Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
با یک کیلو برنج میشه شش پرس داد. ۳۰ میلیون کیلو ضربدر شش: ۱۸۰ میلیون پرس. یعنی ۲ وعده برنج برای کل جمعیت ایران، که میشه همون ناهار تاسوعا و عاشورا. بیشترین توزیع غذا هم در همین دو وعده انجام میشه. یعنی بیشتر غذای محرم، به مال حرام آلوده‌ست. کی بود می‌گفت شکم‌هایتان با مال حرام پر شده و حرف حق را نمی‌شنوید؟ آها.. همونی که ده روز قراره براش سینه بزنن.
رسانه‌های حکومتی دائم در حال قصه گویی هستند. مثل قصه‌ها که تردد ننه سرما باعث ریزش برف و ایجاد یخبندان میشه، یه «ننه پیشرفت» هم هست که دور میزنه واسه خودش، از بالا سرمون که رد میشه بنیه علمی-فنی مون یهو تقویت میشه!
دولت چین میخواد از یکی دو ماه دیگه رمزارز اختراعی خودش رو وارد بازار کنه. البته مثل بیت‌کوین غیرمتمرکز نیست، خیلی هم متمرکزه، به اندازه پول فیزیکی فعلی متمرکزه، یعنی همه‌چیش در یک جا کنترل میشه و تحت مدیریت حکومته. و مثل بیت‌کوین سقف عرضه هم نداره، یعنی آقایون اگه صلاح دونستند به هرمقدار که خواستند می‌تونند افزایشش بدن! مثل همین پول فیزیکی.

میگن ملانصرالدین به زنش گفت شنیدم پولدارا حلوا دوست دارن، یه بار بپز ببینیم چیه. زنش گفت آرد گندم نداریم. ملا گفت عب نداره آرد جو بریز. زنه گفت شیر هم نداریم. ملا گفت عب نداره آب بریز. زنه گفت شکر هم نداریم. ملا گفت شکر نمی‌خواد اصن‌. با آرد جو و آب یه خمیری درست کرد داد دست ملا. اونم یه ذره خورد گفت این پولدارار عجب ذائقه بیخودی دارن، ببین از چی خوششون میاد!

دولت‌ها مثل ملا و زنش هستند. همیشه از مردم عقبند، و وقتی اراده می‌کنند خودشون رو به تغییرات روز برسونن یه خمیرچه بدمزه‌ای تحویل میدن که هیچ‌ربطی به مطالبات مردم نداره، و بعد خیلی طلبکارانه میپرسن «مگه همینو نمی‌خواستید؟»، «مگه ذائقه‌تون همینو نمی‌پسندید؟». «رمزارز می‌خواستی؟ بیا اینم رمزارز».
همین مسخره‌بازی دولت چین، که نوعی اهانت به شعور طرفداران رمزارزها هم هست، باید کافی باشه برای کسانی که ادعا می‌کردند جهش اقتصادی و تجاری چین یک پروژه دولتی بوده! ازین دولت چیز خوب درنمیاد، اگه اتفاقات خوبی در اقتصاد چین افتاده، به خاطر مردم چین بوده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجری بی‌بی‌سی چیزی که خودشون دارن تبلیغ می‌کنند هم نمی‌تونه تحمل کنه. برای یک مستند درباره سقط جنین و اینکه خوبه و انجام بدید و اینا، میرن تو اتاقی که قراره یه جنین ۱۷ هفته‌ای سقط بشه، اما نمیتونه بشینه صحنه رو ببینه میاد بیرون!
خب احمق‌ها چرا از چیزی حمایت می‌کنید که روح و روان خودتون هم ازش آزار می‌بینه؟
Anarchonomy
مجری بی‌بی‌سی چیزی که خودشون دارن تبلیغ می‌کنند هم نمی‌تونه تحمل کنه. برای یک مستند درباره سقط جنین و اینکه خوبه و انجام بدید و اینا، میرن تو اتاقی که قراره یه جنین ۱۷ هفته‌ای سقط بشه، اما نمیتونه بشینه صحنه رو ببینه میاد بیرون! خب احمق‌ها چرا از چیزی حمایت…
میفرمایند واکنش احساسی یک فرد، ولو مجری لیبرال بی‌بی‌سی، ولو مجری لیبرالی که خودش داره سقط رو پروموت می‌کنه، ملاک قضاوت درباره یک عمل نیست، چرا که اساسا هیچ واکنش احساسی نباید ملاک قضاوت باشه. همین چند روز پیش نوشته بودند از بنده‌خدایی در جبهه که وقتی نیروهای مقابل رو نمی‌دید خیلی راحت بشون شلیک می‌کرد، اما وقتی با یک عراقی رو در رو شد و چشم تو چشم شدند نتونست تیراندازی کنه و رها کرد و برگشت به پشت جبهه! اگه قرار بود همه اینطور تصمیم بگیرند در جبهه، عملا نمی‌شد در برابر هیچ حمله و تجاوزی دفاع کرد.

متوجه مثالی که میزنند نیستند. اینکه طرف نتونسته به همنوع خودش شلیک کنه، علامت سوسول بودن نیست. نشانه اینه که کل قضیه حاصل سوء تفاهمه. یعنی من و اون عراقی مشکلی نداریم، برای همینه که نمی‌تونیم همو بکشیم. مشکل رو برامون ایجاد کردند. این که طرف به احساسش اعتماد کرده کاریه که باید همه می‌کردند، و اگه همه می‌کردند این جنگ رخ نمیداد. البته برای خودداری از کشتار، عقل محض کافی بود، اما اگه به دلایلی عقل، به عنوان چتر نجات اول، سرگرم چیزهای دیگه شد، احساس میتونه چتر دوم آدم باشه. این مکانیزم طوری تعبیه شده که بدرد میخوره. اینکه وقتی حتی یه غریبه رو دارن به قصد کشت می‌زنن و عصبی بشی، بدرد میخوره. اینکه از دیدن آلوده شدن رودخانه احساس نفرت بکنی، بدرد میخوره. ما به عنوان انسان، تمام مسیر چندهزار ساله گذشته رو به کمک همین مکانیزم تا اینجا اومدیم. البته واقفم که روشنفکری به این سمت رفت که پیشرفت فکری رو با «رد کردن هرچه که بودیم» تعریف کنه، هرچند که توش مونده، مثل وقتی که به نیایش مذهبی می‌خنده اما میگه مراقبه خوبه ولی! و شخصا انجام میدن (و خندشون نمی‌گیره). کارنامه این نوع جهان‌بینی همین الانش قابل بررسیه‌. این‌ها کسانی بودند که می‌گفتند بیخود فکر می‌کردیم که طبیعت زیباست! (که نتیجه‌ش شد تف‌مالی‌های پولاک) اما مردمی که هل داده شدند به سبک جهان‌بینی این‌ها، با هزار و یک ساید افکت روانی و اجتماعی مواجه شدند، و ترحم‌برانگیزانه دنبال دریچه‌های خلاصی‌اند. رد هرچه که بودیم مشابهتی داره با سنت ختنه در اسلام و یهودیت. باز مذهب با یک تکه پوست روی سر آلت مشکل داره، اما این‌ها قسمت‌های بزرگی از ساختار احساسی‌مون رو اضافه می‌دونند و فتوا میدن که باید کند انداخت دور!
«از ۱۹۴۲ ما هفت تا رییس‌جمهور جمهوری‌خواه داشتیم، هفت تا رئیس‌جمهور دموکرات. در سال‌هایی که این‌ها خدمت کردند کشور به دفعات با دوره‌های طولانی تورم، بهره ۲۱ درصدی، چندتا جنگ بحث‌برانگیز و پرهزینه، استعفای یک رئیس‌جمهور، سقوط گسترده ارزش املاک، یه وحشت مالی فلج‌کننده و مشکلات بزرگ دیگه‌ای دست به گریبان بود. همشون در زمان خودشون تیترهای خبری ترسناکی بوجود آوردند. و همشون به تاریخ پیوستند».

اینو وارن بافت گفته. که بگه همیشه خطرات و تهدیدات هست، اما اقتصاد ما از همشون عبور می‌کنه.

ابلهانی که سیاست کلی کشور رو بر مبنای «به چالش کشیدن قدرت آمریکا» طراحی کردند، یا درک درستی از آمریکا ندارند، یا ما مردم رو سر کار گذاشتن.
«دکترها ۴ برابر بیشتر از مردم عادی دست به خودکشی می‌زنند...». و اینو تازه داره درباره کشورهای غربی میگه که اگه پزشکان‌شون شلوغی مطب‌های ایران رو ببینند فکر می‌کنند اینجا جنگه!

۴ برابر میانگین کشوری خودکشی ایران خیلی میشه. چرا ما چنین چیزی رو اینجا نمی‌بینیم؟ دکترهای ما جان‌سخت هستند، یا... هیولاهای بی‌حسی که حتی دیگه احساس بدبختی هم نمی‌کنند که به خودکشی فکر کنند؟ کاراکتر Hound تو سریال گیم آو ترونز که یادتون هست.
طوفان با بادهایی به سرعت ۳۵۰ کیلومتر در ساعت! به سواحل آمریکا نزدیک میشه، اما ساحل‌نشین از چند روز قبل باخبره، و آماده‌ست، و احتمالا پناه گرفته، یا منطقه رو ترک کرده. بالاخره میاد، و انقدر قدرت داره که وانت‌ها رو بلند و چند کیلومتر اونطرف‌تر پایین بندازه، انقدر قدرت داره که صحنه‌های وحشتناک خلق کنه، و خواهد کرد. اما اینکه انسان، از قبل پا شده رفته، و در این معرکه حاضر نیست، ابهتش ر‌و خدشه‌دار می‌کنه. انگار یک بوکسور یک ماه تمرین کنه تا یه روز بیاد حسابتو برسه، اما وقتی اون روز اومد سراغت ببینه نیستی! طوفان هست، انسان نیست، فقط دستگاه‌ها و دوربین‌ها و سنسورها هستند. این طوفان از بزرگ‌ترین غرش‌های طبیعته، اما باز هم میشه ازش در رفت، میشه جاخالی داد. انگار یک موجود مهیب روبروی ماست، ولی زنجیر شده‌. با چشم نگاهش نمی‌کنیم، با دوربین نگاهش می‌کنیم، از راه دور. توحشی که کنترل‌شده نیست، اما تحت نظارته‌. هربار سعی می‌کنه غرش شدیدتری نشون بده، و هربار واکنش ما از «اوه نگاش کن، ببین چیکار کرد» فراتر نمیره.
دیگه هیچ‌چیز مهیب‌تر از خودمون نیست. و فعالیت‌های هرچیزی غیر از ما، مثل سر و صداییه که انگار بپا شده تا توجه ما رو جلب کنه! بله، ۳۵۰ کیلومتر در ساعت توجه‌مون رو جلب کرد. اما میاد و میره و همه‌چی برمیگرده به روال عادی. دوباره توجه برمیگرده به خودمون.

درستش این بود که نیچه می‌گفت
Nature is dead.
4
لطف فرموده این پست رو بخونید، و دوباره برگردید (جهت خودداری از کپی پیست).

...
...
...
...
خوندید؟
اوکی.
واقعیت، صرفا از ترکیب دیتا به دست نمیاد. اینطور نیست که چهارتا چیز مثبت رو با چهارتا چیز منفی مخلوط کنیم و بعد بگیم چون مخلوط شد پس به واقعیت نزدیک شدیم! چون این چیزها هم‌ارز همدیگه نیستند. شاخص‌هایی که برای امنیت ژاپن ذکر شده، همه روی زندگی شهروند ژاپنی تأثیر مستقیم دارند. اگه آمار جرم پایین باشه یعنی احتمال خیلی کمتری هست که تو خیابون گوشیتو بزنن، و از تبعات مالیش که بگذریم، با خیال آسوده‌تر در شهر قدم میزنی. اما اون سه چالش دیگه، که شاد نیستند، خودشون رو به خاطر کار به کشتن میدن، و بچه‌دار نمیشن، به اراده‌های فرد فرد جامعه بستگی داره. همسایه‌ت اگه بچه‌دار نشه، تو می‌تونی بشی. اگه همکارت شاد نیست، تو می‌تونی باشی، اکه دوستت انقدر کار می‌کنه که دست به خودکشی میزنه، تو میتونی متعادل‌تر کار کنی. من از وضعیت پاسپورت ایرانی نمی‌تونم فرار کنم، اما عزاپرستی همسایه‌ مذهبیم باعث نمیشه منم عزاپرستی کنم. کمااینکه میلیون‌ها ایرانی در حتی ایام محرم، اصلا در فاز عزا نیستند.
توکیو فرصت بهتر زندگی‌کردن رو به من میده. چون خود ژاپنی‌ها به نحو احسن ازین فرصت استفاده نمی‌کنند (یا جهان‌بینی خاصی دارند که با جهان‌بینی من متفاوته)، معنیش این نیست که اون فرصت «واقعی» نیست، یا «همه واقعیت» نیست. همه‌ی همه‌ی واقعیت دقیقا همینه که توکیو خیلی خوبه.



https://t.iss.one/solseghalam/1623
سبزی‌فروش‌ها در ایران قارچ باز رو برای مدت زیادی نگه میدارن، تا جایی که ممکنه ببینی قارچ‌هایی که گذاشتن بیرون، کاملا سیاه شدن. اما همون قارچ سیاه و از کیفیت افتاده رو به یک دهم قیمت اولیه نمیفروشن، ۲۰ درصد پایین‌تر میدن، یا ۳۰ درصد. نه فقط قارچ، که در خیلی از اقلام دیگه روال اینه که حاضرند کاملا فاسد بشه و بریزن تو جوب! اما خیلی ارزون نفروشن. و البته دلیل موجهی براش دارند. اگه مشخص بشه که قیمت تابع کیفیت روز اون ماده‌ست، خیلی از مردم که با این وضع تورم دچار سقوط درآمدی شدند و دیگه توان خرید با قیمت اولیه رو ندارند، کمی صبر می‌کنند تا کیفیت مواد کمی افت کنه تا قیمت پایین‌تر بخرن. اگه قرار باشه اکثریت مشتریان طرف در حالت صبر باشند، فروشنده دیگه نمیتونه روی سود حساب باز کنه. بنابراین مجبوره این سیگنال رو ارسال کنه که «یا همین الان بخرید یا می‌ریزمش دور». فقط خدا داند چند درصد از تولیدات کشاورزی و باغی ایران دارن به همین شکل از بین میرن. هم تولید و هم عرضه، خودشو با وضعیت معیشتی جدید مردم آداپته نکرده و داره با این فرض که هنوز طبقه متوسطی وجود داره فعالیت می‌کنه. در انگلیسی اصطلاحی هست برای این موارد که به مضمون میگه اون کشتی بندرو ترک کرد!.. یعنی دیگه نمیشه سوارش شد، تمومه‌. یه فکر دیگه بکن. اون ایرانی که طبقه متوسط داشت، تموم شد.
3
‏گفت اگه ایران پول داشته باشه ما هم داریم. پس یعنی اگه نداشته باشه ما هم نداریم. و الان ایران در به در دنبال دلاره، حتی با گدایی از فرانسه‌.
بعد جنابان تحلیلگران میان میگن احتمال جنگی بزرگ بسیار بالاست!
خود حزب‌الله با «پانتومیمِ تلافی» داره میگه نمی‌تونیم، اینا میگن میتونه!
حزب‌اللهی‌ها می‌دونن که اگه دلار نباشه، نه از امام حسین کاری ساخته‌ست نه امام زمان.
Brought to you by the Department of Irony.
فرهاد جعفری تو اینستاگرامش نوشته اگه تو این چهل سال فقط اجازه میدادید ماشین آمریکایی سوار بشیم هم راضی بودیم!

وقتی میری خدمت، یا زندان، اولین چیزی که متوجه میشی اینه که مردم آزادی، دموکراسی، حق تعیین سرنوشت، استقلال قوا، توسعه سیاسی، تحزب.. اینا به تخم‌شون هم نیست. اینا افتادن داخل این چهاردیواری چون درگیر امورات روزمره هستند. و آرمان‌شون اینه که: simply درگیر نباشند
for God's sake.

و این دقیقا چیزیه که قشر ارزشی حامی نظام از درکش عاجزه. این خود حکومت بود که هر نوع اپوزیسیونی رو به ضدنظام تبدیل کرد، و گرنه بیشتر مخالفان حوصله زدن ریشه حکومت رو ندارند. اگه بانک مرکزی دست یک بُز نبود، اگه آخوندهایی که در شرع هم وامانده‌اند تو همه‌چی دخالت نمی‌کردند، اگه دستگاه امنیتی ادرارش رو همه‌جا نمی‌ریخت، اگه مدیریت هیئتی و عشایری برچیده می‌شد و مدیریت علمی جاش رو می‌گرفت، اگه دانشگاه، صنعت و اقتصاد رو به حال خودشون رها می‌کردن، و مجموعه‌ای از شرایطی که هر حاکم نرمالی که نیاز به بستری در مراکز روان‌درمانی رو نداره، برای کشورش ایجاد می‌کنه ایجاد می‌کردند، شاید اصلا این حرف‌ها مطرح نبود که جمهوری‌اسلامی باید برود یا نرود.

اونایی که از دین متنفرند البته باید خرسند باشند. چون این سیستم، به شکلی که انگار عمدا توش اغراقی وجود داره، بی‌عرضگی رو به اسلام گره زد! گره البته تعبیر کاملی نیست. بهتره بگیم: جوش داد!
5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتم هر اتفاق خوبی در چین افتاده مدیون مردم چینه نه دولت، چون مردم همیشه از دولت جلوترند.
این جلوتر بودن حتی در درگیری‌های خیابونی هم خودشو نشون میده. به سمت معترضین هنک‌کنگی گاز اشک‌آور پرت می‌کنند، ایناهم گلوله رو میندازن تو یه قوطی از نیتروژن مایع، و کلا تعطیل میشه!
یکی از خیانت‌های سبزها، تبر زدن به ریشه انرژی هسته‌ای بود. و چوبش رو مردم خوردند. مردم کشورهای توسعه یافته به خاطر ثروتی که در کشورشون تجمع پیدا کرده ظرفیت بیشتری برای چوب خوردن دارن، اما کشور فقیری مثل هند، اصلا. یکی ازون چوب‌هایی که قراره بخورند، از دست دادن زمینه! این برادر هندی‌مون میگه پنل‌های خورشیدی نیروگاه کاموتی در ایالت تامیل نادو ۱۰ کیلومتر مربع زمین رو اشغال کرده، در حالی که فقط با ۱ کیلومتر مربع میشد یه نیروگاه اتمی بزرگ ساخت! که تازه مشکلات پنل‌های خورشیدی رو نداره که در شب‌ها و زمستان‌ها تولیدش یا صفر میشه یا خیلی میاد پایین و برای جبران خروجی باید از نیروگاه‌های سوخت فسیلی استفاده کرد!
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند درصد زن‌ها حاضرند خانه‌داری رو رها کنند و وارد این شغل بشن؟ امیدوارم قصد خوردنم رو نکنند. گوشت قابل داری استخونام رو در بر نگرفته. صرفا یک سواله.
زایمان هم شده پیراهن عثمان. معاویه باش کل عراق رو سرکوب کرد، زن‌ها هم باش هر بحثی رو سرکوب می‌کنند! حالا چه زایمانی؟ که مدت‌هاست فقط یک یا دو بار تجربه می‌کنند در کل عمر، نه مثل گذشته هفت هشت نه بار. چه زایمانی؟ که هرروز داره کم‌دردتر و کم‌دردسرتر و کم‌خطرتر میشه.
بله مردها هم حاضر نیستند این کار رو انجام بدن، اما در نهایت، در واقعیت، روی زمین، از سه انسانی که در ویدئو می‌بینید چندتاشون مرد هستند؟ هر سه! بله مردها هم حاضر نیستند این کارو بکنند، اما در نهایت مردها این کارو می‌کنند. اون کاریه که بالاخره باید انجام شه. اما مسئولیتش فقط روی دوش مردهاست.
9
توصیه می‌کنم فیلم Locke محصول ۲۰۱۳ رو ببینید. مجبورم خودم تا حد زیادی اسپویلش کنم ولی عیب نداره (مگه غیر از تماشای بازی تام هاردی نازنین دنبال چیز دیگه‌ای هم هستین؟). مرد متأهلی که در محل کار با یه زن آشنا میشه و حامله‌ش میکنه، یه شب میفهمه که وقت زایمانشه. برای اینکه اون زن موقع زایمان تنها نمونه کار رو که در موقعیت حساسی بوده ول میکنه و میره سراغش. کل فیلم داخل یه ماشین بی‌ام‌و که سواره تا برسه به بیمارستان فیلمبرداری شده. بابت ول کردن کار در اون موقعیت حساس، همون شب اخراجش می‌کنند. و همسرش، که دیگه مجبور شده همه‌چی رو پشت فرمون براش تعریف کنه با گریه و زاری حرف از طلاق میزنه!
فیلم انعکاس دقیقی از مسئولیت‌هاییه که فقط روی دوش مرد افتاده، و هزینه‌های گزافی داره.‌ اگه این هزینه‌ها رو نده، بش میگن بی‌غیرت. اگه بده، باید خیلی چیزها رو ببازه.
و دقت کنید فیلم درباره مرد غربیه. مرد خاورمیانه‌ای که له‌تر ازین حرف‌هاست.
👍6
چه عجب.. زیدآبادی یک‌بار حرف حساب زد. حیف محرمه، وگرنه باید شیرینی پخش می‌کردیم!
کمک‌های مالی آمریکا به اسراییل، هرچند بیشتر از کمک‌های مالی آمریکا به بقیه کشورهاییه که بشون کمک می‌کنه، اما در اون کشورها پول اعطاء شده دیگه به جیب آمریکا برنمی‌گرده، یا واقعا صرف کمک‌های انساندوستانه میشه، یا دولت بروکراتیک محلی قورتش میده. اما پولی که به اسراییل داده میشه بیشتر صرف نظامی‌گری میشه که از قضا شرکت‌های تسلیحاتی و غیرتسلیحاتی آمریکایی ازش منتفعند. «حتی زیدآبادی» فهمیده این کمک‌ها عامل بقای اسراییل نیستند.

اما یه چیزی رو درباره آیلت نگفت. این خانوم یکبار در مصاحبه‌ای رقابت با نتانیاهو رو از کارهای سختی که به نظر ناشدنی میاد توصیف کرد، چون جای پای بی‌بی انقدر محکمه که از هر دری میخوای وارد شی جلوت سبز میشه. میخواست بگه این یه جنگ عادلانه نیست، که من آماتور باشم و طرف مقابلم انقدر قوی. اما آخرش گفت «سیاست همینجوریه بهرحال». یعنی حلوا پخش نمی‌کنند. همو می‌دریم، اما مشکل شخصی نداریم با هم. زیدآبادی متوجه نیست در کشوری که به بلوغ سیاسی رسیده، دعواها هدف‌دار هستند. یعنی قراره ازین دعواها به یه جایی برسیم که قبلا نرسیدیم. اما در کشوری که هیئتی اداره میشه، دعوا می‌کنند که دعوا کرده باشند، یا دعوا می‌کنند چون مشوش هستند.
دعوا تو خونه‌ای که پدر و مادر هر دو معتادند و بچه‌ها بزهکار، فرق داره با دعوایی که تو خونه یه زوج تحصیلکرده و نرمال جریان داره سر اینکه دخترمون رو بفرستیم انگلیس درس بخونه یا نفرستیم. تو مورد اول به خاطر یه خاک‌انداز گلوی همو میبرند (سرچ کنید، در اخبار هست. دقیقا به خاطر خاک‌انداز). اما تو مورد دوم دختره از لندن تو اسکایپ به باباعه میگه یادته موقع اومدن چه بحثایی با مامان داشتی؟ بعد همشون میخندن!
زیدآبادی خاک‌اندازی که سرش بین لاریجانی و یزدی دعواست رو دیده و از دعواهای اسراییل دهانش باز مونده.


https://t.iss.one/ahmadzeidabad/877
5