حتی کیتهای تست که ترکیه از چین وارد کرده هم کار نمیکنند.
افکار عمومی جهان دو نتیجه میتونند بگیرند، یا تولیدکنندههای چینی کفایت لازم رو دارند ولی عمدا دارن به کشورها تجهیزات بدردنخور میفرستند تا ابعاد بحران رو بیشتر کنند، یا تولیدکننده چینی انقدر بیکفایته که از هر ده محصول تولیدی، هشتتاش بلااستفادهست!
نظر من که به دومی نزدیکتره. از قضا همین چندروز پیش یکی از کانالهای یوتیوبی اومد یه سری باتری لیتیوم چینی رو با باتریهای ژاپنی و کرهای مقایسه کرد. باتریهای چینی ۹۸۰۰ میلیآمپر بودند! که خیلی زیاده، اما باتریهای ژاپنی و کرهای بیشتر از ۳۵۰۰ نیستند. وقتی تست کرد، باتریهای ژاپنی و کرهای همون ۳۵۰۰ میلیآمپر خروجی میدادند، یعنی بین ۹۵ تا ۱۰۰ درصد مقداری که روی باتری چاپ شده بود. اما باتریهای چینی فقط ۱۰ تا ۱۲ درصد مقداری که روشون چاپ شده بود خروجی میدادند، یعنی ۹۸۰ میلیآمپر! خیلی ساده جلوی ظرفیت واقعی باتری یک صفر اضافه کردن و دارن میفروشن! یعنی اصلا معلوم نیست چه آشغالی توش پر کرده، و جالب اینه که خیلی هم ارزونتر نمیده. بعبارتی اگه دلارش رو تقسیم بر آمپرش کنی، باتری سونی یا الجی به مراتب ارزونتر میفتن. من دلیلی نمیبینم که فکر کنم همین وضعیت در کارخانجات ساخت ماسک و ونتیلاتور و کیت تست در جریان نیست.
ولی به هرحال مردم هر نتیجهای بگیرند، عالیه و پاپ کورن میطلبه.
افکار عمومی جهان دو نتیجه میتونند بگیرند، یا تولیدکنندههای چینی کفایت لازم رو دارند ولی عمدا دارن به کشورها تجهیزات بدردنخور میفرستند تا ابعاد بحران رو بیشتر کنند، یا تولیدکننده چینی انقدر بیکفایته که از هر ده محصول تولیدی، هشتتاش بلااستفادهست!
نظر من که به دومی نزدیکتره. از قضا همین چندروز پیش یکی از کانالهای یوتیوبی اومد یه سری باتری لیتیوم چینی رو با باتریهای ژاپنی و کرهای مقایسه کرد. باتریهای چینی ۹۸۰۰ میلیآمپر بودند! که خیلی زیاده، اما باتریهای ژاپنی و کرهای بیشتر از ۳۵۰۰ نیستند. وقتی تست کرد، باتریهای ژاپنی و کرهای همون ۳۵۰۰ میلیآمپر خروجی میدادند، یعنی بین ۹۵ تا ۱۰۰ درصد مقداری که روی باتری چاپ شده بود. اما باتریهای چینی فقط ۱۰ تا ۱۲ درصد مقداری که روشون چاپ شده بود خروجی میدادند، یعنی ۹۸۰ میلیآمپر! خیلی ساده جلوی ظرفیت واقعی باتری یک صفر اضافه کردن و دارن میفروشن! یعنی اصلا معلوم نیست چه آشغالی توش پر کرده، و جالب اینه که خیلی هم ارزونتر نمیده. بعبارتی اگه دلارش رو تقسیم بر آمپرش کنی، باتری سونی یا الجی به مراتب ارزونتر میفتن. من دلیلی نمیبینم که فکر کنم همین وضعیت در کارخانجات ساخت ماسک و ونتیلاتور و کیت تست در جریان نیست.
ولی به هرحال مردم هر نتیجهای بگیرند، عالیه و پاپ کورن میطلبه.
من هیچ تعصبی رو نظرم ندارم، ولی باید قانعم کنید. این کار چه نفعی براش داره؟
اگه این کمونیستها هم مثل اهالی خاورمیانه گرفتار موهومات مذهبی بودند، قانع میشدم، چون در دیار ما اصلا نفع و زیان مفهوم نداره. فقط شدت جنون، امتیاز داره (قاسم سلیمانی یه جا میگه در هتل پنج ستاره هم باشیم بالاخره میمیریم! خب مرتیکه بیا تو همون هتل بتمرگ و بمیر، چرا منطقه رو به آشوب میکشی؟). اما چینیها اینطوری نیستند. پول براشون یک نوع خداست و قدرت اقتصادی، سقف آرمانشونه. گند زدن به اقتصاد دنیا و تجارت جهانی از یک طرف و لجنمال کردن وجهه ملیشون در افکار عمومی، درست متضاد منافعشونه. اینا با جاده ابریشم داشتن یه وجهه رویایی میساختن، یهو همش فروریخت.
اگه این کمونیستها هم مثل اهالی خاورمیانه گرفتار موهومات مذهبی بودند، قانع میشدم، چون در دیار ما اصلا نفع و زیان مفهوم نداره. فقط شدت جنون، امتیاز داره (قاسم سلیمانی یه جا میگه در هتل پنج ستاره هم باشیم بالاخره میمیریم! خب مرتیکه بیا تو همون هتل بتمرگ و بمیر، چرا منطقه رو به آشوب میکشی؟). اما چینیها اینطوری نیستند. پول براشون یک نوع خداست و قدرت اقتصادی، سقف آرمانشونه. گند زدن به اقتصاد دنیا و تجارت جهانی از یک طرف و لجنمال کردن وجهه ملیشون در افکار عمومی، درست متضاد منافعشونه. اینا با جاده ابریشم داشتن یه وجهه رویایی میساختن، یهو همش فروریخت.
«بنگلادش ۱۶۴ میلیون نفر جمعیت داره با کمپهایی از مهاجران که ۴ برابر متراکمتر از نیویورک هستند. ویروس کرونا که میگن ۱۰ برابر کشندهتر از آنفولانزاست اوائل ماه مارس رسیده به این کشور، تا ۳ روز پیش هیچجا رو هم تعطیل نکرده بودن، تا الان فقط ۵ کشته داشته!».
شخصا این مسئله رو مطرح نمیکنم، اما به کسی که مطرح کرده حق میدم. بنگلادش اصلا زیرساخت اینکه تست کنه و آمار دربیاره نداره. اما خیلی بیشتر از ۱۴ روز از اولین کیسها گذشته، با اون وضع تراکم تا الان باید مبتلایان خیلی پرتعداد میبودند، و چون امکانات بستری هم نیست کشتهها هم باید پرتعداد میبودند. کجان پس؟ مریض رو میشه گزارش نداد، اما هزاران جنازه رو که نمیشه قایم کرد.
شخصا این مسئله رو مطرح نمیکنم، اما به کسی که مطرح کرده حق میدم. بنگلادش اصلا زیرساخت اینکه تست کنه و آمار دربیاره نداره. اما خیلی بیشتر از ۱۴ روز از اولین کیسها گذشته، با اون وضع تراکم تا الان باید مبتلایان خیلی پرتعداد میبودند، و چون امکانات بستری هم نیست کشتهها هم باید پرتعداد میبودند. کجان پس؟ مریض رو میشه گزارش نداد، اما هزاران جنازه رو که نمیشه قایم کرد.
اینکه کمونیستها به کمونیست بودن خودشون اذعان کنند، چیزیه که من صادقانه ازش استقبال میکنم. فقط لطف کنند یه داس و چکشی هم به آواتارها اضافه کنند جهت نوستالژی.
تا دیروز داشتند به مکرون میگفتند «نئولیبرال آدمخوار». حالا به فتوای جهادش استناد میکنند!
بهرحال اسم من محمد نیست.
https://t.iss.one/neychabouriat/847
تا دیروز داشتند به مکرون میگفتند «نئولیبرال آدمخوار». حالا به فتوای جهادش استناد میکنند!
بهرحال اسم من محمد نیست.
https://t.iss.one/neychabouriat/847
واشنگتنپست نوشته ما چوب بهینه بودن حداکثری بخش خصوصیمان را خوردیم. تولیدکنندگان ما از هر تولیدکنندهای بهینهترند، و برای همین فقط به نیاز در لحظه بازار جواب میدهند، و در نتیجه وقتی نیاز ناگهان جهش پیدا میکند، دستمان خالی میماند.
فارغ ازین که این استدلال قابل اعتنا هست یا نیست، خیلیها بش اعتنا خواهند کرد. بنابراین احتمال داره مقرراتی وضع بشه که به صورت دستوری این بهینه بودن رو تا حدی کاهش بده. البته الان نه، ولی چند روز بعد، شاید. بعضی مصوبات، الان شنیعند. اما وقتی آمار کشتهها به چهارصدهزار نفر رسید دیگه شنیع به نظر نمیان. در واقع وقتی به اون عددها رسیدیم، هر طرح محیرالعقولی قابل تصویبه. سیاستمدارها و بروکراتها فرصت «حزن و عصبانیت بیحساب ملی» که ممکنه هر یک قرن یکبار پیش بیاد رو بدون استفاده حداکثری رها نمیکنند.
یکی ازین طرحها میتونه این باشه که یک لیست از تولیدات استراتژیک تهیه کنند، و سپس تعیین کنند تولیدکننده باید درصد معینی اضافهتر از نیاز بازار تولید کرده و اون مقدار اضافه رو ذخیرهسازی کنه. یعنی برای اینکه هشتاد عدد از محصول رو بفروشه، صد عدد تولید کنه. که به عنوان مالیات فیزیکی معرفیش کنند. که وقتی بحران پیش اومد ازون ذخیره استفاده کنیم. که مثل روز روشنه که شرکتها میلیونها دلار خرج خواهند کرد تا در واشنگتندیسی لابی کنند تا درصد صنف خودشون رو پایینتر بیارن، اما به هرحال به گریبانشون آویخته خواهد بود.
این البته یک احتماله، و ممکنه اتفاقات یه جور دیگه باشند، ولی حتما به بهانه «رزرو» آش مخصوصی خواهند پخت.
فارغ ازین که این استدلال قابل اعتنا هست یا نیست، خیلیها بش اعتنا خواهند کرد. بنابراین احتمال داره مقرراتی وضع بشه که به صورت دستوری این بهینه بودن رو تا حدی کاهش بده. البته الان نه، ولی چند روز بعد، شاید. بعضی مصوبات، الان شنیعند. اما وقتی آمار کشتهها به چهارصدهزار نفر رسید دیگه شنیع به نظر نمیان. در واقع وقتی به اون عددها رسیدیم، هر طرح محیرالعقولی قابل تصویبه. سیاستمدارها و بروکراتها فرصت «حزن و عصبانیت بیحساب ملی» که ممکنه هر یک قرن یکبار پیش بیاد رو بدون استفاده حداکثری رها نمیکنند.
یکی ازین طرحها میتونه این باشه که یک لیست از تولیدات استراتژیک تهیه کنند، و سپس تعیین کنند تولیدکننده باید درصد معینی اضافهتر از نیاز بازار تولید کرده و اون مقدار اضافه رو ذخیرهسازی کنه. یعنی برای اینکه هشتاد عدد از محصول رو بفروشه، صد عدد تولید کنه. که به عنوان مالیات فیزیکی معرفیش کنند. که وقتی بحران پیش اومد ازون ذخیره استفاده کنیم. که مثل روز روشنه که شرکتها میلیونها دلار خرج خواهند کرد تا در واشنگتندیسی لابی کنند تا درصد صنف خودشون رو پایینتر بیارن، اما به هرحال به گریبانشون آویخته خواهد بود.
این البته یک احتماله، و ممکنه اتفاقات یه جور دیگه باشند، ولی حتما به بهانه «رزرو» آش مخصوصی خواهند پخت.
پزشکان و پرستاران در سراسر دنیا به قهرمانان جامعه تبدیل شدند که گفته بودم «سرباز ملت» سازی ازشون باعث میشه نشه ازشون انتقاد کرد. و منظورم انتقاد از خطای پزشکی بود، که میدونیم وجود داره، ولی نمیدونیم در این روزهای هرج و مرج درمانی چندنفر رو قاطی کروناییها به قبرستان فرستاده؛ اما مشکل فقط خطاهای پزشکی نیست. پروپاگاندای آزاردهنده هم هست.
از «کار سخت» پرستار طوری صحبت میکنند انگار تا الان کسی کاری با سختی معادل این انجام نداده بوده! انگار اینها اولین بشری هستند که به خاطر کار کمبود خواب دارند، یا چند روز یا حتی چند هفته از دیدن خانوادهشون محرومند، یا لباسی که میپوشند سنگینه، یا کار مداوم اثراتی روی پوست و موشون میذاره! که البته بیشترشون زن هستند. که یعنی باید به صورت دوبل! دلسوزی کرده و قدردان باشیم! چون هم زن هستند، و اتوماتیک باید بیشتر بگیم «اخ.. بمیرم براتون»، و هم جزء جامعه پزشکی هستند که در سنت ایرانی باید تاج سر ما باشند، دست به سیاه و سفید نزنند، پوستشان خط نیفتد یکوقت. اینها همونهایی بودند که از قدیم چاق و چلهترین مرغمون رو به همراه بیست سیتا تخممرغ به همراه یک کاسه عسل تقدیم میکردیم بشون به عنوان حق ویزیت! حالا چطور دلمون اومد انقدر کار بکشیم ازشون که کش ماسک کبود کنه صورت نازنین و لطیفشون رو؟ چه شده است ما را؟
آزاردهندهست چون انگار کارگر بنا وجود نداشته، انگار جوشکاری که زیر آفتاب کار کنه وجود نداشته، انگار مقنی نداریم، انگار کسی که باید تا کمر بره تو فاضلاب نداریم، انگار نیست کسی که وسط سوز سرما از دکل برق بره بالا، انگار نیست افسری که دو هفته یه بار از پادگان میره بیرون، انگار نیست راننده لودری که باید وسط طوفان خاک و گرد سنگ کار کنه. انگار نیست غواصی که با تجهیرات سنگین بره زیر آب تا بریدگی کابل رو پیدا کنه. که همشون مرد هستند. انگار اینها وجود ندارند. و چون دست یکی ازین عزیزان جامعه پزشکی تو دستکش عرق کرده و چروک شده، باید بزنیم تو سرمون و شیون کنیم ازین مجاهدت فی سبیلالله بیسابقه!
از «کار سخت» پرستار طوری صحبت میکنند انگار تا الان کسی کاری با سختی معادل این انجام نداده بوده! انگار اینها اولین بشری هستند که به خاطر کار کمبود خواب دارند، یا چند روز یا حتی چند هفته از دیدن خانوادهشون محرومند، یا لباسی که میپوشند سنگینه، یا کار مداوم اثراتی روی پوست و موشون میذاره! که البته بیشترشون زن هستند. که یعنی باید به صورت دوبل! دلسوزی کرده و قدردان باشیم! چون هم زن هستند، و اتوماتیک باید بیشتر بگیم «اخ.. بمیرم براتون»، و هم جزء جامعه پزشکی هستند که در سنت ایرانی باید تاج سر ما باشند، دست به سیاه و سفید نزنند، پوستشان خط نیفتد یکوقت. اینها همونهایی بودند که از قدیم چاق و چلهترین مرغمون رو به همراه بیست سیتا تخممرغ به همراه یک کاسه عسل تقدیم میکردیم بشون به عنوان حق ویزیت! حالا چطور دلمون اومد انقدر کار بکشیم ازشون که کش ماسک کبود کنه صورت نازنین و لطیفشون رو؟ چه شده است ما را؟
آزاردهندهست چون انگار کارگر بنا وجود نداشته، انگار جوشکاری که زیر آفتاب کار کنه وجود نداشته، انگار مقنی نداریم، انگار کسی که باید تا کمر بره تو فاضلاب نداریم، انگار نیست کسی که وسط سوز سرما از دکل برق بره بالا، انگار نیست افسری که دو هفته یه بار از پادگان میره بیرون، انگار نیست راننده لودری که باید وسط طوفان خاک و گرد سنگ کار کنه. انگار نیست غواصی که با تجهیرات سنگین بره زیر آب تا بریدگی کابل رو پیدا کنه. که همشون مرد هستند. انگار اینها وجود ندارند. و چون دست یکی ازین عزیزان جامعه پزشکی تو دستکش عرق کرده و چروک شده، باید بزنیم تو سرمون و شیون کنیم ازین مجاهدت فی سبیلالله بیسابقه!
❤6
یه نفر در نیویورک رفته جلوی یکی از بیمارستانها فیلم گرفته و در حالی که جنبنده پر نمیزنه در محل میگه رسانهها به ما گفتند بیمارستانهای نیویورک در وضعیت جنگی هستند اما من که اینجا وضعیت جنگی نمیبینم!
وقتی رسانهها مشغول امتیازگیری سیاسی هستند نمیتونند پیام بهداشتی رو درست منتقل کنند. طراحی و فرم دادن به پیام در مورد این مسائل حساس، زیرکی و ظرافت خاصی میخواد که بدون دغلبازی مردم رو توجیه کنه. میتونیم بگیم رسانهها در مورد کرونا، به معنی واقعی کلمه گند زدند. و الان باید فقط امیدوار بود مردم لجبازی نکنند.
وقتی رسانهها مشغول امتیازگیری سیاسی هستند نمیتونند پیام بهداشتی رو درست منتقل کنند. طراحی و فرم دادن به پیام در مورد این مسائل حساس، زیرکی و ظرافت خاصی میخواد که بدون دغلبازی مردم رو توجیه کنه. میتونیم بگیم رسانهها در مورد کرونا، به معنی واقعی کلمه گند زدند. و الان باید فقط امیدوار بود مردم لجبازی نکنند.
اگه کسی ناراحتی قلبی داشته باشه و در آستانه سکته قلبی باشه ولی به خاطر علائم کرونا به بیمارستان مراجعه کنه و در بیمارستان سکته کنه، علت مرگ رو باید چی بنویسیم؟
Anonymous Poll
37%
کرونا
63%
نارسایی قلبی
Anarchonomy
اگه کسی ناراحتی قلبی داشته باشه و در آستانه سکته قلبی باشه ولی به خاطر علائم کرونا به بیمارستان مراجعه کنه و در بیمارستان سکته کنه، علت مرگ رو باید چی بنویسیم؟
خودم هم نمیدونم واقعا. اگه خونریزی داشته باشی و بندازنت تو استخر و خفه بشی، به علت خفگی مردی یا خونریزی؟ لابد مینویسند خفگی، ولی اگه نمینداختنت، چند دقیقه بعدش به علت خونریزی میمردی. البته این پرسش وقتی که میخوایم از جنبه حقوقی بپرسیم و قاتل رو پیدا کنیم یه نوع دیگه جواب داده میشه. در مورد یک بیماری، قاتل اصلی مطرح نیست. مهم اینه که بفهمیم یک بیماری واقعا چقدر کشندهست. وقتی مریض با قلب خراب میاد که کرونا هم داره و با سکته فوت میکنه و قرارت اینه که از فوتشدهها تست بگیری، خب مثبت درمیاد و میره تو آمار، و نرخ کشندگی رو میبره بالا.
یک گزارش منتشر شده که میگه در بعضی از بیماران ویروس به قلب هم حمله کرده و باعث سکته شده. اگه واقعیت داشته باشه سوال رو پیچیدهتر هم میکنه. دو مریض رو که یکیش سکته کرده ولی کرونا هم داشته، و اون یکی که خود کرونا باعث شده سکته کنه، چطور باید تفکیک کرد؟
نرخ کشندگی ازین جهت مهمه که میدن به مدلها و نتیجه اون مدلها رو میدن به بروکراتها و اون بروکراتها برای یکماه آینده یک شهر یا یک استان تصمیم میگیرند.
یک گزارش منتشر شده که میگه در بعضی از بیماران ویروس به قلب هم حمله کرده و باعث سکته شده. اگه واقعیت داشته باشه سوال رو پیچیدهتر هم میکنه. دو مریض رو که یکیش سکته کرده ولی کرونا هم داشته، و اون یکی که خود کرونا باعث شده سکته کنه، چطور باید تفکیک کرد؟
نرخ کشندگی ازین جهت مهمه که میدن به مدلها و نتیجه اون مدلها رو میدن به بروکراتها و اون بروکراتها برای یکماه آینده یک شهر یا یک استان تصمیم میگیرند.
ورژن جدید تلگرام امکانات خوبی درباره آمار کانال ارائه میکنه.
گفتم شاید شما هم کنجکاو باشید این قسمت رو اسکرینشات گرفتم. بیشترین بازدید در ساعت ۱۰ صبح به وقت گرینویچ انجام شده که میشه ساعت ۲ و نیم بعدازظهر به وقت ایران. یعنی وقتی که ناهار خوردید و لم دادید رو مبل.
بازدید این هفته اخیر درست دو برابر بازدید در هفته قبلش بوده. ظاهرا قرنطینه بیشتر به نفع منه.
گفتم شاید شما هم کنجکاو باشید این قسمت رو اسکرینشات گرفتم. بیشترین بازدید در ساعت ۱۰ صبح به وقت گرینویچ انجام شده که میشه ساعت ۲ و نیم بعدازظهر به وقت ایران. یعنی وقتی که ناهار خوردید و لم دادید رو مبل.
بازدید این هفته اخیر درست دو برابر بازدید در هفته قبلش بوده. ظاهرا قرنطینه بیشتر به نفع منه.
از کارشناس میپرسن چیکار کنیم؟ میگه تست بگیرید، زیاد تست بگیرید، تا میتونید تست بگیرید! بعد میگی خب انقدری که شما میگید کیت نداریم، چیکار کنیم؟ میگن نمیدونیم، فقط تست بگیرید!
من آدمهایی که اینطور راحت ذهنشون به بنبست میخوره رو به عنوان مشاورم انتخاب نمیکنم. کارشناس مشاور باید واقعیت موجود رو ببینه و متناسب با اون راه حل بده.
ذهن این محققان اسراییلی رو دوست دارم. پیشنهاد دادند به جای اینکه از تک تک افراد تست بگیرید، نمونههایی که از ۶۴ نفر گرفتید رو با هم مخلوط کنید و بعد تست کنید. اگه دستگاه ژن ویروس رو تشخیص نداد، یعنی کل اون ۶۴ نفر نیازی به تست ندارن. و اگه تشخیص داد، اون وقت تک به تک ازشون تست بگیرید!
ممکنه باز به تعمیم نابجا متهمم کنند، اما معتقدم اینکه از بین اینهمه کارشناس در سراسر دنیا، این ایده به ذهن اسراییلیها رسید به فرهنگ عمومی این کشور مربوطه. اینها در مورد خیلی از معضلات داخلیشون چنین رویکردی دارند.
من آدمهایی که اینطور راحت ذهنشون به بنبست میخوره رو به عنوان مشاورم انتخاب نمیکنم. کارشناس مشاور باید واقعیت موجود رو ببینه و متناسب با اون راه حل بده.
ذهن این محققان اسراییلی رو دوست دارم. پیشنهاد دادند به جای اینکه از تک تک افراد تست بگیرید، نمونههایی که از ۶۴ نفر گرفتید رو با هم مخلوط کنید و بعد تست کنید. اگه دستگاه ژن ویروس رو تشخیص نداد، یعنی کل اون ۶۴ نفر نیازی به تست ندارن. و اگه تشخیص داد، اون وقت تک به تک ازشون تست بگیرید!
ممکنه باز به تعمیم نابجا متهمم کنند، اما معتقدم اینکه از بین اینهمه کارشناس در سراسر دنیا، این ایده به ذهن اسراییلیها رسید به فرهنگ عمومی این کشور مربوطه. اینها در مورد خیلی از معضلات داخلیشون چنین رویکردی دارند.
غیر از کارشناسان اپیدمولوژی دسته دیگهای از افراد که دیده میشه میگن «تا میتونید تست بگیرید»، اقتصادخواندهها هستند. کرونا یک مانور ایجاد کرد که واضحتر میشه دید مکانیزم اندیشهورزی در این جماعت چجوریه و چرا در مورد بقیه مسائل هم معمولا چرت و پرت تحویل بروکراتها میدن. شخصا هیچ نوع کینهای نسبت به اینها ندارم، اتفاقا با کنجکاوی پیگیر نحوه برخوردشون هستم. شناختی که الان بدست میاد میتونه بعدا بدرد بخوره. اونچه که میبینم رو شاید بشه اینطور خلاصهش کرد: «حل کاغذی مسئله». ذهن اینها اینطور پروگرام شده که وقتی مسئلهای مطرح میشه بلافاصله میارنش رو کاغذ و چندتا پوئینت براش تعریف میکنند. مثلا نقطه A و نقطه B. و اصل سادهسازی دقیقا همینجا اتفاق میفته. وصل کردن آ به ب اصلا کاری نداره. اینها آ و ب رو چنان مجاور هم ترسیم میکنند که به نظرشون میاد نباید انتقال از یکی به اون یکی خیلی سخت باشه. در حالی که در واقعیت و روی زمین، خیلی دورند. مثلا درباره اینکه کیت تست چطور ساخته میشه اطلاعات ندارند، و خیلی راحت فرض میکنند اگه تولیدکننده ۳ هزار عدد در روز رو تونسته برسونه به ۱۳ هزار عدد، پس میتونه از ۱۳ هزار برسونه به ۹۰ هزار عدد! ۱۳ و ۹۰ رو خیلی مجاور جاگذاری کرده بودند روی کاغذ. یا مثلا این رو در نظر نمیگیرن که تعداد تست بالا جایی کارایی داره که قبلش تونسته باشی یک شرایط ایزوله حداکثری رو فراهم کرده باشی که با هماهنگی کامل با بقیه نواحی باشه. اگه قرار باشه آقای ایکس رو از محلهای تست کنی و منفی باشه و طرف بره با خانومی از یک محله دیگه که اونجا هنوز تست انجام نشده در تماس باشه، احتمال اینکه بعدا مثبت بشه زیاده. ولی به خیال اینکه منفیه ولش کردی رفته سر کار. بین «داشتن کیتهای بسیار زیاد»، تا «اجرای تستهای بسیار زیاد»، و تا «ایزولهسازیهای همزمان» راه سخت و طولانی وجود داره، ولی روی کاغذ خیلی مجاور هم ترسیم کرده بودند.
شاید توماس شفر وقتی کاغذ پر از نقاط مجاور که اقتصاددانان بش داده بودند رو برد به محل انجام تست و دید چه خبره تصمیم گرفت خودکشی کنه.
شاید توماس شفر وقتی کاغذ پر از نقاط مجاور که اقتصاددانان بش داده بودند رو برد به محل انجام تست و دید چه خبره تصمیم گرفت خودکشی کنه.
ایالات متحده آمریکا عملا در اختیار دکتر فاووسی و دکتر برکس قرار گرفته. دو «کارشناس» که منتخب مردم نیستند.
همونطور که در پست قبل گفتم کرونا به ما این فرصت رو داد تا مکانیزم فکری اینها رو به وضوح ببینیم و همچنین مشاهده کنیم فرآیند به ضلالت کشاندن دولتها توسط اقتصاددانان و کارشناسان بقیه رشتهها، که هزینه نهاییش رو مردم خواهند داد، چطور رخ میده.
این دو دکتر علاوه بر ارائه نظر شخصیشون، باید نماینده جامعه علمی هم باشند. وقتی شما میخوای نماینده یک جمع بزرگ باشی، حتی اگه الزامی نباشه که نظرت رو با اکثریت اون جمع هماهنگ کنی، محافظهکارانهتر اینه که خودت رو با اکثریت هماهنگ کنی. و این کاریه که بیشتر افراد میکنند. و ازونجایی که اکثریت بدنه جامعه علمی رو جانوران آکادمیک تشکیل داده، پس کاملا قابل انتظاره که نماینده این جامعه نماینده جانوران آکادمیک باشه. برای همینه که میبینید هنوز اصرار دارند که لازم نیست همه مردم ماسک بزنند! چون در راهحلهای کاغذی جانور آکادمیک، ماسک غیرایدهآل جایی نداره. یا اصرار دارند آمریکا تا ۳۰ اپریل تعطیل باشه. چون جانور آکادمیک علاوه بر اینکه صاحب بیزینس نیست و حقوق ماهیانهش تضمین شدهست و نمیتونه درک کنه یک ماه تعطیلی بدون درآمد یعنی چی، به صورت کلی هم از تجزیه تحلیل مسائلی که چندبعدی هستند عاجزه. یا به بعد بیولوژیک میتونه فکر کنه و توجه کنه یا به بعد اقتصادی. جفتش با هم رو نمیتونه هضم کنه.
رییسجمهور با اینکه فرمانده کلقواست، و مافوق این دو کارشناسه، جرئت نمیکنه به پیشنهادات اونها بگه نه. چون نماینده جامعه علمی هستند، و اگه بگه نه یعنی به علم گفته نه!
دولتها ما رو به بیراهههای مختلفی کشوندن، و یکی از دلایلش همین مکانیزمه. که کارشناسان، کارشناس نیستند واقعا. اما نمیشه بشون نه گفت. این در مورد اقتصاد، محیطزیست، آموزش پرورش، سیاست خارجی، و حتی میلیتاری هم صادقه.
همونطور که در پست قبل گفتم کرونا به ما این فرصت رو داد تا مکانیزم فکری اینها رو به وضوح ببینیم و همچنین مشاهده کنیم فرآیند به ضلالت کشاندن دولتها توسط اقتصاددانان و کارشناسان بقیه رشتهها، که هزینه نهاییش رو مردم خواهند داد، چطور رخ میده.
این دو دکتر علاوه بر ارائه نظر شخصیشون، باید نماینده جامعه علمی هم باشند. وقتی شما میخوای نماینده یک جمع بزرگ باشی، حتی اگه الزامی نباشه که نظرت رو با اکثریت اون جمع هماهنگ کنی، محافظهکارانهتر اینه که خودت رو با اکثریت هماهنگ کنی. و این کاریه که بیشتر افراد میکنند. و ازونجایی که اکثریت بدنه جامعه علمی رو جانوران آکادمیک تشکیل داده، پس کاملا قابل انتظاره که نماینده این جامعه نماینده جانوران آکادمیک باشه. برای همینه که میبینید هنوز اصرار دارند که لازم نیست همه مردم ماسک بزنند! چون در راهحلهای کاغذی جانور آکادمیک، ماسک غیرایدهآل جایی نداره. یا اصرار دارند آمریکا تا ۳۰ اپریل تعطیل باشه. چون جانور آکادمیک علاوه بر اینکه صاحب بیزینس نیست و حقوق ماهیانهش تضمین شدهست و نمیتونه درک کنه یک ماه تعطیلی بدون درآمد یعنی چی، به صورت کلی هم از تجزیه تحلیل مسائلی که چندبعدی هستند عاجزه. یا به بعد بیولوژیک میتونه فکر کنه و توجه کنه یا به بعد اقتصادی. جفتش با هم رو نمیتونه هضم کنه.
رییسجمهور با اینکه فرمانده کلقواست، و مافوق این دو کارشناسه، جرئت نمیکنه به پیشنهادات اونها بگه نه. چون نماینده جامعه علمی هستند، و اگه بگه نه یعنی به علم گفته نه!
دولتها ما رو به بیراهههای مختلفی کشوندن، و یکی از دلایلش همین مکانیزمه. که کارشناسان، کارشناس نیستند واقعا. اما نمیشه بشون نه گفت. این در مورد اقتصاد، محیطزیست، آموزش پرورش، سیاست خارجی، و حتی میلیتاری هم صادقه.
وقتی نوشتم فقط آمریکا داره راستشو میگه (چون به طور سیستمانیک اوپنتره)، بعضیها بشون برخورد که این «تنها» معنیش اینه که بقیه کشورهای توسعهیافته دارن دروغ میگن. ازون موقع هرروز داره صحبتهایی شنیده میشه که اون بقیه کشورها، اطلاعات درستی نمیدن. از آلمان گرفته تا انگلیس، و این هم از کانادا.
البته با غرض نیست و مربوط به فشل بودن ساختار یا دخالتهای جانوران آکادمیکه. اما بهرحال، قابل اعتماد نیست.
البته با غرض نیست و مربوط به فشل بودن ساختار یا دخالتهای جانوران آکادمیکه. اما بهرحال، قابل اعتماد نیست.
یکی از محققان فدرال رزرو سنتلوئیس تأثیر سیاستهای مختلف در مواجهه با بحران اقتصادی حاصل از کرونا رو با همدیگه مقایسه کرده. چیزی که مدلش نشون میده اینه که اگه پول رو صرف تقویت بیمه بیکاری کنند حجم بیشتری از اثرات سوء این وضعیت کاسته میشه تا اینکه به همه پول نقد بدن. به تفاوتی که در نرخ نکول ایجاد میکنه نگاه کنید.
البته اوضاع برای کل سال ۲۰۲۰ بیریخت خواهد بود، اما حتی پولپاشی هم اگه پوپولیستی انجام نشه اثرش محسوستره.
البته اوضاع برای کل سال ۲۰۲۰ بیریخت خواهد بود، اما حتی پولپاشی هم اگه پوپولیستی انجام نشه اثرش محسوستره.