Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
شاید اینکه انقدر با آدم‌های کم‌فهم مواجهیم دلایل زیست‌محیطی داشته باشه
این تحقیق که روی موش‌ها انجام دادن نشون میده آلودگی هوای شهری روی رشد سلول‌های مغزی اثر مخرب میذاره. مقدارش شاید خیلی نباشه اما مغز آدمی که در معرض آلودگیه با اونی که نیست، یکی نیست.
توزیع‌کننده باید کالا را به قیمت مصوب بخرد و به قیمت مصوب بفروشد و کاری نداشته باشد که آن بیرون چه خبر است!
چطوره پلیس کلیه جوازهای کسب رو منحل کرده و وزارت صمت عده‌ای رو استخدام کنه به عنوان «کاسب دولتی» تا جایگزین این گرانفروشان خونخوار بشن؟ حتی همه مغازه‌ها و انبارها رو هم میشه مصادره کرد، تا کاسب چیزی از خودش نداشته باشه و هر صبح که میاد کرکره رو بالا بده و ساعت ورود بزنه و کالاها رو با قیمت مصوب تحویل مردم بده و عصری ساعت خروج بزنه و بره خونه‌ش، و سر ماه یه حقوقی بریزن براش. تازه اینجوری مالیاتی که ازش میگیرن یه عدد فیکسه و تو فیش حقوقیش مشخص شده و اینطور نیست هرروز یه داروغه بیاد خفتش کنه و رشوه بخواد.
آخه بعضیا میگن بخش خصوصی در تولید وجود نداره و بهتره صنعت رو رها کنیم و بذاریم دولت هر گلی زد به سر خودش و ملت بزنه. من میگم ازین هم فراتر بریم.. حتی بخش خدمات و توزیع کالا رو بدیم به دولت تا خیال همه راحت بشه.


https://t.iss.one/khabaronline_ir/292262
۲۰۰ هزارتومن معادل دستمزد دو روز یک کارگر برای کاشت مژه که یه چیز یه بار مصرفه؟
دولت باید صنف آرایشگری رو هم در اختیار بگیره. آرایشگر آزاد نباید وجود داشته باشه. خانوم‌ها باید کارمند دولت باشند و با نرخ «مصوب» مژه نصب کنند. اگه هم بد کاشت شکایت می‌کنید به سازمان بازرسی کل کشور.
یکی از فرق‌های خوشگل دموکراسی و سلطنت.
دولت المان یه اپلیکیشن ساخت برای ردیابی مبتلایان و هشدار به افراد که از همدیگه فاصله بگیرند. دو ماه پیش ۴۲ درصد مردم مایل نبودند نصبش کنند، به خاطر نگرانی درباره حریم خصوصی. الان شده ۴۶ درصد.
فکر می‌کنم اگه سطح سواد و ضریب نفوذ اینترنت و درصد افرادی که گوشی هوشمند دارند در ایران هم‌اندازه آلمان بود، این عدد کمتر می‌شد. با وجود شیوع مطلق دولت‌پرستی در اروپا، همین مخالفت بالای چهل و پنج درصدی هم چیزیه که بعیده ما اینجا ببینیم.
بعد دوستان میگن وای اگه بایدن رییس‌جمهور بشه چی میشه؟
چی میخواد بشه عزیزان؟ وقتی ما در هر صورت بازنده‌ایم چه اهمیتی داره؟
دلیل اینکه می‌گفتم هیچوقت برای دولت و نهاد دولتی کار نکنید رو دارید با رزولوشن بالا در آمریکا می‌بینید. به اون افسری که زانوش رو گذاشت روی گردن فلوید نگفته بودند نباید اینکارو بکنی. نه تنها منعش نکرده بودند بلکه بش گفته بودند باید دقیقا همین کارو بکنی. اما بعد ازینکه کرد محکومش کردند و عین یه دستمال مستعمل انداختنش دور و حالا شد نماد اهریمن! فارغ ازینکه پروتکل پلیس درست هست یا نیست، اونی که طراحیش کرده بود باید پاسخگو می‌بود، اما نه تنها پاسخگو نیست بلکه الان خودش مدعی حقوق‌بشر شده! فقط به این دلیل که دولت و بروکرات‌ها در هزینه‌هایی که می‌سازند شریک نیستند. به اون افسر پلیس آتلانتا که به یک مجرم الکلی که باش گلاویز شده و شوکرش رو گرفته بود شلیک کرد نگفته بودند نباید به آدم خطرناکی که اسلحه‌ت رو می‌دزده شلیک کنی. وقتی که کرد بازداشتش کردند و حالا تقاضای اعدام دارن براش. دادستان میدونه که نمیتونه حکم اعدام رو از قاضی بگیره، چون اتهامی که به افسر پلیس وارد کرده رو نمیتونه تو دادگاه ثابت کنه. اما جلوی دوربین‌ها اینو میگه تا توقع افکار عمومی رو از حکم بالا ببره تا وقتی که دادگاه مجازات خفیف‌تری تعیین کرد بگن قوه قضائیه هم فاسده و مشکل سیستماتیک هست و نارضایتی مردمی ایجاد شه تا به جناح سیاسی مقابل فشار بیاد. دقیقا می‌دونند دارند چه می‌کنند و براشون هیچ اهمیتی نداره وسط این بازی‌های کثیف‌شون زندگی چندنفر نابود میشه. چون قرار نیست هزینه‌ای بدن.

اگه حتی به حدی از نداری رسیدید که مجبور باشید گربه‌های خیابون رو شکار کنید و بخورید، برای دولت کار نکنید.
شاید غریب به نظر بیاد اما مشکلی که امروز پلیس آمریکا باش مواجهه، قبلا به شکل مشابهی در ایران رخ داده. یعنی گیر کردن نیروی انتظامی در بین دو دیوار تیغ‌دار که روز به روز بهم نزدیک‌تر میشن.‌ دیوار اول، حجم زیاد وظایفیه که برای پلیس خلق کردن که مسئولیتش با نهادهای دیگه‌ست. مثلا هم در ایران و هم در آمریکا، ظاهرا ورود مواد مخدر به کشور و توزیعش ممنوعه، ولی یک بیزینس پرحجم روزانه‌ست. حاکمیت نمی‌تونه یا نمیخواد جلوی این بیزینس رو بگیره، بعد به پلیس میگه عواقبش رو از سطح جامعه جمع کن! در ایران این وظایف بیشتر هم هست. پلیس علاوه بر دزد باید بی‌حجاب رو هم بگیره، پیگیر سگ‌گردانی هم باشه، و اینستاگرام رو هم رصد کنه تا ببینه کی کی رو تهدید کرده!
دیوار دوم عدم تناسب امکانات و مصونیت‌ها در برابر حجم بزرگ وظایفه. به مأمور نیروی انتظامی آموزش تیراندازی کافی نمیدن، بعد بش میگن متهم فراری رو با تیر بزن، و وقتی میزنه خطا میزنه و یه عابر پیاده کشته میشه، و چون حمایت قانونی نداره عملا زندگیش از هم میپاچه (دسترسی به دانش امنیتی دفاعی، بخشی از امکاناته). به مرور رفتارها تغییر کرد. اون بیرون تلاش چندانی برای جلب کسی انجام نمیدن (مگر اینکه خیلی بی‌خطر باشه)، اما اگه کسی دستگیر شد داخل پاسگاه غیرقانونی‌ترین رفتارها رو باش می‌کنند. چون فقط تو پاسگاهه که احساس مصونیت دارند (برای همینه که وقتی میری میگی فلانی گوشیم رو دزدیده ولی دیگه دستش نیست، مأمور میگه خودت بیارش اینجا، پیدا کردن گوشیت با من! یعنی انقدر میزنمش تا ازش بیست تا گوشی و ده تا لپ‌تاپ دربیاد).

البته معضلات پلیس ایران خیلی گسترده‌تر ازین حرف‌هاست، اما نهایتا همگی محصول سیاست‌های دولت و رفتارهای بروکرات‌هاست. تو یه کشوری مثل آمریکا، این معضلات میاد رو و بولد میشه، و یه جایی مثل ایران جارو میشه زیر فرش و چندجای دیگه رو خراب می‌کنه.
ابتدای سال گفتم امسال سعی می‌کنم قصه کوتاه بنویسم. الان سه ماه گذشته و هنوز خبری نیست. علتش این بود که می‌خواستم مثل هر قصه‌ای در بیاد که قصه‌خون‌ها دوست دارند بخونند، و نمی‌شد. یا نمی‌تونم و بلد نیستم، یا مغزم مقاومت می‌کنه. بالاخره این تلاش بیهوده رو متوقف کردم. و این یعنی به زودی اولیش رو خواهید دید.
حتی تایم انتشار یک محتوا روی برداشتی که ازش میشه تأثیرگذاره. این کارتون مجله نیویورکر که نشون میده مردم در قرنطینه هستند و موش‌های شهر فرصت پیدا کردن جشن بگیرند اگه در هر زمانی از دوران قرنطینه دیده میشد، صرفا یه تصویرسازی بامزه بود. اما وقتی با اعتراضات خیابانی همزمان میشه به نظر میاد شهروندان تابع قانون در حبس خانگی‌اند و موش‌های اغتشاشگر در خیابان!
‏به هر دلیلی میخواید مرگش رو به جمهوری‌اسلامی ربط بدید، «لو دادن بقیه» رو مطرح نکنید. اشک ادم درمیاد از خنده.
وای.. کجا بودید در چهل و یک سال گذشته؟ حالا همش هم نه، بیست سی سال آخرش رو کجا بودید؟ این‌ها به اونجاشونه که رسوایی رسانه‌ای براشون ایجاد شه؟ شهادت علیه افراد قدرتمند واسه کشورهای غربیه. واهمه از رسوایی واسه کشورهای غربیه. مقامات اینجا برای من و تو حق حیات هم قائل نیستند، میخوان از نظر ما درباره خودش بترسن؟ واقعا همینقدر نمی‌دونید دارید کجا زندگی می‌کنید؟
پرونده مملکت تو شورای امنیت بود، یعنی چندتا ارتش بزرگ دنیا از لحاظ قانونی اجازه داشتند اگه اراده کنند موشک‌های لیزری رو صاف بفرستند روی منزل آیت‌الله‌ها و سپاهیان اسلام. و با این حال اینا خیال‌شون نبود. بعد محکومیت غیابی در یک دادگاه سر یه سری مسائل حقوق‌بشری براشون مهم باشه؟

میگن شبکه‌های اجتماعی میطلبه ازت حتما جواب همه چی رو داشته باشی. خیلی‌ها به این طلب لبیک میگن. این نیت‌خوانی‌های مسخره نتیجه همین لبیک‌‌گویی‌هاست.
۱- وقتی سیستم چوپان دروغگوئه، طبیعیه شما باور نکنید که خودکشی بوده. اما واقعیت اهمیتی نمیده شما چه چیزهایی رو نمی‌تونید باور کنید.
۲- لازم نیست یک کشور حامی تروریسم با سوابق خرابکاری برون‌مرزی بود تا دلیل کافی برای سر به نیست کردن کسی رو داشت. میشه یه آدم عادی بود که یک قاضی شیعه خواهرش رو تهدید به تجاوز کرده، و حالا تو اروپا و بدون دفاع پیداش کرده.
۳- این بابا هیچ اهمیتی برام نداره. دارم نشون‌تون میدم مردم چطور اسیر ذهنیات خودشون هستند.
آقا اینایی که اسم می‌برید که از ترس حرف زدن و شهادت دادن در دادگاه و این چیزها نکشتن (حالا رفسنجانی چرا بین‌شونه؟)، اینا آدم‌های خطرناکی بودند که قابلیت ایجاد تهدید فیزیکی داشتند. سعید امامی میتونست در عرض یک هفته یه جوخه ترور راه بندازه که اندفعه به جای نویسنده‌ها آقازاده‌ها رو بکشند. این فرق داره با یه آخوند رشوه‌گیر معمولی.
اون ترس رسانه‌ای هم که میگید با ترس رسانه در غرب فرق داره و یه داستان دیگه‌ست، وگرنه در خلافت شیعه مثلا به چیزی که تو صد و پنجاه تا کشور دیگه بش میگن جنایت جنگی، افتخار هم می‌کنند.

انشالا این آخرین مطلبیه که درباره پایان بی‌اهمیت زندگی بی‌اهمیت این یارو می‌نویسم.
3
زیباست. که نیویورک‌تایمز مجبور شده تیتر بزنه «کرونا تموم نشده، اما نیویورکی‌ها یه جوری رفتار می‌کنند که انگار شده». چون نمی‌تونند بندازن گردن ترامپ. رفتار فعلی مردم در هر ایالت و شهر دیگه‌ای رو میتونند بندازن گردن ترامپ، که به گردنش نیست، ولی نیویورک رو نمی‌تونند. چون مردم این شهر از ترامپ متنفرند. چون خودشون به این مردم گفتند بریزید بیرون تظاهرات!

درصد بچه‌های سیاهپوستی که با مادربزرگ‌شون زندگی می‌کنند دو برابر درصد بچه‌های سفیدپوستیه که با مادربزرگ‌شون زندگی می‌کنند. یعنی تجمعاتی که مملو از نوجوانان و جوانان سیاه بود، پیرزن‌های سیاه رو دو برابر بیشتر از پیرزن‌های دیگه در معرض کرونا قرار می‌داد، که این علاوه بر بقیه آسیب‌پذیری‌های ژنتیکی و تغذیه‌ای پیرزن و پیرمرد سیاه بود که از قبل وجود داشت. و هیچ کدوم سیاستمدارهایی که افه عدالت‌طلبی میان... اهمیتی براشون نداشت.
«خیلی‌ها فکر کردن کلیسا که تضعیف شه مردم فوج فوج غیرمذهبی‌تر و منطقی‌تر و ‌علم‌گراتر و مداراکننده‌تر و باگذشت‌تر میشن. خنده‌داره درست معکوسش داره اتفاق میفته. ملت همیشه یه چیزی رو می‌‌پرستن. پینوشت: من عضو فرقه‌تون نمیشم».

خیلی عجیبه که حرف‌ حساب رو باید از یه رپر شنید، به جای روشنفکران ‌و نویسندگان! اونا نشستن دارن چرت و پرت‌های مارکسیستی رو دوباره قی می‌کنند، و یه عده رپر و وبلاگ‌نویس و پادکست‌ساز دارن حرف‌هایی که باید شنیده بشه میزنند.

و جالبه که کج‌فهمی که در غرب وجود داشت و داره که فکر می‌کردند منشأ مذهب مردم کلیساست، آکبند منتقل شده به مملکت ما و یه عده خیلی جدی فکر می‌کنند منشأ مذهب مردم مسجد و حوزه و این‌جور جاهاست.
۸۰ درصد اعضای این کانال مرد هستند.‌
هیچ برداشتی ندارم. گفتم شاید کنجکاو باشید که بدونید.
- مجسمه جورج واشنگتن رو هم آوردن پایین. اینا میخوان تاریخ رو حذف کنند.

- تاریخ با حذف مجسمه‌ها حذف نمیشه. حتی کاراکترهای تاریخی هم با حذف مجسمه‌هاشون حذف نمیشن. کوروش مگه جایی مجسمه‌ای داشت که تا امروز اسمش زنده مونده؟ تازه خوبی مجسمه‌سازی اینه که هروقت دیگه‌ای میشه دوباره انجامش داد، مخصوصا با پرینترهای سه‌بعدی که هرروز دارن پیشرفته‌تر میشن.

- مسئله فقط مجسمه نیست‌. با این چیزها شروع کردند، عادی‌سازی که شد رفتند سراغ محتویات درسی. به زودی اسامی بازیگران مهم جنگ داخلی آمریکا رو هم حذف می‌کنند. این‌ها دارند نسلی رو پرورش میدن که قراره تاریخ رو کاملا وارونه بفهمند.

- اولا که وارونه فهمیدن تاریخ که اتفاق امروز و دیروز نیست. به اندازه خود تاریخ قدمت داره. شما نمی‌تونی نگهبان شبانه‌روزی تاریخ باشی و مواظب باشی کسی کجکی نخوندش. دوما اونی نگران محتویات درسیه که قبلا بچه‌ش رو تحویل داده به دولت. شما به جای اینکه از حق تربیت فرزند دفاع کنی، این حقت رو واگذار کردی و حالا نگران محتویاتی! مثل اینه که یه نفر دخترش رو به یک پیرمرد بفروشه و وقتی معلوم شد پیرمرده توان جنسی نداره بره ازش شکایت کنه که چرا دخترم رو ارضا نمی‌کنی! دخترت رو دادی رفته آقا. سر چی دعوا داری؟

- ولی اینا حتی به سیستم آموزشی هم اکتفا نمی‌کنند. در دادگاه عالی هم نفوذ دارند‌. پارلمان تحت تأثیرشونه. قوانین داره به میل این‌ها تصویب میشه. به زودی اگه سر کار بگی جورج واشنگتن آدم بدی نبود اخراجت می‌کنند بدون اینکه حق شکایت داشته باشی.

- به صورت کلی آدم‌ها فقط از آزادی بیان برای خودشون دفاع می‌کنند، نه از آزادی بیان برای دیگران. فرقی نداره کجا باشند. بنابراین اون دیگران برای اینکه آزادی داشته باشند باید براش مبارزه کنند و هزینه بدن. و در بیشتر مواقع نمی‌کنند و نمیدن. کل این قضیه «اکثریت خاموش» ازونجا ایجاد شد که مردم دوست دارند آزاد باشند اما دوست ندارند به خاطرش اخراج بشن. اگه خیلی ناراحتید که دارند تابو میسازند، تابوشکنی کنید. اگه اون‌ها دارند راست میشن، شما چپ بشید.
مجسمه آلبرت پایک رو هم بالاخره آوردن پایین. یکی از فراماسون‌های فعال قرن نوزده آمریکا و یکی از فرماندهان ایالت‌های جنوب در جنگ داخلی. البته مدت‌هاست که میخواستن به صورت قانونی مجسمه رو حذف کنند اما تا الان اجرا نشده بود. فرمانده جنوبی‌ها بودن دلیل کافی برای این کار نبود، برای همین یک ادعای بی‌‌اساس که مانیفست کوکلس‌کلان‌ها رو نوشته بوده رو بزرگ کردند.

اگه اختیار شهر دست من بود هیچ‌وقت بودجه رو صرف ساخت چنین چیزهایی نمی‌کردم، و اگه مالیات‌دهنده اون شهر بودم از دولت محلی بابت این مخارج بی‌معنی شکایت می‌کردم. اما همزمان این واقعیت رو هم انکار نمی‌کردم که یکی مثل آلبرت پایک با همه ایرادات رفتاری که داشت، این روزها پیدا نمیشه. این میمون‌های مجسمه‌خراب‌کن که باید در خواب ببینند که به چنین کیفیت شخصیتی دست پیدا کنند، اما حتی در بین جمعیت متمدن‌تر جامعه هم نمیشه چنین کسی رو پیدا کرد. شما یه آلبرت پایک برام پیدا کنید باش برم سفر، دیگه هیچی از کسی نمیخوام.
Anarchonomy
۸۰ درصد اعضای این کانال مرد هستند.‌ هیچ برداشتی ندارم. گفتم شاید کنجکاو باشید که بدونید.
پس بذارید این پی‌نوشت رو اضافه کنم. اکثر اون بیست درصد از قبل اینجا هستند و بیشترشون از یه کانال اومده بودن که مخاطبانش دختران جوان بودند. اگه اینارو بذاریم کنار، آمار مردان به ۹۵ درصد میرسه. وقتی پست‌ها جایی فوروارد میشه و اعضای جدید ازونجا وارد میشن، ۹۹ درصد مرد هستند. هرچند اعضای کانال ظاهرا ثابته اما خیلی‌ها میرن و خیلی‌ها میان. در بین اونایی که میان، هر دو روز یک بار ممکنه یک خانوم بیاد.