رو نتونستند، و باید این آخرین سنگر رو حفظ کرد! تو هر سه خط هم یکبار کلمه «گلوبالیست» رو استفاده میکنند. اتفاقا کانالهای پربازدیدی هم دارند. اینا یه جوری حالشون خرابه که حتی علمالهدی ابراز نگرانی میکنه که تو حوزه هم دیده شدهن!
اما برگشت محصولات کشاورزی، که میشه عنوان «حماسه فلفل دلمهای» روش گذاشت، حادثهای بود که عدهای ازین خلوضعها رو آورد به تیم ما. چون یک آنالوژی زنده بود! در مقام بحث و جدل، معمولا اکثر آنالوژیها تشبیهات انتزاعی هستند. اما این واقعی، فیزیکی، عینی، و زنده بود. آنالوژی برای توضیح یک استدلال به کار میره، اما این چنان حاوی چگالی زیادی از حقیقت بود که خودش تبدیل به استدلال شد! و اون استدلال اینه: «حکومتی که فلفلی که همه ایران فهمید سمیترین فلفل دنیاست رو میاره توزیع میکنه بین فقرا، واکسنی که قرار نیست مردم بفهمند توش چیه رو با چه استاندارد اخلاقی توزیع میکنه؟». برای ما که البته این نمونهها لازم نبود.. چون بحمدالله مدتیه که کلهمون زیر برف نیست. برای تیم خلوضعها، حتی شلیک سه موشک به هواپیمای مسافربری هم کافی نبود، چون ابعاد فنیای داشت که میتونست افراد کمسواد و کندذهن رو منحرف کنه. اما این یکی انقدر بیسیک بود که حتی اینها با عبارت «عه چرا اینجوری میکنند» واکنش نشون دادند، که چه علنی باشه و چه تو دل خودشون خیلی مهم نیست.
خلاصه خوشآمد میگم به این خل و چلهای عزیز، و دوباره یادآور میشم که اون پرونده یهودیان گلوبالیست و این حرفها رو فعلا بذارید تو کشو.. همونطور که میبینید ما تو ایران اولویتهای دیگهای داریم.
اما برگشت محصولات کشاورزی، که میشه عنوان «حماسه فلفل دلمهای» روش گذاشت، حادثهای بود که عدهای ازین خلوضعها رو آورد به تیم ما. چون یک آنالوژی زنده بود! در مقام بحث و جدل، معمولا اکثر آنالوژیها تشبیهات انتزاعی هستند. اما این واقعی، فیزیکی، عینی، و زنده بود. آنالوژی برای توضیح یک استدلال به کار میره، اما این چنان حاوی چگالی زیادی از حقیقت بود که خودش تبدیل به استدلال شد! و اون استدلال اینه: «حکومتی که فلفلی که همه ایران فهمید سمیترین فلفل دنیاست رو میاره توزیع میکنه بین فقرا، واکسنی که قرار نیست مردم بفهمند توش چیه رو با چه استاندارد اخلاقی توزیع میکنه؟». برای ما که البته این نمونهها لازم نبود.. چون بحمدالله مدتیه که کلهمون زیر برف نیست. برای تیم خلوضعها، حتی شلیک سه موشک به هواپیمای مسافربری هم کافی نبود، چون ابعاد فنیای داشت که میتونست افراد کمسواد و کندذهن رو منحرف کنه. اما این یکی انقدر بیسیک بود که حتی اینها با عبارت «عه چرا اینجوری میکنند» واکنش نشون دادند، که چه علنی باشه و چه تو دل خودشون خیلی مهم نیست.
خلاصه خوشآمد میگم به این خل و چلهای عزیز، و دوباره یادآور میشم که اون پرونده یهودیان گلوبالیست و این حرفها رو فعلا بذارید تو کشو.. همونطور که میبینید ما تو ایران اولویتهای دیگهای داریم.
«ما یه ابزار قدرتمند برای مهار تورم داریم: کنترل قیمتها! وقتشه ازش استفاده کنیم!».
این رو یه خانومی که پروفسور رشته اقتصاده نوشته.
بذارید از یکی از هشتگهای اون کانال استفاده کنم: #گاو_خارجی
این رو یه خانومی که پروفسور رشته اقتصاده نوشته.
بذارید از یکی از هشتگهای اون کانال استفاده کنم: #گاو_خارجی
برخلاف دولت کمونیست چین که با یوآن دیجیتال قصد داره خودش کار بانک رو انجام بده، چون کنترل مردم براش بالاترین اولویت رو داره؛ دولت آمریکا نه ضرورتی میبینه اینکارو بکنه، نه عجلهای داره. چون چیزهایی هست که براش حتی از کنترل مردم هم واجبتره. مثل تأمین یک جامعه پرخرج!
دولت آمریکا لازم نیست دلار دیجیتال منتشر کنه. کافیه یک یا چند استیبلکوین رو به رسمیت بشناسه، به این شرط که اوراق دولتی رو به عنوان بخشی از پشتوانه اون کوین قرار بدن. که همین الانش هم قرار دادن، یا حداقل اینطور ادعا میکنند. به این ترتیب هرکس هرزمان در هرجای دنیا، استیبلکوین خرید، فقط دلار نمیخره، بلکه اوراق دولت آمریکا رو میخره! بدین شکل همه به آمریکا نون قرض خواهند داد. خیلی هم شیک.
صرفا جهت یادآوری که نظام فیات، به دلیل طرفداران و منتفعین بسیار بسیار زیادی که داره، منقرض نخواهد شد به این زودیها. این جوامع مفلوک مثل ما هستند که باید فکری به حال خودشون بکنند.
دولت آمریکا لازم نیست دلار دیجیتال منتشر کنه. کافیه یک یا چند استیبلکوین رو به رسمیت بشناسه، به این شرط که اوراق دولتی رو به عنوان بخشی از پشتوانه اون کوین قرار بدن. که همین الانش هم قرار دادن، یا حداقل اینطور ادعا میکنند. به این ترتیب هرکس هرزمان در هرجای دنیا، استیبلکوین خرید، فقط دلار نمیخره، بلکه اوراق دولت آمریکا رو میخره! بدین شکل همه به آمریکا نون قرض خواهند داد. خیلی هم شیک.
صرفا جهت یادآوری که نظام فیات، به دلیل طرفداران و منتفعین بسیار بسیار زیادی که داره، منقرض نخواهد شد به این زودیها. این جوامع مفلوک مثل ما هستند که باید فکری به حال خودشون بکنند.
اگه سه فرزندت رو همزمان در یک تصادف رانندگی از دست بدی، چون یه احمقی که از روبرو داشته میاومده مست بوده یا با گوشیش ور میرفته، برای تایم کوتاهی، که برای بعضیها میتونه طولانی باشه، همه استانداردهای اخلاقی و تمدنیت رو میذاری کنار، و شخصا حکم میدی که باید اون راننده رو در حالی که زندهست تکه تکه کرد!.. اما اگه خود راننده هم در همون تصادف کشته شده باشه، دیگه کسی نمیمونه که بشه دریدش. وقتی جایی برای خشم باقی نمونه، شوک روانی جای بیشتری باز میکنه. شوکی که باید چند ثانیه طول میکشید، میشه چند ساعت. و شوکی که باید چند ساعت طول میکشید میشه چند روز و چندهفته. طوری که حتی معنی لفظی خودش رو از دست میده.. چون معنی نداره که آدم برای چند روز و چندهفته در شوک باشه.
بحث جالبی وجود داشت بین دو مرد. یکیشون میگفت شهود بیش از حد خشونت و تراژدی، مرد رو ضعیف میکنه، چون حساسیت رو ازش میگیره. مرد نباید به مرگ، و مرگ ناگهانی، و مرگ دلخراش، و از هم پاشیدن زندگی، عادت کنه. مرد باید قابلیت شوکه شدنش رو حفظ کنه تا سالم بمونه. اون یکی نظر کاملا متضادی داشت. میگفت عقل زیاد از آن کسیه که بیشتر از بقیه دیده. این استدلال و منطق نیست که ذهن آدم رو ورزیده میکنه. این زیاد دیدنه که میتونه فرزانهش کنه. آدمی که زیاد دیده، از چیزی شوکه نمیشه، از چیزی تعجب نمیکنه، و مثل کوه ثبات خواهد داشت.
مرد سومی هم وجود داشت که گفت چرا انقدر صفر و یکی نگاه میکنید؟ شاید بشه هم هیچوقت شوکه نشد، هم حساس باقی موند!.. فکر میکرد چون میتونیم به کمک واژگان، حالتهایی رو انتزاع کنیم؛ اون بیرون هم اون حالت میتونه وجود خارجی داشته باشه. مثل صغیرهای امروزی که مدعیاند اگه به یک زن بگیم مرد، میشه مرد، حتی اگه حامله بشه!
دیدن، حاصل تجربه پیشامدهای رندوم نیست. در دنیای واقعی، باید تن به دیدن داد، بعد دید. و اغلب مردم بش تن نمیدن. نه اینکه فرصتش رو پیدا نکرده باشند. مردم ترجیح میدن ندیده باشند، تا رخصت شوکه شدن داشته باشند. چون میخوان خود شوک هم جزیی از زندگیشون باشه. مردم ازینکه در یک معامله سرشون کلاه بره، خشمگین میشن. ولی میخوان اون خشم هم جزیی از زندگیشون باشه. دلایلی که پنج سال پیش به یک محافظهکار نیویورکی گفته میشد که بهتره این شهر رو ترک و به یک ایالت جنوبی مهاجرت کنه، همون دلایلیه که امروز هم مطرحند. اما پنج سال پیش این کارو نکرد. صبر کرد به مرحله شوک برسه، بعد این کارو کرد. چون میخواست شوکه شدن از وضع نیویورک بخشی از تجربه حیاتش باشه. چون بدون این تلاطم احساسی و شناختی، زندگی براشون خیلی شبیه جداول اکسل میشه. منطقش اینجوریه: «زندگیای که توش از مرگ ناگهانی سه فرزندت حداقل به مدت سه ماه در شوک نباشی، به چه دردی میخوره؟».
زیاد دیدن، یک انتخابه. که زندگی آدم رو به شدت کسلکننده میکنه. نه فقط به این دلیل که همهچیز تکراری و آشنا به نظر خواهند رسید. بلکه به این دلیل که کوه از سنگ تشکیل شده.. و کی از زندگی سنگ خوشش میاد؟
بحث جالبی وجود داشت بین دو مرد. یکیشون میگفت شهود بیش از حد خشونت و تراژدی، مرد رو ضعیف میکنه، چون حساسیت رو ازش میگیره. مرد نباید به مرگ، و مرگ ناگهانی، و مرگ دلخراش، و از هم پاشیدن زندگی، عادت کنه. مرد باید قابلیت شوکه شدنش رو حفظ کنه تا سالم بمونه. اون یکی نظر کاملا متضادی داشت. میگفت عقل زیاد از آن کسیه که بیشتر از بقیه دیده. این استدلال و منطق نیست که ذهن آدم رو ورزیده میکنه. این زیاد دیدنه که میتونه فرزانهش کنه. آدمی که زیاد دیده، از چیزی شوکه نمیشه، از چیزی تعجب نمیکنه، و مثل کوه ثبات خواهد داشت.
مرد سومی هم وجود داشت که گفت چرا انقدر صفر و یکی نگاه میکنید؟ شاید بشه هم هیچوقت شوکه نشد، هم حساس باقی موند!.. فکر میکرد چون میتونیم به کمک واژگان، حالتهایی رو انتزاع کنیم؛ اون بیرون هم اون حالت میتونه وجود خارجی داشته باشه. مثل صغیرهای امروزی که مدعیاند اگه به یک زن بگیم مرد، میشه مرد، حتی اگه حامله بشه!
دیدن، حاصل تجربه پیشامدهای رندوم نیست. در دنیای واقعی، باید تن به دیدن داد، بعد دید. و اغلب مردم بش تن نمیدن. نه اینکه فرصتش رو پیدا نکرده باشند. مردم ترجیح میدن ندیده باشند، تا رخصت شوکه شدن داشته باشند. چون میخوان خود شوک هم جزیی از زندگیشون باشه. مردم ازینکه در یک معامله سرشون کلاه بره، خشمگین میشن. ولی میخوان اون خشم هم جزیی از زندگیشون باشه. دلایلی که پنج سال پیش به یک محافظهکار نیویورکی گفته میشد که بهتره این شهر رو ترک و به یک ایالت جنوبی مهاجرت کنه، همون دلایلیه که امروز هم مطرحند. اما پنج سال پیش این کارو نکرد. صبر کرد به مرحله شوک برسه، بعد این کارو کرد. چون میخواست شوکه شدن از وضع نیویورک بخشی از تجربه حیاتش باشه. چون بدون این تلاطم احساسی و شناختی، زندگی براشون خیلی شبیه جداول اکسل میشه. منطقش اینجوریه: «زندگیای که توش از مرگ ناگهانی سه فرزندت حداقل به مدت سه ماه در شوک نباشی، به چه دردی میخوره؟».
زیاد دیدن، یک انتخابه. که زندگی آدم رو به شدت کسلکننده میکنه. نه فقط به این دلیل که همهچیز تکراری و آشنا به نظر خواهند رسید. بلکه به این دلیل که کوه از سنگ تشکیل شده.. و کی از زندگی سنگ خوشش میاد؟
👍6
فهماندن، به کسی که با خودش میگه «مگه چیزی هست که من تا الان نفهمیده باشم»، یکی از سختترین کارهای دنیاست. و الان خیلیها اینجوریاند.
👍7
چیزهایی که باید در سال ۲۰۲۱ به عنوان «آخرین مهلت آشنا شدن با دنیای واقعی» میفهمیدید:
- کسانی که از ما میخواهند مالیات دهیم بیشرفتر از کسانی هستند که در خیابان گوشیمان را از دستمان میقاپند.
- در همه رشتههای تخصصی، دیتای باکیفیت از عنصر اسکاندیوم هم کمیابتر است.
- پزشکی که بدون پرسیدن همهچیز زندگی بیمار، دارو تجویز میکند، پزشک نیست. موادفروش است. و بسیاری از پزشکان پول گرفتهاند تا چیزی نپرسند.
- عقل جمعی ما دویست سال تجربه درمان علمی دارد. سیستم ایمنی بدنمان، دویست هزار سال.
- آلمانیها باز هم میتوانند شش میلیون نفر را وارد اتاق گاز کنند.
- کسی که با سانسور حرف غلط موافق است، با سانسور حرف درست هم موافقت خواهد کرد.
- بیسوادترین آخوند از باسوادترین اقتصاددان در مناظره قویتر است.
- خانوادههایی که برای مهمانی و دورهمی تست منفی کرونا میخواهند، فامیل دولت هستند، نه فامیل ما. کسانی که از ترس ابتلا، کسی را به خانه راه نمیدهند اجتماعیتر از کسانی هستند که فقط منفیها را راه میدهند.
- اعتماد به نفس در برابر پروفسورها و هیئت علمی دانشگاهها بیشتر از اعتماد به نفس در هنگام پریدن غذا در نای میتواند جان انسان را نجات دهد.
- نباید خانه را با کسانی که اصلا از مرگ نمیترسند شریک شد. با کسانی که خیلی از مرگ میترسند، وطن را نباید شریک شد.
- کسانی که از دولت حقوق میگیرند حاضرند هرروز به عنوان وعده غذایی سر یک نوزاد را به یک افعی که روی دوششان قرار گرفته بدهند تا حقوقشان قطع نشود.
- اگر تتلو رسول خداست، «دولت محدود» هم واقعیت دارد.
- جریمه استفاده از هرچیزی، مقدمه ممنوع کردن آن چیز است.
- اگر بیشتر اروپاییها غربستیز باشند، تجاوز روسیه به اروپا، اشغال اروپا نیست؛ آزادسازی آن از غربستیزهاست.
- برای شکست دادن مومنین، باید ایمان داشت.
- تبدیل انسانها به بوزینه که در قرآن آمده افسانه نیست. خاطره است.
- همواره وضع بدتر خواهد شد.
سال نو مبارک.
- کسانی که از ما میخواهند مالیات دهیم بیشرفتر از کسانی هستند که در خیابان گوشیمان را از دستمان میقاپند.
- در همه رشتههای تخصصی، دیتای باکیفیت از عنصر اسکاندیوم هم کمیابتر است.
- پزشکی که بدون پرسیدن همهچیز زندگی بیمار، دارو تجویز میکند، پزشک نیست. موادفروش است. و بسیاری از پزشکان پول گرفتهاند تا چیزی نپرسند.
- عقل جمعی ما دویست سال تجربه درمان علمی دارد. سیستم ایمنی بدنمان، دویست هزار سال.
- آلمانیها باز هم میتوانند شش میلیون نفر را وارد اتاق گاز کنند.
- کسی که با سانسور حرف غلط موافق است، با سانسور حرف درست هم موافقت خواهد کرد.
- بیسوادترین آخوند از باسوادترین اقتصاددان در مناظره قویتر است.
- خانوادههایی که برای مهمانی و دورهمی تست منفی کرونا میخواهند، فامیل دولت هستند، نه فامیل ما. کسانی که از ترس ابتلا، کسی را به خانه راه نمیدهند اجتماعیتر از کسانی هستند که فقط منفیها را راه میدهند.
- اعتماد به نفس در برابر پروفسورها و هیئت علمی دانشگاهها بیشتر از اعتماد به نفس در هنگام پریدن غذا در نای میتواند جان انسان را نجات دهد.
- نباید خانه را با کسانی که اصلا از مرگ نمیترسند شریک شد. با کسانی که خیلی از مرگ میترسند، وطن را نباید شریک شد.
- کسانی که از دولت حقوق میگیرند حاضرند هرروز به عنوان وعده غذایی سر یک نوزاد را به یک افعی که روی دوششان قرار گرفته بدهند تا حقوقشان قطع نشود.
- اگر تتلو رسول خداست، «دولت محدود» هم واقعیت دارد.
- جریمه استفاده از هرچیزی، مقدمه ممنوع کردن آن چیز است.
- اگر بیشتر اروپاییها غربستیز باشند، تجاوز روسیه به اروپا، اشغال اروپا نیست؛ آزادسازی آن از غربستیزهاست.
- برای شکست دادن مومنین، باید ایمان داشت.
- تبدیل انسانها به بوزینه که در قرآن آمده افسانه نیست. خاطره است.
- همواره وضع بدتر خواهد شد.
سال نو مبارک.
1❤16
قرار بود استونی دیجیتالیترین کشور دنیا بشه. اما دولت عوض شد، و حالا کل رمزارزها رو از بیخ و بن ممنوع کردند؛ و قانونش یه جوری ابزورده که ممکنه داشتن یک ولت تو گوشی هم شهروند رو به یک مجرم تبدیل کنه!
اینها فکر میکنند بیتکوین مثل آشیل میمونه، که کشتنش سخته، ولی یه پاشنه داره که میشه اونجا رو زد!.. اما کشتن مارمولک از کشتن آشیل هم سختتره، و بیتکوین بیشتر به مارمولک شباهت داره که دمش رو قطع کنی، دوباره دم درمیاره! تا حدی، در مورد بقیه رمزارزها هم همینطوره، حتی اگه ساختار مزخرفی داشته باشند. چون از یک آگاهی و یادگیری جمعی بوجود اومدن، که خارج از کنترله. ابزارها رو میشه مسدود کرد، اما آگاهی رو نمیشه. میتونی امشب اعلام کنی از فردا صبح آگاه بودن ممنوعه! اما نمیتونه یک قانون باشه. فقط یک جملهست.
اینها فکر میکنند بیتکوین مثل آشیل میمونه، که کشتنش سخته، ولی یه پاشنه داره که میشه اونجا رو زد!.. اما کشتن مارمولک از کشتن آشیل هم سختتره، و بیتکوین بیشتر به مارمولک شباهت داره که دمش رو قطع کنی، دوباره دم درمیاره! تا حدی، در مورد بقیه رمزارزها هم همینطوره، حتی اگه ساختار مزخرفی داشته باشند. چون از یک آگاهی و یادگیری جمعی بوجود اومدن، که خارج از کنترله. ابزارها رو میشه مسدود کرد، اما آگاهی رو نمیشه. میتونی امشب اعلام کنی از فردا صبح آگاه بودن ممنوعه! اما نمیتونه یک قانون باشه. فقط یک جملهست.
❤2
یک جمله رندوم انتخاب کنید، مثل «تجزیه اتیوپی اجتناب ناپذیر است».
حالا یکبار اینطور نقل قولش کنید: «توماس هندریکس در کتاب جنگ نژادها در قرن بیست و یک میگه تجزیه اتیوپی اجتناب ناپذیر است».
و یکبار اینطوری: «دیروز مجیدبازوکا یه استوری گذاشت نوشته بود تجزیه اتیوپی اجتناب ناپذیره».
مردم در کدوم حالت جدیتون میگیرند؟
عین همین نسبت در اعتماد به کسی که داخل یک نهاده، و کسی که نیست، وجود داره. اگه داخل یک نهاد باشی، اجازه پیدا میکنی هرچیزی بگی و جدی گرفته بشه. مثل نهاد اداری-بروکراسی، نهاد دانشگاه، نهاد نظامی، نهاد بهداشت عمومی،... تا این لینک شکسته نشه، هدایت مردم به چاه و چاله، ادامه پیدا خواهد کرد. بسیار بسیار سخته که به مردم بقبولانیم اون تعریفی که از قدرت در ذهن دارند، تعریف چندنفره که در دهه شصت میلادی با هم همکلاس بودند؛ یا اون تعریفی که از تاریخ ایران در ذهن دارند، تعریف چندنفره که یه زمانی تو پاریس با هم میرفتن تئاتر.
حالا یکبار اینطور نقل قولش کنید: «توماس هندریکس در کتاب جنگ نژادها در قرن بیست و یک میگه تجزیه اتیوپی اجتناب ناپذیر است».
و یکبار اینطوری: «دیروز مجیدبازوکا یه استوری گذاشت نوشته بود تجزیه اتیوپی اجتناب ناپذیره».
مردم در کدوم حالت جدیتون میگیرند؟
عین همین نسبت در اعتماد به کسی که داخل یک نهاده، و کسی که نیست، وجود داره. اگه داخل یک نهاد باشی، اجازه پیدا میکنی هرچیزی بگی و جدی گرفته بشه. مثل نهاد اداری-بروکراسی، نهاد دانشگاه، نهاد نظامی، نهاد بهداشت عمومی،... تا این لینک شکسته نشه، هدایت مردم به چاه و چاله، ادامه پیدا خواهد کرد. بسیار بسیار سخته که به مردم بقبولانیم اون تعریفی که از قدرت در ذهن دارند، تعریف چندنفره که در دهه شصت میلادی با هم همکلاس بودند؛ یا اون تعریفی که از تاریخ ایران در ذهن دارند، تعریف چندنفره که یه زمانی تو پاریس با هم میرفتن تئاتر.
❤4
دو تا گاو، یکی و نصفی خوک، بیست و هشت تا ماهی، بیست و دوتا مرغ، چهارصد لیتر شیر، هزار و سیصد تخممرغ، بیست کیلو کره، چهل کیلو خامه، ده کیلو عسل.. بخشی از مصرف غذایی یک سال خانواده چهارنفره این عزیز در آمریکاست.
اینکه میگم اگر مهاجرت کردید هم، نرید زرت بچپید تو آپارتمانها برای همینه. برید زمین بخرید و دامداری کنید.
اینکه میگم اگر مهاجرت کردید هم، نرید زرت بچپید تو آپارتمانها برای همینه. برید زمین بخرید و دامداری کنید.
❤1
امارات «خروج» واکسننزدهها رو هم ممنوع کرد! البته واکسنزدهها هم باید بوستر زده باشند تا بتونند «خروج» کنند!
استدلال هم اینه که «اگه ایمنی نداشته باشید برید خارج آلوده بشید، برگشتنی نمیتونیم راهتون بدیم.. و خوبیت نداره شما که رعیت خودمون هستید رو راه ندیم». که یعنی «ما نمیتونیم مثل ژاپن هرکی میاد داخل رو ببریم تو هتل یک هفته ازش پذیرایی کنیم، پس بهتره نرید مسافرت». حالا ازینکه همین دولت پول کافی برای خرجهای عطینا در همهجای منطقه و شمال آفریقا داره، بگذریم. جنبه بسیار مبارک قضیه اینه که حاکم داره علنا میگه اون اسمی که واسه فرودگاه گذاشتیم تزئینی نیست، فرودگاه مال منه و من تعیین میکنم کی ازش استفاده کنه!
اینکه زیرساخت مملکت بهروز باشه خیلی خوبه.. ولی باید دقت کرد که صاحابش کیه.
استدلال هم اینه که «اگه ایمنی نداشته باشید برید خارج آلوده بشید، برگشتنی نمیتونیم راهتون بدیم.. و خوبیت نداره شما که رعیت خودمون هستید رو راه ندیم». که یعنی «ما نمیتونیم مثل ژاپن هرکی میاد داخل رو ببریم تو هتل یک هفته ازش پذیرایی کنیم، پس بهتره نرید مسافرت». حالا ازینکه همین دولت پول کافی برای خرجهای عطینا در همهجای منطقه و شمال آفریقا داره، بگذریم. جنبه بسیار مبارک قضیه اینه که حاکم داره علنا میگه اون اسمی که واسه فرودگاه گذاشتیم تزئینی نیست، فرودگاه مال منه و من تعیین میکنم کی ازش استفاده کنه!
اینکه زیرساخت مملکت بهروز باشه خیلی خوبه.. ولی باید دقت کرد که صاحابش کیه.
❤2
انگار اگه مشتریانش رو لخت نمیدید نمیتونست بفهمه استخون کتف آدم چه شکلیه که بعد بفهمه ازش خوشش میاد!
خدایا ما رو از همه جوانب نجات بده.
#لبخند_شبانه
خدایا ما رو از همه جوانب نجات بده.
#لبخند_شبانه
❤2
هیچکس عقل کل نیست.. اما بعضیها همیشه عقبترند و بعضیها همیشه جلوتر. سروش هم ازوناییه که همیشه عقبتره و باید منتظر نشست که قدم به قدم بیاد جلو. اون چیزی که درباره وحی گفت رو باید بیست سال پیش میگفت، و این چیزی که الان درباره خشونت ذاتی اسلام میگه، باید حرف ده سال پیشش میبود. و با سنی که داره بعیده وقت کنه برسه به جایی که بیاد بگه ببخشید من کلا دین رو نفهمیدم، خدافس!
❤4
ما تو دنیایی زندگی میکنیم که یک شرکت داروسازی مطالعات آزمایشی درباره یک مسکن جدید رو انگولک میکنه تا به نظر برسه عوارض زیادی نداره، و تأییدیه میگیره، و بیست سال میفروشدش، و تو این بیست سال هزاران نفر دچار سکته قلبی میشن، و هزاران پرونده شکایت باز میشه، و با چند میلیارد دلار خسارت، که بازم سود براش میمونه، سر و تهش هم میاد. ما رو چه حسابی باید به مردانی در چهارده قرن پیش که اگه هم راحت آدم میکشتند، انقدر مرد بودند که روبروش قرار بگیرند، بعد بکشنش، بگیم خشن؟ ما با چندتا کلیک آدمهایی که حتی نمیدونیم اسمشون چیه رو میکشیم. ما تمام چیزی که یک آدم میتونه بش دل خوش کنه رو ازش میگیریم، و میره سراغ مواد مخدر صنعتی، و وقتی غیرقابل نجات شد، میندازیمش تو یه باغ وحش درمانی که قرار بوده آسایشگاه باشه ولی نهایتا اسمش شده اردوگاه!
❤5