در یک دانشگاه آمریکایی یک دانشجوی چینی سر کلاس از استاد پرسیده اینجور که من میبینم بیشتر تهدیدهای جدی علیه کشور شما داره از سمت چین وارد میشه اما دولت شما و رسانهها کلید کردهاند روی روسیه که عملا تهدیدی نداره، علتش چیه؟ و استاده مونده چه جوابی بده. (برخلاف نگاه نژادپرستانه خیلیها که با افاضاتشون در تلگرام هم برخورد میکنید، خون چینیها یک مایع فسفری نیست و «زنبورهای کارگر پکن که تا غرب پرواز کردهاند تا مأموریتشان را انجام دهند» نیستند. خیلیهاشون در موقعیتی مشابه ما ایرانیها هستند که وقتی مهاجرت کردند دوست داشتند دولت غربی به حکومتی که به مهاجرت وادارشون کرد، گاهی لگدی چیزی بزنه، و ازینکه نمیزنه مأیوسند).
من اگه جای استاده بودم میگفتم وقتی رییسجمهور فعلی انقدر پیره که دچار زوال عقل شده، و نظام سیاسی همین دایناسور رو به عنوان «ناجی» به ملت قالب میکنه، انتظار داری سوزن دولت تو دوره جنگ سرد گیر نکرده باشه؟!
بعد احتمالا دانشجوعه میگفت در ضخامت رسوبات سی سال پیش در دانشگاهها و اندیشکدهها و بدنه دولت تردیدی ندارم، ولی چهرههای جدید خیلی زیادی وارد دنیای سیاست شدن و آدم انتظار داره دیگه حداقل اونها گرفتار روسیهستیزی نباشند. بعد باز به جای استاده میگفتم کسینجر قلبش رو سه بار تعویض کرده و هنوز زندهست و تز میده. بیشتر این فسیلها هنوز تأثیرگذارند. یا حداقل الگو هستند. وقتی ترامپ اومد گفتند ما کلاس سیاسی خودمون رو از دست دادیم! خب این یعنی منظورشون این بوده که قبل از ترامپ کلاس بالایی داشتند! حتی در دوره بوش. چک کنید چه آدمهایی دولت بوش را میچرخوندند.. همگی جنگ سردی بودند. منافع آمریکا به عنوان هدف غایی، دیگه حالت سمبلیک پیدا کرده. در پایین و در دل تشکیلات بروکراتیک، هدف صرفا ادامه سنتهاست. با روسها درگیر بودن هم یک سنته. اما سنتها در هر جبههای شانس زنده موندن نداره. آویزان عیسی مسیح شدن برای نجات از کرونا در برزیل که داره روزی دو هزار کشته میده، قابل انتظارتره تا در استرالیا که روزی یک کیس جدید هم نداره. نمیگم تو استرالیا نمیشه مسیحی مومن بود، اما فضا طوری نیست که بطلبه جمع بشن و جلوی صلیب زانو بزنند. سبک جنگ سردی سیاست خارجی دولت ما، بیشتر در برابر روسیهای موضوعیت داره که یک مشت قلدر امنیتی همهچیز رو تحت کنترل گرفتن و هنوز فانتزیهای جهانگشایی دارند، نه در برابر چین که همون کارهایی که دولت ما قراره انجام بده رو داره خیلی بهتر انجام میده و اگه با یه عده اقلیت مثل حیوون برخورد نمیکرد نمیدونستیم به کجاش گیر بدیم. دولت ما یا دانشگاه ما دعوا با روسیه رو دوست داره، چون فقط همین دعوا رو خوب بلده.
من اگه جای استاده بودم میگفتم وقتی رییسجمهور فعلی انقدر پیره که دچار زوال عقل شده، و نظام سیاسی همین دایناسور رو به عنوان «ناجی» به ملت قالب میکنه، انتظار داری سوزن دولت تو دوره جنگ سرد گیر نکرده باشه؟!
بعد احتمالا دانشجوعه میگفت در ضخامت رسوبات سی سال پیش در دانشگاهها و اندیشکدهها و بدنه دولت تردیدی ندارم، ولی چهرههای جدید خیلی زیادی وارد دنیای سیاست شدن و آدم انتظار داره دیگه حداقل اونها گرفتار روسیهستیزی نباشند. بعد باز به جای استاده میگفتم کسینجر قلبش رو سه بار تعویض کرده و هنوز زندهست و تز میده. بیشتر این فسیلها هنوز تأثیرگذارند. یا حداقل الگو هستند. وقتی ترامپ اومد گفتند ما کلاس سیاسی خودمون رو از دست دادیم! خب این یعنی منظورشون این بوده که قبل از ترامپ کلاس بالایی داشتند! حتی در دوره بوش. چک کنید چه آدمهایی دولت بوش را میچرخوندند.. همگی جنگ سردی بودند. منافع آمریکا به عنوان هدف غایی، دیگه حالت سمبلیک پیدا کرده. در پایین و در دل تشکیلات بروکراتیک، هدف صرفا ادامه سنتهاست. با روسها درگیر بودن هم یک سنته. اما سنتها در هر جبههای شانس زنده موندن نداره. آویزان عیسی مسیح شدن برای نجات از کرونا در برزیل که داره روزی دو هزار کشته میده، قابل انتظارتره تا در استرالیا که روزی یک کیس جدید هم نداره. نمیگم تو استرالیا نمیشه مسیحی مومن بود، اما فضا طوری نیست که بطلبه جمع بشن و جلوی صلیب زانو بزنند. سبک جنگ سردی سیاست خارجی دولت ما، بیشتر در برابر روسیهای موضوعیت داره که یک مشت قلدر امنیتی همهچیز رو تحت کنترل گرفتن و هنوز فانتزیهای جهانگشایی دارند، نه در برابر چین که همون کارهایی که دولت ما قراره انجام بده رو داره خیلی بهتر انجام میده و اگه با یه عده اقلیت مثل حیوون برخورد نمیکرد نمیدونستیم به کجاش گیر بدیم. دولت ما یا دانشگاه ما دعوا با روسیه رو دوست داره، چون فقط همین دعوا رو خوب بلده.
در مفاتیح آمده اگر در هر شب ماه رمضان غسل کنی تا رمضان سال بعد از خارش بدن در امان خواهی بود!
قدیم حمام رفتن برای مردم عادی سخت بود. توصیه میکرده یک ماه فشرده کار کنید، عوضش یک سال نرید. مدیریت آخوندی بهداشت جامعه.
قدیم حمام رفتن برای مردم عادی سخت بود. توصیه میکرده یک ماه فشرده کار کنید، عوضش یک سال نرید. مدیریت آخوندی بهداشت جامعه.
❤7
هولدینگ کیهان در ژاپن (بله یه شرکت به این اسم وجود داره) که خطوط ریلی در اوزاکا و کیوتو رو اداره میکنه به خاطر افت تعداد مسافران و کاهش درآمد میخواد پرسنلش رو تعدیل و بعضی از خدمات رو مکانیزه یا هوشمند کنه تا نیاز به نیروی انسانی نباشه. چون این کاهش مسافر رو موقتی نمیبینه. افزایش دورکاری باعث شد به این نتیجه برسه که خیلی از مسافرانی که الان از قطار استفاده نمیکنند، دیگه استفاده نخواهند کرد!
پارسال در اوج کرونا نوشتم که این بحران شرکتها رو وادار میکنه تا کشف کنند چه مشاغلی اضافهست، و وقتی کشف شد در حذفش درنگ نخواهند کرد.
پارسال در اوج کرونا نوشتم که این بحران شرکتها رو وادار میکنه تا کشف کنند چه مشاغلی اضافهست، و وقتی کشف شد در حذفش درنگ نخواهند کرد.
هفته منتهی به بیست و هفتم مارس، بیش از ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار آمریکایی حقوق بیکاری دریافت کردند، اما اگه برنامههای دیگه دولت برای بیکاریهای مربوط به کرونا که از پارسال اجرا شده رو در نظر بگیریم، بیش از ۱۸ میلیون نفر دارند نوعی از کمک مالی رو دریافت میکنند. این میتونه جمعیت یک کشور اروپایی باشه.
بعیده دیگه در آمریکا ایدههای راستگرایانه رأی بیاره. خرج کردن پولی که وجود نداره، عادتی بوجود میاره که روی طرز فکر اثر میذاره.
بعیده دیگه در آمریکا ایدههای راستگرایانه رأی بیاره. خرج کردن پولی که وجود نداره، عادتی بوجود میاره که روی طرز فکر اثر میذاره.
یا باید یه حکومتی وجود داشته باشه که صد سال بعد رو ببینه و برنامهریزی عقلانی کنه و اون برنامه رو با زور و بدون تخفیف اعمال کنه، که چنین چیزی فقط در تخیلات وجود داره، چون دولتها ذاتا مخربند و اگه برنامهای اجرایی نکنند بهتره؛ یا مردم به این بلوغ اجتماعی برسند که برای حفظ دراز مدت کیفیت زندگی، باید یه سری کارها رو مشارکتی و در چارچوب تعاون انجام بدن، مثل ساختن مجتمعهای مسکونی بزرگ و مرتفع که بینشون فاصله وجود داشته باشه، هم برای فضای سبز و هم برای جریان هوا. اما از انجام چنین کارهایی عاجزند، چون نه به اون بلوغ رسیدهاند، نه محلیات باقی مونده. هرکس یک جزیرهست و فقط زیر پای خودش رو میسازه. اگه محله موجودیت مستقل داشت، هرکس جزیی از قبیله اون محله میشد و منافع جمعی قبیله در اولویت قرار میگرفت. در این عفونت بتنی، همه چسبیدهاند بهم اما هیچ تعلقی بهمدیگه ندارند. وقتی به همسایه نهی از منکر کنی، میگه برو شکایت کن! که یعنی من با تو طرف نیستم، من فقط با دولت طرفم! با کسی که اتاق خوابش با یک دیوار تیغه بیست سانتی از اتاق خواب خودش جدا شده، طرف نیست.
یعنی یک جا بوده که اومدی استدلال منطقی و حرف فلسفی بزنی و دیدی فارسی جواب نمیده و گفتی لعنت، فعلش به زبونم نمیاد؟ یعنی گیرت این بوده؟ گیر این جامعه اینه؟ مگه از همین ۳۰۰ فعل چطور استفاده کردیم؟
هروقت یکی از پانترکها درباره برتری ترکی حرف میزنه میگم اوکی، ترکی محشره.. خب چی دراومد ازش براتون؟ الان به چه قلههایی از اندیشه رسیدید که فارسها نتونستند برسن؟ اگه مارکس فقط فارسی بلد بود نمیتونست کتاب سرمایه رو بنویسه؟ لاقل بگید مارکس اگه سبزوار به دنیا میاومد یه چوپون باقی میموند. اینو میشه با تخفیف قبول کرد.
ولی حالا چه اصراریه که همه آلمان باشند؟ خیلی بده که سنگاپور هیچ نیچه و هگلی تحویل دنیا نداده ولی درآمد سرانهشون اِن برابر ماست؟ تلف شدند از فقر زبان مالایی؟
هروقت یکی از پانترکها درباره برتری ترکی حرف میزنه میگم اوکی، ترکی محشره.. خب چی دراومد ازش براتون؟ الان به چه قلههایی از اندیشه رسیدید که فارسها نتونستند برسن؟ اگه مارکس فقط فارسی بلد بود نمیتونست کتاب سرمایه رو بنویسه؟ لاقل بگید مارکس اگه سبزوار به دنیا میاومد یه چوپون باقی میموند. اینو میشه با تخفیف قبول کرد.
ولی حالا چه اصراریه که همه آلمان باشند؟ خیلی بده که سنگاپور هیچ نیچه و هگلی تحویل دنیا نداده ولی درآمد سرانهشون اِن برابر ماست؟ تلف شدند از فقر زبان مالایی؟
سه سال پیش کاتالونیا روی نوشیدنیهای قنددار ۲۰ درصد مالیات اضافه بست تا مردم کمتر بخرند و کمتر بخورند و چاق نشن. همون ژانر طفل صغیر فرض کردن ملت. الان وضعیت مصرف این منطقه با بقیه اسپانیا که این مالیات رو نداشت مقایسه کردند و دیدند این قانون عملا هیچ تأثیری در مصرف قند نداشته. یه چیزی در حد ۳ کالری در ماه! یعنی هیچ.
حالا ممکنه بگن این برنامه غلط بود ادامهش ندیم؟ هرگز. وقتی راه جدید دزدی از مردم باز شد نباید مسدودش کرد. حالا اینو میگن: این مالیات باید باشه ولی کافی نیست، باید کارهای دیگهای هم به طور موازی انجام بدیم!
این سطح بالای فکر به خاطر تعداد بالای افعال زبان اسپانیولیهها. شوخی نگیرید.
حالا ممکنه بگن این برنامه غلط بود ادامهش ندیم؟ هرگز. وقتی راه جدید دزدی از مردم باز شد نباید مسدودش کرد. حالا اینو میگن: این مالیات باید باشه ولی کافی نیست، باید کارهای دیگهای هم به طور موازی انجام بدیم!
این سطح بالای فکر به خاطر تعداد بالای افعال زبان اسپانیولیهها. شوخی نگیرید.
❤4
بذارید یه چیزی بگم که فقط اینجا میخونید، و احتمالا بدردتون میخوره.
مطالعه و کتاب به شما طرز فهمیدن یاد نمیده. برای یادگرفتن فهمیدن باید اول خودتون رو بفهمید. باید کشف کنید مغزتون چطور کار میکنه، تا بعدن بتونید مچش رو بگیرید. و تا کشف نکنید خودتون چطور پاتون رو کج میذارید، ممکن نیست بفهمید بقیه چجوری پاشون رو کج میذارن.
شما در تحلیل خیلی چیزها از سبک «مأمور صندوق» استفاده میکنید. باید بفهمید خودتون چطور گرفتار این سبک هستید تا بفهمید بقیه چطور گرفتارشند. مأمور صندوق وقتی وارد فروشگاه شدید اصلا نمیتونه حدس بزنه سبدتون رو با چی پر خواهید کرد. فقط وقتی که دارید میرید بیرون براش مشخص میشه. کارش اینه که آیتمها رو توی فاکتور بیاره و جمع بزنه. اگه کسی که الان لیست دلایل تاریخی که آمریکا، آمریکا شد رو براتون جمع میزنه، میذاشتیم تو ماشین زمان و میبردیم به اواخر قرن نوزده، و ازش میپرسیدیم به نظرت این کشور صدسال بعد ابرقدرت بلامنازع دنیا میشه؟ انقدر میخندید که از اسب میفتاد. اون فقط بلده جمع بزنه، و اون موقع فاکتور خالی بود، و چیزهایی که تو سبد آمریکا بود انقدر ناقابل بود که اگه جمع میزدی هر خروجیای میداد غیر از قدرت یک دنیا شدن. تحلیلگران صندوقی، هرچه که قبل از یک موفقیت باشه از ملزومات اون موفقیت حساب میکنند، و هرچه که قبل از یک ناکامی باشه، از دلایل اون ناکامی! چون ژاپن یک معجزه صنعتی رو بوجود آورد، هر کاری که ژاپنیها قبلش انجام دادند رو زمینهساز اون معجزه حساب میکنند، حتی طرز نشستنشون روی زمین! انگار اگه اونجوری نمینشستن دیگه الان شرکتی به اسم توشیبا نداشتیم! اگه بچههاشون قبل از برگشتن به خونه مدرسه رو نظافت نمیکردن، الان راو فور تویوتا پرفروشترین ماشین آمریکا نمیشد. مأمور صندوق نمیدونه چرا وایکینگها انقدر خوب پیشروی میکردند. اما چون این پیشروی خوب اتفاقیه که افتاده، هرچیزی که قبل اون اتفاق بوده دلیل این موفقیت نشون میده. حتی فیزیک بدنیشون رو، و میگه دلیل موفقیتشون این بود که قدشون بلندتر از آنگلوساکسونها بود! تو فاکتور دانمارکیها هرچی که بود، جمع زد. هرچی. و چون یمن به نابودی کامل رسید، هر کاری که یمنیها قبل از نابودی کشورشون انجام دادند رو یکی از دلایل نابودی حساب میکنه، حتی علفی که میذارن زیر لپشون! و خنجری که میبندن به کمرشون! ایران چون به بنبست سیاسی و اجتماعی رسیده، هر کاری که ایرانیها تا قبلش انجام دادند، داشته این بنبست رو آماده میکرده! مثل انتخاب علویان به جای عباسیان! یا به اندازه کافی وارد نکردن افعال جدید در زبان فارسی! اگه فردا از زیر خاک کتابی پیدا بشه متعلق به پانصدسال قبل، حتما در اون کتاب هم چیزی پیدا میشه که دلیل به بوجود اومدن بنبست الان باشه! چون اون هم تو فاکتور ما ایرانیهاست، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این سطحیگری فقط در تحلیل مسائل کلان وجود داره؟ نه. همهجا هست. حتی در قضاوت همسر. بیشتر اختلافات خانوادگی به خاطر جمع زدن همه کارهای یک فرده که پشت سر یک وضعیت خاص قرار گرفته. اگه شوهره ورشکست بشه، هر کاری که تا قبل ورشکستگی انجام داده رو میچسبونند بهم تا همشون زمینهساز اون ورشکستگی به حساب بیان. حتی چیزهایی که هیچ ربطی به بیزینس ندارند. حتی چیزهایی که شانس محضند. وقتی زنش میذاره میره، هرکاری که قبل رفتن انجام داد رو جمع میزنه تا نتیجه بگیره «این کلا ول بود». حتی یک خوش و بش معمولی با یک مرد غریبه، که کنترلش در اختیار خودش نبوده. اما مهم نیست، چون میره تو فاکتورش، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این چاهیه که همه توش میفتن. تا نفهمی خودت چجوری و کجا توش افتادی، نمیفهمی بقیه چجوری و کجا توش میفتن.
مطالعه و کتاب به شما طرز فهمیدن یاد نمیده. برای یادگرفتن فهمیدن باید اول خودتون رو بفهمید. باید کشف کنید مغزتون چطور کار میکنه، تا بعدن بتونید مچش رو بگیرید. و تا کشف نکنید خودتون چطور پاتون رو کج میذارید، ممکن نیست بفهمید بقیه چجوری پاشون رو کج میذارن.
شما در تحلیل خیلی چیزها از سبک «مأمور صندوق» استفاده میکنید. باید بفهمید خودتون چطور گرفتار این سبک هستید تا بفهمید بقیه چطور گرفتارشند. مأمور صندوق وقتی وارد فروشگاه شدید اصلا نمیتونه حدس بزنه سبدتون رو با چی پر خواهید کرد. فقط وقتی که دارید میرید بیرون براش مشخص میشه. کارش اینه که آیتمها رو توی فاکتور بیاره و جمع بزنه. اگه کسی که الان لیست دلایل تاریخی که آمریکا، آمریکا شد رو براتون جمع میزنه، میذاشتیم تو ماشین زمان و میبردیم به اواخر قرن نوزده، و ازش میپرسیدیم به نظرت این کشور صدسال بعد ابرقدرت بلامنازع دنیا میشه؟ انقدر میخندید که از اسب میفتاد. اون فقط بلده جمع بزنه، و اون موقع فاکتور خالی بود، و چیزهایی که تو سبد آمریکا بود انقدر ناقابل بود که اگه جمع میزدی هر خروجیای میداد غیر از قدرت یک دنیا شدن. تحلیلگران صندوقی، هرچه که قبل از یک موفقیت باشه از ملزومات اون موفقیت حساب میکنند، و هرچه که قبل از یک ناکامی باشه، از دلایل اون ناکامی! چون ژاپن یک معجزه صنعتی رو بوجود آورد، هر کاری که ژاپنیها قبلش انجام دادند رو زمینهساز اون معجزه حساب میکنند، حتی طرز نشستنشون روی زمین! انگار اگه اونجوری نمینشستن دیگه الان شرکتی به اسم توشیبا نداشتیم! اگه بچههاشون قبل از برگشتن به خونه مدرسه رو نظافت نمیکردن، الان راو فور تویوتا پرفروشترین ماشین آمریکا نمیشد. مأمور صندوق نمیدونه چرا وایکینگها انقدر خوب پیشروی میکردند. اما چون این پیشروی خوب اتفاقیه که افتاده، هرچیزی که قبل اون اتفاق بوده دلیل این موفقیت نشون میده. حتی فیزیک بدنیشون رو، و میگه دلیل موفقیتشون این بود که قدشون بلندتر از آنگلوساکسونها بود! تو فاکتور دانمارکیها هرچی که بود، جمع زد. هرچی. و چون یمن به نابودی کامل رسید، هر کاری که یمنیها قبل از نابودی کشورشون انجام دادند رو یکی از دلایل نابودی حساب میکنه، حتی علفی که میذارن زیر لپشون! و خنجری که میبندن به کمرشون! ایران چون به بنبست سیاسی و اجتماعی رسیده، هر کاری که ایرانیها تا قبلش انجام دادند، داشته این بنبست رو آماده میکرده! مثل انتخاب علویان به جای عباسیان! یا به اندازه کافی وارد نکردن افعال جدید در زبان فارسی! اگه فردا از زیر خاک کتابی پیدا بشه متعلق به پانصدسال قبل، حتما در اون کتاب هم چیزی پیدا میشه که دلیل به بوجود اومدن بنبست الان باشه! چون اون هم تو فاکتور ما ایرانیهاست، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این سطحیگری فقط در تحلیل مسائل کلان وجود داره؟ نه. همهجا هست. حتی در قضاوت همسر. بیشتر اختلافات خانوادگی به خاطر جمع زدن همه کارهای یک فرده که پشت سر یک وضعیت خاص قرار گرفته. اگه شوهره ورشکست بشه، هر کاری که تا قبل ورشکستگی انجام داده رو میچسبونند بهم تا همشون زمینهساز اون ورشکستگی به حساب بیان. حتی چیزهایی که هیچ ربطی به بیزینس ندارند. حتی چیزهایی که شانس محضند. وقتی زنش میذاره میره، هرکاری که قبل رفتن انجام داد رو جمع میزنه تا نتیجه بگیره «این کلا ول بود». حتی یک خوش و بش معمولی با یک مرد غریبه، که کنترلش در اختیار خودش نبوده. اما مهم نیست، چون میره تو فاکتورش، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این چاهیه که همه توش میفتن. تا نفهمی خودت چجوری و کجا توش افتادی، نمیفهمی بقیه چجوری و کجا توش میفتن.
❤5
- چرا مرگ یک پیر سگ را انقدر پوشش دادید؟
- چون مردم به خانواده این پیر سگ علاقه دارند.
- از کجا فهمیدید علاقه دارند؟
- از آنجا که تلویزیون را روشن میکنند و میبینند داریم پوشش میدهیم.
- خب اگه پوشش نمیدادید یه چیز دیگه رو تماشا میکردند. همینقدر خرید یا ما رو خر فرض میکنید؟
- شما فاشیستها میخواید ما خبرنگارها رو خفه کنید..
- چون مردم به خانواده این پیر سگ علاقه دارند.
- از کجا فهمیدید علاقه دارند؟
- از آنجا که تلویزیون را روشن میکنند و میبینند داریم پوشش میدهیم.
- خب اگه پوشش نمیدادید یه چیز دیگه رو تماشا میکردند. همینقدر خرید یا ما رو خر فرض میکنید؟
- شما فاشیستها میخواید ما خبرنگارها رو خفه کنید..
❤3
فرض کنید سه نفرید و هر سه مستقلا خودرو تولید میکنید و با هم رقابت دارید، اما قیمت خودروی تولیدی هر سه شما ۲۴ هزار دلاره که ده درصدش سود خالصه، یعنی ۲۴۰۰ دلار. و دولت میگه باید ۳۳ درصد این سود رو به عنوان مالیات پرداخت کنید، یعنی ۸۰۰ دلار. که یعنی از هر ماشین براتون ۱۶۰۰ دلار میمونه. اگه فردا نمایندگان مجلس از خواب بیدار شدند و گفتند مالیات باید بشه ۵۰ درصد چه میکنید؟ ۱۲۰۰ تا میدید تا ۱۲۰۰ برای خودتون بمونه که ۴۰۰ تا کمتر از قبله؟ یا اینکه یه شب شام خونه یکیتون جمع میشید و قرار میذارید سه تایی قیمت رو برسونید به ۳۰ هزار دلار با همون حاشیه سود، که ۱۵۰۰ تا بمونه، که فقط ۱۰۰تا کمتر از قبل بشه؟
اگه کارگران میتونند دور هم جمع بشن و کارفرما رو مجبور کنند مرخصی بدون حقوقشون رو بیشتر کنه، و اگه نمایندگان حزب میتونند جمع بشن و واسه بودجه برنامههایی که قراره تصویب کنند منبع درآمدی پیدا کنند، سرمایهدارها هم میتونند گاهی شام برن خونه همدیگه.
اگه کارگران میتونند دور هم جمع بشن و کارفرما رو مجبور کنند مرخصی بدون حقوقشون رو بیشتر کنه، و اگه نمایندگان حزب میتونند جمع بشن و واسه بودجه برنامههایی که قراره تصویب کنند منبع درآمدی پیدا کنند، سرمایهدارها هم میتونند گاهی شام برن خونه همدیگه.
سامانه ثبت املاک بهترین نمونهست از عاقبت سپردن سادهترین کارها به دولت. چند سال وقت داشتند چنین سیستمی راهاندازی کنند، که اساسا لازم نبود اما به هرحال در برنامه بود، چند سال وقت داشتند به همه ابعادش فکر کنند، اما الان که دارم این رو مینویسم این سیستم حالتی که سرپرست خانوار ملکی به نام خودش نداشته باشه و محل اقامتش تحت مالکیت همسرش باشه رو به رسمیت نمیشناسه! زیرمجموعههای سرپرست نمیتونند کاربرد «اقامت اصلی» رو برای ملک خودشون انتخاب کنند! فرض سیستم اینه که اقامت اصلی اعضای خانواده در اون ملکیه که صاحبش فقط و فقط سرپرست خانواره!
هیچ مرزی برای بیعرضگی و بیکفایتی اینها وجود نداره.
هیچ مرزی برای بیعرضگی و بیکفایتی اینها وجود نداره.
❤2
در چین هم مثل بقیه کشورها متداوله که کامیونها دستگاه موقعیتیاب ماهوارهای دارند که مسیر حرکت کامیون و سرعتش رو ثبت و به مرکز کنترل و نظارت انتقال میده. اگه رانندهای کاری کنه که قطع بشه یا سیگنال نگیره، حداقل ۲ هزار یوآن جریمه میشه. یعنی معادل ۳۰۰ دلار! یک مرد ۵۱ ساله رو بابت همین موضوع همینقدر جریمه میکنند، در حالی که هیچ کاری نکرده بوده و مشکل از دستگاه بوده. بعد میره یه نامه مینویسه میگه بعد از ده سال کار کردن نه تنها پول چندانی درنمیارم، بلکه سلامتیم هم از دست دادم و ناراحتی قلبی هم پیدا کردم، حالا هم انقدر جریمهم کردند، منو بتکونند دو هزار یوآن ازم درنمیاد. بعد سم کشاورزی سر میکشه و به زندگی خودش پایان میده.
این تصویری از یک جامعه سالمه؟
این تصویری از یک جامعه سالمه؟
❤2
دغدغه دهه اخیر ایرانیها این بوده که قیمت انرژی و مواد غذایی و دارو، که از ملزومات زندگی هستند چقدر به قیمت جهانی نزدیک میشه. همیشه فرض این بوده که قیمت جهانی ثابته، و این ماییم که داریم به سمتش میریم و در حین این حرکت چقدر شوک بمون وارد میشه. اما اینطور نیست. با پولهای مفتی که دولتهای بزرگ دنیا چاپ کردند و دارند میکنند، قیمت جهانی هم داره همینطور بالاتر میره. یعنی ما، هم باید تورم ریالی رو تحمل کنیم و هم تورم دلاری رو. این تو نمودارها خیلی به چشم نمیاد، چون برای محاسبه تورم از سبدی استفاده میکنند که معرف سبد زندگی ما نیست. تکنولوژی کمک میکنه قیمت خیلی از کالاها و خدمات اون سبد پایین بیاد، یا ثابت بمونه. اما برنج با آیسی خیلی فرق داره.
یکی از دوستان توزیعکننده عمده مواد غذاییه، و میخواست دوربین مداربسته انبارش رو ارتقاء بده. روم نشد بش بگم تو الان باید نگهبان مسلح استخدام کنی. تو وضعیت فعلی، دوربین مداربسته به درد یه جایی مثل سالنهای آرایش و فیزیوتراپیها میخوره، نه سولهی تو.
یکی از دوستان توزیعکننده عمده مواد غذاییه، و میخواست دوربین مداربسته انبارش رو ارتقاء بده. روم نشد بش بگم تو الان باید نگهبان مسلح استخدام کنی. تو وضعیت فعلی، دوربین مداربسته به درد یه جایی مثل سالنهای آرایش و فیزیوتراپیها میخوره، نه سولهی تو.
محسن نامجو در یک مصاحبه گفته حوصله ادامه دادن زندگی رو ندارم، چون دست دنیا برام رو شده و چیز جدیدی نداره، و در برابر فلاکتها هم کاری نمیتونم بکنم، و شغلی که دارم دربرابر کارهایی که دنیا نیاز داره تا ازین وضعیت دربیاد، یه شوخیه!
نامجو محصول کاملا بومی جامعهایه که به بنبست رسیده. اما از این واقعیت که بگذریم، حوصله ادامه دادن را نداشتن، یک خصلت صرفا ایرانی نیست. خیلیها در دنیا بش مبتلا هستند، حتی اونهایی که هیچوقت لازم نبوده به خاطر آزادانه آهنگ ساختن، خاک کشورشون رو بریزن تو چمدون و ازش دور بشن (نمیدونم چطور خندهشون نمیگیره ازین احساسات ناسیونال، اما رنجی که ایجاد میکنه براشون رو درک میکنم). حتی میشه گفت این بیحوصلگی ربطی به سطح رفاه فرد نداره.
وقتی خدا از تمام معادلات حذف شده، انجام هر کاری معادل مجسمه ساختن با ماسهبادیهای لب ساحل میشه که اگه این موج نشوره و نبره، حتما موج بعدی خواهد شست و خواهد برد. یکی از صفات خدا حفیظه، که یعنی همهچی رو بایگانی میکنه. و چون یک رکورد جاودانه از ما نگه میداره، پس ما رو هم جاودانه میکنه (شیطان برای همین جسارت نافرمانی پیدا کرد.. منطقش این بود که منحرف کردن انسان باعث میشه تا ابد در جهنم باشم؟ نو پرابلم. تا وقتی وجود خواهم داشت، مشکلی نیست. و تا ابد وجود خواهم داشت، چون تو تمومش نمیکنی). حذف خدا، حذف دیتابیس هم هست. و وقتی دیتابیسی وجود نداره، چرا باید آیتم جدید وارد سیستم کرد؟ هر کاری در این دنیا، وارد کردن آیتم جدیده. باید امید به ثبت شدن داشته باشی تا حوصله داشته باشی واردکنی.
اما این واقعیت رو هم بذارید کنار.
میدونید این آرمان که من باید رنجهای انسانها را متوقف کنم از کجا اومد؟ از ذهن آدم خود عالمپندار. اول به خودش گفت توانا بود هر که دانا بود، و بعد رفت دنبال دانایی، و سپس دچار این توهم شد که توانایی فیکس کردن سیستمهای پیچیده رو هم داره. و بعد با سلسلهای از واقعیات مواجه شد که نشون میداد که خیلی هم توانا نیست، یا کمپلکس حیات، خیلی بزرگتر از ذهنشه. و سپس دچار یأس و ناامیدی شد.
در تاریخ بشر، اونایی بیشتر به درد بشر خوردند که قصد و نیتی برای نجات بشر نداشتند. فقط کاری که به نظرشون میرسید شدنیه، انجام دادند. نتیجه نهایی خیلی بزرگتر از چیزی شد که استارتش زده بودند. جماعت «باید یه کاری برای رنجهای جهان بکنیم» خودشون رو مثل عقابی فرض میگیرند که ازون بالا دارند بالا پایین زندگی همه رو میبینند، و همه موجودات دشت زیر بالهاشون قرار گرفته (برای همین میگه دست دنیا رو شده برام) و زاویه پنهانی باقی نمونده، و چون از همهچی خبر داره، داغدار همهجاست! نیت اینها همیشه جلوتر از اقداماتشونه، چون همیشه نیت باقی میمونه. اما اونهایی که بدرد بشر میخورند، اونایی هستند که اون پایینند و جاهای خیلی دوری رو نمیبینند، اما عملشون از نیت محلیشون فراتر میره.
امثال آقای نامجو وقتی میگن کاری نمیتونم برای رنج جهان بکنم، دارند یک دروغ عافیتطلبانه به خودشون میگن. مشکل نتوانستن نیست. مشکل نخواستنه. اونی که «بخواهد» اول ازون بالا میاد پایین. پوزیشن عقاب با همه ژست لاکشریش رو میبوسه و میذاره کنار، و قاطی بقیه جانوران دشت میشه.
تصویر هوایی رو شاید خدا ببینه، و شاید خدایی نباشه که ببینه. اما دیدنش کار ما نیست. کار ما اون پایینه.
نامجو محصول کاملا بومی جامعهایه که به بنبست رسیده. اما از این واقعیت که بگذریم، حوصله ادامه دادن را نداشتن، یک خصلت صرفا ایرانی نیست. خیلیها در دنیا بش مبتلا هستند، حتی اونهایی که هیچوقت لازم نبوده به خاطر آزادانه آهنگ ساختن، خاک کشورشون رو بریزن تو چمدون و ازش دور بشن (نمیدونم چطور خندهشون نمیگیره ازین احساسات ناسیونال، اما رنجی که ایجاد میکنه براشون رو درک میکنم). حتی میشه گفت این بیحوصلگی ربطی به سطح رفاه فرد نداره.
وقتی خدا از تمام معادلات حذف شده، انجام هر کاری معادل مجسمه ساختن با ماسهبادیهای لب ساحل میشه که اگه این موج نشوره و نبره، حتما موج بعدی خواهد شست و خواهد برد. یکی از صفات خدا حفیظه، که یعنی همهچی رو بایگانی میکنه. و چون یک رکورد جاودانه از ما نگه میداره، پس ما رو هم جاودانه میکنه (شیطان برای همین جسارت نافرمانی پیدا کرد.. منطقش این بود که منحرف کردن انسان باعث میشه تا ابد در جهنم باشم؟ نو پرابلم. تا وقتی وجود خواهم داشت، مشکلی نیست. و تا ابد وجود خواهم داشت، چون تو تمومش نمیکنی). حذف خدا، حذف دیتابیس هم هست. و وقتی دیتابیسی وجود نداره، چرا باید آیتم جدید وارد سیستم کرد؟ هر کاری در این دنیا، وارد کردن آیتم جدیده. باید امید به ثبت شدن داشته باشی تا حوصله داشته باشی واردکنی.
اما این واقعیت رو هم بذارید کنار.
میدونید این آرمان که من باید رنجهای انسانها را متوقف کنم از کجا اومد؟ از ذهن آدم خود عالمپندار. اول به خودش گفت توانا بود هر که دانا بود، و بعد رفت دنبال دانایی، و سپس دچار این توهم شد که توانایی فیکس کردن سیستمهای پیچیده رو هم داره. و بعد با سلسلهای از واقعیات مواجه شد که نشون میداد که خیلی هم توانا نیست، یا کمپلکس حیات، خیلی بزرگتر از ذهنشه. و سپس دچار یأس و ناامیدی شد.
در تاریخ بشر، اونایی بیشتر به درد بشر خوردند که قصد و نیتی برای نجات بشر نداشتند. فقط کاری که به نظرشون میرسید شدنیه، انجام دادند. نتیجه نهایی خیلی بزرگتر از چیزی شد که استارتش زده بودند. جماعت «باید یه کاری برای رنجهای جهان بکنیم» خودشون رو مثل عقابی فرض میگیرند که ازون بالا دارند بالا پایین زندگی همه رو میبینند، و همه موجودات دشت زیر بالهاشون قرار گرفته (برای همین میگه دست دنیا رو شده برام) و زاویه پنهانی باقی نمونده، و چون از همهچی خبر داره، داغدار همهجاست! نیت اینها همیشه جلوتر از اقداماتشونه، چون همیشه نیت باقی میمونه. اما اونهایی که بدرد بشر میخورند، اونایی هستند که اون پایینند و جاهای خیلی دوری رو نمیبینند، اما عملشون از نیت محلیشون فراتر میره.
امثال آقای نامجو وقتی میگن کاری نمیتونم برای رنج جهان بکنم، دارند یک دروغ عافیتطلبانه به خودشون میگن. مشکل نتوانستن نیست. مشکل نخواستنه. اونی که «بخواهد» اول ازون بالا میاد پایین. پوزیشن عقاب با همه ژست لاکشریش رو میبوسه و میذاره کنار، و قاطی بقیه جانوران دشت میشه.
تصویر هوایی رو شاید خدا ببینه، و شاید خدایی نباشه که ببینه. اما دیدنش کار ما نیست. کار ما اون پایینه.
- فرستاده اسراییل به واشنگتن: ایرانیها گفتن اگه همه تحریمها لغو نشه چی رو فعال میکنند؟
- آدم بایدن: یه سری سانتریفیوژ تو نطنزه انگار..
- فرستاده اسراییل: اوکی، همونو گاییدم.
- آدم بایدن: معذرت میخوام؟!!
- فرستاده اسراییل: چیزه.. منظورم اینه که یکم صبر کنید تماس میگیرم.
- آدم بایدن: چقدر صبر کنیم یعنی؟
- فرستاده اسراییل: اوکیه آقا، زدیمش.
- آدم بایدن: وات؟
- فرستاده اسراییل: هیچی.. شما بگو نشست بعدی رو برگزار کنند ببینید اندفعه چی میگن.
- آدم بایدن: یه سری سانتریفیوژ تو نطنزه انگار..
- فرستاده اسراییل: اوکی، همونو گاییدم.
- آدم بایدن: معذرت میخوام؟!!
- فرستاده اسراییل: چیزه.. منظورم اینه که یکم صبر کنید تماس میگیرم.
- آدم بایدن: چقدر صبر کنیم یعنی؟
- فرستاده اسراییل: اوکیه آقا، زدیمش.
- آدم بایدن: وات؟
- فرستاده اسراییل: هیچی.. شما بگو نشست بعدی رو برگزار کنند ببینید اندفعه چی میگن.
Forwarded from اقوال الانعام
شمخانی: دکترین امنیت ما در بحث تکنیکال و همچنین استراتژی حفاظت و ریزپردازشهای جنگ الکترونیک در حوزه ژئواستراتژی هستهای ایجاب میکند که در تهدیدهای مدرن فراقارهای استراکچرهای مکانیزه نامتقارن کارآمدی برای انتخاب نگهبان دم در سایت نطنز به کار بگیریم.
1- Planned Activism.
2- Tactical Abandonism.
3- Nihilist Retreatism.
4- Passive Resistism.
Double A, Double R.
https://t.iss.one/RezaNassaji/2172
2- Tactical Abandonism.
3- Nihilist Retreatism.
4- Passive Resistism.
Double A, Double R.
https://t.iss.one/RezaNassaji/2172
Telegram
Reza Nassaji
اگر دولت - آنچنان که ذات آن است و ایدیولوژی تشدیدش میکند - در تمام شوون زندگی دخالت و رنج را بر مردم تحمیل کند، کدام گزینه را برای مقاومت انتخاب میکنید؟
۱. تبدیل مبارزه به سبک زندگی / ۲. نه مبارزه نه زندگی / ۳. زندگی نه مبارزه / ۴. تبدیل زندگی به مبارزه
۱. تبدیل مبارزه به سبک زندگی / ۲. نه مبارزه نه زندگی / ۳. زندگی نه مبارزه / ۴. تبدیل زندگی به مبارزه
مرحله بعد: اگر امکان انجام کاری به صورت آنلاین وجود دارد، سفر به مکانی دیگر برای انجام آن کار ممنوع است.
https://t.iss.one/euronewspe/34718
https://t.iss.one/euronewspe/34718
Telegram
euronews یورونیوز
💢تصویب لایحه ممنوعیت سفرهای هوایی کوتاه داخلی؛ فرانسه با قطار به جنگ گازهای گلخانهای میرود
قانونگذاران فرانسوی با هدف کاهش انتشار گازهای کربنی و گلخانهای در این کشور، لایحهای را تصویب کردند که پروازهای کوتاه مدت داخلی را ممنوع میکند.
در متن این لایحه…
قانونگذاران فرانسوی با هدف کاهش انتشار گازهای کربنی و گلخانهای در این کشور، لایحهای را تصویب کردند که پروازهای کوتاه مدت داخلی را ممنوع میکند.
در متن این لایحه…
ترکیه برای تعیین اول ماه رمضان یک قاعده قراردادی تعیین کرده، که لزوما شرعی نیست، اما نتیجه پایداری داره.
عربستان اون فرمول رو قبول نداره، ماه رو هم نمیبینه، و باز میگه فردا اول ماهه!
هرچی سنم بیشتر میشه عربستانیتر میشم. درک میکنید یعنی چه؟ نه. درک نمیکنید.
عربستان اون فرمول رو قبول نداره، ماه رو هم نمیبینه، و باز میگه فردا اول ماهه!
هرچی سنم بیشتر میشه عربستانیتر میشم. درک میکنید یعنی چه؟ نه. درک نمیکنید.