تربیت اخلاقی در ایران با شکست مواجه میشه چون تربیت نیاز به بستری از استانداردها و حفظ مداوم اونها داره. در جامعهای که این استانداردها وجود ندارند یا خیلی پایینند، پرهیزکاری فردی کفاف پروسه انتقال اخلاقیات به دیگران رو نمیده. چه این دیگران، فرزند باشند چه شاگرد، چه رفیق، چه مخاطب غریبه. وقتی یک فرد تیپیکال در این جامعه، میبینه در آمریکا مرگ یک معتاد توسط پلیس انقدر جدی گرفته میشه که از ریز و درشتِ نهادهای اون جامعه کاری میکنند تا به موضوعی جهانی تبدیل بشه (و بله این پروندهها به شدت سیاسیاند، اما اگه سطح اخلاقی جامعه بالا نبود، اون اهداف سیاسی نمیتونستند روش سوار بشن)، اما در جامعه خودش حتی خودکشی کودکان هم توجه چندانی جلب نمیکنه اما اوردوز یک سلبریتی حکومتی به خبر کشوری تبدیل میشه (در حالی که در آمریکا که کندوی سلبریتیهاست، نمیتونست انقدر اهمیت پیدا کنه)، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه، جامعه خودش رو پستتر خواهد دید. پس هر اخلاقمداری فردی رو بیاعتبار خواهد دید. مگر اینکه، الگو علاوه بر مدل اخلاقی بودن، یک مدل مبارز هم باشه. که عموما، نیست.
این روزها که باز بحث تغییر قانون سربازی مطرح شده، احتمالا به این دلیل تکراری که انباشت آخوندزادهها و پاسدارزادههایِ مذکرِ هزارفامیلِ الیگارشی به حدی رسیده که کنسل کردن خدمت همهشون رو نمیشه به امضای فلان حاجی و بهمان سردار سپرد، همچنان هیچ صحبتی از غیراخلاقی بودن این قانون و این فعل، وجود نداره. حضرات خیلی بخوان ادای «زمانه عوض میشه» که دربیارن، به «ناکارآمدی» این قانون اشاره میکنند. اون حادثهی دو سالهی دون شأن انسان، همچنان با «خونهی خاله که نیست» پوشش داده میشه. من وقتی فهمیدم ما از لحاظ اخلاقی پستتر از خیلی جوامع دیگه هستیم که اون کثافات داخل پادگان رو با این جمله کذایی درست همزمان دریافت کردم. نه فقط از زبان فاعلان جنایت، بلکه از زبان مردم عادی، از زبان نمازخوانها، و روزهبگیرها، و حلال از حرام شناسها، و تحصیلکردهها و روستاییها، و شهریها، و همه. (بعدتر دقیقا همینها تعجب میکردند که حکومت، معترض غیرمسلح را بازداشت کرده و برده و زیر شکنجه کشته و گفته اینجا خانه خاله که نیست!). این ایرانیِ میانگینِ بدون استاندارد اخلاقی؛ برای همین، امروز از خریدنی شدن این اسارت استقبال میکنه، چون مشکلش تلف شدن زمان پسرها بود. و چون وقت طلاست، هرچقدر گران هم حساب بشه به نظرش بهصرفهست.
مسئله این نیست که یک نوجوان به دلیل شرایط زمانه باید و نباید اخلاقی رو از والدین یا بزرگترها نمیپذیره. مسئله اینه که باید و نباید اخلاقی از کسی که در جامعه بدون استاندارد «به راحتی» زندگی میکنه، پذیرفتنی نیست. باید به عنوان یک پیشنیاز حداقلی، ابتدا مشخص باشه که راحت نیست، بعد الگویی که ارائه میده جدی گرفته بشه. دلواپسان اخلاقیات در جامعه بیاخلاق، فقط با بیقیدی افرادی که تحت تکفل دارند، راحت نیستند.
این روزها که باز بحث تغییر قانون سربازی مطرح شده، احتمالا به این دلیل تکراری که انباشت آخوندزادهها و پاسدارزادههایِ مذکرِ هزارفامیلِ الیگارشی به حدی رسیده که کنسل کردن خدمت همهشون رو نمیشه به امضای فلان حاجی و بهمان سردار سپرد، همچنان هیچ صحبتی از غیراخلاقی بودن این قانون و این فعل، وجود نداره. حضرات خیلی بخوان ادای «زمانه عوض میشه» که دربیارن، به «ناکارآمدی» این قانون اشاره میکنند. اون حادثهی دو سالهی دون شأن انسان، همچنان با «خونهی خاله که نیست» پوشش داده میشه. من وقتی فهمیدم ما از لحاظ اخلاقی پستتر از خیلی جوامع دیگه هستیم که اون کثافات داخل پادگان رو با این جمله کذایی درست همزمان دریافت کردم. نه فقط از زبان فاعلان جنایت، بلکه از زبان مردم عادی، از زبان نمازخوانها، و روزهبگیرها، و حلال از حرام شناسها، و تحصیلکردهها و روستاییها، و شهریها، و همه. (بعدتر دقیقا همینها تعجب میکردند که حکومت، معترض غیرمسلح را بازداشت کرده و برده و زیر شکنجه کشته و گفته اینجا خانه خاله که نیست!). این ایرانیِ میانگینِ بدون استاندارد اخلاقی؛ برای همین، امروز از خریدنی شدن این اسارت استقبال میکنه، چون مشکلش تلف شدن زمان پسرها بود. و چون وقت طلاست، هرچقدر گران هم حساب بشه به نظرش بهصرفهست.
مسئله این نیست که یک نوجوان به دلیل شرایط زمانه باید و نباید اخلاقی رو از والدین یا بزرگترها نمیپذیره. مسئله اینه که باید و نباید اخلاقی از کسی که در جامعه بدون استاندارد «به راحتی» زندگی میکنه، پذیرفتنی نیست. باید به عنوان یک پیشنیاز حداقلی، ابتدا مشخص باشه که راحت نیست، بعد الگویی که ارائه میده جدی گرفته بشه. دلواپسان اخلاقیات در جامعه بیاخلاق، فقط با بیقیدی افرادی که تحت تکفل دارند، راحت نیستند.
❤9
Anarchonomy
تربیت اخلاقی در ایران با شکست مواجه میشه چون تربیت نیاز به بستری از استانداردها و حفظ مداوم اونها داره. در جامعهای که این استانداردها وجود ندارند یا خیلی پایینند، پرهیزکاری فردی کفاف پروسه انتقال اخلاقیات به دیگران رو نمیده. چه این دیگران، فرزند باشند چه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئله فقط تماشاچی رذالت بودن نیست. آدمهای پست، رذالت رو راه حل هم میبینند.
تهی شدن این جامعه از اخلاق و مردانگی، همین دیشب اتفاق نیفتاده.
تهی شدن این جامعه از اخلاق و مردانگی، همین دیشب اتفاق نیفتاده.
یکیشون وانمود میکنه خبرنگاران علاوه بر کیفیت خاص که فرد به فرد تفاوت داره، یک کیفیت عمومی هم دارند که در مورد همهشون صادقه، فرقی نداره برای کی کار کنند. در راستای همون ژانر «معلمی شغل انبیاست»، که ژورنالیسم رو جای معلمی قرار میدن. اینجوری وقتی وقاحت و پستی ازشون دیده شد، میشه ادای «وای چه عجیب که این چندتا استثنائا مثل انبیاء رفتار نکردند» درآورد. انگار نه انگار که خود حضور در اون مجلس آنلاین، جنس فاسد طرف رو فریاد میزنه.
و اون یکی گوسفند بیحجابیه که یک نئاندرتال که پشتش به قلدری نظام گرمه رو شجاعتر از کابران شبکهای میدونه که حتی شوخیهاشون میتونه براشون هزینهای معادل حبس ده الی بیست سال داشته باشه. انگار ابراز عقاید سلفی در برابر اعضای القاعده نشانه شجاعت باشه! انگار خطبه ابوبکر بغدادی صداقت بوده باشه، و سکوت شنوندگان که در صورت هر نوع انقلت در معرض خطر بریده شدن گلو قرار میگرفتند، نشانه نفاق!
حجم مجموع نجاساتی که پیش روی ماست، قابل اندازهگیری نیست. آیا ممکنه در آینده، جایی در افق تاریخ، باز هم بشر کابوسی رو ببینه که ما زندگیش کردیم؟
و اون یکی گوسفند بیحجابیه که یک نئاندرتال که پشتش به قلدری نظام گرمه رو شجاعتر از کابران شبکهای میدونه که حتی شوخیهاشون میتونه براشون هزینهای معادل حبس ده الی بیست سال داشته باشه. انگار ابراز عقاید سلفی در برابر اعضای القاعده نشانه شجاعت باشه! انگار خطبه ابوبکر بغدادی صداقت بوده باشه، و سکوت شنوندگان که در صورت هر نوع انقلت در معرض خطر بریده شدن گلو قرار میگرفتند، نشانه نفاق!
حجم مجموع نجاساتی که پیش روی ماست، قابل اندازهگیری نیست. آیا ممکنه در آینده، جایی در افق تاریخ، باز هم بشر کابوسی رو ببینه که ما زندگیش کردیم؟
من هم پتانسیل فضانورد شدن را دارم..
ولی خب دنیای واقعی خیلی با پتانسیلها کار نداره.
هر حرفی درباره اینکه فلان بیزینس در بوشهر جواب میده یا نمیده، فقط حدس و گمانه و ارزش دیگهای نداره. فقط بازار آزاده که میتونه کشف کنه چه بیزینسی جواب خواهد داد، یا نخواهد داد. ما نمیدونیم بوشهر کالیفرنیاشدنی هست یا نیست، چون فقط کسانی که با پولشون و حتی با جونشون ریسک میکنند و وارد بازار میشن و سرمایهگذاری میکنند تعیین خواهند کرد که کالیفرنیا خواهد شد یا نخواهد شد. ما نمیدونیم گردشگری براش بهتره یا تولید صنعتی. شاید از پس هر دو بر اومد، شاید قطب چیز دیگهای شد. بوشهر باید آزاد باشه راهش رو انتخاب کنه، نه به این دلیل که میدونیم چه راهی رو خواهد رفت، بلکه به این دلیل که نمیدونیم! هیچکس هیچی نمیدونه، حتی اونی که پول میذاره وسط. ولی در بین کسانی که هیچی نمیدونستند، فقط اونه که بعدا میتونه بگه یه چیزایی فهمیده.
ولی خب دنیای واقعی خیلی با پتانسیلها کار نداره.
هر حرفی درباره اینکه فلان بیزینس در بوشهر جواب میده یا نمیده، فقط حدس و گمانه و ارزش دیگهای نداره. فقط بازار آزاده که میتونه کشف کنه چه بیزینسی جواب خواهد داد، یا نخواهد داد. ما نمیدونیم بوشهر کالیفرنیاشدنی هست یا نیست، چون فقط کسانی که با پولشون و حتی با جونشون ریسک میکنند و وارد بازار میشن و سرمایهگذاری میکنند تعیین خواهند کرد که کالیفرنیا خواهد شد یا نخواهد شد. ما نمیدونیم گردشگری براش بهتره یا تولید صنعتی. شاید از پس هر دو بر اومد، شاید قطب چیز دیگهای شد. بوشهر باید آزاد باشه راهش رو انتخاب کنه، نه به این دلیل که میدونیم چه راهی رو خواهد رفت، بلکه به این دلیل که نمیدونیم! هیچکس هیچی نمیدونه، حتی اونی که پول میذاره وسط. ولی در بین کسانی که هیچی نمیدونستند، فقط اونه که بعدا میتونه بگه یه چیزایی فهمیده.
یکی از تکاندهندهترین حرفهایی که کسی بم زد این بود: «همین الان برو بیرون ده دلار دربیار برگرد». غیر از دزدی، بهرحال هرکس بنا به مهارتهایی که داره یه جوری پول درمیاره و من هم ایدههایی داشتم، ولی قید «همین الان» همهچیز رو خیلی سخت میکرد. چطور همین الان بدون هرگونه آمادگی و برنامهای؟ چطور میشه اصلا؟ یادآوری این جمله در هر صورت مفیده. چون یا میتونی انجامش بدی، یا یادت میفته که از بدست آوردن ده دلار هم عاجزی! یا وسط سختی هستی، یا حواست جمع میشه که وسط سختی نیستی. هر دوش خوبه چون اگه درگیر واقعیت باشی، وقت برای موهومات نداری. و اگه حواست باشه که هنوز درگیر واقعیات نیستی، حواست رو جمع کنی که به سمت موهومات و مزخرفات کشیده نشی.
ثبات مالی، یک شیلد میسازه برای ایزوله شدن ازون بیرون، و جا باز میکنه برای افکار منفکشده از واقعیت، و حتی منفکشده از ریشه اصلی (مثلا از ملیگرایی صحبت میکنند اما نمیدونند چطور در اروپا شکل گرفت). در دوران قرنطینه کالیفرنیا، پوکترین حرفها رو از کسانی شنیدم که درآمدشون قطع نمیشد، و جالبترین حرفها رو از کسانی که سه ماه هیچ دریافتی از هیچجا نداشتند.
ثبات مالی، یک شیلد میسازه برای ایزوله شدن ازون بیرون، و جا باز میکنه برای افکار منفکشده از واقعیت، و حتی منفکشده از ریشه اصلی (مثلا از ملیگرایی صحبت میکنند اما نمیدونند چطور در اروپا شکل گرفت). در دوران قرنطینه کالیفرنیا، پوکترین حرفها رو از کسانی شنیدم که درآمدشون قطع نمیشد، و جالبترین حرفها رو از کسانی که سه ماه هیچ دریافتی از هیچجا نداشتند.
میگه اگه ملکتون رو در سامانه املاک ثبت نکنید، خانه خالی تلقی شده و بش مالیات تعلق میگیره.
خب اگه بخوای مالیات اعمال کنی روش، لابد میدونی مال کیه، و اگه میدونی مال کیه لازم نیست از خودش بپرسی.
خودشون که گاوند و تناقض به این مسخرگی رو نمیفهمند، خبرنگار خودنفروختهای هم نداریم که اینو جلو روشون بگه.
خب اگه بخوای مالیات اعمال کنی روش، لابد میدونی مال کیه، و اگه میدونی مال کیه لازم نیست از خودش بپرسی.
خودشون که گاوند و تناقض به این مسخرگی رو نمیفهمند، خبرنگار خودنفروختهای هم نداریم که اینو جلو روشون بگه.
- برای خرید سیمکارت جدید باید کارت ملی بدی اسکن کنم
- کارت ملی ندارم، ندادن هنوز
- خب شناسنامه بده
- بفرما
- نه این قدیمیه، باید شناسنامه جدید بگیری
- چه فرقی داره؟
- اون جدیدا رو نمیشه جعل کرد
- بعد اونم اسکن میکنی؟
- آره
- در واقع یه عکس میگیرید ازش
- آره
- خب از عکسش که خاصیتهای ضدجعلش مشخص نمیشه
- من نمیدونم آقا، به ما اینجوری گفتن
#گله_گاو
- کارت ملی ندارم، ندادن هنوز
- خب شناسنامه بده
- بفرما
- نه این قدیمیه، باید شناسنامه جدید بگیری
- چه فرقی داره؟
- اون جدیدا رو نمیشه جعل کرد
- بعد اونم اسکن میکنی؟
- آره
- در واقع یه عکس میگیرید ازش
- آره
- خب از عکسش که خاصیتهای ضدجعلش مشخص نمیشه
- من نمیدونم آقا، به ما اینجوری گفتن
#گله_گاو
در یک دانشگاه آمریکایی یک دانشجوی چینی سر کلاس از استاد پرسیده اینجور که من میبینم بیشتر تهدیدهای جدی علیه کشور شما داره از سمت چین وارد میشه اما دولت شما و رسانهها کلید کردهاند روی روسیه که عملا تهدیدی نداره، علتش چیه؟ و استاده مونده چه جوابی بده. (برخلاف نگاه نژادپرستانه خیلیها که با افاضاتشون در تلگرام هم برخورد میکنید، خون چینیها یک مایع فسفری نیست و «زنبورهای کارگر پکن که تا غرب پرواز کردهاند تا مأموریتشان را انجام دهند» نیستند. خیلیهاشون در موقعیتی مشابه ما ایرانیها هستند که وقتی مهاجرت کردند دوست داشتند دولت غربی به حکومتی که به مهاجرت وادارشون کرد، گاهی لگدی چیزی بزنه، و ازینکه نمیزنه مأیوسند).
من اگه جای استاده بودم میگفتم وقتی رییسجمهور فعلی انقدر پیره که دچار زوال عقل شده، و نظام سیاسی همین دایناسور رو به عنوان «ناجی» به ملت قالب میکنه، انتظار داری سوزن دولت تو دوره جنگ سرد گیر نکرده باشه؟!
بعد احتمالا دانشجوعه میگفت در ضخامت رسوبات سی سال پیش در دانشگاهها و اندیشکدهها و بدنه دولت تردیدی ندارم، ولی چهرههای جدید خیلی زیادی وارد دنیای سیاست شدن و آدم انتظار داره دیگه حداقل اونها گرفتار روسیهستیزی نباشند. بعد باز به جای استاده میگفتم کسینجر قلبش رو سه بار تعویض کرده و هنوز زندهست و تز میده. بیشتر این فسیلها هنوز تأثیرگذارند. یا حداقل الگو هستند. وقتی ترامپ اومد گفتند ما کلاس سیاسی خودمون رو از دست دادیم! خب این یعنی منظورشون این بوده که قبل از ترامپ کلاس بالایی داشتند! حتی در دوره بوش. چک کنید چه آدمهایی دولت بوش را میچرخوندند.. همگی جنگ سردی بودند. منافع آمریکا به عنوان هدف غایی، دیگه حالت سمبلیک پیدا کرده. در پایین و در دل تشکیلات بروکراتیک، هدف صرفا ادامه سنتهاست. با روسها درگیر بودن هم یک سنته. اما سنتها در هر جبههای شانس زنده موندن نداره. آویزان عیسی مسیح شدن برای نجات از کرونا در برزیل که داره روزی دو هزار کشته میده، قابل انتظارتره تا در استرالیا که روزی یک کیس جدید هم نداره. نمیگم تو استرالیا نمیشه مسیحی مومن بود، اما فضا طوری نیست که بطلبه جمع بشن و جلوی صلیب زانو بزنند. سبک جنگ سردی سیاست خارجی دولت ما، بیشتر در برابر روسیهای موضوعیت داره که یک مشت قلدر امنیتی همهچیز رو تحت کنترل گرفتن و هنوز فانتزیهای جهانگشایی دارند، نه در برابر چین که همون کارهایی که دولت ما قراره انجام بده رو داره خیلی بهتر انجام میده و اگه با یه عده اقلیت مثل حیوون برخورد نمیکرد نمیدونستیم به کجاش گیر بدیم. دولت ما یا دانشگاه ما دعوا با روسیه رو دوست داره، چون فقط همین دعوا رو خوب بلده.
من اگه جای استاده بودم میگفتم وقتی رییسجمهور فعلی انقدر پیره که دچار زوال عقل شده، و نظام سیاسی همین دایناسور رو به عنوان «ناجی» به ملت قالب میکنه، انتظار داری سوزن دولت تو دوره جنگ سرد گیر نکرده باشه؟!
بعد احتمالا دانشجوعه میگفت در ضخامت رسوبات سی سال پیش در دانشگاهها و اندیشکدهها و بدنه دولت تردیدی ندارم، ولی چهرههای جدید خیلی زیادی وارد دنیای سیاست شدن و آدم انتظار داره دیگه حداقل اونها گرفتار روسیهستیزی نباشند. بعد باز به جای استاده میگفتم کسینجر قلبش رو سه بار تعویض کرده و هنوز زندهست و تز میده. بیشتر این فسیلها هنوز تأثیرگذارند. یا حداقل الگو هستند. وقتی ترامپ اومد گفتند ما کلاس سیاسی خودمون رو از دست دادیم! خب این یعنی منظورشون این بوده که قبل از ترامپ کلاس بالایی داشتند! حتی در دوره بوش. چک کنید چه آدمهایی دولت بوش را میچرخوندند.. همگی جنگ سردی بودند. منافع آمریکا به عنوان هدف غایی، دیگه حالت سمبلیک پیدا کرده. در پایین و در دل تشکیلات بروکراتیک، هدف صرفا ادامه سنتهاست. با روسها درگیر بودن هم یک سنته. اما سنتها در هر جبههای شانس زنده موندن نداره. آویزان عیسی مسیح شدن برای نجات از کرونا در برزیل که داره روزی دو هزار کشته میده، قابل انتظارتره تا در استرالیا که روزی یک کیس جدید هم نداره. نمیگم تو استرالیا نمیشه مسیحی مومن بود، اما فضا طوری نیست که بطلبه جمع بشن و جلوی صلیب زانو بزنند. سبک جنگ سردی سیاست خارجی دولت ما، بیشتر در برابر روسیهای موضوعیت داره که یک مشت قلدر امنیتی همهچیز رو تحت کنترل گرفتن و هنوز فانتزیهای جهانگشایی دارند، نه در برابر چین که همون کارهایی که دولت ما قراره انجام بده رو داره خیلی بهتر انجام میده و اگه با یه عده اقلیت مثل حیوون برخورد نمیکرد نمیدونستیم به کجاش گیر بدیم. دولت ما یا دانشگاه ما دعوا با روسیه رو دوست داره، چون فقط همین دعوا رو خوب بلده.
در مفاتیح آمده اگر در هر شب ماه رمضان غسل کنی تا رمضان سال بعد از خارش بدن در امان خواهی بود!
قدیم حمام رفتن برای مردم عادی سخت بود. توصیه میکرده یک ماه فشرده کار کنید، عوضش یک سال نرید. مدیریت آخوندی بهداشت جامعه.
قدیم حمام رفتن برای مردم عادی سخت بود. توصیه میکرده یک ماه فشرده کار کنید، عوضش یک سال نرید. مدیریت آخوندی بهداشت جامعه.
❤7
هولدینگ کیهان در ژاپن (بله یه شرکت به این اسم وجود داره) که خطوط ریلی در اوزاکا و کیوتو رو اداره میکنه به خاطر افت تعداد مسافران و کاهش درآمد میخواد پرسنلش رو تعدیل و بعضی از خدمات رو مکانیزه یا هوشمند کنه تا نیاز به نیروی انسانی نباشه. چون این کاهش مسافر رو موقتی نمیبینه. افزایش دورکاری باعث شد به این نتیجه برسه که خیلی از مسافرانی که الان از قطار استفاده نمیکنند، دیگه استفاده نخواهند کرد!
پارسال در اوج کرونا نوشتم که این بحران شرکتها رو وادار میکنه تا کشف کنند چه مشاغلی اضافهست، و وقتی کشف شد در حذفش درنگ نخواهند کرد.
پارسال در اوج کرونا نوشتم که این بحران شرکتها رو وادار میکنه تا کشف کنند چه مشاغلی اضافهست، و وقتی کشف شد در حذفش درنگ نخواهند کرد.
هفته منتهی به بیست و هفتم مارس، بیش از ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار آمریکایی حقوق بیکاری دریافت کردند، اما اگه برنامههای دیگه دولت برای بیکاریهای مربوط به کرونا که از پارسال اجرا شده رو در نظر بگیریم، بیش از ۱۸ میلیون نفر دارند نوعی از کمک مالی رو دریافت میکنند. این میتونه جمعیت یک کشور اروپایی باشه.
بعیده دیگه در آمریکا ایدههای راستگرایانه رأی بیاره. خرج کردن پولی که وجود نداره، عادتی بوجود میاره که روی طرز فکر اثر میذاره.
بعیده دیگه در آمریکا ایدههای راستگرایانه رأی بیاره. خرج کردن پولی که وجود نداره، عادتی بوجود میاره که روی طرز فکر اثر میذاره.
یا باید یه حکومتی وجود داشته باشه که صد سال بعد رو ببینه و برنامهریزی عقلانی کنه و اون برنامه رو با زور و بدون تخفیف اعمال کنه، که چنین چیزی فقط در تخیلات وجود داره، چون دولتها ذاتا مخربند و اگه برنامهای اجرایی نکنند بهتره؛ یا مردم به این بلوغ اجتماعی برسند که برای حفظ دراز مدت کیفیت زندگی، باید یه سری کارها رو مشارکتی و در چارچوب تعاون انجام بدن، مثل ساختن مجتمعهای مسکونی بزرگ و مرتفع که بینشون فاصله وجود داشته باشه، هم برای فضای سبز و هم برای جریان هوا. اما از انجام چنین کارهایی عاجزند، چون نه به اون بلوغ رسیدهاند، نه محلیات باقی مونده. هرکس یک جزیرهست و فقط زیر پای خودش رو میسازه. اگه محله موجودیت مستقل داشت، هرکس جزیی از قبیله اون محله میشد و منافع جمعی قبیله در اولویت قرار میگرفت. در این عفونت بتنی، همه چسبیدهاند بهم اما هیچ تعلقی بهمدیگه ندارند. وقتی به همسایه نهی از منکر کنی، میگه برو شکایت کن! که یعنی من با تو طرف نیستم، من فقط با دولت طرفم! با کسی که اتاق خوابش با یک دیوار تیغه بیست سانتی از اتاق خواب خودش جدا شده، طرف نیست.
یعنی یک جا بوده که اومدی استدلال منطقی و حرف فلسفی بزنی و دیدی فارسی جواب نمیده و گفتی لعنت، فعلش به زبونم نمیاد؟ یعنی گیرت این بوده؟ گیر این جامعه اینه؟ مگه از همین ۳۰۰ فعل چطور استفاده کردیم؟
هروقت یکی از پانترکها درباره برتری ترکی حرف میزنه میگم اوکی، ترکی محشره.. خب چی دراومد ازش براتون؟ الان به چه قلههایی از اندیشه رسیدید که فارسها نتونستند برسن؟ اگه مارکس فقط فارسی بلد بود نمیتونست کتاب سرمایه رو بنویسه؟ لاقل بگید مارکس اگه سبزوار به دنیا میاومد یه چوپون باقی میموند. اینو میشه با تخفیف قبول کرد.
ولی حالا چه اصراریه که همه آلمان باشند؟ خیلی بده که سنگاپور هیچ نیچه و هگلی تحویل دنیا نداده ولی درآمد سرانهشون اِن برابر ماست؟ تلف شدند از فقر زبان مالایی؟
هروقت یکی از پانترکها درباره برتری ترکی حرف میزنه میگم اوکی، ترکی محشره.. خب چی دراومد ازش براتون؟ الان به چه قلههایی از اندیشه رسیدید که فارسها نتونستند برسن؟ اگه مارکس فقط فارسی بلد بود نمیتونست کتاب سرمایه رو بنویسه؟ لاقل بگید مارکس اگه سبزوار به دنیا میاومد یه چوپون باقی میموند. اینو میشه با تخفیف قبول کرد.
ولی حالا چه اصراریه که همه آلمان باشند؟ خیلی بده که سنگاپور هیچ نیچه و هگلی تحویل دنیا نداده ولی درآمد سرانهشون اِن برابر ماست؟ تلف شدند از فقر زبان مالایی؟
سه سال پیش کاتالونیا روی نوشیدنیهای قنددار ۲۰ درصد مالیات اضافه بست تا مردم کمتر بخرند و کمتر بخورند و چاق نشن. همون ژانر طفل صغیر فرض کردن ملت. الان وضعیت مصرف این منطقه با بقیه اسپانیا که این مالیات رو نداشت مقایسه کردند و دیدند این قانون عملا هیچ تأثیری در مصرف قند نداشته. یه چیزی در حد ۳ کالری در ماه! یعنی هیچ.
حالا ممکنه بگن این برنامه غلط بود ادامهش ندیم؟ هرگز. وقتی راه جدید دزدی از مردم باز شد نباید مسدودش کرد. حالا اینو میگن: این مالیات باید باشه ولی کافی نیست، باید کارهای دیگهای هم به طور موازی انجام بدیم!
این سطح بالای فکر به خاطر تعداد بالای افعال زبان اسپانیولیهها. شوخی نگیرید.
حالا ممکنه بگن این برنامه غلط بود ادامهش ندیم؟ هرگز. وقتی راه جدید دزدی از مردم باز شد نباید مسدودش کرد. حالا اینو میگن: این مالیات باید باشه ولی کافی نیست، باید کارهای دیگهای هم به طور موازی انجام بدیم!
این سطح بالای فکر به خاطر تعداد بالای افعال زبان اسپانیولیهها. شوخی نگیرید.
❤4
بذارید یه چیزی بگم که فقط اینجا میخونید، و احتمالا بدردتون میخوره.
مطالعه و کتاب به شما طرز فهمیدن یاد نمیده. برای یادگرفتن فهمیدن باید اول خودتون رو بفهمید. باید کشف کنید مغزتون چطور کار میکنه، تا بعدن بتونید مچش رو بگیرید. و تا کشف نکنید خودتون چطور پاتون رو کج میذارید، ممکن نیست بفهمید بقیه چجوری پاشون رو کج میذارن.
شما در تحلیل خیلی چیزها از سبک «مأمور صندوق» استفاده میکنید. باید بفهمید خودتون چطور گرفتار این سبک هستید تا بفهمید بقیه چطور گرفتارشند. مأمور صندوق وقتی وارد فروشگاه شدید اصلا نمیتونه حدس بزنه سبدتون رو با چی پر خواهید کرد. فقط وقتی که دارید میرید بیرون براش مشخص میشه. کارش اینه که آیتمها رو توی فاکتور بیاره و جمع بزنه. اگه کسی که الان لیست دلایل تاریخی که آمریکا، آمریکا شد رو براتون جمع میزنه، میذاشتیم تو ماشین زمان و میبردیم به اواخر قرن نوزده، و ازش میپرسیدیم به نظرت این کشور صدسال بعد ابرقدرت بلامنازع دنیا میشه؟ انقدر میخندید که از اسب میفتاد. اون فقط بلده جمع بزنه، و اون موقع فاکتور خالی بود، و چیزهایی که تو سبد آمریکا بود انقدر ناقابل بود که اگه جمع میزدی هر خروجیای میداد غیر از قدرت یک دنیا شدن. تحلیلگران صندوقی، هرچه که قبل از یک موفقیت باشه از ملزومات اون موفقیت حساب میکنند، و هرچه که قبل از یک ناکامی باشه، از دلایل اون ناکامی! چون ژاپن یک معجزه صنعتی رو بوجود آورد، هر کاری که ژاپنیها قبلش انجام دادند رو زمینهساز اون معجزه حساب میکنند، حتی طرز نشستنشون روی زمین! انگار اگه اونجوری نمینشستن دیگه الان شرکتی به اسم توشیبا نداشتیم! اگه بچههاشون قبل از برگشتن به خونه مدرسه رو نظافت نمیکردن، الان راو فور تویوتا پرفروشترین ماشین آمریکا نمیشد. مأمور صندوق نمیدونه چرا وایکینگها انقدر خوب پیشروی میکردند. اما چون این پیشروی خوب اتفاقیه که افتاده، هرچیزی که قبل اون اتفاق بوده دلیل این موفقیت نشون میده. حتی فیزیک بدنیشون رو، و میگه دلیل موفقیتشون این بود که قدشون بلندتر از آنگلوساکسونها بود! تو فاکتور دانمارکیها هرچی که بود، جمع زد. هرچی. و چون یمن به نابودی کامل رسید، هر کاری که یمنیها قبل از نابودی کشورشون انجام دادند رو یکی از دلایل نابودی حساب میکنه، حتی علفی که میذارن زیر لپشون! و خنجری که میبندن به کمرشون! ایران چون به بنبست سیاسی و اجتماعی رسیده، هر کاری که ایرانیها تا قبلش انجام دادند، داشته این بنبست رو آماده میکرده! مثل انتخاب علویان به جای عباسیان! یا به اندازه کافی وارد نکردن افعال جدید در زبان فارسی! اگه فردا از زیر خاک کتابی پیدا بشه متعلق به پانصدسال قبل، حتما در اون کتاب هم چیزی پیدا میشه که دلیل به بوجود اومدن بنبست الان باشه! چون اون هم تو فاکتور ما ایرانیهاست، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این سطحیگری فقط در تحلیل مسائل کلان وجود داره؟ نه. همهجا هست. حتی در قضاوت همسر. بیشتر اختلافات خانوادگی به خاطر جمع زدن همه کارهای یک فرده که پشت سر یک وضعیت خاص قرار گرفته. اگه شوهره ورشکست بشه، هر کاری که تا قبل ورشکستگی انجام داده رو میچسبونند بهم تا همشون زمینهساز اون ورشکستگی به حساب بیان. حتی چیزهایی که هیچ ربطی به بیزینس ندارند. حتی چیزهایی که شانس محضند. وقتی زنش میذاره میره، هرکاری که قبل رفتن انجام داد رو جمع میزنه تا نتیجه بگیره «این کلا ول بود». حتی یک خوش و بش معمولی با یک مرد غریبه، که کنترلش در اختیار خودش نبوده. اما مهم نیست، چون میره تو فاکتورش، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این چاهیه که همه توش میفتن. تا نفهمی خودت چجوری و کجا توش افتادی، نمیفهمی بقیه چجوری و کجا توش میفتن.
مطالعه و کتاب به شما طرز فهمیدن یاد نمیده. برای یادگرفتن فهمیدن باید اول خودتون رو بفهمید. باید کشف کنید مغزتون چطور کار میکنه، تا بعدن بتونید مچش رو بگیرید. و تا کشف نکنید خودتون چطور پاتون رو کج میذارید، ممکن نیست بفهمید بقیه چجوری پاشون رو کج میذارن.
شما در تحلیل خیلی چیزها از سبک «مأمور صندوق» استفاده میکنید. باید بفهمید خودتون چطور گرفتار این سبک هستید تا بفهمید بقیه چطور گرفتارشند. مأمور صندوق وقتی وارد فروشگاه شدید اصلا نمیتونه حدس بزنه سبدتون رو با چی پر خواهید کرد. فقط وقتی که دارید میرید بیرون براش مشخص میشه. کارش اینه که آیتمها رو توی فاکتور بیاره و جمع بزنه. اگه کسی که الان لیست دلایل تاریخی که آمریکا، آمریکا شد رو براتون جمع میزنه، میذاشتیم تو ماشین زمان و میبردیم به اواخر قرن نوزده، و ازش میپرسیدیم به نظرت این کشور صدسال بعد ابرقدرت بلامنازع دنیا میشه؟ انقدر میخندید که از اسب میفتاد. اون فقط بلده جمع بزنه، و اون موقع فاکتور خالی بود، و چیزهایی که تو سبد آمریکا بود انقدر ناقابل بود که اگه جمع میزدی هر خروجیای میداد غیر از قدرت یک دنیا شدن. تحلیلگران صندوقی، هرچه که قبل از یک موفقیت باشه از ملزومات اون موفقیت حساب میکنند، و هرچه که قبل از یک ناکامی باشه، از دلایل اون ناکامی! چون ژاپن یک معجزه صنعتی رو بوجود آورد، هر کاری که ژاپنیها قبلش انجام دادند رو زمینهساز اون معجزه حساب میکنند، حتی طرز نشستنشون روی زمین! انگار اگه اونجوری نمینشستن دیگه الان شرکتی به اسم توشیبا نداشتیم! اگه بچههاشون قبل از برگشتن به خونه مدرسه رو نظافت نمیکردن، الان راو فور تویوتا پرفروشترین ماشین آمریکا نمیشد. مأمور صندوق نمیدونه چرا وایکینگها انقدر خوب پیشروی میکردند. اما چون این پیشروی خوب اتفاقیه که افتاده، هرچیزی که قبل اون اتفاق بوده دلیل این موفقیت نشون میده. حتی فیزیک بدنیشون رو، و میگه دلیل موفقیتشون این بود که قدشون بلندتر از آنگلوساکسونها بود! تو فاکتور دانمارکیها هرچی که بود، جمع زد. هرچی. و چون یمن به نابودی کامل رسید، هر کاری که یمنیها قبل از نابودی کشورشون انجام دادند رو یکی از دلایل نابودی حساب میکنه، حتی علفی که میذارن زیر لپشون! و خنجری که میبندن به کمرشون! ایران چون به بنبست سیاسی و اجتماعی رسیده، هر کاری که ایرانیها تا قبلش انجام دادند، داشته این بنبست رو آماده میکرده! مثل انتخاب علویان به جای عباسیان! یا به اندازه کافی وارد نکردن افعال جدید در زبان فارسی! اگه فردا از زیر خاک کتابی پیدا بشه متعلق به پانصدسال قبل، حتما در اون کتاب هم چیزی پیدا میشه که دلیل به بوجود اومدن بنبست الان باشه! چون اون هم تو فاکتور ما ایرانیهاست، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این سطحیگری فقط در تحلیل مسائل کلان وجود داره؟ نه. همهجا هست. حتی در قضاوت همسر. بیشتر اختلافات خانوادگی به خاطر جمع زدن همه کارهای یک فرده که پشت سر یک وضعیت خاص قرار گرفته. اگه شوهره ورشکست بشه، هر کاری که تا قبل ورشکستگی انجام داده رو میچسبونند بهم تا همشون زمینهساز اون ورشکستگی به حساب بیان. حتی چیزهایی که هیچ ربطی به بیزینس ندارند. حتی چیزهایی که شانس محضند. وقتی زنش میذاره میره، هرکاری که قبل رفتن انجام داد رو جمع میزنه تا نتیجه بگیره «این کلا ول بود». حتی یک خوش و بش معمولی با یک مرد غریبه، که کنترلش در اختیار خودش نبوده. اما مهم نیست، چون میره تو فاکتورش، و مأمور صندوق فقط بلده جمع بزنه.
این چاهیه که همه توش میفتن. تا نفهمی خودت چجوری و کجا توش افتادی، نمیفهمی بقیه چجوری و کجا توش میفتن.
❤5
- چرا مرگ یک پیر سگ را انقدر پوشش دادید؟
- چون مردم به خانواده این پیر سگ علاقه دارند.
- از کجا فهمیدید علاقه دارند؟
- از آنجا که تلویزیون را روشن میکنند و میبینند داریم پوشش میدهیم.
- خب اگه پوشش نمیدادید یه چیز دیگه رو تماشا میکردند. همینقدر خرید یا ما رو خر فرض میکنید؟
- شما فاشیستها میخواید ما خبرنگارها رو خفه کنید..
- چون مردم به خانواده این پیر سگ علاقه دارند.
- از کجا فهمیدید علاقه دارند؟
- از آنجا که تلویزیون را روشن میکنند و میبینند داریم پوشش میدهیم.
- خب اگه پوشش نمیدادید یه چیز دیگه رو تماشا میکردند. همینقدر خرید یا ما رو خر فرض میکنید؟
- شما فاشیستها میخواید ما خبرنگارها رو خفه کنید..
❤3
فرض کنید سه نفرید و هر سه مستقلا خودرو تولید میکنید و با هم رقابت دارید، اما قیمت خودروی تولیدی هر سه شما ۲۴ هزار دلاره که ده درصدش سود خالصه، یعنی ۲۴۰۰ دلار. و دولت میگه باید ۳۳ درصد این سود رو به عنوان مالیات پرداخت کنید، یعنی ۸۰۰ دلار. که یعنی از هر ماشین براتون ۱۶۰۰ دلار میمونه. اگه فردا نمایندگان مجلس از خواب بیدار شدند و گفتند مالیات باید بشه ۵۰ درصد چه میکنید؟ ۱۲۰۰ تا میدید تا ۱۲۰۰ برای خودتون بمونه که ۴۰۰ تا کمتر از قبله؟ یا اینکه یه شب شام خونه یکیتون جمع میشید و قرار میذارید سه تایی قیمت رو برسونید به ۳۰ هزار دلار با همون حاشیه سود، که ۱۵۰۰ تا بمونه، که فقط ۱۰۰تا کمتر از قبل بشه؟
اگه کارگران میتونند دور هم جمع بشن و کارفرما رو مجبور کنند مرخصی بدون حقوقشون رو بیشتر کنه، و اگه نمایندگان حزب میتونند جمع بشن و واسه بودجه برنامههایی که قراره تصویب کنند منبع درآمدی پیدا کنند، سرمایهدارها هم میتونند گاهی شام برن خونه همدیگه.
اگه کارگران میتونند دور هم جمع بشن و کارفرما رو مجبور کنند مرخصی بدون حقوقشون رو بیشتر کنه، و اگه نمایندگان حزب میتونند جمع بشن و واسه بودجه برنامههایی که قراره تصویب کنند منبع درآمدی پیدا کنند، سرمایهدارها هم میتونند گاهی شام برن خونه همدیگه.