Anarchonomy
Photo
یعنی ممکنه با یک مثال ساده یکی از بدیهیات اقتصاد رو در کت مراجع شیعه، دانشگاهیان و اساتید، پژوهشگران و نویسندگان و همچنین سلبریتیها، فرو کرد؟
اینجا دو دوربین عکاسی میبینید. مدل اف۶ نیکون، یک دوربین حرفهای که فیلم نگاتیو میخورد، و آخرین مدل از نسل خودش بود، که چند هفته پیش تولیدش متوقف شد، چون دیگه کسی با نگاتیو عکس نمیگیره، و مدل دی۳۵۰۰ نیکون، یک دوربین دیجیتال سطح مبتدی. اف۶ شانزده سال پیش معرفی شده بود و قیمتش ۲۵۰۰ دلار بود، و تا آخر عمر آبرومندانهش یک دلار هم تخفیف نخورد. مگه اینطور نیست که هرچیزی رو مردم نخرند ارزان میشه؟ پس چرا اف۶ رو دیگه کسی نخرید ولی ارزان نشد؟ از طرفی دوربین دی۳۵۰۰ با لنزش ۶۰۰ دلاره، که اگه قیمت لنز رو ازش کم کنید برای خود دوربین ۴۰۰ دلار میفته، در حالی که یه زمانی دوربین زیر ۷۰۰ دلار نمیشد تولید کرد! (بیست درصد این عدد میره تو جیب توزیعکننده. حساب کنید دوربین ۴۰۰ دلاری چقدر داره برای نیکون میفته). تولید این دوربین هم به زودی متوقف میشه، چون مردم دارند با موبایلهاشون عکس میگیرن و دیگه برای کار مبتدی نیاز به دوربین مجزا ندارند. چرا وقتی این رو مردم کمتر خریدند، ارزانتر شد؟
اگه مرغ برای بودجه شما گران باشه و نخرید، مرغفروش ممکنه موقتا باری که داره رو با قیمت پایین بده تا پول نقد رو دوباره به دخل برگردونه، و وقتی برگشت، تو جیبش نگه میداره و دیگه فردا مرغ نمیاره. چون مرغفروش نوکر شما نیست، که هرروز بره بار بیاره، و فروش نداشته باشه و اگه هم فروش داشت سود نکنه و فردا دوباره این کار رو تکرار کنه. وظیفه مرغفروش تأمین معیشت خودشه، نه پر نگه داشتن ویترین یخچال.
نیکون هم نوکر ما نیست. وظیفهش نیست که مدام دوربین آنالوگ تولید کنه و ما نخریم و بازم تولید کنه و بازم نخریم. اما تا آخرین روزهایی که تولید میکرد، خط مجبور بود کار کنه. و چون تیراژ بسیار پایین بود، هزینهها نه تنها کم نشد، بلکه به صورت تصاعدی بالاتر هم میرفت. وقتی هزار عدد از یک قطعه رو سفارش میدی، با یک قیمتی بات حساب میکنند و وقتی یک میلیون عدد از همون قطعه رو سفارش بدی، با یک قیمت دیگه. و به این باید هزینه-فرصت رو هم اضافه کرد. کارگر ماهری که داشت مونتاژ این مدل ۲۵۰۰ دلاری رو انجام میداد، انقدر مهارت و تجربه داشت که مونتاژ مدلهای گرانتر رو هم انجام بده. پس عملا وقت یک کارگر ماهر داشت هدر میرفت. از طرفی تکنولوژی و تکنیکهایی در محصول قدیمیتر به کار رفته که به بعضی ازونها فقط چند کارگر سالخورده تسلط دارند (چون امروز دیگه کاربردی ندارند، کارگر امروز هم براش آموزش ندیده). برای اینکه خط به کارش ادامه بده مجبوری به کسی حقوق بالا بدی که قاعدتا باید تو خونه دوران بازنشستگیش رو میگذروند. بنابراین به طور مجموع، هزینهها به شکلی بود که نه تنها نمیتونست تخفیف بده، بلکه شاید اگه فایلهای حسابداریشون رو میشد دید، معلوم میشد اون اواخر با ضرر هم همراه بوده (بعضی شرکتها حاضرند برای مدتی اینجور ضررها رو متقبل بشن تا محصولاتی که جنبه هویتی پیدا کردند برای مدتی بیشتر زنده بمونند. دوربین حرفهای آنالوگ وزنی از نوستالژی و تاریخ روی خودش داشت، و در از رده خارج کردنش کوچکترین عجلهای به خرج ندادند).
اما دوربین دیجیتال سطح مبتدی، داستان متفاوتی داشت. وقتی مردم کمتر خریدند، چالش مهندسان این بود: «آیا میتونیم ارزونتر ازین دربیاریم تا اون دسته از مردم که موبایل براشون کافیه و قصد خرید دوربین ندارند اما اگه قیمت پایین رو ببینند بدشون نمیاد بخرند رو جذب کنیم؟». و جواب مثبت بود. این مدلی بود که میشد با سپردن بخشی از کار به رباتها و کارگران با مهارت پایینتر و همچنین استفاده از قطعات ارزانتر و دمدستتر، هزینههاش رو کاهش داد. و دقیقا همین کار رو کردند، و محصولی که قاعدتا باید دو سه سال پیش به بایگانی فرستاده میشد، همچنان زنده نگه داشتند. اما کاهش هزینه هم حدی داره، و الان به اون حد، یعنی ۴۰۰ دلار رسیده. بنابراین به زودی تولیدش رو متوقف خواهند کرد (اگه تا الان که این رو مینویسم نکرده باشند).
اینجا دو دوربین عکاسی میبینید. مدل اف۶ نیکون، یک دوربین حرفهای که فیلم نگاتیو میخورد، و آخرین مدل از نسل خودش بود، که چند هفته پیش تولیدش متوقف شد، چون دیگه کسی با نگاتیو عکس نمیگیره، و مدل دی۳۵۰۰ نیکون، یک دوربین دیجیتال سطح مبتدی. اف۶ شانزده سال پیش معرفی شده بود و قیمتش ۲۵۰۰ دلار بود، و تا آخر عمر آبرومندانهش یک دلار هم تخفیف نخورد. مگه اینطور نیست که هرچیزی رو مردم نخرند ارزان میشه؟ پس چرا اف۶ رو دیگه کسی نخرید ولی ارزان نشد؟ از طرفی دوربین دی۳۵۰۰ با لنزش ۶۰۰ دلاره، که اگه قیمت لنز رو ازش کم کنید برای خود دوربین ۴۰۰ دلار میفته، در حالی که یه زمانی دوربین زیر ۷۰۰ دلار نمیشد تولید کرد! (بیست درصد این عدد میره تو جیب توزیعکننده. حساب کنید دوربین ۴۰۰ دلاری چقدر داره برای نیکون میفته). تولید این دوربین هم به زودی متوقف میشه، چون مردم دارند با موبایلهاشون عکس میگیرن و دیگه برای کار مبتدی نیاز به دوربین مجزا ندارند. چرا وقتی این رو مردم کمتر خریدند، ارزانتر شد؟
اگه مرغ برای بودجه شما گران باشه و نخرید، مرغفروش ممکنه موقتا باری که داره رو با قیمت پایین بده تا پول نقد رو دوباره به دخل برگردونه، و وقتی برگشت، تو جیبش نگه میداره و دیگه فردا مرغ نمیاره. چون مرغفروش نوکر شما نیست، که هرروز بره بار بیاره، و فروش نداشته باشه و اگه هم فروش داشت سود نکنه و فردا دوباره این کار رو تکرار کنه. وظیفه مرغفروش تأمین معیشت خودشه، نه پر نگه داشتن ویترین یخچال.
نیکون هم نوکر ما نیست. وظیفهش نیست که مدام دوربین آنالوگ تولید کنه و ما نخریم و بازم تولید کنه و بازم نخریم. اما تا آخرین روزهایی که تولید میکرد، خط مجبور بود کار کنه. و چون تیراژ بسیار پایین بود، هزینهها نه تنها کم نشد، بلکه به صورت تصاعدی بالاتر هم میرفت. وقتی هزار عدد از یک قطعه رو سفارش میدی، با یک قیمتی بات حساب میکنند و وقتی یک میلیون عدد از همون قطعه رو سفارش بدی، با یک قیمت دیگه. و به این باید هزینه-فرصت رو هم اضافه کرد. کارگر ماهری که داشت مونتاژ این مدل ۲۵۰۰ دلاری رو انجام میداد، انقدر مهارت و تجربه داشت که مونتاژ مدلهای گرانتر رو هم انجام بده. پس عملا وقت یک کارگر ماهر داشت هدر میرفت. از طرفی تکنولوژی و تکنیکهایی در محصول قدیمیتر به کار رفته که به بعضی ازونها فقط چند کارگر سالخورده تسلط دارند (چون امروز دیگه کاربردی ندارند، کارگر امروز هم براش آموزش ندیده). برای اینکه خط به کارش ادامه بده مجبوری به کسی حقوق بالا بدی که قاعدتا باید تو خونه دوران بازنشستگیش رو میگذروند. بنابراین به طور مجموع، هزینهها به شکلی بود که نه تنها نمیتونست تخفیف بده، بلکه شاید اگه فایلهای حسابداریشون رو میشد دید، معلوم میشد اون اواخر با ضرر هم همراه بوده (بعضی شرکتها حاضرند برای مدتی اینجور ضررها رو متقبل بشن تا محصولاتی که جنبه هویتی پیدا کردند برای مدتی بیشتر زنده بمونند. دوربین حرفهای آنالوگ وزنی از نوستالژی و تاریخ روی خودش داشت، و در از رده خارج کردنش کوچکترین عجلهای به خرج ندادند).
اما دوربین دیجیتال سطح مبتدی، داستان متفاوتی داشت. وقتی مردم کمتر خریدند، چالش مهندسان این بود: «آیا میتونیم ارزونتر ازین دربیاریم تا اون دسته از مردم که موبایل براشون کافیه و قصد خرید دوربین ندارند اما اگه قیمت پایین رو ببینند بدشون نمیاد بخرند رو جذب کنیم؟». و جواب مثبت بود. این مدلی بود که میشد با سپردن بخشی از کار به رباتها و کارگران با مهارت پایینتر و همچنین استفاده از قطعات ارزانتر و دمدستتر، هزینههاش رو کاهش داد. و دقیقا همین کار رو کردند، و محصولی که قاعدتا باید دو سه سال پیش به بایگانی فرستاده میشد، همچنان زنده نگه داشتند. اما کاهش هزینه هم حدی داره، و الان به اون حد، یعنی ۴۰۰ دلار رسیده. بنابراین به زودی تولیدش رو متوقف خواهند کرد (اگه تا الان که این رو مینویسم نکرده باشند).
Anarchonomy
Photo
مرغ بیشتر مثل اف۶ است. نمیشه رفت به مرغدار گفت «مردم با این قیمت نمیخرند، میتونی یه جوری پرورششون بدی که ۳۰ درصد ارزونتر بیفته؟». اف۶ رو هیچجوری نمیشد ارزونتر کرد. اگه نخرند، باید جمع بشه. و وقتی جمع کردند دیگه تمومه. مهندسینی که روش کار میکردند میرن خونه، و چند سال بعد فوت میکنند. ماشینآلات خط اوراق میشن. تأمینکننده قطعاتش یا تعطیل میشن یا میرن در یک فیلد دیگه کار میکنند. البته مرگ یک مرغداری، انقدر دراماتیک نیست و میشه دوباره صنعت به کما رفته رو احیاء کرد، ولی بهرحال مثل آب خوردن نیست. خیلی از سرمایهگذاران و کارآفرینان که انگیزه و حوصله و تجربه این کار رو داشتند یا وارد مشاغل دیگه میشن، یا مهاجرت میکنند. اولا این مهمه که بدونیم نوکر ما نیستند. و دوما این مهمه که بدونیم اگه کالا یا سرویس خاصی رو در قیمت خاصی که لب مرز سوددهیشه، نمیخوایم؛ یعنی اصلا نمیخوایمش! اگه اف۶ رو به قیمت ۱۰۰۰ دلار میخواستیم، یعنی اصلا نمیخواستیمش. و وقتی چیزی رو اصلا نخوایم، باید از بازار حذف بشه، چون هیچکس نوکر ما نیست، و انقدر بیعقل نیست، که جنسی که ما اصلا نمیخوایم رو تولید کنه.
تعداد فالوعرهای این کارمند سپاه در توعیتر به هزارنفر نرسیده هنوز، که معلوم نیست چندتاش بات هستند، اما به عنوان «کارشناس» ازش نظر میخوان! من که یک آدم گمنام بودم در توعیتر، و هیچ کس رو فالو نمیکردم و توسط هیچکس معرفی نمیشدم و عضو هیچ باندی نبودم، در همون چندماه اول این مقدار فالوعر رو بدست آوردم، و تعداد ریتوعیتهایی که میگرفتم گاهی در حد سلبریتیها بود.
اصلا اینطور نیست که یک نهاد شناختهشده بگه خب این آدم رندوم رو هیشکی فالو نمیکنه هیشکی هم نگاش نمیکنه، بریم باش مصاحبه کنیم. اگه چنین اتفاقی میفته یعنی خود اون نهاد هم داره از سپاه پول میگیره. یعنی چنان در تربیت مالهکش بیعرضهاند که نه تنها به خودش باید پول بدن، بلکه باید به چندنفر دیگه هم پول بدن تا پروموتش کنند! و باز موفق نیست.
عملههای اخوانالمسلمینی قطر مخاطب وسیع دارند و هرچند کسانی بودن که در ابتدا زیر دست و پاشون رو گرفتن اما الان بدون کمک کسی، سلبریتی هستند. «ترکهای جوان»، همون بچهمسلمونهای فاشیست اردوغانی هم در یوتیوب مخاطب میلیونی دارند.
فکر میکنم یک علتش ایدئولوژی باشه. هم اخوانیهای قطری و هم اخوانیهای ترک، برای لجنپراکنیهایی که میکنند، علاوه بر پول انگیزههای دیگهای دارند. به یک فاشیست پول هم ندی فاشیسته. اما خوکهایی که نظام ایران در همهجا توزیع کرده، به هیچچیزی اعتقاد ندارند جز دلارهای چمدانی.
https://t.iss.one/hafezeye_tarikhi/888
اصلا اینطور نیست که یک نهاد شناختهشده بگه خب این آدم رندوم رو هیشکی فالو نمیکنه هیشکی هم نگاش نمیکنه، بریم باش مصاحبه کنیم. اگه چنین اتفاقی میفته یعنی خود اون نهاد هم داره از سپاه پول میگیره. یعنی چنان در تربیت مالهکش بیعرضهاند که نه تنها به خودش باید پول بدن، بلکه باید به چندنفر دیگه هم پول بدن تا پروموتش کنند! و باز موفق نیست.
عملههای اخوانالمسلمینی قطر مخاطب وسیع دارند و هرچند کسانی بودن که در ابتدا زیر دست و پاشون رو گرفتن اما الان بدون کمک کسی، سلبریتی هستند. «ترکهای جوان»، همون بچهمسلمونهای فاشیست اردوغانی هم در یوتیوب مخاطب میلیونی دارند.
فکر میکنم یک علتش ایدئولوژی باشه. هم اخوانیهای قطری و هم اخوانیهای ترک، برای لجنپراکنیهایی که میکنند، علاوه بر پول انگیزههای دیگهای دارند. به یک فاشیست پول هم ندی فاشیسته. اما خوکهایی که نظام ایران در همهجا توزیع کرده، به هیچچیزی اعتقاد ندارند جز دلارهای چمدانی.
https://t.iss.one/hafezeye_tarikhi/888
Telegram
حافظه تاریخی
غنچه تضمینی، عضو مرکز مطالعات خاورمیانه در لندن و نویسنده کتاب «ایرانِ خاتمی»، درباره تظاهرات آبان ۹۸:
بانکها و ساختمانهای دولتی آتش زده شدهاند و خشونت بوده، این روش اعتراض نیست
قطع اینترنت و شبکه موبایلی قابل درک است چرا که میزان اخبار غلط و پروپگاند…
بانکها و ساختمانهای دولتی آتش زده شدهاند و خشونت بوده، این روش اعتراض نیست
قطع اینترنت و شبکه موبایلی قابل درک است چرا که میزان اخبار غلط و پروپگاند…
Anarchonomy
تعداد فالوعرهای این کارمند سپاه در توعیتر به هزارنفر نرسیده هنوز، که معلوم نیست چندتاش بات هستند، اما به عنوان «کارشناس» ازش نظر میخوان! من که یک آدم گمنام بودم در توعیتر، و هیچ کس رو فالو نمیکردم و توسط هیچکس معرفی نمیشدم و عضو هیچ باندی نبودم، در همون…
این بچههای تراکتپخشکن رو دیدید که زیر هر برفپاککن به جای یک برگه تراکت، سه چهارتا میذارن؟ اونا نمیخوان برای صاحب اون بیزینس تبلیغ درست انجام بشه. براشون اهمیتی نداره. فقط میخوان برگهها زودتر تموم بشن و برن پولشون رو بگیرن.
مالهکش اینها هم میاد میگه تو ایران پارک بانوان نداریم! یا قطع اینترنت برای اینه که از خارج تبلیغات منفی نیاد، نه اینکه مردم نفهمند چندنفر کشته شدند! دیگه اهمیت نمیدن دارن چجوری ماله میکشن. فقط میخوان زودتر برگهها تموم بشه.
مالهکش اینها هم میاد میگه تو ایران پارک بانوان نداریم! یا قطع اینترنت برای اینه که از خارج تبلیغات منفی نیاد، نه اینکه مردم نفهمند چندنفر کشته شدند! دیگه اهمیت نمیدن دارن چجوری ماله میکشن. فقط میخوان زودتر برگهها تموم بشه.
ازونجایی که موهام دارند با شتاب سفید میشن و ازونجایی که خیلی از مخاطبان کانال، پسران جوان هستند، فکر میکنم بد نیست نصیحتی درباره جفتیابی از من بشنوند.
شما فکر میکنید میدونید دارید چه کار میکنید. ولی در سنی که هستید محاله بدونید. الان چیزهایی بهتون غلبه داره که بعدها میفهمید بهتون غلبه داشتهاند. چیزی که من بتون میگم رادیکاله، ولی لازمش دارید. برای انتخاب یک پارتنر باید به سه نکته مهم توجه کنید:
۱- ما در دوران پستنجابتیسم هستیم. فقط موضوع این نیست که نجابت کلاسیک دیگه موجودیت خارجی نداره. بلکه موضوع اینه که دنبال نجابت بودن، خطرناکه! چون امکان نداره یک شوآف نباشه. پیگیر دختری باشید که خودش رو خیلی طولانی از آلت مردانه دور نگه نمیداره. اینها خیلی خوبند، نذارید تجربه بتون ثابت کنه خوبند. باید از قبل بدونید خوبند. چون دو مزیت کلان دارند. اگه رابطه به جایی نرسه، خیلی سریع راهشون رو میکشن و میرن سراغ یکی دیگه. کسی که قرن بیستم باش آشنا شدی و تو قرن بیست و یکم هنوز داستانهایی که با تو داشته رو مرور میکنه، مضمحلکننده اعصابه. از طرفی اگه رابطه به ازدواج هم برسه، بیمیلیشون به شما شفاف خواهد بود. لازم نیست کشف کنید که میخواد بره. این فقط در مورد مسائل جنسی و عاطفی صادق نیست. اکثر زنهای متأهل از لحاظ اخلاق و رفتار و منش سگهای هار هستند. در حالی که در زمان مجردی یک بره بودند. بازدهی زندگی خیلی بالاتر خواهد بود اگه این فرآیند معکوس باشه، یعنی در مجردی سگ باشه، و بعد از ازدواج به یک بره بازیگوش تبدیل بشه. به طور مجموع اگه مستقیم، استریت، صاف برید سراغ دختر لش سگ، حداقل ده پانزده سال جلو میافتید.
۲- یه باستانشناس وقتی میاد خونه به وسایل خونه فکر نمیکنه. به این فکر میکنه که کار اکتشاف فلان سایت تموم نشده، دولت اذیت میکنه، بودجه نیست، هوا قراره خراب بشه. به اینکه ماشین لباسشوییشون ازون مدلهای جدید که وسط شستشو میشه یه شورت اضافه کرد بش یا نه، فکر نمیکنه. شاید اگه ماشینشون رو یکی بیاد عوض کنه یکی دیگه بذاره جاش هم نفهمه. باید دنبال دختری باشید که دنبال یه چیزهایی باشه. خیلی مهم نیست دقیقا دنبال چی. همه زنها گرایشات خالهزنکی و سطحیبازی دارند. زنی که میگه خالهزنک نیست مثل سگ خیس دروغ میگه. تنها تفاوت زنی که به نظر میاد ازین سطحیگریها فاصله داره اینه که فراغت ذهنی نداره. فراغت ذهنی با فراغت زمانی فرق داره. ممکنه کسی چندجا مشغول کار باشه، اما ذهنش ولگرد باشه. انقدر خر نباشید که فکر کنید دختری که با جدیت دنبال هدفی خاص افتاده، برای شما وقت نخواهد داشت. اونی براتون وقت نخواهد داشت که برای همهچیز وقت داره.
۳- تصمیم درستی که دیر گرفته میشه، گاهی از تصمیم بد هم بدتره. کسانی که در زندگی فرز نیستند، صرفا همهچیز رو کند نمیکنند. اونها همهچیز رو لوث هم میکنند. بعضیها فکر میکنند دختری که کمتر آرایش کنه، آمادگی بیشتری برای رابطه جدی و زندگی واقعی داره. اما مهم اینه که چقدر سریع میتونه کاری که میخواد جلوی آینه انجام بده رو تموم کنه. کار مفصل رو سریع انجام دادن، باارزشتر از خلاصه کردن کاره. به نشانهها دقت کنید. مثلا از خودتون بپرسید این دختر چقدر طول میکشه با همین وضع وضو بگیره؟ نمیگم دنبال دختر نمازخون باشید. میخوام از این چیزها به عنوان بنچمارک استفاده کنید. از یه حدی سریعتر، نشانه فقدان دیسیپلینه. از یه حدی کندتر، سوهان روح! مردم تعادل رفتاری رو با تعادل هندسی اشتباه میگیرند. خیلی وقتها تعادل اینطوری نیست که فاصله دو نقطه اکستریم رو خطکش بزنیم و هرچقدر بود تقسیم بر دو کنیم. گاهی تعادل به سمت یکی از نقاط اکستریم نزدیکتره. تعادل فرز بودن، به سمت سرعت افراطی نزدیکتره. و موضوع صرفا وقت و زمان نیست. موضوع عملکرد مغزیه. آدمی که فرز نیست، نمیتونه پیچیدگیها رو هندل کنه. و هر رابطهای قطعا پیچیده خواهد بود.
پس یادتون نره: سگ لش فرز هدفدار.
شما فکر میکنید میدونید دارید چه کار میکنید. ولی در سنی که هستید محاله بدونید. الان چیزهایی بهتون غلبه داره که بعدها میفهمید بهتون غلبه داشتهاند. چیزی که من بتون میگم رادیکاله، ولی لازمش دارید. برای انتخاب یک پارتنر باید به سه نکته مهم توجه کنید:
۱- ما در دوران پستنجابتیسم هستیم. فقط موضوع این نیست که نجابت کلاسیک دیگه موجودیت خارجی نداره. بلکه موضوع اینه که دنبال نجابت بودن، خطرناکه! چون امکان نداره یک شوآف نباشه. پیگیر دختری باشید که خودش رو خیلی طولانی از آلت مردانه دور نگه نمیداره. اینها خیلی خوبند، نذارید تجربه بتون ثابت کنه خوبند. باید از قبل بدونید خوبند. چون دو مزیت کلان دارند. اگه رابطه به جایی نرسه، خیلی سریع راهشون رو میکشن و میرن سراغ یکی دیگه. کسی که قرن بیستم باش آشنا شدی و تو قرن بیست و یکم هنوز داستانهایی که با تو داشته رو مرور میکنه، مضمحلکننده اعصابه. از طرفی اگه رابطه به ازدواج هم برسه، بیمیلیشون به شما شفاف خواهد بود. لازم نیست کشف کنید که میخواد بره. این فقط در مورد مسائل جنسی و عاطفی صادق نیست. اکثر زنهای متأهل از لحاظ اخلاق و رفتار و منش سگهای هار هستند. در حالی که در زمان مجردی یک بره بودند. بازدهی زندگی خیلی بالاتر خواهد بود اگه این فرآیند معکوس باشه، یعنی در مجردی سگ باشه، و بعد از ازدواج به یک بره بازیگوش تبدیل بشه. به طور مجموع اگه مستقیم، استریت، صاف برید سراغ دختر لش سگ، حداقل ده پانزده سال جلو میافتید.
۲- یه باستانشناس وقتی میاد خونه به وسایل خونه فکر نمیکنه. به این فکر میکنه که کار اکتشاف فلان سایت تموم نشده، دولت اذیت میکنه، بودجه نیست، هوا قراره خراب بشه. به اینکه ماشین لباسشوییشون ازون مدلهای جدید که وسط شستشو میشه یه شورت اضافه کرد بش یا نه، فکر نمیکنه. شاید اگه ماشینشون رو یکی بیاد عوض کنه یکی دیگه بذاره جاش هم نفهمه. باید دنبال دختری باشید که دنبال یه چیزهایی باشه. خیلی مهم نیست دقیقا دنبال چی. همه زنها گرایشات خالهزنکی و سطحیبازی دارند. زنی که میگه خالهزنک نیست مثل سگ خیس دروغ میگه. تنها تفاوت زنی که به نظر میاد ازین سطحیگریها فاصله داره اینه که فراغت ذهنی نداره. فراغت ذهنی با فراغت زمانی فرق داره. ممکنه کسی چندجا مشغول کار باشه، اما ذهنش ولگرد باشه. انقدر خر نباشید که فکر کنید دختری که با جدیت دنبال هدفی خاص افتاده، برای شما وقت نخواهد داشت. اونی براتون وقت نخواهد داشت که برای همهچیز وقت داره.
۳- تصمیم درستی که دیر گرفته میشه، گاهی از تصمیم بد هم بدتره. کسانی که در زندگی فرز نیستند، صرفا همهچیز رو کند نمیکنند. اونها همهچیز رو لوث هم میکنند. بعضیها فکر میکنند دختری که کمتر آرایش کنه، آمادگی بیشتری برای رابطه جدی و زندگی واقعی داره. اما مهم اینه که چقدر سریع میتونه کاری که میخواد جلوی آینه انجام بده رو تموم کنه. کار مفصل رو سریع انجام دادن، باارزشتر از خلاصه کردن کاره. به نشانهها دقت کنید. مثلا از خودتون بپرسید این دختر چقدر طول میکشه با همین وضع وضو بگیره؟ نمیگم دنبال دختر نمازخون باشید. میخوام از این چیزها به عنوان بنچمارک استفاده کنید. از یه حدی سریعتر، نشانه فقدان دیسیپلینه. از یه حدی کندتر، سوهان روح! مردم تعادل رفتاری رو با تعادل هندسی اشتباه میگیرند. خیلی وقتها تعادل اینطوری نیست که فاصله دو نقطه اکستریم رو خطکش بزنیم و هرچقدر بود تقسیم بر دو کنیم. گاهی تعادل به سمت یکی از نقاط اکستریم نزدیکتره. تعادل فرز بودن، به سمت سرعت افراطی نزدیکتره. و موضوع صرفا وقت و زمان نیست. موضوع عملکرد مغزیه. آدمی که فرز نیست، نمیتونه پیچیدگیها رو هندل کنه. و هر رابطهای قطعا پیچیده خواهد بود.
پس یادتون نره: سگ لش فرز هدفدار.
❤27
اینهمه توجه و صرف وقت برای پرداختن به روزمرگیهای یک دولت، نرمال نیست. نشستند بیرون، بارون زد خیس شدند. برای همه اتفاق میفته. چه اهمیتی داره؟
طبق فرمول «مردم، حاکم را به مثابه پدر خویش میبینند»، کابینه هم حکم خانواده دوم افراد رو پیدا کرده. فکر و ذکر روزانه شده همین خانواده. ظاهرا ازش متنفرند، اما به هرحال خانوادهست.
طبق فرمول «مردم، حاکم را به مثابه پدر خویش میبینند»، کابینه هم حکم خانواده دوم افراد رو پیدا کرده. فکر و ذکر روزانه شده همین خانواده. ظاهرا ازش متنفرند، اما به هرحال خانوادهست.
Anarchonomy
اینهمه توجه و صرف وقت برای پرداختن به روزمرگیهای یک دولت، نرمال نیست. نشستند بیرون، بارون زد خیس شدند. برای همه اتفاق میفته. چه اهمیتی داره؟ طبق فرمول «مردم، حاکم را به مثابه پدر خویش میبینند»، کابینه هم حکم خانواده دوم افراد رو پیدا کرده. فکر و ذکر روزانه…
و تو خانواده خالهزنکبازی هم هست: دیدی وزِه چی پوشیده بود؟
و عقل نیست. فکر میکنه ایتالیا در حال تولید لباس آخوندیه!
و عقل نیست. فکر میکنه ایتالیا در حال تولید لباس آخوندیه!
Anarchonomy
و تو خانواده خالهزنکبازی هم هست: دیدی وزِه چی پوشیده بود؟ و عقل نیست. فکر میکنه ایتالیا در حال تولید لباس آخوندیه!
و وقتی کابینه خانواده دومه، ازش توقعاتی هم وجود داره: تو داداش بزرگ منی وزیر بهداشت، تو خواهر بزرگ منی وزیر راه، شما باید نذارید خودمو بندازم تو چاه.. نباید بذارید غذای پرکالری بخورم.. خودم یه گوساله کوچیکم، نمیفهمم.
Anarchonomy
و وقتی کابینه خانواده دومه، ازش توقعاتی هم وجود داره: تو داداش بزرگ منی وزیر بهداشت، تو خواهر بزرگ منی وزیر راه، شما باید نذارید خودمو بندازم تو چاه.. نباید بذارید غذای پرکالری بخورم.. خودم یه گوساله کوچیکم، نمیفهمم.
گاهی اینجوریه که از خانواده خودت خوشت نمیاد و افسوس میخوری که چرا تو یه خانواده دیگه نبودی. مثل این. بانک مرکزی اروپا همه رکوردهای چاپ پول تاریخ رو شکسته بعد فکر میکنه اینا سرمایه مردم رو نمیخورن!
خوب هم گلچین میکنه، مثلا عکس یکی رو اضافه کرده که خونه زندگی طرف رو مصادره میکنه و میپرسی چرا؟ میگه چون مسلمونه! همینقدر احترام قائله برای سرمایه مردم.
خوب هم گلچین میکنه، مثلا عکس یکی رو اضافه کرده که خونه زندگی طرف رو مصادره میکنه و میپرسی چرا؟ میگه چون مسلمونه! همینقدر احترام قائله برای سرمایه مردم.
دوست پسرم در سپاه خدمت میکند. برای اینکه باید حتما کارت پایان خدمت بگیرد تا بتوانیم ازدواج کنیم. البته خودم مخالف سپاهم، ولی چارهای نداریم. هرکس که از روی ناچاری در سپاه خدمت میکند که موافق نظام نیست. با یونیفرم سپاه میآید با هم میرویم تیشرتی بخریم که عکس بیلی آیلیش رویش چاپ شده. البته به این مغازه که بچهها معرفیاش کردهاند قبلا گیر داده بودند به خاطر عکسهایش و الان بیشتر اینترنتی میفروشد. ولی شاید به ما داد. دفعه قبل گذاشت در کیسه مشکی و گفت سپاه بفهمد اذیت میکند.
من یک جوان تیپیکال ایرانیام.
من یک جوان تیپیکال ایرانیام.
Anarchonomy
ما در انگلستان داریم همه تلاشمان را میکنیم که وجهه نرمال و عرفی از شما نمایش بدهیم و با کسانی که چون زندگیشان را ازشان گرفتهاید از شما متنفرند مقابله کنیم، اما نمیشود همه کارها را ازینجا انجام داد، باید خودتان هم یکم تلاش کنید.
لجن محض چیست؟ لجن محض ماده متحرکی است که پوپولیسم زبالهای چون اوباما را «مرجع رفتار عقلانی» قرار میدهد و از مردم کشور توسعهنیافته توقع دارد رفتارهایی که هرروز مشاهده میکنند را با آن مرجع و آن شاقول اعظم بسنجند!
به اونجایی که میگه یوروی دیجیتال «بهترین جواب» به رمزارزهاست دقت کنید... دقیقا ادبیات جمهوریاسلامی درباره مسدودسازی اینترنته: بهترین جواب به آسیبهای اینترنت، ایجاد شبکه ملی اطلاعات است!
این ایرانیان مهاجر رو دیدید که از نظام حاکمیتی کشوری که بش مهاجرت کردن طوری تعریف میکنند انگار تعدادی از فلاسفه یونان نشستن دارند قانون وضع میکنند؟ مثل اونها کودن نباشید. پارلمان اروپا اگه میتونست اینترنت اروپایی رو هم ایجاد میکرد و بقیهش رو میبست. تفاوت اروپا با صحاری خاورمیانه اینه که سرمایهداری اونجا چشمه داره و همینطور میجوشه و تا دولت به خودش بیاد همهجا رو سیراب کرده.
https://t.iss.one/cryptosmartgalax/8982
این ایرانیان مهاجر رو دیدید که از نظام حاکمیتی کشوری که بش مهاجرت کردن طوری تعریف میکنند انگار تعدادی از فلاسفه یونان نشستن دارند قانون وضع میکنند؟ مثل اونها کودن نباشید. پارلمان اروپا اگه میتونست اینترنت اروپایی رو هم ایجاد میکرد و بقیهش رو میبست. تفاوت اروپا با صحاری خاورمیانه اینه که سرمایهداری اونجا چشمه داره و همینطور میجوشه و تا دولت به خودش بیاد همهجا رو سیراب کرده.
https://t.iss.one/cryptosmartgalax/8982
Telegram
Crypto Galaxy
پارلمان اتحادیه اروپا: نباید اجازه دهیم که مارک زاکربرگ به یک بانک مرکزی تبدیل شود.
دکتر استفان برگر، یکی از اعضای حزب مردم در پارلمان اتحادیه اروپا پس از پیشنهاد اصلاحات برای ایجاد قوانین بیشتر بر لایحه ایجاد کنندگان ارزهای دیجیتال، به رسانه Decrypt اعلام…
دکتر استفان برگر، یکی از اعضای حزب مردم در پارلمان اتحادیه اروپا پس از پیشنهاد اصلاحات برای ایجاد قوانین بیشتر بر لایحه ایجاد کنندگان ارزهای دیجیتال، به رسانه Decrypt اعلام…
فکر کن اول انقلاب یک قطعه زمین ناب در وسط شهر رو مصادره کنی، و بعد توش پادگان بسازی، که کاربرد نظامی چندانی هم نداشته باشه و بیشتر توش زیارت عاشورا برگزار کنی، و بعد چهل سال بخوان پل روگذر بزنند که از روی قسمتی از این پادگان عبور کنه، و بابت زمین اشغال شده از شهرداری ۶۰ میلیارد تومن بگیری! فکر کن شهرداری قسمتهای وسیعی از زمینهای منابع طبیعی رو صاحب بشه، و تو به بهانه پادگان قسمتهایی ازون زمینها رو به صورت کاملا غیرقانونی اشغال کنی و توش تأسیسات نصب کنی، و یه روز بخوان یه جاده بکشند که از وسطش عبور کنه، و شهرداری رو مجبور کنی زمینهایی که از خودش به زور گرفتی رو ازت بخره، و چون شهرداری بودجه نداره مجبورش کنی بپذیره غیر از قسمتی که جاده ازش عبور میکنه، بقیه اون زمینهایی که به زور ازش گرفته بودی به نامت کنه، و هزینه جابجایی اون تأسیسات هم متقبل بشه!
با چنین اراذلی طرفیم.
با چنین اراذلی طرفیم.
میگن چین تمام تلاشش رو کرد تا بایدن رییسجمهور بشه. اما الان نماینده چین مجبوره نرم دیپلماتیک رو بذاره کنار و جلوی دوربین خبرنگارها به وزیر خارجه آمریکا بگه درست صحبت کن! چون وزیر خارجه آمریکا یک میز گفتگوی رسمی بین دو قدرت رو با توعیتر اشتباه گرفته و تو صورت مقام چینی از دولتشون انتقاد میکنه! اصولا یا شما کثافتکاریهای یک حکومت رو انقدر بزرگ میبینی که باش از در صلح و گفتگو وارد نمیشی، یا وقتی وارد شدی دیگه ازش ایراد نمیگیری، اونم جلوی جمع. پمپئو با طالبان هم گفتگو کرد اما تو همون گفتکو تلویحا بشون نمیگفت شما آدمکشید! وزیر خارجه فعلی این رو نمیفهمه.
یعنی چینیها برای این تلاش کردند؟ فکر نمیکنم. چین نیاز به یک «دولت همراه» در آمریکا نداره. برای اونها اینکه عوام آمریکا چیندوست بشن موضوعیت بیشتری داره، و تلاششون هم در همین زمینهست.
یعنی چینیها برای این تلاش کردند؟ فکر نمیکنم. چین نیاز به یک «دولت همراه» در آمریکا نداره. برای اونها اینکه عوام آمریکا چیندوست بشن موضوعیت بیشتری داره، و تلاششون هم در همین زمینهست.
پویا ناظران انقدر درگیر تحلیل تکنیکال بازار بوده که سیاست بینالملل رو هم با همون روشها بررسی میکنه! یه جور ریز و با ظرافت گفتههای مقامات آمریکایی و اروپایی رو کنار هم میذاره و به زعم خودش پازل رو حل میکنه که گویی اینها بدون حساب کتاب آب هم نمیخورند! انگار نه انگار همین دیروز وزیرخارجه دولت بایدن یک گند دیپلماتیک زد جلوی دوربینها.
تا عزیزان به این بلوغ نرسند که دولتها در سراسر جهان توسط عدهای بیکفایت اداره میشن، ما دوباره و سه باره و هزار باره شاهد این نوع از تحلیلها خواهیم بود. شاید این نگاه جهانسومی از اواخر دوره قاجار استارت خورد، وقتی که نماینده دولت غربی میاومد اینجا و میدیدیم از آدمهای ما خیلی آدمحسابیتره. ما چنان ناگهانی در دل دولت مدرن فرو رفتیم که فرصت نکردیم درباره اینکه چطور تکامل پیدا کرده و به دست ما رسیده فکر کنیم. ما نمیتوتیم باور کنیم یک کشور توسعهیافته مثل انگلستان توسط چند عدد نفهم اداره میشه. هیچوقت نتونستیم باور کنیم و الان هم باور نمیکنیم و با این ناباوری به گور خواهیم رفت. حتی وقتی استثنائا دولت ترامپ رو «نابلد» میبینیم، به خاطر اینه که الیت سیاسی همون کشور بمون گفتند اون دولت، نابلد بود! تنها و تنها تولیدکننده محتوای انتقادی علیه دولتهای بیگانه، دولت خودمون بوده، که اون هم همواره با مشتی مهملات ایدئولوژیک این کار رو میکرده. در یک ریاکشن روانشناختی عجیب، «نخبهپنداری مردان سیاست در غرب» رو به عنوان آنتیتزی علیه حکومت خودمون به کار بردیم! گفت عمو سام خر است، ما هم گفتیم نه او میداند چه میکند، کلی کتاب خوانده، کلی تجربه دارد، عقلانیت دارد، این تویی که خری!
همینقدر باکره. همینقدر دور از بلوغ.
تا عزیزان به این بلوغ نرسند که دولتها در سراسر جهان توسط عدهای بیکفایت اداره میشن، ما دوباره و سه باره و هزار باره شاهد این نوع از تحلیلها خواهیم بود. شاید این نگاه جهانسومی از اواخر دوره قاجار استارت خورد، وقتی که نماینده دولت غربی میاومد اینجا و میدیدیم از آدمهای ما خیلی آدمحسابیتره. ما چنان ناگهانی در دل دولت مدرن فرو رفتیم که فرصت نکردیم درباره اینکه چطور تکامل پیدا کرده و به دست ما رسیده فکر کنیم. ما نمیتوتیم باور کنیم یک کشور توسعهیافته مثل انگلستان توسط چند عدد نفهم اداره میشه. هیچوقت نتونستیم باور کنیم و الان هم باور نمیکنیم و با این ناباوری به گور خواهیم رفت. حتی وقتی استثنائا دولت ترامپ رو «نابلد» میبینیم، به خاطر اینه که الیت سیاسی همون کشور بمون گفتند اون دولت، نابلد بود! تنها و تنها تولیدکننده محتوای انتقادی علیه دولتهای بیگانه، دولت خودمون بوده، که اون هم همواره با مشتی مهملات ایدئولوژیک این کار رو میکرده. در یک ریاکشن روانشناختی عجیب، «نخبهپنداری مردان سیاست در غرب» رو به عنوان آنتیتزی علیه حکومت خودمون به کار بردیم! گفت عمو سام خر است، ما هم گفتیم نه او میداند چه میکند، کلی کتاب خوانده، کلی تجربه دارد، عقلانیت دارد، این تویی که خری!
همینقدر باکره. همینقدر دور از بلوغ.
هشتاد درصد خبرنگاران آلمانی به حزب سبز رأی خواهند داد. البته اون نوزده درصد باقیمانده هم قرص قرمز نبلعیدهاند، بلکه به یک حزب چپ دیگه رأی خواهند داد، و نگاهشون به حزب سبز اینه که «باشه، ولی یکم یواشتر حالا». میمونه یک درصد، که اونا هم نئونازیاند!
اگه پزشکی خوندید که برید اونجا ۷۵ هزار یورو دربیارید که با پساندازش برید آمریکا، که هیچ. در غیر اینصورت.. حتی عمان هم امنتره.
اگه پزشکی خوندید که برید اونجا ۷۵ هزار یورو دربیارید که با پساندازش برید آمریکا، که هیچ. در غیر اینصورت.. حتی عمان هم امنتره.
ترکها یک ضربالمثل دارند که میگه بهتره برده یک آدم پولدار باشی تا پسر یک آدم فقیر!
مومنین دعا کردن بلد نیستند. زیادی آرمانگرایانه دعا میکنند و بیش از حد، کلی. احسنالحال یعنی چه؟ هم مبهمه، هم ایدهآل. حاجت، باید دقیق و زمینی باشه. مثلا باید دعا کرد پولدارهای جامعه بیشتر بشن، تا از قبل اونها، وضع ما هم بهتر بشه. میخوام چه کنم میلیونها آدمی که حالشون خوبه اما پولی برای خرج کردن ندارند؟
مومنین دعا کردن بلد نیستند. زیادی آرمانگرایانه دعا میکنند و بیش از حد، کلی. احسنالحال یعنی چه؟ هم مبهمه، هم ایدهآل. حاجت، باید دقیق و زمینی باشه. مثلا باید دعا کرد پولدارهای جامعه بیشتر بشن، تا از قبل اونها، وضع ما هم بهتر بشه. میخوام چه کنم میلیونها آدمی که حالشون خوبه اما پولی برای خرج کردن ندارند؟
❤5
شما ایوبی مگه؟ اون حاجت نمیطلبید.. داشت نیایش میکرد. اون نماد کسیه که فلاکت هم به شکل وسیله اتصال میبینه. امثال ایوب تقلید کردنی نیستند، برای این داستانش تعریف نشده که تقلید کنید. برای این تعریف شده که چارچوب ایمانی مشخص بشه. که بگه نگاه ما اینه. یا با مایید، یا با ما نیستید. شما هروقت در قبیله اونها قرار گرفتید، دعاتون هم مثل ایوب میشه. با مثل ایوب دعا کردن نمیتونید عضو اون قبیله بشید. این غار چهل دزد بغداد نیست که پشت بتهها مخفی بشی و گوش بدی چه وردی میگن تا در غار باز بشه، و بعدا خودت همون ورد رو به زبان بیاری و برای تو هم باز بشه. این اینجوری کار نمیکنه.