Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
بِلید رانر فیلم بود نادان.. فیلم‌.

#استفراغات_معماران
این ماشین‌های چهارنفره تو ژاپن متداولند و قیمت‌شون با احتساب مالیات حدود ۱۰ هزار دلار میشه. یا ۳۰۰ تومن به پول ما. کاربرد اصلی‌شون استفاده داخل شهر و ترددهای کوتاهه و معمولا بیشتر از ۶۰ کیلومتر در ساعت نمیشه باش رفت. اما امکانات ایمنیش فرقی با ماشین‌های بزرگتر نداره. چون جزء قانون ژاپنه و مجبورن نصب کنند. مثل دوربین عقب و ترمز هوشمند و این چیزها. اگه عین خانوم دکتر برونیش صدی ۴ و نیم بیشتر مصرف نمی‌کنه.

ازین ۳۰۰ تومن، راحت صدتومنش مربوط میشه به اختلاف وحشتناک دستمزد کارگر بین ایران و ژاپن، و خیلی از هزینه‌هایی که مختص همونجاست. این رو میشه اینجا با دقیقا همین مشخصات با ۲۰۰ تومن هم به دست مردم رسوند. یعنی قیمت فعلی پراید.

هرکس زر زد درباره قیمت بنزین یا هزینه تمام شده خودرو یا مباحث مرتبط، این عکس رو براش بفرستید. هروقت اجازه داده شد بتونیم با ۲۰۰ تومن چیزی رو انتخاب کنیم که صدی چهار بسوزونه و ایمن هم باشه، اونوقت بیان صحبت کنیم درباره مصرف و سوبسید و این حرف‌ها.
دوستش، دیگه با این صحبت نکن پلیز

#لبخند_شبانه
تبلیغات انجام کارهای اتوکد در یکی از خیابان‌های حیدرآباد.

روزی که انقد آنلاین و جهانی بشن که دیگه نیازی به تبلیغ تو خیابون نداشته باشند، قیمت این خدمات دیدنی خواهد شد.
4
نه، این همان نیست‌. طرف داره در اصل موضوع حرف حق میزنه‌. کار دلال در اصل موضوع اینه که کاری رو انجام بده که فروشنده‌ای که در مرحله آخر توزیعه، نمیتونه انجام بده، یا مایل نیست انجام بده.

اما متأسفانه ما با اصل موضوع مواجه نیستیم. به دلیل دخالت‌های دولتی و رانت‌های دولتی، دلال‌ها دارند کارهایی رو انجام میدهند که بقیه مایلند انجام بدهند اما اجازه‌ش رو ندارند‌.

لذا مشکل ما این نیست که دلال وجود دارد. مشکل این است که بین دلال‌ها رقابت وجود ندارد.
یه سوال ساده دارم از آقای صادق‌الحسینی ‌
چرا دولت باید اجازه داشته باشه قیمت دستوری اعلام کنه ولی مردم نباید اجازه داشته باشند؟ دولت میگه صادرکننده به جای اینکه دلارش رو بفروشه سی تومن باید بفروشه بیست و یک تومن! چرا؟ چون اینجوری می‌پسنده! خب ما مردم هم اینجوری می‌پسندیم که بنزین باشه هزار و پونصدتومن.
نامبرده دقیقا به همون دلیلی که در خط آخر بش اشاره کرده از کشور خودش مهاجرت کرده.
چرا انقدر نیاز به زیرنویس دارید؟

طرف فکر می‌کنه تخمین رفاه گذشتگان رو باید با فرمول تناسب بدست آورد: «توالت‌های دهات‌ ما در پنجاه سال پیش یه تونل وحشت بود، پس توالت‌های دو هزار و پانصدسال پیش چه شکلی بوده است؟».
شاید هم فکر می‌کنه چون تو تخت جمشید فقط سنگ باقی مونده مردم اون زمان رو تخته سنگ می‌خوابیدن! و لابد فکر می‌کنه چون دولت دموکراتیک نداشتن همه داشتن بی‌وقفه بهمدیگه تجاوز می‌کردند! اما حتی با این تصوراتش از گذشته کار ندارم.

موضوع، اون جمله آخره که مدعیه خیلی تباهه که هدف آدم «در موقعیتی بهتر از دیگران قرار گرفتن» باشه، نه لزوما «موقعیتی واقعا بهتر». در حالی که خیلی طبیعیه که اینطور باشه. هرجای دنیا باشید، با ماهی دو هزار دلار درآمد، و حتی کمتر، همه احتیاجات مادی‌تون تأمین میشه. پس برای چی مردم تلاش می‌کنند تا بیشترش کنند؟ برای اینکه در موقعیتی بهتر از دیگران قرار بگیرند. کل داستان به چنگ اوردن ثروت درباره همینه. اگه هیچ آدمی وجود نداشت که ازش جلو بزنیم، هیچوقت دنبال ثروت نمی‌رفتیم. مهاجرت جز در مواردی بسیار استثنایی، درباره زنده ماندن نیست. درباره رقابته.
داره تو همچین خونه رویایی زندگی می‌کنه و میگه شوکه‌م که زندگی تو خونه‌ای که یه ویوی عالی داره همه مشکلات زندگیم رو حل نکرد!

باید حتما توش زندگی می‌کرد تا این رو می‌فهمید.
ذهن بزرگ به همین درد میخوره که لازم نباشه تست کنی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۶۵ درصد حملات سگ‌های خانگی به انسان‌ها (مخصوصا بچه‌ها) که منجر به مرگ انسان میشه توسط پیت‌بول‌ها اتفاق میفته. اما هنوز با مهملاتی مثل «تقصیر رفتار نادرست صاحبشه» این وضعیت غیرقابل قبول رو توجیه می‌کنند. البته حذف این سگ و یا حداقل ممنوع کردنش، فقط به نفع انسان‌ها نیست، بقیه سگ‌ها هم نفس راحتی خواهند کشید.
4
دوستان تشخیص دادند که قیمت بنزین در ایران باید معادل قیمت بنزین در ایالت جورجیا آمریکا باشه!

خیلی هم عالی. اتفاقا من نه تنها به استناد مکتب اتریشی اقتصاد، بلکه برمبنای دین مبین اسلام معتقدم که باید همه قیمت‌ها آزاد باشه (و البته آزاد یعنی اگه بازار قیمتش رو آورد پایین، بیاد پایین. نه اینکه فقط بالا رفتنش به رسمیت شناخته بشه). در واقع باید حق رو اینطور تعریف کرد: یارانه حق ما نیست، بلکه حق ما این است که از بازار آزاد بهره‌مند باشیم.

اما حضرات در حال پس دادن حقوق سلب شده ما نیستند. که اگر بودند با حفظ ملزوماتش و مراتبش پس می‌دادند. مثلا یک زندانی که به ناحق زندانی شده، اگر داخل زندان دچار خونریزی شد، مرتبه اول حقش اینه که مسئولان زندان جلوی خونریزیش رو بگیرند. مرتبه بعدی اینه که آزادش کنند.‌ اگه اون زندانی رو با همون وضع خونریزی ول کنی و بگی مگه حقت رو نمیخواستی؟ حالا آزادی که بری، و ولش کنی بره، یعنی میخوای تو راه بمیره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر بازار آزاد چیه دیگه؟ لابد نیوتن هم پدر جاذبه‌ست 😂

خب آدام اسمیت هم اشتباه می‌کرد اگه اینجوری فکر می‌کرد. حتی در شهرهای ثروتمند غربی، اگه پولی که داره خرج مدرسه دولتی میشه رو بین جمعیت شهر تقسیم کنند، به هر بچه انقدر پول میرسه که برای هر کدوم از درس‌هاش بتونه معلم خصوصی بگیره! این اغراق نیست. آمارش با جزییات موجوده. آدام اسمیت فکرش هم نمی‌کرد دولت بتونه اینهمه متورم بشه و به هیچکس پاسخگو نباشه. ایشون به یه چیز دیگه هم فکر نمی‌کرد و اون هم نقش مدرسه دولتی سکولار در پیاده‌سازی پروژه‌های ایدئولوژیک بود، که علاوه بر تبعات فکری فرهنگی اجتماعی، همون برابری فرصت‌ها که دنبالش بودند رو هم به باد میده. پروژه‌های ایدئولوژیک، بدون استثنا دنبال یکدست کردن و مطیع کردن انسان‌ها هستند، نه تقویت قدرت رقابتی‌شون. شما در مدرسه دولتی به بچه فقیر شانس برنده شدن نمیدی. بلکه بش یاد میدی چطور با شرایطی که برندگان براش ایجاد کردند کنار بیاد، و تأییدش کنه.
👍5
Anarchonomy
پدر بازار آزاد چیه دیگه؟ لابد نیوتن هم پدر جاذبه‌ست 😂 خب آدام اسمیت هم اشتباه می‌کرد اگه اینجوری فکر می‌کرد. حتی در شهرهای ثروتمند غربی، اگه پولی که داره خرج مدرسه دولتی میشه رو بین جمعیت شهر تقسیم کنند، به هر بچه انقدر پول میرسه که برای هر کدوم از درس‌هاش…
در حکمرانی قدیم، فلسفه مالیات و خراج، تحمیل یک معامله بود. حاکم، که در واقع برنده یک بازی خشن بود، به صاحبان ثروت می‌گفت باید امنیت‌تون رو از طریق من تأمین کنید. بنابراین فلان‌قدر از درآمدتون مال من، عوضش کار خشنی اگه لازم شد، که حتما لازم میشه، من انجام میدم. بعضی وقت‌ها این معامله تحمیلی توسعه پیدا می‌کرد و از دفاع فراتر می‌رفت و چنین شکلی به خودش می‌گرفت: «باز شدن راه تجارت با فلان جا خشونت لازم داره؟ اونش با من. عوضش انقدر درصد مالیات بدید». بدیهیه که صاحبان ثروت، از معامله‌ای که بشون تحمیل بشه راضی نبودند. اما هرچه که بود، در یک طرف معامله قرار داشتند. حاکم داشت پول زور می‌گرفت، ولی یه کارهایی هم براشون میکرد. شورش، توطئه، کودتا، و ترور، زمانی رخ میداد که این توافق جمعی حاصل میشد که «دیگه صرفه نداره»، چون حاکم به اندازه پول زوری که داره می‌گیره، سرویس سیاسی و نظامی که لازمه ارائه نمیده.

در دوران ما، قضیه یه جور دیگه‌ست. حاکم پول زور رو می‌گیره، تا به کسی غیر از خودت سرویس بده! تو پول بده تا پسر فلانی که نمیشناسیش بره مدرسه! تو پول بده تا دختر فلانی که هزار کیلومتر ازت دورتره و نمیدونی کیه رایگان زایمان کنه! این از لحاظ افه اخلاقی دکور باکلاسی داره، اما مشکلش همینه که خودت یک طرف معامله نیستی‌. و چون توی معامله نیستی هیچوقت نمیتونی در اینکه صرفه داره یا نه دخالت کنی. اونی که داره سرویس رو می‌گیره هیچوقت به اینکه به صرفه‌ست یا نه فکر نمی‌کنه. برای همینه که همینطور خرج رو اضافه می‌کنه. اولش میگه تحصیل تا کلاس ششم رایگان! بعد میگه کمه، تحصیل تا دیپلم رایگان! بعد میگه کمه، تحصیل باید تا لیسانس رایگان باشه. تا رسیده به الان که میگن تا دکترا باید رایگان باشه! اول میگه بستری باید رایگان باشه. بعد میگه عمل قلب چون حیاتیه باید رایگان باشه. بعد میگه پیوند کبد باید رایگان باشه. بعد میگه شیمی درمانی باید رایگان باشه. بعد میگه پروتز باید رایگان باشه.

وقتی این خیلی ادامه پیدا کرد، خرج انقدر زیاد میشه که دیگه با مالیات مستقیم نمیشه تأمینش کرد. پس حاکم میره سراغ بانک مرکزی و میگه چاپ کن! که به شکل تورم درمیاد، و اون تورم دقیقا مالیات گرفتن از آدم‌های فقیره. اون معامله تحمیلی، در ابتدا تحمیل به ثروتمندان بود، اما در ادامه تبدیل میشه به تحمیل به فقرا.
امروز هوا دقیقا همونجوری بود که از فردای یلدا انتظار میره. تصویری ساخته بود که انگار یکی از کارت پستال‌های تاریخ این خطه‌ست.. آسمان تماما آبی، و چنارها و تبریزی‌های کاملا برهنه‌ای که در پشت‌زمینه‌شون کوه‌هایی دیده میشن که فقط قسمت‌هایی بالایی‌شون برف گرفته و قسمت‌های پایین‌تر خیسه. و گنجشک‌هایی که معلوم نیست کجا هستند، ولی همه‌جا هستند. و آفتابی که به طور غیرعادی همه‌جا رو زرد کرده، و حتی وسط ظهر سایه‌های طولانی درست می‌کنه. و دلت میخواد موقتا یه پیرمرد باشی، که چهارپایه میذاره دم حجره‌ش و میشینه زیر نور آفتابی که اصلا بش نمیاد بتونه انقدر درون آدم رو گرم کنه، ولی می‌کنه، و تضاد این گرمی زیرپوستی با سرمای ملایمی که باد می‌کشه روی پوستت، حالت خلسه‌آوری میسازه که به سختی میشه ولش کرد و به کارهای روزمره رسید. اگه یه نهر آب هم بود، صداش میتونست عمق این خلسه رو بیشتر کنه. این تصویر شهرهای کوهپایه‌ای ایران، از کردستان گرفته تا افغانستان، چشم‌های چندنفر رو در طول تاریخ ما سیراب کرده؟ چند نفرشون می‌دونستند از چه نعمتی برخوردارند که این صحنه‌ها و این حس‌ها براشون فقط یکی دو روز در سال نبوده؟ اصلا می‌دونستند چی دارند؟

باید به سبک ژاپنی‌ها در برابر طبیعت ایران تعظیم کرد که با اینهمه شقاوت و شرارت، هنوز زیبایی رو ازمون دریغ نمی‌کنه. ما چیزی ازش طلب نداریم، ولی یه جوری هنوز قشنگه که انگار بمون بدهکاره.
11
یه سری از طرفداران سابق ترامپ فکر می‌کنند نزدن واکسن و نزدن ماسک پایه‌های رژیم رو به لرزه درمیاره و چون خود ترامپ هم معتقده که باید واکسن زد پس ترامپ هم از خودشون بوده!

ظاهرن اینا نمیتونند بین فاشیسم و بی‌کفایتی، بین شرارت اکثریت و فرصت‌طلبی بروکرات، و بین علم‌گرایی و دانشمندگرایی تفکیک قائل بشن.

این تجربه رو مجانی در اختیار شما قرار میدم. خیلی «انقلابی‌گری» و «مقا‌ومت در برابر رژیم» رو در جوامعی که ۱۵۰ کیلو گوشت سرانه مصرف‌شونه، جدی نگیرید‌. یه بخش بزرگی ازش جنبه تفریحی داره، حتی اگه خودشون متوجه نباشند که جنبه تفریحی داره. و وقتی جدی نیست، حالت کودکانه به خودش میگیره. یکم تیزبینی میخواد تشخیص اینکه کی داره حرف حساب میزنه، و کی داره از روی اوقات فراغت زیاد و فقدان دغدغه، ساز مخالف میزنه.
کم نیستند فیلمبرداران مطرح سینما در سراسر دنیا، که ابتدایی‌ترین دلیلی که فیلمبردار شدند این بوده که پدرشون در هفت هشت سالگی براشون یه دوربین خریده بوده. موارد مشابهی در دنیای موسیقی هم وجود داره.
هیچوقت برای وسائل مصرفی دیر نمیشه. این وسائل تولیدی هستند که جرقه‌زننده هستند و زمانش مهمه.

دوستانی که خارج از کشور هستند و قراره هدیه کریسمس بدن به نزدیکان، این نکته رو در نظر بگیرند.
اگه یک میلیون نفر حاضر بودند بمیرند ولی برنگردند به کشورشون، باید عین یک میلیون نفرشون رو راه داد؟

هر استاندارد اخلاقی که دارید، چک کنید که این استاندارد یه وقت با تغییر ارقام و آمار، فرو نریزه.
اگر زمین کم دارید لاقل آزاده باشید و خانه‌ها را اینجوری بسازید.