Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فرض کنید سه نفرید و هر سه مستقلا خودرو تولید می‌کنید و با هم رقابت دارید، اما قیمت خودروی تولیدی هر سه شما ۲۴ هزار دلاره که ده درصدش سود خالصه، یعنی ۲۴۰۰ دلار. و دولت میگه باید ۳۳ درصد این سود رو به عنوان مالیات پرداخت کنید، یعنی ۸۰۰ دلار. که یعنی از هر ماشین براتون ۱۶۰۰ دلار میمونه. اگه فردا نمایندگان مجلس از خواب بیدار شدند و گفتند مالیات باید بشه ۵۰ درصد چه می‌کنید؟ ۱۲۰۰ تا میدید تا ۱۲۰۰ برای خودتون‌ بمونه که ۴۰۰ تا کمتر از قبله؟ یا اینکه یه شب شام خونه یکی‌تون جمع می‌شید و قرار میذارید سه تایی قیمت رو برسونید به ۳۰ هزار دلار با همون حاشیه سود، که ۱۵۰۰ تا بمونه، که فقط ۱۰۰تا کمتر از قبل بشه؟

اگه کارگران میتونند دور هم جمع بشن و کارفرما رو مجبور کنند مرخصی‌ بدون حقوق‌شون رو بیشتر کنه، و اگه نمایندگان حزب می‌تونند جمع بشن و واسه بودجه برنامه‌هایی که قراره تصویب کنند منبع درآمدی پیدا کنند، سرمایه‌دارها هم می‌تونند گاهی شام برن خونه همدیگه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی برام آهنگ الکترونیک میفرستید و دقیقا چیزیه که میخوام.

#عروس_مادرم_باش
سامانه ثبت املاک بهترین نمونه‌ست از عاقبت سپردن ساده‌ترین کارها به دولت. چند سال وقت داشتند چنین سیستمی راه‌اندازی کنند، که اساسا لازم نبود اما به هرحال در برنامه بود، چند سال وقت داشتند به همه ابعادش فکر کنند، اما الان که دارم این رو می‌نویسم این سیستم حالتی که سرپرست خانوار ملکی به نام خودش نداشته باشه و محل اقامتش تحت مالکیت همسرش باشه رو به رسمیت نمیشناسه! زیرمجموعه‌های سرپرست نمی‌تونند کاربرد «اقامت اصلی» رو برای ملک خودشون انتخاب کنند! فرض سیستم اینه که اقامت اصلی اعضای خانواده در اون ملکیه که صاحبش فقط و فقط سرپرست خانواره!

هیچ مرزی برای بی‌عرضگی و بی‌کفایتی این‌ها وجود نداره.
2
در چین هم مثل بقیه کشورها متداوله که کامیون‌ها دستگاه موقعیت‌یاب ماهواره‌ای دارند که مسیر حرکت کامیون و سرعتش رو ثبت و به مرکز کنترل و نظارت انتقال میده. اگه راننده‌ای کاری کنه که قطع بشه یا سیگنال نگیره، حداقل ۲ هزار یوآن جریمه میشه. یعنی معادل ۳۰۰ دلار! یک مرد ۵۱ ساله رو بابت همین موضوع همینقدر جریمه می‌کنند، در حالی که هیچ کاری نکرده بوده و مشکل از دستگاه بوده. بعد میره یه نامه مینویسه میگه بعد از ده سال کار کردن نه تنها پول چندانی درنمیارم، بلکه سلامتیم هم از دست دادم و ناراحتی قلبی هم پیدا کردم، حالا هم انقدر جریمه‌م کردند، منو بتکونند دو هزار یوآن ازم درنمیاد. بعد سم کشاورزی سر می‌کشه و به زندگی خودش پایان میده.


این تصویری از یک جامعه سالمه؟
2
دغدغه دهه اخیر ایرانی‌ها این بوده که قیمت انرژی و مواد غذایی و دارو، که از ملزومات زندگی هستند چقدر به قیمت جهانی نزدیک میشه. همیشه فرض این بوده که قیمت جهانی ثابته، و این ماییم که داریم به سمتش میریم و در حین این حرکت چقدر شوک بمون وارد میشه. اما اینطور نیست. با پول‌های مفتی که دولت‌های بزرگ دنیا چاپ کردند و دارند می‌کنند، قیمت جهانی هم داره همینطور بالاتر میره. یعنی ما، هم باید تورم ریالی رو تحمل کنیم و هم تورم دلاری رو. این تو نمودارها خیلی به چشم نمیاد، چون برای محاسبه تورم از سبدی استفاده می‌کنند که معرف سبد زندگی ما نیست. تکنولوژی کمک می‌کنه قیمت خیلی از کالاها و خدمات اون سبد پایین بیاد، یا ثابت بمونه. اما برنج با آی‌سی خیلی فرق داره.
یکی از دوستان توزیع‌کننده عمده مواد غذاییه، و می‌خواست دوربین مداربسته انبارش رو ارتقاء بده. روم نشد بش بگم تو الان باید نگهبان مسلح استخدام کنی. تو وضعیت فعلی، دوربین مداربسته به درد یه جایی مثل سالن‌های آرایش و فیزیوتراپی‌ها میخوره، نه سوله‌ی تو.
محسن نامجو در یک مصاحبه گفته حوصله ادامه دادن زندگی رو ندارم، چون دست دنیا برام رو شده و چیز جدیدی نداره، و در برابر فلاکت‌ها هم کاری نمی‌تونم بکنم، و شغلی که دارم دربرابر کارهایی که دنیا نیاز داره تا ازین وضعیت دربیاد، یه شوخیه!

نامجو محصول کاملا بومی جامعه‌ایه که به بن‌بست رسیده. اما از این واقعیت که بگذریم، حوصله ادامه دادن را نداشتن، یک خصلت صرفا ایرانی نیست. خیلی‌ها در دنیا بش مبتلا هستند، حتی اون‌هایی که هیچ‌وقت لازم نبوده به خاطر آزادانه آهنگ ساختن، خاک کشورشون رو بریزن تو چمدون و ازش دور بشن (نمی‌دونم چطور خنده‌شون نمی‌گیره ازین احساسات ناسیونال، اما رنجی که ایجاد می‌کنه براشون رو درک می‌کنم). حتی میشه گفت این بی‌حوصلگی ربطی به سطح رفاه فرد نداره.

وقتی خدا از تمام معادلات حذف شده، انجام هر کاری معادل مجسمه ساختن با ماسه‌بادی‌‌های لب ساحل میشه که اگه این موج نشوره و نبره، حتما موج بعدی خواهد شست و خواهد برد. یکی از صفات خدا حفیظه، که یعنی همه‌چی رو بایگانی می‌کنه. و چون یک رکورد جاودانه از ما نگه میداره، پس ما رو هم جاودانه می‌کنه (شیطان برای همین جسارت نافرمانی پیدا کرد.. منطقش این بود که منحرف کردن انسان باعث میشه تا ابد در جهنم باشم؟ نو پرابلم. تا وقتی وجود خواهم داشت، مشکلی نیست. و تا ابد وجود خواهم داشت، چون تو تمومش نمی‌کنی). حذف خدا، حذف دیتابیس هم هست.‌ و وقتی دیتابیسی وجود نداره، چرا باید آیتم جدید وارد سیستم کرد؟ هر کاری در این دنیا، وارد کردن آیتم جدیده. باید امید به ثبت شدن داشته باشی تا حوصله داشته باشی واردکنی.
اما این واقعیت رو هم بذارید کنار.


می‌دونید این آرمان که من باید رنج‌های انسان‌ها را متوقف کنم از کجا اومد؟ از ذهن آدم خود عالم‌پندار. اول به خودش گفت توانا بود هر که دانا بود، و بعد رفت دنبال دانایی، و سپس دچار این توهم شد که توانایی فیکس کردن سیستم‌های پیچیده رو هم داره. و بعد با سلسله‌ای از واقعیات مواجه شد که نشون میداد که خیلی هم توانا نیست، یا کمپلکس حیات، خیلی بزرگتر از ذهنشه. و سپس دچار یأس و ناامیدی شد.
در تاریخ بشر، اونایی بیشتر به درد بشر خوردند که قصد و نیتی برای نجات بشر نداشتند. فقط کاری که به نظرشون می‌رسید شدنیه، انجام دادند. نتیجه نهایی خیلی بزرگتر از چیزی شد که استارتش زده بودند. جماعت «باید یه کاری برای رنجهای جهان بکنیم» خودشون رو مثل عقابی فرض می‌گیرند که ازون بالا دارند بالا پایین زندگی همه رو می‌بینند، و همه موجودات دشت زیر بال‌هاشون قرار گرفته (برای همین میگه دست دنیا رو شده برام) و زاویه پنهانی باقی نمونده، و چون از همه‌چی خبر داره، داغدار همه‌جاست! نیت این‌ها همیشه جلوتر از اقدامات‌شونه، چون همیشه نیت باقی میمونه. اما اون‌هایی که بدرد بشر می‌خورند، اونایی هستند که اون پایینند و جاهای خیلی دوری رو نمی‌بینند، اما عمل‌شون از نیت‌ محلی‌شون فراتر میره.

امثال آقای نامجو وقتی میگن کاری نمی‌تونم برای رنج جهان بکنم، دارند یک دروغ عافیت‌طلبانه به خودشون میگن. مشکل نتوانستن نیست. مشکل نخواستنه. اونی که «بخواهد» اول ازون بالا میاد پایین. پوزیشن عقاب با همه ژست لاکشریش رو می‌بوسه و میذاره کنار، و قاطی بقیه جانوران دشت میشه.

تصویر هوایی رو شاید خدا ببینه، و شاید خدایی نباشه که ببینه. اما دیدنش کار ما نیست. کار ما اون پایینه.
- فرستاده اسراییل به واشنگتن: ایرانی‌ها گفتن اگه همه تحریم‌ها لغو نشه چی رو فعال می‌کنند؟

- آدم بایدن: یه سری سانتریفیوژ تو نطنزه انگار..

- فرستاده اسراییل: اوکی، همونو گاییدم.

- آدم بایدن: معذرت میخوام؟!!

- فرستاده اسراییل: چیزه.. منظورم اینه که یکم صبر کنید تماس می‌گیرم.

- آدم بایدن: چقدر صبر کنیم یعنی؟

- فرستاده اسراییل: اوکیه آقا، زدیمش.

- آدم بایدن: وات؟

- فرستاده اسراییل: هیچی.. شما بگو نشست بعدی رو برگزار کنند ببینید اندفعه چی میگن.
شمخانی: دکترین امنیت ما در بحث تکنیکال و همچنین استراتژی حفاظت و ریزپردازش‌های جنگ الکترونیک در حوزه ژئواستراتژی هسته‌ای ایجاب می‌کند که در تهدیدهای مدرن فراقاره‌ای استراکچرهای مکانیزه نامتقارن کارآمدی برای انتخاب نگهبان دم در سایت نطنز به کار بگیریم.
ترکیه برای تعیین اول ماه رمضان یک قاعده قراردادی تعیین کرده، که لزوما شرعی نیست، اما نتیجه پایداری داره.
عربستان اون فرمول رو قبول نداره، ماه رو هم نمی‌بینه، و باز میگه فردا اول ماهه!

هرچی سنم بیشتر میشه عربستانی‌تر میشم. درک می‌کنید یعنی چه؟ نه. درک نمی‌کنید.
به قدری مشنگند که حتی سنگ سردی مثل من هم گاهی دلم براشون میسوزه. و کم هم نیستند. و همین یک نقض بزرگ برای اون افسانه‌ست که میانگین هوش ایرانیان، از میانگین جهانی بالاتره! لازمه که خیلی‌ها خیلی باهوش باشند تا با وجود این مشنگ‌ها، میانگین کشوری بالا بیاد.
نماینده فلسطینی‌تبار و آخونددوست کنگره اومد آب پاکی رو ریخت رو دست اصلاح‌طلبان اونجا و گفت پلیس دیگه نهادی نیست که بشه اصلاحش کرد، باید از بیخ از جا کندش! این ابله چیزهای زیادی رو نمیفهمه، ولی این حرفش بیراه نیست. پلیس آمریکا قابلیت اصلاح زیادی نداره. اما چرا؟ برای اینکه به هرجاش بخوای دست بزنی با منع قانونی مواجه میشی.
پلیس در آمریکا یک نهاد راستگرا نیست، هرچند که افسران ممکنه بیشتر به راست‌ها رأی بدن (چون بشون وعده حمایت بیشتر میدن). پلیس یکی از قوی‌ترین اتحادیه‌های کارگری رو داره که هدیه قرن بیستمی چپ‌ها بود. و اتفاقا به دلیل وجود همین اتحادیه‌ها و قوانین کاره (که اون هم هدیه چپ‌ها بود) که نمیشه به راحتی پلیس سفیدپوست رو اخراج یا بازنشسته کرد. تو‌ شهری که بیشتر مجرمان سیاهپوست هستند، دم‌دستی‌ترین کار اینه که همه افسران سفید رو بفرستی خونه و فقط سیاهپوست استخدام کنی، تا حساسیت نژادی پیش نیاد (همونطور که در شهری که همه سنی هستند، بهتره پلیس شیعه نباشه. هرچند حاکمان ممالک اسلامی خبیث‌تر ازین حرف‌ها هستند که این چیزها رو رعایت کنند). البته در اون صورت هم مشکل بی‌کفایتی و کیفیت پایین نیرو حل نمیشد، اما خوبیش این بود که مشکل اصلی به حاشیه نمیرفت. بعد از یکدست سیا‌ه‌پوست شدن پلیس، فرصت فراهم می‌شد که در فضای آرام‌تری به موضوع بی‌کفایتی و عدم کارایی پرداخته بشه.
Anarchonomy
مطهری و بقیه اراذل، متعلق به دورانی که مظلوم از تو خونه‌ش جواب ظالم رو میده و میلیون‌ها نفر می‌شنوند، نیستند. و نکته اصلی همینه. مابقی همه حاشیه‌ست. https://t.iss.one/mamlekate/57051
اینترنت با افزایش نجومی ابعاد ‌و تنوع هرچیزی که از قبل وجود داشت، شیفت مهیبی در زیست انسان بوجود آورد که با بقیه انقلاب‌های تاریخ قابل مقایسه نیست. این یک مثال خیلی در دسترس و ساده این اتفاقه: وقتی که در فضای اینترنت هیچ موجودیتی نداشتم، ممکن بود در طول روز فقط با یک آدم عوضی برخورد کنم، و ممکن بود هر یک ماه با یک آدم جالب آشنا بشم. اما الان که برای هزاران نفر مخاطب آنلاین می‌نویسم و در معرض قضاوت‌شون هستم، هرروز با تعداد زیادی آدم عوضی مواجه میشم، و هرروز نظرات تعداد زیادی از آدم‌های جالب رو می‌خونم! چنین چیزی در فضای واقعی ممکن نبود. و هضم و جذب چنین شرایطی، روحیات و اخلاقیاتی می‌طلبه که در فضای واقعی لازم نبود بشون مسلح باشم.

کسانی که نمی‌تونند ملزومات این فضا رو فراهم کنند، دارند با پایان دوران‌شون مواجه میشن، و چون هیچ پلنی برای این شیفت مهیب ندارند، هرکاری که انجام میدن موقعیت‌شون رو بدتر می‌کنه.
Anarchonomy
اینترنت با افزایش نجومی ابعاد ‌و تنوع هرچیزی که از قبل وجود داشت، شیفت مهیبی در زیست انسان بوجود آورد که با بقیه انقلاب‌های تاریخ قابل مقایسه نیست. این یک مثال خیلی در دسترس و ساده این اتفاقه: وقتی که در فضای اینترنت هیچ موجودیتی نداشتم، ممکن بود در طول روز…
این یک نمونه دیگه از واکنش‌هاییه که موقعیت طرف رو بدتر می‌کنه. منظورش از این «گذشته» که حسرتش رو میخوره، لزوما یک زمان تاریخی خیلی دور نیست. منظورش اینه که کاش دوباره دنیا آفلاین شود! چون در فضای جدید که اینترنت بوجود آورده، ابعاد و تنوع همه‌چیز خیلی زیاد شده، از جمله قضاوت‌ و نقد، و برای چنین فضای متنوع و متکثری، مجهز و آماده نیست، و تخمین میزنه که هیچوقت هم آماده نخواهد شد. دورانی که هنر در حلقه‌های خصوصی باقی بمونه و صرفا اون‌هایی درباره‌ش نظر بدن که قبلا کارت ورود بهمراه داشتن، تموم شده.

چری‌پیکینگ در نوستالژی‌گرایی، کاملا متداوله. مثل گذشته‌دوستی معماری ایرانی که یکی دوتا بنا رو نشان می‌کنه و میگه ما داشتیم تو این‌ها زندگی می‌کردیم! که دروغ محضه. این هم نظر یک منتقد خاص رو جدا می‌کنه و میگه ما داشتیم فقط نقدهایی می‌گرفتیم که جان را به آتش می‌کشید و فلان. در حالی که در گذشته هم منتقد خوب کمیاب بود، و همه آندره بازن نبودند (تازه اگه فرض کنیم بازن بودن نعمت است!).
Anarchonomy
این یک نمونه دیگه از واکنش‌هاییه که موقعیت طرف رو بدتر می‌کنه. منظورش از این «گذشته» که حسرتش رو میخوره، لزوما یک زمان تاریخی خیلی دور نیست. منظورش اینه که کاش دوباره دنیا آفلاین شود! چون در فضای جدید که اینترنت بوجود آورده، ابعاد و تنوع همه‌چیز خیلی زیاد…
کسانی که اینترنت داره پایان دوران‌شون رو رقم میزنه طیف خیلی وسیعی از آدم‌ها رو شامل میشه‌. از یک رجاله بی‌سواد متحجر دوزاری در ایران که اگه اسم پدر آخوندش نبود تو لاله‌زار هم نمیذاشتن با چرخ گاری کار کنه، تا یک مشت کتاب‌خوان اسنوب که از قضاوت میلیونی آثاری که قبلا از به لجن‌کشیده شدن مصونیت داشتند، دلخورند، تا ستون‌نویس نیویورک‌تایمز که دیگه دلیلی وجود نداره برای مقالات هفتگی که می‌نویسه و فرقی با کامنت بقیه مردم آنلاین نداره، پول پرداخت بشه، تا کله‌گنده‌های وال‌استریت و فدرال‌رزرو که با استانداردهای قرن بیستم به قدرت و ثروت رسیدند، و الان موندن با ارزهای جدید و تشکیلات تجارت آنلاین که در کف جامعه بوجود اومده، چه کنند.

این مورد آخری کمی جالب‌تره. چون عدم هضم دوران جدید، باعث شده در گوشه رینگ گیر کنند. به این ترتیب که: اگه به ارز سنتی که خودشون دارن، مثل دلار و یورو و ین و غیره، تکیه کنند؛ یوآن چین همه رو خواهد بلعید. چون در نظم فعلی، یوآن بالاخره برنده نهایی خواهد بود. و اگه بخوان با ارز سنتی خداحافظی کنند و نظم اینترنتی رو بپذیرند، همه کنترلی که از قبل داشتند از دست خواهند داد! بعبارتی اگه بخوان چین این بازی رو ببازه، باید بپذیرند که خودشون هم این بازی رو ببازند!

دقیقا به همین دلیله که با این تناقض مواجهیم که دشمنان یا رقیبان آمریکا، رغبتی برای استفاده ازین نظم جدید برای به زیر کشیدن آمریکا ندارند، و حتی ممکنه سرکوبش کنند. در حالی که این بهترین فرصت بود. ازین بهترین فرصت استفاده نمی‌کنند، چون استفاده ازین خنجر قلب خودشون رو هم پاره می‌کنه! و لذا در چیدمانی جالب، همه دولت‌های بزرگ با همه دشمنی‌ها و رقابت‌هایی که با هم دارند، در یک طرف قرار گرفته‌اند، و نظم مردمی اینترنتی در یک طرف.

اینطور نیست که دوران دولت آمریکا تمام شده باشه و دوران دولت چین شروع شده باشه. بلکه دورانی که توش دولت میتونست آمریکایی باشه یا چینی، تمام شده! چون دوران تمرکز تمام شده. میخواد تمرکز واشنگتنی باشه یا تمرکز پکنی.
حجم سرمایه صندوق حج اندونزی به ۱۰ میلیارد دلار رسیده. یعنی پول مردمی که پس‌انداز می‌کنند برای حج. حالا دولت بش گفته اینو تو بانک نگه ندار، برو بیرون سرمایه‌گذاری کن. حالا میخوان قسمتی ازین پول رو بریزن تو عربستان، برای خرید هتل، رستوران، اتوبوسرانی؛ در مکه، مدینه، و جده.

شیعیان هم دارن موشک پرت می‌کنند به ریاض.