Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
خط عمودی در هر دو تصویر دقیقا یک اندازه‌ست. اهواز ۴۹۰ کیلومتر پایین‌تر از تهران، و ۴۹۰ کیلومتر بالاتر از بندرعباسه.
اگه پدرم یکی از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی بود من چه عقایدی می‌داشتم؟ بله با این اگرها خیلی میشه بازی کرد. اما فکر می‌کنم با اون نسخه موازی از خودم که در یکی از محلات خراب دیترویت بزرگ شده سر این موضوع که باید خودم رو فدای بقای بشر بکنم به توافق می‌رسیدیم. وقتی غریبه‌های نامرتبطی وجود دارند که باشون سر این موضوع توافق داشته باشم، حتما با نسخه دیترویتی خودم هم به توافق می‌رسیدم.
در طی انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا دچار یک شوک شناختی شدم، چون بسیاری از شخصیت‌هایی که فکر می‌کردم استقلال فکری دارند در سیاه‌لشکر همون نظم مستقر سیاسی قرار گرفتند که علنا در ستیز با اکثریت خاموش بود. این شوک چنان مهیب بود که با خودم شرط بستم که دیگه چیزی مهیب‌تر ازین بم اصابت نخواهد کرد.
ولی الان که می‌بینم شخصیت‌هایی بسیار باسواد و محترم، که حتی از آزمون ۲۰۱۶ سالم بیرون اومده بودند، دارند آمار کرونا ایران رو باور می‌کنند و جدی می‌گیرند، شوکی مهیب‌تر بم وارد شده.

آیا برای برای این شوک‌ها پایانی نیست؟
فرماندار نیویورک در کنفرانس خبری امروزش گفت نباید مردم در دوگانه «حفظ جان» و «فعالیت اقتصادی» قرار بگیرند و مجبور باشند یکیش رو انتخاب کنند.

آدم ازین حد از تفرعن ریاکارانه مبهوت میشه. چرا تفرعن؟ چون فکر می‌کنه منِ فرماندار تعیین می‌کنم که چه چندگانه‌هایی باید در زندگی وجود داشته باشد یا نداشته باشد! انگار تراژدی‌های حیات، با دستور جناب، ملغی میشن! ولی زندگی واقعی به «نباید»های فرماندار وقعی نمی‌نهد. انسان‌ها هزاران ساله که مجبورند برای فعالیت اقتصادی ریسک کنند. چون دنیا همینه، و زندگی همینه. الان هم جامعه «مجبور است» ریسک کند. اینکه اختیار انتخاب رو چند بروکرات از مردم بگیرند، به این معنی نیست که اون دوگانه تعطیل شده. فقط به این معنیه که یکی دیگه داره به جای مردم یکی ازون دو رو انتخاب می‌کنه.
و چرا ریاکارانه؟ چون وانمود می‌کنه این تفرعن من از روی همنوع‌دوستی منه!
از تمام کسانی که مدافع تعطیلی اقتصاد برای کنترل شیوع بیماری هستند باید پرسید اگه قرار باشه هر سال یه ویروس جدید بیاد که همینقدر قدرت سرایت داشته باشه، که اصلا بعید نیست، باید هر سال اقتصاد رو تعطیل کنیم؟ یعنی پیشنهادشون اینه هر سال به جای ۱۲ ماه فقط مردادماه که نور آفتاب شدیده فعالیت اقتصادی داشته باشیم؟ این رو باید از پزشکان و پرستاران که مدام میگن «در خانه بمانید» هم باید پرسید. بپرسید اگه قرار باشه فقط مردادماه کار کنیم، هزینه‌های زندگی به کنار، هزینه‌های بهداشت و درمان کشور که شامل حقوق ماهیانه شما هم میشه، باید چجوری تأمین بشه‌؟
سانتا کلارا هم یک سایت مرتب طراحی کرده برای آمار محلی کرونا. این یکی وضعیت تخت‌های آی‌سی‌یو رو هم نشون میده.

https://www.sccgov.org/sites/phd/DiseaseInformation/novel-coronavirus/Pages/dashboard.aspx
شرکت‌هایی آسیایی با تخلیه سرمایه‌ای مواجه شدن، چون موسسات سرمایه‌گذاری با بحران پیش اومده پول‌شون رو کشیدن بیرون ازین منطقه. و بعضی‌ها ماتحت‌شون ازین بابت سوخته، چرا که بخش قابل توجهی از سرمایه این موسسات و بانک‌ها، همون پس‌اندازیه که این شرکت‌های آسیایی در اختیارشون قرار داده بودند.
حالا جانوران آکادمیک دولت‌پرست فرصت رو غنیمت شمرده و دارن میگن «وقتشه که کشورهای آسیایی کنترل بیشتری روی بازارهای مالی خودشون داشته باشند»، که پس‌انداز شرکت داخل کشور باقی بمونه، و ترجیحا توسط دولت مدیریت بشه! چین و ویتنام رو هم به عنوان نمونه‌های موفق این سیاست معرفی می‌کنه!

اینکه تو اندونزی موسسه‌ای نیست که تولیدکننده اندونزیایی بتونه بش اعتماد کنه و پس‌اندازش رو بش بسپاره، دلایلی داره. خود دولت پشت یه سری ازون دلایله.‌ بعد همون دولت رو به عنوان راه حل معرفی می‌کنند!
درسته موسسه اروپایی یا آمریکایی پول رو کشیدن بیرون فعلا، ولی برمیگردن. اما پولی که دست دولته، برای همیشه رفته! هرکی ذره‌ای عقل داره و نگاهی به رییس‌جمهور فیلیپین میندازه میفهمه یه جاسوئیچی رو نباید بش امانت داد، چه برسه چندصدمیلیون دلار پول رو.‌
تا وقتی در ایران هستند، چنان جهاد علمی و اقتصادی می‌کنند تا اقامت آمریکا رو بگیرند که آدم تصور می‌کنه یک قدم مونده به نیکلا تسلا بعدی تبدیل بشن و اون یک قدم رو باید در فرودگاه جان‌اف‌کندی بر زمین بگذارند. ولی وقتی در اونجا مستقر میشن شروع میکنن به پرزنت‌ کردن نمودارها و اعداد آماری جامعه آمریکا، که ما ساکنان قعر جهان‌سوم متوجه بشیم آسمان اونجا هم همین رنگه!
چرا به ما میگن؟ و چرا به فارسی؟ مگه نباید به همشهریان آمریکایی خودشون بگن؟

به دو دلیل مخاطب‌شون ماییم: یک، یا برای اثبات اینکه ما ایرانی‌ها پرتوقعیم و گرنه حکومتی که داریم خیلی هم ناجور نیست! دو، یا برای اثبات اینکه ما ایرانی‌ها هیچ عقب‌افتادگی فکری فرهنگی نداریم، و اگه آخوندها نبودن تمدنی میساختیم که در دنیا بدرخشه!

اما به دو دلیل مخاطب‌شون آدم‌های همونجا نیست هیچوقت. اول اینکه در خطاب به آمریکایی‌ها باید بلد باشند استدلال کنند. تکنیک «من خودم اینجام دارم از نزدیک می‌بینم» در برابر خود آمریکایی‌ها کار نمی‌کنه. دوم اینکه باید نشون بدن انتقاد دارند چون میخوان آمریکا بهتر شه، و میخوان آمریکا بهتر شه چون آمریکا رو دوست دارند!
هروقت اینجا نوشتم مردم ایران درگیر مذهبند، مذهبی نیستند، می‌اومدند مثال‌هایی از گوشه کنار مملکت ذکر می‌کردند که نشون بده نه اینطور نیست! یک مقاومت قابل درکی در برابر پذیرفتن این واقعیت وجود داره.
کلیساها در آمریکا تعطیلند، و این برای آمریکایی‌های مذهبی در این ایام که مناسبت‌های مذهبی مسیحی وجود داره خیلی سنگین اومده. حرف‌شون اینه که چطور کرونا در سوپرمارکت‌ها که بازند و هرروز هزاران نفر توی فضای بسته‌شون تردد می‌کنند منتقل نمیشه، اما در کلیسا میشه؟ تازه سوپرمارکت‌ها نمی‌تونند سقف‌شون رو بردارند ولی ما میتونیم مراسم‌مون رو در فضای باز برگزار کنیم، ما حتی می‌تونیم با حفظ فاصله مراسم‌مون رو برگزار کنیم.

اما اینجا مساجد تعطیلند و هیچ‌کس ککش نمی‌گزه. ندیدم کسی بگه بذارید ورود به مسجد رو منوط به داشتن ماسک کنیم. ندیدم حتی یک نفر بگه بذارید در خیابان نماز جماعت رو برگزار کنیم، مخصوصا الان که کوچه خیابان‌ها خلوتند و مشکلی در سد معبر ایجاد نمی‌کرد. ندیدم امام جماعتی بگه عیب نداره در شرایط اضطرار قواعد نماز جماعت که باید فاصله نفرات با هم به اندازه نیم متر باشه رو نادیده بگیریم و با فاصله چندمتری صف تشکیل بدیم. غیر ازون چندنفر که در حرم رو شکستند که همه آدرس طویله‌شون رو میشناسیم، کسی اهمیتی نداد که عبادت کلا تعطیل شده! انگار امر عبادی هیچ نقشی در زندگی نداشته و کرونا بهانه شد که عیان بشه. و این تازه در شرایطیه که عبادت جمعی، ذات دین اسلامه، نه مسیحیت.

البته به قول خارجی‌ها
Don't get me wrong.
اگه به من بود و اتوریته داشتم با تجمعات خودخواهانه مذهبی که از سرلجبازی هیچ مراقبت بهداشتی رو لحاظ نمی‌کنند چنان برخورد خشن می‌کردم که پشت سرم می‌گفتند خدایا خیر این را نخواستیم شر رضاخان را برگردان! فقط به عنوان یک مشاهده دارم میگم وقتی ادعا می‌کنم مردم ایران دیگه ایمان ندارن، نگید نه. حالا اینکه اتفاق مبارکی است یا شوم است بماند. فعلا چیزی که هست رو انکار نکنید.
ماه پیش یه تحقیقی انجام شده بوده تو تایوان که البته peer-reviewed
نشده، ولی چیز عجیبی توش هست. ۳۲ نفر مبتلا رو زیر نظر گرفتند تا ببینند تماس‌هایی که دارند با چه نرخی ویروس رو انتقال میده. بش میگن اتک ریت! یعنی درصدی از مردم که اگه در معرض تماس باشند، می‌گیرند. بعد دیدند هرچی انتقال صورت گرفته فقط تو خونه بوده، در بین بیش از هزار تماس، حتی یکیش هم خارج خونه باعث انتقال نشده!
آیا این فاصله گذاری اجتماعی از ابتدا یک راهکار غیرعلمی بود؟ نمی‌دونم. ولی به نظر میاد چپاندن مردم تو خونه‌ هم کار احمقانه‌ای بوده. اگه موضوع وایرال لود رو در نظر بگیریم با عقل هم جور میاد. همخونه فرد ناقل چون زمان بیشتری در نزدیکش قرار داره حجم بیشتری از ویروس رو هم دریافت می‌کنه. آیا با محبوس کردن مردم موجب شدیم وخامت حال اون‌هایی که دچار علائم میشن بیشتر بشه؟ جیزز کرایست!
البته نویسندگان مقاله این رو نمیگن، ولی توصیه می‌کنند باید مکانیزم دیگه‌ای برای قرنطینه طراحی کرد چون اینی که هست جوابگو نیست.‌
نمی‌دونم با نرم‌افزار ArcGIS آشنا هستید یا نه. یک ابزار بسیار کارآمد برای ارائه نقشه‌های جذابه.
ایالت فلوریدا برای نمایش آمار کرونا ازین سیستم استفاده کرده‌.

https://experience.arcgis.com/experience/96dd742462124fa0b38ddedb9b25e429

معمولا کشورهایی که نیروی دریایی استخوان‌داری دارند، نقشه رو جدی می‌گیرند.
الان پنج هفته‌ست که کل ایتالیا تعطیل شده. کسی میدونه چرا هنوز دارند هرروز ۶۰۰ کشته میدن؟ دو هفته برای بروز علائم کافی بود. یک هفته هم بستری، یک هفته هم آی‌سی‌یو. پس اینایی که الان دارن فوت می‌کنند بعد از اعمال قرنطینه گرفته بودن.
مقامات ایتالیا میگن منحنی هنوز صاف نشده، و تعطیلی رو تا ماه بعد تمدید کردند! حرفشون هم اینه که اگه نمی‌کردیم بدتر می‌شد!
آدم یاد اینا میفته که وقتی میگی چرا صدقه دادیم ولی آمار بلایا و تصادفات کم نشد؟ میگن اگه نمی‌دادیم آمار بیشتر می‌شد!
سوئد به عنوان کشوری که از همون اول مقاماتش گفتند «مردم ما‌ خودشون رعایت می‌کنند نیازی به اعمال شرایط ویژه نیست» و هنوز رستوران‌هاش باز هستند، تا الان خیلی خوب پیش رفته و منحنیش هم داره به سمت صاف شدن پیش میره.

اگه موفق بشن خیلی‌ها عصبانی میشن.
Anarchonomy
سوئد به عنوان کشوری که از همون اول مقاماتش گفتند «مردم ما‌ خودشون رعایت می‌کنند نیازی به اعمال شرایط ویژه نیست» و هنوز رستوران‌هاش باز هستند، تا الان خیلی خوب پیش رفته و منحنیش هم داره به سمت صاف شدن پیش میره. اگه موفق بشن خیلی‌ها عصبانی میشن.
دوستان میفرمایند نرخ فوتی در یک میلیون نفر در سوئد خیلی بالاست!
در کشورهای کوچک این نرخ معیار خیلی قابل اعتنایی نیست. اگه یک جزیره هزارنفر جمعیت داشته باشه، کافیه فقط ۱۰ نفر فوت کنند تا بشه ۱ درصد جامعه! ۱۰ نفر در هزارنفر میشه ۱۰هزار نفر در یک میلیون نفر که یه چیز تخیلیه. آمریکا که میگن فاجعه‌ست تا الان ۶۷ نفر در یک میلیون‌نفره.

سپس میفرمایند پس چرا این نرخ در دانمارک که نصف سوئد جمعیت داره کمتره؟
اولا که دانمارک همه‌چی رو تعطیل کرده، وقتی مردم بریزند بیرون قسمت دوم سریال شروع میشه. سوئد این مشکل رو نخواهد داشت، حداقل در ابعاد بزرگ. بله دانمارک و بقیه، «الان» کمتره آمارشون (تازه اگه درست گزارش بدن)، اما مجموع جوجه‌ها رو آخر پاییز میشمارن. آخر پاییز به معنی واقعی کلمه. یعنی ابتدای سال ۲۰۲۱.
دوما اگه قراره مقایسه صورت بگیره چرا با اون‌هایی که نرخ فوت در یک‌میلیون‌نفرشون خیلی بیشتره صورت نمی‌گیره؟ در سوئد ۹۰ نفر در یک میلیون‌نفره. این عدد در اسپانیا ۳۷۰ نفر، و در ایتالیا ۳۳۰ نفره. این دو‌ کشور یک‌ماهه که تعطیلند و شرایط‌شون مشابه رمان‌های جورج اورول شده‌. نقش این قرنطینه چی بوده؟ فایده این چندصدمیلیارد یورو خسارت چی بوده؟
یکی دیگه از علائم اینکه مردم ایران ایمان ندارند.
https://www.collabra.org/article/10.1525/collabra.325/

اونایی که رشته‌شون روانشناسیه یا درباره خودآگاهی مطالعه داشتن حتما با پدیده توهم دست مصنوعی آشنا هستند. یه آزمایشی بود که طرف می‌نشست رو صندلی و دست چپش رو ازش پنهان میکردن و به جاش یه دست چپ مصنوعی میذاشتن جلوش. وقتی دست خودش و دست مصنوعی رو همزمان با قلمو نوازش میکردن، طرف حس می‌کرد دست مصنوعی دست خودشه. تو این ویدئو بی‌بی‌سی طرز انجام آزمایش رو نشون میده:

https://m.youtube.com/watch?v=sxwn1w7MJvk

در مقاله بالا همین مسئله رو با دقت بیشتری بررسی کردند و نتیجه گرفتند که همه دچار سوء تفاهمند. چیزی که باعث ایجاد این حس میشه اصلا ربطی به مسائل خودآگاهی و این‌ها نداره، بلکه یک تلقین ساده‌ست!

خیلی از مطالب شاخه روانشناسی هم داره به بحارالانوار تبدیل میشه. مجموعه‌ای از چرت و پرت‌ها که به عنوان «حقیقت» به خورد ملت دادن. و درست مثل احادیث بحار خیلی‌ها هم پذیرفته‌اند. بالای ۵ هزارمقاله برمبنای این پدیده نوشته شده! خود اون ویدئو بی‌بی‌سی بالای ۲ میلیون بازدید داشته!
نخوردن برنج خیلی روی سیستم ایمنی بدن تأثیر نداره، اما کمبود آب اونم برای شانزده ساعت به طور حتمی و قطعی و علمی، اثر مخرب داره. آیت‌الله سیستانی به جای اینکه بگه هرکس فکر می‌کنه اگه روزه بگیره به کرونا مبتلا میشه، نگیره! باید یک گشایش فقهی ایجاد می‌کرد و مثلا می‌گفت بگیرید ولی آب هم بخورید. فکر نمیکنم خطری ستون‌های عرش الهی رو تهدید می‌کرد.
می‌گفتند در اصول تقلید جایز نیست، فقط در فروع تقلید کنید. الان که در مورد فروع هم میگن «خودتون می‌دونید». که البته ما هم همینو می‌گفتیم و درستش هم همینه که هرکس خودش میدونه. دینداری نباید لنگ نظرات یک شخص ثالث باشه. اما حالا که مرجعند و فقهیند، باید یک خاصیتی نشون بدن.

مثل سلطنت بریتانیا که هیچ دردی از جامعه دوا نمی‌کنه اما مردم باید خرج عروسی‌های تشریفاتی خاندانشون رو بدن، مرجعیت شیعه هم بود و نبودش توفیری نداره اما خرج دم و تشکیلاتش افتاده روی دوش مردم.
این ویدئو اسکاتی یکی از بهتریناشه. اندفعه درباره مصرف سوخت ماشین‌ها حرف میزنه و با مثال نشون میده در طول یک دهه! با وجود تمام تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای که خودروسازها به کار گرفتند، مصرف سوخت به مقدار ناچیزی کاهش پیدا کرده، و دخالت دولت‌ها، بروکرات‌ها و وکلا تأثیری توش نداره، چون این‌ها نمی‌تونند قوانین فیزیک رو با بخشنامه و مقررات تغییر بدن. تنها کاری که این‌ها کردند این بوده که خودروساز مجبور شده از تکنولوژی بالاتری استفاده کنه، که گرونتر درمیاد، و علاوه بر اینکه مصرف‌کننده موقع خرید باید مبلغ بالاتری بده، برای تعمیر و نگهداریش هم باید مخارج بیشتری متحمل بشه، چون تجهیزات پیچیده‌تر شدند.


و اینجا این سوال پیش میاد که آیا مثلا صدی یک لیتر کاهش مصرف به اینهمه هزینه می‌ارزید؟
ممکنه گفته بشه بحث آلاینده‌ست، بحث گرمایش زمینه، قراره یخ‌ها آب بشن غرق بشیم، بلاه بلاه بلاه. اما فراموش می‌کنند که همیشه بیشترین آسیب به محیط‌زیست از جانب «عدم بهینگی» اقتصاد وارد میشه. هرجا وقت، انرژی و سرمایه رو جایی صرف کردیم که بهینه نبود، محیط زیست بیشتر تخریب شد. تمام وقت، انرژی و سرمایه‌ای که صرف تطبیق محصولات با این مقررات تحمیلی شد، می‌تونست در جاهای دیگه اقتصاد به کار گرفته بشه، و خدا داند چه منافعی ازین طریق به باد رفت.


https://youtu.be/Z1AtwP0_EFA
از سوئیس انتظار میرفت لوکالیسمی‌تر رفتار کنه، ولی انگار داره مثل بقیه عمل می‌کنه. در استان لوسرن که درست وسط این کشوره و تو قسمت آلمانی‌زبان قرار داره فقط ۹ نفر به خاطر کرونا فوت کردن. دکتر یه درمانگاه نامه سرگشاده نوشته به مقامات محلی که به خاطر این نه نفر همه‌چی بهم ریخته تجدید نظر کنید. مریضامون نمیان و اونایی هم که میان به این دلیله که دچار پنیک و فشار عصبی شدن!

https://www.rontalpraxis.ch/aktuelles

ظاهرا بیشتر ازاینکه نگران کسادی بیزینسش باشه نگران وضعیت روانی سالمندانه.
اگر یک زن و شوهر در ایام قرنطینه به سمت مشاجره و حتی خشونت علیه همدیگر کشیده شوند، علتش این است که:
Anonymous Poll
34%
از ابتدا انتخابی که در ازدواج انجام دادند اشتباه بوده و مناسب هم نیستند
66%
ربطی به انتخاب ندارد، این طبیعتِ بیش از حد در مجاورتِ هم بودن است
Anarchonomy
اگر یک زن و شوهر در ایام قرنطینه به سمت مشاجره و حتی خشونت علیه همدیگر کشیده شوند، علتش این است که:
کسانی که گزینه دوم رو انتخاب کردند لابد فرض گرفته‌اند که اگه حتی انتخاب نادرست بوده باشه، همینکه دائم در مجاورت نباشند مشکلی پیش نمیاد، ولی همین عزیزان اگه باخبر بشن دو پزشک با هم ازدواج کردند که به خاطر مشغله هر دو قراره فقط شب‌ها همدیگه رو ببینند، حاضر نیستند هزار دلار شرط ببندند که کارشون به طلاق نمی‌کشه. ما می‌دونیم که «دوری و دوستی» خوب کار می‌کنه و جلوی خیلی از درگیری‌ها رو می‌گیره ولی نمی‌تونیم روی نرخ موفقیتش شرط ببندیم.‌ چون می‌دونیم که کافی نیست. طبیعت انسان میطلبه که یک: حریم خصوصی و خلوت داشته باشه، و دو: وقتش رو با همجنس‌های خودش بگذرونه. در لایف استایل مدرن که زن و شوهر دائما در کنار هم قرار گرفتند این دو اصل طبیعی فراموش شد، یعنی هم خلوت ندارند، و هم صرفا وقت‌شون رو با یک غیرهمجنس می‌گذرونند (افراط تا اونجا پیش رفت که نقش «گاراژ» در خانه آمریکایی به عنوان یک غار خصوصی که مفری برای بازگشت به طبیعت مردانه بود مورد حمله فمنیست‌ها قرار گرفت). اما انحراف ازون دو اصل، اگه عواقبی داشته باشه، که داره، در دراز مدت خودش رو نشون میده، که پیچیده هم هستند. نه در یکی دو هفته. و با مشاجره‌های پیش پا افتاده.
اگر در عرض یکی دو هفته اتفاقاتی میفته که نباید بیفته، یعنی مشکل جای دیگه‌ست. یک زن و شوهر «تسلیم در برابر طبیعت» که هر کدوم هم خلوت شخصی دارند و هر کدوم بخشی از وقت‌شون رو با هم‌جنس‌های خودشون می‌گذرونند، اگر وارد شرایط استثنایی شدند ناگهان رابطه‌شون از هم نمیپاشه. شرایط استثنایی یعنی وقتی که باید به طبیعت خودت غلبه کنی. و فقط کسانی می‌تونند این غلبه رو انجام بدن که انگیزه کافی براش داشته باشند. و وقتی این انگیزه وجود داره که نسبت به همسرشون عواطف قوی داشته باشند، که نتیجه انتخاب درست در ازدواج بوده. علاوه بر طبیعت تکاملی‌مون، باید تسلیم این واقعیت هم بود که ما تعدادی «خرس مهربون» نیستیم که رنگین‌کمانی از عشق و محبت از ما به همه جهات ساطع بشه. این ادعای اساتید عرفان و مشاوران خانوادگی که عشق پس از ازدواج شکل می‌گیره، که هدفش هم اینه که القاء کنه مهم نیست کی رو بت انداختن، هرکی باشه میتونی عاشقش بشی، مشتی افسانه‌ست (بعضی مشاورها بیشتر حامی والدین مراجعه‌کننده هستند تا خودش!). ما به کسی که می‌پسندیمش و متناسب با خودمونه، بیشتر می‌تونیم محبت کنیم. حالا این پسندیدن و تناسب، چه ریشه‌های هورمونی و روانی و شخصیتی و فرهنگی و تجربی و ... داره، بماند.‌
اگر تو خونه‌ها مشاجره و دعوا و خشونت بالا رفته، یعنی نسبت به هم محبت ندارند، نه اینکه کامپیوتر تکاملی‌شون اتصال کوتاه کرده.

و صد البته اینکه دو نفر با هم متناسب نباشند و ارتباط عاطفی‌شون هم بسیار ضعیف و شکننده باشه، توجیه رفتار زننده نیست. اینکه تحمل کردن دیگری سخت باشه، نباید به بدرفتاری با اون دیگری منجر بشه. اگر شد یعنی از لحاظ اخلاقی ضعیفند. گاهی تحمل گربه خانگی هم سخت میشه، ولی اگه کسی به این دلیل گربه‌ش رو بذاره تو فر مایکروویو باید به دستگاه قضایی سپرده بشه.