آیه ۶۶ سوره انبیاء از قول ابراهیم میگه چرا به جای خدا چیزهایی را میپرستید که نه نفعی برای شما دارند و نه ضرری؟
ابراهیم ندید دوران ما رو که مردم چیزهایی رو میپرستند که نفع که نداره هیچ، به طور مداوم ضرر وارد میکنه!
انتقاد میکنند از ترامپ که چرا دفتر و دستکی که تشکیل شده بود تا پندمیکها رو پیشبینی کنه و برای اینکار میلیونها دلار بودجه میگرفت رو جمع کردی؟ اگه جمع نمیکردی الان دیگه نمیمردیم!
البته یه مقدار ازین انتقادها صرفا انگیزه سیاسی داره و طبیعیه. اما بخش قابل توجهی از جامعه که سیاسی نیستند هم مقهور این ذهنیتها شدهاند. فکر میکنند سعادت یا شقاوت جامعه لنگ یه ستاد دولتیه که چندتا مفتخور نشستن توش دارند برای بررسی بدیهیات حقوق میگیرند!
این دفتر دستک رو انگلستان و فرانسه هم داشتند. خب چه شد؟ اولین کسانی که به مردم هشدار دادند چند کاربر توعیتر بودند، که اصلا کارشون این نیست.
بچههایی که علیرغم میل باطنیشون میرن تو اتاق خودشون میخوابن، وقتی مادرشون میاد بشون شب بخیر بگه ازش میخوان رفتنی در رو نبنده و بذاره لاش یه ذره باز باشه. خودشون هم میدونند هیچ خاصیتی نداره اما نمیتونند باور کنند تک و تنها تو یه اتاق میتونند زنده بمونند.
اعتیاد این جماعت به بروکراسی هم چنان عمیق که میدونه یک نهاد دولتی نجاتدهندهش نیست، ولی براش دهشتناکه که جمعش کنند! لذا مطالبهش اینه که لاشو باز بذارید.. سالی ۲۰۰ میلیون دلار هم ازون لا رد شد عیب نداره!
ابراهیم ندید دوران ما رو که مردم چیزهایی رو میپرستند که نفع که نداره هیچ، به طور مداوم ضرر وارد میکنه!
انتقاد میکنند از ترامپ که چرا دفتر و دستکی که تشکیل شده بود تا پندمیکها رو پیشبینی کنه و برای اینکار میلیونها دلار بودجه میگرفت رو جمع کردی؟ اگه جمع نمیکردی الان دیگه نمیمردیم!
البته یه مقدار ازین انتقادها صرفا انگیزه سیاسی داره و طبیعیه. اما بخش قابل توجهی از جامعه که سیاسی نیستند هم مقهور این ذهنیتها شدهاند. فکر میکنند سعادت یا شقاوت جامعه لنگ یه ستاد دولتیه که چندتا مفتخور نشستن توش دارند برای بررسی بدیهیات حقوق میگیرند!
این دفتر دستک رو انگلستان و فرانسه هم داشتند. خب چه شد؟ اولین کسانی که به مردم هشدار دادند چند کاربر توعیتر بودند، که اصلا کارشون این نیست.
بچههایی که علیرغم میل باطنیشون میرن تو اتاق خودشون میخوابن، وقتی مادرشون میاد بشون شب بخیر بگه ازش میخوان رفتنی در رو نبنده و بذاره لاش یه ذره باز باشه. خودشون هم میدونند هیچ خاصیتی نداره اما نمیتونند باور کنند تک و تنها تو یه اتاق میتونند زنده بمونند.
اعتیاد این جماعت به بروکراسی هم چنان عمیق که میدونه یک نهاد دولتی نجاتدهندهش نیست، ولی براش دهشتناکه که جمعش کنند! لذا مطالبهش اینه که لاشو باز بذارید.. سالی ۲۰۰ میلیون دلار هم ازون لا رد شد عیب نداره!
«ادبیات جدیدی در کلام ترامپ: من ازتون محافظت میکنم اگه دولت محلیتون ناکام بود.
اما ایشون قبلا تأکید داشت که دولت فدرال یک بکآپه».
این خانوم خبرنگار شبکه انبیسی هستن. فکر کرد تناقضی تو حرفای ترامپ پیدا کرده. اما چنان مغزش از کار افتاده که نمیفهمه بک آپ بودن یعنی دقیقا وقتی دولت محلی کم آورد دولت فدرال از شهروند محافظت کنه. یعنی همون چیزی که قانون اساسی خواسته.
این ناقصالعقلها دارند افکار عمومی رو هدایت میکنند. و همینها هستند که اصرار دارند اقتصاد آمریکا، و به تبعش اقتصاد دنیا، شش ماه بخوابه!
اما ایشون قبلا تأکید داشت که دولت فدرال یک بکآپه».
این خانوم خبرنگار شبکه انبیسی هستن. فکر کرد تناقضی تو حرفای ترامپ پیدا کرده. اما چنان مغزش از کار افتاده که نمیفهمه بک آپ بودن یعنی دقیقا وقتی دولت محلی کم آورد دولت فدرال از شهروند محافظت کنه. یعنی همون چیزی که قانون اساسی خواسته.
این ناقصالعقلها دارند افکار عمومی رو هدایت میکنند. و همینها هستند که اصرار دارند اقتصاد آمریکا، و به تبعش اقتصاد دنیا، شش ماه بخوابه!
دادستان یکی از استانهای جنوبی ایتالیا میگه اگه زود نجنبیم بیزینسهایی که با بیپولی مواجهند میرن سراغ مافیا، و مافیاییها هم ازین فرصت حداکثر استفاده رو خواهند کرد تا کل اقتصاد منطقه رو بیارن تحت کنترل خودشون، که یعنی ممکنه دولت حتی حاکمیتش رو هم از دست بده!
البته شخصا فکر میکنم مافیا میتونه ایتالیا رو بهتر از دولت اداره کنه. ولی در نوع خودش عبرتآموزه که به طور زنده دارند میبینند اعمال دخالتهای حاکمیتی خودش داره موجب تصغیف حاکمیت میشه!
البته شخصا فکر میکنم مافیا میتونه ایتالیا رو بهتر از دولت اداره کنه. ولی در نوع خودش عبرتآموزه که به طور زنده دارند میبینند اعمال دخالتهای حاکمیتی خودش داره موجب تصغیف حاکمیت میشه!
Anarchonomy
دادستان یکی از استانهای جنوبی ایتالیا میگه اگه زود نجنبیم بیزینسهایی که با بیپولی مواجهند میرن سراغ مافیا، و مافیاییها هم ازین فرصت حداکثر استفاده رو خواهند کرد تا کل اقتصاد منطقه رو بیارن تحت کنترل خودشون، که یعنی ممکنه دولت حتی حاکمیتش رو هم از دست بده!…
این روزها خیلی از مقامات محلی و کشوری ایتالیا پیامهای خودشون رو از تو خونه ارسال میکنند. یه چیزی که تو خیلیهاشون مشترکه اینه که خونه این افراد اتاقهایی داره که اصلا پنجره ندارند!
آمریکاییها حق دارند که میگن «چیزی که ما بش میگیم انباری، اروپاییها بش میگن اتاق!».
متأسفانه این ویروس اروپایی به بدن معماری ایران هم سرایت کرده.
آمریکاییها حق دارند که میگن «چیزی که ما بش میگیم انباری، اروپاییها بش میگن اتاق!».
متأسفانه این ویروس اروپایی به بدن معماری ایران هم سرایت کرده.
با موضوع اخراج کارکنان دو جور میشه برخورد کرد. یا به روش رییس بیمارستان آتیه یعنی با بغض و اشک و روضه خانوادگی و من پدری داغدارم و فلان، یا به روش وارن بافت و پسرش (که دو تایی مصداق عینی «روی گنج نشسته» هستند چون علاوه بر ثروت خودشون، دهها میلیارد دلار از ثروت بقیه سرمایهدارها رو هم تحت مدیریت دارند) که طوری برخورد میکنند که انگار کارمندان اخراج شده چندتا چوب کبریت خیسند، که بعد ازینکه بحران به پایان رسید میذاریمشون جلو آفتاب خشک بشن و دوباره استفاده میکنیم، یا اینکه چیزی که زیاده چوب کبریته، یه سری نو میاریم استفاده میکنیم!
و البته برای کسی که اخراج شده فرقی نداره. همه حرف و حدیثها برای قبل از رسیدن به فروپاشی مالیه. بعد ازینکه اخراج شد مهم نیست چطور بدرقه بشه. اما اگه من کارمند اخراج شده بودم و مختار بودم بین این دو، یکی رو به عنوان طرز برخورد رئیسم انتخاب کنم، بافت رو انتخاب میکردم. چون نوع برخوردش فقط ممکنه غرورم رو خدشهدار کنه، اما روش رییس آتیه علاوه بر قضیه غرور، یه توهینی به شعورم هم هست.
من از رئیسم توقع دارم باهوش باشه و به جای سه روز بعد سه سال بعد و حتی سی سال بعد رو ببینه، و یا حداقل حواسش به محیط باشه و همیشه آماده گند زدن دولتها باشه، و خب همه انقدر باهوش و فهیم نیستند و پیش میاد همهچی رو ببازند. اما ازونی که میگه پدرمه و رابطه عاطفی داره بام و خانوادمه توقعات دیگهای دارم. مثلا توقع دارم در روزهای خوشی به فکر روزهای ناخوشی من باشه یا به خاطرم قید یه سری از منافع شخصیش رو بزنه.
فرض کنیم هفتصدتا کارمند داره، و فرض کنیم بخواد سه ماه تمام مرخصی با کمک معیشتی بشون بده، مثلا ماهی ۳ میلیون تومن. مجموعا میشه ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون. که پول یک واحد آپارتمان در تهرانه. که اونی که هفتصدتا کارمند داره نه فقط یک واحد، که چند واحد ازین آپارتمانها داره. که الان نه قابل معاملهاند نه قابل نقد شدن. خودش هم میدونسته. چون هدف این بوده که ارثیه جمع کنه برای پسرش. اگه اون هفتصدتا کارمند هم حکم پسرش رو داشتند، همه اون پولها رو تبدیل به آجر و سنگ نمیکرد. یه مقدار هم نگه میداشت تو بانک برای چنین روزی.
ممکنه که نه، حتما خواهند گفت تو یه بیزینس با هفتصدتا کارمند رو اداره نکردی هیچوقت، نمیدونی چجوریه، دور گود نشستی میگی لنگش کن. راست هم میگن، نمیدونم چجوریه. خیلی هم از گود فاصله دارم. در تاریکی و گمراهی بسر میبرم. خیلی خوشحال خواهم شد تا من رو ازین گمراهی بیرون بیارن. اگه کسی رو میشناسید که هفتصدتا کارمند داره و میتونه توضیح بده چرا به اندازه مجموع پسانداز هفت هشت تا زن آرایشگر، اونم در شهرستان، که فقط تو خونه کار میکنند و فقط ابرو درست میکنند، پول نداره تو حسابش، ازش بخواید توضیح بده و از توضیحش اسکرینشات بگیرید و بفرستید برام. اگه قانع کننده بود حتما میذارمش اینجا و رسما از همه «پدران دلسوز» عذرخواهی خواهم کرد.
و البته برای کسی که اخراج شده فرقی نداره. همه حرف و حدیثها برای قبل از رسیدن به فروپاشی مالیه. بعد ازینکه اخراج شد مهم نیست چطور بدرقه بشه. اما اگه من کارمند اخراج شده بودم و مختار بودم بین این دو، یکی رو به عنوان طرز برخورد رئیسم انتخاب کنم، بافت رو انتخاب میکردم. چون نوع برخوردش فقط ممکنه غرورم رو خدشهدار کنه، اما روش رییس آتیه علاوه بر قضیه غرور، یه توهینی به شعورم هم هست.
من از رئیسم توقع دارم باهوش باشه و به جای سه روز بعد سه سال بعد و حتی سی سال بعد رو ببینه، و یا حداقل حواسش به محیط باشه و همیشه آماده گند زدن دولتها باشه، و خب همه انقدر باهوش و فهیم نیستند و پیش میاد همهچی رو ببازند. اما ازونی که میگه پدرمه و رابطه عاطفی داره بام و خانوادمه توقعات دیگهای دارم. مثلا توقع دارم در روزهای خوشی به فکر روزهای ناخوشی من باشه یا به خاطرم قید یه سری از منافع شخصیش رو بزنه.
فرض کنیم هفتصدتا کارمند داره، و فرض کنیم بخواد سه ماه تمام مرخصی با کمک معیشتی بشون بده، مثلا ماهی ۳ میلیون تومن. مجموعا میشه ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون. که پول یک واحد آپارتمان در تهرانه. که اونی که هفتصدتا کارمند داره نه فقط یک واحد، که چند واحد ازین آپارتمانها داره. که الان نه قابل معاملهاند نه قابل نقد شدن. خودش هم میدونسته. چون هدف این بوده که ارثیه جمع کنه برای پسرش. اگه اون هفتصدتا کارمند هم حکم پسرش رو داشتند، همه اون پولها رو تبدیل به آجر و سنگ نمیکرد. یه مقدار هم نگه میداشت تو بانک برای چنین روزی.
ممکنه که نه، حتما خواهند گفت تو یه بیزینس با هفتصدتا کارمند رو اداره نکردی هیچوقت، نمیدونی چجوریه، دور گود نشستی میگی لنگش کن. راست هم میگن، نمیدونم چجوریه. خیلی هم از گود فاصله دارم. در تاریکی و گمراهی بسر میبرم. خیلی خوشحال خواهم شد تا من رو ازین گمراهی بیرون بیارن. اگه کسی رو میشناسید که هفتصدتا کارمند داره و میتونه توضیح بده چرا به اندازه مجموع پسانداز هفت هشت تا زن آرایشگر، اونم در شهرستان، که فقط تو خونه کار میکنند و فقط ابرو درست میکنند، پول نداره تو حسابش، ازش بخواید توضیح بده و از توضیحش اسکرینشات بگیرید و بفرستید برام. اگه قانع کننده بود حتما میذارمش اینجا و رسما از همه «پدران دلسوز» عذرخواهی خواهم کرد.
مثل اینکه توقع من از کاراکتر پدر خیلی بالا بوده.
اینا همینکه زندهاند ازش متشکرند 🤷♂
اینا همینکه زندهاند ازش متشکرند 🤷♂
تحدب رشد نمایی ممکنه موقتا خطی بشه، اما موقتا.. نه بیش از یک ماه! مثل آمارهای ایران. آمار ایران اصلا وقت نکرد تحدب بگیره، هنوز شروع نکرده خطی شد!
و ضمنا مسئله ایران خطی بودن فوتیهاست، نه تستهای مثبت.
اما از همه اینها بگذریم.. یک مسئول جمهوری اسلامی حتی فیالبداهه حاضر نمیشه لب باز کنه علیه دولت چین. اگه سخنگوی وزارت بهداشت باز کرد فقط و فقط به این خاطر بود که خودش میدونست دروغ گفته. دقیقا اینکه حتی با دروغ نتونسته زیر آمار چین باقی بمونه تحت فشار عصبی قرارش داد که باعث شد علیه ارباب حرف بزنه. نیاز به رمزگشایی از نمودارها نیست. از رفتارشناسی هم میشه فهمید چه خبره.
https://t.iss.one/hamedghoddusi/810
و ضمنا مسئله ایران خطی بودن فوتیهاست، نه تستهای مثبت.
اما از همه اینها بگذریم.. یک مسئول جمهوری اسلامی حتی فیالبداهه حاضر نمیشه لب باز کنه علیه دولت چین. اگه سخنگوی وزارت بهداشت باز کرد فقط و فقط به این خاطر بود که خودش میدونست دروغ گفته. دقیقا اینکه حتی با دروغ نتونسته زیر آمار چین باقی بمونه تحت فشار عصبی قرارش داد که باعث شد علیه ارباب حرف بزنه. نیاز به رمزگشایی از نمودارها نیست. از رفتارشناسی هم میشه فهمید چه خبره.
https://t.iss.one/hamedghoddusi/810
Telegram
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi
رشد خطی مبتلایان
از دادههای ایران ایراد میگرفتند که خطی رشد میکند. الان آمار مبتلایان جدید کرونا-۱۹ در ایالت نیوجرزی (و تا حدی نیویورک) بیش از یک هفته است که خطی رشد میکند: هر روز ۳۰۰۰ نفر. این اتفاق (یعنی روند خطی در این ایالت) چه طور ممکن است؟ حداقل…
از دادههای ایران ایراد میگرفتند که خطی رشد میکند. الان آمار مبتلایان جدید کرونا-۱۹ در ایالت نیوجرزی (و تا حدی نیویورک) بیش از یک هفته است که خطی رشد میکند: هر روز ۳۰۰۰ نفر. این اتفاق (یعنی روند خطی در این ایالت) چه طور ممکن است؟ حداقل…
اسکات ادامز میگه آگوست ۲۰۱۸ که در کاخ سفید با ترامپ ملاقات کرده ترامپ بش گفته نامزد دموکراتها بایدن میشه. ازون موقع میدونسته نهایتا بایدن میشه.
الان یه خبرنگار درباره کنار رفتن سندرز ازش سوال پرسید و ترامپ گفت چرا اوباما تا الان از بایدن حمایت نکرده؟ بعدا خواهد کرد ولی چرا تا الان نکرده؟ چون یه چیزی میدونه که شما نمیدونید. شما نمیدونید ولی من میدونم.
الان یه خبرنگار درباره کنار رفتن سندرز ازش سوال پرسید و ترامپ گفت چرا اوباما تا الان از بایدن حمایت نکرده؟ بعدا خواهد کرد ولی چرا تا الان نکرده؟ چون یه چیزی میدونه که شما نمیدونید. شما نمیدونید ولی من میدونم.
مدیر شرکت استارتاپ استاراسکای که قرار بود تریلیهای باری رو خودران کنه و در خیلی از مراحلش از اولینهای دنیا بود و با این حال امسال ناچار شدند که شرکت رو منحل کنند، در یک پست مختصر و مفید به شکلی کاملا صادقانه و تلخ توضیح میده که چرا شکست خوردند. خواندنش رو توصیه میکنم. اگه بشه در دو نکته مهم خلاصهش کرد: ۱- تکنولوژی هوش مصنوعی اونقدری که فکر میکردیم معجزه خواهد کرد، نکرد. برای شرایط عادی رفتار خوبی دارند، اما برای شرایط غیرعادی که استثنائات غیر قابل پیشبینی رخ میده، عملا بلااستفاده هستند ۲- برای اینکه این تکنولوژی رو ازینی که هست کمی پیشرفتهتر کرد به انرژی و زمانی بیشتری از چیزی که تا الان صرف شده نیاز هست و سرمایهگذاران مایل نیستند برای این قدمهای مورچهای کماثر انقدر صبر کنند.
https://medium.com/starsky-robotics-blog/the-end-of-starsky-robotics-acb8a6a8a5f5
https://medium.com/starsky-robotics-blog/the-end-of-starsky-robotics-acb8a6a8a5f5
Medium
The End of Starsky Robotics
In 2015, I got obsessed with the idea of driverless trucks and started Starsky Robotics. In 2016, we became the first street-legal vehicle…
تست خون که در یکی از مراکز شیوع در آلمان گرفته شده نشون میده فقط ۱۵ درصدشون آنتیبادی دارن و ایمن شدهاند. و این تازه مرکز شیوع بوده. باید کشورها تا کی تعطیل باشند تا همه جا به هفتاد درصد برسه؟
آمار دروغ کشورهایی که دروغ میگن به این معنی نیست که این بیماری خیلی وحشتناکتر ازونیه که به نظر میرسه. و آمار آمریکا که به اغراق هم آلودهست به این معنی نیست که کرونا یه چیزی مثل یه آنفولانزای معمولیه. باید انقدر عقل داشت که همزمان به هر دو مسئله واقف بود.
اما واقعیت کرونا هرچه هست این بساط تعطیلی که راه انداختند یک راه حل نیست. ضرر تریلیون دلاری برای ۱۵ درصد ایمنی بیمعنیه.
آمار دروغ کشورهایی که دروغ میگن به این معنی نیست که این بیماری خیلی وحشتناکتر ازونیه که به نظر میرسه. و آمار آمریکا که به اغراق هم آلودهست به این معنی نیست که کرونا یه چیزی مثل یه آنفولانزای معمولیه. باید انقدر عقل داشت که همزمان به هر دو مسئله واقف بود.
اما واقعیت کرونا هرچه هست این بساط تعطیلی که راه انداختند یک راه حل نیست. ضرر تریلیون دلاری برای ۱۵ درصد ایمنی بیمعنیه.
برای اوهایو نقطه پیک رو ۲۲ مارس پیشبینی کرده بودن. اما تعطیلی شهرها رو ۲۳ مارس ابلاغ کردن! بعد مدعیاند این تعطیلی موثر بوده! چطور ممکنه تعطیلی، پیک رو یک روزه بیاره به کف بچسبونه؟ بله ممکن نیست، چون اصلا خبری نبود که تعطیلی بخواد بیاردش پایین. ایالت اوهایو ۱۲ میلیون جمعیت داره و خیلی نزدیکه به حومه شهری نیویورک و نیوجرسی، اما فوتیهاش تا الان به ۲۰۰ نفر هم نرسیده.
یه جای کار ایراد اساسی داره.
یه جای کار ایراد اساسی داره.
«یه جور ذهن خاص میخواد که از مردم توقع اطاعت بیچون و چرا از "دیتا" داشته باشی. بعد وقتی دیتا غلط از آب دراومد یه قصه از خودت دربیاری که وانمود کنی از اول درست بوده! این فاصله گذاری اجتماعی نبود که تخمین فوتیها رو در عرض دوهفته از ۲۵۰ هزارنفر رسوند به ۶۰ هزارنفر».
دارن میگن آفرین مردم، خوب رعایت کردید خیلی تلفاتمون کمتری ازون شد که میتونست بشه، دمتون گرم، همین فرمون برید. اما واقعیت اینه که ۱- فاصلهگذاری اگه حداکثری و نزدیک به پرفکت انجام نشه اثر خیلی محسوسی نداره (چون اثر منفی اون اقلیتی که رعایت نمیکنند اثر مثبت بقیه رو به صورت چندبرابری از بین میبره) و ۲- با اینکه مردم متحمل سختی شدند و اقتصاد هم به فنا رفت این فاصلهگذاری، حداکثری و پرفکت نبود و ۳- حتی اگه پرفکت هم بود اثر کاهشدهندهش انقدری نمیشد که اتفاق افتاد.
«کارشناسان» فکر میکنند اگه عملکرد ما رو تحسین کنند ذوق میکنیم و حواسمون از عملکرد خودشون پرت میشه.
دارن میگن آفرین مردم، خوب رعایت کردید خیلی تلفاتمون کمتری ازون شد که میتونست بشه، دمتون گرم، همین فرمون برید. اما واقعیت اینه که ۱- فاصلهگذاری اگه حداکثری و نزدیک به پرفکت انجام نشه اثر خیلی محسوسی نداره (چون اثر منفی اون اقلیتی که رعایت نمیکنند اثر مثبت بقیه رو به صورت چندبرابری از بین میبره) و ۲- با اینکه مردم متحمل سختی شدند و اقتصاد هم به فنا رفت این فاصلهگذاری، حداکثری و پرفکت نبود و ۳- حتی اگه پرفکت هم بود اثر کاهشدهندهش انقدری نمیشد که اتفاق افتاد.
«کارشناسان» فکر میکنند اگه عملکرد ما رو تحسین کنند ذوق میکنیم و حواسمون از عملکرد خودشون پرت میشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از صحنههای ناب سریال کمدی
Parks and Recreation
که ونزوئلا رو مسخره میکنه که برای هرچیزی ممکنه بیفتی زندان. ولی الان دیگه در مورد همه کشورها صدق میکنه. به بهانه کرونا کاری کردند که این صحنه دیگه طنز نیست، واقعیته. چیزی که به ذهن نویسنده نمیرسید این بود که به خاطر حتی تنها قدم زدن در ساحل هم بندازنت زندان، ولی این دقیقا چیزیه که این روزها اتفاق افتاد.
Parks and Recreation
که ونزوئلا رو مسخره میکنه که برای هرچیزی ممکنه بیفتی زندان. ولی الان دیگه در مورد همه کشورها صدق میکنه. به بهانه کرونا کاری کردند که این صحنه دیگه طنز نیست، واقعیته. چیزی که به ذهن نویسنده نمیرسید این بود که به خاطر حتی تنها قدم زدن در ساحل هم بندازنت زندان، ولی این دقیقا چیزیه که این روزها اتفاق افتاد.
داروی شرکت اسراییلی Pluristem که بر مبنای سلولهای بنیادیه ظاهرن، روی ۶ بیمار تست شده و هر شش نفر حالشون بهتر شده، و دو نفرشون که از قبل نارسایی تنفسی هم داشتند، علائم بهبود نشون دادند.
چند روز پیش یکی از طراحان کمپین بایکوت اسراییل در اروپا که ازون ضدیهودهای پروفشناله، گفته بود اگه این کشور دارو یا واکسن کرونا بسازه، استفاده ازش منعی نداره! 😄
چند روز پیش یکی از طراحان کمپین بایکوت اسراییل در اروپا که ازون ضدیهودهای پروفشناله، گفته بود اگه این کشور دارو یا واکسن کرونا بسازه، استفاده ازش منعی نداره! 😄
دکتر ابراهیم فیاض، از اساتید معتبرترین دانشگاه ایران! گفت آمریکا این ویروس رو با قدرت تهاجم ۴۰ درصد ساخت و به جان چین انداخت، و چین آن را گرفت و قدرت تهاجمیاش را به ۷۰ درصد رساند و به خود آمریکا پس داد!
چیزی که آقای فیاض نمیدانست این بود که آمریکاییها میدانستند خودشان نمیتوانند به تهاجی دست پیدا کنند که بتواند به سلولهای مهدی صاحب زمان حمله کند ولی چینیها میتوانند. برای همین از حس انتقامجویی چینیها سوء استفاده کردند و حالا این ویروس با تهاجم ۷۰ درصدی به امام زمان رسیده و آمریکاییها به هدف خود رسیدند!
#صنعتی_سنتی
چیزی که آقای فیاض نمیدانست این بود که آمریکاییها میدانستند خودشان نمیتوانند به تهاجی دست پیدا کنند که بتواند به سلولهای مهدی صاحب زمان حمله کند ولی چینیها میتوانند. برای همین از حس انتقامجویی چینیها سوء استفاده کردند و حالا این ویروس با تهاجم ۷۰ درصدی به امام زمان رسیده و آمریکاییها به هدف خود رسیدند!
#صنعتی_سنتی
⚠ اگه فیلم The Platform رو هنوز ندیدید و مایل نیستید به طور کامل اسپویل شه از این پست عبور کنید.
.
.
کل داستان درباره یک زندانه که از طبقات متعددی تشکیل شده و هر سلول زیر سلول بالاتر و بالای سلول پایینتر قرار داره به طوری که وسط هر سلول یک حفره وجود داره که هر کس میتونه سلولهایی بالاتر و پایینتر رو ببینه. هرروز از داخل این حفره یک میز غذا عبور میکنه که به ترتیب از طبقات بالا به پایین حرکت میکنه. در طبقه اول میز به طور کامل و مفصل چیده شده و فرض اینه که غذای کافی برای همه زندانیان موجوده. در هر طبقه برای مدت کوتاهی توقف میکنه، لذا زندانیان هر طبقه فرصت کمی برای خوردن غذا دارند. در تشبیهی سمبلیک از جامعه طبقاتی، زندانیان طبقات بالاتر بیش از چیزی که نیاز دارند میخورند و به طبقات پایینتر چیزی نمیرسه، طوری که در طبقات پایین گرسنگی منجر به خشونت و همنوعخواری میشه. البته زندانیان فقط یک ماه در هر طبقه قرار میگیرند. بعد از یک ماه به طور رندوم به یک طبقه دیگه که میتونه بالاتر باشه یا پایینتر، منتقل میشن. و چون هرکس که به طبقه بالاتر رسیده میدونه ماه بعد ممکنه به طبقه پایینتری منتقل بشه، سعی میکنه بیشتر بخوره تا بدنش برای تحمل شرایط سخت طبقه پایینتر انرژی بیشتری داشته باشه. خودبینی و فردگرایی افراطی تا اونجا پیش میره که طبقات بالاتر روی غذاها ادرار میکنند یا طبقه پایین رو تهدید میکنند به ادرار کردن. که بعضی وقتها هم این تهدید جواب میده. یکی از زندانیان که داوطلبانه وارد این جهنم شده تصمیم میگیره این سیکل مخرب رو بشکنه و ابتدا با سوار شدن روی میز و با تهدید خشونتآمیز زندانیان طبقات پایینتر به کمتر خوردن و نگهبانی از غذاها، نوعی از توزیع عادلانهتر رو اجرا کنه. که این خشونت خودش منجر به قتل هم میشه. اما نهایتا یکی از زندانیان که به عنوان کاراکتری خردمند معرفی میشه بشون توصیه میکنه به جای توزیع عادلانه غذا، پیام عدالت رو انتقال بدن. برای این کار از مجموع کل غذاها، یک کیک رو با فداکاری و از جان گذشتگی تا پایینترین طبقه سالم و دست نخورده میرسونند که اونجا نصیب یک بچه میشه.
منتقدان این رو نمایی کامل از جامعهای میبینند که اختلاف طبقاتی در اون شدیده و مردم هر طبقه اهمیتی به مردمان پایینتر از خودشون نمیدن. اما این خاصیت رندوم جابجا شدن زندانیان، ناقض این تشابهه. در جامعه واقعی، غیر از مواردی استثنایی مردم در طول طبقات جابجا نمیشن. اگه هم بشن پرشی نیست و در حد یکی دو طبقهست، نه از فرش به عرش. و اگه پرشی هم باشه رندوم نیست، یا به سمت بالاتره یا به سمت پایینتر. شاید هدف نویسنده این نبوده که این حالت ناقض رو ایجاد کنه ولی بهرحال شده و برای همین خواسته یا ناخواسته این فیلم برخلاف نظر منتقدان به جای انعکاس طبقات اقتصادی، به ایدههای محیطزیستی نزدیکتر شده. در نسبت با منابع محدود زمین، امکان پرشهای رندوم برای خیلی از افراد فراهمه. مثلا یک نفر که تا دیروز در آپارتمان محبوس بوده (طبقه پایین) میاد جنگل تا از طبیعت لذت ببره (طبقه بالا) و آتشی روشن میکنه که باعث سوختن چند میلیون هکتار میشه و دودش در چشم میلیونها نفر میره، که معادل ادرار کردن زندانیان روی میز غذاست که قراره بره طبقات پایینتر. در مورد مصرف آبهای شیرین زیرزمینی هم همین وضعیت برقراره.
مسئله نویسنده اینه که یک: نصیحت جوابگو نیست. زندانیان هیچیک از طبقات به حرفهای زندانی روشنفکر گوش نمیدن. مهم نیست چطور بیان بشه. دو: اکتیویسم هم جوابگو نیست. اینکه با سلاح سرد روی میز ایستاد و از غذاها نگهبانی داد فقط به کشتن اونهایی منجر شد که میخواست گرسنه نمونند. سه: مردم فقط وقتی تن به مشارکت اجتماعی در راستای عدالت میدن که ثمره واقعیش رو بچشند. چهار: برای این چشیدن همیشه وقت نیست و میتونه دیر بشه. از یه جایی به بعد افرادی که در فضای خودمحورانه زندگی کردهاند دیگه توانایی پذیرش تغییر رو ندارند. برای همین کیک به یک بچه میرسه که در پایینترین طبقهست و در مورد رذالتهای خودمحوری، تا اون لحظه معصومیت داشته.
🔽
.
.
کل داستان درباره یک زندانه که از طبقات متعددی تشکیل شده و هر سلول زیر سلول بالاتر و بالای سلول پایینتر قرار داره به طوری که وسط هر سلول یک حفره وجود داره که هر کس میتونه سلولهایی بالاتر و پایینتر رو ببینه. هرروز از داخل این حفره یک میز غذا عبور میکنه که به ترتیب از طبقات بالا به پایین حرکت میکنه. در طبقه اول میز به طور کامل و مفصل چیده شده و فرض اینه که غذای کافی برای همه زندانیان موجوده. در هر طبقه برای مدت کوتاهی توقف میکنه، لذا زندانیان هر طبقه فرصت کمی برای خوردن غذا دارند. در تشبیهی سمبلیک از جامعه طبقاتی، زندانیان طبقات بالاتر بیش از چیزی که نیاز دارند میخورند و به طبقات پایینتر چیزی نمیرسه، طوری که در طبقات پایین گرسنگی منجر به خشونت و همنوعخواری میشه. البته زندانیان فقط یک ماه در هر طبقه قرار میگیرند. بعد از یک ماه به طور رندوم به یک طبقه دیگه که میتونه بالاتر باشه یا پایینتر، منتقل میشن. و چون هرکس که به طبقه بالاتر رسیده میدونه ماه بعد ممکنه به طبقه پایینتری منتقل بشه، سعی میکنه بیشتر بخوره تا بدنش برای تحمل شرایط سخت طبقه پایینتر انرژی بیشتری داشته باشه. خودبینی و فردگرایی افراطی تا اونجا پیش میره که طبقات بالاتر روی غذاها ادرار میکنند یا طبقه پایین رو تهدید میکنند به ادرار کردن. که بعضی وقتها هم این تهدید جواب میده. یکی از زندانیان که داوطلبانه وارد این جهنم شده تصمیم میگیره این سیکل مخرب رو بشکنه و ابتدا با سوار شدن روی میز و با تهدید خشونتآمیز زندانیان طبقات پایینتر به کمتر خوردن و نگهبانی از غذاها، نوعی از توزیع عادلانهتر رو اجرا کنه. که این خشونت خودش منجر به قتل هم میشه. اما نهایتا یکی از زندانیان که به عنوان کاراکتری خردمند معرفی میشه بشون توصیه میکنه به جای توزیع عادلانه غذا، پیام عدالت رو انتقال بدن. برای این کار از مجموع کل غذاها، یک کیک رو با فداکاری و از جان گذشتگی تا پایینترین طبقه سالم و دست نخورده میرسونند که اونجا نصیب یک بچه میشه.
منتقدان این رو نمایی کامل از جامعهای میبینند که اختلاف طبقاتی در اون شدیده و مردم هر طبقه اهمیتی به مردمان پایینتر از خودشون نمیدن. اما این خاصیت رندوم جابجا شدن زندانیان، ناقض این تشابهه. در جامعه واقعی، غیر از مواردی استثنایی مردم در طول طبقات جابجا نمیشن. اگه هم بشن پرشی نیست و در حد یکی دو طبقهست، نه از فرش به عرش. و اگه پرشی هم باشه رندوم نیست، یا به سمت بالاتره یا به سمت پایینتر. شاید هدف نویسنده این نبوده که این حالت ناقض رو ایجاد کنه ولی بهرحال شده و برای همین خواسته یا ناخواسته این فیلم برخلاف نظر منتقدان به جای انعکاس طبقات اقتصادی، به ایدههای محیطزیستی نزدیکتر شده. در نسبت با منابع محدود زمین، امکان پرشهای رندوم برای خیلی از افراد فراهمه. مثلا یک نفر که تا دیروز در آپارتمان محبوس بوده (طبقه پایین) میاد جنگل تا از طبیعت لذت ببره (طبقه بالا) و آتشی روشن میکنه که باعث سوختن چند میلیون هکتار میشه و دودش در چشم میلیونها نفر میره، که معادل ادرار کردن زندانیان روی میز غذاست که قراره بره طبقات پایینتر. در مورد مصرف آبهای شیرین زیرزمینی هم همین وضعیت برقراره.
مسئله نویسنده اینه که یک: نصیحت جوابگو نیست. زندانیان هیچیک از طبقات به حرفهای زندانی روشنفکر گوش نمیدن. مهم نیست چطور بیان بشه. دو: اکتیویسم هم جوابگو نیست. اینکه با سلاح سرد روی میز ایستاد و از غذاها نگهبانی داد فقط به کشتن اونهایی منجر شد که میخواست گرسنه نمونند. سه: مردم فقط وقتی تن به مشارکت اجتماعی در راستای عدالت میدن که ثمره واقعیش رو بچشند. چهار: برای این چشیدن همیشه وقت نیست و میتونه دیر بشه. از یه جایی به بعد افرادی که در فضای خودمحورانه زندگی کردهاند دیگه توانایی پذیرش تغییر رو ندارند. برای همین کیک به یک بچه میرسه که در پایینترین طبقهست و در مورد رذالتهای خودمحوری، تا اون لحظه معصومیت داشته.
🔽