با اینکه نرخ فوت کرونایی به ازای یک میلیون نفر در آلمان تقریبا نصف آمریکاست، اما در نرخ واکسناسیون به ازای هر صد نفر، به گرد پای آمریکا هم نرسیده. اما فقط آمریکا نیست، حتی فشلستانی مثل مکزیک و اندونزی هم جلوترند.
و نشریه آلمانی مینویسه: همه جا دارن واکسن میزنن، ما داریم سر تعطیلی یا باز کردن تورهای خارجی واسه عید پاک بحث میکنیم.. حنات دیگه رنگی نداره ژرمنی.
و نشریه آلمانی مینویسه: همه جا دارن واکسن میزنن، ما داریم سر تعطیلی یا باز کردن تورهای خارجی واسه عید پاک بحث میکنیم.. حنات دیگه رنگی نداره ژرمنی.
کل استدلال نویسندگان این پست با صحبتهای راننده تاکسیهای تهران تفاوت فاحشی نداره، و روی این گزاره استواره: اینا که دارن انقد تقلا میکنند حتما تا الان بمب رو ساختن!
نه مدرکی، نه شهودی، فقط گمانهزنی از روی بدبینی به آیتاللهها. البته من اصراری ندارم که مجهز شدن #گله_گاو به بمب رو انکار کنم، و برام مهم هم نیست.. اما اولا بهتره نگرانتر از نتانیاهو نباشیم.. هوم؟ منطقی نیست؟ و دوما، اگه گمانهزنی کسی مشابه گمانهزنی راننده اسنپ باشه، چرا فقط به این دلیل که موهاش رو تو سازمانهای دولتی سفید کرده، باید اعتبار بیشتری براش قائل باشم؟ همه کسانی که این مقاله رو نوشتن فسیلهایی هستند که از دوران جنگ سرد و دولت ریگان باقی موندن و ازون موقع سوزنشون روی تهدیدات آخرالزمانی هستهای گیر کرده. اینها هموناییان که از کنگرههای مختلف پول گرفتن تا خرج دفاع در برابر تهدیداتی بکنند که هیچوقت رخ نداد و بعیده در آینده هم رخ بده، در حالی که یک ویروس مشابه آنفولانزا بود که حیات مردم آمریکا رو تهدید کرد و نیم میلیون نفر رو تا الان کشته و هیچ کدوم اون دولتها هیچکاری در جهت آمادگی برای چنین تهدیدی انجام ندادن. نویسندگان این مقاله نمیتونند برای مشکلات پیش رو راه حل ارائه بدن وقتی که دقیقا خودشون بخشی از مشکل هستند.
https://t.iss.one/RahbordChannel/1860
نه مدرکی، نه شهودی، فقط گمانهزنی از روی بدبینی به آیتاللهها. البته من اصراری ندارم که مجهز شدن #گله_گاو به بمب رو انکار کنم، و برام مهم هم نیست.. اما اولا بهتره نگرانتر از نتانیاهو نباشیم.. هوم؟ منطقی نیست؟ و دوما، اگه گمانهزنی کسی مشابه گمانهزنی راننده اسنپ باشه، چرا فقط به این دلیل که موهاش رو تو سازمانهای دولتی سفید کرده، باید اعتبار بیشتری براش قائل باشم؟ همه کسانی که این مقاله رو نوشتن فسیلهایی هستند که از دوران جنگ سرد و دولت ریگان باقی موندن و ازون موقع سوزنشون روی تهدیدات آخرالزمانی هستهای گیر کرده. اینها هموناییان که از کنگرههای مختلف پول گرفتن تا خرج دفاع در برابر تهدیداتی بکنند که هیچوقت رخ نداد و بعیده در آینده هم رخ بده، در حالی که یک ویروس مشابه آنفولانزا بود که حیات مردم آمریکا رو تهدید کرد و نیم میلیون نفر رو تا الان کشته و هیچ کدوم اون دولتها هیچکاری در جهت آمادگی برای چنین تهدیدی انجام ندادن. نویسندگان این مقاله نمیتونند برای مشکلات پیش رو راه حل ارائه بدن وقتی که دقیقا خودشون بخشی از مشکل هستند.
https://t.iss.one/RahbordChannel/1860
Telegram
راهبرد
ایران احتمالا به سلاح هسته ای دست یافته است، به فکر راهکار مناسب باشید!
به نظر نویسندگان این يادداشت، سازمانهای امنیتی غربی در توهم به سر میبرند، ایران احتمالا به مرحله تولید سلاح هسته ای رسیده است و چه بسا با کمک کره شمالی آن را آزمایش کرده باشد. برجام…
به نظر نویسندگان این يادداشت، سازمانهای امنیتی غربی در توهم به سر میبرند، ایران احتمالا به مرحله تولید سلاح هسته ای رسیده است و چه بسا با کمک کره شمالی آن را آزمایش کرده باشد. برجام…
در دوره اوباما جهادیها در خاک آمریکا حرکت تروریستی انجام میدادند. در دوره ترامپ به طرز عجیبی ساکت و بیحرکت بودند. و با اومدن بایدن دوباره فعال شدند.
اگه انگیزه اینها واقعا ایمانیه، چرا نگاه میکنند ببینند کی تو کاخ سفیده؟
اگه انگیزه اینها واقعا ایمانیه، چرا نگاه میکنند ببینند کی تو کاخ سفیده؟
بیشتر مردم هیچ علاقهای به آثار تاریخی ندارند، از طبیعت هم سایه درختی رو میخوان که زیرش جوجه کباب کنند. سفر، برای اینها رانندگی طولانی برای «تعجب سالانه از وسعت ایران»، و بازگشت به خونه با تعدادی عکس کج و کولهست. سرمایهگذاریها در زمینه توریسم طبیعی و تاریخی، داره هدر میره. چون دارند مردم رو میکشونند به جاهایی که میل واقعی برای رفتن به اونجا ندارن. هم تاریخ و هم طبیعت، آدم خودش رو میخواد، و آدم این دو، کمتعدادند. باید سرمایه خرج ایجاد خدماتی بشه که تو شهرهای بیریختی که اکثریت جامعه توشون زندگی میکنند، وجود نداره. مثل رستورانهایی که منوی منحصر بفرد دارند. مثل پارکهایی که شهربازیهای خاص دارند. مثل هتلهایی که مشابهش جای دیگه نیست. مثل همین کارهایی که برادران اونطرف خلیج فارس کردند.
طرف اومده از رو حکم یلخی خلیفه که ناشی از بیکاری زیاد و فشار بیماریهاست، واسه خودش نمدی واسه بازار آزاد ببافه (ژانر اینایی که تا خلیفه میگه رقابت خوب است میگن آدام اسمیت هم همینو میگفت!) و نوشته اونایی که قانون کار ما رو تنظیم کردن خودشون اهل کار نبودن نمیدونستن تولید چی به چیه، اینارو حذف کنید. بعد این جواب داده ما اهل کار نبودیم ولی قانونی که ما داریم از فرانسه اومده، اونا که اهل کار بودن! پس حرف نزن.
هیچجوری نمیشه به طنز وضعیت اضافه کرد.
قانون باید تنها در مورد چیزهایی وضع بشه که قراره جلوی ظلم کسی به دیگری رو بگیره. اگه چیزی غیر ازین باشه، خودش بخشی از ظلم خواهد بود. فرق نداره یک وکیل سوسول تصویبش کرده باشه یا نماینده کارگرانی که از بس کار کردن پوست دستشون مثل پوست تمساح شده. ما نه موظفیم قانونی برای حمایت از کارگر وضع کنیم نه قانونی برای حمایت از کارفرما. ما فقط باید قوانینی داشته باشیم که هیچکدوم نتونند حق مالکیت و آزادی اون یکی رو سلب کنند. اگه کارفرمایی بگه من میخوام برام یه برج بسازید ولی با حقوقی که میدم حتی یه دست لباس نو هم نمیتونید بخرید، در حال ظلم به بقیه نیست. چون کسی رو مجبور نکرده از آزادی و داراییهاش بگذره تا این کار رو بپذیره. وقتی ظلم رخ میده که قرار باشه همون حقوقی که نمیشه باش یه دست لباس نو خرید رو سیام ماه پرداخت کنه ولی پونزدهم ماه بعد پرداخت کنه.
تقریبا تمام قوانین و هنجارهایی که اتحادیههای کارگری ایجاد کردند، حاصل یک نوع اوباشگری جمعی بود. مثل قوم لوط که وقتی فهمیدن چند مرد خوشسیما مهمانش هستند خونهش رو محاصره کردند. حرفشون هم این بود که درست نیست این مردهای هات فقط مال تو باشن! اگه اینها پارلمان داشتند چه اتفاقی میفتاد؟ قانونی تصویب میکردن که هرکس وارد شهر میشه باید یه دور به همه بده!
https://t.iss.one/maktubaat/24580
هیچجوری نمیشه به طنز وضعیت اضافه کرد.
قانون باید تنها در مورد چیزهایی وضع بشه که قراره جلوی ظلم کسی به دیگری رو بگیره. اگه چیزی غیر ازین باشه، خودش بخشی از ظلم خواهد بود. فرق نداره یک وکیل سوسول تصویبش کرده باشه یا نماینده کارگرانی که از بس کار کردن پوست دستشون مثل پوست تمساح شده. ما نه موظفیم قانونی برای حمایت از کارگر وضع کنیم نه قانونی برای حمایت از کارفرما. ما فقط باید قوانینی داشته باشیم که هیچکدوم نتونند حق مالکیت و آزادی اون یکی رو سلب کنند. اگه کارفرمایی بگه من میخوام برام یه برج بسازید ولی با حقوقی که میدم حتی یه دست لباس نو هم نمیتونید بخرید، در حال ظلم به بقیه نیست. چون کسی رو مجبور نکرده از آزادی و داراییهاش بگذره تا این کار رو بپذیره. وقتی ظلم رخ میده که قرار باشه همون حقوقی که نمیشه باش یه دست لباس نو خرید رو سیام ماه پرداخت کنه ولی پونزدهم ماه بعد پرداخت کنه.
تقریبا تمام قوانین و هنجارهایی که اتحادیههای کارگری ایجاد کردند، حاصل یک نوع اوباشگری جمعی بود. مثل قوم لوط که وقتی فهمیدن چند مرد خوشسیما مهمانش هستند خونهش رو محاصره کردند. حرفشون هم این بود که درست نیست این مردهای هات فقط مال تو باشن! اگه اینها پارلمان داشتند چه اتفاقی میفتاد؟ قانونی تصویب میکردن که هرکس وارد شهر میشه باید یه دور به همه بده!
https://t.iss.one/maktubaat/24580
Anarchonomy
بیشتر مردم هیچ علاقهای به آثار تاریخی ندارند، از طبیعت هم سایه درختی رو میخوان که زیرش جوجه کباب کنند. سفر، برای اینها رانندگی طولانی برای «تعجب سالانه از وسعت ایران»، و بازگشت به خونه با تعدادی عکس کج و کولهست. سرمایهگذاریها در زمینه توریسم طبیعی و تاریخی،…
تو کردان بخوای یک شب ویلا اجاره کنی که برای ده نفر جا داشته باشه، باید ۴ میلیون بدی. تازه اگه ناز نکنند. اما با معادل ۶ میلیون تومن در شب میشه چنین ویلایی در فلوریدا اجاره کرد. با امکانات و کیفیتی که حتی در لواسان هم وجود نداره، کردان که بماند. ازین ارزانتر هم دارند، مثلا در حد ۱۰۰ دلار. که بهیچوجه دخمه نیست، فقط مثل این لاکشری نیست.
یعنی یک شهروند ایرانی با درآمدی که از درآمد مردم آفریقا هم پایینتره و با پولی که یکی از ضعیفترین پولهای دنیاست، باز در فلوریدا گزینههای به صرفهتری داره تا در مملکت خودش!
یعنی یک شهروند ایرانی با درآمدی که از درآمد مردم آفریقا هم پایینتره و با پولی که یکی از ضعیفترین پولهای دنیاست، باز در فلوریدا گزینههای به صرفهتری داره تا در مملکت خودش!
برای برج ۳۴ طبقه که هر طبقه ۸ واحده حساب کرده اگه ضخامت دیوار بین واحدها رو به جای ۲۰ سانت، ۱۵ سانت دربیارن، مساحتی که صرفهجویی میشه انقدریه که به خاطر قیمت زیاد زمین تو اون منطقه، تو کل پروژه ۹۰۰ هزار پوند میمونه تو جیب سازنده!
البته این دیوار جدید به اندازه مدل بیست سانتی عایق صدا هست، ولی اگه این سیستم جدید رو بیست سانت استفاده میکردند، ازین هم عایقتر میشد. ولی ۹۰۰ هزار پوند کم پولی نیست، چرا ازش بگذره؟ نهایتا تو که ۷۰۰ هزار پوند دادی واسه آپارتمان ۱۰۰ متری، وقتی دختر واحد بغلی به دوس پسرش گفت «فوک یو» حتما میشنوی. شهر همینه دیگه. چه توقعی داری؟
البته این دیوار جدید به اندازه مدل بیست سانتی عایق صدا هست، ولی اگه این سیستم جدید رو بیست سانت استفاده میکردند، ازین هم عایقتر میشد. ولی ۹۰۰ هزار پوند کم پولی نیست، چرا ازش بگذره؟ نهایتا تو که ۷۰۰ هزار پوند دادی واسه آپارتمان ۱۰۰ متری، وقتی دختر واحد بغلی به دوس پسرش گفت «فوک یو» حتما میشنوی. شهر همینه دیگه. چه توقعی داری؟
۷۰۰ میلیون دلار خرج ونتیلاتور کردن، ۹۸ درصدشون بلااستفاده مونده!
آیا این برای شمای مالیاتدهنده فرق داره که این ۷۰۰ میلیون رو دو سه تا سردار سپاه هپولی کرده باشند؟ ممکنه بگید درسته این پول هدر رفته ولی لاقل با نیت نجات انسانها هدر رفته، نه برای خرید ویلای لوکس در کالیفرنیا برای تولههای سپاهی. درسته، ولی فرق داره آدم خودش برای نجات جان دیگران خرج کنه، و هدر بره، یا یکی دیگه. اگه هزینه آسایشگاه ترک اعتیاد یک معتاد رو برای مدت یک سال پرداخت کنید، و طرف بیاد بیرون و مدتی بعد دوباره مصرف کنه و نهایتا فوت کنه، نمیگید پولمو حیف کردم. میگید کاری که از دستم بر میاومد براش کردم. ما آزادی و اختیارات و ترجیحاتمون رو به کسی واگذار نمیکنیم. چون من حاضرم بپذیرم که هزینه ترک اعتیاد یک نفر، به نتیجه نرسه، معنیش این نیست که دیگران اجازه دارند بپذیرند پول من صرف چیزی بشه که نتیجه نداره. وقتی اجازه ندارند، فرقی نداره نیتشون چی بوده.
آیا این برای شمای مالیاتدهنده فرق داره که این ۷۰۰ میلیون رو دو سه تا سردار سپاه هپولی کرده باشند؟ ممکنه بگید درسته این پول هدر رفته ولی لاقل با نیت نجات انسانها هدر رفته، نه برای خرید ویلای لوکس در کالیفرنیا برای تولههای سپاهی. درسته، ولی فرق داره آدم خودش برای نجات جان دیگران خرج کنه، و هدر بره، یا یکی دیگه. اگه هزینه آسایشگاه ترک اعتیاد یک معتاد رو برای مدت یک سال پرداخت کنید، و طرف بیاد بیرون و مدتی بعد دوباره مصرف کنه و نهایتا فوت کنه، نمیگید پولمو حیف کردم. میگید کاری که از دستم بر میاومد براش کردم. ما آزادی و اختیارات و ترجیحاتمون رو به کسی واگذار نمیکنیم. چون من حاضرم بپذیرم که هزینه ترک اعتیاد یک نفر، به نتیجه نرسه، معنیش این نیست که دیگران اجازه دارند بپذیرند پول من صرف چیزی بشه که نتیجه نداره. وقتی اجازه ندارند، فرقی نداره نیتشون چی بوده.
یکی از مشاغلی که به خاطر محدودیتهای کرونایی تقریبا نابود شد، دیجی بود. درسته که اینها در صنعت موسیقی مشغولند و این صنعت میتونه گلیم خودش رو به صورت آنلاین از آب بیرون بکشه، اما دیجی خارج از فضای کلوبها عملا کارکرد خودش رو از دست میده. خود محتوا چندان ارزش بالایی نداره که در بازار آنلاین فروش قابل توجهی داشته باشه. یکیشون که نزدیک یک ساله جایی اجرا نداشته نوشته بود: الان به مرحلهای رسیدیم که اگه صاحب کلوب بگه باید لخت بری روی استیج، با کمال میل میپذیریم! (یعنی کار بدن بمون، هر جوری باشه مشکلی نیست).
درست در اوج قرنطینهها نوشتم اختلاف طبقاتی در دوران ما دیگه اختلاف بین فقیر و غنی نیست. بلکه شکافیست بین کسانی که لازم است کار کنند، و کسانی که لازم نیست کار کنند! و کسانی که لازم نیست کار کنند، به طور کلی وابسته به دولت هستند. و این فارغ از سطح درآمدی اونهاست. همونطور که معلمان اصلا ثروتمند نیستند، و در کشور ما که ممکنه زیر خط فقر هم باشند، اما میتونند یک سال تمام کار نکنند و به مشکل حادی برنخورند. در بین اینها کسانی هم هستند که کار میکنند اما در معرض بحرانهای بیکاری قرار نمیگیرند. مثل کارمندان لاکهید مارتین، که نه تنها بیکار نشدند و نه تنها خانهنشین نشدند، بلکه بیشتر کار کردند و اضافهکاری هم گرفتند. چون مشتری اصلیشون، دولته!
ازونجایی که طیف وسیعی از مردم در دایره این وابستگی قرار دارند، حتی واژه طبقه رو هم نمیشه در موردشون به کار برد. و از همین جهت میشه گفت با وجود تمام تکرارشدگیهای تاریخ، از جمله اجرای مو به موی رمان ۱۹۸۴ که خودش چکیدهای از تاریخ بود، در حال حاضر با معضلی مواجهیم که مشابهی در زمان دیگه نداشته. چون اولا هیچوقت دولتها انقدر بزرگ، و انقدر مهم، و انقدر درگیر در همهچیز، و انقدر ثروتمند، نبودن. و دوما هیچوقت طبقه برخوردار که به این منبع بزرگ امتیازات وصل بوده، انقدر متنوع نبوده. بنابراین اقشار لهشده نه تنها با قدرت متمرکزی طرفند که هیچوقت بشر چیزی به این قدرت و گستردگی در برابر خودش ندیده، بلکه با لشکری از وابستگانش طرفند که از خود مردمند و در بین خودشونند و شاید از عزیزان خودشونند و نمیتونند گروهی از جامعه رو با انگشت نشان بدن و به عنوان دشمن یا ستمگر معرفی کنند.
درست در اوج قرنطینهها نوشتم اختلاف طبقاتی در دوران ما دیگه اختلاف بین فقیر و غنی نیست. بلکه شکافیست بین کسانی که لازم است کار کنند، و کسانی که لازم نیست کار کنند! و کسانی که لازم نیست کار کنند، به طور کلی وابسته به دولت هستند. و این فارغ از سطح درآمدی اونهاست. همونطور که معلمان اصلا ثروتمند نیستند، و در کشور ما که ممکنه زیر خط فقر هم باشند، اما میتونند یک سال تمام کار نکنند و به مشکل حادی برنخورند. در بین اینها کسانی هم هستند که کار میکنند اما در معرض بحرانهای بیکاری قرار نمیگیرند. مثل کارمندان لاکهید مارتین، که نه تنها بیکار نشدند و نه تنها خانهنشین نشدند، بلکه بیشتر کار کردند و اضافهکاری هم گرفتند. چون مشتری اصلیشون، دولته!
ازونجایی که طیف وسیعی از مردم در دایره این وابستگی قرار دارند، حتی واژه طبقه رو هم نمیشه در موردشون به کار برد. و از همین جهت میشه گفت با وجود تمام تکرارشدگیهای تاریخ، از جمله اجرای مو به موی رمان ۱۹۸۴ که خودش چکیدهای از تاریخ بود، در حال حاضر با معضلی مواجهیم که مشابهی در زمان دیگه نداشته. چون اولا هیچوقت دولتها انقدر بزرگ، و انقدر مهم، و انقدر درگیر در همهچیز، و انقدر ثروتمند، نبودن. و دوما هیچوقت طبقه برخوردار که به این منبع بزرگ امتیازات وصل بوده، انقدر متنوع نبوده. بنابراین اقشار لهشده نه تنها با قدرت متمرکزی طرفند که هیچوقت بشر چیزی به این قدرت و گستردگی در برابر خودش ندیده، بلکه با لشکری از وابستگانش طرفند که از خود مردمند و در بین خودشونند و شاید از عزیزان خودشونند و نمیتونند گروهی از جامعه رو با انگشت نشان بدن و به عنوان دشمن یا ستمگر معرفی کنند.
❤10
«وجود آلت مردانه، تجاوز جنسی را آسان میکند و هر مردی میتواند به زنان تجاوز کند».
اصلا اهمیت نداره که این استدلال چقدر پوکه، چون قرار نیست استدلالات تعیینکننده باشند. قراره زور تعیینکننده باشه. دولت به عنوان بت اعظم، برنمیتابه که شهروندان مسلح باشند. براش خطری نداره. فقط برنمیتابه. توتالیتریسم برای سیطره دنبال دلیل نمیگرده. چون خود سیطره، هدفه. سپس پرستشکنندگانش، دنبال دلیل برای سیطره بتشون میگردند. و یه چیزهایی از خودشون درمیارن که نتیجهش میشه چنین استدلالاتی. مثل اونجا که قرآن آدمهای خسیس رو نکوهش میکنه که وقتی فقرا رو میبینند میگن اگه خدا میخواست بشون بیشتر ازین بده، میداد! و میگه خیر، قرار نبوده فقیر باشه شما آدمها فقیرش کردید. اونجا هم پرستشکننده از طرف خودش برای کارهای معبود دلیل میتراشه (حکمت پیچیدهای در کاره که این فقیر شده)، اما خود پروردگار تو یه فاز دیگهست.
فرق خدای آسمان اینه که میگه از طرف من زر نزنید! اما خدای زمینی نه تنها نهی نمیکنه، بلکه پشت زر مفت بندگانش پنهان میشه.
اصلا اهمیت نداره که این استدلال چقدر پوکه، چون قرار نیست استدلالات تعیینکننده باشند. قراره زور تعیینکننده باشه. دولت به عنوان بت اعظم، برنمیتابه که شهروندان مسلح باشند. براش خطری نداره. فقط برنمیتابه. توتالیتریسم برای سیطره دنبال دلیل نمیگرده. چون خود سیطره، هدفه. سپس پرستشکنندگانش، دنبال دلیل برای سیطره بتشون میگردند. و یه چیزهایی از خودشون درمیارن که نتیجهش میشه چنین استدلالاتی. مثل اونجا که قرآن آدمهای خسیس رو نکوهش میکنه که وقتی فقرا رو میبینند میگن اگه خدا میخواست بشون بیشتر ازین بده، میداد! و میگه خیر، قرار نبوده فقیر باشه شما آدمها فقیرش کردید. اونجا هم پرستشکننده از طرف خودش برای کارهای معبود دلیل میتراشه (حکمت پیچیدهای در کاره که این فقیر شده)، اما خود پروردگار تو یه فاز دیگهست.
فرق خدای آسمان اینه که میگه از طرف من زر نزنید! اما خدای زمینی نه تنها نهی نمیکنه، بلکه پشت زر مفت بندگانش پنهان میشه.
❤5
برای سالگرد تولد علیاکبر، که معلوم نیست چه کسی بوده، بدون هیچ پروتکل بهداشتی در اماکن مذهبی مراسم جشن برگزار میکنند، اما مراسم عروسی سنتی شهرهای کوچک رو بهم میزنند. نه اون حاضره به خاطر منافع جامعه از خیر مراسم مضحکش برای یک کاراکتری که معلوم نیست که بوده بگذره، نه این حاضره به خاطر منافع جامعه دخترش رو بدون ریخت و پاش ایلی به خونه شوهر بفرسته. آدمهایی کاملا ضداجتماع و بیعلاقه به سرنوشت همدیگر، که فاشیسم مذهبی بالاسرشون ایستاده و تعیین میکنه کدومشون به اون یکی ارجحیت داره.
چرا هجدهمین اقتصاد دنیا هیچ شرکت چندملیتی که در مراکز تجاری دنیا فعالیت داشته باشه نداره؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدمت تو ارتش نابودکننده همهچیزهای خوب زندگیه، اما یه رابطهای با بقیه افراد یگانت ایجاد میشه که اون بیرون به ندرت پیش میاد. مثلا یادت نمیره کی پشتت رو نگه داشته بود که یه ماشین غولپیکر نندازتت. حتی اگه جزیی از روتین روزانه باشه. این تنها چیز ارتشه که حیفه زنها تجربهش نکنند.
❤4
Anarchonomy
خدمت تو ارتش نابودکننده همهچیزهای خوب زندگیه، اما یه رابطهای با بقیه افراد یگانت ایجاد میشه که اون بیرون به ندرت پیش میاد. مثلا یادت نمیره کی پشتت رو نگه داشته بود که یه ماشین غولپیکر نندازتت. حتی اگه جزیی از روتین روزانه باشه. این تنها چیز ارتشه که حیفه…
اینکه بیشتر پستهام نیاز به زیرنویس داره یا معنیش اینه که فارسیزبانان در درک فارسی ضعیف شدن، یا من پیر شدهم.
نگفتم برای تجربه این رابطه آلفا برید ارتش خدمت کنید. اینکه اون محیط لجن تونسته در خودش چنین رابطهای رو زنده نگه داره، اتفاقا نشون میده اون بیرون هم مشکل زیاد داریم. اینکه در ارتش «باید آماده باشی برای تیمت بمیری» یک هنجاره، معنیش این نیست که فقط در ارتش میشه چنین منشی ایجاد کرد. فقط یادآوری میکنه یه چیزهایی داره میلنگه که دیگه هیچکس تو زندگی غیرنظامیش، تیم و پشتیبان نداره.
نگفتم برای تجربه این رابطه آلفا برید ارتش خدمت کنید. اینکه اون محیط لجن تونسته در خودش چنین رابطهای رو زنده نگه داره، اتفاقا نشون میده اون بیرون هم مشکل زیاد داریم. اینکه در ارتش «باید آماده باشی برای تیمت بمیری» یک هنجاره، معنیش این نیست که فقط در ارتش میشه چنین منشی ایجاد کرد. فقط یادآوری میکنه یه چیزهایی داره میلنگه که دیگه هیچکس تو زندگی غیرنظامیش، تیم و پشتیبان نداره.
❤10