الجی کرکره بخش موبایل خودش رو پایین کشید. پایانی تأسفبار بر داستان کوتاه اما هیجانانگیز گوشیهایی که متفاوت بودند.
اما یک درس دیگه درباره اینکه «بیزینس، سخت است». انقدر سخت که حتی غولهای صنعتی هم ممکنه پاره بشن اما نتونند سرپا نگهش دارند. چیزی که جامعه مهندسیپرست ما هنوز درکش نکرده: ساختن مهم نیست. فروختن مهم است.
اما یک درس دیگه درباره اینکه «بیزینس، سخت است». انقدر سخت که حتی غولهای صنعتی هم ممکنه پاره بشن اما نتونند سرپا نگهش دارند. چیزی که جامعه مهندسیپرست ما هنوز درکش نکرده: ساختن مهم نیست. فروختن مهم است.
حکومت ایران دلاریترین حکومت دنیاست. به دلایلی تمام سرنوشت این تشکیلات به دلار مربوطه. اگه دلار باشه زنده میمونه، و اگه دلار نباشه، تلف میشه. متأسفانه این نوع خاص زیست، از ظرف حکومتی سرریز کرده و به جامعه هم وارد شده و الان نگاه عموم مردم هم اینطوره که اگه دلار باشه، وضع کشور خوب میشه، و اگه دلار نیاد بدبخت میشیم! البته بدون سرمایهگذاری خارجی بیشتر کارهایی که لازمه انجام بشه تا اقتصاد توسعه و تنوع پیدا کنه، انجام نمیشه. اما جریان این سرمایهها مثل جریان برق نیست، که وقتی قطعه همهچیز خاموش بشه، و وقتی دوباره وصل شد یه صلوات بفرستیم و همهچی روشن بشه. در واقعیت اینطوره که اگه بین قطعی و وصلی فاصله زیادی بیفته، وقتی وصل شد طول میکشه تا دوباره همهچی روشن بشه. و شاید نشه. مثلا وقتی یک کارگاه تعطیل میشه، و این تعطیلی انقدر زمان میبره که همه کسانی که چیزهایی بلد بودند تا بتونند اونجا کار کنند، یا بازنشسته میشن، یا مهاجرت میکنند و یا وارد یک شغل دیگه میشن، اون بنگاه دچار تخلیه تجربه میشه. مخصوصا در کشور ما که به دلیل فقدان فرهنگ کار صنعتی، تجربیات مکتوب و اندوخته نمیشن. بنابراین حتی اگه اون کارگاه بعد از «دلار آمد» دوباره شروع به کار کنه، باید خیلی از اشتباهات رو هم دوباره تکرار کنه. و این باز هم در رقابت عقب میکشدش. بعد ازینکه خاک یک گل از آب تخلیه شد، و از وقت حیاتی اون گل گذشت، هرچقدر هم آب بریزی به پاش فایده نداره.
اومدن دلار فقط برای کسانی روشنایی آنی داره که قراره باش جنس خارجی بخرند.
اومدن دلار فقط برای کسانی روشنایی آنی داره که قراره باش جنس خارجی بخرند.
Anarchonomy
الجی کرکره بخش موبایل خودش رو پایین کشید. پایانی تأسفبار بر داستان کوتاه اما هیجانانگیز گوشیهایی که متفاوت بودند. اما یک درس دیگه درباره اینکه «بیزینس، سخت است». انقدر سخت که حتی غولهای صنعتی هم ممکنه پاره بشن اما نتونند سرپا نگهش دارند. چیزی که جامعه…
انقدر پستهای من رو کپی پیست میکنند که برام عادیه، ولی چیزی که به نظرم عادی نیست اینه که چرا به خودشون زحمت میدن و دو سه تا از کلمات رو عوض میکنند. مثلا شما با فعل پاره شدن چه مشکلی داشتی؟ شما که بورسی هستی باید با این مفهوم آشنا باشی.
تربیت اخلاقی در ایران با شکست مواجه میشه چون تربیت نیاز به بستری از استانداردها و حفظ مداوم اونها داره. در جامعهای که این استانداردها وجود ندارند یا خیلی پایینند، پرهیزکاری فردی کفاف پروسه انتقال اخلاقیات به دیگران رو نمیده. چه این دیگران، فرزند باشند چه شاگرد، چه رفیق، چه مخاطب غریبه. وقتی یک فرد تیپیکال در این جامعه، میبینه در آمریکا مرگ یک معتاد توسط پلیس انقدر جدی گرفته میشه که از ریز و درشتِ نهادهای اون جامعه کاری میکنند تا به موضوعی جهانی تبدیل بشه (و بله این پروندهها به شدت سیاسیاند، اما اگه سطح اخلاقی جامعه بالا نبود، اون اهداف سیاسی نمیتونستند روش سوار بشن)، اما در جامعه خودش حتی خودکشی کودکان هم توجه چندانی جلب نمیکنه اما اوردوز یک سلبریتی حکومتی به خبر کشوری تبدیل میشه (در حالی که در آمریکا که کندوی سلبریتیهاست، نمیتونست انقدر اهمیت پیدا کنه)، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه، جامعه خودش رو پستتر خواهد دید. پس هر اخلاقمداری فردی رو بیاعتبار خواهد دید. مگر اینکه، الگو علاوه بر مدل اخلاقی بودن، یک مدل مبارز هم باشه. که عموما، نیست.
این روزها که باز بحث تغییر قانون سربازی مطرح شده، احتمالا به این دلیل تکراری که انباشت آخوندزادهها و پاسدارزادههایِ مذکرِ هزارفامیلِ الیگارشی به حدی رسیده که کنسل کردن خدمت همهشون رو نمیشه به امضای فلان حاجی و بهمان سردار سپرد، همچنان هیچ صحبتی از غیراخلاقی بودن این قانون و این فعل، وجود نداره. حضرات خیلی بخوان ادای «زمانه عوض میشه» که دربیارن، به «ناکارآمدی» این قانون اشاره میکنند. اون حادثهی دو سالهی دون شأن انسان، همچنان با «خونهی خاله که نیست» پوشش داده میشه. من وقتی فهمیدم ما از لحاظ اخلاقی پستتر از خیلی جوامع دیگه هستیم که اون کثافات داخل پادگان رو با این جمله کذایی درست همزمان دریافت کردم. نه فقط از زبان فاعلان جنایت، بلکه از زبان مردم عادی، از زبان نمازخوانها، و روزهبگیرها، و حلال از حرام شناسها، و تحصیلکردهها و روستاییها، و شهریها، و همه. (بعدتر دقیقا همینها تعجب میکردند که حکومت، معترض غیرمسلح را بازداشت کرده و برده و زیر شکنجه کشته و گفته اینجا خانه خاله که نیست!). این ایرانیِ میانگینِ بدون استاندارد اخلاقی؛ برای همین، امروز از خریدنی شدن این اسارت استقبال میکنه، چون مشکلش تلف شدن زمان پسرها بود. و چون وقت طلاست، هرچقدر گران هم حساب بشه به نظرش بهصرفهست.
مسئله این نیست که یک نوجوان به دلیل شرایط زمانه باید و نباید اخلاقی رو از والدین یا بزرگترها نمیپذیره. مسئله اینه که باید و نباید اخلاقی از کسی که در جامعه بدون استاندارد «به راحتی» زندگی میکنه، پذیرفتنی نیست. باید به عنوان یک پیشنیاز حداقلی، ابتدا مشخص باشه که راحت نیست، بعد الگویی که ارائه میده جدی گرفته بشه. دلواپسان اخلاقیات در جامعه بیاخلاق، فقط با بیقیدی افرادی که تحت تکفل دارند، راحت نیستند.
این روزها که باز بحث تغییر قانون سربازی مطرح شده، احتمالا به این دلیل تکراری که انباشت آخوندزادهها و پاسدارزادههایِ مذکرِ هزارفامیلِ الیگارشی به حدی رسیده که کنسل کردن خدمت همهشون رو نمیشه به امضای فلان حاجی و بهمان سردار سپرد، همچنان هیچ صحبتی از غیراخلاقی بودن این قانون و این فعل، وجود نداره. حضرات خیلی بخوان ادای «زمانه عوض میشه» که دربیارن، به «ناکارآمدی» این قانون اشاره میکنند. اون حادثهی دو سالهی دون شأن انسان، همچنان با «خونهی خاله که نیست» پوشش داده میشه. من وقتی فهمیدم ما از لحاظ اخلاقی پستتر از خیلی جوامع دیگه هستیم که اون کثافات داخل پادگان رو با این جمله کذایی درست همزمان دریافت کردم. نه فقط از زبان فاعلان جنایت، بلکه از زبان مردم عادی، از زبان نمازخوانها، و روزهبگیرها، و حلال از حرام شناسها، و تحصیلکردهها و روستاییها، و شهریها، و همه. (بعدتر دقیقا همینها تعجب میکردند که حکومت، معترض غیرمسلح را بازداشت کرده و برده و زیر شکنجه کشته و گفته اینجا خانه خاله که نیست!). این ایرانیِ میانگینِ بدون استاندارد اخلاقی؛ برای همین، امروز از خریدنی شدن این اسارت استقبال میکنه، چون مشکلش تلف شدن زمان پسرها بود. و چون وقت طلاست، هرچقدر گران هم حساب بشه به نظرش بهصرفهست.
مسئله این نیست که یک نوجوان به دلیل شرایط زمانه باید و نباید اخلاقی رو از والدین یا بزرگترها نمیپذیره. مسئله اینه که باید و نباید اخلاقی از کسی که در جامعه بدون استاندارد «به راحتی» زندگی میکنه، پذیرفتنی نیست. باید به عنوان یک پیشنیاز حداقلی، ابتدا مشخص باشه که راحت نیست، بعد الگویی که ارائه میده جدی گرفته بشه. دلواپسان اخلاقیات در جامعه بیاخلاق، فقط با بیقیدی افرادی که تحت تکفل دارند، راحت نیستند.
❤9
Anarchonomy
تربیت اخلاقی در ایران با شکست مواجه میشه چون تربیت نیاز به بستری از استانداردها و حفظ مداوم اونها داره. در جامعهای که این استانداردها وجود ندارند یا خیلی پایینند، پرهیزکاری فردی کفاف پروسه انتقال اخلاقیات به دیگران رو نمیده. چه این دیگران، فرزند باشند چه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئله فقط تماشاچی رذالت بودن نیست. آدمهای پست، رذالت رو راه حل هم میبینند.
تهی شدن این جامعه از اخلاق و مردانگی، همین دیشب اتفاق نیفتاده.
تهی شدن این جامعه از اخلاق و مردانگی، همین دیشب اتفاق نیفتاده.
یکیشون وانمود میکنه خبرنگاران علاوه بر کیفیت خاص که فرد به فرد تفاوت داره، یک کیفیت عمومی هم دارند که در مورد همهشون صادقه، فرقی نداره برای کی کار کنند. در راستای همون ژانر «معلمی شغل انبیاست»، که ژورنالیسم رو جای معلمی قرار میدن. اینجوری وقتی وقاحت و پستی ازشون دیده شد، میشه ادای «وای چه عجیب که این چندتا استثنائا مثل انبیاء رفتار نکردند» درآورد. انگار نه انگار که خود حضور در اون مجلس آنلاین، جنس فاسد طرف رو فریاد میزنه.
و اون یکی گوسفند بیحجابیه که یک نئاندرتال که پشتش به قلدری نظام گرمه رو شجاعتر از کابران شبکهای میدونه که حتی شوخیهاشون میتونه براشون هزینهای معادل حبس ده الی بیست سال داشته باشه. انگار ابراز عقاید سلفی در برابر اعضای القاعده نشانه شجاعت باشه! انگار خطبه ابوبکر بغدادی صداقت بوده باشه، و سکوت شنوندگان که در صورت هر نوع انقلت در معرض خطر بریده شدن گلو قرار میگرفتند، نشانه نفاق!
حجم مجموع نجاساتی که پیش روی ماست، قابل اندازهگیری نیست. آیا ممکنه در آینده، جایی در افق تاریخ، باز هم بشر کابوسی رو ببینه که ما زندگیش کردیم؟
و اون یکی گوسفند بیحجابیه که یک نئاندرتال که پشتش به قلدری نظام گرمه رو شجاعتر از کابران شبکهای میدونه که حتی شوخیهاشون میتونه براشون هزینهای معادل حبس ده الی بیست سال داشته باشه. انگار ابراز عقاید سلفی در برابر اعضای القاعده نشانه شجاعت باشه! انگار خطبه ابوبکر بغدادی صداقت بوده باشه، و سکوت شنوندگان که در صورت هر نوع انقلت در معرض خطر بریده شدن گلو قرار میگرفتند، نشانه نفاق!
حجم مجموع نجاساتی که پیش روی ماست، قابل اندازهگیری نیست. آیا ممکنه در آینده، جایی در افق تاریخ، باز هم بشر کابوسی رو ببینه که ما زندگیش کردیم؟
من هم پتانسیل فضانورد شدن را دارم..
ولی خب دنیای واقعی خیلی با پتانسیلها کار نداره.
هر حرفی درباره اینکه فلان بیزینس در بوشهر جواب میده یا نمیده، فقط حدس و گمانه و ارزش دیگهای نداره. فقط بازار آزاده که میتونه کشف کنه چه بیزینسی جواب خواهد داد، یا نخواهد داد. ما نمیدونیم بوشهر کالیفرنیاشدنی هست یا نیست، چون فقط کسانی که با پولشون و حتی با جونشون ریسک میکنند و وارد بازار میشن و سرمایهگذاری میکنند تعیین خواهند کرد که کالیفرنیا خواهد شد یا نخواهد شد. ما نمیدونیم گردشگری براش بهتره یا تولید صنعتی. شاید از پس هر دو بر اومد، شاید قطب چیز دیگهای شد. بوشهر باید آزاد باشه راهش رو انتخاب کنه، نه به این دلیل که میدونیم چه راهی رو خواهد رفت، بلکه به این دلیل که نمیدونیم! هیچکس هیچی نمیدونه، حتی اونی که پول میذاره وسط. ولی در بین کسانی که هیچی نمیدونستند، فقط اونه که بعدا میتونه بگه یه چیزایی فهمیده.
ولی خب دنیای واقعی خیلی با پتانسیلها کار نداره.
هر حرفی درباره اینکه فلان بیزینس در بوشهر جواب میده یا نمیده، فقط حدس و گمانه و ارزش دیگهای نداره. فقط بازار آزاده که میتونه کشف کنه چه بیزینسی جواب خواهد داد، یا نخواهد داد. ما نمیدونیم بوشهر کالیفرنیاشدنی هست یا نیست، چون فقط کسانی که با پولشون و حتی با جونشون ریسک میکنند و وارد بازار میشن و سرمایهگذاری میکنند تعیین خواهند کرد که کالیفرنیا خواهد شد یا نخواهد شد. ما نمیدونیم گردشگری براش بهتره یا تولید صنعتی. شاید از پس هر دو بر اومد، شاید قطب چیز دیگهای شد. بوشهر باید آزاد باشه راهش رو انتخاب کنه، نه به این دلیل که میدونیم چه راهی رو خواهد رفت، بلکه به این دلیل که نمیدونیم! هیچکس هیچی نمیدونه، حتی اونی که پول میذاره وسط. ولی در بین کسانی که هیچی نمیدونستند، فقط اونه که بعدا میتونه بگه یه چیزایی فهمیده.
یکی از تکاندهندهترین حرفهایی که کسی بم زد این بود: «همین الان برو بیرون ده دلار دربیار برگرد». غیر از دزدی، بهرحال هرکس بنا به مهارتهایی که داره یه جوری پول درمیاره و من هم ایدههایی داشتم، ولی قید «همین الان» همهچیز رو خیلی سخت میکرد. چطور همین الان بدون هرگونه آمادگی و برنامهای؟ چطور میشه اصلا؟ یادآوری این جمله در هر صورت مفیده. چون یا میتونی انجامش بدی، یا یادت میفته که از بدست آوردن ده دلار هم عاجزی! یا وسط سختی هستی، یا حواست جمع میشه که وسط سختی نیستی. هر دوش خوبه چون اگه درگیر واقعیت باشی، وقت برای موهومات نداری. و اگه حواست باشه که هنوز درگیر واقعیات نیستی، حواست رو جمع کنی که به سمت موهومات و مزخرفات کشیده نشی.
ثبات مالی، یک شیلد میسازه برای ایزوله شدن ازون بیرون، و جا باز میکنه برای افکار منفکشده از واقعیت، و حتی منفکشده از ریشه اصلی (مثلا از ملیگرایی صحبت میکنند اما نمیدونند چطور در اروپا شکل گرفت). در دوران قرنطینه کالیفرنیا، پوکترین حرفها رو از کسانی شنیدم که درآمدشون قطع نمیشد، و جالبترین حرفها رو از کسانی که سه ماه هیچ دریافتی از هیچجا نداشتند.
ثبات مالی، یک شیلد میسازه برای ایزوله شدن ازون بیرون، و جا باز میکنه برای افکار منفکشده از واقعیت، و حتی منفکشده از ریشه اصلی (مثلا از ملیگرایی صحبت میکنند اما نمیدونند چطور در اروپا شکل گرفت). در دوران قرنطینه کالیفرنیا، پوکترین حرفها رو از کسانی شنیدم که درآمدشون قطع نمیشد، و جالبترین حرفها رو از کسانی که سه ماه هیچ دریافتی از هیچجا نداشتند.
میگه اگه ملکتون رو در سامانه املاک ثبت نکنید، خانه خالی تلقی شده و بش مالیات تعلق میگیره.
خب اگه بخوای مالیات اعمال کنی روش، لابد میدونی مال کیه، و اگه میدونی مال کیه لازم نیست از خودش بپرسی.
خودشون که گاوند و تناقض به این مسخرگی رو نمیفهمند، خبرنگار خودنفروختهای هم نداریم که اینو جلو روشون بگه.
خب اگه بخوای مالیات اعمال کنی روش، لابد میدونی مال کیه، و اگه میدونی مال کیه لازم نیست از خودش بپرسی.
خودشون که گاوند و تناقض به این مسخرگی رو نمیفهمند، خبرنگار خودنفروختهای هم نداریم که اینو جلو روشون بگه.
- برای خرید سیمکارت جدید باید کارت ملی بدی اسکن کنم
- کارت ملی ندارم، ندادن هنوز
- خب شناسنامه بده
- بفرما
- نه این قدیمیه، باید شناسنامه جدید بگیری
- چه فرقی داره؟
- اون جدیدا رو نمیشه جعل کرد
- بعد اونم اسکن میکنی؟
- آره
- در واقع یه عکس میگیرید ازش
- آره
- خب از عکسش که خاصیتهای ضدجعلش مشخص نمیشه
- من نمیدونم آقا، به ما اینجوری گفتن
#گله_گاو
- کارت ملی ندارم، ندادن هنوز
- خب شناسنامه بده
- بفرما
- نه این قدیمیه، باید شناسنامه جدید بگیری
- چه فرقی داره؟
- اون جدیدا رو نمیشه جعل کرد
- بعد اونم اسکن میکنی؟
- آره
- در واقع یه عکس میگیرید ازش
- آره
- خب از عکسش که خاصیتهای ضدجعلش مشخص نمیشه
- من نمیدونم آقا، به ما اینجوری گفتن
#گله_گاو
در یک دانشگاه آمریکایی یک دانشجوی چینی سر کلاس از استاد پرسیده اینجور که من میبینم بیشتر تهدیدهای جدی علیه کشور شما داره از سمت چین وارد میشه اما دولت شما و رسانهها کلید کردهاند روی روسیه که عملا تهدیدی نداره، علتش چیه؟ و استاده مونده چه جوابی بده. (برخلاف نگاه نژادپرستانه خیلیها که با افاضاتشون در تلگرام هم برخورد میکنید، خون چینیها یک مایع فسفری نیست و «زنبورهای کارگر پکن که تا غرب پرواز کردهاند تا مأموریتشان را انجام دهند» نیستند. خیلیهاشون در موقعیتی مشابه ما ایرانیها هستند که وقتی مهاجرت کردند دوست داشتند دولت غربی به حکومتی که به مهاجرت وادارشون کرد، گاهی لگدی چیزی بزنه، و ازینکه نمیزنه مأیوسند).
من اگه جای استاده بودم میگفتم وقتی رییسجمهور فعلی انقدر پیره که دچار زوال عقل شده، و نظام سیاسی همین دایناسور رو به عنوان «ناجی» به ملت قالب میکنه، انتظار داری سوزن دولت تو دوره جنگ سرد گیر نکرده باشه؟!
بعد احتمالا دانشجوعه میگفت در ضخامت رسوبات سی سال پیش در دانشگاهها و اندیشکدهها و بدنه دولت تردیدی ندارم، ولی چهرههای جدید خیلی زیادی وارد دنیای سیاست شدن و آدم انتظار داره دیگه حداقل اونها گرفتار روسیهستیزی نباشند. بعد باز به جای استاده میگفتم کسینجر قلبش رو سه بار تعویض کرده و هنوز زندهست و تز میده. بیشتر این فسیلها هنوز تأثیرگذارند. یا حداقل الگو هستند. وقتی ترامپ اومد گفتند ما کلاس سیاسی خودمون رو از دست دادیم! خب این یعنی منظورشون این بوده که قبل از ترامپ کلاس بالایی داشتند! حتی در دوره بوش. چک کنید چه آدمهایی دولت بوش را میچرخوندند.. همگی جنگ سردی بودند. منافع آمریکا به عنوان هدف غایی، دیگه حالت سمبلیک پیدا کرده. در پایین و در دل تشکیلات بروکراتیک، هدف صرفا ادامه سنتهاست. با روسها درگیر بودن هم یک سنته. اما سنتها در هر جبههای شانس زنده موندن نداره. آویزان عیسی مسیح شدن برای نجات از کرونا در برزیل که داره روزی دو هزار کشته میده، قابل انتظارتره تا در استرالیا که روزی یک کیس جدید هم نداره. نمیگم تو استرالیا نمیشه مسیحی مومن بود، اما فضا طوری نیست که بطلبه جمع بشن و جلوی صلیب زانو بزنند. سبک جنگ سردی سیاست خارجی دولت ما، بیشتر در برابر روسیهای موضوعیت داره که یک مشت قلدر امنیتی همهچیز رو تحت کنترل گرفتن و هنوز فانتزیهای جهانگشایی دارند، نه در برابر چین که همون کارهایی که دولت ما قراره انجام بده رو داره خیلی بهتر انجام میده و اگه با یه عده اقلیت مثل حیوون برخورد نمیکرد نمیدونستیم به کجاش گیر بدیم. دولت ما یا دانشگاه ما دعوا با روسیه رو دوست داره، چون فقط همین دعوا رو خوب بلده.
من اگه جای استاده بودم میگفتم وقتی رییسجمهور فعلی انقدر پیره که دچار زوال عقل شده، و نظام سیاسی همین دایناسور رو به عنوان «ناجی» به ملت قالب میکنه، انتظار داری سوزن دولت تو دوره جنگ سرد گیر نکرده باشه؟!
بعد احتمالا دانشجوعه میگفت در ضخامت رسوبات سی سال پیش در دانشگاهها و اندیشکدهها و بدنه دولت تردیدی ندارم، ولی چهرههای جدید خیلی زیادی وارد دنیای سیاست شدن و آدم انتظار داره دیگه حداقل اونها گرفتار روسیهستیزی نباشند. بعد باز به جای استاده میگفتم کسینجر قلبش رو سه بار تعویض کرده و هنوز زندهست و تز میده. بیشتر این فسیلها هنوز تأثیرگذارند. یا حداقل الگو هستند. وقتی ترامپ اومد گفتند ما کلاس سیاسی خودمون رو از دست دادیم! خب این یعنی منظورشون این بوده که قبل از ترامپ کلاس بالایی داشتند! حتی در دوره بوش. چک کنید چه آدمهایی دولت بوش را میچرخوندند.. همگی جنگ سردی بودند. منافع آمریکا به عنوان هدف غایی، دیگه حالت سمبلیک پیدا کرده. در پایین و در دل تشکیلات بروکراتیک، هدف صرفا ادامه سنتهاست. با روسها درگیر بودن هم یک سنته. اما سنتها در هر جبههای شانس زنده موندن نداره. آویزان عیسی مسیح شدن برای نجات از کرونا در برزیل که داره روزی دو هزار کشته میده، قابل انتظارتره تا در استرالیا که روزی یک کیس جدید هم نداره. نمیگم تو استرالیا نمیشه مسیحی مومن بود، اما فضا طوری نیست که بطلبه جمع بشن و جلوی صلیب زانو بزنند. سبک جنگ سردی سیاست خارجی دولت ما، بیشتر در برابر روسیهای موضوعیت داره که یک مشت قلدر امنیتی همهچیز رو تحت کنترل گرفتن و هنوز فانتزیهای جهانگشایی دارند، نه در برابر چین که همون کارهایی که دولت ما قراره انجام بده رو داره خیلی بهتر انجام میده و اگه با یه عده اقلیت مثل حیوون برخورد نمیکرد نمیدونستیم به کجاش گیر بدیم. دولت ما یا دانشگاه ما دعوا با روسیه رو دوست داره، چون فقط همین دعوا رو خوب بلده.
در مفاتیح آمده اگر در هر شب ماه رمضان غسل کنی تا رمضان سال بعد از خارش بدن در امان خواهی بود!
قدیم حمام رفتن برای مردم عادی سخت بود. توصیه میکرده یک ماه فشرده کار کنید، عوضش یک سال نرید. مدیریت آخوندی بهداشت جامعه.
قدیم حمام رفتن برای مردم عادی سخت بود. توصیه میکرده یک ماه فشرده کار کنید، عوضش یک سال نرید. مدیریت آخوندی بهداشت جامعه.
❤7
هولدینگ کیهان در ژاپن (بله یه شرکت به این اسم وجود داره) که خطوط ریلی در اوزاکا و کیوتو رو اداره میکنه به خاطر افت تعداد مسافران و کاهش درآمد میخواد پرسنلش رو تعدیل و بعضی از خدمات رو مکانیزه یا هوشمند کنه تا نیاز به نیروی انسانی نباشه. چون این کاهش مسافر رو موقتی نمیبینه. افزایش دورکاری باعث شد به این نتیجه برسه که خیلی از مسافرانی که الان از قطار استفاده نمیکنند، دیگه استفاده نخواهند کرد!
پارسال در اوج کرونا نوشتم که این بحران شرکتها رو وادار میکنه تا کشف کنند چه مشاغلی اضافهست، و وقتی کشف شد در حذفش درنگ نخواهند کرد.
پارسال در اوج کرونا نوشتم که این بحران شرکتها رو وادار میکنه تا کشف کنند چه مشاغلی اضافهست، و وقتی کشف شد در حذفش درنگ نخواهند کرد.
هفته منتهی به بیست و هفتم مارس، بیش از ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار آمریکایی حقوق بیکاری دریافت کردند، اما اگه برنامههای دیگه دولت برای بیکاریهای مربوط به کرونا که از پارسال اجرا شده رو در نظر بگیریم، بیش از ۱۸ میلیون نفر دارند نوعی از کمک مالی رو دریافت میکنند. این میتونه جمعیت یک کشور اروپایی باشه.
بعیده دیگه در آمریکا ایدههای راستگرایانه رأی بیاره. خرج کردن پولی که وجود نداره، عادتی بوجود میاره که روی طرز فکر اثر میذاره.
بعیده دیگه در آمریکا ایدههای راستگرایانه رأی بیاره. خرج کردن پولی که وجود نداره، عادتی بوجود میاره که روی طرز فکر اثر میذاره.
یا باید یه حکومتی وجود داشته باشه که صد سال بعد رو ببینه و برنامهریزی عقلانی کنه و اون برنامه رو با زور و بدون تخفیف اعمال کنه، که چنین چیزی فقط در تخیلات وجود داره، چون دولتها ذاتا مخربند و اگه برنامهای اجرایی نکنند بهتره؛ یا مردم به این بلوغ اجتماعی برسند که برای حفظ دراز مدت کیفیت زندگی، باید یه سری کارها رو مشارکتی و در چارچوب تعاون انجام بدن، مثل ساختن مجتمعهای مسکونی بزرگ و مرتفع که بینشون فاصله وجود داشته باشه، هم برای فضای سبز و هم برای جریان هوا. اما از انجام چنین کارهایی عاجزند، چون نه به اون بلوغ رسیدهاند، نه محلیات باقی مونده. هرکس یک جزیرهست و فقط زیر پای خودش رو میسازه. اگه محله موجودیت مستقل داشت، هرکس جزیی از قبیله اون محله میشد و منافع جمعی قبیله در اولویت قرار میگرفت. در این عفونت بتنی، همه چسبیدهاند بهم اما هیچ تعلقی بهمدیگه ندارند. وقتی به همسایه نهی از منکر کنی، میگه برو شکایت کن! که یعنی من با تو طرف نیستم، من فقط با دولت طرفم! با کسی که اتاق خوابش با یک دیوار تیغه بیست سانتی از اتاق خواب خودش جدا شده، طرف نیست.