Anarchonomy
Photo
شرکت معظم پروکتر اند گمبل گزارش مالی سالیانه خودش رو منتشر کرد که همه اعداد حاکی از وضع مناسب شرکته. فروش بیش از ۶۷ میلیارد دلار، که نشون داد در همه بخشها، از پودر ماشین گرفته تا خمیردندان رشد داشته. (جهت ابعاد: با ۶۷ میلیارد میشه ۱۸ سال به ۸۰ میلیون ایرانی، ماهی ۴۵ تومن یارانه نقدی داد). اما یکی از زیرمجموعههاش داره خونریزی میکنه: ژیلت!
سال ۲۰۰۵ این شرکت رو ۵۷ میلیارد دلار خرید، ولی اصلا این مقدار رو درنیاورد و الان هم اصلا وضع فروشش خوب نیست. طوری که در سالی که گذشت ۱۲ میلیارد دلار رایتداون کردن براش. وقتی یه چیزی میخرن بعد معلوم میشه اونقدر نمیارزیده، تو اسناد حسابداری اصطلاحا رایتداون میکنند. یعنی قبلا گفته بودیم ۱۰۰ تومن به داراییهامون اضافه شد؟ خب الان میگیم ۸۰ تومن بوده، ۲۰ تاش زیادی بوده. اینجوری مالیات کمتری هم بشون میخوره. ولی یه جور تشریفات بروکراتیکه برای ماستمالی خرابکاریهای شرکت در خرید! قاعدتا اونی که این برند رو ۵۷ میلیارد بشون انداخت باید ببندند به گاری و در شهر بچرخونند، ولی اینطور نیست. از همین جهته که نسیم طالب میگه باید مدیران و مشاوران شرکتها در ریسک و زیان شریک باشند. وقتی نفعی ایجاد میشه، میذارن به حساب مدیران، و وقتی ضرری ایجاد میشه میذارن به حساب کسادی بازار!.. و پی اند جی دقیقا هم همین رو بهانه کرد و گفت در بخش اصلاح صورت رقبای زیادی پیدا شدند که قیمتشون پایینتره و.. بعد ازین «و» جالب میشه قضیه،.. و مردان به خاطر تغییر در نُرم اجتماعی در داشتن ریش، کمتر از گذشته صورتشون رو اصلاح میکنند!
من اگه سهامدارشون بودم در جلسه پرس و پاسخ با مدیرعامل بش میگفتم شما تو بقیه بخشها هم رقیب کم ندارید، مثلا یونیلیور رقیب کمی نیست، چرا تو اون بخش نه تنها فروشتون کمتر نشده که بیشتر هم شده؟ و اگه مردها دارن کمتر اصلاح میکنند باید فروش تیغ همه برندها کم باشه، اما فقط شما مشکل دارید! امکان نداره، احیانا، خدای نکرده، قسمتی از مشتریانتون رو به خاطر کمپین تبلیغاتی لیبرالی که راه انداختین از دست داده باشین؟ تو اون تبلیغات اینطور به نظر میرسید که ۹۰ درصد مردها یک مشت نر وحشی و بیشعور هستند، و فقط ۱۰ درصدشون آدمند، و اونها هم مردهایی هستند که یا آلت مردانه ندارند یا شبیه زنها هستند! طبیعتا نمیشه به شعور مشتریانمون توهین کنیم بعد انتظار داشته باشیم به برندمون وفادار بمونند.. هوم؟
البته فکر نکنم یک جواب تخصصی بده. چون جوابشون رو قبلا دادن. نه تنها ازون تبلیغات اظهار پشیمانی نمیکنند بلکه میگن این مسیر رو ادامه خواهیم داد! و البته فقط ژیلت نیست. در یک نظرسنجی، مدیران عامل نزدیک به ۱۲۰ شرکت گفتند معتقدند شرکت باید اهدافی والاتر از صرفا کسب سود داشته باشه! .. و خب چه هدفی بالاتر از قاطی شدن تو دعواهای اجتماعی؟ یا فمنیستبازی؟
هرچند که شاشیدن روی سطح سخت با عواقبی همراهه.. از قضا همین دیروز ژیلت تبلیغی پخش کرد برای تیغ اصلاحصورت که روی کاراکتر «آتشنشان»، یعنی نماد مرد آلفا، تمرکز کرده بود! مثل اینکه مردان بتا اونقدری که فکر میکردند پولساز نیستند.
سال ۲۰۰۵ این شرکت رو ۵۷ میلیارد دلار خرید، ولی اصلا این مقدار رو درنیاورد و الان هم اصلا وضع فروشش خوب نیست. طوری که در سالی که گذشت ۱۲ میلیارد دلار رایتداون کردن براش. وقتی یه چیزی میخرن بعد معلوم میشه اونقدر نمیارزیده، تو اسناد حسابداری اصطلاحا رایتداون میکنند. یعنی قبلا گفته بودیم ۱۰۰ تومن به داراییهامون اضافه شد؟ خب الان میگیم ۸۰ تومن بوده، ۲۰ تاش زیادی بوده. اینجوری مالیات کمتری هم بشون میخوره. ولی یه جور تشریفات بروکراتیکه برای ماستمالی خرابکاریهای شرکت در خرید! قاعدتا اونی که این برند رو ۵۷ میلیارد بشون انداخت باید ببندند به گاری و در شهر بچرخونند، ولی اینطور نیست. از همین جهته که نسیم طالب میگه باید مدیران و مشاوران شرکتها در ریسک و زیان شریک باشند. وقتی نفعی ایجاد میشه، میذارن به حساب مدیران، و وقتی ضرری ایجاد میشه میذارن به حساب کسادی بازار!.. و پی اند جی دقیقا هم همین رو بهانه کرد و گفت در بخش اصلاح صورت رقبای زیادی پیدا شدند که قیمتشون پایینتره و.. بعد ازین «و» جالب میشه قضیه،.. و مردان به خاطر تغییر در نُرم اجتماعی در داشتن ریش، کمتر از گذشته صورتشون رو اصلاح میکنند!
من اگه سهامدارشون بودم در جلسه پرس و پاسخ با مدیرعامل بش میگفتم شما تو بقیه بخشها هم رقیب کم ندارید، مثلا یونیلیور رقیب کمی نیست، چرا تو اون بخش نه تنها فروشتون کمتر نشده که بیشتر هم شده؟ و اگه مردها دارن کمتر اصلاح میکنند باید فروش تیغ همه برندها کم باشه، اما فقط شما مشکل دارید! امکان نداره، احیانا، خدای نکرده، قسمتی از مشتریانتون رو به خاطر کمپین تبلیغاتی لیبرالی که راه انداختین از دست داده باشین؟ تو اون تبلیغات اینطور به نظر میرسید که ۹۰ درصد مردها یک مشت نر وحشی و بیشعور هستند، و فقط ۱۰ درصدشون آدمند، و اونها هم مردهایی هستند که یا آلت مردانه ندارند یا شبیه زنها هستند! طبیعتا نمیشه به شعور مشتریانمون توهین کنیم بعد انتظار داشته باشیم به برندمون وفادار بمونند.. هوم؟
البته فکر نکنم یک جواب تخصصی بده. چون جوابشون رو قبلا دادن. نه تنها ازون تبلیغات اظهار پشیمانی نمیکنند بلکه میگن این مسیر رو ادامه خواهیم داد! و البته فقط ژیلت نیست. در یک نظرسنجی، مدیران عامل نزدیک به ۱۲۰ شرکت گفتند معتقدند شرکت باید اهدافی والاتر از صرفا کسب سود داشته باشه! .. و خب چه هدفی بالاتر از قاطی شدن تو دعواهای اجتماعی؟ یا فمنیستبازی؟
هرچند که شاشیدن روی سطح سخت با عواقبی همراهه.. از قضا همین دیروز ژیلت تبلیغی پخش کرد برای تیغ اصلاحصورت که روی کاراکتر «آتشنشان»، یعنی نماد مرد آلفا، تمرکز کرده بود! مثل اینکه مردان بتا اونقدری که فکر میکردند پولساز نیستند.
1
واقعا مضحکه که برای ترفیع شخصیت فرد، میگن «مانع شد که طرفدارانش فرد توهینکننده رو به قتل برسونند».. انگار خیلی نرمال و موجهه که یک انسان رو به خاطر کلماتی که از دهانش خارج شده بُکشن، و کسی که قید خونریزی رو زده یعنی خیلی جوانمرده!! با این استاندارد مایی که در دنیای واقعی در معرض کلکسیونی از فشارهای عصبی هستیم و دوام میاریم و در شبکههای مجازی کل وجودمون رو به فحش میبندند اما عین خیالمون نیست، قدیسی چیزی هستیم!
Anarchonomy
Photo
ساعت ۳ نصف شب بهترین زمان برای مطالعه درباره تاریخه، حتی از نوع غیرتخصصیش.
سایت انتشارات دانشگاه کمبریج مطلبی گذاشته درباره داستان طولانی یک اسکلت در حیاط قلعه پراگ!
https://www.cambridge.org/core/journals/antiquity/article/zeitgeist-archaeology-conflict-identity-and-ideology-at-prague-castle-19182018/AA498410FBFDEB55913646C4DF766501/core-reader
یک اوکراینی برای اولین بار قبر رو کاوش کرده. خود اسکلت ویژگی خاصی نداشت، این وسائل کنارش بودند که برای چندین دهه باعث جدلهای ایدئولوژیک، سیاسی و ناسیونالیستی بین آلمان، شوروی، و چک شدند.
آلمان نازی مایل بود این جسد یک جنگجوی وایکینگ باشه، تا ثابت کنند قلمرو مردمان آلمانیتبار تا شرق گسترده بوده، پس حق داریم همه جا رو اشغال کنیم! اما شوروی مایل بود این جسد یک مرد اسلاو باشه، تا ثابت کنند دایره تسلط اسلاوها تا وسط اروپا میرسید! پس جماهیر شوروی حق داره دامنه نفوذشو گسترش بده!
تا زمانی که چک در اشغال آلمان بود، روایت نازیها غلبه داشت، و بعد از شکست آلمان و اشغال چک توسط شوروی روایت روسها غالب شد. در همین دوره حتی درباره محل قبر هم مناقشاتی رخ داد.. چکها یکی از سربازان شهیدشون رو اونجا دفن کردند و میخواستند بالاش یک هرمسنگ برای یادبود بسازند و آلمان مخالفت کرده و ملت عصبانی شدند و ریختند خیابون و ازین داستانها. اسکلت سالها تحت حفاظت بود و بعد از فروپاشی شوروی هم از داخل محفظه بیرون نیومد. تا اینکه ۲۰۰۴ پابلیک شد، و الان داره تحقیقات دقیقتری روش انجام میشه. اما مشکل اینه که اطلاعات در حدی نیست که بشه نتیجهگیری قطعی کرد. شمشیرش شبیه شمشیر وایکینگهاست، اما تبرش یا چاقوش شبیه اسلاوها! اما غیر وایکینگهایی هم بودند که با چنین شمشیری دفن شدند، و وایکینگهایی هم بودن که چنین تبری داشتند. شاید وایکینگی بوده که بین اسلاوها آموزش دیده یا زندگی کرده. ولی این فقط یک شایده. پوسیدگی بیش از حدیه که بشه اطلاعات مطمئنی بدست آورد.
عدهای معتقدند دنیای ما سیمولاتور واقعیته، نه خود واقعیت. یکی ما رو گذاشته تو این جعبه و داره با زندگی کردن ما بازی میکنه. یه چیزهایی طوری چیده شدند که انگار یکی داره اذیتمون میکنه. یکی ازون چیزها، قطعیتنیافتگی شناخت ماست. چیزهایی هستند که محل مناقشه هستند، اما هیچوقت حقیقتشون کشف نمیشه. انگار یکی گذاشته اونجا تا عمدا مناقشه ایجاد کنه، تا ما آدمها سرش همدیگه رو بدریم، یا اون روی سگمون رو نشون بدیم، و یا بهانه بشه تا فکر کنیم و اندیشه بسازیم و خودمون رو بشناسیم.
سایت انتشارات دانشگاه کمبریج مطلبی گذاشته درباره داستان طولانی یک اسکلت در حیاط قلعه پراگ!
https://www.cambridge.org/core/journals/antiquity/article/zeitgeist-archaeology-conflict-identity-and-ideology-at-prague-castle-19182018/AA498410FBFDEB55913646C4DF766501/core-reader
یک اوکراینی برای اولین بار قبر رو کاوش کرده. خود اسکلت ویژگی خاصی نداشت، این وسائل کنارش بودند که برای چندین دهه باعث جدلهای ایدئولوژیک، سیاسی و ناسیونالیستی بین آلمان، شوروی، و چک شدند.
آلمان نازی مایل بود این جسد یک جنگجوی وایکینگ باشه، تا ثابت کنند قلمرو مردمان آلمانیتبار تا شرق گسترده بوده، پس حق داریم همه جا رو اشغال کنیم! اما شوروی مایل بود این جسد یک مرد اسلاو باشه، تا ثابت کنند دایره تسلط اسلاوها تا وسط اروپا میرسید! پس جماهیر شوروی حق داره دامنه نفوذشو گسترش بده!
تا زمانی که چک در اشغال آلمان بود، روایت نازیها غلبه داشت، و بعد از شکست آلمان و اشغال چک توسط شوروی روایت روسها غالب شد. در همین دوره حتی درباره محل قبر هم مناقشاتی رخ داد.. چکها یکی از سربازان شهیدشون رو اونجا دفن کردند و میخواستند بالاش یک هرمسنگ برای یادبود بسازند و آلمان مخالفت کرده و ملت عصبانی شدند و ریختند خیابون و ازین داستانها. اسکلت سالها تحت حفاظت بود و بعد از فروپاشی شوروی هم از داخل محفظه بیرون نیومد. تا اینکه ۲۰۰۴ پابلیک شد، و الان داره تحقیقات دقیقتری روش انجام میشه. اما مشکل اینه که اطلاعات در حدی نیست که بشه نتیجهگیری قطعی کرد. شمشیرش شبیه شمشیر وایکینگهاست، اما تبرش یا چاقوش شبیه اسلاوها! اما غیر وایکینگهایی هم بودند که با چنین شمشیری دفن شدند، و وایکینگهایی هم بودن که چنین تبری داشتند. شاید وایکینگی بوده که بین اسلاوها آموزش دیده یا زندگی کرده. ولی این فقط یک شایده. پوسیدگی بیش از حدیه که بشه اطلاعات مطمئنی بدست آورد.
عدهای معتقدند دنیای ما سیمولاتور واقعیته، نه خود واقعیت. یکی ما رو گذاشته تو این جعبه و داره با زندگی کردن ما بازی میکنه. یه چیزهایی طوری چیده شدند که انگار یکی داره اذیتمون میکنه. یکی ازون چیزها، قطعیتنیافتگی شناخت ماست. چیزهایی هستند که محل مناقشه هستند، اما هیچوقت حقیقتشون کشف نمیشه. انگار یکی گذاشته اونجا تا عمدا مناقشه ایجاد کنه، تا ما آدمها سرش همدیگه رو بدریم، یا اون روی سگمون رو نشون بدیم، و یا بهانه بشه تا فکر کنیم و اندیشه بسازیم و خودمون رو بشناسیم.
Cambridge Core
Zeitgeist archaeology: conflict, identity and ideology at Prague Castle, 1918–2018 | Antiquity | Cambridge Core
Zeitgeist archaeology: conflict, identity and ideology at Prague Castle, 1918–2018 - Volume 93 Issue 370
۹۳ درصد زندانیان آمریکا مرد هستند! و ازین مردها، ۹۰ درصدشون پدر بالاسرشون نبوده!
بالاخره یه چیزی پیدا شد که فمنیستها نمیتونن انکار کنند که زنها در انجامش ضعیفند: تربیت پسر!
البته گمان نکنید این اعداد وحشتناک باعث میشه جایگاه سنتی پدر رو احیاء کنند. «مالیخولیای تجددگرایی» اگر هم راه حلی ارائه بده یه چیزی تو مایههای «اگه پسر بود سقطش کن» خواهد بود. میخواین شرط ببندیم؟
بالاخره یه چیزی پیدا شد که فمنیستها نمیتونن انکار کنند که زنها در انجامش ضعیفند: تربیت پسر!
البته گمان نکنید این اعداد وحشتناک باعث میشه جایگاه سنتی پدر رو احیاء کنند. «مالیخولیای تجددگرایی» اگر هم راه حلی ارائه بده یه چیزی تو مایههای «اگه پسر بود سقطش کن» خواهد بود. میخواین شرط ببندیم؟
1❤5
«باج دادن طبیعت به فقرا» تعبیر جالبیه که آقای کرمی استفاده میکنه برای آتشسوزیهای برزیل. اما سه نکته رو هم از من بشنوید
۱- حتی اگه این آتش، کاملا عمدی و برنامهریزی شده باشه، زمین سوخته به دست اومده در اختیار فقرا قرار نخواهد گرفت. اگر حتی اجازه بهرهبرداری ازین نواحی رو به کسی بدن، که خودش «اگر» بزرگیه، به شرکتهای بزرگ کشاورزی میدن. یعنی شرکتهایی که دارن حجم وسیعی محصول برای تولید اتانول و یا خوراک طیور تولید میکنند. این اتانولبازی رو کی راه انداخت؟ طرفداران محیطزیست.
۲- برزیل فقط بین ۲۹ تا ۳۳ درصد (روایتها بین سنی و شیعه متفاوته) از مساحت کشور رو صرف فعالیتهای کشاورزی-دامی میکنه. این عدد در ایران ۲۸ درصده! و در چین کمی بالاتر از ۵۰ درصد!
خیلی از کشورهایی که ازین درصد پایینترند، یا زیادی کوهستانی هستند، یا زیادی بیابانیاند، یا زیادی کوچکند! در واقع توقع موجود از برزیل اینه که با وجود پهناور بودن، و با وجود داشتن ایدهآلترین شرایط برای کشاورزی، و با وجود جمعیت زیاد، کمتر از هر کشور دیگهای فعالیت کشاورزی داشته باشه! خب بدیهی نیست که مردمش واکنش نشون بدن؟
۳- بیشک اگه برزیل یه درآمد ثابتی مثل درآمدی که عربستان داره داشت، شاید اصلا نیاز نمیشد به لخت کردن جنگل فکر کنه. ولی نه تنها چنین درآمدی نداره، بلکه خرجش هم هرروز داره بیشتر میشه. و این چالههای بودجه چطور ایجاد شد؟ با سیاستهای «دولت رفاه» چپها و سوسیالیستها. یعنی همینهایی که الان دولت راستگرای فعلی رو مسئول جنگلزدایی میدونند و مرثیهخوانی میکنند، کاری کردند که هر دولتی با هر گرایشی قدرت رو در دست بگیره ناچاره برای درآمدزایی به هر چیزی چنگ بزنه! و جالب اینه که تمام اون سیاستها هیچوقت موفق نبود، و امروز در برزیل وضع به صورتیه که در بعضی مناطق شهری ماشینها پشت چراغ قرمز توقف نمیکنند، چون کافیه توقف کنند تا چندنفر با اسلحه گرم بریزن دور ماشین برای خفتگیری!
یه ایراد بنیادی و وحشتناک طرفداران محیطزیست اینه که اکوسیستم کره زمین رو یک موجود میبینند و ما انسانها رو یک موجود دیگه! انگار ما از یک سیاره دیگه اومدیم و ربطی به محیط اینجا نداریم!.. ولی ما محصول همین سیستم هستیم، پس در همه محاسبات باید مردم داخل سیستم تعریف بشن. بدون حل کردن مشکلات مردم نمیشه مشکلات طبیعت رو حل کرد. چون مشکلات مردم، جزیی از مشکلات طبیعت است!
زیر پامون جنگلهای بارانی دراومد، ولی این حرف تو کت کسی نرفت.
https://t.iss.one/bbcpersian/46588
۱- حتی اگه این آتش، کاملا عمدی و برنامهریزی شده باشه، زمین سوخته به دست اومده در اختیار فقرا قرار نخواهد گرفت. اگر حتی اجازه بهرهبرداری ازین نواحی رو به کسی بدن، که خودش «اگر» بزرگیه، به شرکتهای بزرگ کشاورزی میدن. یعنی شرکتهایی که دارن حجم وسیعی محصول برای تولید اتانول و یا خوراک طیور تولید میکنند. این اتانولبازی رو کی راه انداخت؟ طرفداران محیطزیست.
۲- برزیل فقط بین ۲۹ تا ۳۳ درصد (روایتها بین سنی و شیعه متفاوته) از مساحت کشور رو صرف فعالیتهای کشاورزی-دامی میکنه. این عدد در ایران ۲۸ درصده! و در چین کمی بالاتر از ۵۰ درصد!
خیلی از کشورهایی که ازین درصد پایینترند، یا زیادی کوهستانی هستند، یا زیادی بیابانیاند، یا زیادی کوچکند! در واقع توقع موجود از برزیل اینه که با وجود پهناور بودن، و با وجود داشتن ایدهآلترین شرایط برای کشاورزی، و با وجود جمعیت زیاد، کمتر از هر کشور دیگهای فعالیت کشاورزی داشته باشه! خب بدیهی نیست که مردمش واکنش نشون بدن؟
۳- بیشک اگه برزیل یه درآمد ثابتی مثل درآمدی که عربستان داره داشت، شاید اصلا نیاز نمیشد به لخت کردن جنگل فکر کنه. ولی نه تنها چنین درآمدی نداره، بلکه خرجش هم هرروز داره بیشتر میشه. و این چالههای بودجه چطور ایجاد شد؟ با سیاستهای «دولت رفاه» چپها و سوسیالیستها. یعنی همینهایی که الان دولت راستگرای فعلی رو مسئول جنگلزدایی میدونند و مرثیهخوانی میکنند، کاری کردند که هر دولتی با هر گرایشی قدرت رو در دست بگیره ناچاره برای درآمدزایی به هر چیزی چنگ بزنه! و جالب اینه که تمام اون سیاستها هیچوقت موفق نبود، و امروز در برزیل وضع به صورتیه که در بعضی مناطق شهری ماشینها پشت چراغ قرمز توقف نمیکنند، چون کافیه توقف کنند تا چندنفر با اسلحه گرم بریزن دور ماشین برای خفتگیری!
یه ایراد بنیادی و وحشتناک طرفداران محیطزیست اینه که اکوسیستم کره زمین رو یک موجود میبینند و ما انسانها رو یک موجود دیگه! انگار ما از یک سیاره دیگه اومدیم و ربطی به محیط اینجا نداریم!.. ولی ما محصول همین سیستم هستیم، پس در همه محاسبات باید مردم داخل سیستم تعریف بشن. بدون حل کردن مشکلات مردم نمیشه مشکلات طبیعت رو حل کرد. چون مشکلات مردم، جزیی از مشکلات طبیعت است!
زیر پامون جنگلهای بارانی دراومد، ولی این حرف تو کت کسی نرفت.
https://t.iss.one/bbcpersian/46588
Telegram
BBCPersian
آتش سوزی جنگلهای آمازون
همزمان با آتش سوزی گسترده در جنگلهای آمازون وزیر محیطزیست برزیل در یک مراسم هو شد. فعالان محیط زیست میگویند دولت بریل در آتش سوزی اخیر مقصر است
گفتگو با ناصر کرمی
@BBCPersian
همزمان با آتش سوزی گسترده در جنگلهای آمازون وزیر محیطزیست برزیل در یک مراسم هو شد. فعالان محیط زیست میگویند دولت بریل در آتش سوزی اخیر مقصر است
گفتگو با ناصر کرمی
@BBCPersian
Anarchonomy
Photo
مشتریان استارباکس میتونن از کارت اعتباری مخصوصش استفاده کنند، یا اپ موبایلش رو شارژ کنند (مثل شما که اکانت اسنپتون رو شارژ میکنید، تا هربار ماشین گرفتید کرایه رو ازش کم کنه). مجموع پولی که در این کارتها و در اپ جمع شده، به ۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار رسیده! یعنی مشتریان ۱.۶ میلیارد شارژ کردن ولی هنوز قهوه نخریدن. که یعنی مردم عادی این مبلغ رو به این شرکت وام دادن، که بهرهش صفره! البته صفر هم نیست، چون یه عده یادشون میره شارژ داشتن یا میندازنش دور، که اونارو هم حساب کنیم بهره میشه منفی ۱۰ درصد! مثل اینه که صدتومن بتون قرض بدن بعد بگن نودتومن پس بده!
وقت شعار، همه سرمایهداری و شرکتهای بزرگ رو به شکل اهریمنی خانمانبرانداز نمایش میدن، اما همین مردم داوطلبانه وام با بهره منفی تقدیم میکنند به شرکتها. مصداقش همیشه شارژ اعتبار نیست، اینکه اجازه میدن یک شرکت به اطلاعات شخصیشون دسترسی داشته باشه، مثل گوگل، یعنی دارند بش دیتایی رو تقدیم میکنند که قاعدتا باید میخریدش. در این کیس، وام پرداخت شده حتی بهره منفی هم نداره، چون اصلا بازپرداخت نمیشه!
نمیشه اسمش رو گذاشت «بهرهکشی» شرکتها از مردم. این خود مشتریه که میخواد به دلایلی که به نظرش موجه هستند این وامها رو تقدیم کنه. توصیف درستش اینه که مردم با شرکتها، به یک همزیستی رسیدهاند که در اون سایز طرفین، متناسب نیست. مثل یک ماهی کوچک که بدن یک نهنگ رو تمیز میکنه. هروقت دیدید کسی داره به شرکتهای چندملیتی فحش میده، چک کنید که رابطهش با نهنگها چطوریه. نظر واقعی افراد در زندگی روزمرهشون انعکاس پیدا میکنه، نه در جملات قصارشون.
وقت شعار، همه سرمایهداری و شرکتهای بزرگ رو به شکل اهریمنی خانمانبرانداز نمایش میدن، اما همین مردم داوطلبانه وام با بهره منفی تقدیم میکنند به شرکتها. مصداقش همیشه شارژ اعتبار نیست، اینکه اجازه میدن یک شرکت به اطلاعات شخصیشون دسترسی داشته باشه، مثل گوگل، یعنی دارند بش دیتایی رو تقدیم میکنند که قاعدتا باید میخریدش. در این کیس، وام پرداخت شده حتی بهره منفی هم نداره، چون اصلا بازپرداخت نمیشه!
نمیشه اسمش رو گذاشت «بهرهکشی» شرکتها از مردم. این خود مشتریه که میخواد به دلایلی که به نظرش موجه هستند این وامها رو تقدیم کنه. توصیف درستش اینه که مردم با شرکتها، به یک همزیستی رسیدهاند که در اون سایز طرفین، متناسب نیست. مثل یک ماهی کوچک که بدن یک نهنگ رو تمیز میکنه. هروقت دیدید کسی داره به شرکتهای چندملیتی فحش میده، چک کنید که رابطهش با نهنگها چطوریه. نظر واقعی افراد در زندگی روزمرهشون انعکاس پیدا میکنه، نه در جملات قصارشون.
این نقشه برزیله. قسمتهای سبز رنگ یا مناطق حفاظتشده هستند یا متعلق به قبایل بومی هستند. هیچکشوری در دنیا چنین مساحتی از منطقه حفاظت شده نداره.. که معادل مساحت ۱۵ کشور اروپاییه! و اینها نزدیک به فعالیتهای انسانی هستند، در حالی که مناطق حفاظتشده بقیه کشورها در نواحی دورافتاده و خالی از سکنهست. یعنی کشورهایی که حتی گوشهای از حفاظت برزیل رو انجام نمیدن دارن به برزیل میگن تو محافظ خوبی نیستی!
نیویورکتایمز نوشت بیشتر آتشسوزیها که در تصویر ماهوارهای دیده میشه در مزارع و زمینهایی که قبلا جنگلزدایی شده بوده رخ داده!
قاعده ژورنالیسم حرفهای اینه که از الفاظی مثل «بیشتر» و «اغلب» استفاده نکنند. ولی گویا بیشتر از پنجاه درصده وگرنه نمیگفت اغلب.
البته هیستیریک رسانهای فشار وارد کرد به دولت تا ارتش رو وارد عملیات اطفاء کنه، ولی این هوچیگریهای فیک در درازمدت اعتماد عمومی به رسانه رو از بین میبره. پدیده چوپان دروغگو برای زمین خطرناکتره.
نیویورکتایمز نوشت بیشتر آتشسوزیها که در تصویر ماهوارهای دیده میشه در مزارع و زمینهایی که قبلا جنگلزدایی شده بوده رخ داده!
قاعده ژورنالیسم حرفهای اینه که از الفاظی مثل «بیشتر» و «اغلب» استفاده نکنند. ولی گویا بیشتر از پنجاه درصده وگرنه نمیگفت اغلب.
البته هیستیریک رسانهای فشار وارد کرد به دولت تا ارتش رو وارد عملیات اطفاء کنه، ولی این هوچیگریهای فیک در درازمدت اعتماد عمومی به رسانه رو از بین میبره. پدیده چوپان دروغگو برای زمین خطرناکتره.
❤3
Anarchonomy
Photo
در حماسه رامایانا، یه جوانی هست به نام شراوان کومار، که پدر و مادر نابیناش ازش میخوان اونارو به چهل مکان زیارتی هندوها ببره، چون معتقد بودند این کار روحشون رو تصفیه میکنه. اما پول نداشته. بنابراین هرکدوم رو میذاره تو سبد و با این وسیله که در هند زیاد استفاده میشه، پای پیاده میبرتشون (که البته بعدا تصادفی توسط تیر پادشاه کشته میشه و مادرش پادشاه رو نفرین میکنه که داغ پسر ببینه، و نفرینش عملی میشه). افسانه واسه ۲۴۰۰ سال پیشه اما هنوز هستند کسانی در هند که دقیقا همین کار رو انجام بدند، مثل این آقا به نام کایلاش براهماچاری که مادر نابیناش رو به زیارت همه این اماکن برده.. بیش از ۲۰ سال تمام، هرروز ساعت ۶ صبح پا میشده، پنج ساعت راه میرفته، ناهار میخوردن و استراحت میکردن، و دوباره راه میرفته تا غروب. ۳۷هزار کیلومتر طی کرده، دقیقا با همین وضع. تو یه سبد مادرشه، توی اون یکی لباس و وسایل. (مسلمانان اگه چنین اعجوبهای در بین خودشون داشتند از عدم پوشش رسانهای کافی عالم و آدم رو به فحش میبستند. همینکه سیانان هفتهای یه بار با ون خبرنگاری نیفته دنبال این پسر باید نتیجه بگیریم کنترل دنیا در دست یهودیان است!). یه پسر دیگه هم هست که یکم آدمیزادیتر رفتار میکنه و با موتور مادرش رو برده زیارت، اونا تا الان ۴۱هزار کیلومتر طی کردن. برای مقایسه: قطر کره زمین در استوا ۴۰ هزار کیلومتره!
در جامعه مدرن هند که داربست سنت در حال فروریختنه و احترام پدر و مادر مثل گذشته رعایت نمیشه، بعضیها میخوان شراوان کومار قرن ۲۱ باشند. حالا با موتور خیلی غریب نیست، توریستها هم ازینکارها میکنند، ولی با سبد روی دوش، فقط از پس یک «مومن» برمیاد. در خارج از چارچوب ایمان، این کار از طرف پسر، یک خودآزاریه، و از طرف مادر یک دیگرآزاری. اما داخل چارچوب ایمان، هر دو دارند کیف میکنند! (در مسائل ایمانی، هیچوقت نگید این انتهای جنونه. حتما مومن دیگهای پیدا خواهد شد که باز هم سوپرایزتون کنه).
این لینک رو یه جا سیو کنید چون در اربعین به درد میخوره. داریم به ایامی نزدیک میشیم که شیعیان قراره با تبلیغات ۸۰ کیلومتر پیادهروی ناقابل، پارهمون کنند، چون معتقدند آسمان سوراخ شده و اینا به عنوان «راکاستار زیارت» افتادن پایین، و امام حسین یه نیروی ویژه در برانگیختن احساسات مذهبی داره که بقیه مقدسات بشری ندارند و خلاصه کپتناَمریکای ابرقهرمانهای مذهبیه!.. تظاهراتی که که نصفش هم با ماشین میرن و دم و تشکیلات دو دولت ایران و عراق با بودجه هنگفت عمومی در خدمتشونه و مردم محلی هم مجانی بشون انواع سرویسها رو ارائه میدن.
تا اطلاع ثانوی تمام زائران جهان باید در برابر لنگ آقای براهماچاری لنگ بندازن.
https://www.indianeagle.com/travelbeats/todays-shravan-kumar-pilgrimage/
در جامعه مدرن هند که داربست سنت در حال فروریختنه و احترام پدر و مادر مثل گذشته رعایت نمیشه، بعضیها میخوان شراوان کومار قرن ۲۱ باشند. حالا با موتور خیلی غریب نیست، توریستها هم ازینکارها میکنند، ولی با سبد روی دوش، فقط از پس یک «مومن» برمیاد. در خارج از چارچوب ایمان، این کار از طرف پسر، یک خودآزاریه، و از طرف مادر یک دیگرآزاری. اما داخل چارچوب ایمان، هر دو دارند کیف میکنند! (در مسائل ایمانی، هیچوقت نگید این انتهای جنونه. حتما مومن دیگهای پیدا خواهد شد که باز هم سوپرایزتون کنه).
این لینک رو یه جا سیو کنید چون در اربعین به درد میخوره. داریم به ایامی نزدیک میشیم که شیعیان قراره با تبلیغات ۸۰ کیلومتر پیادهروی ناقابل، پارهمون کنند، چون معتقدند آسمان سوراخ شده و اینا به عنوان «راکاستار زیارت» افتادن پایین، و امام حسین یه نیروی ویژه در برانگیختن احساسات مذهبی داره که بقیه مقدسات بشری ندارند و خلاصه کپتناَمریکای ابرقهرمانهای مذهبیه!.. تظاهراتی که که نصفش هم با ماشین میرن و دم و تشکیلات دو دولت ایران و عراق با بودجه هنگفت عمومی در خدمتشونه و مردم محلی هم مجانی بشون انواع سرویسها رو ارائه میدن.
تا اطلاع ثانوی تمام زائران جهان باید در برابر لنگ آقای براهماچاری لنگ بندازن.
https://www.indianeagle.com/travelbeats/todays-shravan-kumar-pilgrimage/
Travel to India, Cheap Flights to India, Aviation News, India Travel Tips
This Shravan Kumar of India has been on Pilgrimage for 20 Years with His Mother on Shoulders - Travel to India, Cheap Flights to…
50% of the senior citizens who participated in a 2014 survey conducted by HelpAge India reported being subjected to verbal, physical and emotional abuse by their own children. In current times when old age homes are mushrooming in India and many senior citizens…
❤4
شما هم فکر میکنید استفاده زیاد نوجوانان از تکنولوژی (کامپیوترها، اسمارتفونها، گجتها، شبکههای اجتماعی..) باعث میشه مشکلات روانی پیدا کنند؟ خیلیها چنین تصوری دارند، اما یک مطالعه جدید نشون میده هیچگونه رابطهای بین استفاده ازین امکانات و مشکلات روانی وجود نداره. و البته یک یافته غیرمنتظره هم داشته: نوجوانانی که بیشتر «کانکت» بودند، کمتر افسرده بودند! احتمال میدن علتش این باشه که نوجوانی که بیشتر در ارتباط با بقیهست در شبکه، بیشتر احساساتش رو بروز میده. نظریه من اینه که گفتگو و بیرونریختن عامل اصلی نیست. محتویات شبکههای اجتماعی، فضایی موازی فضای زندگی روزمره میسازه. برخلاف ادبیات رایج، دوگانه واقعی-مجازی، وجود نداره. دوگانه روزمره-غیرروزمره وجود داره. اون چیزی که افسردگیها رو ایجاد یا تشدید میکنه، واقعی بودن چیزها نیست. تکراری بودن چیزهاست. در فضای اینترنت، محتویات تکراری نیست و دائم در حال تازه شدنه.
به هرحال اگه پدر و مادری فرزندی دارند که مشکل روحی روانی داره، بهتره تقصیرات رو روی دوش چیزی غیر از گوشی هوشمند بندازن.
https://www.youtube.com/watch?v=c_1Reo9Qd1k
به هرحال اگه پدر و مادری فرزندی دارند که مشکل روحی روانی داره، بهتره تقصیرات رو روی دوش چیزی غیر از گوشی هوشمند بندازن.
https://www.youtube.com/watch?v=c_1Reo9Qd1k
YouTube
Adolescent Technology Use and Mental Health
Findings from Jensen, George, Russell, & Odgers' 2019 paper: Young Adolescents’ Digital Technology Use and Adolescents’ Mental Health Symptoms: Little Evidence of Longitudinal or Daily Linkages. For full study click visit: https://doi.org/10.1177/2167702619859336
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقتصاددانها میگفتند اگه واقعا تقاضایی وجود داشته باشه، هرچی که باشه، حتما بازار بش پاسخ میده. روی کاغذ باور نمیکردیم. ولی اینو دیدم و ایمان آوردم! یعنی هم ایمان آوردم هم خندهم گرفت.
شده بخواید یک دستمال یا یک جفت جوراب یا یک شورت رو در سینک روشویی بشویید؟ یک وسیله ساختند براش که بهتر انجام بشه، بدون زحمت شما. آب رو پر میکنید، مایع شوینده رو میریزید، اینو میچسبونید به دیواره سینک. میچرخه و آب رو به جریان میندازه، بعد از امواج اولتراسونیک که بالای ۱۰هزار پالس در ثانیهست استفاده میکنه تا ماده شوینده به عمق بافت نفوذ کنه. تا دوش بگیری و برگردی همه لکهها از بین رفتن! به باتری پاوربانک وصل میشه، و قیمتش فقط ۲۸ دلار!
به لحن برادران افغان: زیندَه باد سرمایهداری.
شده بخواید یک دستمال یا یک جفت جوراب یا یک شورت رو در سینک روشویی بشویید؟ یک وسیله ساختند براش که بهتر انجام بشه، بدون زحمت شما. آب رو پر میکنید، مایع شوینده رو میریزید، اینو میچسبونید به دیواره سینک. میچرخه و آب رو به جریان میندازه، بعد از امواج اولتراسونیک که بالای ۱۰هزار پالس در ثانیهست استفاده میکنه تا ماده شوینده به عمق بافت نفوذ کنه. تا دوش بگیری و برگردی همه لکهها از بین رفتن! به باتری پاوربانک وصل میشه، و قیمتش فقط ۲۸ دلار!
به لحن برادران افغان: زیندَه باد سرمایهداری.
❤4
Anarchonomy
Photo
نوشته «هزار اقتصادخونده با مدرک پیاچدی رفتن به جکسون هول (ایالت وایومینگ، اجلاس سالانه مدیران بانکهای مرکزی بود) تا ببینن چجوری باید اقتصاد دنیا رو درست کرد، اما هیچکدومشون به این حقیقت تاریخی اشاره نکرده که در دوران استاندارد طلا (که طلا پشتوانه دلار بود) آمریکا دو برابر بیشتر از الان رشد داشت. اون موقعی که پیاچدی گرفتهها نرخ بهره رو تعیین نمیکردند، بازار آزاد تعیین میکرد».
هزارتا پیاچدی..
بله خیلیهاشون تولید شدن چون آکادمی، دیگه فقط آکادمی نیست. بنگاه تولید طبقه الیته. ولی ما خیلیهاشون رو لازم داریم چون دیتا زیاد داریم. اینهمه دیتا، آدمایی لازم داره که درکشون کنند. ۱۵۰ سال پیش که انقدر دیتا نداشتیم
مشخص نیست چرا برخی انقدر به دوران طلا حالت نوستالژیک دارند. به دلایل مختلف احیای دوباره اون سیستم ممکن نیست (مخصوصا با بازیگر پدرسوختهای مثل چین). معلوم نیست چرا درباره چیزی که عملی نیست انقدر صحبت میشه. اما ایشون قصه رو ناقص تعریف میکنه. رشد سریع آمریکا به خاطر طلاپشتوانگی پول نبود، به خاطر جمعیت جوان و افزایش انفجاری بهرهوری صنعتی بود. هرچیزی رو تا یه حدی میشه بهبود داد، وقتی به اون حد رسیدی، دیگه نمیشه رشد قابل توجهی ایجاد کرد. و از قضا در همون سیستم هم پول بیپشتوانه ایجاد شد. بانکها بیشتر از مقداری که طلا داشتند به مردم پول دادند، که منجر به بحران شد و بخش قابل توجهی از اقتصاد آمریکا رو به باد فنا داد و مردم رو بیچاره کرد، و همون باعث شد فدرال رزرو ایجاد بشه، که الان میگن اونم بده! مسئله اینه: اگه نهادها با سیستم فعلی دارن قاعده (پول بیپشتوانه نده دست مردم) رو رعایت نمیکنند، قطعا در یک سیستم دیگه که پشتوانه پول یه چیز فیزیکیه هم رعایت نخواهند کرد. و برعکس، اگه در اون سیستم قابل اعتماد بودند، در این سیستم هم میتونن قابل اعتماد باشند.
این منو یاد بعضی فعالان محیطزیست میندازه که راه حل نجات زمین رو ورود به عرصه سیاست و تشکیل دولتهای سبز میدونند! انگار مشکل دولت، دولتمردها هستند، نه ذات دولت! چطور میشه از یه طرف با چشم دید که دولت یا کفایت حفاظت نداره یا خودش مخربه، بعد برای نجات زمین ایجاد دولتی بزرگتر و مداخلهگرتر رو تجویز کرد؟ اصلا اینو چجوری تو مغزشون تجزیه تحلیل میکنند؟
هزارتا پیاچدی..
بله خیلیهاشون تولید شدن چون آکادمی، دیگه فقط آکادمی نیست. بنگاه تولید طبقه الیته. ولی ما خیلیهاشون رو لازم داریم چون دیتا زیاد داریم. اینهمه دیتا، آدمایی لازم داره که درکشون کنند. ۱۵۰ سال پیش که انقدر دیتا نداشتیم
مشخص نیست چرا برخی انقدر به دوران طلا حالت نوستالژیک دارند. به دلایل مختلف احیای دوباره اون سیستم ممکن نیست (مخصوصا با بازیگر پدرسوختهای مثل چین). معلوم نیست چرا درباره چیزی که عملی نیست انقدر صحبت میشه. اما ایشون قصه رو ناقص تعریف میکنه. رشد سریع آمریکا به خاطر طلاپشتوانگی پول نبود، به خاطر جمعیت جوان و افزایش انفجاری بهرهوری صنعتی بود. هرچیزی رو تا یه حدی میشه بهبود داد، وقتی به اون حد رسیدی، دیگه نمیشه رشد قابل توجهی ایجاد کرد. و از قضا در همون سیستم هم پول بیپشتوانه ایجاد شد. بانکها بیشتر از مقداری که طلا داشتند به مردم پول دادند، که منجر به بحران شد و بخش قابل توجهی از اقتصاد آمریکا رو به باد فنا داد و مردم رو بیچاره کرد، و همون باعث شد فدرال رزرو ایجاد بشه، که الان میگن اونم بده! مسئله اینه: اگه نهادها با سیستم فعلی دارن قاعده (پول بیپشتوانه نده دست مردم) رو رعایت نمیکنند، قطعا در یک سیستم دیگه که پشتوانه پول یه چیز فیزیکیه هم رعایت نخواهند کرد. و برعکس، اگه در اون سیستم قابل اعتماد بودند، در این سیستم هم میتونن قابل اعتماد باشند.
این منو یاد بعضی فعالان محیطزیست میندازه که راه حل نجات زمین رو ورود به عرصه سیاست و تشکیل دولتهای سبز میدونند! انگار مشکل دولت، دولتمردها هستند، نه ذات دولت! چطور میشه از یه طرف با چشم دید که دولت یا کفایت حفاظت نداره یا خودش مخربه، بعد برای نجات زمین ایجاد دولتی بزرگتر و مداخلهگرتر رو تجویز کرد؟ اصلا اینو چجوری تو مغزشون تجزیه تحلیل میکنند؟
❤3
از هر ۱۰ شهروند عربستانی ۷ تاشون تلویزیون نگاه میکنند، اما ۸ تاشون ویدئوهای اینترنتی نگاه میکنند که میانگین زمانش ۵۰ دقیقهست. یعنی تعداد کسانی که با موبایل یا تبلت یا لپتاپ، و به صورت آنلاین فیلم و سریال میبینند از کسانی که تلویزیون نگاه میکنند بیشتره!
این نشون میده که زیرساخت ارتباطات در عربستان چقدر جلوتر از زیرساخت ماست. و نشون میده چه فرصت بزرگی رو داریم از دست میدیم برای تقویت رابطه فرهنگی. تا حالا دیدید یک ایرانی یک محتوای مدرن بسازه که جامعه هدفش عربها باشه تا پیامی متفاوت از پیام جمهوریاسلامی رو منتقل کنه؟ همهچیز رو واگذار کردیم به حکومت بعد تعجب میکنیم که چرا مردم منطقه از ما بدشون میاد.
این نشون میده که زیرساخت ارتباطات در عربستان چقدر جلوتر از زیرساخت ماست. و نشون میده چه فرصت بزرگی رو داریم از دست میدیم برای تقویت رابطه فرهنگی. تا حالا دیدید یک ایرانی یک محتوای مدرن بسازه که جامعه هدفش عربها باشه تا پیامی متفاوت از پیام جمهوریاسلامی رو منتقل کنه؟ همهچیز رو واگذار کردیم به حکومت بعد تعجب میکنیم که چرا مردم منطقه از ما بدشون میاد.