جوادی آملی داشت میگفت حقوق بشر را خالق بشر تعیین میکند، نه عمرو و زید!.. و در انتها با روضهای درباره ارث فاطمه و اینکه گفت کافر از مسلمان ارث نمیبرد مگر مسلمانی من را قبول ندارید که ارث پدریام را نمیدهید، کلام رو ختم کرد!
مرد مومن یه نگاهی به اول و آخر منبرت بنداز.. چطور به خنده نمیافتی؟ حقوق بشری که خدا تعیین کند میشه همین دیگه، که یک بدبختی چون الله رو قبول نداشته از ارث پدرش محروم میشده! و برای «سرور بانوان دو عالم» کاملا اوکی بوده که چنین باشه! شکایتش این نبوده که چرا با کافر چنین میکنید. شکایتش این بوده که چرا با من مثل کافر برخورد میکنید. حالا کافر هم که بود به این معنی نبوده که به چیزی اعتقاد نداشته، فقط خدای نامعتبری داشته! حقوق بشری که منوط به حقوق خداست که دیگه حقوق بشر نیست، همون حقوق خداست.
همون ژنرالی که رفت سوریه تا مردم معترض رو با «توپ» سرکوب کنه برای پول که نرفته بود، برای دریافت تشویقی هم نرفته بود. داشت برای «حقوق الله» آدمها رو به گوشتهای متلاشیشده تبدیل میکرد.. و شما نبودی که بش گفتی سرباز اسلام؟ بشر باید از شما فرار کنه. اونایی که فرار کردن الان زنده هستند و دارن از «صلیبیها» مستمری میگیرند!
نمیبینی دست ما به کجا بنده؟ به حقوق بشر الهی که بند نیست. وقتی جنازه قربانیان رو هم گروگان میگیرند و مراسم تدفینش رو هم مصادره میکنند، کاری که اوس و خزرج هم نمیکردند، باید دست به دامن نهادهای حقوقبشری لائیک بشیم که صدای ما رو به دنیا برسونند.. چون لائیسیته اونها درباره «انسان» بود، و اسلام شما فقط درباره قدرته! اونها به پول هم آلوده بشن میشه بشون امید بست. شما به ایمان خالص هم مجهز باشید باید ازتون ترسید.
که البته تو درباره اون جنازهها جیک هم نزدی.
بیدار شو مرد.. ریشت از عمامهت سفیدتر شده.
مرد مومن یه نگاهی به اول و آخر منبرت بنداز.. چطور به خنده نمیافتی؟ حقوق بشری که خدا تعیین کند میشه همین دیگه، که یک بدبختی چون الله رو قبول نداشته از ارث پدرش محروم میشده! و برای «سرور بانوان دو عالم» کاملا اوکی بوده که چنین باشه! شکایتش این نبوده که چرا با کافر چنین میکنید. شکایتش این بوده که چرا با من مثل کافر برخورد میکنید. حالا کافر هم که بود به این معنی نبوده که به چیزی اعتقاد نداشته، فقط خدای نامعتبری داشته! حقوق بشری که منوط به حقوق خداست که دیگه حقوق بشر نیست، همون حقوق خداست.
همون ژنرالی که رفت سوریه تا مردم معترض رو با «توپ» سرکوب کنه برای پول که نرفته بود، برای دریافت تشویقی هم نرفته بود. داشت برای «حقوق الله» آدمها رو به گوشتهای متلاشیشده تبدیل میکرد.. و شما نبودی که بش گفتی سرباز اسلام؟ بشر باید از شما فرار کنه. اونایی که فرار کردن الان زنده هستند و دارن از «صلیبیها» مستمری میگیرند!
نمیبینی دست ما به کجا بنده؟ به حقوق بشر الهی که بند نیست. وقتی جنازه قربانیان رو هم گروگان میگیرند و مراسم تدفینش رو هم مصادره میکنند، کاری که اوس و خزرج هم نمیکردند، باید دست به دامن نهادهای حقوقبشری لائیک بشیم که صدای ما رو به دنیا برسونند.. چون لائیسیته اونها درباره «انسان» بود، و اسلام شما فقط درباره قدرته! اونها به پول هم آلوده بشن میشه بشون امید بست. شما به ایمان خالص هم مجهز باشید باید ازتون ترسید.
که البته تو درباره اون جنازهها جیک هم نزدی.
بیدار شو مرد.. ریشت از عمامهت سفیدتر شده.
❤5
Anarchonomy
طرح صلح ترامپ که به زودی ازش رونمایی میشه طرحی برای پذیرفته شدن نیست. انقدر به نفع اسراییل خواهد بود که طرف فلسطینی، حداقل در سطح روابط عمومی، مجبور باشه نپذیره. ترامپ صراحتا گفت اگه بپذیرند که عالیه، اگه نپذیرند هم اوکیه! این طرح برای تغییر دادن واقعیته.…
همونطور که انتظار میرفت این پلن صلح برای پذیرفتن نبود، برای تغییر واقعیت بود. اینکه در مراسم هیچ نمایندهای از سمت فلسطین وجود نداشت، و این طرفیها چنان به هم تبریک میگفتند انکار کار تمام شده، خود بصریترین گواه بر این بود که این برنامه جدید اسراییل برای دهه آیندهست. این اعلام «این برنامه ماست، یا همراه میشوید، یا همراه نمیشوید» بود. قطعهای از برهوت رو بتون میدیم تا سرریز جمعیتتون رو به اونجا منتقل کنید، بین کرانه باختری و غزه هم تونل میزنیم که رفتوآمد کنید، هرکی هم خواست میتونه بیاد تو اورشلیم نمازشو بخونه برگرده. همینه که هست. اگه همراه بشید برنامه سمت شما و برنامه سمت ما اجرا میشه، اگه همراه نشید فقط برنامه سمت ما اجرا میشه. دیگه خود دانید.
اما سه نکته داشت این مراسم که به زعم من مهمه
- ترامپ در مورد آینده فلسطین از کلمه «کشور» استفاده کرد ولی براش وعده «شکوفایی» داد، و نتانیاهو از کلمه استیت یا کشور استفاده نکرد اما وعده «شأن ملی» داد. این زاویه آمریکا و اسراییل رو نشون میده. آمریکاییها فلسطین رو یک کشور-شهر میخوان، یه چیزی در حد دبی (البته نه به اندازه اقتصاد دبی). ولی اسراییلیها فلسطین رو در حد یک سلسله جزایر میخوان که جایگاهشون مثل کردها در عراق باشه. در کردستان هم بالای ساختمانها پرچمی متفاوت از پرچم عراق برافراشتهست اما کشور نیستند.
- ترامپ چندبار به جوانان فلسطین و منطقه اشاره کرد، که باید ازین وضعیت نجاتشون داد. اولین باره که در این مناقشه تاریخی درباره سرنوشت جوانان صحبت میشه. چون این دعوا، دعوای پیرمردها بوده، با اینکه جوانان به خاطرش کشته میشدند. در طرف مقابل، نتانیاهو با هیجان از کنترل مراکز زیارتی و سرزمینهای انجیلی! صحبت میکرد، یعنی دقیقا دغدغه پیرمردها. کنتراست بین این دو نگاه نشون میده فلسطینیها اگه بخوان تنهایی با اسراییل معامله کنند، دعوا همون دعوای پیرمردها باقی میمونه. آویزان شدن از دامن آمریکا، یک آپشن نیست براشون، یک ضرورته. اگر بفهمند.
- ترامپ جملهای به زبان آورد که تا حالا در این مناقشه از دهان هیچکس خارج نشده بود. گفت «اورشلیم آزاد شده». اون قدسی که عربستان و ایران میخواستن آزاد کنند ما آزاد کردیم. اگه آزادی این بود که مسلمونها بش دسترسی داشته باشند، خواهند داشت. هر دو طرف با تشویق حضار به کشته شدن سلیمانی اشاره کردند. چون مهم بود. در سرکوب محور مقاومت، حذف سلیمانی، عبور از یک تابو بود. اگه میشه سلیمانی رو حذف کرد، پس هرکسی رو میشه حذف کرد. پس هر بلایی میشه سر محور مقاومت آورد. ترامپ با اعلام اینکه بازی «آزادسازی قدس» رو ما بردیم، این پیام رو داد که وقتتون رو تو خاکریز جنگی که قبلا تموم شده هدر ندید.
اما سه نکته داشت این مراسم که به زعم من مهمه
- ترامپ در مورد آینده فلسطین از کلمه «کشور» استفاده کرد ولی براش وعده «شکوفایی» داد، و نتانیاهو از کلمه استیت یا کشور استفاده نکرد اما وعده «شأن ملی» داد. این زاویه آمریکا و اسراییل رو نشون میده. آمریکاییها فلسطین رو یک کشور-شهر میخوان، یه چیزی در حد دبی (البته نه به اندازه اقتصاد دبی). ولی اسراییلیها فلسطین رو در حد یک سلسله جزایر میخوان که جایگاهشون مثل کردها در عراق باشه. در کردستان هم بالای ساختمانها پرچمی متفاوت از پرچم عراق برافراشتهست اما کشور نیستند.
- ترامپ چندبار به جوانان فلسطین و منطقه اشاره کرد، که باید ازین وضعیت نجاتشون داد. اولین باره که در این مناقشه تاریخی درباره سرنوشت جوانان صحبت میشه. چون این دعوا، دعوای پیرمردها بوده، با اینکه جوانان به خاطرش کشته میشدند. در طرف مقابل، نتانیاهو با هیجان از کنترل مراکز زیارتی و سرزمینهای انجیلی! صحبت میکرد، یعنی دقیقا دغدغه پیرمردها. کنتراست بین این دو نگاه نشون میده فلسطینیها اگه بخوان تنهایی با اسراییل معامله کنند، دعوا همون دعوای پیرمردها باقی میمونه. آویزان شدن از دامن آمریکا، یک آپشن نیست براشون، یک ضرورته. اگر بفهمند.
- ترامپ جملهای به زبان آورد که تا حالا در این مناقشه از دهان هیچکس خارج نشده بود. گفت «اورشلیم آزاد شده». اون قدسی که عربستان و ایران میخواستن آزاد کنند ما آزاد کردیم. اگه آزادی این بود که مسلمونها بش دسترسی داشته باشند، خواهند داشت. هر دو طرف با تشویق حضار به کشته شدن سلیمانی اشاره کردند. چون مهم بود. در سرکوب محور مقاومت، حذف سلیمانی، عبور از یک تابو بود. اگه میشه سلیمانی رو حذف کرد، پس هرکسی رو میشه حذف کرد. پس هر بلایی میشه سر محور مقاومت آورد. ترامپ با اعلام اینکه بازی «آزادسازی قدس» رو ما بردیم، این پیام رو داد که وقتتون رو تو خاکریز جنگی که قبلا تموم شده هدر ندید.
میگه اگه بولتون رو نگه میداشتم و به حرفاش گوش میدادم الان تو جنگ جهانی ششم بودیم! :-)
سوال اینه که.. خیلیها این رو میدونستند و میگفتند، چرا ابتدا به ساکن آوردیش کاخ سفید؟
به یک دلیل ساده: فشار نئوکانهای ضدترامپ. البته این واژه نئوکان ابداع لیبرالهاست تا وانمود کنند این افراد فقط در جبهه محافظهکار هستند، ولی عملا گردانندگان اصلی تشکیلات سیاسی که شامل هر دوحزب میشه، همین نئوکانها هستند.
زورشون و نفوذشون و پولشون انقدری هست که نشه به هر درخواستی که دارند نه گفت. پس بهتر نیست کسی که سفارش شده رو بپذیریم بعد اجازه بدیم تا خودش رو برای افکار عمومی برملا کنه؟ به جای اینکه شعار بدیم و ادعا کنیم این افراد فاسد و بیلیاقت و خطرناکند، و خیلیها باور نکنند، بهتر نیست مردم خودشون ببینند؟
دوره ترامپ یک فرصت طلاییه تا در یک لابراتوار زنده همه ببینند دولتها داشتند توسط چه جانوران بروکراتی اداره میشدند. و ازین به بعد هم خواهند شد متأسفانه. ولی استانداردها داره تغییر میکنه. بوش میگفت شاید من آخرین رییسجمهور جمهوریخواه باشم. که حق داشت. اون حزبی که خروجیش جان بولتون باشه دیگه نمیتونه انتخابات رو ببره.
سوال اینه که.. خیلیها این رو میدونستند و میگفتند، چرا ابتدا به ساکن آوردیش کاخ سفید؟
به یک دلیل ساده: فشار نئوکانهای ضدترامپ. البته این واژه نئوکان ابداع لیبرالهاست تا وانمود کنند این افراد فقط در جبهه محافظهکار هستند، ولی عملا گردانندگان اصلی تشکیلات سیاسی که شامل هر دوحزب میشه، همین نئوکانها هستند.
زورشون و نفوذشون و پولشون انقدری هست که نشه به هر درخواستی که دارند نه گفت. پس بهتر نیست کسی که سفارش شده رو بپذیریم بعد اجازه بدیم تا خودش رو برای افکار عمومی برملا کنه؟ به جای اینکه شعار بدیم و ادعا کنیم این افراد فاسد و بیلیاقت و خطرناکند، و خیلیها باور نکنند، بهتر نیست مردم خودشون ببینند؟
دوره ترامپ یک فرصت طلاییه تا در یک لابراتوار زنده همه ببینند دولتها داشتند توسط چه جانوران بروکراتی اداره میشدند. و ازین به بعد هم خواهند شد متأسفانه. ولی استانداردها داره تغییر میکنه. بوش میگفت شاید من آخرین رییسجمهور جمهوریخواه باشم. که حق داشت. اون حزبی که خروجیش جان بولتون باشه دیگه نمیتونه انتخابات رو ببره.
به نظر شما آیا آزادسازی کامل اینترنت ایران از هرگونه فیلتر و مسدودیت و افزایش همزمان پهنای باند در حد میانگین سنگاپور، تأثیری در سطح سواد و ارتقاء فرهنگ عمومی و بینش سیاسی خواهد گذاشت؟
Final Results
9%
در سطح سواد بله، در فرهنگ و بینش سیاسی نه.
3%
در فرهنگ بله، در سطح سواد و بینش سیاسی نه.
4%
در بینش سیاسی بله، در سطح سواد و فرهنگ نه.
3%
در سطح سواد و فرهنگ بله، در بینش سیاسی نه.
3%
در سطح سواد و بینش سیاسی بله، در فرهنگ نه.
4%
در فرهنگ و بینش سیاسی بله، در سطح سواد نه.
36%
در هر سه موثر است.
37%
در هر سه بیتأثیر است.
Anarchonomy
به نظر شما آیا آزادسازی کامل اینترنت ایران از هرگونه فیلتر و مسدودیت و افزایش همزمان پهنای باند در حد میانگین سنگاپور، تأثیری در سطح سواد و ارتقاء فرهنگ عمومی و بینش سیاسی خواهد گذاشت؟
- وقتی در سال ۲۰۲۰ صحبت از سواد میکنیم یعنی فرد بلد باشه جواب چیزی که نمیدونه رو در اینترنت پیدا کنه، و اگه پیدا نکرد بلد باشه در جای درست و از کاربران درست بپرسه. منطق، درک مطلب، توانایی استدلال، جزء سواد نیستند.
- شهروند با فرهنگ بالاتر، در مقایسه با شهروند با فرهنگ پایینتر نیاز به راهنمایی کمتری داره. لازم نیست بش بگی در صف نوبتت رو رعایت کن، لازم نیست بش بگی گلهای باغچه رو نکن، لازم نیست بش بگی نظر چند نفر رو بشنو بعد قضاوت کن، فقط روزنامه ورزشی نخون، به هجویات بها نده، بین آدم فهیم و نفهم فرق بذار، شرارت رو عادی نبین. به آزادی حساس باش.
- در جامعهای که بینش سیاسی در رتبه ده از صده، مردم رو میشه با کباب کوبیدهای که بیشترش پیازه به پای صندوق رأی کشوند. و در جامعهای که در رتبه شصت از صده، نمیشه کسی رو پای صندوق کشوند مگر با تکیه بر ابردادهها، نظرسنجیهای دقیق و جامع، پیدا کردن دغدغهها، و ارائه حلهای شفاف، که نیاز به جامعهشناس، روانشناس، جمعیتشناس، تحلیلگر داده، متخصص آمار، متخصص رسانه، ریاضیدان، اقتصاددان داره، حتی اگه برنامه غلطی ارائه بدن.
- شهروند با فرهنگ بالاتر، در مقایسه با شهروند با فرهنگ پایینتر نیاز به راهنمایی کمتری داره. لازم نیست بش بگی در صف نوبتت رو رعایت کن، لازم نیست بش بگی گلهای باغچه رو نکن، لازم نیست بش بگی نظر چند نفر رو بشنو بعد قضاوت کن، فقط روزنامه ورزشی نخون، به هجویات بها نده، بین آدم فهیم و نفهم فرق بذار، شرارت رو عادی نبین. به آزادی حساس باش.
- در جامعهای که بینش سیاسی در رتبه ده از صده، مردم رو میشه با کباب کوبیدهای که بیشترش پیازه به پای صندوق رأی کشوند. و در جامعهای که در رتبه شصت از صده، نمیشه کسی رو پای صندوق کشوند مگر با تکیه بر ابردادهها، نظرسنجیهای دقیق و جامع، پیدا کردن دغدغهها، و ارائه حلهای شفاف، که نیاز به جامعهشناس، روانشناس، جمعیتشناس، تحلیلگر داده، متخصص آمار، متخصص رسانه، ریاضیدان، اقتصاددان داره، حتی اگه برنامه غلطی ارائه بدن.
درِ بیشتر سازمانهای جهانی باید گل گرفته بشه، و ساختمونهای گرونقیمتشون به مزایده گذاشته بشه. سازمان بهداشت جهانی در اعلامیه خودش که وضعیت رو اضطراری دونسته، چندبار اشاره میکنه که یک وقت فکر نکنید از عملکرد چین ناراضی هستیمها، چین عالیه، دولتش هم عالیه، همه بروکراتها کارشون درسته، ما نگران کشورهای عقبافتادهایم! یعنی همونجاهایی که «دولت» ضعیفتره! دیگه حتی تعارف هم نمیکنند و خیلی واضح گفت دولتها دارند جون مردم رو نجات میدن! یه چیزی هم طلبکار شدیم! دقیقا یاد افاضات برادران ارزشی افتادم که میگن اگه سپاه قدس نبود الان داعش با خواهرتون فلان میکرد! چون همینقدر وقیحانهست.
عملا سازمانهای بینالمللی، حتی اونهایی که اصلا سیاسی نیستند رو باید نهادهای دولتی بدون مرز دونست. نه فرا دولتی.
و این در حالیه که دولتها دقیقا دارند احمقانهترین رفتار رو نشون میدن. تقریبا نمیشه حرف دولت محلی وددولت مرکزی چین رو درباره آمار تلفات باور کرد. یا اروپا همچنان اصرار داره شهروندانی که اونجا داره رو برگردونه. دولت آمریکا با این همه رفت آمد مسافری به چین، هنوز مسئله رو جدی نگرفته، که اگه گرفته بود الان فرودگاههای بینالمللیش یه وضعیت دیگهای داشت. سرعت انتقال این ویروس، یک سرعت قابل اغماض نیست، که معنیش اینه که خیلی زود دیر میشه. و هیچکدوم دولتها کفایت لازم برای هندل کردن وضعیت دیر شدن رو ندارند.
عملا سازمانهای بینالمللی، حتی اونهایی که اصلا سیاسی نیستند رو باید نهادهای دولتی بدون مرز دونست. نه فرا دولتی.
و این در حالیه که دولتها دقیقا دارند احمقانهترین رفتار رو نشون میدن. تقریبا نمیشه حرف دولت محلی وددولت مرکزی چین رو درباره آمار تلفات باور کرد. یا اروپا همچنان اصرار داره شهروندانی که اونجا داره رو برگردونه. دولت آمریکا با این همه رفت آمد مسافری به چین، هنوز مسئله رو جدی نگرفته، که اگه گرفته بود الان فرودگاههای بینالمللیش یه وضعیت دیگهای داشت. سرعت انتقال این ویروس، یک سرعت قابل اغماض نیست، که معنیش اینه که خیلی زود دیر میشه. و هیچکدوم دولتها کفایت لازم برای هندل کردن وضعیت دیر شدن رو ندارند.
❤6
Anarchonomy
به نظر شما آیا آزادسازی کامل اینترنت ایران از هرگونه فیلتر و مسدودیت و افزایش همزمان پهنای باند در حد میانگین سنگاپور، تأثیری در سطح سواد و ارتقاء فرهنگ عمومی و بینش سیاسی خواهد گذاشت؟
تا اینجا ۳۶ درصد نظرشون این بوده که اینترنت بدون فیلتر و با سرعت، روی سواد و فرهنگ و بینش سیاسی تأثیر میذاره!
بد نیست اگه این دوستان بمون توضیح بدن چطور این اتفاق میفته؟ بحث دوگانه فقدان اینترنت و اینترنت سنگاپور نیست، بحث تفاوت وضع فعلی، و سنگاپوره. مثلا اگه همین فردا فیلترینگ برداشته بشه مصرف من چه تغییری میکنه که سوادم بیشتر شه؟ چه مکانیزمی داره که بینش سیاسیم رو تغییر میده؟
توجه داشته باشید که اینستاگرام مسدود نیست. و حتی امکان کامنت پابلیک هم داره، که تا همین چند روز پیش که گروه رو ایجاد کردم، اینجا که فیلتره نداشت. اینترنت سنگاپوری چه تفاوتی در اینستاگرام فارسی ایجاد خواهد کرد؟ موضوع ما اعداد نیست. مثلا تماشای پنج استوری از یک سلبریتی تبدیل بشه به تماشای صد استوری از بیست سلبریتی!
بذارید یه جور دیگه بپرسم: آیا در همین لحظه، با همین فیلترشکنها و با همین کندی و با همین قطعیهای مکرر، مانعی وجود داره تا کسی از جنایات جنگی سلیمانی در سوریه مطلع بشه؟
بد نیست اگه این دوستان بمون توضیح بدن چطور این اتفاق میفته؟ بحث دوگانه فقدان اینترنت و اینترنت سنگاپور نیست، بحث تفاوت وضع فعلی، و سنگاپوره. مثلا اگه همین فردا فیلترینگ برداشته بشه مصرف من چه تغییری میکنه که سوادم بیشتر شه؟ چه مکانیزمی داره که بینش سیاسیم رو تغییر میده؟
توجه داشته باشید که اینستاگرام مسدود نیست. و حتی امکان کامنت پابلیک هم داره، که تا همین چند روز پیش که گروه رو ایجاد کردم، اینجا که فیلتره نداشت. اینترنت سنگاپوری چه تفاوتی در اینستاگرام فارسی ایجاد خواهد کرد؟ موضوع ما اعداد نیست. مثلا تماشای پنج استوری از یک سلبریتی تبدیل بشه به تماشای صد استوری از بیست سلبریتی!
بذارید یه جور دیگه بپرسم: آیا در همین لحظه، با همین فیلترشکنها و با همین کندی و با همین قطعیهای مکرر، مانعی وجود داره تا کسی از جنایات جنگی سلیمانی در سوریه مطلع بشه؟
در جامعهای که همه در لجن بیاخلاقی فرو رفتن، ادابازی اخلاقی بیش از جاهای دیگه دیده میشه. مثل اینه که تعداد پرایدهای خزی که آرم سایپا رو برداشته و به جاش آرم آئودی گذاشتن، بیشتر از پرایدهایی شده باشه که آرم سایپا داره!
بروکراتها و سیاسیون به مالکیت خصوصی و آزادی من احترام بذارن، جلو پام سنگ نندازن، ازم دزدی نکنند، برن هرچقدر خواستن در خفا و پابلیک شوخی زیر شکمی بکنند. نه تنها توقع ندارم یک مسیح در کاخ ریاست جمهوری نشسته باشه، بلکه نمیخوام که اونجا نشسته باشه.
بروکراتها و سیاسیون به مالکیت خصوصی و آزادی من احترام بذارن، جلو پام سنگ نندازن، ازم دزدی نکنند، برن هرچقدر خواستن در خفا و پابلیک شوخی زیر شکمی بکنند. نه تنها توقع ندارم یک مسیح در کاخ ریاست جمهوری نشسته باشه، بلکه نمیخوام که اونجا نشسته باشه.
❤6
Anarchonomy
به نظر شما آیا آزادسازی کامل اینترنت ایران از هرگونه فیلتر و مسدودیت و افزایش همزمان پهنای باند در حد میانگین سنگاپور، تأثیری در سطح سواد و ارتقاء فرهنگ عمومی و بینش سیاسی خواهد گذاشت؟
چند نکته درباره نظرسنجی:
- عجیبه که کسانی که از فیلترشکن استفاده میکنند فکر میکنند اینها کار هر کسی نیست! مثلا در روستاهای استان فارس گیرشون نمیاد، یا اونایی که دیپلم هم ندارن از پسش برنمیان، و اگه فیلترینگ برداشته بشه برای اونها تغییر بزرگی خواهد بود!
- عجیبه که بعضیها فکر میکنند یک رابطه خطی هست بین دسترسی و آگاهی. مثلا اگه سرعت از پنج مگ بشه ده مگ، و قیمتش هم نصف بشه، آگاهی کاربر میشه دو برابر! من خودم رو میگم. اگه سرعتم دو برابر بشه و قیمتش نصف، به جای دو تا ویدئوی یوتیوب درباره ماشینهای آفرود، پنج تا میبینم، با رزولوشن 4k. اگه یوتیوب فیلتر نباشه، همون ویدئوی ماشینهای آفرود رو با اپ داخل تلویزیون نگاه میکنم.
- عجیبه که این تصور وجود داره که وضعیت ۶ هزار کاربر خیلی فرق میکنه با وضعیت ۶۰ هزار کاربر. مثلا اگه الان نصف اعضای کانال من افکار کمونیستی داشته باشند، اگه شدند ۶۰ هزارنفر، فقط پونزده درصدشون افکار کمونیستی خواهند داشت!
- عجیبه که کسانی که از فیلترشکن استفاده میکنند فکر میکنند اینها کار هر کسی نیست! مثلا در روستاهای استان فارس گیرشون نمیاد، یا اونایی که دیپلم هم ندارن از پسش برنمیان، و اگه فیلترینگ برداشته بشه برای اونها تغییر بزرگی خواهد بود!
- عجیبه که بعضیها فکر میکنند یک رابطه خطی هست بین دسترسی و آگاهی. مثلا اگه سرعت از پنج مگ بشه ده مگ، و قیمتش هم نصف بشه، آگاهی کاربر میشه دو برابر! من خودم رو میگم. اگه سرعتم دو برابر بشه و قیمتش نصف، به جای دو تا ویدئوی یوتیوب درباره ماشینهای آفرود، پنج تا میبینم، با رزولوشن 4k. اگه یوتیوب فیلتر نباشه، همون ویدئوی ماشینهای آفرود رو با اپ داخل تلویزیون نگاه میکنم.
- عجیبه که این تصور وجود داره که وضعیت ۶ هزار کاربر خیلی فرق میکنه با وضعیت ۶۰ هزار کاربر. مثلا اگه الان نصف اعضای کانال من افکار کمونیستی داشته باشند، اگه شدند ۶۰ هزارنفر، فقط پونزده درصدشون افکار کمونیستی خواهند داشت!
Anarchonomy
به نظر شما آیا آزادسازی کامل اینترنت ایران از هرگونه فیلتر و مسدودیت و افزایش همزمان پهنای باند در حد میانگین سنگاپور، تأثیری در سطح سواد و ارتقاء فرهنگ عمومی و بینش سیاسی خواهد گذاشت؟
آخرین کلام درباره نظرسنجی فیلترینگ:
۳۷ درصد خوشبین، و ۳۷ درصد بدبین. فکر نمیکردم انقدر دقیق تقسیم بشه. در واقع اکثریتی وجود نداره، اما این قطعیت وجود داره که نظرات دو قطبی هستند. که البته غیرطبیعی نیست. وقتی درباره چیزی سوال میپرسیم که نمونه تجربهشده نداره، باید انتظار هر جوابی و هر ترکیبی از جوابها رو داشته باشیم. ما تجربه اینترنتی که آزاد بود ولی مورد مصرف عده بسیار معدودی بود رو داریم. زمانی که حتی تمام سایتهای پورن باز بودند. اما تجربه همونقدر آزادی بعلاوه سرعت بعلاوه ارزانی بعلاوه دسترسی حتی در نقاط دورافتاده، و ضمنا با این جمعیت جوان تحصیلکرده رو نداریم. نمونه مشابه خارجی هم نداریم. بنابراین هرجوابی، یک حدسه.
و حدس من اینه که تأثیر چندانی در این سه مقوله، یعنی سواد، فرهنگ و بینش سیاسی نخواهد داشت. چه چیزی در این سه موضوع، مشترکه؟
سیثانیه فکر کنید.
ارتقای کوتاه مدت هر سه، وابستگی کهنی داره به «متن». به نوشته. به text. به ادبیات. و تمام مسدودسازیها و فیلترینگها و کندسازی و گرانسازیهای عمدی، بیشتر برای محتویاتی فراتر از نوشتهجات، کارایی دارند. منظورم این نیست که برای دسترسی به متون مشکلی وجود نداره. منظورم اینه که ازین باریکه تحمیلی، انقدری متن رد میشه که برای ارتقاء اون سه کافی باشه.
باید توجه داشت که این سه رو نمیشه توزیع بارانی کرد، که اگه قطر لوله شلنگ بیشتر شد منتظر باشیم خیسنشدهای باقی نمونه! برای این ارتقاء به حداقلی از «طلب» هم از طرف مصرفکننده نیاز داریم. و اگه اون طلب باشه، خروجی این باریکه میتونه سوخت تیکآفش رو تأمین کنه.
یکی از ایرادات دوستان این بود که اگه فیلترینگ بیاثر بود، حکومت خودش رو به خاطرش به زحمت نمینداخت.
ولی متأسفم این یک استدلال نیست. ما با یک سیستم که با عقلانیت پیش میره مواجه نیستیم. این حکومت بیشمار غلط زیادی کرده در دفاع از خودش، که لازم نبوده بکنه. اگه مدیریت تشکیلات تبلیغاتی و رسانهای نظام رو به من میسپردن، اینترنت ایران رو به سطح اینترنت سنگاپور میرسوندم، بدون اینکه خطر حیاتی برای اصل نظام بوجود بیاد. بیکفایتی، یک صفت جامعه. یعنی همهجا رو پوشش میده. اگر در خدمت به شما فشلند، در خدمت به خودشون هم فشلند.
اما چیزی هست که با اینترنت آزاد و سریع و ارزان تحت تأثیر بگیره، و اون محیطشناسی شهروندانه. مردم عموما تمایل دارند در کلونی آدمهایی که در سطح خودشون هستند قرار بگیرند. اینترنت آزاد، باعث میشه ازین کلونیها بیان بیرون و نگاه فراگیرتری به کل اجتماع بندازن. بسیاری از مردم نسبت به مردم کورند!
حتی در آمریکا، شبکههای اجتماعی (که برای اونها یک نوع آزادسازی مضاعف در دل اینترنت آزاد بود) باعث شد شهروندان نسبت بهمدیگه به شناختی برسند که قبلا وجود نداشت. البته اینکه این شناخت به چه چیزی منجر بشه یک بحث جداگانهست (گاهی شناخت، یعنی شناسایی کسانی که باید ازشون بیزاری کرد!). این مواجه شدن با دیگران، و با خود واقعی دیگران (که با مواجهه خیابانی خیلی فرق داره)، باعث میشه بفهمند در چه محیطی قرار دارند و جایگاه خودشون در اون محیط چیست دقیقا. و از قضا این مواجهه رو میشه توزیع بارانی کرد و کاری کرد همه خیس بشن، یعنی میشه کاربران رو هل داد به سمت برخورد با میلیونها نفر دیگه.
۳۷ درصد خوشبین، و ۳۷ درصد بدبین. فکر نمیکردم انقدر دقیق تقسیم بشه. در واقع اکثریتی وجود نداره، اما این قطعیت وجود داره که نظرات دو قطبی هستند. که البته غیرطبیعی نیست. وقتی درباره چیزی سوال میپرسیم که نمونه تجربهشده نداره، باید انتظار هر جوابی و هر ترکیبی از جوابها رو داشته باشیم. ما تجربه اینترنتی که آزاد بود ولی مورد مصرف عده بسیار معدودی بود رو داریم. زمانی که حتی تمام سایتهای پورن باز بودند. اما تجربه همونقدر آزادی بعلاوه سرعت بعلاوه ارزانی بعلاوه دسترسی حتی در نقاط دورافتاده، و ضمنا با این جمعیت جوان تحصیلکرده رو نداریم. نمونه مشابه خارجی هم نداریم. بنابراین هرجوابی، یک حدسه.
و حدس من اینه که تأثیر چندانی در این سه مقوله، یعنی سواد، فرهنگ و بینش سیاسی نخواهد داشت. چه چیزی در این سه موضوع، مشترکه؟
سیثانیه فکر کنید.
ارتقای کوتاه مدت هر سه، وابستگی کهنی داره به «متن». به نوشته. به text. به ادبیات. و تمام مسدودسازیها و فیلترینگها و کندسازی و گرانسازیهای عمدی، بیشتر برای محتویاتی فراتر از نوشتهجات، کارایی دارند. منظورم این نیست که برای دسترسی به متون مشکلی وجود نداره. منظورم اینه که ازین باریکه تحمیلی، انقدری متن رد میشه که برای ارتقاء اون سه کافی باشه.
باید توجه داشت که این سه رو نمیشه توزیع بارانی کرد، که اگه قطر لوله شلنگ بیشتر شد منتظر باشیم خیسنشدهای باقی نمونه! برای این ارتقاء به حداقلی از «طلب» هم از طرف مصرفکننده نیاز داریم. و اگه اون طلب باشه، خروجی این باریکه میتونه سوخت تیکآفش رو تأمین کنه.
یکی از ایرادات دوستان این بود که اگه فیلترینگ بیاثر بود، حکومت خودش رو به خاطرش به زحمت نمینداخت.
ولی متأسفم این یک استدلال نیست. ما با یک سیستم که با عقلانیت پیش میره مواجه نیستیم. این حکومت بیشمار غلط زیادی کرده در دفاع از خودش، که لازم نبوده بکنه. اگه مدیریت تشکیلات تبلیغاتی و رسانهای نظام رو به من میسپردن، اینترنت ایران رو به سطح اینترنت سنگاپور میرسوندم، بدون اینکه خطر حیاتی برای اصل نظام بوجود بیاد. بیکفایتی، یک صفت جامعه. یعنی همهجا رو پوشش میده. اگر در خدمت به شما فشلند، در خدمت به خودشون هم فشلند.
اما چیزی هست که با اینترنت آزاد و سریع و ارزان تحت تأثیر بگیره، و اون محیطشناسی شهروندانه. مردم عموما تمایل دارند در کلونی آدمهایی که در سطح خودشون هستند قرار بگیرند. اینترنت آزاد، باعث میشه ازین کلونیها بیان بیرون و نگاه فراگیرتری به کل اجتماع بندازن. بسیاری از مردم نسبت به مردم کورند!
حتی در آمریکا، شبکههای اجتماعی (که برای اونها یک نوع آزادسازی مضاعف در دل اینترنت آزاد بود) باعث شد شهروندان نسبت بهمدیگه به شناختی برسند که قبلا وجود نداشت. البته اینکه این شناخت به چه چیزی منجر بشه یک بحث جداگانهست (گاهی شناخت، یعنی شناسایی کسانی که باید ازشون بیزاری کرد!). این مواجه شدن با دیگران، و با خود واقعی دیگران (که با مواجهه خیابانی خیلی فرق داره)، باعث میشه بفهمند در چه محیطی قرار دارند و جایگاه خودشون در اون محیط چیست دقیقا. و از قضا این مواجهه رو میشه توزیع بارانی کرد و کاری کرد همه خیس بشن، یعنی میشه کاربران رو هل داد به سمت برخورد با میلیونها نفر دیگه.
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پوشش خبری استیضاح توسط ژورنالیستها
انسان از خنده بمیرد رواست
انسان از خنده بمیرد رواست
Anarchonomy
Photo
در بازار آمریکا، در لیست ۱۵ تایی خودروهایی که صاحبانشون ۱۵ سال و بیشتر ازشون استفاده میکنند، همه ژاپنیاند! ۱۵ سال یعنی روز اولی که ماشین رو خریدند، بچهشون رو با کریر گذاشتند رو صندلی، و الان اون بچه داره باز سوار این ماشین میشه و بالغ شده! تویوتا هایلندر که در صدر قرار گرفته، پدیده عجیبیه. تقریبا از هر ۵ مشتری، یکیشون بیش از ۱۵ سال نگهش میداره!
هایلندر مدل سه ردیفه تویوتاست، که یعنی برای هفت تا هشت سرنشین جا داره، و اینو کسی میخره که سه چهارتا بچه داره. و این بچهها دارند با تویوتا بزرگ میشن. تبلیغاتی بهتر ازین؟
برای کوبیدن سرمایهداری میگن شرکتها عمدا محصولشون رو طوری طراحی میکنند که زود غیرقابل استفاده بشه تا مردم مجبور بشن مدلهای جدیدتر همون محصول رو بخرند و بدین ترتیب تولیدکنندهها بتونن بیشتر بفروشند! هرجا چنین ادعایی دیدید این جدول رو کامنت بذارید.
هایلندر مدل سه ردیفه تویوتاست، که یعنی برای هفت تا هشت سرنشین جا داره، و اینو کسی میخره که سه چهارتا بچه داره. و این بچهها دارند با تویوتا بزرگ میشن. تبلیغاتی بهتر ازین؟
برای کوبیدن سرمایهداری میگن شرکتها عمدا محصولشون رو طوری طراحی میکنند که زود غیرقابل استفاده بشه تا مردم مجبور بشن مدلهای جدیدتر همون محصول رو بخرند و بدین ترتیب تولیدکنندهها بتونن بیشتر بفروشند! هرجا چنین ادعایی دیدید این جدول رو کامنت بذارید.
یکی از شرارتهای دولتهای متمرکز و اقتدارگرا، چه دموکراتیک باشند چه نباشند، اینه که یکبار از مردم یک بله میگیرند، با کلک یا بیکلک، و ازون به بعدها تا الیالابد هزاران بله قلابی دیگه ازش میسازند. شاید طرف چهل سال پیش یه خبطی کرده و رأی آری داده، از خودش و هفت نسل بعدش ازش میدزدند و باش اقداماتی انجام میدن که نه از خودش و نه از فرزندانش اجازشو نگرفتند. اجازه واقعی مردم وقتی علنی میشه که بخوان از جیب خرج کنند.
بگو نگه داشتن اسد روزی یه آیپد درمیاد براتون. بشین ببین کی میده.
بگو نگه داشتن اسد روزی یه آیپد درمیاد براتون. بشین ببین کی میده.
❤5
Anarchonomy
یکی از شرارتهای دولتهای متمرکز و اقتدارگرا، چه دموکراتیک باشند چه نباشند، اینه که یکبار از مردم یک بله میگیرند، با کلک یا بیکلک، و ازون به بعدها تا الیالابد هزاران بله قلابی دیگه ازش میسازند. شاید طرف چهل سال پیش یه خبطی کرده و رأی آری داده، از خودش…
برخی متوجه ابعاد سهمگین این پیشنهاد نیستند، چون حتی تصور دنیای بدون حکومت مرکزی اقتدارگرا براشون قابل هضم نیست، و حدس میزنند «هستند کسانی که پول رو به حساب فرمانده سپاه واریز کنند، همونطور که هستند کسانی که النگوهاشون رو میفروشند برای ساخت توالتهای حرم حضرت علی در نجف».
یک اینکه: نگفتم هیچکس واریز نمیکند. گفتم بشینید ببینید چند نفر واریز میکنند. کار سپاه و کار دولت با واریزهایی که مثلا ۱۰ درصد جامعه انجام بده، راه نمیفته.
دو اینکه: کارکرد نذر متفاوته، ولی حتی در ساخت توالت حرم هم نفعی وجود داره که براش ملموسه. چون اگه سال بعد پاش رسید به نجف، قراره در یک جای تمیزتر قضای حاجت کنه. در نگه داشتن حکومت اسد نفعی نمیبینه. مخصوصا وقتی صحبت یکی دوتا النگو نیست، صحبت چند تن طلاست.
سه اینکه: قضیه النگوها رو بزرگش کردند. وزن نمادینش خیلی بیشتر از وزن فاینانشالش بود. میدونیم که اون حرم فقط با النگوها نیومد بالا. اگه نبود پمپاژ بودجه حکومتی، هنوز آندر کانستراکشن بود. لذا در مورد ۱۰ درصد مورد یک هم حتی باید با دیده تردید نگاه کرد.
چهار اینکه: قرار باشه ثروت رو توزیع کنیم، بودجه همه نهادهای حکومتی توزیع میشه، و این یعنی خداحافظ سوبسید. خداحافظ رانت. خداحافظ خدمات دولتی. خداحافظ قیمتهای دستوری. و اگر اینها رو از زندگی مردم حذف کنید، نه تنها درباره سیاستهای نظام بازنگری مجددی انجام میدن، بلکه کلا نگاهشون به پول تغییر پیدا میکنه. وقتی قیمت بلیت قطار برای زیارت امام رضا بشه شش و نیم میلیون تومن، پولی که براش ریختن رو برنمیگردونه. فوقش یه چهار قل بخونه برای فرمانده.
یک اینکه: نگفتم هیچکس واریز نمیکند. گفتم بشینید ببینید چند نفر واریز میکنند. کار سپاه و کار دولت با واریزهایی که مثلا ۱۰ درصد جامعه انجام بده، راه نمیفته.
دو اینکه: کارکرد نذر متفاوته، ولی حتی در ساخت توالت حرم هم نفعی وجود داره که براش ملموسه. چون اگه سال بعد پاش رسید به نجف، قراره در یک جای تمیزتر قضای حاجت کنه. در نگه داشتن حکومت اسد نفعی نمیبینه. مخصوصا وقتی صحبت یکی دوتا النگو نیست، صحبت چند تن طلاست.
سه اینکه: قضیه النگوها رو بزرگش کردند. وزن نمادینش خیلی بیشتر از وزن فاینانشالش بود. میدونیم که اون حرم فقط با النگوها نیومد بالا. اگه نبود پمپاژ بودجه حکومتی، هنوز آندر کانستراکشن بود. لذا در مورد ۱۰ درصد مورد یک هم حتی باید با دیده تردید نگاه کرد.
چهار اینکه: قرار باشه ثروت رو توزیع کنیم، بودجه همه نهادهای حکومتی توزیع میشه، و این یعنی خداحافظ سوبسید. خداحافظ رانت. خداحافظ خدمات دولتی. خداحافظ قیمتهای دستوری. و اگر اینها رو از زندگی مردم حذف کنید، نه تنها درباره سیاستهای نظام بازنگری مجددی انجام میدن، بلکه کلا نگاهشون به پول تغییر پیدا میکنه. وقتی قیمت بلیت قطار برای زیارت امام رضا بشه شش و نیم میلیون تومن، پولی که براش ریختن رو برنمیگردونه. فوقش یه چهار قل بخونه برای فرمانده.
🤔4
این ویدئو آدم رو افسرده میکنه. ما اینجا داریم درباره لوکالیسم و گرفتن قدرت از دولت حرف میزنیم. در حالی که حتی در آمریکا هم یک رویای دستنیافتنی به نظر میرسه. تمام نامزدهای دموکرات که شانس برنده شدن دارند قصد دزدیدن ثروت مردم رو دارند، و همشون خیلی بیشتر از چیزی که دولت ترامپ خرج میکنه، که خیلی زیاده، قراره خرج کنند. برنامه برنی سندرز رو که جمع زده به حدود ۵ تریلیون دلار رسیده!
به کجا داریم میریم؟
https://youtu.be/_I_glE1X10w
به کجا داریم میریم؟
https://youtu.be/_I_glE1X10w
YouTube
More Free Stuff 2020
Last year, we added up all the candidates' spending plans. Since then, they've proposed so much additional spending that we had to do a new video!
--------
Don't miss a single video from Stossel TV, sign up here: https://johnstossel.activehosted.com/f/1…
--------
Don't miss a single video from Stossel TV, sign up here: https://johnstossel.activehosted.com/f/1…
پارلمانها مجازند مبلغ مالیات را تا هر سطحی که بخواهند بالا ببرند. آیا با ایجاد سقف مالیاتی و گنجاندن آن در متن قانون اساسی که لایتغیر باشد موافقید؟ متممی که بگوید مجموع مالیاتی که دولت از شهروند میگیرد نباید از ۱۰ درصد کل درآمدهای سالیانهاش بیشتر باشد.
Anonymous Poll
48%
بله. موافقم.
32%
خیر. موافق نیستم، چون با نفس این کار مخالفم.
21%
خیر. موافق نیستم، چون با عدد ۱۰ درصد مخالفم.
Anarchonomy
پارلمانها مجازند مبلغ مالیات را تا هر سطحی که بخواهند بالا ببرند. آیا با ایجاد سقف مالیاتی و گنجاندن آن در متن قانون اساسی که لایتغیر باشد موافقید؟ متممی که بگوید مجموع مالیاتی که دولت از شهروند میگیرد نباید از ۱۰ درصد کل درآمدهای سالیانهاش بیشتر باشد.
گذاشتن سقف درآمد برای دولت بهتر از محدود کردن وظایف دولته. اگه بگیم سالی فقط صد میلیارد تومن یا درهم یا دلار یا لیر داری، خود به خود خدمات خودش رو قیچی میکنه. اما اگه سقف نذاریم و بگیم فقط ارتش رو اداره کن، اون ارتش رو جوری اداره میکنه که از لحاظ مخارج عوض تمام خدمات دیگه رو دربیاره.
گذاشتن سقف درآمد در دراز مدت برای تقویت گرایش به محلیگرایی هم مفیده، چون معلوم میشه که خیلی از کارها رو با دولت مرکزی نمیشه انجام داد. پول برای آموزش مجانی همه نداریم، پول برای درمان مجانی همه نداریم، پول برای خانهدار کردن مجانی همه نداریم، پول برای جابجا کردن مجانی مسافران مترو نداریم، و خیلی چیزهای دیگه. حتی روی توزیع جمعیت هم میتونه تأثیر بذاره. اگه پولی برای اداره امورات تهران باقی نمونه، به وضعیتی دچار میشه که ممکنه تخلیه ناگهانی جمعیت رو تجربه کنه.
گذاشتن سقف درآمد در دراز مدت برای تقویت گرایش به محلیگرایی هم مفیده، چون معلوم میشه که خیلی از کارها رو با دولت مرکزی نمیشه انجام داد. پول برای آموزش مجانی همه نداریم، پول برای درمان مجانی همه نداریم، پول برای خانهدار کردن مجانی همه نداریم، پول برای جابجا کردن مجانی مسافران مترو نداریم، و خیلی چیزهای دیگه. حتی روی توزیع جمعیت هم میتونه تأثیر بذاره. اگه پولی برای اداره امورات تهران باقی نمونه، به وضعیتی دچار میشه که ممکنه تخلیه ناگهانی جمعیت رو تجربه کنه.
در مورد هنرمندان جشنوارهای-حکومتی که ناگهان یادشون افتاده باید به «مردم» نشون بدن که به مردم اهمیت میدن، دو نوع برخورد دیده میشه. عدهای میگن باید اینها رو در هر صورت از تیربرق آویزان کرد، و عدهای دیگه میگن مهم یارگیریه، و هر یاری غنیمته و باید آغوشمون رو باز کنیم برای اینها و فلان.
امیر فرمود جایی که همه بدند اگه خوشبین باشی، ابلهی! ما هم با یک قبیله مواجهیم که توشون آدم سالم نیست، لذا گروه اول کاملا حق دارند، حتی اگه گروه دوم کاملا ابله نباشند (خدا کند).
یک گروه حاشیهای هم وجود دارند که میگن نمیشه از هرکسی انتظار داشت یک برانداز سکولار باشه!
بله خب. هشتاد درصد مردم ایران مسلمانند ظاهرا. من از منظر بچه مسلمانی این مطلب رو بیان میکنم:
نشانههای تفرعن در این سیستم فراوانه. همه خصوصیات فرعون رو در کلیت این گنگ شیعی-توتالیتر به صورت جمعی، و در مقاماتش به صورت شخصی، میبینید. اما این تفرعن نه فقط شخصی، و نه فقط جمعی، که حتی سیستماتیکه. به عنوان مثال: طبق قانون، ما حق اجرای رفراندوم برای تغییر حاکمیت رو نداریم! یعنی فندانسیون این تشکیلات روی این فکر فرعونی بنا شده که «ما درست و غلط را طوری تعیین کردیم که نه تنها گذشتگان بهتر از ما تعیین نکردند، که آیندگان هم بهتر از ما تعیین نخواهند کرد». هیچکس انقدر احمق نیست که فکر کنه هیچوقت نمیمیره، ولی یک فرعون انقدر خود در مرکز جهان بین هست که فکر کنه ایدهها و ارزشهاش جاودانه هستند.
قرآن در مورد فرعون به جای استفاده از کلماتی مثل کافر یا مشرک یا منافق و مانند اینها، از کلمه طاغوت استفاده میکنه. طاغوتی، یعنی کسی که طغیان کرده. از حد خودش. حد این آدم این نیست که به ملت بگه چی خوبه چی بده. حدش این نیست که چیزی رو بشون تحمیل کنه. حدش این نیست که هدایتگر باشه. از همه مهمتر: حدش این نیست که زندگی مردم خرجش بشه.
و همون قرآن در مورد طاغوت، نمیگه بجنگ، یا خفهش کن یا یه بلایی سرش بیار.. بلکه از کلمه اجتنبوا استفاده میکنه. یعنی اول ازش دوری کن. فاصله بگیر. فرق است بین «زورت بش نمیرسه؟ پس حداقل فاصله بگیر». و «به جای زورآزمایی، اول یاد بگیر فاصله بگیری». این دومی خیلی مهمه. این فاصله گرفتن یک آپشن از روی ناچاری نیست. یک مرحله کلیدی در ارتقاء ذهنیه. حتی به موسی میگه حواست باشه درست حرف بزنی. هدف، دعوا نیست. دعوا رو با کس دیگه هم میشه تست کرد. هدف یه حرکت دراز مدت و پیچیدهست که قدم اولش فاصله گرفتنه. و این پله اول رو نمیشه پرید یا به زمان دیگهای موکول کرد. کریتیکاله.
میخواید باور کنیم اتفاقی برای ذهن این سلبریتیها افتاده؟ نشون بدید از فراعنه فاصله گرفتهاند. فاصله واقعی و قابل شهود و قابل استناد.
دکلمه رو همه بلدند اجرا کنند.
امیر فرمود جایی که همه بدند اگه خوشبین باشی، ابلهی! ما هم با یک قبیله مواجهیم که توشون آدم سالم نیست، لذا گروه اول کاملا حق دارند، حتی اگه گروه دوم کاملا ابله نباشند (خدا کند).
یک گروه حاشیهای هم وجود دارند که میگن نمیشه از هرکسی انتظار داشت یک برانداز سکولار باشه!
بله خب. هشتاد درصد مردم ایران مسلمانند ظاهرا. من از منظر بچه مسلمانی این مطلب رو بیان میکنم:
نشانههای تفرعن در این سیستم فراوانه. همه خصوصیات فرعون رو در کلیت این گنگ شیعی-توتالیتر به صورت جمعی، و در مقاماتش به صورت شخصی، میبینید. اما این تفرعن نه فقط شخصی، و نه فقط جمعی، که حتی سیستماتیکه. به عنوان مثال: طبق قانون، ما حق اجرای رفراندوم برای تغییر حاکمیت رو نداریم! یعنی فندانسیون این تشکیلات روی این فکر فرعونی بنا شده که «ما درست و غلط را طوری تعیین کردیم که نه تنها گذشتگان بهتر از ما تعیین نکردند، که آیندگان هم بهتر از ما تعیین نخواهند کرد». هیچکس انقدر احمق نیست که فکر کنه هیچوقت نمیمیره، ولی یک فرعون انقدر خود در مرکز جهان بین هست که فکر کنه ایدهها و ارزشهاش جاودانه هستند.
قرآن در مورد فرعون به جای استفاده از کلماتی مثل کافر یا مشرک یا منافق و مانند اینها، از کلمه طاغوت استفاده میکنه. طاغوتی، یعنی کسی که طغیان کرده. از حد خودش. حد این آدم این نیست که به ملت بگه چی خوبه چی بده. حدش این نیست که چیزی رو بشون تحمیل کنه. حدش این نیست که هدایتگر باشه. از همه مهمتر: حدش این نیست که زندگی مردم خرجش بشه.
و همون قرآن در مورد طاغوت، نمیگه بجنگ، یا خفهش کن یا یه بلایی سرش بیار.. بلکه از کلمه اجتنبوا استفاده میکنه. یعنی اول ازش دوری کن. فاصله بگیر. فرق است بین «زورت بش نمیرسه؟ پس حداقل فاصله بگیر». و «به جای زورآزمایی، اول یاد بگیر فاصله بگیری». این دومی خیلی مهمه. این فاصله گرفتن یک آپشن از روی ناچاری نیست. یک مرحله کلیدی در ارتقاء ذهنیه. حتی به موسی میگه حواست باشه درست حرف بزنی. هدف، دعوا نیست. دعوا رو با کس دیگه هم میشه تست کرد. هدف یه حرکت دراز مدت و پیچیدهست که قدم اولش فاصله گرفتنه. و این پله اول رو نمیشه پرید یا به زمان دیگهای موکول کرد. کریتیکاله.
میخواید باور کنیم اتفاقی برای ذهن این سلبریتیها افتاده؟ نشون بدید از فراعنه فاصله گرفتهاند. فاصله واقعی و قابل شهود و قابل استناد.
دکلمه رو همه بلدند اجرا کنند.
❤9
شهوت عجیب بومیسازی رو حتی در برنامههایی مثل گات تلنت هم میشه دید. البته این شهوت رو فقط ایرانیها ندارند. مثلا نمونههای غیر آمریکایی-انگلیسی رو که میدیدم اولین سوالم این بود که «چرا؟». طرف واقعا مستعده؟ بذارید بره به همون مراجع غربی مراجعه کنه (خواننده کانتری که بچه ناف تگزاسه تا یکم کارش میگیره نقل مکان میکنه به لسآنجلس. بعد اینها انتظار دارن بچه جهانسومی مقصد نهاییش لسآنجلس نباشه!). اما در ایران غلظتش بیشتره. طوری که علاوه بر ایرانیان داخل سرزمین، ایرانیان خارج از سرزمین هم براش آستین بالا میزنند. ایرانی هرجا میره این شهوت هم باش میره.
نمیدونم چطور باید برای مردم جا انداخت که اصلا عار نیست خیلی از کارها رو خودمون انجام ندیم و اصلا عیب نیست که برای خیلی چیزها نمونه داخلی نداشته باشیم و اصلا یک ضعف نیست که خیلی چیزها برای همیشه خارجی بمونند.
نمیدونم چطور باید برای مردم جا انداخت که اصلا عار نیست خیلی از کارها رو خودمون انجام ندیم و اصلا عیب نیست که برای خیلی چیزها نمونه داخلی نداشته باشیم و اصلا یک ضعف نیست که خیلی چیزها برای همیشه خارجی بمونند.
❤5