Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
الکس جونز در سال ۲۰۱۰ یعنی درست یک دهه پیش داشت درباره دقیقا همین جریاناتی هشدار می‌داد که الان به بهانه کرونا اتفاق افتاده، مثل دست‌بند زدن به مردم به خاطر نزدن ماسک یا منع تردد یا تعطیلی اماکن عمومی و تغییر زندگی اجتماعی به حبس خانگی، واکسن اجباری و غیره.…
دیدگاه نسیم طالب درباره حماقت غیرقابل توضیح مردم در لجبازی با ماسک و مابقی تمهیدات، کاملا درسته. وقتی با ریسک‌هایی مواجهیم که خسارات‌شون پتانسیل چندبرابرشوندگی دارند، و وقتی صحبت جان میلیون‌ها نفره، دیگه نباید اهمیت داد که دولت مرکزی یا یک عده که در موضع قدرتند، ازین وضعیت حداکثر استفاده رو می‌کنند برای کنترل بیشتر. مبارزه با بلندتر شدن بازوهای کنترلی دولت‌ها واجبه، اما نه اندازه کنترل یک خطر بیولوژیک به چنین مهیبی (مخصوصا در برهه‌ای که اطلاعات‌ موجود درباره‌ش کمه). درسته فمنیست‌ها ازینکه تونستند برای اولین بار در تاریخ پوشیدن چیزی رو برای مردها اجباری کنند ذوق دارند، اما اینکه ویرال لود خودت بالا نره مهم‌تر از بهم زدن ذوق‌زدگی اون‌هاست. یک انسان بالغ باید این رو هضم کنه. معنی نداره که بمیری، و وقتی ازت بپرسند چرا گذاشتی جانت ازت گرفته بشه بگی: چون توتالیترهای قلدر داشتند از تمهیدات حفاظت از جان، برای کنترل بیشتر استفاده می‌کردند! از جانم محافظت نکردم تا اونایی که میخواستن به بهانه حفاظت از جان، من رو فرمانبردار خودشون کنند، نتونند لذت ببرند! اون فرشته‌ای که اون سوال رو ازت بپرسه و این جواب رو بگیره حتما یک مشت خاک میریزه روی سرت.

اما نسیم به خود رفتار ری‌اکشنری مردم به عنوان یک ریسک نگاه نمی‌کنه. اینکه صرفا به اون‌هایی که مواظب سلامت خودشون و دیگران نیستند بگیم احمق‌های لجباز کافی نیست! چون اولا پرتعداد و تعیین‌کننده هستند، و دوما تجارب بی‌شمار تاریخی نشون میده خارج کردن عموم مردم از حباب‌های بلاهت، همیشه در حد یک فانتزی باقی میمونه. بنابراین علاوه بر جدی گرفتن ریسک انتشار ویروس‌ها و باکتری‌های فرصت‌طلب جدید، باید خطر اینکه توتالیترها جریان اصلی روایت‌سازی رو در اختیار بگیرند هم جدی گرفت، چون وقتی جریان اصلی رو در اختیار بگیرند، چه خوشمون بیاد چه نیاد، میلیون‌ها نفر رو به سمت واکنش‌های غیرعقلانی سوق میدن. این مهمه که مردم روایت سلامت رو از آدم‌های سالم که قصدی برای کنترل زندگی مردم ندارند، دریافت کنند. خارج کردن انحصار روایت سلامت از دستان دولت‌ها و میلیاردرها و سلبریتی‌ها و قلدرها، خیلی دست‌یافتنی‌تر از رسیدن به یک جامعه ایده‌آل بدون احمقه. کسانی که اهل دانش و منطقند، با هر دافعه‌ای که ایجاد می‌کنند، همون خطری رو بزرگ‌تر می‌کنند که از دست‌کم گرفته‌شدنش توسط مردم نالانند.
اگه به اون آدمی که داره یک ری‌اکشن خلاف عقلانیت نشون میده بگی برو گمشو احمق، فقط به ویروس شانس بیشتری اعطا می‌کنی.
3
ورژن غربی «در روایت آمده..» که آخوندها برای درست جلوه دادن هر پرت و پلایی به کار میبرند، «مطالعات نشان می‌دهد..» است. از بایدن میپرسه فکر نمی‌کنی افزایش مالیات شرکت‌ها باعث کندی رشد اقتصادی بشه؟ جواب میده مطالعات نشون میده که افزایش مالیات شرکت‌ها هیچ تأثیر منفی در رشد اقتصادی ندارد! حالا کدوم مطالعات معلوم نیست! توسط چه کسانی انجام شدن معلوم نیست! آیا درست انجام شدن یا نه، معلوم نیست! آیا نتیجه‌گیری‌شون درست بوده یا نه، معلوم نیست! آیا مطالعات مشابهی که نتیجه ناقضی داشته باشه وجود داره یا نه، معلوم نیست!

صدها میلیون نفر رو دقیقا با همین عبارت ساده فریب میدن.
3
تلگرام ایکس را آپدیت کردم، همه‌چیز بهتر شده اما یک باگ جالب دارد.. وقتی میخواهم کانال‌های خبری حکومتی را باز کنم کرش می‌کند و کل برنامه بسته می‌شود! لابد ربطی به تعداد بالای پست‌ها دارد. ولی موقتا دوست دارم فکر کنم الگوریتم‌ها هم فهمیده‌اند با چه لجن‌هایی طرفیم.
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کری مالیس، مخترع تست پی‌سی‌آر، که متأسفانه بد موقعی فوت کرد و الان که این تست مبنای سیاست‌گذاری کرونا شده، به شدت به حرفاش نیاز داشتیم، وقتی که جوانتر بود درباره آنتونی فائوچی می‌گفت این یارو هیچی نمی‌دونه و اینو جلو خودش هم بش میگم! (مشکلش این بود که می‌گفت از تستی که من اختراع کردم این چیزهایی که این‌ها دارن درمیارن، در نمیاد!).

اما از دعواش با «مدیران سلامت» که بگذریم یک جمله‌ مهمی داره تو این کلیپ. میگه نمی‌تونید از گوسفندها انتظار داشته باشی بهترین و باهوش‌ترین افراد رو انتخاب کنند، چون اساسا فرق بهترین و بدترین رو نمی‌فهمند، و مشکل علم در دوران ما هم همینه که داره توسط عوام قضاوت میشه و عوام درکی از علمی که دارن قضاوتش می‌کنند، ندارند. بنابراین هر شارلاتانی میتونه قضاوت‌شون رو به سمتی که میخواد هدایت کنه!

اما من یک پیوست به حرف مهمش اضافه می‌کنم: علاوه بر معضل اساسی دوران ما که عوام دارند درباره مباحث علمی تصمیم می‌گیرند، این معضل رو هم داریم که بسیاری از اهالی دانش هم نمی‌فهمند دارند چی میگن و چه کار می‌کنند! و در نتیجه به راحتی به سیاهی‌لشکر حامی اون شارلاتان‌ها تبدیل میشن!
2
Anarchonomy
کری مالیس، مخترع تست پی‌سی‌آر، که متأسفانه بد موقعی فوت کرد و الان که این تست مبنای سیاست‌گذاری کرونا شده، به شدت به حرفاش نیاز داشتیم، وقتی که جوانتر بود درباره آنتونی فائوچی می‌گفت این یارو هیچی نمی‌دونه و اینو جلو خودش هم بش میگم! (مشکلش این بود که می‌گفت…
چالش پیش روی عوام حتی خلاصه نمیشه به تشخیص عالِم و شارلاتان. بلکه باید از دعوای بین چندین طرف درگیر، تشخیص بدن که چه خبره! و این با پیچیده‌تر شدن دعواها، داره غیرممکن میشه.
وقتی عده‌ای بگن تلفات کرونای شمال ایتالیا زیاد بود چون داروی A رو بشون دادید، و عده‌ای دیگه بگن دلیلش این بود که داروی B رو بشون دادید، و عده‌ای بگن باید به جای A و B
داروی C رو می‌دادید، و عده‌ای بگن اگه هیچ دارویی نمی‌دادید احتمالا زنده میموندند، باید چطور فهمید که چه خبره؟

اخیرا دانشمندی که تا الان داشته با پول بیل گیتس و رفقا کار می‌کرده در حرکتی که خودش ادعا می‌کنه انتحاریه اما به شدت بوداره، با اعمال واکسیناسیون سراسری مخالفت کرده و هشدار داده که این میتونه مردم رو در برابر جهش‌های بعدی آسیب‌پذیر کنه! چون واکسن فعلی ابزار مناسبی برای شرایط فعلی نیست.

یعنی ما این‌ها رو داریم:

- طرفداران کلی واکسن
- مخالفان کلی واکسن
- طرفداران واکسن ولی مخالفان واکسن فعلی
- مخالفان «طرفداران واکسن ولی مخالف واکسن فعلی»
- طرفداران واکسن فعلی و مخالف واکسن بعدی

که هر کدوم منافعی دارند، و ممکنه جایگیری‌شون در هر کدوم ازین دسته‌ها، مصلحتی باشه.
عوامی که فقط یکی که روابط عمومیش خوب باشه رو ببینند هرچی بگه باور می‌کنند، چطور ممکنه بفهمند چه خبره؟
2
For Now (Roaming Soundtrack)
Hiatus
وقتی برای اولین بار رفتیم بیرون و دیدمش بش نمی‌اومد ازم بزرگتر باشه. وقتی بش گفتم چند سالمه باور نمی‌کرد ازم بزرگتر باشه. ولی ادای خواهر بزرگتر رو درآورد و گوشه چشمش رو به نشانه «آخی عزیزم» جمع کرد و گفت چه کوچیکی!
امشب عکس تولد چهل سالگیش رو در کنار شوهرش گذاشته، و بازم بش نمیاد ازم بزرگتر باشه. ولی به من خیلی میاد خیلی دور شدم ازون روزها.
9
اگه این رو به طرفداران ترامپ بگید با موتور از روتون رد میشن. اون‌ها خیلی جدی معتقدند واکسن پروژه بیل گیتس بود، در حالی که رییس‌جمهور محبوب خودشون کاری برای واکسن کرد که بیل گیتس با همه پول و نفوذش هم نمی‌تونست انجام بده، یعنی: مقررات‌زدایی!
علت این ناهماهنگی در برداشت عمومی در بین طرفدارانش هم اینه که نیومد واکسنی که خودش با انجام یک به قول شما شاهکار، به این مرحله رسونده بود، تبلیغ کنه! گفت داریم با سرعتی بی‌نظیر واکسن را آماده می‌کنیم، هیچوقت نگفت ملت بیایید بزنید! حتی الانم نمیگه. حتی میتونست از عنوان «واکسن ترامپ» استفاده کنه. (اون وقت وضعیت برعکس می‌شد، لیبرال‌ها نمی‌زدند، و طرفدارانش می‌زدند).
ترامپ شخصا به کارهایی که این صنعت داره انجام میده اعتماد نداره. اون شاهکار رو برای اثبات «کفایت اجرایی» انجام داد. که دیر بود و به دردش نخورد.
2
شاهزاده میگه کشور ما یه زمانی در همه‌چیز پیشتاز منطقه بود، اما الان حکومت بی‌کفایته و دیگه در هیچ‌چیز پیشتاز نیستیم!
منظور حضرت دقیقا چه زمانیه؟ اگه تایم مشخص بدن میتونیم بریم تحقیق کنیم و مشخص بشه دقیقا در چه چیزی پیشتاز بودند.

من نمی‌دونم چرا در صحراهای خاورمیانه هرکی حصر خانگی میشه وانمود می‌کنه یه «دوران طلایی» در گذشته وجود داشته.

https://t.iss.one/bbcpersian/97595
2
قیمت تخته چوب که آمریکایی‌ها، و حتی بخشی از اروپا، ازش به عنوان دیوار خونه‌هاشون استفاده می‌کنند و صنعت مسکن بش وابسته‌ست، از ۱۲ دلار رسیده به ۵۲ دلار! درسته که عرضه محدود شده و تقاضا بالاست و همین قیمت رو بالا میبره، اما این فقط شامل چوب نمیشه. اگه در فانتزی‌هاتون خرید خونه بزرگ آمریکایی در تگزاس اون هم به ثمن بخس، یکی از گزینه‌ها بود، یواش یواش روش خط بکشید.
4
پشت نما رو با نخاله پر می‌کنند که ملات کمتر مصرف بشه. و براشون مهم نیست که این کار در معرض دید عموم قرار بگیره.
3
اونی که قراره حرف رهبر رو تو سپاه بزنه برگشت گفت محمد سرخود کاندید شده. سخنگوی سپاه میگه عجله نکنید، شاید بش گفتیم حرفشو پس بگیره!

جنگ زرگری بخش تفکیک‌نشدنی ازین سیرکه، ولی عادات رفتاری گاوها رو هم باید موثر دونست. گاوهایی که حتی بلد نیستند طوری به سوال جواب بدن که خودش یک بی‌آبرویی دیگه بوجود نیاره.
2
فکر کردم ازین ویدئوهاست که آخرش طرف با مخ میره به قعر چاه بعد یه آهنگ فکاهی میکس میشه روش! نباید چنین چیز بزرگی یه حفاظی نرده‌ای توری‌ای چیزی داشته باشه؟

به صورت یک اصل کلی معتقدم کارهایی که به طبیعت مربوطه نباید شبیه پروژه‌های شهرداری باشه. متأسفانه در شهر ما هم داره کارهای مشابه انجام میشه. به جای انجام پروژه‌های اصولی برای هدایت آب‌های روان و‌ سپس تصفیه‌شون، سر هر خیابون یه چاه بیست متری بعلاوه صدمتر انبار میزنند (که فقط دستمزد حفرش سی میلیون تومنه) که هر وقت بارون اومد آبی که از قسمت‌های بالاتر شهر میاد بریزه توش. آبی که آلوده به هزار و‌ یک ماده شیمیایی پیچیده مثل روغن موتورهاست. حالا این‌ها همون کار رو در اسکیل بزرگ‌تر دارن انجام میدن. لابد استدلال‌شون هم اینه که سفره‌ها با هر چیزی شارژ بشن بهتر ازینه که خشک بشن. مسئله جالب اینه که مطلقا اطلاع‌رسانی انجام نمی‌گیره. مثلا اسناد مطالعاتی این طرح‌ها کجاست؟ کی مختصات جغرافیایی این مخازن رو تعیین کرده؟ نقشه جی‌آی‌اس همه این نقاط رو کجا میتونیم دانلود کنیم؟ یه شب میخوابیم صبح پا میشیم می‌بینیم مثل تام و جری دارن همه‌جا رو سوراخ می‌کنند!

https://t.iss.one/Mahdi_Motagh/775
1
آثار رانت و ناشایستگی حتی در مستندهای حکومتی هم دیده میشه. کسی رو برای معرفی جاذبه‌های طبیعی انتخاب می‌کنند که تو عمرش یه شب هم تو بیابون نخوابیده، در حالی که تعداد خدا داندی از جوانان ایرانی هستند که از پول زیاد یا از فقر زیاد یا از خوش‌شانسی زیاد یا از بدشانسی زیاد، برهوت طبیعی خانه دوم‌شون بوده. جلوی دوربین میگه «من از بچگی عاشق طبیعت بودم» اما حتی از تپه هم نمیتونه بالا بره، درخت که بماند.

از کسی برای معرفی جاذبه‌های تاریخی استفاده می‌کنند که اگه متن نداشته باشه نمیتونه اهمیت یک کتیبه رو توضیح بده. کسی که جز اینکه «این نشون میده کشور ما چه گذشته با عظمتی داشته» نمیتونه جمله دیگه‌ای اضافه کنه. کسی که واضحه حتی ویکیپدیای تاریخ ایران رو هم مرور نکرده، مطالعه تخصصی که بماند. کسی که تنها میشه از هیکلش به عنوان گلدون معیار استفاده کرد برای تخمین ابعاد بناهای مرتفع، وقتی از لنز واید استفاده میشه.

برای معرفی جاذبه‌های فرهنگی کسی رو انتخاب می‌کنند که جز فارسی به هیچ زبان دیگه‌ای مسلط نیست، و با اقوام ایرانی که نه زبان و گویش، که حتی لهجه‌شون کمی متفاوته همونقدر مشکل داره که یک توریست اسپانیایی ممکن بود مشکل داشته باشه. کسی که وقتی با یک زن بومی که جلوی دوربین خجالت‌زده‌ست و به فارسی رسمی تسلط نداره طوری برخورد می‌کنه که انگار داره یک شامپانزه رو به بینندگان توی خونه معرفی کنه، میشه عبارت «زباله‌ی مرکزنشین» رو در موردش به کار برد. کسی که خروجی عینی آموزش و پرورش فشل دولت‌های فشله، که تنها چیزی که از فرهنگ میشناسند خونگرم بودن مردم دور از مرکزه، و حتی همونش هم نمی‌فهمند. یک بدبخت جهان‌سومی که وقتی شتر می‌بینه فکر می‌کنه روستای چندمیلیون‌نفری که ازش اومده از لحاظ توسعه خیلی فاصله گرفته ازون شترستان. یک پفیوز استمرارطلب و روسپی #زندگی_نرمال که محرومیت دورافتادگان رو نمک زندگی‌شون حساب می‌کنه.


نباید اجازه بدید یک مشت مترسک پوک به بچه‌های شما بگن ایران چه‌جور جاییه.
اگه عربستان به این بوزینه‌ها پناه داده بود الان همه میرفتن پشت بوم خونه‌شون پرچم عربستان رو آتش می‌زدند، اما چون این کانادائه که بشون پناه میده، چیزی نمیگیم. چون بد جهان‌سومی هستیم، خیلی بد.
4
به چیزهایی که نشدیم بیشتر فکر می‌کنیم تا به چیزهایی که شدیم. شاید چون چیزهایی که شدیم افتخار ندارند. اما بیشتر چیزهایی که نشدیم هم، افسوس ندارند.
از بین همه چیزهای که دیگران شدند و من نشدم، یکی از تلخ‌ترین‌ها این بود که «جاذب ناملایمات» نشدم. یعنی آدمی که اگر حاضر باشه و دیگران ناراحت باشند، یک‌جور ناراحتی رو سپری می‌کنند، و اگر غایب باشه یک‌جور دیگه. آدمی که وقتی نیست بگن اگه بود الان این مصیبت رو راحت‌تر تحمل می‌کردیم! آدمی که به حزن مسلطه.

من، این نشدم. و این خیلی بدتر از خلبان نشدنه.
نوجوان که بودیم خبرنگاران ایرانی در روزنامه‌های اصلاح‌طلب و سمت هاشمی، درباره اینکه ژورنالیسم در غرب رکن چهارم دموکراسیه چون خبرنگاران حاکمان رو وادار به پاسخگویی و حتی اصلاح رفتار می‌کنند، مطلب زیاد می‌نوشتند. منظورشون این بود که ما اگه خارج بودیم پادشاهی می‌کردیم اما بُر خوردیم بین شما جهان‌سومی‌های استبدادزده که حالی‌تون نیست ما چقدر مهمیم، سطح‌تون رو بیارید بالاتر دیگه تن‌لشا! هر از چندی هم یه عکس از خودشون که پشتش پر از کتاب درباره ژورنالیسمه میذاشتن. مثلا کتابی درباره یه خبرنگاری که رفته بوده وسط یه جنگ داخلی در آفریقا و نزدیک بوده بگیرن بیضه‌هاش رو ببرن. کاملا قابل تصوره در حالی که داشتند از طرف جناحی تأمین مالی می‌شدند که نویسندگان مخالف‌نویس رو مینداخت تو دره، وقتی تشری در نماز جمعه بشون وارد می‌شد بین خودشون می‌گفتند ما سه تا ژورنالیست که دوتامون تو آفریقا ممکن بود بیضه‌هاشون رو ببرند، کجا می‌برید؟

الان که خبرنگارهای آمریکایی از رابرت مالی که میگه فشار حداکثری شکست خورده سوال می‌پرسند، یاد اون توهماتی که در نوجوانی بمون تزریق کردند می‌افتم. چون اگه میکروفون رو میدادند دست کارمندان خود رابرت مالی، ممکن بود سوالات چالش برانگیزتری از رییس‌شون بپرسند!
هیچ‌کس نمیپرسه اگه فشار حداکثری شکست خورده چطور ممکنه فشار حداقلی جواب بده؟ این تناقض منطقی رو چطور توضیح میدید؟ منظور از شکست اینه که طرف تحریم‌شده فشار رو تحمل کرده اما امتیاز نداده، یا عقب‌نشینی نکرده. اگه یه حکومت فشار حداکثری رو تحمل کرده و امتیاز نداده، چرا باید به خاطر فشار حداقلی امتیاز بده؟ اگه شکست فشار حداکثری یک فکت باشه، تنها گزینه منطقی بعدی، کنسل کردن کلی همه فشارهاست. یعنی با ایران هسته‌ای کنار بیایید، به سرعت به بازار جهانی ملحقش کنید، طبقه متوسط ایرانی رو تقویت کنید، و الی آخر.

این مرض «خودنمایی صنفی» که باعث میشه معماران طرح‌هایی اجرا کنند که بیشتر به درد پز دادن به بقیه معماران میخوره تا به درد ساکن اصلی ساختمان، فقط مختص صنف معماران نیست. دیپلمات‌ها هم آلوده به این ویروسند. اگه کار رو سریع انجام بدی، میگن سیاست خارجی آشفته! باید کشش بدی، وقت تلف کنی، پیچیدگی غیرضروری اضافه کنی، که به نظر برسه داری کوه می‌کنی. یادتونه جان کری هر ازچندی می‌اومد بیرون هوا بخوره گویی اون تو داشته زایمان می‌کرده؟ این اداها یه مقدارش برای عوامه، اما بیشترش برای هم‌صنفی‌هاست. که بعدا بگن می‌بینید؟ جان کری رو دیدید؟ تازه ایشون یکی از خوبای ماست. کار ما همینقدر نفس‌گیره!

مادِرفاکرز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلاب‌هاوس برای استمرارطلبان نسخه مدرن فرندفیده. اونجا هم متکلم وحده برای خودش قلمروی امن ساخته بود. به بالایی‌ها می‌گفتند داریم در فضای چندصدایی از نظام دفاع می‌کنیم، اما مهمونی‌های الیگارشی متداول‌شون رو صرفا آنلاین کرده بودند. دستگاه بالا، پول خرج میکرد ولی اون پایین خبری از اثرگذاری نبود. چون مخاطب اصلا توده کاربران نبودند.
اینم سرنوشت همون رو پیدا می‌کنه.
این شیلد با ویروس که کاری نداره.. شاید ژاپنی‌ها دنبال بهانه بودند که به کاراکترهای انیمه‌های آینده‌گرا تبدیل بشن، و کرونا این بهانه رو بوجود آورد، و این اکسسوری اولین قدمه.
از تعداد چینی‌های ساکن در کشورهای دیگه و‌ پول‌هایی که با خودشون بردن نتیجه گرفته که چین دنیا رو گرفته!
بیشتر سرمایه‌گذاری‌های بزرگ شهر ما توسط یزدی‌ها انجام شده، یعنی باید گفت یزدی‌ها شهر ما رو گرفتن؟ (جالبه پست‌های مدیریتی که بیشتر روی سرنوشت شهر تأثیر داره دست لرها بوده، که جز بدبخت‌ترین مهاجران این شهر بودند).

به این موضوع هم اشاره نمی‌کنه که خیلی از چینی‌های مهاجر، دقیقا به این دلیل مهاجرت می‌کنند که از زندگی‌ای که دولت چین درست کرده فرار کنند، حتی اون بخشی ازون‌ها که نگاه سیاسی هم ندارند. خیلی‌هاشون از شهروندان بومی هم مفیدتر بودن برای اون کشور. چطور میشه وقتی طرف به میزبان خدمت کرده، به شکل سرباز دولت کمونیست معرفیش کرد؟ مهاجران چینی مجموعه بسیار متنوعی از چینی‌هاست که در دوره‌های تاریخی مختلف، و با بک‌گراندهای مختلف، مهاجرت کردند و در هر کشور و حتی در هر ایالت از هر کشور، داستان جداگانه‌ای دارند. یک‌کاسه کردن همه این‌ها در قالب قوم مغول که «همه‌جا رو گرفتن» به شدت عوامانه و حاصل مطالعات ویکیپدیاییه. و معمولا عوام‌گرایی هم با نژادپرستی موازی میشن، که مثل این، تصویری از آدم چینی ارائه میده که انگار خون تو رگ‌هاشون یه ماده فسفریه و هرجا وارد بشن خطرناکند، چون خودشون مغز ندارن و مثل فیلم‌های تخیلی یه گوی نورانی در یکی از زیرزمین‌های پکن وجود داره که مغز همشونه و از دور بشون فرمان میده!

https://t.iss.one/ecotraders/17463
Anarchonomy
از تعداد چینی‌های ساکن در کشورهای دیگه و‌ پول‌هایی که با خودشون بردن نتیجه گرفته که چین دنیا رو گرفته! بیشتر سرمایه‌گذاری‌های بزرگ شهر ما توسط یزدی‌ها انجام شده، یعنی باید گفت یزدی‌ها شهر ما رو گرفتن؟ (جالبه پست‌های مدیریتی که بیشتر روی سرنوشت شهر تأثیر داره…
ناظر ایرانی چون پراکندگی و پریشانی مهاجران ایرانی و فرارشون از همدیگه رو دیده و بش عادت کرده، از حس ناسیونالیستی و همبستگی بین تعداد زیادی از مهاجران چینی چنان تعجب می‌کنه که ازش میترسه! اما حتی در همینش هم با دقت نگاه نمی‌کنه. اگه «باید دست هم‌ولایتی‌ها رو تو مملکت غربت بگیریم» ملاک باشه، هندی‌ها خیلی ناسیونالیستی‌تر هستند. شبکه‌‌ای که این‌ها درست کردند به قدری موفق بود که تعداد مهاجران هندی در آمریکا از ۲ و نیم میلیون که تعداد چینی‌های مهاجر آمریکاست پیشی گرفت و الان به ۳ میلیون نفر رسیدن!
تو کانادا پلیس ریخت جلسه انجیل‌خوانی تو یه کلیسا رو بهم زد. خبر نداشتن تعداد افراد داخل کلیسا چقدره، اما چون گزارش شده بود که زیادند، وارد شدند. حالا کی گزارش کرده بود؟ همسایه‌ها. اونا از کجا فهمیده بودند؟ از تعداد ماشین‌های پارک شده!
اگه تو ایران همسایه‌ها مشابه این کارو بکنند، که می‌کنند، حرفای ناجوری درباره «عادات ما ایرانی‌ها» زده میشه. همون کلیشه‌ی «حکومت بده، ولی خودمون هم مریضیم».