Anarchonomy
حامد قدوسی نوشته مدلها ساخته میشوند تا با انتشار نتایجشان، نتایج آنها محقق نشود! جدی؟ خب به جای اینکار چرا یک فیلم آخرالزمانی با جلوههای ویژه که خیابانها رو مملو از اجساد رها شده نشون بده نسازیم؟ خیر. مدلها ساخته نمیشن تا ما رو سوپرایز کنند. برعکس،…
در مورد مدل فکری حامد قدوسی ذکر یک نکته تکمیلی ضروریه. اینها ادعا میکنند اگه مدلهاشون مردم و دولتها رو نمیترسوند کسی رعایت نمیکرد و آدمهای زیادی جانشون رو از دست میدادند. پس این مدلها کاری که باید میکردند کردند!
همونطور که گفتم این یک نوع تئوریزه کردن شارلاتانیزمه. ابتدا چرت و پرت میبافیم، سپس به جای پذیرفتن مسئولیت یه چیزی هم طلبکار میشیم! در چنین چارچوبی، چه نیازی به دقیق بودن هست؟ چه نیازی به دانش هست؟ اصلا چه نیازی به عقل هست؟ اگه قراره نموداری رسم کنیم که هدفش فقط ترسوندنه، یک میمون هم میتونه اینکارو بکنه.
البته خود ترسیمکنندگان این نمودارها کسی رو مجبور نمیکنند که جدی بگیردشون. این بروکراتها و رهبران سیاسی هستند که تصمیم میگیرند که جدی بگیرند یا نگیرند. ازونجایی که جو اجتماعی هم به نفع این ترسیمکنندگانه، سیاستمدار مقاومت زیادی نمیتونه بکنه. اما یک راه وجود داره که بشه رهبر سیاسی رو به مقاومت وادار کرد. جدی گرفتن این مدلها باعث شده اقتصاد جهانی تعطیل بشه و تریلیونها دلار خسارت وارد بشه که خدا داند جبرانش چند دهه طول بکشه. باید قانونی داشته باشیم که بگه اگر تصمیم نادرست رییسجمهور منجر به خسارت به اقتصاد شد که از حد معینی (مثلا درصدی از جیدیپی) تجاوز کرد، باید در برابر دوربینهای تلویریونی یک زهر کشنده رو بنوشه.
مطمئنا با این قانون کنترلی، قبل از تبدیل کردن دنیا به شهر ارواح، خیلی بیشتر فکر میکنند.
همونطور که گفتم این یک نوع تئوریزه کردن شارلاتانیزمه. ابتدا چرت و پرت میبافیم، سپس به جای پذیرفتن مسئولیت یه چیزی هم طلبکار میشیم! در چنین چارچوبی، چه نیازی به دقیق بودن هست؟ چه نیازی به دانش هست؟ اصلا چه نیازی به عقل هست؟ اگه قراره نموداری رسم کنیم که هدفش فقط ترسوندنه، یک میمون هم میتونه اینکارو بکنه.
البته خود ترسیمکنندگان این نمودارها کسی رو مجبور نمیکنند که جدی بگیردشون. این بروکراتها و رهبران سیاسی هستند که تصمیم میگیرند که جدی بگیرند یا نگیرند. ازونجایی که جو اجتماعی هم به نفع این ترسیمکنندگانه، سیاستمدار مقاومت زیادی نمیتونه بکنه. اما یک راه وجود داره که بشه رهبر سیاسی رو به مقاومت وادار کرد. جدی گرفتن این مدلها باعث شده اقتصاد جهانی تعطیل بشه و تریلیونها دلار خسارت وارد بشه که خدا داند جبرانش چند دهه طول بکشه. باید قانونی داشته باشیم که بگه اگر تصمیم نادرست رییسجمهور منجر به خسارت به اقتصاد شد که از حد معینی (مثلا درصدی از جیدیپی) تجاوز کرد، باید در برابر دوربینهای تلویریونی یک زهر کشنده رو بنوشه.
مطمئنا با این قانون کنترلی، قبل از تبدیل کردن دنیا به شهر ارواح، خیلی بیشتر فکر میکنند.
بررسی یک ماهه بیمارانی که حداقل یک دوز از داروی شرکت گیلیاد رو دریافت کردن نشون میده که موثره در زنده نگه داشتن بیمار. اما عوارضی هم داره، که بیشترین مورد افزایش آنزیمهای کبدیه، که خیلی جدی نیست. اما هشت نفر هم دچار عوارض شدید شدند، مثل از کار افتادن کلیه. اما همه این هشت نفر کسانی بودند که از لحاظ تنفسی خیلی مشکل داشتند. این افراد در شرایطی هستند که عوارضی که برای بقیه قابل تحمله، برای اینها کشندهست.
ویدئو پخش کردن تو نت و یک دارو رو آجیل مشکلگشا معرفی کردن کار آسونیه. کار سخت انجام این بررسیهاست، و ارائه واقعیتهای مستند، و بحث اخلاقی درباره خطراتش.
ویدئو پخش کردن تو نت و یک دارو رو آجیل مشکلگشا معرفی کردن کار آسونیه. کار سخت انجام این بررسیهاست، و ارائه واقعیتهای مستند، و بحث اخلاقی درباره خطراتش.
امارات بیشتر از ما آسیب خواهد دید چون به اقتصاد جهانی وصل است، ولی چون ما وصل نیستیم کمتر آسیب میبینیم! مثل اینه که تو محلهای دزدی زیاد شده باشه و بگی همسایه ثروتمندمون بیشتر خسارت دید، چون یکی از ساعتهای مچیش که چند میلیون میارزید بردن. ولی ما شورتمون رو که میشوریم، تو حموم میشینیم تا خشک بشه دوباه همونو بپوشیم! چیزی نداریم که دزد بیاد ببره!
فکر کنم در سالهای آخر سلسله صفوی هم امثال این دیوانه به شاه ایران مشاوره میدادند. هر فاجعهای در دنیا رخ میده میگه «به نفع ما شد».
هنر اصلاحطلبها این بود که همونایی که جاشون تو ستون گفت و شنود کیهان بود رو به عنوان «تحلیلگر» و «استاد دانشگاه» به خورد طبقه متوسط شهری ایران دادند. و این طبقه خام و پوک و کمسواد هم خیلی راحت پذیرفت. حسین شریعتمداری حداقل یک صداقت ایدئولوژیک داشت. تمام «به نفع ما شد»های شریعتمداری پایه مذهبی و «الخیر فی ماوقع» داره. در نگاهش چون ما حقیم پس همه چی به نفع ماست حتی اگه متوجه نباشیم! این دلقکهای اصلاحطلب ازین عینک ایدئولوژیک بیبهرهاند، و میدونند دارند مهملگویی میکنند، اما منافعشون ایجاب میکنه مهملات رو تئوریزه و فرمولاریزه کنند. یعنی نه اینکه چون حقیم همه چی به نفع ماست، بلکه حساب کتاب نشون میده به نفع ماست!!
برای همینه که اگر مرجع تقلید بودم فتوا میدادم حتی از پشت تیر زدن به اصلاحطلبها حتی اگر در حال فرار باشند، ناجوانمردانه نیست. حتی با اینکه طبق مبانی اسلام در جنگ با دشمنان خدا از قطع درختان باید پرهیز کرد، اما اگر برای تیر زدن از پشت به اصلاحطلبی که دارد فرار میکند لازم باشه درختان رو قطع کرد، منع شرعی وجود ندارد. خدا ما را درک خواهد کرد.
https://t.iss.one/fararunews/113907
فکر کنم در سالهای آخر سلسله صفوی هم امثال این دیوانه به شاه ایران مشاوره میدادند. هر فاجعهای در دنیا رخ میده میگه «به نفع ما شد».
هنر اصلاحطلبها این بود که همونایی که جاشون تو ستون گفت و شنود کیهان بود رو به عنوان «تحلیلگر» و «استاد دانشگاه» به خورد طبقه متوسط شهری ایران دادند. و این طبقه خام و پوک و کمسواد هم خیلی راحت پذیرفت. حسین شریعتمداری حداقل یک صداقت ایدئولوژیک داشت. تمام «به نفع ما شد»های شریعتمداری پایه مذهبی و «الخیر فی ماوقع» داره. در نگاهش چون ما حقیم پس همه چی به نفع ماست حتی اگه متوجه نباشیم! این دلقکهای اصلاحطلب ازین عینک ایدئولوژیک بیبهرهاند، و میدونند دارند مهملگویی میکنند، اما منافعشون ایجاب میکنه مهملات رو تئوریزه و فرمولاریزه کنند. یعنی نه اینکه چون حقیم همه چی به نفع ماست، بلکه حساب کتاب نشون میده به نفع ماست!!
برای همینه که اگر مرجع تقلید بودم فتوا میدادم حتی از پشت تیر زدن به اصلاحطلبها حتی اگر در حال فرار باشند، ناجوانمردانه نیست. حتی با اینکه طبق مبانی اسلام در جنگ با دشمنان خدا از قطع درختان باید پرهیز کرد، اما اگر برای تیر زدن از پشت به اصلاحطلبی که دارد فرار میکند لازم باشه درختان رو قطع کرد، منع شرعی وجود ندارد. خدا ما را درک خواهد کرد.
https://t.iss.one/fararunews/113907
Telegram
فرارو
💬سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی اصلاحطلب در گفتگو با #فرارو:
▪️انزوای اقتصادی ایران که ناشی از تحریمها است، در بحران کرونا به دادِ ما رسیده است.
▪️شدتِ آسیبهای اقتصادی کرونا در ایران، کمتر از کشورهایی، چون عربستان، امارات متحده عربی، فرانسه یا حتی اسپانیا،…
▪️انزوای اقتصادی ایران که ناشی از تحریمها است، در بحران کرونا به دادِ ما رسیده است.
▪️شدتِ آسیبهای اقتصادی کرونا در ایران، کمتر از کشورهایی، چون عربستان، امارات متحده عربی، فرانسه یا حتی اسپانیا،…
اختصاص ۲ میلیارد دلار مساعدت مالی توسط ژاپن برای شرکتهای ژاپنی که تولیداتشون رو از چین به سرزمین خودشون یا کشور دیگهای منتقل کنند، خیلیها را به هیجان انداخته. ولی حتی اونهایی که اندک پساندازی در بازار سهام دارند و به این بهانه گزارشات مالی شرکتها رو دنبال میکنند میدونند که بستن یک کارخانه در چین و یا انتقالش به جای دیگه انقدر پرهزینهست که با در نظر گرفتن تعداد زیاد شرکتهای ژاپنی که اونجا فعالند، عدد ۲ میلیارد دلار به یک شوخی شبیهه. این هزینهها گاهی انقدر بالاست که شرکت در طول یک سال و حتی دو سال پخشش میکنه، یعنی هر سه ماه درصدی ازش رو ثبت میکنه در دفاتر. از طرفی این که یک شرکت ژاپنی تولیدش رو برده در چین (که بعضیهاشون چند دههست که بردن، کار امروز دیروز نیست) فقط به خاطر کارگر ارزان نبوده. به خاطر دسترسی به شبکه تأمینکنندگان قطعات بوده. در مناطقی از چین، توی هر کوچه یه قطعهساز هست که داره قطعهای از یک موتورسیکلت رو میسازه. حتی به کوچکی یک واشر. اگر شما تو اون شهر یه کارخونه تولید موتور داشته باشی نه تنها خیلی سریع به قطعات دسترسی داری، بلکه در انتخاب نوع و کیفیتش هم دستت بازتره. بعبارتی انگیزه اصلی کارگر ارزان نبوده، قطعه ارزان بوده. حالا اگه برگردی ژاپن اون فضا و زیرساخت رو از دست میدی. چون قطعهسازان ژاپنی اون محصول، خیلی وقته که دیگه وجود ندارن. و لذا مجبوره همش یا بخش بزرگی ازش رو وارد کنه. و این واردکردن تا اونجا پیش میره که عملا کمترین کار ممکن برای مرحله نهایی تولید که در داخل سرزمینه، باقی میمونه. که مشابهش در آمریکا اتفاق افتاده و محصولی که برچسب Made in USA
خورده عملا
Assembled in USA
بوده. و آش چنان شور شد که بعضی ایالتها مقرراتی وضع کردند که تعیین میکرد باید چه درصدی از محصول در داخل ساخته شده باشه که شرکت اجازه داشته باشه برچسب ساخت آمریکا رو بزنه روش.
بنابراین این عدد ۲ میلیارد بیشتر ازینکه کاربرد مالی داشته باشه بیشتر حامل سیگناله. هرکس با زبان خاص خودش داره عصبانیتش رو از چین نشون میده. ترامپ با برچسب «ویروس چینی» اینکارو کرد، و ژاپن با یک عدد.
استقلال از چین نیاز به یک حرکت منسجم اجتماعی داره. فحاشی در صفحات وب، اون حرکت منسجم مورد نیاز نیست. باید همه مصمم بشن که دوباره صنعتی بشن. الان از بچههایی که دیپلم گرفتن و آمادهاند وارد دانشگاه بشن بپرسید دوست دارند تولیدکننده چه چیزی باشن؟ یا رویای استیو جابز شدن در سرشونه، یا ایلان ماسک شدن! این روحیه صنعتی نیست. این رویای سلبریتی بودنه. هروقت شنیدید یکی میگه من دوست دارم شلنگهای فشار قوی بسازم، اونوقت کمی امیدوار بشید.
خورده عملا
Assembled in USA
بوده. و آش چنان شور شد که بعضی ایالتها مقرراتی وضع کردند که تعیین میکرد باید چه درصدی از محصول در داخل ساخته شده باشه که شرکت اجازه داشته باشه برچسب ساخت آمریکا رو بزنه روش.
بنابراین این عدد ۲ میلیارد بیشتر ازینکه کاربرد مالی داشته باشه بیشتر حامل سیگناله. هرکس با زبان خاص خودش داره عصبانیتش رو از چین نشون میده. ترامپ با برچسب «ویروس چینی» اینکارو کرد، و ژاپن با یک عدد.
استقلال از چین نیاز به یک حرکت منسجم اجتماعی داره. فحاشی در صفحات وب، اون حرکت منسجم مورد نیاز نیست. باید همه مصمم بشن که دوباره صنعتی بشن. الان از بچههایی که دیپلم گرفتن و آمادهاند وارد دانشگاه بشن بپرسید دوست دارند تولیدکننده چه چیزی باشن؟ یا رویای استیو جابز شدن در سرشونه، یا ایلان ماسک شدن! این روحیه صنعتی نیست. این رویای سلبریتی بودنه. هروقت شنیدید یکی میگه من دوست دارم شلنگهای فشار قوی بسازم، اونوقت کمی امیدوار بشید.
پزشک اورژانس نیویورک میگه کسی که ونتیلاتور لازم داشته باشه، دریافت میکنه. اما تعداد کمی ازونایی که زیر ونتیلاتور هستن زنده برمیگردن. یعنی بسیار محتمله که ونتیلاتور بگیری و فقط مردنت رو دو هفته به تأخیر بندازه. که یک دو هفته دردناکه. بنابراین وقتی در سلامت کامل هستید با خانوادهتون صحبت کنید که در چنین موقعیتهایی چه تصمیمی بگیرند. گاهی «هرکاری لازمه بکنید»ها منجر به زجرکش شدن بیمار میشه.
صحبتهایی بود که در آمریکا بعضی بیمه ندارند و رها میشن به حال خودشون و میمیرن و مرگ بر کاپیتالیسم خبیث!
از دکتر اورژانس در این باره پرسیدن و میگه در ۱۲ سالی که در اورژانس کار کردم حتی یک بار هم از کسی قبل ازینکه به وضعیتش رسیدگی کنم سوالی درباره بیمه یا وضعیت مهاجرتیش نپرسیدم. ما هرکسی که بیاد از هرجایی که بیاد و هرجوری که بیاد میپذیریم.
از دکتر اورژانس در این باره پرسیدن و میگه در ۱۲ سالی که در اورژانس کار کردم حتی یک بار هم از کسی قبل ازینکه به وضعیتش رسیدگی کنم سوالی درباره بیمه یا وضعیت مهاجرتیش نپرسیدم. ما هرکسی که بیاد از هرجایی که بیاد و هرجوری که بیاد میپذیریم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دقیقا همون چیزیه که به ذهن نویسندگان سریالهای کمدی نمیرسید. یعنی دویدن تک و تنها در ساحل به جرم تبدیل بشه. اما خوشبختانه در اینجا بدن متخلف از لحاظ آمادگی جسمانی خیلی بهتر از بدن مأمور قانون بود😁
آهنگ زمینه و تدوین قابل تحسینه.
آهنگ زمینه و تدوین قابل تحسینه.
شهردار سانفرانسیسکو میگه برای اینکه بیزینس رستورانها رو از خطر نابودی نجات بدیم تصمیم گرفتیم روی دستمزد پیکموتوریها سقف بذاریم! که رستوران پول کمتری بابت کرایه بده!
کمونیستها هم فکر میکردند میتونند به جای بازار، قیمت هرچیزی که در دنیا وجود داره رو در یک هیئت چندنفره تعیین کنند. و نتیجهش رو دیدیم. اما عدهای به دلایلی نامعلوم فکر میکنند از کمونیستهای اولیه باهوشتر و داناترند!
یه راه وجود داره که این خانوم تجربیات مفتضحانه یک قرن پیش رو روی شهرش تکرار نکنه. و اونم اینه که قرار بذارن اگه تصمیمش رو اجرایی کرد و شرکتهای تحویل غذا از سانفرانسیسکو رفتند و رستورانها به مشکل خوردند، کل درآمدی که از دست رفت رو از حساب شخصیش پرداخت کنه، و اگه نداشت معادلش به حبس انفرادی محکوم بشه، که احتمالا بالای سیصدسال خواهد بود.
کمونیستها هم فکر میکردند میتونند به جای بازار، قیمت هرچیزی که در دنیا وجود داره رو در یک هیئت چندنفره تعیین کنند. و نتیجهش رو دیدیم. اما عدهای به دلایلی نامعلوم فکر میکنند از کمونیستهای اولیه باهوشتر و داناترند!
یه راه وجود داره که این خانوم تجربیات مفتضحانه یک قرن پیش رو روی شهرش تکرار نکنه. و اونم اینه که قرار بذارن اگه تصمیمش رو اجرایی کرد و شرکتهای تحویل غذا از سانفرانسیسکو رفتند و رستورانها به مشکل خوردند، کل درآمدی که از دست رفت رو از حساب شخصیش پرداخت کنه، و اگه نداشت معادلش به حبس انفرادی محکوم بشه، که احتمالا بالای سیصدسال خواهد بود.
به دستور مقامات ایالت میشیگان یه قسمتهایی از قفسه فروشگاه رو نوار کشیدن و نوشتن کالاهای این قسمت جزء ضروریات نیست، فروش انجام نمیشه! و دقیقا در اون قسمت صندلی خودرو کودک هم هست!
یعنی حضرات بروکرات تشخیص دادند فعلا ایمنی بچهها در ماشین در اولویت نیست.
دولتیها دارند با دمشون گردو میشکنند. نه تنها اجازه پیدا کردند قیمت اجناس رو تعیین کنند، بلکه اجازه پیدا کردند که تعیین کنند چه چیزی از همدیگه بخریم! بکگراند روانی این تصمیمات رو دستکم نگیرید. این قدرتیه که هرکسی رو به هیجان میاره. بسیاری از پادشاهان تاریخ که تازه تاج و تخت رو با زحمت زیاد بدست آورده بودند، چنین تسلطی رو تجربه نکرده بودند.
یعنی حضرات بروکرات تشخیص دادند فعلا ایمنی بچهها در ماشین در اولویت نیست.
دولتیها دارند با دمشون گردو میشکنند. نه تنها اجازه پیدا کردند قیمت اجناس رو تعیین کنند، بلکه اجازه پیدا کردند که تعیین کنند چه چیزی از همدیگه بخریم! بکگراند روانی این تصمیمات رو دستکم نگیرید. این قدرتیه که هرکسی رو به هیجان میاره. بسیاری از پادشاهان تاریخ که تازه تاج و تخت رو با زحمت زیاد بدست آورده بودند، چنین تسلطی رو تجربه نکرده بودند.
از آزاردهندهترین و اعصابخوردکنندهترین چیزهایی که این روزها به سلولهای مغزم فشار میاره اینه که از همه اون مراکزی که دارن واکسن رو روی انسان تست میکنند دورم و نمیتونم برم داوطلب بشم. نه برای قهرمانبازی. اتفاقا میگفتم به صورت ناشناس تو برنامه تست وارد بشم که امکان قهرمان بودن به صفر مطلق برسه. بلکه برای فرار از بیهودگی محضی که همهجا رو فرا گرفته. فکر میکنم ازینکه به شکلی که خودم میپسندم فدای مردم دنیا نشم به خودم جفا کردم، و الان بهترین فرصت بود که ازین جفا خلاص بشم، و امکانش نیست. و هیچ فقری بدتر از عدم دسترسی به این امکان نیست.
ملت ازین اعداد بهتزده شدهاند. و این بهت محصول مستقیم آموزش و پرورش دولتی پایتخت محوره. نمیتونند باور کنند اهواز به رشت نزدیکتره تا به بندرعباس، چون علاوه بر همه اون چیزهایی که بمون یاد ندادند، جغرافی هم یاد ندادند. شنیدیم به خوزستان میگن «جنوب» و خودمون هم تکرارش کردیم. اما خوزستان غرب بود! اهواز همونقدر که از تهران پایینتره، از بندرعباس بالاتره! اگر ملاک کلیت ایران بود، اهواز در میانه و غرب قرار میگرفت. اما ملاک پایتخت بود، و هرچی پایینتر از پایتخت باشه، جنوبه!
https://twitter.com/amirassan/status/1248921113729564674?s=21
https://twitter.com/amirassan/status/1248921113729564674?s=21
Twitter
AmirHassan
@donttcallmee از اهواز تا رشت ۹۴۰ کیلومتره، تا بندرعباس ۱۱۳۰ کیلومتر.
خط عمودی در هر دو تصویر دقیقا یک اندازهست. اهواز ۴۹۰ کیلومتر پایینتر از تهران، و ۴۹۰ کیلومتر بالاتر از بندرعباسه.
اگه پدرم یکی از دیپلماتهای جمهوری اسلامی بود من چه عقایدی میداشتم؟ بله با این اگرها خیلی میشه بازی کرد. اما فکر میکنم با اون نسخه موازی از خودم که در یکی از محلات خراب دیترویت بزرگ شده سر این موضوع که باید خودم رو فدای بقای بشر بکنم به توافق میرسیدیم. وقتی غریبههای نامرتبطی وجود دارند که باشون سر این موضوع توافق داشته باشم، حتما با نسخه دیترویتی خودم هم به توافق میرسیدم.
در طی انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا دچار یک شوک شناختی شدم، چون بسیاری از شخصیتهایی که فکر میکردم استقلال فکری دارند در سیاهلشکر همون نظم مستقر سیاسی قرار گرفتند که علنا در ستیز با اکثریت خاموش بود. این شوک چنان مهیب بود که با خودم شرط بستم که دیگه چیزی مهیبتر ازین بم اصابت نخواهد کرد.
ولی الان که میبینم شخصیتهایی بسیار باسواد و محترم، که حتی از آزمون ۲۰۱۶ سالم بیرون اومده بودند، دارند آمار کرونا ایران رو باور میکنند و جدی میگیرند، شوکی مهیبتر بم وارد شده.
آیا برای برای این شوکها پایانی نیست؟
ولی الان که میبینم شخصیتهایی بسیار باسواد و محترم، که حتی از آزمون ۲۰۱۶ سالم بیرون اومده بودند، دارند آمار کرونا ایران رو باور میکنند و جدی میگیرند، شوکی مهیبتر بم وارد شده.
آیا برای برای این شوکها پایانی نیست؟
فرماندار نیویورک در کنفرانس خبری امروزش گفت نباید مردم در دوگانه «حفظ جان» و «فعالیت اقتصادی» قرار بگیرند و مجبور باشند یکیش رو انتخاب کنند.
آدم ازین حد از تفرعن ریاکارانه مبهوت میشه. چرا تفرعن؟ چون فکر میکنه منِ فرماندار تعیین میکنم که چه چندگانههایی باید در زندگی وجود داشته باشد یا نداشته باشد! انگار تراژدیهای حیات، با دستور جناب، ملغی میشن! ولی زندگی واقعی به «نباید»های فرماندار وقعی نمینهد. انسانها هزاران ساله که مجبورند برای فعالیت اقتصادی ریسک کنند. چون دنیا همینه، و زندگی همینه. الان هم جامعه «مجبور است» ریسک کند. اینکه اختیار انتخاب رو چند بروکرات از مردم بگیرند، به این معنی نیست که اون دوگانه تعطیل شده. فقط به این معنیه که یکی دیگه داره به جای مردم یکی ازون دو رو انتخاب میکنه.
و چرا ریاکارانه؟ چون وانمود میکنه این تفرعن من از روی همنوعدوستی منه!
آدم ازین حد از تفرعن ریاکارانه مبهوت میشه. چرا تفرعن؟ چون فکر میکنه منِ فرماندار تعیین میکنم که چه چندگانههایی باید در زندگی وجود داشته باشد یا نداشته باشد! انگار تراژدیهای حیات، با دستور جناب، ملغی میشن! ولی زندگی واقعی به «نباید»های فرماندار وقعی نمینهد. انسانها هزاران ساله که مجبورند برای فعالیت اقتصادی ریسک کنند. چون دنیا همینه، و زندگی همینه. الان هم جامعه «مجبور است» ریسک کند. اینکه اختیار انتخاب رو چند بروکرات از مردم بگیرند، به این معنی نیست که اون دوگانه تعطیل شده. فقط به این معنیه که یکی دیگه داره به جای مردم یکی ازون دو رو انتخاب میکنه.
و چرا ریاکارانه؟ چون وانمود میکنه این تفرعن من از روی همنوعدوستی منه!
از تمام کسانی که مدافع تعطیلی اقتصاد برای کنترل شیوع بیماری هستند باید پرسید اگه قرار باشه هر سال یه ویروس جدید بیاد که همینقدر قدرت سرایت داشته باشه، که اصلا بعید نیست، باید هر سال اقتصاد رو تعطیل کنیم؟ یعنی پیشنهادشون اینه هر سال به جای ۱۲ ماه فقط مردادماه که نور آفتاب شدیده فعالیت اقتصادی داشته باشیم؟ این رو باید از پزشکان و پرستاران که مدام میگن «در خانه بمانید» هم باید پرسید. بپرسید اگه قرار باشه فقط مردادماه کار کنیم، هزینههای زندگی به کنار، هزینههای بهداشت و درمان کشور که شامل حقوق ماهیانه شما هم میشه، باید چجوری تأمین بشه؟
سانتا کلارا هم یک سایت مرتب طراحی کرده برای آمار محلی کرونا. این یکی وضعیت تختهای آیسییو رو هم نشون میده.
https://www.sccgov.org/sites/phd/DiseaseInformation/novel-coronavirus/Pages/dashboard.aspx
https://www.sccgov.org/sites/phd/DiseaseInformation/novel-coronavirus/Pages/dashboard.aspx
شرکتهایی آسیایی با تخلیه سرمایهای مواجه شدن، چون موسسات سرمایهگذاری با بحران پیش اومده پولشون رو کشیدن بیرون ازین منطقه. و بعضیها ماتحتشون ازین بابت سوخته، چرا که بخش قابل توجهی از سرمایه این موسسات و بانکها، همون پساندازیه که این شرکتهای آسیایی در اختیارشون قرار داده بودند.
حالا جانوران آکادمیک دولتپرست فرصت رو غنیمت شمرده و دارن میگن «وقتشه که کشورهای آسیایی کنترل بیشتری روی بازارهای مالی خودشون داشته باشند»، که پسانداز شرکت داخل کشور باقی بمونه، و ترجیحا توسط دولت مدیریت بشه! چین و ویتنام رو هم به عنوان نمونههای موفق این سیاست معرفی میکنه!
اینکه تو اندونزی موسسهای نیست که تولیدکننده اندونزیایی بتونه بش اعتماد کنه و پساندازش رو بش بسپاره، دلایلی داره. خود دولت پشت یه سری ازون دلایله. بعد همون دولت رو به عنوان راه حل معرفی میکنند!
درسته موسسه اروپایی یا آمریکایی پول رو کشیدن بیرون فعلا، ولی برمیگردن. اما پولی که دست دولته، برای همیشه رفته! هرکی ذرهای عقل داره و نگاهی به رییسجمهور فیلیپین میندازه میفهمه یه جاسوئیچی رو نباید بش امانت داد، چه برسه چندصدمیلیون دلار پول رو.
حالا جانوران آکادمیک دولتپرست فرصت رو غنیمت شمرده و دارن میگن «وقتشه که کشورهای آسیایی کنترل بیشتری روی بازارهای مالی خودشون داشته باشند»، که پسانداز شرکت داخل کشور باقی بمونه، و ترجیحا توسط دولت مدیریت بشه! چین و ویتنام رو هم به عنوان نمونههای موفق این سیاست معرفی میکنه!
اینکه تو اندونزی موسسهای نیست که تولیدکننده اندونزیایی بتونه بش اعتماد کنه و پساندازش رو بش بسپاره، دلایلی داره. خود دولت پشت یه سری ازون دلایله. بعد همون دولت رو به عنوان راه حل معرفی میکنند!
درسته موسسه اروپایی یا آمریکایی پول رو کشیدن بیرون فعلا، ولی برمیگردن. اما پولی که دست دولته، برای همیشه رفته! هرکی ذرهای عقل داره و نگاهی به رییسجمهور فیلیپین میندازه میفهمه یه جاسوئیچی رو نباید بش امانت داد، چه برسه چندصدمیلیون دلار پول رو.
تا وقتی در ایران هستند، چنان جهاد علمی و اقتصادی میکنند تا اقامت آمریکا رو بگیرند که آدم تصور میکنه یک قدم مونده به نیکلا تسلا بعدی تبدیل بشن و اون یک قدم رو باید در فرودگاه جانافکندی بر زمین بگذارند. ولی وقتی در اونجا مستقر میشن شروع میکنن به پرزنت کردن نمودارها و اعداد آماری جامعه آمریکا، که ما ساکنان قعر جهانسوم متوجه بشیم آسمان اونجا هم همین رنگه!
چرا به ما میگن؟ و چرا به فارسی؟ مگه نباید به همشهریان آمریکایی خودشون بگن؟
به دو دلیل مخاطبشون ماییم: یک، یا برای اثبات اینکه ما ایرانیها پرتوقعیم و گرنه حکومتی که داریم خیلی هم ناجور نیست! دو، یا برای اثبات اینکه ما ایرانیها هیچ عقبافتادگی فکری فرهنگی نداریم، و اگه آخوندها نبودن تمدنی میساختیم که در دنیا بدرخشه!
اما به دو دلیل مخاطبشون آدمهای همونجا نیست هیچوقت. اول اینکه در خطاب به آمریکاییها باید بلد باشند استدلال کنند. تکنیک «من خودم اینجام دارم از نزدیک میبینم» در برابر خود آمریکاییها کار نمیکنه. دوم اینکه باید نشون بدن انتقاد دارند چون میخوان آمریکا بهتر شه، و میخوان آمریکا بهتر شه چون آمریکا رو دوست دارند!
چرا به ما میگن؟ و چرا به فارسی؟ مگه نباید به همشهریان آمریکایی خودشون بگن؟
به دو دلیل مخاطبشون ماییم: یک، یا برای اثبات اینکه ما ایرانیها پرتوقعیم و گرنه حکومتی که داریم خیلی هم ناجور نیست! دو، یا برای اثبات اینکه ما ایرانیها هیچ عقبافتادگی فکری فرهنگی نداریم، و اگه آخوندها نبودن تمدنی میساختیم که در دنیا بدرخشه!
اما به دو دلیل مخاطبشون آدمهای همونجا نیست هیچوقت. اول اینکه در خطاب به آمریکاییها باید بلد باشند استدلال کنند. تکنیک «من خودم اینجام دارم از نزدیک میبینم» در برابر خود آمریکاییها کار نمیکنه. دوم اینکه باید نشون بدن انتقاد دارند چون میخوان آمریکا بهتر شه، و میخوان آمریکا بهتر شه چون آمریکا رو دوست دارند!