یکی از مشاغلی که به خاطر محدودیتهای کرونایی تقریبا نابود شد، دیجی بود. درسته که اینها در صنعت موسیقی مشغولند و این صنعت میتونه گلیم خودش رو به صورت آنلاین از آب بیرون بکشه، اما دیجی خارج از فضای کلوبها عملا کارکرد خودش رو از دست میده. خود محتوا چندان ارزش بالایی نداره که در بازار آنلاین فروش قابل توجهی داشته باشه. یکیشون که نزدیک یک ساله جایی اجرا نداشته نوشته بود: الان به مرحلهای رسیدیم که اگه صاحب کلوب بگه باید لخت بری روی استیج، با کمال میل میپذیریم! (یعنی کار بدن بمون، هر جوری باشه مشکلی نیست).
درست در اوج قرنطینهها نوشتم اختلاف طبقاتی در دوران ما دیگه اختلاف بین فقیر و غنی نیست. بلکه شکافیست بین کسانی که لازم است کار کنند، و کسانی که لازم نیست کار کنند! و کسانی که لازم نیست کار کنند، به طور کلی وابسته به دولت هستند. و این فارغ از سطح درآمدی اونهاست. همونطور که معلمان اصلا ثروتمند نیستند، و در کشور ما که ممکنه زیر خط فقر هم باشند، اما میتونند یک سال تمام کار نکنند و به مشکل حادی برنخورند. در بین اینها کسانی هم هستند که کار میکنند اما در معرض بحرانهای بیکاری قرار نمیگیرند. مثل کارمندان لاکهید مارتین، که نه تنها بیکار نشدند و نه تنها خانهنشین نشدند، بلکه بیشتر کار کردند و اضافهکاری هم گرفتند. چون مشتری اصلیشون، دولته!
ازونجایی که طیف وسیعی از مردم در دایره این وابستگی قرار دارند، حتی واژه طبقه رو هم نمیشه در موردشون به کار برد. و از همین جهت میشه گفت با وجود تمام تکرارشدگیهای تاریخ، از جمله اجرای مو به موی رمان ۱۹۸۴ که خودش چکیدهای از تاریخ بود، در حال حاضر با معضلی مواجهیم که مشابهی در زمان دیگه نداشته. چون اولا هیچوقت دولتها انقدر بزرگ، و انقدر مهم، و انقدر درگیر در همهچیز، و انقدر ثروتمند، نبودن. و دوما هیچوقت طبقه برخوردار که به این منبع بزرگ امتیازات وصل بوده، انقدر متنوع نبوده. بنابراین اقشار لهشده نه تنها با قدرت متمرکزی طرفند که هیچوقت بشر چیزی به این قدرت و گستردگی در برابر خودش ندیده، بلکه با لشکری از وابستگانش طرفند که از خود مردمند و در بین خودشونند و شاید از عزیزان خودشونند و نمیتونند گروهی از جامعه رو با انگشت نشان بدن و به عنوان دشمن یا ستمگر معرفی کنند.
درست در اوج قرنطینهها نوشتم اختلاف طبقاتی در دوران ما دیگه اختلاف بین فقیر و غنی نیست. بلکه شکافیست بین کسانی که لازم است کار کنند، و کسانی که لازم نیست کار کنند! و کسانی که لازم نیست کار کنند، به طور کلی وابسته به دولت هستند. و این فارغ از سطح درآمدی اونهاست. همونطور که معلمان اصلا ثروتمند نیستند، و در کشور ما که ممکنه زیر خط فقر هم باشند، اما میتونند یک سال تمام کار نکنند و به مشکل حادی برنخورند. در بین اینها کسانی هم هستند که کار میکنند اما در معرض بحرانهای بیکاری قرار نمیگیرند. مثل کارمندان لاکهید مارتین، که نه تنها بیکار نشدند و نه تنها خانهنشین نشدند، بلکه بیشتر کار کردند و اضافهکاری هم گرفتند. چون مشتری اصلیشون، دولته!
ازونجایی که طیف وسیعی از مردم در دایره این وابستگی قرار دارند، حتی واژه طبقه رو هم نمیشه در موردشون به کار برد. و از همین جهت میشه گفت با وجود تمام تکرارشدگیهای تاریخ، از جمله اجرای مو به موی رمان ۱۹۸۴ که خودش چکیدهای از تاریخ بود، در حال حاضر با معضلی مواجهیم که مشابهی در زمان دیگه نداشته. چون اولا هیچوقت دولتها انقدر بزرگ، و انقدر مهم، و انقدر درگیر در همهچیز، و انقدر ثروتمند، نبودن. و دوما هیچوقت طبقه برخوردار که به این منبع بزرگ امتیازات وصل بوده، انقدر متنوع نبوده. بنابراین اقشار لهشده نه تنها با قدرت متمرکزی طرفند که هیچوقت بشر چیزی به این قدرت و گستردگی در برابر خودش ندیده، بلکه با لشکری از وابستگانش طرفند که از خود مردمند و در بین خودشونند و شاید از عزیزان خودشونند و نمیتونند گروهی از جامعه رو با انگشت نشان بدن و به عنوان دشمن یا ستمگر معرفی کنند.
❤10
«وجود آلت مردانه، تجاوز جنسی را آسان میکند و هر مردی میتواند به زنان تجاوز کند».
اصلا اهمیت نداره که این استدلال چقدر پوکه، چون قرار نیست استدلالات تعیینکننده باشند. قراره زور تعیینکننده باشه. دولت به عنوان بت اعظم، برنمیتابه که شهروندان مسلح باشند. براش خطری نداره. فقط برنمیتابه. توتالیتریسم برای سیطره دنبال دلیل نمیگرده. چون خود سیطره، هدفه. سپس پرستشکنندگانش، دنبال دلیل برای سیطره بتشون میگردند. و یه چیزهایی از خودشون درمیارن که نتیجهش میشه چنین استدلالاتی. مثل اونجا که قرآن آدمهای خسیس رو نکوهش میکنه که وقتی فقرا رو میبینند میگن اگه خدا میخواست بشون بیشتر ازین بده، میداد! و میگه خیر، قرار نبوده فقیر باشه شما آدمها فقیرش کردید. اونجا هم پرستشکننده از طرف خودش برای کارهای معبود دلیل میتراشه (حکمت پیچیدهای در کاره که این فقیر شده)، اما خود پروردگار تو یه فاز دیگهست.
فرق خدای آسمان اینه که میگه از طرف من زر نزنید! اما خدای زمینی نه تنها نهی نمیکنه، بلکه پشت زر مفت بندگانش پنهان میشه.
اصلا اهمیت نداره که این استدلال چقدر پوکه، چون قرار نیست استدلالات تعیینکننده باشند. قراره زور تعیینکننده باشه. دولت به عنوان بت اعظم، برنمیتابه که شهروندان مسلح باشند. براش خطری نداره. فقط برنمیتابه. توتالیتریسم برای سیطره دنبال دلیل نمیگرده. چون خود سیطره، هدفه. سپس پرستشکنندگانش، دنبال دلیل برای سیطره بتشون میگردند. و یه چیزهایی از خودشون درمیارن که نتیجهش میشه چنین استدلالاتی. مثل اونجا که قرآن آدمهای خسیس رو نکوهش میکنه که وقتی فقرا رو میبینند میگن اگه خدا میخواست بشون بیشتر ازین بده، میداد! و میگه خیر، قرار نبوده فقیر باشه شما آدمها فقیرش کردید. اونجا هم پرستشکننده از طرف خودش برای کارهای معبود دلیل میتراشه (حکمت پیچیدهای در کاره که این فقیر شده)، اما خود پروردگار تو یه فاز دیگهست.
فرق خدای آسمان اینه که میگه از طرف من زر نزنید! اما خدای زمینی نه تنها نهی نمیکنه، بلکه پشت زر مفت بندگانش پنهان میشه.
❤5
برای سالگرد تولد علیاکبر، که معلوم نیست چه کسی بوده، بدون هیچ پروتکل بهداشتی در اماکن مذهبی مراسم جشن برگزار میکنند، اما مراسم عروسی سنتی شهرهای کوچک رو بهم میزنند. نه اون حاضره به خاطر منافع جامعه از خیر مراسم مضحکش برای یک کاراکتری که معلوم نیست که بوده بگذره، نه این حاضره به خاطر منافع جامعه دخترش رو بدون ریخت و پاش ایلی به خونه شوهر بفرسته. آدمهایی کاملا ضداجتماع و بیعلاقه به سرنوشت همدیگر، که فاشیسم مذهبی بالاسرشون ایستاده و تعیین میکنه کدومشون به اون یکی ارجحیت داره.
چرا هجدهمین اقتصاد دنیا هیچ شرکت چندملیتی که در مراکز تجاری دنیا فعالیت داشته باشه نداره؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدمت تو ارتش نابودکننده همهچیزهای خوب زندگیه، اما یه رابطهای با بقیه افراد یگانت ایجاد میشه که اون بیرون به ندرت پیش میاد. مثلا یادت نمیره کی پشتت رو نگه داشته بود که یه ماشین غولپیکر نندازتت. حتی اگه جزیی از روتین روزانه باشه. این تنها چیز ارتشه که حیفه زنها تجربهش نکنند.
❤4
Anarchonomy
خدمت تو ارتش نابودکننده همهچیزهای خوب زندگیه، اما یه رابطهای با بقیه افراد یگانت ایجاد میشه که اون بیرون به ندرت پیش میاد. مثلا یادت نمیره کی پشتت رو نگه داشته بود که یه ماشین غولپیکر نندازتت. حتی اگه جزیی از روتین روزانه باشه. این تنها چیز ارتشه که حیفه…
اینکه بیشتر پستهام نیاز به زیرنویس داره یا معنیش اینه که فارسیزبانان در درک فارسی ضعیف شدن، یا من پیر شدهم.
نگفتم برای تجربه این رابطه آلفا برید ارتش خدمت کنید. اینکه اون محیط لجن تونسته در خودش چنین رابطهای رو زنده نگه داره، اتفاقا نشون میده اون بیرون هم مشکل زیاد داریم. اینکه در ارتش «باید آماده باشی برای تیمت بمیری» یک هنجاره، معنیش این نیست که فقط در ارتش میشه چنین منشی ایجاد کرد. فقط یادآوری میکنه یه چیزهایی داره میلنگه که دیگه هیچکس تو زندگی غیرنظامیش، تیم و پشتیبان نداره.
نگفتم برای تجربه این رابطه آلفا برید ارتش خدمت کنید. اینکه اون محیط لجن تونسته در خودش چنین رابطهای رو زنده نگه داره، اتفاقا نشون میده اون بیرون هم مشکل زیاد داریم. اینکه در ارتش «باید آماده باشی برای تیمت بمیری» یک هنجاره، معنیش این نیست که فقط در ارتش میشه چنین منشی ایجاد کرد. فقط یادآوری میکنه یه چیزهایی داره میلنگه که دیگه هیچکس تو زندگی غیرنظامیش، تیم و پشتیبان نداره.
❤10
اگه به زنهایی که دارند کاری انجام میدن که مشتری کمتری داره باید همونقدر دستمزد داد که به مردانی دستمزد میدیم که کارشون مشتری بیشتری داره، چرا این «باید» رو به همه قسمتهای بازار تعمیم ندیم؟ مثلا خرید از همه مغازههای مشابه اجباری بشه. یعنی اگه از مغازهداری جنس خریدی که میشناسیش و اخلاق خوبی داره، باید از یه مغازه دیگه که دقیقا همون جنس رو میفروشه هم خرید کنی. و گرنه میفتی زندان.
میشه با قلدری مردم رو از انجام بیزینسی منع کرد، اما نمیشه مجبورشون کرد بیزینس خاصی رو انجام بدن. میشه ممنوع کرد که بقالیها میوه هم بفروشند، اما نمیشه مجبورشون کرد این کارو بکنند. چون اگه نخواد بفروشه، یه جوری میفروشه که عملا فروش محسوب نمیشه.
با مجازات کسانی که صاحب خانه خالی هستند نمیشه اونها رو به بساز-اجارهبده تبدیل کرد. اگه نخوان بیزینس اجاره رو انجام بدن، انجام نمیدن. فقط با این کار ممکنه از بیزینس ساخت و ساز بیرونشون کنی.
با مجازات کسانی که صاحب خانه خالی هستند نمیشه اونها رو به بساز-اجارهبده تبدیل کرد. اگه نخوان بیزینس اجاره رو انجام بدن، انجام نمیدن. فقط با این کار ممکنه از بیزینس ساخت و ساز بیرونشون کنی.
❤5
مثلا رفتی یه باغ خریدی توش ویلا ساختی، بعد فردا صاحب زمین همسایه میاد گاوداری میزنه اونجا از بوی تاپاله نیم ساعت هم نمیتونی بشینی تو ویلات. یا تو زمین کشاورزیت داری گوجتو میکاری و ماستتو میخوری، یهو همسایه میاد تو زمینش کارگاه لوسترسازی میزنه پساب استخرهای اسیدش رو میریزه تو خاک منطقه!
بازار آزاد، نظام حقوقی لیبرال میخواد، و نظام حقوقی لیبرال رو آدم لیبرال طراحی میکنه. نه یه مشت حزباللهی فاسد پلشت که شهوت بلعیدن باقیمانده منابع طبیعی ایران رو دارند.
بازار آزاد، نظام حقوقی لیبرال میخواد، و نظام حقوقی لیبرال رو آدم لیبرال طراحی میکنه. نه یه مشت حزباللهی فاسد پلشت که شهوت بلعیدن باقیمانده منابع طبیعی ایران رو دارند.
❤6
یکی از افسانههای رایج اینه که میگن بازار ایران انقدر جذاب و خفنه که خارجیها اگه نتونند از گمرک رسمی جنسشون رو بیارن اینجا، یه عده قاچاقچی استخدام میکنند که یواشکی بیارن اینجا! یعنی انقدر تشنه مشتریان ایرانیاند.
حجم فروش لوازم خانگی در ژاپن، که تازه یک بازار اشباعه، فقط در ماه فوریه ۱ میلیارد و ۷۵۰ میلیون دلار بوده، در حالی که کل بازار ایران برای کالای خارجی در کل طول یک سال فقط ۲ میلیارد دلاره! که با کاهش ارزش ریال و قدرت خرید مردم، ازین هم کمتر خواهد شد.
حجم فروش لوازم خانگی در ژاپن، که تازه یک بازار اشباعه، فقط در ماه فوریه ۱ میلیارد و ۷۵۰ میلیون دلار بوده، در حالی که کل بازار ایران برای کالای خارجی در کل طول یک سال فقط ۲ میلیارد دلاره! که با کاهش ارزش ریال و قدرت خرید مردم، ازین هم کمتر خواهد شد.
❤4
من درک نمیکنم اینا نگران چی هستن. اولا این داستان بدهی کشورها به چین، بیشترش محتوای رسانهایه و دیتای موثق نداره. اینکه این محتوای رسانهای انقدر خوب جا افتاده در بین مردم به خاطر این باور عمومیه که دولت چین مجموعهای متشکل از روباهان مکاره که نشستن نقشه کشیدن برای کشورها و دارن مو به مو اون نقشه حساب شده رو اجرا میکنند! در حالی که این حرفها نیست. دولت چین هم مثل هر دولت متمرکز دیگهای در حال مالیدن منابع پولی به واژن بعضی از حیواناته. بلکه بدتر از هر دولت متمرکز دیگهای. چون مالیاتدهندگانش رو سگ هم حساب نمیکنه، و لذا به کسی پاسخگویی نداره.
دوما، فرض کنیم که این داستان بدهکارسازی واقعی و جدی باشه. خب بعدش چی میشه؟ چین میشه صاحب ایران؟ اینکه خبر خوبیه. یعنی چینیها از آخوندهای بیلمز بدترند؟ بدیهیه که دلشون نمیسوزه برای ایرانیان، و جنسخراب هم هستند. ولی اونی که جنسش خرابه و دلش نمیسوزه برای ما، با اونی که با ما دشمنی داره فرق داره. چینیها از ما بدشون نمیاد، ولی آخوند شیعه از ما بدش میاد. خواهشا این واقعیت رو هضم کنید.
https://t.iss.one/mamlekate/56606
دوما، فرض کنیم که این داستان بدهکارسازی واقعی و جدی باشه. خب بعدش چی میشه؟ چین میشه صاحب ایران؟ اینکه خبر خوبیه. یعنی چینیها از آخوندهای بیلمز بدترند؟ بدیهیه که دلشون نمیسوزه برای ایرانیان، و جنسخراب هم هستند. ولی اونی که جنسش خرابه و دلش نمیسوزه برای ما، با اونی که با ما دشمنی داره فرق داره. چینیها از ما بدشون نمیاد، ولی آخوند شیعه از ما بدش میاد. خواهشا این واقعیت رو هضم کنید.
https://t.iss.one/mamlekate/56606
❤3
مثل اینکه متوجه نیستید دارید کجا زندگی میکنید. این اینترنتی که شما ازش استفاده میکنید حتی در خود چین هم وجود نداره. شاید باور نکنید ولی حتی در چین هم یه چیزهایی دارند که بش میگن دادگاه! بله حقوق بشر برای کمونیستها هم تعریفنشدهست، ولی اینجوری که اینجا ادمین کانالها رو میگیرن و صاحب اکانتهای اینستاگرام رو مجبور به توبه لایو میکنند، تو خود چین هم قفله.
من بعد از هفت هزار پست در این کانال هنوز در جاانداختن اینکه سطح گاو بودن اینها کجاست خیلی موفق نبودم. حتی «دریافت مساعدت از بیگانه در جهت سرکوب» هم کفایت میخواد. یکی از بندهای این قرارداد همکاری در زمینه تولید اپلیکیشن پیامرسانه! در حالی که معنی نداره چنین چیزی. فکر میکنید اون دیپلمات چینی که این بند رو میبینه نتیجه نمیگیره که اینها گاوند؟
من بعد از هفت هزار پست در این کانال هنوز در جاانداختن اینکه سطح گاو بودن اینها کجاست خیلی موفق نبودم. حتی «دریافت مساعدت از بیگانه در جهت سرکوب» هم کفایت میخواد. یکی از بندهای این قرارداد همکاری در زمینه تولید اپلیکیشن پیامرسانه! در حالی که معنی نداره چنین چیزی. فکر میکنید اون دیپلمات چینی که این بند رو میبینه نتیجه نمیگیره که اینها گاوند؟
❤4
قلب مفاهیم و معانی چنان شدت گرفته که مجبورند برای سیاهلشکر نظام هم راهنما بزنند! چون دیگه بچه بسیجی هم گیج شده که چه خبره.. نظام ما کدوم طرفیه بالاخره؟
بچه بسیجی قرار نیست بفهمه که #گله_گاو طرف نمیشناسه، چون همهچیز رو یونجه میبینه. وقتی بخواد انحصار واردات چیزی رو به چنگ بیاره، درباره آزادی تجارت حدیث میاره، وقتی میخواد اموال سرمایهدار رو بالا بکشه، درباره عدالت حدیث میاره.
بچه بسیجی قرار نیست بفهمه که #گله_گاو طرف نمیشناسه، چون همهچیز رو یونجه میبینه. وقتی بخواد انحصار واردات چیزی رو به چنگ بیاره، درباره آزادی تجارت حدیث میاره، وقتی میخواد اموال سرمایهدار رو بالا بکشه، درباره عدالت حدیث میاره.
❤4
وقتی که مرحوم فاتح زمین این بیمارستان رو که اون موقع اسمش شیر و خورشید بود، در جهت درمان مردم وقف کرد؛ چیزی که توش ساختند یه چیزی در حد یک خانه بهداشت بود. و کسانی که حتی همین امروز وارد این بیمارستان میشن سریع میفهمند که این خانه بهداشتیه که یکم بزرگ شده و یکم وسیله براش خریدن!
یکی از ایرادات اساسی که به مسئله وقف وارده، همینه که مسئولیتگریزی رو منتشر میکنه. ایشون با این وقف توقع خدمات درمانی ایجاد کرد در جامعه، اما خودش زنده نموند تا بالاسرش باشه و هدایتش کنه. درمان، یک سرویسه، و هر سرویسی یک بیزینسه، و هر بیزینسی صاحب و مدیر میخواد. آدم مرده نمیتونه صاحب و مدیر چیزی باشه. یه چیزی از قدیم در ذهنشون مونده که مسلمان پولدار پل ساخت و وقف کرد و باقیات صالحاتش شد و فلان. در حالی که مسائل امروز خیلی پیچیدهترند. امروز حتی نمیشه پلی ساخت که تعمیر نگهداری نخواد. شما چطور میتونی یک زمین رو وقف کنی برای فضای سبز، وقتی که فقط آبیاری اون فضا ماهیانه هزینه مالی قابل توجهی داره؟ خودت که دیگه زنده نیستی تا این هزینهها رو بدی. پس یکی باید اینکارو انجام بده، و اونی که انجام میده یک شرکته که برای بدست آوردن سود وارد این کار شده. و همین همهچیز وقف رو بهم میریزه.
آدم واقفِ مُرده، یه چیزی میندازه وسط و میذاره میره، و همون چیز منشأ کلکسیونی از دعواها و درگیریها میشه. حالا گاهی یک طرف این درگیری دولته، و گاهی اشخاص حقیقی. گاهی یک درگیری حقوقیه، و گاهی مثل این یک درگیری اجتماعی. درگیری اجتماعی در این مورد یعنی مردم فکر میکنند جایی دارند که برای درمان مجانی یا نزدیک به رایگان بش مراجعه کنند، اما وقتی وارد میشن بشون شوک وارد میشه. چون میفهمند که جایی که بش مراجعه کنند و سرویس بگیرند نداشتهاند تا الان. این بیمارستان اگه قرار بود با منطق بازار اداره بشه، تا الان باید اعلام ورشکستگی میکرد و شاید زمینش که حکم طلا داره به برج تبدیل شده بود.
حالا بگذریم که جاگیری این بیمارستان در شهر طوریه که درگیری ترافیکی هم ایجاد کرده. چون واقف نمیره مطالعه ترافیکی و آیندهنگرانه انجام بده. از زمینی که داره، هرجا که هست، یه تیکه برمیداره، بالاش تابلو میزنه شفاخانه! بدون پذیرش کوچکترین مسئولیتی درباره تبعاتش. وقف ازین جهت خودمتناقضه که بیشتر درباره آینده اخروی وقفکنندهست تا درباره آینده دنیوی بهرهبرداران. همواره علاوه بر علقههای مذهبی، نگرش «دندان اسب پیشکش را نمیشمارند» باعث شده هر نوع نکوهش وقف منع بشه. اما مشکل دندانهای این اسبه نیست. مشکل اینه که صاحبش ولش کرده. حالا تصور کنید یه گاری هم ببندند به این اسب بیصاحب! این نه اون راهی رو خواهد رفت که صاحب مرحومش میخواست، نه اون راهی که مردم میخوان. دقیقا اتفاقی که در امامزادهها و قبرفروشیها در زمینهای وقفشدهشون افتاده، که هم روح واقف داره فحش میده به وضعیت، هم مردمی که فعلا زنده هستند.
این بیمارستان همچنین مجسمه زندهای از رویاهای خام بهداشت و درمان کمونیستی هم هست. اینجا زمانی امآرآی رایگان انجام میداد که تهران رایگانش پیدا نمیشد! بیمه عمومی دولتی، در همه جای دنیا سیاهچاله بودجهای ایجاد کرده، اما کشورهای سرمایهدارتر این چاله رو میتونند کمعمقتر نگه دارند، یا بعبارتی گند قضیه خیلی رو نمیاد، یا دیر رو میاد. اجرای همون سیاستها در کشوری که اقتصادش بهیچوجه توان جذب ضربههای شدید هزینهای رو نداره، به چنین افتضاحات زودرسی منجر میشه. در اینجا فاصله اجرای سیاست غلط تا گرفتن سیفون و قطعی آب، خیلی کوتاهه.
https://t.iss.one/IranNews_400/115178
یکی از ایرادات اساسی که به مسئله وقف وارده، همینه که مسئولیتگریزی رو منتشر میکنه. ایشون با این وقف توقع خدمات درمانی ایجاد کرد در جامعه، اما خودش زنده نموند تا بالاسرش باشه و هدایتش کنه. درمان، یک سرویسه، و هر سرویسی یک بیزینسه، و هر بیزینسی صاحب و مدیر میخواد. آدم مرده نمیتونه صاحب و مدیر چیزی باشه. یه چیزی از قدیم در ذهنشون مونده که مسلمان پولدار پل ساخت و وقف کرد و باقیات صالحاتش شد و فلان. در حالی که مسائل امروز خیلی پیچیدهترند. امروز حتی نمیشه پلی ساخت که تعمیر نگهداری نخواد. شما چطور میتونی یک زمین رو وقف کنی برای فضای سبز، وقتی که فقط آبیاری اون فضا ماهیانه هزینه مالی قابل توجهی داره؟ خودت که دیگه زنده نیستی تا این هزینهها رو بدی. پس یکی باید اینکارو انجام بده، و اونی که انجام میده یک شرکته که برای بدست آوردن سود وارد این کار شده. و همین همهچیز وقف رو بهم میریزه.
آدم واقفِ مُرده، یه چیزی میندازه وسط و میذاره میره، و همون چیز منشأ کلکسیونی از دعواها و درگیریها میشه. حالا گاهی یک طرف این درگیری دولته، و گاهی اشخاص حقیقی. گاهی یک درگیری حقوقیه، و گاهی مثل این یک درگیری اجتماعی. درگیری اجتماعی در این مورد یعنی مردم فکر میکنند جایی دارند که برای درمان مجانی یا نزدیک به رایگان بش مراجعه کنند، اما وقتی وارد میشن بشون شوک وارد میشه. چون میفهمند که جایی که بش مراجعه کنند و سرویس بگیرند نداشتهاند تا الان. این بیمارستان اگه قرار بود با منطق بازار اداره بشه، تا الان باید اعلام ورشکستگی میکرد و شاید زمینش که حکم طلا داره به برج تبدیل شده بود.
حالا بگذریم که جاگیری این بیمارستان در شهر طوریه که درگیری ترافیکی هم ایجاد کرده. چون واقف نمیره مطالعه ترافیکی و آیندهنگرانه انجام بده. از زمینی که داره، هرجا که هست، یه تیکه برمیداره، بالاش تابلو میزنه شفاخانه! بدون پذیرش کوچکترین مسئولیتی درباره تبعاتش. وقف ازین جهت خودمتناقضه که بیشتر درباره آینده اخروی وقفکنندهست تا درباره آینده دنیوی بهرهبرداران. همواره علاوه بر علقههای مذهبی، نگرش «دندان اسب پیشکش را نمیشمارند» باعث شده هر نوع نکوهش وقف منع بشه. اما مشکل دندانهای این اسبه نیست. مشکل اینه که صاحبش ولش کرده. حالا تصور کنید یه گاری هم ببندند به این اسب بیصاحب! این نه اون راهی رو خواهد رفت که صاحب مرحومش میخواست، نه اون راهی که مردم میخوان. دقیقا اتفاقی که در امامزادهها و قبرفروشیها در زمینهای وقفشدهشون افتاده، که هم روح واقف داره فحش میده به وضعیت، هم مردمی که فعلا زنده هستند.
این بیمارستان همچنین مجسمه زندهای از رویاهای خام بهداشت و درمان کمونیستی هم هست. اینجا زمانی امآرآی رایگان انجام میداد که تهران رایگانش پیدا نمیشد! بیمه عمومی دولتی، در همه جای دنیا سیاهچاله بودجهای ایجاد کرده، اما کشورهای سرمایهدارتر این چاله رو میتونند کمعمقتر نگه دارند، یا بعبارتی گند قضیه خیلی رو نمیاد، یا دیر رو میاد. اجرای همون سیاستها در کشوری که اقتصادش بهیچوجه توان جذب ضربههای شدید هزینهای رو نداره، به چنین افتضاحات زودرسی منجر میشه. در اینجا فاصله اجرای سیاست غلط تا گرفتن سیفون و قطعی آب، خیلی کوتاهه.
https://t.iss.one/IranNews_400/115178
❤4
فکر کن به ۳۵ نفر کارمند حق مأموریت دادن که با ماشین برن بچرخند تو منطقه اگه کسی خواست زمین کشاورزیش رو به باغ تبدیل کنه جلوش رو بگیرن و اگه داشته نهال میکاشته خود نهال و بیل و کلنگ و آفتابه آبپاش رو توقیف کنن!
در بین صد و اندی کشور جهان نمیتونید مشابه چنین چیزی پیدا کنید. این ترکیب توامان هرج و مرج و زورگویی دولتی در هیچ جغرافیای دیگهای دیده نشده.
در بین صد و اندی کشور جهان نمیتونید مشابه چنین چیزی پیدا کنید. این ترکیب توامان هرج و مرج و زورگویی دولتی در هیچ جغرافیای دیگهای دیده نشده.
تو حق نداری قصدت اجاره دادن آپارتمانت نباشه!
تو حق نداری کشاورزی نکنی!
حتی تو احادیث آخرالزمانی هم چنین حالات جنونآمیزی از حاکمیت توصیف نشده.
تو حق نداری کشاورزی نکنی!
حتی تو احادیث آخرالزمانی هم چنین حالات جنونآمیزی از حاکمیت توصیف نشده.
دو شرکت جدید که یکیشون ماشین سواری برقی و اون یکی وانت برقی میسازه میخوان محصولات رو آنلاین و بدون واسطه به مشتریان بفروشند. انجمن نمایشگاهداران ایلینوی ازین دو شرکت شکایت کرده که حق ندارید این کارو بکنید، اینجوری ما بیکار میشیم!
من نمیدونم پای اون برگه شکایت رو چجوری امضاء کردند. آدم سالم از لحاظ عقلی و اخلاقی، شرم میکنه از چنین کاری. یعنی هم فروشنده و هم خریدار ترجیح میدن با همدیگه مستقیم معامله کنند، و وقتشون هم تلف نشه، و برای هر دو به صرفهتر دربیاد، بعد من بپرم وسطشون و بگم باید به من پورسانت بدید و اگه ندید با مأمور میام؟ باید چجور آدمی باشم که این کارو بکنم؟
من نمیدونم پای اون برگه شکایت رو چجوری امضاء کردند. آدم سالم از لحاظ عقلی و اخلاقی، شرم میکنه از چنین کاری. یعنی هم فروشنده و هم خریدار ترجیح میدن با همدیگه مستقیم معامله کنند، و وقتشون هم تلف نشه، و برای هر دو به صرفهتر دربیاد، بعد من بپرم وسطشون و بگم باید به من پورسانت بدید و اگه ندید با مأمور میام؟ باید چجور آدمی باشم که این کارو بکنم؟
تو سامانه املاک و اسکان باید همون اطلاعاتی رو وارد کنی که هم اداره ثبت اسناد داشته از قبل، و هم شهرداری و هم دارایی! انگار چیزی که میدونند رو دارند دوباره میپرسند که اطلاعاتشون رو مرور کنند!
اگه فکر میکنید چین میتونه به این گاومیشها رسم و رسوم مملکتداری رو یاد بده، زیادی خوشبین هستید و با شما نباید در کاری شراکت کرد.
اگه فکر میکنید چین میتونه به این گاومیشها رسم و رسوم مملکتداری رو یاد بده، زیادی خوشبین هستید و با شما نباید در کاری شراکت کرد.