Anarchonomy
من که تو دعوای شما نیستم، ولی اول شما ثابت کنید حسن عسگری پسری داشته، که شاهدش دُم یکی از روباههای شیعه نباشه، بعد به ادعای احمدینژاد هم میرسیم.
فکر میکنید این اسکرینشات ربطی به نظرسنجی قبلیش نداره؟
Think again.
یک سمپل براتون گذاشتم از مقاومت این کشور در برابر رهایی از تعلقات هزارسال پیش. ترکیببندی موجود حاکمیت، یعنی قدرت به شدت متمرکز، و مدیریت سلطه به شدت متشتت، ادامه یک سریاله که چند قرن سابقه داشته. این جامعه الگویی جز این بلد نیست، و اگه حکومت فعلی رو با حکومت دیگهای جایگزین کنه هم، دوباره این داستانها تکرار خواهد شد. لذا دعواها هم زیر سایه همون تعلقات تعریف میشن.
مشکل ملت این نیست که خبر ندارند در آمریکا هم آموزش عقیدتی اجباری داریم. اگر عدهای خبر داشته باشند فقط نشون دهنده اینه که از سطح عمومی شناخت فراتر رفتند. مشکل اینه که نیازی نمیبینند که خبر داشته باشند. چون براشون مهم نیست. علت بیزاریشون از آموزش عقیدتی اجباری، سلب آزادی انتخاب عقیده نیست. علت، تنفر از یک پکیج خاص از عقایده. اگه جمهوریاسلامی به جای محتویات اسلامی-شیعی، درباره لزوم اعمال تبعیض مثبت به نفع زنان دوره میذاشت، با اشتیاق سر کلاس مینشستند. تعلق اینها به گذشته مربوط به اون قسمتشه که سلطان صلاح رعیت رو تشخیص میداد! اسم اینها رو بذاریم گروه جَک!
در طرف دیگه دعوا کسانی هستند که با پشتوانه دسترسی به حقوق و مستمری دولتی، که میتونه تا ماهی ۳۲ میلیون تومان هم برسه، همهی محتوای ضخیم تاریخی و عقیدتی تشیع درباره مستضعفین رو خلاصه میکنند به ترقهبازیهای نیمهشعبان و دوئلهای «کی جمکرانیتره؟» در توعیتر! اینها قارچهای سمی بیمصرفی هستند که در رطوبت بالای عقلانیتستیزی دوران معاصر ایران، به تعداد زیاد تکثیر شدن. آزاده نامداریهای ریشویی که غیبت و ظهور رو در حد فانتزیهای هالیوودی میپسندند، نه در حدی که زندگی تا خرخره دولتیشون رو آب ببره. طرفداران سیاستهای فقیرساز و «مهدیجان» گو! اراذلی که دشمن ظهور رو در بین منکران ظهور جستجو میکنند، نه در یین قلدرهایی که بچههای هفده ساله رو هم به جرم «قیام علیه خلیفه وقت» با تیر میزنند. تعلق اینها به گذشته هم مربوط به اون قسمتشه که در شبهای بغداد قصه میشنیدیم و میخوابیدیم و کاری نداشتیم در دارالخلافه چه خبره. اسم این گروه رو هم بذاریم گروه جیندا. ذهنتون جایی نره، یک واژه آفریقاییه.
این دو ظاهرا با هم کنتراستهایی دارند، ولی دعوای جک و جیندا، یک دعوای فیکه.. در محیطی که همه به طرز عجیبی عاشق گذشته هستند.
Think again.
یک سمپل براتون گذاشتم از مقاومت این کشور در برابر رهایی از تعلقات هزارسال پیش. ترکیببندی موجود حاکمیت، یعنی قدرت به شدت متمرکز، و مدیریت سلطه به شدت متشتت، ادامه یک سریاله که چند قرن سابقه داشته. این جامعه الگویی جز این بلد نیست، و اگه حکومت فعلی رو با حکومت دیگهای جایگزین کنه هم، دوباره این داستانها تکرار خواهد شد. لذا دعواها هم زیر سایه همون تعلقات تعریف میشن.
مشکل ملت این نیست که خبر ندارند در آمریکا هم آموزش عقیدتی اجباری داریم. اگر عدهای خبر داشته باشند فقط نشون دهنده اینه که از سطح عمومی شناخت فراتر رفتند. مشکل اینه که نیازی نمیبینند که خبر داشته باشند. چون براشون مهم نیست. علت بیزاریشون از آموزش عقیدتی اجباری، سلب آزادی انتخاب عقیده نیست. علت، تنفر از یک پکیج خاص از عقایده. اگه جمهوریاسلامی به جای محتویات اسلامی-شیعی، درباره لزوم اعمال تبعیض مثبت به نفع زنان دوره میذاشت، با اشتیاق سر کلاس مینشستند. تعلق اینها به گذشته مربوط به اون قسمتشه که سلطان صلاح رعیت رو تشخیص میداد! اسم اینها رو بذاریم گروه جَک!
در طرف دیگه دعوا کسانی هستند که با پشتوانه دسترسی به حقوق و مستمری دولتی، که میتونه تا ماهی ۳۲ میلیون تومان هم برسه، همهی محتوای ضخیم تاریخی و عقیدتی تشیع درباره مستضعفین رو خلاصه میکنند به ترقهبازیهای نیمهشعبان و دوئلهای «کی جمکرانیتره؟» در توعیتر! اینها قارچهای سمی بیمصرفی هستند که در رطوبت بالای عقلانیتستیزی دوران معاصر ایران، به تعداد زیاد تکثیر شدن. آزاده نامداریهای ریشویی که غیبت و ظهور رو در حد فانتزیهای هالیوودی میپسندند، نه در حدی که زندگی تا خرخره دولتیشون رو آب ببره. طرفداران سیاستهای فقیرساز و «مهدیجان» گو! اراذلی که دشمن ظهور رو در بین منکران ظهور جستجو میکنند، نه در یین قلدرهایی که بچههای هفده ساله رو هم به جرم «قیام علیه خلیفه وقت» با تیر میزنند. تعلق اینها به گذشته هم مربوط به اون قسمتشه که در شبهای بغداد قصه میشنیدیم و میخوابیدیم و کاری نداشتیم در دارالخلافه چه خبره. اسم این گروه رو هم بذاریم گروه جیندا. ذهنتون جایی نره، یک واژه آفریقاییه.
این دو ظاهرا با هم کنتراستهایی دارند، ولی دعوای جک و جیندا، یک دعوای فیکه.. در محیطی که همه به طرز عجیبی عاشق گذشته هستند.
❤2
چند نکته درباره چیزهایی که در کوچه پسکوچههای نت درباره قرارداد ننگین ۲۵ ساله بین چین و ایران میخونید:
- جدی نگرفتن این قرارداد به معنی عدم همراهی با اعتراضاتی که بش میشه نیست. اعتراض به قلدرها یک واجب شرعی و عقلیه، و وابستگی به سنگینی عمل انجام شده توسط سلطهگر نداره. به زورگو باید اعتراض کرد حتی اگه کار نه چندان مهمی علیه مردم انجام میده، یا میخواد کار مهمی انجام بده اما عرضهش رو نداره که انجام بده.
- در کیسهایی که به عنوان نمونه استثمار چینی مثال میزنند و از کامبوج تا کنیا رو شامل میشه، صرفا روی کلیشه «خوردند و بردند» فوکوس شده و اطلاعات مالی دقیق ارائه نمیکنند. و علتش اینه که اگه اطلاعات مفصلتری ارائه بشه مشخص میشه که خیلی ازین پروژهها به درد چین نخوردند! و این با روایت خوردند و بردند جور درنمیاد.
- وقتی برجام امضاء شد، امیدواری و عطش ایرانی شهرنشین به ورود فستفودهای زنجیرهای آمریکایی به بازار ایران به حدی بالا بود که یک فرصتطلب با کپیبرداری از یکی ازون برندها تونست برای مدتی مشتری زیادی جذب کنه! مردم موقع حرف زدن، سخنرانیهای عمیقی درباره «پس ماهیگیر ایرانی که کشتی صنعتی نداره چی؟» ارائه میکنند، اما موقع خرید کاری به این که چند شغل بومی ممکنه از دست رفته باشه ندارند. به همین ترتیب، با ورود آمازون به ایران و جارو کردن خردهفروشهای ایران، هیچ مشکلی ندارند، اما ازینکه یک برند مشابه چینی بیاد و همون کار رو بکنه ابراز نگرانی میکنند! این پریشاننظری البته جلوتر ازین هم میره، و اگه قرار باشه برند چینی بیاد دیجیکالای ایرانی رو ببلعه، ناگهان دلواپس همون دیجیکالایی میشن که تا دیروز لعن و نفرینش میکردند که صرفا با پشتوانه انحصار تونسته رشد کنه!
- بعضی چیزها رو با نظرسنجی نمیشه کشف کرد. مثلا اگه همین الان از مردم بپرسید اگه این قرارداد با دقیقا همین مفاد، که معلوم نیست چیه، با هند بسته میشد، همینقدر نگران میشدید؟ همه جواب میدن بله. ولی مثل سگ دروغ میگن. مطلقا هیچ دلیل و شاهدی وجود نداره که هند در موقعیت مشابه استثمارکنندهتر ظاهر نشه. و دلیل این خوشبینی بیدلیل اینه که دولت هند رو مشروعتر از دولت چین میبینند. اولا دموکراسی هیچ قلدری رو مشروع نمیکنه. برای من فرق نداره اونی که بم زور میگه با رأی مردم به قدرت رسیده یا بوسیله تفنگ. دوما منطق استثمارگری، نسبت به نژاد و فرهنگ و جغرافیا، کوره. چهارصدسال پیش اگه با کشتی عازم مکه بودی، فرقی نداشت جلوت کشتی پرتغالی سبز میشد یا کشتی انگلیسی، یا کشتی عرب. در هرصورت باید آماده مرگ میشدی. چون غارت همیشه به یک شکل عمل میکنه. حضرات همین الان قراردادی برای اداره چابهار با هند دارند، آیا جیکی از گنجشکی درآمده؟ نه، چون فکر میکنند اگه کشتی پرتغالی جلومون سبز شد التماس دعا خواهد گفت و رد خواهد شد!
- و اما خود این «استثمار» واقعا چیست؟ من باید رک باشم، چون همیشه هستم.. شخصا از کسی که جمهوریاسلامی و تشکیلات اختاپوسی اون رو که اقتصاد و جامعه ایرانی رو بلعیده، حاکمیت مشروع ایران در نظر میگیره و یک اشغالگر حسابش نمیکنه، بدم میاد. البته قبلا اینطور نبودم، به تدریج فهمیدم که چارهای جز کینهتوزی وجود نداره. آدمهایی که تخفیف ۳۰ درصدی قیمت نفت به آشغالهایی مثل بابک زنجانی براشون خیلی مهم نبود و باش توعیتهای عامهپسند هم میساختند، اما همون تخفیف ۳۰ درصدی به چین رو فاجعه میبینند، مریضاحوالند. از آدمی که براش عادیه یک قرارگاه نظامی میاد با قلدری مناقصهها رو قورت میده و بدون اینکه خودش کار فنی مفیدی انجام بده، بودجه دولت رو میمکه، و سپس با پول مکیده شده ازون پروژهها میره در سوریه انبار مهمات میسازه، اما از مکیدن همون مناقصات توسط شرکتهای چینی احساس میکنه «وطن از دست رفت»، بدم میاد، و دوست ندارم حتی ریختشون رو ببینم.
- جدی نگرفتن این قرارداد به معنی عدم همراهی با اعتراضاتی که بش میشه نیست. اعتراض به قلدرها یک واجب شرعی و عقلیه، و وابستگی به سنگینی عمل انجام شده توسط سلطهگر نداره. به زورگو باید اعتراض کرد حتی اگه کار نه چندان مهمی علیه مردم انجام میده، یا میخواد کار مهمی انجام بده اما عرضهش رو نداره که انجام بده.
- در کیسهایی که به عنوان نمونه استثمار چینی مثال میزنند و از کامبوج تا کنیا رو شامل میشه، صرفا روی کلیشه «خوردند و بردند» فوکوس شده و اطلاعات مالی دقیق ارائه نمیکنند. و علتش اینه که اگه اطلاعات مفصلتری ارائه بشه مشخص میشه که خیلی ازین پروژهها به درد چین نخوردند! و این با روایت خوردند و بردند جور درنمیاد.
- وقتی برجام امضاء شد، امیدواری و عطش ایرانی شهرنشین به ورود فستفودهای زنجیرهای آمریکایی به بازار ایران به حدی بالا بود که یک فرصتطلب با کپیبرداری از یکی ازون برندها تونست برای مدتی مشتری زیادی جذب کنه! مردم موقع حرف زدن، سخنرانیهای عمیقی درباره «پس ماهیگیر ایرانی که کشتی صنعتی نداره چی؟» ارائه میکنند، اما موقع خرید کاری به این که چند شغل بومی ممکنه از دست رفته باشه ندارند. به همین ترتیب، با ورود آمازون به ایران و جارو کردن خردهفروشهای ایران، هیچ مشکلی ندارند، اما ازینکه یک برند مشابه چینی بیاد و همون کار رو بکنه ابراز نگرانی میکنند! این پریشاننظری البته جلوتر ازین هم میره، و اگه قرار باشه برند چینی بیاد دیجیکالای ایرانی رو ببلعه، ناگهان دلواپس همون دیجیکالایی میشن که تا دیروز لعن و نفرینش میکردند که صرفا با پشتوانه انحصار تونسته رشد کنه!
- بعضی چیزها رو با نظرسنجی نمیشه کشف کرد. مثلا اگه همین الان از مردم بپرسید اگه این قرارداد با دقیقا همین مفاد، که معلوم نیست چیه، با هند بسته میشد، همینقدر نگران میشدید؟ همه جواب میدن بله. ولی مثل سگ دروغ میگن. مطلقا هیچ دلیل و شاهدی وجود نداره که هند در موقعیت مشابه استثمارکنندهتر ظاهر نشه. و دلیل این خوشبینی بیدلیل اینه که دولت هند رو مشروعتر از دولت چین میبینند. اولا دموکراسی هیچ قلدری رو مشروع نمیکنه. برای من فرق نداره اونی که بم زور میگه با رأی مردم به قدرت رسیده یا بوسیله تفنگ. دوما منطق استثمارگری، نسبت به نژاد و فرهنگ و جغرافیا، کوره. چهارصدسال پیش اگه با کشتی عازم مکه بودی، فرقی نداشت جلوت کشتی پرتغالی سبز میشد یا کشتی انگلیسی، یا کشتی عرب. در هرصورت باید آماده مرگ میشدی. چون غارت همیشه به یک شکل عمل میکنه. حضرات همین الان قراردادی برای اداره چابهار با هند دارند، آیا جیکی از گنجشکی درآمده؟ نه، چون فکر میکنند اگه کشتی پرتغالی جلومون سبز شد التماس دعا خواهد گفت و رد خواهد شد!
- و اما خود این «استثمار» واقعا چیست؟ من باید رک باشم، چون همیشه هستم.. شخصا از کسی که جمهوریاسلامی و تشکیلات اختاپوسی اون رو که اقتصاد و جامعه ایرانی رو بلعیده، حاکمیت مشروع ایران در نظر میگیره و یک اشغالگر حسابش نمیکنه، بدم میاد. البته قبلا اینطور نبودم، به تدریج فهمیدم که چارهای جز کینهتوزی وجود نداره. آدمهایی که تخفیف ۳۰ درصدی قیمت نفت به آشغالهایی مثل بابک زنجانی براشون خیلی مهم نبود و باش توعیتهای عامهپسند هم میساختند، اما همون تخفیف ۳۰ درصدی به چین رو فاجعه میبینند، مریضاحوالند. از آدمی که براش عادیه یک قرارگاه نظامی میاد با قلدری مناقصهها رو قورت میده و بدون اینکه خودش کار فنی مفیدی انجام بده، بودجه دولت رو میمکه، و سپس با پول مکیده شده ازون پروژهها میره در سوریه انبار مهمات میسازه، اما از مکیدن همون مناقصات توسط شرکتهای چینی احساس میکنه «وطن از دست رفت»، بدم میاد، و دوست ندارم حتی ریختشون رو ببینم.
❤4
بینهایت پرسوده؟ بلیت یکطرفه یک مسافت هزار کیلومتری با قطارهای ۳۰۰ کیلومتر بر ساعتی چین، که سه ساعته طی میکنه، یعنی دو برابر طولانیتر از هواپیما، حداقل ۵۰۰ یوآنه، که میشه معادل ۲ میلیون تومن. از چندتا از «زوار امام رضا» میتونی این پول رو بگیری؟
محمدرضاشاه هم این مشکل مغزی رو داشت. با خودش میگفت ملت فعلا خیلی گشنهاند، تا بخواهیم صبر کنیم کمی سیر شوند بعد پروژههای رفاه عمومی را انجام دهیم خیلی دیر میشود. پروژهها را انجام میدهیم بعدا که سیر شدند استفاده خواهند کرد!
محمدرضاشاه هم این مشکل مغزی رو داشت. با خودش میگفت ملت فعلا خیلی گشنهاند، تا بخواهیم صبر کنیم کمی سیر شوند بعد پروژههای رفاه عمومی را انجام دهیم خیلی دیر میشود. پروژهها را انجام میدهیم بعدا که سیر شدند استفاده خواهند کرد!
❤2
دقت دارید؟ تازه در گام اول انقدره! در گامهای بعد نصف سرمایه جهان رو مثل اسفنج جذب خواهیم کرد! فولاد مبارکه میره بورس لندن، آلستوم شلوارش رو بالا نکشیده میدوعه به سمت ایران، بوئینگ سفارشهای عربی خودش رو کنسل میکنه میگه ماهان واجبتره، میلیاردرها ملکهاشون تو نیوزیلند رو میفروشن میان محمودآباد زمین میخرن. فورد میاد خط تولید میزنه همه با وانت اف۱۵۰ تو تپسی کار خواهند کرد، لا کوئینتا میاد تو سواحل شمال و جنوب که انقدر همه انگلیسی بلدن که برای میمها هم باید زیرنویس بذاری چهارهزار اتاق به ظرفیت هتلی کشور اضافه میکنه، تویوتا میاد التماس میکنه میگه چقدر بدم بذارید یه خط بزنم اینجا کرولای ۴ هزار دلاری بسازم؟ زیمنس میاد میگه چقدر برقتون گرونه سوددهیش بالاست بذارید شبکه رو توسعه بدیم!
ناگهان با صدایی زنانه صحنه کات میخورد: وحید پاشو لنگ ظهره.
ناگهان با صدایی زنانه صحنه کات میخورد: وحید پاشو لنگ ظهره.
❤2
حتی در بهترین شرایط ممکن، نمیشه برای کل جامعه انسانی فرصت برابر ایجاد کرد. طبیعت طوری ساخته شده که نشه. تنها اقدامی که میشه انجام داد، پرهیز از زورگویی و مبارزه با زورگویی بقیهست. چون زورگویی یعنی مصادره فرصتهای دیگران. بنابراین دولت به عنوان بزرگترین زورگوی دنیای ما، دچار تناقض ذاتی میشه اگه این مصادره کردن فرصتها رو متوقف کنه. وقتی کسی میگه برنامه حکومت باید مانعزدایی باشه، حتما در حال شوخی کردن با مخاطبه، چون ترجمه تحتاللفظی حرفش اینه که برنامه حکومت باید براندازی خودش باشد!
حتی تاریخ عبری هم موسای قبل از عبور از دریا رو بیشتر دوست داره. چون اومده بود جلوی یک قلدر رو بگیره. نمیگفت زندگی باید چنین و چنان باشد. میگفت فرعون نباید تعیین کنه که زندگی مردم چطور باشد. اما بعد ازینکه عبور کردند، دیگه خودش و برادرش بودند که تعیین میکردند زندگی بنیاسرائیل باید چطور باشد. که به سرانجام چندان جالبی هم نرسید. این داستانها، آگهی بازرگانی برای کاراکتر پیامبرها نیست، با اینکه مدلهای خوشتیپی بودند. اینها خلاصهای از فرمولهاییه که قبلا کار کرده و بعدا هم کار خواهد کرد. یکی ازون فرمولها اینه: میتونی سنگ رو از جلو پای مردم برداری، اما نمیتونی راهشون رو سنگفرش کنی.
حتی تاریخ عبری هم موسای قبل از عبور از دریا رو بیشتر دوست داره. چون اومده بود جلوی یک قلدر رو بگیره. نمیگفت زندگی باید چنین و چنان باشد. میگفت فرعون نباید تعیین کنه که زندگی مردم چطور باشد. اما بعد ازینکه عبور کردند، دیگه خودش و برادرش بودند که تعیین میکردند زندگی بنیاسرائیل باید چطور باشد. که به سرانجام چندان جالبی هم نرسید. این داستانها، آگهی بازرگانی برای کاراکتر پیامبرها نیست، با اینکه مدلهای خوشتیپی بودند. اینها خلاصهای از فرمولهاییه که قبلا کار کرده و بعدا هم کار خواهد کرد. یکی ازون فرمولها اینه: میتونی سنگ رو از جلو پای مردم برداری، اما نمیتونی راهشون رو سنگفرش کنی.
اگه بعدا کرونا ۲ و ۳ و ۴ هم منتشر بشه، ملت باید دائم در حال واکسن زدن باشند، و برگ سبز قبلیشون برای تردد یا سفر یا ورود به اماکن عمومی، باطل میشه و باید دوباره دریافتش کنند. اینجوری باید دائم تحت نظارت باشند و اگه واکسن جدید رو نزدند یا دیر زدند، امتیاز منفی بگیرند! یه چیزی مثل نظام امتیازبندی شهروندان در چین!
میبینید؟ برای کمونیستی و استالینی شدن کشور، نیاز به قراردادهای بیست و پنج ساله نیست. خود دولتهای دموکراتیک داوطلبانه و بدون کمک چین، به سمتش میرن.
ما فعلا ازین جهت که حاکمانمون در همهچیز بیعرضهاند، کمی فرصت اضافه داریم.
میبینید؟ برای کمونیستی و استالینی شدن کشور، نیاز به قراردادهای بیست و پنج ساله نیست. خود دولتهای دموکراتیک داوطلبانه و بدون کمک چین، به سمتش میرن.
ما فعلا ازین جهت که حاکمانمون در همهچیز بیعرضهاند، کمی فرصت اضافه داریم.
جوانتر که بودیم و مطالب و مقالات اقتصادی رو که میخوندیم یکی از محورهای بحثها استقلال بانکهای مرکزی بود. الان یکی ازون مطالب رو دوباره دیدم و تجدید خاطره شد، که میگفت این استقلال به حدیست که رییس بانک مرکزی کشور اروپایی میتونه حتی یک شهروند خارجی باشه در حالی که در ایران باید از افراد خودی حکومت باشه!
الان این حرفها به شوخی شبیه شده. همون بانکهای مرکزی که مثلا انقدر مستقل بودند که یک خارجی رو استخدام کنند، در چاپ پول و دستکاری نرخ بهره، درست مشابه یک کشور جهانسومی، گوش به فرمان دولتها هستند. رییس اگه از مریخ هم اومده باشه اهمیتی نداره وقتی قراره همون کاری رو بکنه که دولت میخواد. یا اگه قراره خودش رو در جایگاه جادوگر اُز ببینه!
در مورد خیلی از چیزهایی که خونده بودیم باید تجدیدنظر کنیم. و در مواردی، حتی افسوس میخورم که.. کاش هیچوقت نمیخوندیم!
الان این حرفها به شوخی شبیه شده. همون بانکهای مرکزی که مثلا انقدر مستقل بودند که یک خارجی رو استخدام کنند، در چاپ پول و دستکاری نرخ بهره، درست مشابه یک کشور جهانسومی، گوش به فرمان دولتها هستند. رییس اگه از مریخ هم اومده باشه اهمیتی نداره وقتی قراره همون کاری رو بکنه که دولت میخواد. یا اگه قراره خودش رو در جایگاه جادوگر اُز ببینه!
در مورد خیلی از چیزهایی که خونده بودیم باید تجدیدنظر کنیم. و در مواردی، حتی افسوس میخورم که.. کاش هیچوقت نمیخوندیم!
از هر دختری در فضای نت خوشمون بیاد، بعدا کشف میشه که فمنیسته!
بدیش اینه مایی که از فمنیسم بدمون میاد عملا از چرخه عشق داریم حذف میشیم.
خوبیش اینه که میشه دل خوش کرد که دلیل مناسبی برای فراموش کردن دستنیافتنیها داریم.
بدیش اینه مایی که از فمنیسم بدمون میاد عملا از چرخه عشق داریم حذف میشیم.
خوبیش اینه که میشه دل خوش کرد که دلیل مناسبی برای فراموش کردن دستنیافتنیها داریم.
الان مثل قدیم نیست که وزیر عاقل به پادشاه بگه لباس مردم فقیر رو بپوش برو بیرون ببین مردم دارن چطور زندگی میکنند. اون موقعها پادشاه، آدم بود. الان دولتیها میدونند مردم دقیقا در چه نوعی از فلاکت و به چه میزان فرو رفتن. حتی حضوری میرن مهمان اقشار فلاکتزده میشن. از آسیبدیدگان حوادثی که خودشون باعثش هستند عیادت میکنند. حتی کامنتهای حاوی فحش مردم رو هم میخونند. الان حتی زمان حاکمانی که مینشستند فکر میکردند چطور به مردم دروغ بگیم که نفهمند، نیست. الان زمان کسانیه با وجود اینکه میدونند قراره بفهمیم که دارند دروغ میگن، دروغ میگن.
اگه در یک چتروم نمیذارن هرکسی از وزیرخارجه سوال بپرسه، به خاطر این نیست که میترسند کسی چیزی بپرسه که وزیر نتونه جواب بده. چون وزیر با وجود اینکه میدونه از جوابش نتیجه میگیرند که یک زبالهست، اون جواب رو خواهد داد!
محدودیت سوال به خاطر وزیر نیست، به خاطر بولد کردن اونهاییه که مجازند بپرسند.
اگه در یک چتروم نمیذارن هرکسی از وزیرخارجه سوال بپرسه، به خاطر این نیست که میترسند کسی چیزی بپرسه که وزیر نتونه جواب بده. چون وزیر با وجود اینکه میدونه از جوابش نتیجه میگیرند که یک زبالهست، اون جواب رو خواهد داد!
محدودیت سوال به خاطر وزیر نیست، به خاطر بولد کردن اونهاییه که مجازند بپرسند.
❤3
تصور کن برنامهنویسان مملکت، که مثل مور و ملخند، به جای اینکه برای سپاه و ستاد فرمان امام و شهرداریهای مفسدفیالارض و قوه قضاییه آدمکش، پروژه انجام بدن، یک ارز دیجیتال بومی بر مبنای دلار یا یورو و یک شبکه صرافی زیرزمینی (ولی با قوانین داخلی شفاف) که ساپورتش کنه ایجاد میکردند که فیلترینگ اینترنت هم نتونه مانع فعالیتش باشه، و بخشی از جمعیت جامعه خرید و فروشهای غیررسمی خودش رو ازون طریق انجام میداد.
تصور کن.
تصور کن.
❤5
Anarchonomy
تصور کن برنامهنویسان مملکت، که مثل مور و ملخند، به جای اینکه برای سپاه و ستاد فرمان امام و شهرداریهای مفسدفیالارض و قوه قضاییه آدمکش، پروژه انجام بدن، یک ارز دیجیتال بومی بر مبنای دلار یا یورو و یک شبکه صرافی زیرزمینی (ولی با قوانین داخلی شفاف) که ساپورتش…
تصور کن مردم کوچکترین علاقهای داشتن که از چنگ دولت مرکزی رها بشن!
❤6
Anarchonomy
تصور کن مردم کوچکترین علاقهای داشتن که از چنگ دولت مرکزی رها بشن!
من میگم ایران اشغال شده.. اما تو خیابون مردمی میبینید که تحت اشغالند؟ در فرانسه تحت اشغال آلمان، از مهندس تا کتابفروش، از معمار تا مترجم، ممکن بود عضو گروههای مخفی مقاومت باشه. شما اون بیرون مردمی میبینید که شبیه مردمی هستند که میخوان مقاومت کنند؟
❤7
Anarchonomy
من میگم ایران اشغال شده.. اما تو خیابون مردمی میبینید که تحت اشغالند؟ در فرانسه تحت اشغال آلمان، از مهندس تا کتابفروش، از معمار تا مترجم، ممکن بود عضو گروههای مخفی مقاومت باشه. شما اون بیرون مردمی میبینید که شبیه مردمی هستند که میخوان مقاومت کنند؟
«چارهای نداشتیم» مزخرف محضه. پناهندههای فلسطینی تا اینجا سه یا چهار نسل پشت سر همه که دارند با اعانه اروپا و اعراب ثروتمند زندگی میکنند! فاجعه سبکی نیست که پدر با اعانه زندگی کنه، بعد چندتا بچه پس بندازه، و اونها هم با پول اعانه بزرگ بشن، و خودشون بچهدار بشن، و اون بچهها رو با پول اعانه بزرگ کنند، و حالا اون بچهها ازدواج کنند و در آستانه بچهدار شدن باشند! از جامعهای که سه نسله ارزش افزوده ایجاد نکرده، آدم سالم در نمیاد. هیچکس نمیتونه بگه چارهای نداشتم جز اینکه یک نسل بیخاصیت تربیت کنم! اونها چاره داشتند. انتخابشون این بود که فلاکتی که بشون تحمیل شده بود رو دقیقا اینجوری پس بدن!
جوان تحصیلکرده ایرانی چون چاره نداشت افتاد دنبال سازمان کثیف ایکس و اداره لجن ایگرگی که بیشتر بش پول میده، بولشته. انتخابش این بود.. که فلاکتی که بش تحمیل کردند رو اینجوری پس بده. نه جور دیگهای.
جوان تحصیلکرده ایرانی چون چاره نداشت افتاد دنبال سازمان کثیف ایکس و اداره لجن ایگرگی که بیشتر بش پول میده، بولشته. انتخابش این بود.. که فلاکتی که بش تحمیل کردند رو اینجوری پس بده. نه جور دیگهای.
❤5
و مثل جدول مندلیف، جدول ویتامینها هم تهش بازه و میشه روی قبر یه پیرمرد هیچکاره که لابد باغبونی چیزی بوده گنبد زد و یه ویتامین جدید ساخت. بستگی به اراده حاکمیت و اصرار عوام به جهالت داره. اگر نظام و مردم هر دو با هم همت کنند، میلیونها ویتامین جدید ایجاد خواهد شد، کمااینکه تا الان چهارهزار نوع جدید ایجاد شده. طلبهها و بر و بچههای سپاه در سازمان اوقاف انحصار تولید ویتامین که قرنها در دست قبیله بنیهاشم بود رو شکستند.
Anarchonomy
و مثل جدول مندلیف، جدول ویتامینها هم تهش بازه و میشه روی قبر یه پیرمرد هیچکاره که لابد باغبونی چیزی بوده گنبد زد و یه ویتامین جدید ساخت. بستگی به اراده حاکمیت و اصرار عوام به جهالت داره. اگر نظام و مردم هر دو با هم همت کنند، میلیونها ویتامین جدید ایجاد…
توسلات خیلی نافع است!
نافع چی است؟ خود این آقا خواهر مادر توسل رو بهم جوش داد در طول عمر مبارکش.. نتیجهش چی بود؟ غیر از ابداع یک سبک ریاکارانه در نمازخوانی که حتی در فرم هم مضحک بود چه تولیدی برای جامعه داشت؟ یکی از کسانی که فکر میکنند جواهری بوده برای خودش بیاد توضیح بده اگر ایشون از ابتدا به دنیا نمیاومد جامعه ایرانی چی رو از دست میداد؟
یه شیرینی از یزد برامون آوردن، تأسیس برندش به ۱۹۱۵ برمیگرده! یک کشتی به اندازه ظرفیت اورگرین بهجت بدیم و سه تا دونهی دیگه ازون خانواده یزدی تحویل بگیریم منافعش برای جامعه بیشتر نیست؟
نافع چی است؟ خود این آقا خواهر مادر توسل رو بهم جوش داد در طول عمر مبارکش.. نتیجهش چی بود؟ غیر از ابداع یک سبک ریاکارانه در نمازخوانی که حتی در فرم هم مضحک بود چه تولیدی برای جامعه داشت؟ یکی از کسانی که فکر میکنند جواهری بوده برای خودش بیاد توضیح بده اگر ایشون از ابتدا به دنیا نمیاومد جامعه ایرانی چی رو از دست میداد؟
یه شیرینی از یزد برامون آوردن، تأسیس برندش به ۱۹۱۵ برمیگرده! یک کشتی به اندازه ظرفیت اورگرین بهجت بدیم و سه تا دونهی دیگه ازون خانواده یزدی تحویل بگیریم منافعش برای جامعه بیشتر نیست؟
❤3
ولکسواگن برای شوخی اول آوریل خیلی جدی اعلام کرد که به مناسبت تغییر جهت شرکت به سمت خودروهای برقی اسم برند رو میخواد به ولتزواگن تغییر بده. حالا خبرنگارها که انقدر ابله و بیکفایتند که چنین چیزی رو باور کنند، به این شرکت حمله کردند که این دیگه زیادهروی بود و اعتبارت رو زیر سوال بردی! اساسا هیچوقت پیش نمیاد که بگن ما دیگه اعتبار نداریم، همیشه این دیگرانند که در حال از دست دادن اعتبارند. همه غیر از ما خبرنگارها!
پفیوزهای وقیح خبری که هیچکدوم از مقامات شرکت تأیید نکردند رو بلافاصله منتشر میکنند تا از بقیه رسانهها عقب نمونند و صفحاتشون بیشتر کلیک بخوره، سپس هیچ مسئولیتی بابت این بیشعوری سیستماتیک که صنعتشون رو فرا گرفته، نمیپذیرند، یه چیزی هم طلبکار میشن.
بچههاتون رو یه جوری تربیت کنید که هرجا خبرنگار دیدند آگاهانه تحقیرش کنند.
پفیوزهای وقیح خبری که هیچکدوم از مقامات شرکت تأیید نکردند رو بلافاصله منتشر میکنند تا از بقیه رسانهها عقب نمونند و صفحاتشون بیشتر کلیک بخوره، سپس هیچ مسئولیتی بابت این بیشعوری سیستماتیک که صنعتشون رو فرا گرفته، نمیپذیرند، یه چیزی هم طلبکار میشن.
بچههاتون رو یه جوری تربیت کنید که هرجا خبرنگار دیدند آگاهانه تحقیرش کنند.
❤2
Forwarded from اقوال الانعام
سعید نمکی: فایزر درخواست کرده برای پاسخگویی به تقاضای بازار جهانی موقتا از خطوط تولید ما استفاده کند. ولی چون خطوط ما هنوز سفارشات دیفنهیدرامین را تکمیل نکردهاند، درخواستشان را رد کردیم.
❤2
Anarchonomy
Video
الکس جونز در سال ۲۰۱۰ یعنی درست یک دهه پیش داشت درباره دقیقا همین جریاناتی هشدار میداد که الان به بهانه کرونا اتفاق افتاده، مثل دستبند زدن به مردم به خاطر نزدن ماسک یا منع تردد یا تعطیلی اماکن عمومی و تغییر زندگی اجتماعی به حبس خانگی، واکسن اجباری و غیره. که بش میگه «دیکتاتوری دانش!». البته در حال پیشبینی نبود، فقط از گزارش بنیاد راکفلر که اون زمان داشت چنین آیندهای رو ترسیم میکرد ترسیده بود.
اگه فقط ۱۰ درصد خبرنگاران و روشنفکران و اهالی دانشگاه و سلبریتیها، شرافت و صداقت این آدم که به نظر میرسه دیوانهست رو داشتند، الان دنیا جای به مراتب قشنگتری بود.
اما مشکل الکس اینه که راه دور میره. قلدریهای بیمعنی دولتها و طبقه الیت که تا الان در مورد کرونا نشون دادند، در برابر سایر قلدریهای سازمانیافتهترشون، مثل بازی با سرمایههای مردم یا گرفتن فرصتهای اقتصادی از خودشون و بچههاشون، از اهمیت خیلی کمتری برخورداره. تبعات کرونا چیزیه که حتی اگر در یک محیط آنارشیستی هم بودیم شاید بوجود میاومد. مثلا ممکن بود همه به صورت خودجوش همهچیز رو تعطیل کنند، یا به کسی که ماسک نمیزنه سرویس ندن. اگه به الکس بگیم درستش اینه که حتی خیابانها مالک خصوصی داشته باشند و مالکان خیابانها ممکنه تردد بدون ماسک در ملکشون رو ممنوع کنند، باز هم از کوره در میرفت. اون نمیخواد دولت وجود نداشته باشه. میخواد دولت باشه اما کاری که کمونیستها و منحرفها میخوان، انجام نده! (در چارچوب مسیحی، خود کمونیسم هم بیشتر نوعی انحراف از راه مسیح میبینه تا یک ایدهی بد و مخرب). و این ممکن نیست. وقتی هیولایی به بزرگی دولت مرکزی آمریکا میسازی، بدیهیه که هر آدم ناجوری ممکنه سوارش بشه. و این آدمهای ناجور ممکنه ۵۰ بعلاوه ۱ درصد مردم کشورت باشند.
اگه فقط ۱۰ درصد خبرنگاران و روشنفکران و اهالی دانشگاه و سلبریتیها، شرافت و صداقت این آدم که به نظر میرسه دیوانهست رو داشتند، الان دنیا جای به مراتب قشنگتری بود.
اما مشکل الکس اینه که راه دور میره. قلدریهای بیمعنی دولتها و طبقه الیت که تا الان در مورد کرونا نشون دادند، در برابر سایر قلدریهای سازمانیافتهترشون، مثل بازی با سرمایههای مردم یا گرفتن فرصتهای اقتصادی از خودشون و بچههاشون، از اهمیت خیلی کمتری برخورداره. تبعات کرونا چیزیه که حتی اگر در یک محیط آنارشیستی هم بودیم شاید بوجود میاومد. مثلا ممکن بود همه به صورت خودجوش همهچیز رو تعطیل کنند، یا به کسی که ماسک نمیزنه سرویس ندن. اگه به الکس بگیم درستش اینه که حتی خیابانها مالک خصوصی داشته باشند و مالکان خیابانها ممکنه تردد بدون ماسک در ملکشون رو ممنوع کنند، باز هم از کوره در میرفت. اون نمیخواد دولت وجود نداشته باشه. میخواد دولت باشه اما کاری که کمونیستها و منحرفها میخوان، انجام نده! (در چارچوب مسیحی، خود کمونیسم هم بیشتر نوعی انحراف از راه مسیح میبینه تا یک ایدهی بد و مخرب). و این ممکن نیست. وقتی هیولایی به بزرگی دولت مرکزی آمریکا میسازی، بدیهیه که هر آدم ناجوری ممکنه سوارش بشه. و این آدمهای ناجور ممکنه ۵۰ بعلاوه ۱ درصد مردم کشورت باشند.
❤3