اگه این رو به طرفداران ترامپ بگید با موتور از روتون رد میشن. اونها خیلی جدی معتقدند واکسن پروژه بیل گیتس بود، در حالی که رییسجمهور محبوب خودشون کاری برای واکسن کرد که بیل گیتس با همه پول و نفوذش هم نمیتونست انجام بده، یعنی: مقرراتزدایی!
علت این ناهماهنگی در برداشت عمومی در بین طرفدارانش هم اینه که نیومد واکسنی که خودش با انجام یک به قول شما شاهکار، به این مرحله رسونده بود، تبلیغ کنه! گفت داریم با سرعتی بینظیر واکسن را آماده میکنیم، هیچوقت نگفت ملت بیایید بزنید! حتی الانم نمیگه. حتی میتونست از عنوان «واکسن ترامپ» استفاده کنه. (اون وقت وضعیت برعکس میشد، لیبرالها نمیزدند، و طرفدارانش میزدند).
ترامپ شخصا به کارهایی که این صنعت داره انجام میده اعتماد نداره. اون شاهکار رو برای اثبات «کفایت اجرایی» انجام داد. که دیر بود و به دردش نخورد.
علت این ناهماهنگی در برداشت عمومی در بین طرفدارانش هم اینه که نیومد واکسنی که خودش با انجام یک به قول شما شاهکار، به این مرحله رسونده بود، تبلیغ کنه! گفت داریم با سرعتی بینظیر واکسن را آماده میکنیم، هیچوقت نگفت ملت بیایید بزنید! حتی الانم نمیگه. حتی میتونست از عنوان «واکسن ترامپ» استفاده کنه. (اون وقت وضعیت برعکس میشد، لیبرالها نمیزدند، و طرفدارانش میزدند).
ترامپ شخصا به کارهایی که این صنعت داره انجام میده اعتماد نداره. اون شاهکار رو برای اثبات «کفایت اجرایی» انجام داد. که دیر بود و به دردش نخورد.
❤2
شاهزاده میگه کشور ما یه زمانی در همهچیز پیشتاز منطقه بود، اما الان حکومت بیکفایته و دیگه در هیچچیز پیشتاز نیستیم!
منظور حضرت دقیقا چه زمانیه؟ اگه تایم مشخص بدن میتونیم بریم تحقیق کنیم و مشخص بشه دقیقا در چه چیزی پیشتاز بودند.
من نمیدونم چرا در صحراهای خاورمیانه هرکی حصر خانگی میشه وانمود میکنه یه «دوران طلایی» در گذشته وجود داشته.
https://t.iss.one/bbcpersian/97595
منظور حضرت دقیقا چه زمانیه؟ اگه تایم مشخص بدن میتونیم بریم تحقیق کنیم و مشخص بشه دقیقا در چه چیزی پیشتاز بودند.
من نمیدونم چرا در صحراهای خاورمیانه هرکی حصر خانگی میشه وانمود میکنه یه «دوران طلایی» در گذشته وجود داشته.
https://t.iss.one/bbcpersian/97595
Telegram
BBCPersian
🔸ولیعهد سابق اردن 'تحت بازداشت خانگی قرار گرفت'
🔺شاهزاده حمزه بن حسین، ولیعهد سابق اردن، می گوید در عملیات دولت این کشور علیه منتقدان تحت بازداشت خانگی قرار گرفته است.
🔸ارتش اردن حصر خانگی شاهزاده حمزه را رد کرد اما گفت دستور دارد مانع اقداماتی شود که می…
🔺شاهزاده حمزه بن حسین، ولیعهد سابق اردن، می گوید در عملیات دولت این کشور علیه منتقدان تحت بازداشت خانگی قرار گرفته است.
🔸ارتش اردن حصر خانگی شاهزاده حمزه را رد کرد اما گفت دستور دارد مانع اقداماتی شود که می…
❤2
قیمت تخته چوب که آمریکاییها، و حتی بخشی از اروپا، ازش به عنوان دیوار خونههاشون استفاده میکنند و صنعت مسکن بش وابستهست، از ۱۲ دلار رسیده به ۵۲ دلار! درسته که عرضه محدود شده و تقاضا بالاست و همین قیمت رو بالا میبره، اما این فقط شامل چوب نمیشه. اگه در فانتزیهاتون خرید خونه بزرگ آمریکایی در تگزاس اون هم به ثمن بخس، یکی از گزینهها بود، یواش یواش روش خط بکشید.
❤4
اونی که قراره حرف رهبر رو تو سپاه بزنه برگشت گفت محمد سرخود کاندید شده. سخنگوی سپاه میگه عجله نکنید، شاید بش گفتیم حرفشو پس بگیره!
جنگ زرگری بخش تفکیکنشدنی ازین سیرکه، ولی عادات رفتاری گاوها رو هم باید موثر دونست. گاوهایی که حتی بلد نیستند طوری به سوال جواب بدن که خودش یک بیآبرویی دیگه بوجود نیاره.
جنگ زرگری بخش تفکیکنشدنی ازین سیرکه، ولی عادات رفتاری گاوها رو هم باید موثر دونست. گاوهایی که حتی بلد نیستند طوری به سوال جواب بدن که خودش یک بیآبرویی دیگه بوجود نیاره.
❤2
فکر کردم ازین ویدئوهاست که آخرش طرف با مخ میره به قعر چاه بعد یه آهنگ فکاهی میکس میشه روش! نباید چنین چیز بزرگی یه حفاظی نردهای توریای چیزی داشته باشه؟
به صورت یک اصل کلی معتقدم کارهایی که به طبیعت مربوطه نباید شبیه پروژههای شهرداری باشه. متأسفانه در شهر ما هم داره کارهای مشابه انجام میشه. به جای انجام پروژههای اصولی برای هدایت آبهای روان و سپس تصفیهشون، سر هر خیابون یه چاه بیست متری بعلاوه صدمتر انبار میزنند (که فقط دستمزد حفرش سی میلیون تومنه) که هر وقت بارون اومد آبی که از قسمتهای بالاتر شهر میاد بریزه توش. آبی که آلوده به هزار و یک ماده شیمیایی پیچیده مثل روغن موتورهاست. حالا اینها همون کار رو در اسکیل بزرگتر دارن انجام میدن. لابد استدلالشون هم اینه که سفرهها با هر چیزی شارژ بشن بهتر ازینه که خشک بشن. مسئله جالب اینه که مطلقا اطلاعرسانی انجام نمیگیره. مثلا اسناد مطالعاتی این طرحها کجاست؟ کی مختصات جغرافیایی این مخازن رو تعیین کرده؟ نقشه جیآیاس همه این نقاط رو کجا میتونیم دانلود کنیم؟ یه شب میخوابیم صبح پا میشیم میبینیم مثل تام و جری دارن همهجا رو سوراخ میکنند!
https://t.iss.one/Mahdi_Motagh/775
به صورت یک اصل کلی معتقدم کارهایی که به طبیعت مربوطه نباید شبیه پروژههای شهرداری باشه. متأسفانه در شهر ما هم داره کارهای مشابه انجام میشه. به جای انجام پروژههای اصولی برای هدایت آبهای روان و سپس تصفیهشون، سر هر خیابون یه چاه بیست متری بعلاوه صدمتر انبار میزنند (که فقط دستمزد حفرش سی میلیون تومنه) که هر وقت بارون اومد آبی که از قسمتهای بالاتر شهر میاد بریزه توش. آبی که آلوده به هزار و یک ماده شیمیایی پیچیده مثل روغن موتورهاست. حالا اینها همون کار رو در اسکیل بزرگتر دارن انجام میدن. لابد استدلالشون هم اینه که سفرهها با هر چیزی شارژ بشن بهتر ازینه که خشک بشن. مسئله جالب اینه که مطلقا اطلاعرسانی انجام نمیگیره. مثلا اسناد مطالعاتی این طرحها کجاست؟ کی مختصات جغرافیایی این مخازن رو تعیین کرده؟ نقشه جیآیاس همه این نقاط رو کجا میتونیم دانلود کنیم؟ یه شب میخوابیم صبح پا میشیم میبینیم مثل تام و جری دارن همهجا رو سوراخ میکنند!
https://t.iss.one/Mahdi_Motagh/775
Telegram
Mahdi Motagh ¦ مهدی معتق
این فیلمی هست که اقای دکتر عباسی از منابع طبیعی استان گلستان پیرامون پروژه تغذیه آبخوان در استان گلستان در توییتر خود گذاشته اند. عنوان خبر ، عنوان جالبی است و برای کشوری که بیلان منابع اب زیر زمینی تمامی دشت های عمده آن به علت مدیریت ناکارآمد منابع آبی،…
❤1
آثار رانت و ناشایستگی حتی در مستندهای حکومتی هم دیده میشه. کسی رو برای معرفی جاذبههای طبیعی انتخاب میکنند که تو عمرش یه شب هم تو بیابون نخوابیده، در حالی که تعداد خدا داندی از جوانان ایرانی هستند که از پول زیاد یا از فقر زیاد یا از خوششانسی زیاد یا از بدشانسی زیاد، برهوت طبیعی خانه دومشون بوده. جلوی دوربین میگه «من از بچگی عاشق طبیعت بودم» اما حتی از تپه هم نمیتونه بالا بره، درخت که بماند.
از کسی برای معرفی جاذبههای تاریخی استفاده میکنند که اگه متن نداشته باشه نمیتونه اهمیت یک کتیبه رو توضیح بده. کسی که جز اینکه «این نشون میده کشور ما چه گذشته با عظمتی داشته» نمیتونه جمله دیگهای اضافه کنه. کسی که واضحه حتی ویکیپدیای تاریخ ایران رو هم مرور نکرده، مطالعه تخصصی که بماند. کسی که تنها میشه از هیکلش به عنوان گلدون معیار استفاده کرد برای تخمین ابعاد بناهای مرتفع، وقتی از لنز واید استفاده میشه.
برای معرفی جاذبههای فرهنگی کسی رو انتخاب میکنند که جز فارسی به هیچ زبان دیگهای مسلط نیست، و با اقوام ایرانی که نه زبان و گویش، که حتی لهجهشون کمی متفاوته همونقدر مشکل داره که یک توریست اسپانیایی ممکن بود مشکل داشته باشه. کسی که وقتی با یک زن بومی که جلوی دوربین خجالتزدهست و به فارسی رسمی تسلط نداره طوری برخورد میکنه که انگار داره یک شامپانزه رو به بینندگان توی خونه معرفی کنه، میشه عبارت «زبالهی مرکزنشین» رو در موردش به کار برد. کسی که خروجی عینی آموزش و پرورش فشل دولتهای فشله، که تنها چیزی که از فرهنگ میشناسند خونگرم بودن مردم دور از مرکزه، و حتی همونش هم نمیفهمند. یک بدبخت جهانسومی که وقتی شتر میبینه فکر میکنه روستای چندمیلیوننفری که ازش اومده از لحاظ توسعه خیلی فاصله گرفته ازون شترستان. یک پفیوز استمرارطلب و روسپی #زندگی_نرمال که محرومیت دورافتادگان رو نمک زندگیشون حساب میکنه.
نباید اجازه بدید یک مشت مترسک پوک به بچههای شما بگن ایران چهجور جاییه.
از کسی برای معرفی جاذبههای تاریخی استفاده میکنند که اگه متن نداشته باشه نمیتونه اهمیت یک کتیبه رو توضیح بده. کسی که جز اینکه «این نشون میده کشور ما چه گذشته با عظمتی داشته» نمیتونه جمله دیگهای اضافه کنه. کسی که واضحه حتی ویکیپدیای تاریخ ایران رو هم مرور نکرده، مطالعه تخصصی که بماند. کسی که تنها میشه از هیکلش به عنوان گلدون معیار استفاده کرد برای تخمین ابعاد بناهای مرتفع، وقتی از لنز واید استفاده میشه.
برای معرفی جاذبههای فرهنگی کسی رو انتخاب میکنند که جز فارسی به هیچ زبان دیگهای مسلط نیست، و با اقوام ایرانی که نه زبان و گویش، که حتی لهجهشون کمی متفاوته همونقدر مشکل داره که یک توریست اسپانیایی ممکن بود مشکل داشته باشه. کسی که وقتی با یک زن بومی که جلوی دوربین خجالتزدهست و به فارسی رسمی تسلط نداره طوری برخورد میکنه که انگار داره یک شامپانزه رو به بینندگان توی خونه معرفی کنه، میشه عبارت «زبالهی مرکزنشین» رو در موردش به کار برد. کسی که خروجی عینی آموزش و پرورش فشل دولتهای فشله، که تنها چیزی که از فرهنگ میشناسند خونگرم بودن مردم دور از مرکزه، و حتی همونش هم نمیفهمند. یک بدبخت جهانسومی که وقتی شتر میبینه فکر میکنه روستای چندمیلیوننفری که ازش اومده از لحاظ توسعه خیلی فاصله گرفته ازون شترستان. یک پفیوز استمرارطلب و روسپی #زندگی_نرمال که محرومیت دورافتادگان رو نمک زندگیشون حساب میکنه.
نباید اجازه بدید یک مشت مترسک پوک به بچههای شما بگن ایران چهجور جاییه.
به چیزهایی که نشدیم بیشتر فکر میکنیم تا به چیزهایی که شدیم. شاید چون چیزهایی که شدیم افتخار ندارند. اما بیشتر چیزهایی که نشدیم هم، افسوس ندارند.
از بین همه چیزهای که دیگران شدند و من نشدم، یکی از تلخترینها این بود که «جاذب ناملایمات» نشدم. یعنی آدمی که اگر حاضر باشه و دیگران ناراحت باشند، یکجور ناراحتی رو سپری میکنند، و اگر غایب باشه یکجور دیگه. آدمی که وقتی نیست بگن اگه بود الان این مصیبت رو راحتتر تحمل میکردیم! آدمی که به حزن مسلطه.
من، این نشدم. و این خیلی بدتر از خلبان نشدنه.
از بین همه چیزهای که دیگران شدند و من نشدم، یکی از تلخترینها این بود که «جاذب ناملایمات» نشدم. یعنی آدمی که اگر حاضر باشه و دیگران ناراحت باشند، یکجور ناراحتی رو سپری میکنند، و اگر غایب باشه یکجور دیگه. آدمی که وقتی نیست بگن اگه بود الان این مصیبت رو راحتتر تحمل میکردیم! آدمی که به حزن مسلطه.
من، این نشدم. و این خیلی بدتر از خلبان نشدنه.
نوجوان که بودیم خبرنگاران ایرانی در روزنامههای اصلاحطلب و سمت هاشمی، درباره اینکه ژورنالیسم در غرب رکن چهارم دموکراسیه چون خبرنگاران حاکمان رو وادار به پاسخگویی و حتی اصلاح رفتار میکنند، مطلب زیاد مینوشتند. منظورشون این بود که ما اگه خارج بودیم پادشاهی میکردیم اما بُر خوردیم بین شما جهانسومیهای استبدادزده که حالیتون نیست ما چقدر مهمیم، سطحتون رو بیارید بالاتر دیگه تنلشا! هر از چندی هم یه عکس از خودشون که پشتش پر از کتاب درباره ژورنالیسمه میذاشتن. مثلا کتابی درباره یه خبرنگاری که رفته بوده وسط یه جنگ داخلی در آفریقا و نزدیک بوده بگیرن بیضههاش رو ببرن. کاملا قابل تصوره در حالی که داشتند از طرف جناحی تأمین مالی میشدند که نویسندگان مخالفنویس رو مینداخت تو دره، وقتی تشری در نماز جمعه بشون وارد میشد بین خودشون میگفتند ما سه تا ژورنالیست که دوتامون تو آفریقا ممکن بود بیضههاشون رو ببرند، کجا میبرید؟
الان که خبرنگارهای آمریکایی از رابرت مالی که میگه فشار حداکثری شکست خورده سوال میپرسند، یاد اون توهماتی که در نوجوانی بمون تزریق کردند میافتم. چون اگه میکروفون رو میدادند دست کارمندان خود رابرت مالی، ممکن بود سوالات چالش برانگیزتری از رییسشون بپرسند!
هیچکس نمیپرسه اگه فشار حداکثری شکست خورده چطور ممکنه فشار حداقلی جواب بده؟ این تناقض منطقی رو چطور توضیح میدید؟ منظور از شکست اینه که طرف تحریمشده فشار رو تحمل کرده اما امتیاز نداده، یا عقبنشینی نکرده. اگه یه حکومت فشار حداکثری رو تحمل کرده و امتیاز نداده، چرا باید به خاطر فشار حداقلی امتیاز بده؟ اگه شکست فشار حداکثری یک فکت باشه، تنها گزینه منطقی بعدی، کنسل کردن کلی همه فشارهاست. یعنی با ایران هستهای کنار بیایید، به سرعت به بازار جهانی ملحقش کنید، طبقه متوسط ایرانی رو تقویت کنید، و الی آخر.
این مرض «خودنمایی صنفی» که باعث میشه معماران طرحهایی اجرا کنند که بیشتر به درد پز دادن به بقیه معماران میخوره تا به درد ساکن اصلی ساختمان، فقط مختص صنف معماران نیست. دیپلماتها هم آلوده به این ویروسند. اگه کار رو سریع انجام بدی، میگن سیاست خارجی آشفته! باید کشش بدی، وقت تلف کنی، پیچیدگی غیرضروری اضافه کنی، که به نظر برسه داری کوه میکنی. یادتونه جان کری هر ازچندی میاومد بیرون هوا بخوره گویی اون تو داشته زایمان میکرده؟ این اداها یه مقدارش برای عوامه، اما بیشترش برای همصنفیهاست. که بعدا بگن میبینید؟ جان کری رو دیدید؟ تازه ایشون یکی از خوبای ماست. کار ما همینقدر نفسگیره!
مادِرفاکرز
الان که خبرنگارهای آمریکایی از رابرت مالی که میگه فشار حداکثری شکست خورده سوال میپرسند، یاد اون توهماتی که در نوجوانی بمون تزریق کردند میافتم. چون اگه میکروفون رو میدادند دست کارمندان خود رابرت مالی، ممکن بود سوالات چالش برانگیزتری از رییسشون بپرسند!
هیچکس نمیپرسه اگه فشار حداکثری شکست خورده چطور ممکنه فشار حداقلی جواب بده؟ این تناقض منطقی رو چطور توضیح میدید؟ منظور از شکست اینه که طرف تحریمشده فشار رو تحمل کرده اما امتیاز نداده، یا عقبنشینی نکرده. اگه یه حکومت فشار حداکثری رو تحمل کرده و امتیاز نداده، چرا باید به خاطر فشار حداقلی امتیاز بده؟ اگه شکست فشار حداکثری یک فکت باشه، تنها گزینه منطقی بعدی، کنسل کردن کلی همه فشارهاست. یعنی با ایران هستهای کنار بیایید، به سرعت به بازار جهانی ملحقش کنید، طبقه متوسط ایرانی رو تقویت کنید، و الی آخر.
این مرض «خودنمایی صنفی» که باعث میشه معماران طرحهایی اجرا کنند که بیشتر به درد پز دادن به بقیه معماران میخوره تا به درد ساکن اصلی ساختمان، فقط مختص صنف معماران نیست. دیپلماتها هم آلوده به این ویروسند. اگه کار رو سریع انجام بدی، میگن سیاست خارجی آشفته! باید کشش بدی، وقت تلف کنی، پیچیدگی غیرضروری اضافه کنی، که به نظر برسه داری کوه میکنی. یادتونه جان کری هر ازچندی میاومد بیرون هوا بخوره گویی اون تو داشته زایمان میکرده؟ این اداها یه مقدارش برای عوامه، اما بیشترش برای همصنفیهاست. که بعدا بگن میبینید؟ جان کری رو دیدید؟ تازه ایشون یکی از خوبای ماست. کار ما همینقدر نفسگیره!
مادِرفاکرز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلابهاوس برای استمرارطلبان نسخه مدرن فرندفیده. اونجا هم متکلم وحده برای خودش قلمروی امن ساخته بود. به بالاییها میگفتند داریم در فضای چندصدایی از نظام دفاع میکنیم، اما مهمونیهای الیگارشی متداولشون رو صرفا آنلاین کرده بودند. دستگاه بالا، پول خرج میکرد ولی اون پایین خبری از اثرگذاری نبود. چون مخاطب اصلا توده کاربران نبودند.
اینم سرنوشت همون رو پیدا میکنه.
اینم سرنوشت همون رو پیدا میکنه.
از تعداد چینیهای ساکن در کشورهای دیگه و پولهایی که با خودشون بردن نتیجه گرفته که چین دنیا رو گرفته!
بیشتر سرمایهگذاریهای بزرگ شهر ما توسط یزدیها انجام شده، یعنی باید گفت یزدیها شهر ما رو گرفتن؟ (جالبه پستهای مدیریتی که بیشتر روی سرنوشت شهر تأثیر داره دست لرها بوده، که جز بدبختترین مهاجران این شهر بودند).
به این موضوع هم اشاره نمیکنه که خیلی از چینیهای مهاجر، دقیقا به این دلیل مهاجرت میکنند که از زندگیای که دولت چین درست کرده فرار کنند، حتی اون بخشی ازونها که نگاه سیاسی هم ندارند. خیلیهاشون از شهروندان بومی هم مفیدتر بودن برای اون کشور. چطور میشه وقتی طرف به میزبان خدمت کرده، به شکل سرباز دولت کمونیست معرفیش کرد؟ مهاجران چینی مجموعه بسیار متنوعی از چینیهاست که در دورههای تاریخی مختلف، و با بکگراندهای مختلف، مهاجرت کردند و در هر کشور و حتی در هر ایالت از هر کشور، داستان جداگانهای دارند. یککاسه کردن همه اینها در قالب قوم مغول که «همهجا رو گرفتن» به شدت عوامانه و حاصل مطالعات ویکیپدیاییه. و معمولا عوامگرایی هم با نژادپرستی موازی میشن، که مثل این، تصویری از آدم چینی ارائه میده که انگار خون تو رگهاشون یه ماده فسفریه و هرجا وارد بشن خطرناکند، چون خودشون مغز ندارن و مثل فیلمهای تخیلی یه گوی نورانی در یکی از زیرزمینهای پکن وجود داره که مغز همشونه و از دور بشون فرمان میده!
https://t.iss.one/ecotraders/17463
بیشتر سرمایهگذاریهای بزرگ شهر ما توسط یزدیها انجام شده، یعنی باید گفت یزدیها شهر ما رو گرفتن؟ (جالبه پستهای مدیریتی که بیشتر روی سرنوشت شهر تأثیر داره دست لرها بوده، که جز بدبختترین مهاجران این شهر بودند).
به این موضوع هم اشاره نمیکنه که خیلی از چینیهای مهاجر، دقیقا به این دلیل مهاجرت میکنند که از زندگیای که دولت چین درست کرده فرار کنند، حتی اون بخشی ازونها که نگاه سیاسی هم ندارند. خیلیهاشون از شهروندان بومی هم مفیدتر بودن برای اون کشور. چطور میشه وقتی طرف به میزبان خدمت کرده، به شکل سرباز دولت کمونیست معرفیش کرد؟ مهاجران چینی مجموعه بسیار متنوعی از چینیهاست که در دورههای تاریخی مختلف، و با بکگراندهای مختلف، مهاجرت کردند و در هر کشور و حتی در هر ایالت از هر کشور، داستان جداگانهای دارند. یککاسه کردن همه اینها در قالب قوم مغول که «همهجا رو گرفتن» به شدت عوامانه و حاصل مطالعات ویکیپدیاییه. و معمولا عوامگرایی هم با نژادپرستی موازی میشن، که مثل این، تصویری از آدم چینی ارائه میده که انگار خون تو رگهاشون یه ماده فسفریه و هرجا وارد بشن خطرناکند، چون خودشون مغز ندارن و مثل فیلمهای تخیلی یه گوی نورانی در یکی از زیرزمینهای پکن وجود داره که مغز همشونه و از دور بشون فرمان میده!
https://t.iss.one/ecotraders/17463
Telegram
اقتصاد کسب و کار
🔰 فتح جهان با ناوهای هواپیمابر یا محله های چینی
✍ امیرعباس زینت بخش
آمریکا در ژاپن، کره جنوبی، لهستان، آلمان و...دارای پایگاه های نظامی بوده که هزاران آمریکایی در این پایگاه ها زندگی می کنند.
چین هم در فیلیپین، اندونزی، کانادا، آمریکا، مالزی و در سراسر…
✍ امیرعباس زینت بخش
آمریکا در ژاپن، کره جنوبی، لهستان، آلمان و...دارای پایگاه های نظامی بوده که هزاران آمریکایی در این پایگاه ها زندگی می کنند.
چین هم در فیلیپین، اندونزی، کانادا، آمریکا، مالزی و در سراسر…
Anarchonomy
از تعداد چینیهای ساکن در کشورهای دیگه و پولهایی که با خودشون بردن نتیجه گرفته که چین دنیا رو گرفته! بیشتر سرمایهگذاریهای بزرگ شهر ما توسط یزدیها انجام شده، یعنی باید گفت یزدیها شهر ما رو گرفتن؟ (جالبه پستهای مدیریتی که بیشتر روی سرنوشت شهر تأثیر داره…
ناظر ایرانی چون پراکندگی و پریشانی مهاجران ایرانی و فرارشون از همدیگه رو دیده و بش عادت کرده، از حس ناسیونالیستی و همبستگی بین تعداد زیادی از مهاجران چینی چنان تعجب میکنه که ازش میترسه! اما حتی در همینش هم با دقت نگاه نمیکنه. اگه «باید دست همولایتیها رو تو مملکت غربت بگیریم» ملاک باشه، هندیها خیلی ناسیونالیستیتر هستند. شبکهای که اینها درست کردند به قدری موفق بود که تعداد مهاجران هندی در آمریکا از ۲ و نیم میلیون که تعداد چینیهای مهاجر آمریکاست پیشی گرفت و الان به ۳ میلیون نفر رسیدن!
تو کانادا پلیس ریخت جلسه انجیلخوانی تو یه کلیسا رو بهم زد. خبر نداشتن تعداد افراد داخل کلیسا چقدره، اما چون گزارش شده بود که زیادند، وارد شدند. حالا کی گزارش کرده بود؟ همسایهها. اونا از کجا فهمیده بودند؟ از تعداد ماشینهای پارک شده!
اگه تو ایران همسایهها مشابه این کارو بکنند، که میکنند، حرفای ناجوری درباره «عادات ما ایرانیها» زده میشه. همون کلیشهی «حکومت بده، ولی خودمون هم مریضیم».
اگه تو ایران همسایهها مشابه این کارو بکنند، که میکنند، حرفای ناجوری درباره «عادات ما ایرانیها» زده میشه. همون کلیشهی «حکومت بده، ولی خودمون هم مریضیم».
ملت به این کلیپ میخندند و براشون واضحه که این آدم یا یک ابله مجسمه، یا یک شارلاتان. چون میدونند لامبورگینی چیه. البته دقیقا نمیدونند چطور ساخته میشه، اما میدونند حدود پیچیدگیهاش کجاست. لامبورگینی چیزیه که در کل دنیا شاید پنجاه شصت نفر بخرند، اما در معرض دید میلیاردها نفره. اون حدود پیچیدگی رو عمدا به اون چند میلیارد نفر نشون میدن، که همه آرزو کنند جای اون پنجاه شصت نفر بودند. اما خیلی چیزهای دیگه هست که مردم حدود پیچیدگیهاش رو نمیدونند، و برای همین اگه دربارهشون مهمل محض گفته بشه کمتر میخندند. مثل رادار، مثل موشک، مثل واکسن، مثل نانو، مثل لیزر، مثل روغن موتور، مثل کاتالیست.
https://t.iss.one/mamlekate/56819
https://t.iss.one/mamlekate/56819
Telegram
مملکته
▪️چطور کارخانه لامبورگینی ایجاد کنیم 😉
AmirKhaleqi
▪️«۱۰۰۰ نفر میرن جلو کارگاه و میگن آقا میشه برا منم یه لامبورگینی درست کنی؟»
PausErdol
▪️نسخه آپدیت شدهی یه دختر ۱۶ ساله تو آشپزخونه اورانیوم غنی کرده :))))
ChiefFarhad
▪️حالا لامبورگینی هیچ…
AmirKhaleqi
▪️«۱۰۰۰ نفر میرن جلو کارگاه و میگن آقا میشه برا منم یه لامبورگینی درست کنی؟»
PausErdol
▪️نسخه آپدیت شدهی یه دختر ۱۶ ساله تو آشپزخونه اورانیوم غنی کرده :))))
ChiefFarhad
▪️حالا لامبورگینی هیچ…
اون خبری که درباره تأثیر آلودگی هوا بر سایز آلت مردان خوندید در واقع آگهی بازرگانی یک فعال محیطزیسته برای کتابش، که بیشتر درباره مواد شیمیایی در محیط ماست، نه آلودگی هوا. و خودش هم علنا اذعان داره که برای جلب توجه مردم به خطرات زیستمحیطی باید تیترهای جنجالبرانگیز ساخت، یا ادعاهای سنگین کرد، مثل «با این روند ناباروری منقرض خواهیم شد». منظور از مواد شیمیایی هم فتالاتها هستند که در صنایع پلاستیکسازی جزء ضروریاته، که ایشون و چند نفر دیگه معتقدند باعث اختلالات هورمونی میشه. آیا تونستند نحوه تأثیرگذاری این مواد در رشد اندام جنسی رو ثابت کنند؟ نه. بهیچوجه. کل ادعا مبنی بر یکسری یافتههای آماریه، که از یک تحقیقی در هفت هشت سال پیش شروع شد. در مکزیک از صد و هفتاد زن باردار نمونه ادرار گرفتند و مقدار فتالاتها رو در ادرارشون اندازه گرفتند، هفتادتاشون پسر به دنیا آوردند، و وقتی بچهها به دنیا اومدند آلتشون رو اندازه گرفتند. در این هفتاد نفر، مادرانی که تو ادرارشون مقدار بیشتری ازون مواد بود، اندازه آلت بچهشون کمتر از بچه بقیه مادران گروه بود. نکته جالب تحقیق این بود که سایز میانگین کل گروه به طرز خجالتآوری از میانگین سایزی که در نوزادان عربستانی بدست اومده بود، کمتر بود. ولی توضیحی براش نداشتند.
مشکل این دست از تحقیقات اینه که اولا اطلاعات کافی و جامع درباره وضعیت تغذیه مادران جمعآوری نمیشه. کرونا به خوبی نشون داد چطور بد خوردن و زیاد خوردن میتونه آدم رو بکشه، فارغ ازینکه چه درآمدی داره و کجا زندگی میکنه. وقتی اطلاعات تغذیه رو جمع میکنند معمولا از طریق پرسشنامهست، نه اینکه کاملا تحت کنترل و نظارت تیم تحقیق باشه (چون خیلی دشواره هر چیزی که یک زن در طول یکی دو سال میذاره تو دهنش رو کنترل کنی). و دوم اینکه اطلاعاتی درباره سایز آلت نوزادان در دورههای زمانی دورتر وجود نداره تا بشه مقایسه انجام داد. مخصوصا زمانی که این مواد شیمیایی اصلا در محیط وجود نداشتن. و پیدا کردن اجتماعی که هنوز جنگلنشین باشند و سمپلی از گذشتههای دور باشند آسون نیست، وقتی که حتی اونها هم در زندگیشون پلاستیک رو وارد کردن. تازه حتی اگه بشه چنین گروههایی رو بررسی کرد، نمیشه فاکتور ژنشون رو نادیده گرفت. چقدر از تفاوت بین سایز بچه مکزیکی و بچه عربستانی، مربوط به ژنه؟ معلوم نیست.
وقتی عوامل دمدستتر وجود دارند، دنبال نخودسیاه گشتن بیشتر یک ماجراجویی علمیه تا یافتن راه حل. ناتوانی پسران امروزی در سکس معلول ترندهای اجتماعیه، نه سه چهارتا ماده شیمیایی. با این سبک تغذیه و با این سبک فرهنگی و زندگی اجتماعی، پسرها رو در آکواریومی از مواد طبیعی و ارگانیک هم نگهداری کنند، باز در تولید مثل عاجزند. پسری که دائم تو خونهست و پلیاستیشن بازی میکنه، برای چی باید تستوسترون تولید کنه؟ ما در دنیایی هستیم که نه تنها رفتار پسرانه، بلکه حتی میل جنسی تقبیح میشه. غیر از مناطقی در صحاری خاورمیانه، برهنگی زنانه برای پسران جهان انقدر عادی شده که تحریک نمیشن! یک دختر تیپیکال دیگه نمیدونه باید چیکار کنه تا پسرها تحریک بشن! اگه این یک انقلاب نیست نمیدونم چیه. عزیزان باید برن درباره بحران تحریکنشدن تحقیق کنند، نه پلاستیک!
مشکل این دست از تحقیقات اینه که اولا اطلاعات کافی و جامع درباره وضعیت تغذیه مادران جمعآوری نمیشه. کرونا به خوبی نشون داد چطور بد خوردن و زیاد خوردن میتونه آدم رو بکشه، فارغ ازینکه چه درآمدی داره و کجا زندگی میکنه. وقتی اطلاعات تغذیه رو جمع میکنند معمولا از طریق پرسشنامهست، نه اینکه کاملا تحت کنترل و نظارت تیم تحقیق باشه (چون خیلی دشواره هر چیزی که یک زن در طول یکی دو سال میذاره تو دهنش رو کنترل کنی). و دوم اینکه اطلاعاتی درباره سایز آلت نوزادان در دورههای زمانی دورتر وجود نداره تا بشه مقایسه انجام داد. مخصوصا زمانی که این مواد شیمیایی اصلا در محیط وجود نداشتن. و پیدا کردن اجتماعی که هنوز جنگلنشین باشند و سمپلی از گذشتههای دور باشند آسون نیست، وقتی که حتی اونها هم در زندگیشون پلاستیک رو وارد کردن. تازه حتی اگه بشه چنین گروههایی رو بررسی کرد، نمیشه فاکتور ژنشون رو نادیده گرفت. چقدر از تفاوت بین سایز بچه مکزیکی و بچه عربستانی، مربوط به ژنه؟ معلوم نیست.
وقتی عوامل دمدستتر وجود دارند، دنبال نخودسیاه گشتن بیشتر یک ماجراجویی علمیه تا یافتن راه حل. ناتوانی پسران امروزی در سکس معلول ترندهای اجتماعیه، نه سه چهارتا ماده شیمیایی. با این سبک تغذیه و با این سبک فرهنگی و زندگی اجتماعی، پسرها رو در آکواریومی از مواد طبیعی و ارگانیک هم نگهداری کنند، باز در تولید مثل عاجزند. پسری که دائم تو خونهست و پلیاستیشن بازی میکنه، برای چی باید تستوسترون تولید کنه؟ ما در دنیایی هستیم که نه تنها رفتار پسرانه، بلکه حتی میل جنسی تقبیح میشه. غیر از مناطقی در صحاری خاورمیانه، برهنگی زنانه برای پسران جهان انقدر عادی شده که تحریک نمیشن! یک دختر تیپیکال دیگه نمیدونه باید چیکار کنه تا پسرها تحریک بشن! اگه این یک انقلاب نیست نمیدونم چیه. عزیزان باید برن درباره بحران تحریکنشدن تحقیق کنند، نه پلاستیک!
حق طلاق و نصف کردن اموال از ارزشهای غربی هستند، اما شیربها و مهریه از سنتهای شرقی. پسرها نباید تن به شترسواری دولا دولا بدن. یا باید زیر یک قرارداد تماما غربی رو امضا کنند، یا زیر یک قرارداد تماما سنتی. قراردادهای هیبرید مثل مورد بالا، برای زندگی مشترک نیستند، بلکه برای زندگی مجردی طراحی شدهاند. چون میشه طلاق گرفت، سکهها و طلاها رو به پول تبدیل کرد و گذاشت بانک و سودش رو به عنوان درآمد استفاده کرد، و در آپارتمان به نامشده زندگی کرد، و با ماشین به نامشده به گشت و گذار پرداخت. یعنی یک زندگی مجردی راحت و بدون دغدغه مالی، بدون کار کردن. مهم نیست که نهایتا این اتفاق میفته یا نه. مهم اینه که برای یک پروژه مجردی طراحی شده.
سنت برای این بوجود میاد که آدمها رو کنار هم نگه داره. اگه نمیتونه این کارو انجام بده باید انداختش تو کیسه مشکی، درش رو گره زد، و گذاشت سر کوچه.
سنت برای این بوجود میاد که آدمها رو کنار هم نگه داره. اگه نمیتونه این کارو انجام بده باید انداختش تو کیسه مشکی، درش رو گره زد، و گذاشت سر کوچه.
❤5
الجی کرکره بخش موبایل خودش رو پایین کشید. پایانی تأسفبار بر داستان کوتاه اما هیجانانگیز گوشیهایی که متفاوت بودند.
اما یک درس دیگه درباره اینکه «بیزینس، سخت است». انقدر سخت که حتی غولهای صنعتی هم ممکنه پاره بشن اما نتونند سرپا نگهش دارند. چیزی که جامعه مهندسیپرست ما هنوز درکش نکرده: ساختن مهم نیست. فروختن مهم است.
اما یک درس دیگه درباره اینکه «بیزینس، سخت است». انقدر سخت که حتی غولهای صنعتی هم ممکنه پاره بشن اما نتونند سرپا نگهش دارند. چیزی که جامعه مهندسیپرست ما هنوز درکش نکرده: ساختن مهم نیست. فروختن مهم است.
حکومت ایران دلاریترین حکومت دنیاست. به دلایلی تمام سرنوشت این تشکیلات به دلار مربوطه. اگه دلار باشه زنده میمونه، و اگه دلار نباشه، تلف میشه. متأسفانه این نوع خاص زیست، از ظرف حکومتی سرریز کرده و به جامعه هم وارد شده و الان نگاه عموم مردم هم اینطوره که اگه دلار باشه، وضع کشور خوب میشه، و اگه دلار نیاد بدبخت میشیم! البته بدون سرمایهگذاری خارجی بیشتر کارهایی که لازمه انجام بشه تا اقتصاد توسعه و تنوع پیدا کنه، انجام نمیشه. اما جریان این سرمایهها مثل جریان برق نیست، که وقتی قطعه همهچیز خاموش بشه، و وقتی دوباره وصل شد یه صلوات بفرستیم و همهچی روشن بشه. در واقعیت اینطوره که اگه بین قطعی و وصلی فاصله زیادی بیفته، وقتی وصل شد طول میکشه تا دوباره همهچی روشن بشه. و شاید نشه. مثلا وقتی یک کارگاه تعطیل میشه، و این تعطیلی انقدر زمان میبره که همه کسانی که چیزهایی بلد بودند تا بتونند اونجا کار کنند، یا بازنشسته میشن، یا مهاجرت میکنند و یا وارد یک شغل دیگه میشن، اون بنگاه دچار تخلیه تجربه میشه. مخصوصا در کشور ما که به دلیل فقدان فرهنگ کار صنعتی، تجربیات مکتوب و اندوخته نمیشن. بنابراین حتی اگه اون کارگاه بعد از «دلار آمد» دوباره شروع به کار کنه، باید خیلی از اشتباهات رو هم دوباره تکرار کنه. و این باز هم در رقابت عقب میکشدش. بعد ازینکه خاک یک گل از آب تخلیه شد، و از وقت حیاتی اون گل گذشت، هرچقدر هم آب بریزی به پاش فایده نداره.
اومدن دلار فقط برای کسانی روشنایی آنی داره که قراره باش جنس خارجی بخرند.
اومدن دلار فقط برای کسانی روشنایی آنی داره که قراره باش جنس خارجی بخرند.