دوستان تشخیص دادند که قیمت بنزین در ایران باید معادل قیمت بنزین در ایالت جورجیا آمریکا باشه!
خیلی هم عالی. اتفاقا من نه تنها به استناد مکتب اتریشی اقتصاد، بلکه برمبنای دین مبین اسلام معتقدم که باید همه قیمتها آزاد باشه (و البته آزاد یعنی اگه بازار قیمتش رو آورد پایین، بیاد پایین. نه اینکه فقط بالا رفتنش به رسمیت شناخته بشه). در واقع باید حق رو اینطور تعریف کرد: یارانه حق ما نیست، بلکه حق ما این است که از بازار آزاد بهرهمند باشیم.
اما حضرات در حال پس دادن حقوق سلب شده ما نیستند. که اگر بودند با حفظ ملزوماتش و مراتبش پس میدادند. مثلا یک زندانی که به ناحق زندانی شده، اگر داخل زندان دچار خونریزی شد، مرتبه اول حقش اینه که مسئولان زندان جلوی خونریزیش رو بگیرند. مرتبه بعدی اینه که آزادش کنند. اگه اون زندانی رو با همون وضع خونریزی ول کنی و بگی مگه حقت رو نمیخواستی؟ حالا آزادی که بری، و ولش کنی بره، یعنی میخوای تو راه بمیره.
خیلی هم عالی. اتفاقا من نه تنها به استناد مکتب اتریشی اقتصاد، بلکه برمبنای دین مبین اسلام معتقدم که باید همه قیمتها آزاد باشه (و البته آزاد یعنی اگه بازار قیمتش رو آورد پایین، بیاد پایین. نه اینکه فقط بالا رفتنش به رسمیت شناخته بشه). در واقع باید حق رو اینطور تعریف کرد: یارانه حق ما نیست، بلکه حق ما این است که از بازار آزاد بهرهمند باشیم.
اما حضرات در حال پس دادن حقوق سلب شده ما نیستند. که اگر بودند با حفظ ملزوماتش و مراتبش پس میدادند. مثلا یک زندانی که به ناحق زندانی شده، اگر داخل زندان دچار خونریزی شد، مرتبه اول حقش اینه که مسئولان زندان جلوی خونریزیش رو بگیرند. مرتبه بعدی اینه که آزادش کنند. اگه اون زندانی رو با همون وضع خونریزی ول کنی و بگی مگه حقت رو نمیخواستی؟ حالا آزادی که بری، و ولش کنی بره، یعنی میخوای تو راه بمیره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر بازار آزاد چیه دیگه؟ لابد نیوتن هم پدر جاذبهست 😂
خب آدام اسمیت هم اشتباه میکرد اگه اینجوری فکر میکرد. حتی در شهرهای ثروتمند غربی، اگه پولی که داره خرج مدرسه دولتی میشه رو بین جمعیت شهر تقسیم کنند، به هر بچه انقدر پول میرسه که برای هر کدوم از درسهاش بتونه معلم خصوصی بگیره! این اغراق نیست. آمارش با جزییات موجوده. آدام اسمیت فکرش هم نمیکرد دولت بتونه اینهمه متورم بشه و به هیچکس پاسخگو نباشه. ایشون به یه چیز دیگه هم فکر نمیکرد و اون هم نقش مدرسه دولتی سکولار در پیادهسازی پروژههای ایدئولوژیک بود، که علاوه بر تبعات فکری فرهنگی اجتماعی، همون برابری فرصتها که دنبالش بودند رو هم به باد میده. پروژههای ایدئولوژیک، بدون استثنا دنبال یکدست کردن و مطیع کردن انسانها هستند، نه تقویت قدرت رقابتیشون. شما در مدرسه دولتی به بچه فقیر شانس برنده شدن نمیدی. بلکه بش یاد میدی چطور با شرایطی که برندگان براش ایجاد کردند کنار بیاد، و تأییدش کنه.
خب آدام اسمیت هم اشتباه میکرد اگه اینجوری فکر میکرد. حتی در شهرهای ثروتمند غربی، اگه پولی که داره خرج مدرسه دولتی میشه رو بین جمعیت شهر تقسیم کنند، به هر بچه انقدر پول میرسه که برای هر کدوم از درسهاش بتونه معلم خصوصی بگیره! این اغراق نیست. آمارش با جزییات موجوده. آدام اسمیت فکرش هم نمیکرد دولت بتونه اینهمه متورم بشه و به هیچکس پاسخگو نباشه. ایشون به یه چیز دیگه هم فکر نمیکرد و اون هم نقش مدرسه دولتی سکولار در پیادهسازی پروژههای ایدئولوژیک بود، که علاوه بر تبعات فکری فرهنگی اجتماعی، همون برابری فرصتها که دنبالش بودند رو هم به باد میده. پروژههای ایدئولوژیک، بدون استثنا دنبال یکدست کردن و مطیع کردن انسانها هستند، نه تقویت قدرت رقابتیشون. شما در مدرسه دولتی به بچه فقیر شانس برنده شدن نمیدی. بلکه بش یاد میدی چطور با شرایطی که برندگان براش ایجاد کردند کنار بیاد، و تأییدش کنه.
👍5
Anarchonomy
پدر بازار آزاد چیه دیگه؟ لابد نیوتن هم پدر جاذبهست 😂 خب آدام اسمیت هم اشتباه میکرد اگه اینجوری فکر میکرد. حتی در شهرهای ثروتمند غربی، اگه پولی که داره خرج مدرسه دولتی میشه رو بین جمعیت شهر تقسیم کنند، به هر بچه انقدر پول میرسه که برای هر کدوم از درسهاش…
در حکمرانی قدیم، فلسفه مالیات و خراج، تحمیل یک معامله بود. حاکم، که در واقع برنده یک بازی خشن بود، به صاحبان ثروت میگفت باید امنیتتون رو از طریق من تأمین کنید. بنابراین فلانقدر از درآمدتون مال من، عوضش کار خشنی اگه لازم شد، که حتما لازم میشه، من انجام میدم. بعضی وقتها این معامله تحمیلی توسعه پیدا میکرد و از دفاع فراتر میرفت و چنین شکلی به خودش میگرفت: «باز شدن راه تجارت با فلان جا خشونت لازم داره؟ اونش با من. عوضش انقدر درصد مالیات بدید». بدیهیه که صاحبان ثروت، از معاملهای که بشون تحمیل بشه راضی نبودند. اما هرچه که بود، در یک طرف معامله قرار داشتند. حاکم داشت پول زور میگرفت، ولی یه کارهایی هم براشون میکرد. شورش، توطئه، کودتا، و ترور، زمانی رخ میداد که این توافق جمعی حاصل میشد که «دیگه صرفه نداره»، چون حاکم به اندازه پول زوری که داره میگیره، سرویس سیاسی و نظامی که لازمه ارائه نمیده.
در دوران ما، قضیه یه جور دیگهست. حاکم پول زور رو میگیره، تا به کسی غیر از خودت سرویس بده! تو پول بده تا پسر فلانی که نمیشناسیش بره مدرسه! تو پول بده تا دختر فلانی که هزار کیلومتر ازت دورتره و نمیدونی کیه رایگان زایمان کنه! این از لحاظ افه اخلاقی دکور باکلاسی داره، اما مشکلش همینه که خودت یک طرف معامله نیستی. و چون توی معامله نیستی هیچوقت نمیتونی در اینکه صرفه داره یا نه دخالت کنی. اونی که داره سرویس رو میگیره هیچوقت به اینکه به صرفهست یا نه فکر نمیکنه. برای همینه که همینطور خرج رو اضافه میکنه. اولش میگه تحصیل تا کلاس ششم رایگان! بعد میگه کمه، تحصیل تا دیپلم رایگان! بعد میگه کمه، تحصیل باید تا لیسانس رایگان باشه. تا رسیده به الان که میگن تا دکترا باید رایگان باشه! اول میگه بستری باید رایگان باشه. بعد میگه عمل قلب چون حیاتیه باید رایگان باشه. بعد میگه پیوند کبد باید رایگان باشه. بعد میگه شیمی درمانی باید رایگان باشه. بعد میگه پروتز باید رایگان باشه.
وقتی این خیلی ادامه پیدا کرد، خرج انقدر زیاد میشه که دیگه با مالیات مستقیم نمیشه تأمینش کرد. پس حاکم میره سراغ بانک مرکزی و میگه چاپ کن! که به شکل تورم درمیاد، و اون تورم دقیقا مالیات گرفتن از آدمهای فقیره. اون معامله تحمیلی، در ابتدا تحمیل به ثروتمندان بود، اما در ادامه تبدیل میشه به تحمیل به فقرا.
در دوران ما، قضیه یه جور دیگهست. حاکم پول زور رو میگیره، تا به کسی غیر از خودت سرویس بده! تو پول بده تا پسر فلانی که نمیشناسیش بره مدرسه! تو پول بده تا دختر فلانی که هزار کیلومتر ازت دورتره و نمیدونی کیه رایگان زایمان کنه! این از لحاظ افه اخلاقی دکور باکلاسی داره، اما مشکلش همینه که خودت یک طرف معامله نیستی. و چون توی معامله نیستی هیچوقت نمیتونی در اینکه صرفه داره یا نه دخالت کنی. اونی که داره سرویس رو میگیره هیچوقت به اینکه به صرفهست یا نه فکر نمیکنه. برای همینه که همینطور خرج رو اضافه میکنه. اولش میگه تحصیل تا کلاس ششم رایگان! بعد میگه کمه، تحصیل تا دیپلم رایگان! بعد میگه کمه، تحصیل باید تا لیسانس رایگان باشه. تا رسیده به الان که میگن تا دکترا باید رایگان باشه! اول میگه بستری باید رایگان باشه. بعد میگه عمل قلب چون حیاتیه باید رایگان باشه. بعد میگه پیوند کبد باید رایگان باشه. بعد میگه شیمی درمانی باید رایگان باشه. بعد میگه پروتز باید رایگان باشه.
وقتی این خیلی ادامه پیدا کرد، خرج انقدر زیاد میشه که دیگه با مالیات مستقیم نمیشه تأمینش کرد. پس حاکم میره سراغ بانک مرکزی و میگه چاپ کن! که به شکل تورم درمیاد، و اون تورم دقیقا مالیات گرفتن از آدمهای فقیره. اون معامله تحمیلی، در ابتدا تحمیل به ثروتمندان بود، اما در ادامه تبدیل میشه به تحمیل به فقرا.
امروز هوا دقیقا همونجوری بود که از فردای یلدا انتظار میره. تصویری ساخته بود که انگار یکی از کارت پستالهای تاریخ این خطهست.. آسمان تماما آبی، و چنارها و تبریزیهای کاملا برهنهای که در پشتزمینهشون کوههایی دیده میشن که فقط قسمتهایی بالاییشون برف گرفته و قسمتهای پایینتر خیسه. و گنجشکهایی که معلوم نیست کجا هستند، ولی همهجا هستند. و آفتابی که به طور غیرعادی همهجا رو زرد کرده، و حتی وسط ظهر سایههای طولانی درست میکنه. و دلت میخواد موقتا یه پیرمرد باشی، که چهارپایه میذاره دم حجرهش و میشینه زیر نور آفتابی که اصلا بش نمیاد بتونه انقدر درون آدم رو گرم کنه، ولی میکنه، و تضاد این گرمی زیرپوستی با سرمای ملایمی که باد میکشه روی پوستت، حالت خلسهآوری میسازه که به سختی میشه ولش کرد و به کارهای روزمره رسید. اگه یه نهر آب هم بود، صداش میتونست عمق این خلسه رو بیشتر کنه. این تصویر شهرهای کوهپایهای ایران، از کردستان گرفته تا افغانستان، چشمهای چندنفر رو در طول تاریخ ما سیراب کرده؟ چند نفرشون میدونستند از چه نعمتی برخوردارند که این صحنهها و این حسها براشون فقط یکی دو روز در سال نبوده؟ اصلا میدونستند چی دارند؟
باید به سبک ژاپنیها در برابر طبیعت ایران تعظیم کرد که با اینهمه شقاوت و شرارت، هنوز زیبایی رو ازمون دریغ نمیکنه. ما چیزی ازش طلب نداریم، ولی یه جوری هنوز قشنگه که انگار بمون بدهکاره.
باید به سبک ژاپنیها در برابر طبیعت ایران تعظیم کرد که با اینهمه شقاوت و شرارت، هنوز زیبایی رو ازمون دریغ نمیکنه. ما چیزی ازش طلب نداریم، ولی یه جوری هنوز قشنگه که انگار بمون بدهکاره.
❤11
یه سری از طرفداران سابق ترامپ فکر میکنند نزدن واکسن و نزدن ماسک پایههای رژیم رو به لرزه درمیاره و چون خود ترامپ هم معتقده که باید واکسن زد پس ترامپ هم از خودشون بوده!
ظاهرن اینا نمیتونند بین فاشیسم و بیکفایتی، بین شرارت اکثریت و فرصتطلبی بروکرات، و بین علمگرایی و دانشمندگرایی تفکیک قائل بشن.
این تجربه رو مجانی در اختیار شما قرار میدم. خیلی «انقلابیگری» و «مقاومت در برابر رژیم» رو در جوامعی که ۱۵۰ کیلو گوشت سرانه مصرفشونه، جدی نگیرید. یه بخش بزرگی ازش جنبه تفریحی داره، حتی اگه خودشون متوجه نباشند که جنبه تفریحی داره. و وقتی جدی نیست، حالت کودکانه به خودش میگیره. یکم تیزبینی میخواد تشخیص اینکه کی داره حرف حساب میزنه، و کی داره از روی اوقات فراغت زیاد و فقدان دغدغه، ساز مخالف میزنه.
ظاهرن اینا نمیتونند بین فاشیسم و بیکفایتی، بین شرارت اکثریت و فرصتطلبی بروکرات، و بین علمگرایی و دانشمندگرایی تفکیک قائل بشن.
این تجربه رو مجانی در اختیار شما قرار میدم. خیلی «انقلابیگری» و «مقاومت در برابر رژیم» رو در جوامعی که ۱۵۰ کیلو گوشت سرانه مصرفشونه، جدی نگیرید. یه بخش بزرگی ازش جنبه تفریحی داره، حتی اگه خودشون متوجه نباشند که جنبه تفریحی داره. و وقتی جدی نیست، حالت کودکانه به خودش میگیره. یکم تیزبینی میخواد تشخیص اینکه کی داره حرف حساب میزنه، و کی داره از روی اوقات فراغت زیاد و فقدان دغدغه، ساز مخالف میزنه.
کم نیستند فیلمبرداران مطرح سینما در سراسر دنیا، که ابتداییترین دلیلی که فیلمبردار شدند این بوده که پدرشون در هفت هشت سالگی براشون یه دوربین خریده بوده. موارد مشابهی در دنیای موسیقی هم وجود داره.
هیچوقت برای وسائل مصرفی دیر نمیشه. این وسائل تولیدی هستند که جرقهزننده هستند و زمانش مهمه.
دوستانی که خارج از کشور هستند و قراره هدیه کریسمس بدن به نزدیکان، این نکته رو در نظر بگیرند.
هیچوقت برای وسائل مصرفی دیر نمیشه. این وسائل تولیدی هستند که جرقهزننده هستند و زمانش مهمه.
دوستانی که خارج از کشور هستند و قراره هدیه کریسمس بدن به نزدیکان، این نکته رو در نظر بگیرند.
Anarchonomy
سیگنال هم به جای بیتکوین، راه حل پرداخت با یک شتکوین رو فراهم کرد! چرا؟ چون با شتکوینه که میشه پول مردم رو ازشون گرفت و یه لیوان آب هم روش خورد. و در این راه مقدس، مفهوم «حریم خصوصی» رو هم به طور کامل جنده کردند.
غیر از نهادها، اشخاصی رو خواهید دید که خودشون رو وارد بازیهای مورددار شتکوینها کردهاند که اصلا به تیپ و کلاسشون نمیخوره کلاهبرداری. و باید درک کنید که مکانیزم روانشناختی پشتش چجوری کار میکنه تا دچار تعجب نشید. یه خلاصه یک خطی از مکانیزمش رو بتون میگم: «خیلیها به خاطر پوستههای نادرستیهاست که ازشون حذر میکنند، نه هستهش». و پوسته بعضی از نادرستیها از قبل تثبیت شده، و دیگه نمیشه کاریش کرد. مثل نزولگیریهای نامتعارف. خیلی ازونایی که طرف این کار نمیرن، دلیلشون این نیست که فکر میکنند نادرسته. دلیلشون اینه که اگه پوستهش بچسبه بشون، یه سری کردیتهای اجتماعی رو از دست میدن. حالا اگه ساز و کاری تعبیه بشه که پوسته رو عوض کنه، دیگه بازدارندگی درونی که قبلا داشتن کار نمیکنه.
تعداد کسانی که حاضرند سر مردم رو شیره بمالند و پولشون رو ازشون بگیرند خیلی بیشتر ازونیه که تصورش میکنید. حتی اگه تصورتون برمبنای یک بدبینی پایینشهری شکل گرفته باشه.
تعداد کسانی که حاضرند سر مردم رو شیره بمالند و پولشون رو ازشون بگیرند خیلی بیشتر ازونیه که تصورش میکنید. حتی اگه تصورتون برمبنای یک بدبینی پایینشهری شکل گرفته باشه.
توبه گرگ مرگه 😄
میترسم همینی که بش میگید گلوبالیست فردا بیاد درباره لوکالیسم توعیت بزنه.
در این که سگ میلیاردرهای آمریکایی، حتی اگه فاشیستی در لباس لیبرال باشند، که هستند، شرف داره به میلیاردرهای بقیه جوامع، که سقف فعالیتشون آبطلا زدن به بدنه بنتلیشون یا ویلای مکعبی ساختن بالای آبشاره، تردیدی نیست. اما کارآفرینها و میلیاردرهای آمریکایی نه تنها سوپرمن نیستند، بلکه مثل من و شما آدمند، و آدمها میتونه مودشون عوض بشه. تغییر مود هیچ ربطی به ارتقای فهم نداره. هیچ آدمی یهو جامپ نمیکنه به مراتب بالاتر. ممکنه موهای آدم یه شبه سفید بشه، اما یه شبه بلند نمیشه.
میترسم همینی که بش میگید گلوبالیست فردا بیاد درباره لوکالیسم توعیت بزنه.
در این که سگ میلیاردرهای آمریکایی، حتی اگه فاشیستی در لباس لیبرال باشند، که هستند، شرف داره به میلیاردرهای بقیه جوامع، که سقف فعالیتشون آبطلا زدن به بدنه بنتلیشون یا ویلای مکعبی ساختن بالای آبشاره، تردیدی نیست. اما کارآفرینها و میلیاردرهای آمریکایی نه تنها سوپرمن نیستند، بلکه مثل من و شما آدمند، و آدمها میتونه مودشون عوض بشه. تغییر مود هیچ ربطی به ارتقای فهم نداره. هیچ آدمی یهو جامپ نمیکنه به مراتب بالاتر. ممکنه موهای آدم یه شبه سفید بشه، اما یه شبه بلند نمیشه.
❤2
به این جمعبندی رسیدم که «زبان بدن» هم یه مجموعه از مهملات مثل روانشناسیه که یه مشت جانور آکادمیک تهیه و تدوین کردند تا از توش یه شغل کاذب دربیارند. وقتی از حرکات دست و پای طرف، هم میشه نتیجه گرفت که اعتماد به نفس داره، هم میشه نتیجه گرفت که اعتماد به نفس نداره، یعنی از کفبینی هم بدتره.
نوک دماغش رو میخاره میگن «از شنیدن سوال شوکه شد!».. این چیزی جز یه مسخرهبازی نیست.
نوک دماغش رو میخاره میگن «از شنیدن سوال شوکه شد!».. این چیزی جز یه مسخرهبازی نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر میکنید علتش چیه که لیبرالها معتاد تراپی شدن؟ تا جایی که کسانی که نمیرن سراغش رو اینجوری مسخره میکنند.. البته تو کار کمدی قرار نیست دروس فلسفه ارائه بشه، همینکه مخاطب بخنده کافیه.. ولی این تیکههایی که این بچه لیبرال میندازه، واقعا در اذهان عمومی قبیله خودش پذیرفتهشدهست.
دوتا علت داره. یکیش اینه که مسئولیت ناکامی در کنترل ذهن رو از سر خودشون باز کنند و افسردگی و پدیدههای مشابه رو معادل یک مریضی فیزیکی جا بزنند، که در اون مریض فقط یک قربانی بدشانسه. تعداد زیاد اینجور آدمها، کل جامعه رو به یک گله بیعرضه تبدیل میکنه.
علت دوم هم اینه که دوست دارند بدون اینکه حرف باارزشی برای ارائه داشته باشند، شنیده بشن. کسی که نمیتونه تحمل کنه که آدم مهمی نیست، حاضره پول بده تا براش نمایش بازی کنند که آدم مهمیه. پولی که به تراپیست میدن، هزینه ناچیزیه برای در مرکز جهان قرار گرفتن!
دوتا علت داره. یکیش اینه که مسئولیت ناکامی در کنترل ذهن رو از سر خودشون باز کنند و افسردگی و پدیدههای مشابه رو معادل یک مریضی فیزیکی جا بزنند، که در اون مریض فقط یک قربانی بدشانسه. تعداد زیاد اینجور آدمها، کل جامعه رو به یک گله بیعرضه تبدیل میکنه.
علت دوم هم اینه که دوست دارند بدون اینکه حرف باارزشی برای ارائه داشته باشند، شنیده بشن. کسی که نمیتونه تحمل کنه که آدم مهمی نیست، حاضره پول بده تا براش نمایش بازی کنند که آدم مهمیه. پولی که به تراپیست میدن، هزینه ناچیزیه برای در مرکز جهان قرار گرفتن!
- حاجی آدم غصهش میشه تو سمرقند روسی حرف میزنن
- فارسی حرف میزدن اما آخوند بالاسرشون بود خوب بود؟
- نه، هم فارسی حرف میزدن هم آخوند بالاسرشون نبود بهتر بود
- شرمنده، ولی اگه شوروی نمیگرفتش این حالت بهتر رخ نمیداد
- حاجی اونجا قم نداشت لاقل
- ولی آخوند داشت. قبل از شوروی مسائل شرعی به عهده آخوند بود، و شاه تو کارش دخالت نمیکرد
- ایول، دین از سیاست جدا بوده پس
- تو ایران هم جدا بود، بعد یکی شد، بعد خواهر مادر ما رو هم یکی کرد. به آخوند فرصت کافی بدی، دین و سیاست رو یکی میکنه
- یعنی خوب شد شوروی گرفتش؟
- نه. ولی خوب شد که شوروی نذاشت اونجا فرصت کافی پیدا کنند.
- از طرفی زبان و فرهنگ هم نابود کردن
- اگه هزینه اینکه تخم آخوندها کشیده بشه اینه که به زبان گربهها حرف بزنیم هم من اوکیام.
- فارسی حرف میزدن اما آخوند بالاسرشون بود خوب بود؟
- نه، هم فارسی حرف میزدن هم آخوند بالاسرشون نبود بهتر بود
- شرمنده، ولی اگه شوروی نمیگرفتش این حالت بهتر رخ نمیداد
- حاجی اونجا قم نداشت لاقل
- ولی آخوند داشت. قبل از شوروی مسائل شرعی به عهده آخوند بود، و شاه تو کارش دخالت نمیکرد
- ایول، دین از سیاست جدا بوده پس
- تو ایران هم جدا بود، بعد یکی شد، بعد خواهر مادر ما رو هم یکی کرد. به آخوند فرصت کافی بدی، دین و سیاست رو یکی میکنه
- یعنی خوب شد شوروی گرفتش؟
- نه. ولی خوب شد که شوروی نذاشت اونجا فرصت کافی پیدا کنند.
- از طرفی زبان و فرهنگ هم نابود کردن
- اگه هزینه اینکه تخم آخوندها کشیده بشه اینه که به زبان گربهها حرف بزنیم هم من اوکیام.
👍11
Anarchonomy
- حاجی آدم غصهش میشه تو سمرقند روسی حرف میزنن - فارسی حرف میزدن اما آخوند بالاسرشون بود خوب بود؟ - نه، هم فارسی حرف میزدن هم آخوند بالاسرشون نبود بهتر بود - شرمنده، ولی اگه شوروی نمیگرفتش این حالت بهتر رخ نمیداد - حاجی اونجا قم نداشت لاقل - ولی آخوند داشت.…
ایرانشهریستها حاضرند همهچیز انسان ایرانی را فدای یک امپراتوری ایرانی کنند، که چون این امپراتوری بدون اسلام واپسگرا شکل نمیگرفت بهرحال، این معنی رو داره که حاضرند ایرانی رو تقدیم به آخوند کنند!
ولی پوتین اینجوری نیست. این آدمکش امنیتی، عاشق کشورشه، اما مردمش رو بیشتر دوست داره. و چون مردمش رو دوست داره حاضر نیست به کسی تقدیمشون کنه، حتی به مذهب!.. برای همین نقاط قوت مذهب رو به نفع خودش مصادره میکنه، مثل خانواده با مشخصات سنتیش، مثل محافظهکاری جنسیتی، مثل ارزشهای مردسالارانه؛ و سپس به عنوان یک سیاست ملی پیگیریش میکنه. به این معنی که: لازم نیست برای حفظ چیزهای خوب مردمم رو بندازم تو دهن آخوندها!.. و مردمش هم میگن «مرسی که هستی».
ولی پوتین اینجوری نیست. این آدمکش امنیتی، عاشق کشورشه، اما مردمش رو بیشتر دوست داره. و چون مردمش رو دوست داره حاضر نیست به کسی تقدیمشون کنه، حتی به مذهب!.. برای همین نقاط قوت مذهب رو به نفع خودش مصادره میکنه، مثل خانواده با مشخصات سنتیش، مثل محافظهکاری جنسیتی، مثل ارزشهای مردسالارانه؛ و سپس به عنوان یک سیاست ملی پیگیریش میکنه. به این معنی که: لازم نیست برای حفظ چیزهای خوب مردمم رو بندازم تو دهن آخوندها!.. و مردمش هم میگن «مرسی که هستی».
👍2
Anarchonomy
ایرانشهریستها حاضرند همهچیز انسان ایرانی را فدای یک امپراتوری ایرانی کنند، که چون این امپراتوری بدون اسلام واپسگرا شکل نمیگرفت بهرحال، این معنی رو داره که حاضرند ایرانی رو تقدیم به آخوند کنند! ولی پوتین اینجوری نیست. این آدمکش امنیتی، عاشق کشورشه، اما…
لازم نیست چیزی بگی که خیلی عمیق و پیچیدهست تا شنونده نتونه ارتباط برقرار کنه. کافیه تحلیلی باشه که سرگرمکننده نباشه. مردم از حرف، خود حرف رو میخوان، نه معنا رو. درباره سیاست حرف میزنند، چون درباره سیاست حرف زدن سرگرمکنندهست. درباره مشکلات تمامنشدنی کشور حرف میزنند چون درباره مشکلات تمامنشدنی کشور حرف زدن سرگرمکنندهست. حتی با حرفی که توضیح بده ریشه یکی ازین مشکلات تمامنشدنی کجاست، بساط سرگرمی بهم میخوره. حاضرند تمام عمر درباره اینکه خوزستان شبکه فاضلاب نداره حرف بزنند. تمام عمر. هرروز، در اداره و محل کار، و در بازار و بین رفقا، و در خونه با زن و بچه. حاضرند تمام عمر درباره اینکه افزایش حقوق متناسب با تورم نیست حرف بزنند.. اما به محض اینکه بگی خود افزایش حقوقشون بوده که تورم ایجاد کرده، حوصلهشون سر میره. حاضرند یک عمر درباره اینکه قلمرو اصلی ایران از کردستان عراق تا اتک پاکستان! رو شامل میشه حرف بزنند، اما به محض اینکه حرف درباره این بشه که چرا هرکس ازین قلمرو جدا شد حالش بهتر شد، حوصلهشون سرمیره.
❤6