مثل اینکه توقع من از کاراکتر پدر خیلی بالا بوده.
اینا همینکه زندهاند ازش متشکرند 🤷♂
اینا همینکه زندهاند ازش متشکرند 🤷♂
تحدب رشد نمایی ممکنه موقتا خطی بشه، اما موقتا.. نه بیش از یک ماه! مثل آمارهای ایران. آمار ایران اصلا وقت نکرد تحدب بگیره، هنوز شروع نکرده خطی شد!
و ضمنا مسئله ایران خطی بودن فوتیهاست، نه تستهای مثبت.
اما از همه اینها بگذریم.. یک مسئول جمهوری اسلامی حتی فیالبداهه حاضر نمیشه لب باز کنه علیه دولت چین. اگه سخنگوی وزارت بهداشت باز کرد فقط و فقط به این خاطر بود که خودش میدونست دروغ گفته. دقیقا اینکه حتی با دروغ نتونسته زیر آمار چین باقی بمونه تحت فشار عصبی قرارش داد که باعث شد علیه ارباب حرف بزنه. نیاز به رمزگشایی از نمودارها نیست. از رفتارشناسی هم میشه فهمید چه خبره.
https://t.iss.one/hamedghoddusi/810
و ضمنا مسئله ایران خطی بودن فوتیهاست، نه تستهای مثبت.
اما از همه اینها بگذریم.. یک مسئول جمهوری اسلامی حتی فیالبداهه حاضر نمیشه لب باز کنه علیه دولت چین. اگه سخنگوی وزارت بهداشت باز کرد فقط و فقط به این خاطر بود که خودش میدونست دروغ گفته. دقیقا اینکه حتی با دروغ نتونسته زیر آمار چین باقی بمونه تحت فشار عصبی قرارش داد که باعث شد علیه ارباب حرف بزنه. نیاز به رمزگشایی از نمودارها نیست. از رفتارشناسی هم میشه فهمید چه خبره.
https://t.iss.one/hamedghoddusi/810
Telegram
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi
رشد خطی مبتلایان
از دادههای ایران ایراد میگرفتند که خطی رشد میکند. الان آمار مبتلایان جدید کرونا-۱۹ در ایالت نیوجرزی (و تا حدی نیویورک) بیش از یک هفته است که خطی رشد میکند: هر روز ۳۰۰۰ نفر. این اتفاق (یعنی روند خطی در این ایالت) چه طور ممکن است؟ حداقل…
از دادههای ایران ایراد میگرفتند که خطی رشد میکند. الان آمار مبتلایان جدید کرونا-۱۹ در ایالت نیوجرزی (و تا حدی نیویورک) بیش از یک هفته است که خطی رشد میکند: هر روز ۳۰۰۰ نفر. این اتفاق (یعنی روند خطی در این ایالت) چه طور ممکن است؟ حداقل…
اسکات ادامز میگه آگوست ۲۰۱۸ که در کاخ سفید با ترامپ ملاقات کرده ترامپ بش گفته نامزد دموکراتها بایدن میشه. ازون موقع میدونسته نهایتا بایدن میشه.
الان یه خبرنگار درباره کنار رفتن سندرز ازش سوال پرسید و ترامپ گفت چرا اوباما تا الان از بایدن حمایت نکرده؟ بعدا خواهد کرد ولی چرا تا الان نکرده؟ چون یه چیزی میدونه که شما نمیدونید. شما نمیدونید ولی من میدونم.
الان یه خبرنگار درباره کنار رفتن سندرز ازش سوال پرسید و ترامپ گفت چرا اوباما تا الان از بایدن حمایت نکرده؟ بعدا خواهد کرد ولی چرا تا الان نکرده؟ چون یه چیزی میدونه که شما نمیدونید. شما نمیدونید ولی من میدونم.
مدیر شرکت استارتاپ استاراسکای که قرار بود تریلیهای باری رو خودران کنه و در خیلی از مراحلش از اولینهای دنیا بود و با این حال امسال ناچار شدند که شرکت رو منحل کنند، در یک پست مختصر و مفید به شکلی کاملا صادقانه و تلخ توضیح میده که چرا شکست خوردند. خواندنش رو توصیه میکنم. اگه بشه در دو نکته مهم خلاصهش کرد: ۱- تکنولوژی هوش مصنوعی اونقدری که فکر میکردیم معجزه خواهد کرد، نکرد. برای شرایط عادی رفتار خوبی دارند، اما برای شرایط غیرعادی که استثنائات غیر قابل پیشبینی رخ میده، عملا بلااستفاده هستند ۲- برای اینکه این تکنولوژی رو ازینی که هست کمی پیشرفتهتر کرد به انرژی و زمانی بیشتری از چیزی که تا الان صرف شده نیاز هست و سرمایهگذاران مایل نیستند برای این قدمهای مورچهای کماثر انقدر صبر کنند.
https://medium.com/starsky-robotics-blog/the-end-of-starsky-robotics-acb8a6a8a5f5
https://medium.com/starsky-robotics-blog/the-end-of-starsky-robotics-acb8a6a8a5f5
Medium
The End of Starsky Robotics
In 2015, I got obsessed with the idea of driverless trucks and started Starsky Robotics. In 2016, we became the first street-legal vehicle…
تست خون که در یکی از مراکز شیوع در آلمان گرفته شده نشون میده فقط ۱۵ درصدشون آنتیبادی دارن و ایمن شدهاند. و این تازه مرکز شیوع بوده. باید کشورها تا کی تعطیل باشند تا همه جا به هفتاد درصد برسه؟
آمار دروغ کشورهایی که دروغ میگن به این معنی نیست که این بیماری خیلی وحشتناکتر ازونیه که به نظر میرسه. و آمار آمریکا که به اغراق هم آلودهست به این معنی نیست که کرونا یه چیزی مثل یه آنفولانزای معمولیه. باید انقدر عقل داشت که همزمان به هر دو مسئله واقف بود.
اما واقعیت کرونا هرچه هست این بساط تعطیلی که راه انداختند یک راه حل نیست. ضرر تریلیون دلاری برای ۱۵ درصد ایمنی بیمعنیه.
آمار دروغ کشورهایی که دروغ میگن به این معنی نیست که این بیماری خیلی وحشتناکتر ازونیه که به نظر میرسه. و آمار آمریکا که به اغراق هم آلودهست به این معنی نیست که کرونا یه چیزی مثل یه آنفولانزای معمولیه. باید انقدر عقل داشت که همزمان به هر دو مسئله واقف بود.
اما واقعیت کرونا هرچه هست این بساط تعطیلی که راه انداختند یک راه حل نیست. ضرر تریلیون دلاری برای ۱۵ درصد ایمنی بیمعنیه.
برای اوهایو نقطه پیک رو ۲۲ مارس پیشبینی کرده بودن. اما تعطیلی شهرها رو ۲۳ مارس ابلاغ کردن! بعد مدعیاند این تعطیلی موثر بوده! چطور ممکنه تعطیلی، پیک رو یک روزه بیاره به کف بچسبونه؟ بله ممکن نیست، چون اصلا خبری نبود که تعطیلی بخواد بیاردش پایین. ایالت اوهایو ۱۲ میلیون جمعیت داره و خیلی نزدیکه به حومه شهری نیویورک و نیوجرسی، اما فوتیهاش تا الان به ۲۰۰ نفر هم نرسیده.
یه جای کار ایراد اساسی داره.
یه جای کار ایراد اساسی داره.
«یه جور ذهن خاص میخواد که از مردم توقع اطاعت بیچون و چرا از "دیتا" داشته باشی. بعد وقتی دیتا غلط از آب دراومد یه قصه از خودت دربیاری که وانمود کنی از اول درست بوده! این فاصله گذاری اجتماعی نبود که تخمین فوتیها رو در عرض دوهفته از ۲۵۰ هزارنفر رسوند به ۶۰ هزارنفر».
دارن میگن آفرین مردم، خوب رعایت کردید خیلی تلفاتمون کمتری ازون شد که میتونست بشه، دمتون گرم، همین فرمون برید. اما واقعیت اینه که ۱- فاصلهگذاری اگه حداکثری و نزدیک به پرفکت انجام نشه اثر خیلی محسوسی نداره (چون اثر منفی اون اقلیتی که رعایت نمیکنند اثر مثبت بقیه رو به صورت چندبرابری از بین میبره) و ۲- با اینکه مردم متحمل سختی شدند و اقتصاد هم به فنا رفت این فاصلهگذاری، حداکثری و پرفکت نبود و ۳- حتی اگه پرفکت هم بود اثر کاهشدهندهش انقدری نمیشد که اتفاق افتاد.
«کارشناسان» فکر میکنند اگه عملکرد ما رو تحسین کنند ذوق میکنیم و حواسمون از عملکرد خودشون پرت میشه.
دارن میگن آفرین مردم، خوب رعایت کردید خیلی تلفاتمون کمتری ازون شد که میتونست بشه، دمتون گرم، همین فرمون برید. اما واقعیت اینه که ۱- فاصلهگذاری اگه حداکثری و نزدیک به پرفکت انجام نشه اثر خیلی محسوسی نداره (چون اثر منفی اون اقلیتی که رعایت نمیکنند اثر مثبت بقیه رو به صورت چندبرابری از بین میبره) و ۲- با اینکه مردم متحمل سختی شدند و اقتصاد هم به فنا رفت این فاصلهگذاری، حداکثری و پرفکت نبود و ۳- حتی اگه پرفکت هم بود اثر کاهشدهندهش انقدری نمیشد که اتفاق افتاد.
«کارشناسان» فکر میکنند اگه عملکرد ما رو تحسین کنند ذوق میکنیم و حواسمون از عملکرد خودشون پرت میشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از صحنههای ناب سریال کمدی
Parks and Recreation
که ونزوئلا رو مسخره میکنه که برای هرچیزی ممکنه بیفتی زندان. ولی الان دیگه در مورد همه کشورها صدق میکنه. به بهانه کرونا کاری کردند که این صحنه دیگه طنز نیست، واقعیته. چیزی که به ذهن نویسنده نمیرسید این بود که به خاطر حتی تنها قدم زدن در ساحل هم بندازنت زندان، ولی این دقیقا چیزیه که این روزها اتفاق افتاد.
Parks and Recreation
که ونزوئلا رو مسخره میکنه که برای هرچیزی ممکنه بیفتی زندان. ولی الان دیگه در مورد همه کشورها صدق میکنه. به بهانه کرونا کاری کردند که این صحنه دیگه طنز نیست، واقعیته. چیزی که به ذهن نویسنده نمیرسید این بود که به خاطر حتی تنها قدم زدن در ساحل هم بندازنت زندان، ولی این دقیقا چیزیه که این روزها اتفاق افتاد.
داروی شرکت اسراییلی Pluristem که بر مبنای سلولهای بنیادیه ظاهرن، روی ۶ بیمار تست شده و هر شش نفر حالشون بهتر شده، و دو نفرشون که از قبل نارسایی تنفسی هم داشتند، علائم بهبود نشون دادند.
چند روز پیش یکی از طراحان کمپین بایکوت اسراییل در اروپا که ازون ضدیهودهای پروفشناله، گفته بود اگه این کشور دارو یا واکسن کرونا بسازه، استفاده ازش منعی نداره! 😄
چند روز پیش یکی از طراحان کمپین بایکوت اسراییل در اروپا که ازون ضدیهودهای پروفشناله، گفته بود اگه این کشور دارو یا واکسن کرونا بسازه، استفاده ازش منعی نداره! 😄
دکتر ابراهیم فیاض، از اساتید معتبرترین دانشگاه ایران! گفت آمریکا این ویروس رو با قدرت تهاجم ۴۰ درصد ساخت و به جان چین انداخت، و چین آن را گرفت و قدرت تهاجمیاش را به ۷۰ درصد رساند و به خود آمریکا پس داد!
چیزی که آقای فیاض نمیدانست این بود که آمریکاییها میدانستند خودشان نمیتوانند به تهاجی دست پیدا کنند که بتواند به سلولهای مهدی صاحب زمان حمله کند ولی چینیها میتوانند. برای همین از حس انتقامجویی چینیها سوء استفاده کردند و حالا این ویروس با تهاجم ۷۰ درصدی به امام زمان رسیده و آمریکاییها به هدف خود رسیدند!
#صنعتی_سنتی
چیزی که آقای فیاض نمیدانست این بود که آمریکاییها میدانستند خودشان نمیتوانند به تهاجی دست پیدا کنند که بتواند به سلولهای مهدی صاحب زمان حمله کند ولی چینیها میتوانند. برای همین از حس انتقامجویی چینیها سوء استفاده کردند و حالا این ویروس با تهاجم ۷۰ درصدی به امام زمان رسیده و آمریکاییها به هدف خود رسیدند!
#صنعتی_سنتی
⚠ اگه فیلم The Platform رو هنوز ندیدید و مایل نیستید به طور کامل اسپویل شه از این پست عبور کنید.
.
.
کل داستان درباره یک زندانه که از طبقات متعددی تشکیل شده و هر سلول زیر سلول بالاتر و بالای سلول پایینتر قرار داره به طوری که وسط هر سلول یک حفره وجود داره که هر کس میتونه سلولهایی بالاتر و پایینتر رو ببینه. هرروز از داخل این حفره یک میز غذا عبور میکنه که به ترتیب از طبقات بالا به پایین حرکت میکنه. در طبقه اول میز به طور کامل و مفصل چیده شده و فرض اینه که غذای کافی برای همه زندانیان موجوده. در هر طبقه برای مدت کوتاهی توقف میکنه، لذا زندانیان هر طبقه فرصت کمی برای خوردن غذا دارند. در تشبیهی سمبلیک از جامعه طبقاتی، زندانیان طبقات بالاتر بیش از چیزی که نیاز دارند میخورند و به طبقات پایینتر چیزی نمیرسه، طوری که در طبقات پایین گرسنگی منجر به خشونت و همنوعخواری میشه. البته زندانیان فقط یک ماه در هر طبقه قرار میگیرند. بعد از یک ماه به طور رندوم به یک طبقه دیگه که میتونه بالاتر باشه یا پایینتر، منتقل میشن. و چون هرکس که به طبقه بالاتر رسیده میدونه ماه بعد ممکنه به طبقه پایینتری منتقل بشه، سعی میکنه بیشتر بخوره تا بدنش برای تحمل شرایط سخت طبقه پایینتر انرژی بیشتری داشته باشه. خودبینی و فردگرایی افراطی تا اونجا پیش میره که طبقات بالاتر روی غذاها ادرار میکنند یا طبقه پایین رو تهدید میکنند به ادرار کردن. که بعضی وقتها هم این تهدید جواب میده. یکی از زندانیان که داوطلبانه وارد این جهنم شده تصمیم میگیره این سیکل مخرب رو بشکنه و ابتدا با سوار شدن روی میز و با تهدید خشونتآمیز زندانیان طبقات پایینتر به کمتر خوردن و نگهبانی از غذاها، نوعی از توزیع عادلانهتر رو اجرا کنه. که این خشونت خودش منجر به قتل هم میشه. اما نهایتا یکی از زندانیان که به عنوان کاراکتری خردمند معرفی میشه بشون توصیه میکنه به جای توزیع عادلانه غذا، پیام عدالت رو انتقال بدن. برای این کار از مجموع کل غذاها، یک کیک رو با فداکاری و از جان گذشتگی تا پایینترین طبقه سالم و دست نخورده میرسونند که اونجا نصیب یک بچه میشه.
منتقدان این رو نمایی کامل از جامعهای میبینند که اختلاف طبقاتی در اون شدیده و مردم هر طبقه اهمیتی به مردمان پایینتر از خودشون نمیدن. اما این خاصیت رندوم جابجا شدن زندانیان، ناقض این تشابهه. در جامعه واقعی، غیر از مواردی استثنایی مردم در طول طبقات جابجا نمیشن. اگه هم بشن پرشی نیست و در حد یکی دو طبقهست، نه از فرش به عرش. و اگه پرشی هم باشه رندوم نیست، یا به سمت بالاتره یا به سمت پایینتر. شاید هدف نویسنده این نبوده که این حالت ناقض رو ایجاد کنه ولی بهرحال شده و برای همین خواسته یا ناخواسته این فیلم برخلاف نظر منتقدان به جای انعکاس طبقات اقتصادی، به ایدههای محیطزیستی نزدیکتر شده. در نسبت با منابع محدود زمین، امکان پرشهای رندوم برای خیلی از افراد فراهمه. مثلا یک نفر که تا دیروز در آپارتمان محبوس بوده (طبقه پایین) میاد جنگل تا از طبیعت لذت ببره (طبقه بالا) و آتشی روشن میکنه که باعث سوختن چند میلیون هکتار میشه و دودش در چشم میلیونها نفر میره، که معادل ادرار کردن زندانیان روی میز غذاست که قراره بره طبقات پایینتر. در مورد مصرف آبهای شیرین زیرزمینی هم همین وضعیت برقراره.
مسئله نویسنده اینه که یک: نصیحت جوابگو نیست. زندانیان هیچیک از طبقات به حرفهای زندانی روشنفکر گوش نمیدن. مهم نیست چطور بیان بشه. دو: اکتیویسم هم جوابگو نیست. اینکه با سلاح سرد روی میز ایستاد و از غذاها نگهبانی داد فقط به کشتن اونهایی منجر شد که میخواست گرسنه نمونند. سه: مردم فقط وقتی تن به مشارکت اجتماعی در راستای عدالت میدن که ثمره واقعیش رو بچشند. چهار: برای این چشیدن همیشه وقت نیست و میتونه دیر بشه. از یه جایی به بعد افرادی که در فضای خودمحورانه زندگی کردهاند دیگه توانایی پذیرش تغییر رو ندارند. برای همین کیک به یک بچه میرسه که در پایینترین طبقهست و در مورد رذالتهای خودمحوری، تا اون لحظه معصومیت داشته.
🔽
.
.
کل داستان درباره یک زندانه که از طبقات متعددی تشکیل شده و هر سلول زیر سلول بالاتر و بالای سلول پایینتر قرار داره به طوری که وسط هر سلول یک حفره وجود داره که هر کس میتونه سلولهایی بالاتر و پایینتر رو ببینه. هرروز از داخل این حفره یک میز غذا عبور میکنه که به ترتیب از طبقات بالا به پایین حرکت میکنه. در طبقه اول میز به طور کامل و مفصل چیده شده و فرض اینه که غذای کافی برای همه زندانیان موجوده. در هر طبقه برای مدت کوتاهی توقف میکنه، لذا زندانیان هر طبقه فرصت کمی برای خوردن غذا دارند. در تشبیهی سمبلیک از جامعه طبقاتی، زندانیان طبقات بالاتر بیش از چیزی که نیاز دارند میخورند و به طبقات پایینتر چیزی نمیرسه، طوری که در طبقات پایین گرسنگی منجر به خشونت و همنوعخواری میشه. البته زندانیان فقط یک ماه در هر طبقه قرار میگیرند. بعد از یک ماه به طور رندوم به یک طبقه دیگه که میتونه بالاتر باشه یا پایینتر، منتقل میشن. و چون هرکس که به طبقه بالاتر رسیده میدونه ماه بعد ممکنه به طبقه پایینتری منتقل بشه، سعی میکنه بیشتر بخوره تا بدنش برای تحمل شرایط سخت طبقه پایینتر انرژی بیشتری داشته باشه. خودبینی و فردگرایی افراطی تا اونجا پیش میره که طبقات بالاتر روی غذاها ادرار میکنند یا طبقه پایین رو تهدید میکنند به ادرار کردن. که بعضی وقتها هم این تهدید جواب میده. یکی از زندانیان که داوطلبانه وارد این جهنم شده تصمیم میگیره این سیکل مخرب رو بشکنه و ابتدا با سوار شدن روی میز و با تهدید خشونتآمیز زندانیان طبقات پایینتر به کمتر خوردن و نگهبانی از غذاها، نوعی از توزیع عادلانهتر رو اجرا کنه. که این خشونت خودش منجر به قتل هم میشه. اما نهایتا یکی از زندانیان که به عنوان کاراکتری خردمند معرفی میشه بشون توصیه میکنه به جای توزیع عادلانه غذا، پیام عدالت رو انتقال بدن. برای این کار از مجموع کل غذاها، یک کیک رو با فداکاری و از جان گذشتگی تا پایینترین طبقه سالم و دست نخورده میرسونند که اونجا نصیب یک بچه میشه.
منتقدان این رو نمایی کامل از جامعهای میبینند که اختلاف طبقاتی در اون شدیده و مردم هر طبقه اهمیتی به مردمان پایینتر از خودشون نمیدن. اما این خاصیت رندوم جابجا شدن زندانیان، ناقض این تشابهه. در جامعه واقعی، غیر از مواردی استثنایی مردم در طول طبقات جابجا نمیشن. اگه هم بشن پرشی نیست و در حد یکی دو طبقهست، نه از فرش به عرش. و اگه پرشی هم باشه رندوم نیست، یا به سمت بالاتره یا به سمت پایینتر. شاید هدف نویسنده این نبوده که این حالت ناقض رو ایجاد کنه ولی بهرحال شده و برای همین خواسته یا ناخواسته این فیلم برخلاف نظر منتقدان به جای انعکاس طبقات اقتصادی، به ایدههای محیطزیستی نزدیکتر شده. در نسبت با منابع محدود زمین، امکان پرشهای رندوم برای خیلی از افراد فراهمه. مثلا یک نفر که تا دیروز در آپارتمان محبوس بوده (طبقه پایین) میاد جنگل تا از طبیعت لذت ببره (طبقه بالا) و آتشی روشن میکنه که باعث سوختن چند میلیون هکتار میشه و دودش در چشم میلیونها نفر میره، که معادل ادرار کردن زندانیان روی میز غذاست که قراره بره طبقات پایینتر. در مورد مصرف آبهای شیرین زیرزمینی هم همین وضعیت برقراره.
مسئله نویسنده اینه که یک: نصیحت جوابگو نیست. زندانیان هیچیک از طبقات به حرفهای زندانی روشنفکر گوش نمیدن. مهم نیست چطور بیان بشه. دو: اکتیویسم هم جوابگو نیست. اینکه با سلاح سرد روی میز ایستاد و از غذاها نگهبانی داد فقط به کشتن اونهایی منجر شد که میخواست گرسنه نمونند. سه: مردم فقط وقتی تن به مشارکت اجتماعی در راستای عدالت میدن که ثمره واقعیش رو بچشند. چهار: برای این چشیدن همیشه وقت نیست و میتونه دیر بشه. از یه جایی به بعد افرادی که در فضای خودمحورانه زندگی کردهاند دیگه توانایی پذیرش تغییر رو ندارند. برای همین کیک به یک بچه میرسه که در پایینترین طبقهست و در مورد رذالتهای خودمحوری، تا اون لحظه معصومیت داشته.
🔽
اما راه حل نویسنده هم جوابگوی معضلات ما نیست. حتی اگه کودک معصوم ما که پیام رو گرفت، به طبقه یک رفت و به اندازه خودش خورد، و طبقه پایینی هم این رفتار مشارکتی رو دید، تضمینی وجود نداره که تقلید کنه. قبلا در قصص انبیاء ما عمدا این نکته گنجانده شده. که یک پیامبر، خودش موسس جامعه بوده، در طبقه اول بوده، اما نتونسته بقیه رو مثل خودش بار بیاره، و به محض اینکه از دنیا رفته دوباره همهچیز به هم ریخته. مسئله این نیست که مردم باور نمیکنند که نمیشه با مشارکت معجزه کرد. مسئله اینه که مردم انتخابش نمیکنند.
شخصا با تعطیلی اقتصاد دنیا به خاطر کرونا مخالفم، چون دیگه داره به یک توطئه سیاسی-مالی تبدیل میشه. ولی فرض کنیم بهترین راه حل موجود همین بود. آیا ۹۹ درصد مردم حاضرند به مدت طولانی تحملش کنند؟ به وضوح حاضر نیستند. و اگه فقط ۲۰ درصد مردم حاضر نباشند کافیه تا کل پروژه به نتیجه نرسه. بنابراین مسئله این نیست که مردم باور نمیکنند با تعطیلی همهچیز میشه ویروس رو شکست داد. مسئله اینه که نمیخوان اینجوری شکستش بدن. مسئله اینه که خیلیها حاضرند از بیماری بمیرند ولی بیکار نمونند.
راه حل ما در برابر محدود بودن منابع زمین این نیست که به مردم ثابت کنیم میشه با مشارکت جمعی همه رو به نسبت مساوی بهرهمند کرد. اصلا نیازی به اثبات کردن چیزی نیست. راه حلش دفاع از مالکیته. زندانی روشنفکر ما اگر میخواست هم نمیتونست به همنوعش در طبقات پایینتر کمک کنه. فرض کنیم در طبقه ۴۸ بود و میخواست یک سیب رو که نصیب خودش شده، منتقل کنه به آقای ایکس در طبقه ۱۴۸ که با گرسنگی دست به گریبانه. بهیچوجه امکانش نبود. چون بین ۴۸ و ۱۴۸ افراد آزاد بودن اون سیب رو بدزدند. چه زمانی تونست برسونتش؟ وقتی که به توصیه مرد خردمند، خودش اسلحه به دست گرفت و تا مقصد ازون غذا که ادعای مالکیتش رو داشت، دفاع کرد! خیلی واضحه. حتی یک کاراکتر زن وارد داستان شده که تلاش میکنه به بقیه بفهمونه باید رعایت کنند تا نشون بده اینطور نیست که فقط این آقای روشنفکر به ذهنش رسیده که باید این سیکل رو بشکنیم. اما چون راهش رو نمیدونستند ناکام موندند و خودشون به بخشی از سیکل پیوستند. این میز بارها و بارها پایین رفته بود و برگشته بود، اما هیچکدوم از غذاهایی که روش بود مالک نداشت. این زندان به این روز افتاده بود چون کل غذاهای میز «اموال عمومی» بود.
وقتی دیدم برداشتهای کمونیستی از فیلم کردن خندهم گرفت.
شخصا با تعطیلی اقتصاد دنیا به خاطر کرونا مخالفم، چون دیگه داره به یک توطئه سیاسی-مالی تبدیل میشه. ولی فرض کنیم بهترین راه حل موجود همین بود. آیا ۹۹ درصد مردم حاضرند به مدت طولانی تحملش کنند؟ به وضوح حاضر نیستند. و اگه فقط ۲۰ درصد مردم حاضر نباشند کافیه تا کل پروژه به نتیجه نرسه. بنابراین مسئله این نیست که مردم باور نمیکنند با تعطیلی همهچیز میشه ویروس رو شکست داد. مسئله اینه که نمیخوان اینجوری شکستش بدن. مسئله اینه که خیلیها حاضرند از بیماری بمیرند ولی بیکار نمونند.
راه حل ما در برابر محدود بودن منابع زمین این نیست که به مردم ثابت کنیم میشه با مشارکت جمعی همه رو به نسبت مساوی بهرهمند کرد. اصلا نیازی به اثبات کردن چیزی نیست. راه حلش دفاع از مالکیته. زندانی روشنفکر ما اگر میخواست هم نمیتونست به همنوعش در طبقات پایینتر کمک کنه. فرض کنیم در طبقه ۴۸ بود و میخواست یک سیب رو که نصیب خودش شده، منتقل کنه به آقای ایکس در طبقه ۱۴۸ که با گرسنگی دست به گریبانه. بهیچوجه امکانش نبود. چون بین ۴۸ و ۱۴۸ افراد آزاد بودن اون سیب رو بدزدند. چه زمانی تونست برسونتش؟ وقتی که به توصیه مرد خردمند، خودش اسلحه به دست گرفت و تا مقصد ازون غذا که ادعای مالکیتش رو داشت، دفاع کرد! خیلی واضحه. حتی یک کاراکتر زن وارد داستان شده که تلاش میکنه به بقیه بفهمونه باید رعایت کنند تا نشون بده اینطور نیست که فقط این آقای روشنفکر به ذهنش رسیده که باید این سیکل رو بشکنیم. اما چون راهش رو نمیدونستند ناکام موندند و خودشون به بخشی از سیکل پیوستند. این میز بارها و بارها پایین رفته بود و برگشته بود، اما هیچکدوم از غذاهایی که روش بود مالک نداشت. این زندان به این روز افتاده بود چون کل غذاهای میز «اموال عمومی» بود.
وقتی دیدم برداشتهای کمونیستی از فیلم کردن خندهم گرفت.
❤7
حامد قدوسی نوشته مدلها ساخته میشوند تا با انتشار نتایجشان، نتایج آنها محقق نشود!
جدی؟ خب به جای اینکار چرا یک فیلم آخرالزمانی با جلوههای ویژه که خیابانها رو مملو از اجساد رها شده نشون بده نسازیم؟
خیر. مدلها ساخته نمیشن تا ما رو سوپرایز کنند. برعکس، مدلها ساخته میشن تا جلوی سوپرایز شدن ما را بگیرند و مثلا بدونیم یک هفته بعد چند تخت و چند کپسول اکسیژن و چند ونتیلاتور کم داریم. وقتی مدل شما نتونسته این کار رو بکنه، یعنی بدرد نمیخوره. به همین سادگی و به همین خلاصهگی.
جدی؟ خب به جای اینکار چرا یک فیلم آخرالزمانی با جلوههای ویژه که خیابانها رو مملو از اجساد رها شده نشون بده نسازیم؟
خیر. مدلها ساخته نمیشن تا ما رو سوپرایز کنند. برعکس، مدلها ساخته میشن تا جلوی سوپرایز شدن ما را بگیرند و مثلا بدونیم یک هفته بعد چند تخت و چند کپسول اکسیژن و چند ونتیلاتور کم داریم. وقتی مدل شما نتونسته این کار رو بکنه، یعنی بدرد نمیخوره. به همین سادگی و به همین خلاصهگی.
یک نکته رو یادم رفت بگم. اهمیتی نداشت چه کسی در طبقه اول قرار داشت. خود این آقای روشنفکر که در طبقه بالا قرار گرفت و تصمیم گرفت مالک یکی از غذاها باشه، نه تنها تا دیروز در قعر زندان بود بلکه مرتکب قتل هم شده بود. معمولا در بحثهای مالکیت روی منشأ تصاحب جدل میکنند، چرا که مالک اولیه رو شایسته و مستحق اون مالکیت نمیدونند. یکی از محرکهای پوپولیستی کمونیسم این بود که به توده القاء میکردند چون مالک، انسان شایستهای نیست یا اموالی که در اختیار داره رو با عرق ریختن بدست نیاوره، پس کل قضیه مالکیت بیارزشه! انرژیای که میتونست صرف مشارکت و سازندگی بشه، صرف یک کینهتوزی طبقاتی علیه مالکان شد، که همچنان ادامه داره. در فیلم وقتی روشنفکره حرف از عقل سلیم میزنه یکی بش میگه: مگه تو کی هستی؟ مسیحی؟ انگار باید مسیح بود تا شنیده شد.
در مالکیت فردی کاپیتالیسم، با یک فردگرایی برونگرا مواجهیم. فردیتی که جهد میکنه برای بالا کشیدن خود و دیگران. اما در این زندان یک فردگرایی درونگرا رو میبینیم که نتیجهش شده: هیچکس بیشتر از من نمیفهممه، و هیچکس شایستهتر از من نیست. یک فردگرایی غرغرو و بیعمل.
در مالکیت فردی کاپیتالیسم، با یک فردگرایی برونگرا مواجهیم. فردیتی که جهد میکنه برای بالا کشیدن خود و دیگران. اما در این زندان یک فردگرایی درونگرا رو میبینیم که نتیجهش شده: هیچکس بیشتر از من نمیفهممه، و هیچکس شایستهتر از من نیست. یک فردگرایی غرغرو و بیعمل.
❤4
نکته مهم اینه: برای منی که در طبقات پایین زندان قرار دارم، اینکه مکانیزم مالکیت فعال باشه و کار بکنه، بیشتر در جهت منافع منه تا اینکه مالکان آدمهای شایستهای باشند یا نباشند.
در بعضی از مناطق آمریکای جنوبی اجرای قرنطینه رو باندهای مواد مخدر به عهده گرفتن، و موفق هم بود. همه میدونند که اینها جماعتی آدمکش و بیرحم هستند، یا حداقل شایسته اینکه مالک یک شهر یا آبادی باشند نیستند. اما همینکه دور چیزی که روش ادعای تملک دارند گارد کشیدند، مردم از شیوع در امان موندند.
این یک واقعیته که از جهاتی همواره در شرایط کرونایی هستیم، یعنی فعال بودن مکانیزم مالکیت همواره در اولویته.
در بعضی از مناطق آمریکای جنوبی اجرای قرنطینه رو باندهای مواد مخدر به عهده گرفتن، و موفق هم بود. همه میدونند که اینها جماعتی آدمکش و بیرحم هستند، یا حداقل شایسته اینکه مالک یک شهر یا آبادی باشند نیستند. اما همینکه دور چیزی که روش ادعای تملک دارند گارد کشیدند، مردم از شیوع در امان موندند.
این یک واقعیته که از جهاتی همواره در شرایط کرونایی هستیم، یعنی فعال بودن مکانیزم مالکیت همواره در اولویته.
❤4
چیزی که مردمِ نشسته پای تلویزیون خبر ندارند اینه که استانداردهای تلرنس مهندسی هم مثل شیوع ویروسها، غیرخطی هستند. برای یک واحد دقیقتر کردن یک دستگاه اگه ده واحد پول، زمان و دانش فنی لازم باشه، برای یک واحد دقیقتر کردن بعدی، باید صد واحد پول، زمان و دانش فنی صرف کرد.
با استاندارد پایین، هرچیزی میشه ساخت. از خودکار تا خودرو، از رنده تا رادار. همونطوری که از دریچه صداسیما همشون دارن در کوتاهترین زمان ممکن ساخته میشن.
https://t.iss.one/irmed/17623
با استاندارد پایین، هرچیزی میشه ساخت. از خودکار تا خودرو، از رنده تا رادار. همونطوری که از دریچه صداسیما همشون دارن در کوتاهترین زمان ممکن ساخته میشن.
https://t.iss.one/irmed/17623
Anarchonomy
حامد قدوسی نوشته مدلها ساخته میشوند تا با انتشار نتایجشان، نتایج آنها محقق نشود! جدی؟ خب به جای اینکار چرا یک فیلم آخرالزمانی با جلوههای ویژه که خیابانها رو مملو از اجساد رها شده نشون بده نسازیم؟ خیر. مدلها ساخته نمیشن تا ما رو سوپرایز کنند. برعکس،…
در مورد مدل فکری حامد قدوسی ذکر یک نکته تکمیلی ضروریه. اینها ادعا میکنند اگه مدلهاشون مردم و دولتها رو نمیترسوند کسی رعایت نمیکرد و آدمهای زیادی جانشون رو از دست میدادند. پس این مدلها کاری که باید میکردند کردند!
همونطور که گفتم این یک نوع تئوریزه کردن شارلاتانیزمه. ابتدا چرت و پرت میبافیم، سپس به جای پذیرفتن مسئولیت یه چیزی هم طلبکار میشیم! در چنین چارچوبی، چه نیازی به دقیق بودن هست؟ چه نیازی به دانش هست؟ اصلا چه نیازی به عقل هست؟ اگه قراره نموداری رسم کنیم که هدفش فقط ترسوندنه، یک میمون هم میتونه اینکارو بکنه.
البته خود ترسیمکنندگان این نمودارها کسی رو مجبور نمیکنند که جدی بگیردشون. این بروکراتها و رهبران سیاسی هستند که تصمیم میگیرند که جدی بگیرند یا نگیرند. ازونجایی که جو اجتماعی هم به نفع این ترسیمکنندگانه، سیاستمدار مقاومت زیادی نمیتونه بکنه. اما یک راه وجود داره که بشه رهبر سیاسی رو به مقاومت وادار کرد. جدی گرفتن این مدلها باعث شده اقتصاد جهانی تعطیل بشه و تریلیونها دلار خسارت وارد بشه که خدا داند جبرانش چند دهه طول بکشه. باید قانونی داشته باشیم که بگه اگر تصمیم نادرست رییسجمهور منجر به خسارت به اقتصاد شد که از حد معینی (مثلا درصدی از جیدیپی) تجاوز کرد، باید در برابر دوربینهای تلویریونی یک زهر کشنده رو بنوشه.
مطمئنا با این قانون کنترلی، قبل از تبدیل کردن دنیا به شهر ارواح، خیلی بیشتر فکر میکنند.
همونطور که گفتم این یک نوع تئوریزه کردن شارلاتانیزمه. ابتدا چرت و پرت میبافیم، سپس به جای پذیرفتن مسئولیت یه چیزی هم طلبکار میشیم! در چنین چارچوبی، چه نیازی به دقیق بودن هست؟ چه نیازی به دانش هست؟ اصلا چه نیازی به عقل هست؟ اگه قراره نموداری رسم کنیم که هدفش فقط ترسوندنه، یک میمون هم میتونه اینکارو بکنه.
البته خود ترسیمکنندگان این نمودارها کسی رو مجبور نمیکنند که جدی بگیردشون. این بروکراتها و رهبران سیاسی هستند که تصمیم میگیرند که جدی بگیرند یا نگیرند. ازونجایی که جو اجتماعی هم به نفع این ترسیمکنندگانه، سیاستمدار مقاومت زیادی نمیتونه بکنه. اما یک راه وجود داره که بشه رهبر سیاسی رو به مقاومت وادار کرد. جدی گرفتن این مدلها باعث شده اقتصاد جهانی تعطیل بشه و تریلیونها دلار خسارت وارد بشه که خدا داند جبرانش چند دهه طول بکشه. باید قانونی داشته باشیم که بگه اگر تصمیم نادرست رییسجمهور منجر به خسارت به اقتصاد شد که از حد معینی (مثلا درصدی از جیدیپی) تجاوز کرد، باید در برابر دوربینهای تلویریونی یک زهر کشنده رو بنوشه.
مطمئنا با این قانون کنترلی، قبل از تبدیل کردن دنیا به شهر ارواح، خیلی بیشتر فکر میکنند.