جعل صدا از جهاتی از جهل چهره هم ترسناکتره. طرف نشسته تمام سخنرانیهای جردن پیترسون رو جمعآوری کرده و تحویل داده به هوش مصنوعی. بعد یه سایت درست کرده به آدرس
notjordanpeterson.com
یعنی این جردن نیست، ولی انگار که هست. یه متن وارد میکنید، در حد ۲۸۰ کاراکتر، بعد با صدای جردن براتون میخونه، طوری که انگار واقعا خودش اون حرف رو زده و ضبطش کردن.
من هم یه تست زدم، و فوقالعاده بود.
تصور کنید این تکنولوژی، نه دو برابر و نه سه برابر، بلکه فقط ۳۰ درصد بهبود پیدا کنه. عملا هیچچیز رو از هیچچیز نمیشه تمیز داد.
notjordanpeterson.com
یعنی این جردن نیست، ولی انگار که هست. یه متن وارد میکنید، در حد ۲۸۰ کاراکتر، بعد با صدای جردن براتون میخونه، طوری که انگار واقعا خودش اون حرف رو زده و ضبطش کردن.
من هم یه تست زدم، و فوقالعاده بود.
تصور کنید این تکنولوژی، نه دو برابر و نه سه برابر، بلکه فقط ۳۰ درصد بهبود پیدا کنه. عملا هیچچیز رو از هیچچیز نمیشه تمیز داد.
از شریعتی صوت سخنرانی کم نیست. اگه کسانی با هوش مصنوعی آشنایی دارن خواهش میکنم یه وقتی بذارن و این کاری که تو این سایت میشه انجام داد (و کرک و پر و پشم و تمام تجهیزات پوششی ما را ریخت) رو با صدای ایشون اجرا کنند. یه متن پیشنهادی براش دارم:
«ای کاش برخلاف توصیه پیامبر، آنچه برای خود میپسندیدم برای ایران نمیپسندیدم. طاقت نداشتم ببینم از شیعه علوی جنازهای مانده، شیعه صفوی را پیرهن عثمان کردم، تا مردهای را زنده کنم که دوست داشتم هیچوقت نمیرد. کاش وقتی شاعرانگی شرقیام اجازه نداد غرب را بپذیرم، روراست میگفتم نمیخواهم جلوتر بیاییم، اما شما مردم، راهتان را بروید. طاقت نداشتم خودم را تنها سرگردان ایران ببینم، راه سومی رو به ناکجاآباد نشان مردم دادم تا آنها مبتلاتر از من شوند. وقتی ابوذر راهی ربذه بود نگفت یکی از شما با من بیایید! اما من خلقی را به برهوت حیرانی خود کشاندم. کاش همه آنهایی که در بیداری هزینه خواب و خیال من را دادند، مرا ببخشند».
«ای کاش برخلاف توصیه پیامبر، آنچه برای خود میپسندیدم برای ایران نمیپسندیدم. طاقت نداشتم ببینم از شیعه علوی جنازهای مانده، شیعه صفوی را پیرهن عثمان کردم، تا مردهای را زنده کنم که دوست داشتم هیچوقت نمیرد. کاش وقتی شاعرانگی شرقیام اجازه نداد غرب را بپذیرم، روراست میگفتم نمیخواهم جلوتر بیاییم، اما شما مردم، راهتان را بروید. طاقت نداشتم خودم را تنها سرگردان ایران ببینم، راه سومی رو به ناکجاآباد نشان مردم دادم تا آنها مبتلاتر از من شوند. وقتی ابوذر راهی ربذه بود نگفت یکی از شما با من بیایید! اما من خلقی را به برهوت حیرانی خود کشاندم. کاش همه آنهایی که در بیداری هزینه خواب و خیال من را دادند، مرا ببخشند».
👍10
داریم برمیگردیم به صدر اسلام.. اثبات جرم فقط با شهادت ۴ نفر شاهد عینی 😅
ولی دوربینهای مداربسته همین الان هم کارایی ندارند. اساسا شهادت وقتی کاربرد داره که مجرم تصورش اینه که کسی در حال مشاهدهش نیست. حالا میخواد شاهد زنده باشه، یا شاهد دیجیتالی. وقتی دزدها واقفند که نه تنها دوربین وجود داره، بلکه «همهجا» دوربین وجود داره، با برنامه متفاوتی کارشون رو انجام میدن.
معضل اصلی اینه که کاری که نکردی رو بندازن گردنت. داستان سریال پریزون بریک هم با پاپوشی مشابه شروع شد. تو کشور دموکراتیک و آزاد که پلیس باید پاسخگو باشه، نمیشه خیلی پاپوش دوخت برای کسی، جز در سریالهاشون، اما در کشورهایی مثل ایران و چین، خیلی کارها میشه کرد. ولی بیایید واقعبین باشیم، امروز اگه سپاه بخواد جرمی رو بذاره تو پروندهتون که انجام ندادید، به ویدئو فیک نیاز داره؟ نه. کافیه با کابل پاهاتون رو سیاه کنه.
ولی دوربینهای مداربسته همین الان هم کارایی ندارند. اساسا شهادت وقتی کاربرد داره که مجرم تصورش اینه که کسی در حال مشاهدهش نیست. حالا میخواد شاهد زنده باشه، یا شاهد دیجیتالی. وقتی دزدها واقفند که نه تنها دوربین وجود داره، بلکه «همهجا» دوربین وجود داره، با برنامه متفاوتی کارشون رو انجام میدن.
معضل اصلی اینه که کاری که نکردی رو بندازن گردنت. داستان سریال پریزون بریک هم با پاپوشی مشابه شروع شد. تو کشور دموکراتیک و آزاد که پلیس باید پاسخگو باشه، نمیشه خیلی پاپوش دوخت برای کسی، جز در سریالهاشون، اما در کشورهایی مثل ایران و چین، خیلی کارها میشه کرد. ولی بیایید واقعبین باشیم، امروز اگه سپاه بخواد جرمی رو بذاره تو پروندهتون که انجام ندادید، به ویدئو فیک نیاز داره؟ نه. کافیه با کابل پاهاتون رو سیاه کنه.
❤2
تاریخ ما پر شده از وزیرکشیها. گاهی از ظن خود شاه، گاهی از حسادت رقیب. و در این ماجراها آدمهای بزرگی رو از دست دادیم. اما همینکه این قتلها یا حبسها یا تبعیدها رخ میداد، نشانه این بود که شاه اجازه نمیداد چیزی اتوریتهش رو خدشهدار کنه. صرف اینکه اختلاف دو نفر از مقامات نظام به مرحله بروز بیرونی برسه این معنی رو میداشت که حاکم فعلی، واقعا در حال حکمرانی نیست! برای شاه اینکه باید خیلی سریع یکی رو بر دیگری پیروز میکرد اهمیت بیشتری داشت تا اینکه با کدومشون همنظره. در سیستم کلاسیک مملکتداری در ایران، امشب یا باید لاریجانی با زندگی خداحافظی میکرد، یا یزدی. اما هر دو فردا صبح دوباره بیدار خواهند شد، و صبحانهای مفصلتر از من و شما خواهند خورد.
سرنوشت ملت ما تا حدی وارونهست. زمانی که حکومتهای مرکزی واقعا «اقتدار» داشتند، فضلایی مثل شمسالدین محمد جوینی و رشیدالدین فضلالله همدانی تا امیرکبیر قربانی تیغ اون اقتدار شدند، و الان که مشتی نخالهی پوک دستگاه حاکمیت رو پر کرده و نیاز به نیرویی هست تا بساط وافورشون رو جمع و دهان گشادشون رو ببنده، خبری از اقتدار نیست.
سرنوشت ملت ما تا حدی وارونهست. زمانی که حکومتهای مرکزی واقعا «اقتدار» داشتند، فضلایی مثل شمسالدین محمد جوینی و رشیدالدین فضلالله همدانی تا امیرکبیر قربانی تیغ اون اقتدار شدند، و الان که مشتی نخالهی پوک دستگاه حاکمیت رو پر کرده و نیاز به نیرویی هست تا بساط وافورشون رو جمع و دهان گشادشون رو ببنده، خبری از اقتدار نیست.
❤4
درسته درونگراها دوست ندارن زیاد آدم ببینند، ولی معنیش این نیست که دوست ندارند دنیا رو ببینند.
تورهای جهانگردی، از قدیم بر مبنای سفر گروهی طراحی شدند. و این علاوه بر شلوغ کردن کاروان، هر فرد رو دائم در مجاورت همسفران قرار میده. و این چیزی نیست که درونگراها بپسندند. حالا یک شرکت آمریکایی تور مخصوص این افراد ایجاد کرده. سفرهایی که در گروههای خیلی کوچک انجام میشه یا کاملا انفرادیه. نیاز نیست اعضای تور همدیگه رو ببینند یا برنامهشون رو باهم تنظیم کنند. در واقع تور خودش رو با فرد تنظیم میکنه، نه برعکس. لوکیشنهایی انتخاب میشه که پر از آدم نباشه. محل خواب میتونه کاملا دور از اجتماع انسانی باشه. و موارد دیگه که تنهایی طرف رو تضمین میکنه.
اعتماد به بازار، باعث میشه به نیازهایی پاسخ داده بشه که اگه دست خودمون بود شاید چند دهه دیگه هم بشون اهمیت نمیدادیم. قاعدتا جامعه باید حواسش به نیاز کسانی که مثل بقیه نیستند هم باشه، اما نیست. فقط حواس بازاره که همیشه جَمعه.
تورهای جهانگردی، از قدیم بر مبنای سفر گروهی طراحی شدند. و این علاوه بر شلوغ کردن کاروان، هر فرد رو دائم در مجاورت همسفران قرار میده. و این چیزی نیست که درونگراها بپسندند. حالا یک شرکت آمریکایی تور مخصوص این افراد ایجاد کرده. سفرهایی که در گروههای خیلی کوچک انجام میشه یا کاملا انفرادیه. نیاز نیست اعضای تور همدیگه رو ببینند یا برنامهشون رو باهم تنظیم کنند. در واقع تور خودش رو با فرد تنظیم میکنه، نه برعکس. لوکیشنهایی انتخاب میشه که پر از آدم نباشه. محل خواب میتونه کاملا دور از اجتماع انسانی باشه. و موارد دیگه که تنهایی طرف رو تضمین میکنه.
اعتماد به بازار، باعث میشه به نیازهایی پاسخ داده بشه که اگه دست خودمون بود شاید چند دهه دیگه هم بشون اهمیت نمیدادیم. قاعدتا جامعه باید حواسش به نیاز کسانی که مثل بقیه نیستند هم باشه، اما نیست. فقط حواس بازاره که همیشه جَمعه.
❤4
Anarchonomy
Photo
برای یک آمریکایی که در سوئد زندگی کرده، یکی از تجربیاتی که جالب بوده اینه که بیخود و بیجهت پرونده قضایی تشکیل نمیشه، دادگاهها شلوغ و وکلا میلیونر نیستند. و برای مثال میگه یه شب که دستم بریده بود و رفتیم کلینیک، چون کسی نبود که به دکتر کمک کنه برای بخیه زدن، از همسرم به عنوان دستیار کمک گرفت. یعنی یک فرد آموزش ندیده و مجوز نگرفته و بیمهنشده در فرآیند درمان مشارکت داده شد! اگه میتونید این کار رو در آمریکا انجام بدید. (یعنی اگه به عنوان دکتر چنین کاری انجام بدید حتما میرن ازتون شکایت میکنند).
این یک مزیت اجتماعیه، که مردم به هموطن اعتماد کنند و خیرخواه همدیگه باشند، و این در سوئد پررنگتره. معتقده آمریکا در این حد نمیتونه اعتماد بوجود بیاره چون خیلی پهناوره، جمعیتش خیلی متنوعه، و تجربه تاریخی که داشته منتج به وضعیت فعلی شده. ازین جهت ایران خیلی شبیه آمریکاست. هرچند در ایران قوه قضاییه به یک جوک تبدیل شده، و قوانین مربوط به عهد بوق اسلام هستند، اما قانون بد در آمریکا هم هست، مثلا برخلاف خیلی کشورها، هزینه دادگاه به عهده طرفینه. در سوئد، بازنده باید هزینه طرف مقابل رو بده (معقول هم هست. اگه من جرمی مرتکب نشدم و یکی ادعا کرد که مرتکب شدم، و در دادگاه ثابت شد که نشدم، هزینهش رو چرا باید من بدم؟ چرا باید برای کاری که نکردم هزینه بدم؟ در آمریکا یک شرکت چندملیتی از شما شکایت میکنه که داشتید در وبلاگتون اعتبار شرکت رو زیر سوال میبردید. باید برید دادگاه و ثابت کنید چیزهایی که نوشتید معتبره. اما هزینه میخواد، و شما ندارید. پس مجبورید خارج از دادگاه با شرکت کنار بیایید. وکیل شرکت میاد یه تعهدنامه میذاره جلوتون و میگه امضا کن، که توش نوشته قول میدم دیگه درباره شما زر نزنم! به همین سادگی میشه طرف رو خفه کرد، چون پول نداره. این اتفاق واقعا برای یکی از وبلاگهایی که میخونم افتاده). ما اگه یک قوه قضائیه ایدهآل هم داشتیم، و قوانین هم مدرن بودند، تا وقتی وضعیت اعتماد و خیراندیشی شهروندان نسبت بهمدیگه بر همین منواله، دادسراها جای سوزن انداختن نخواهند داشت.
وقتی اعتماد بیشتره، میشه دولت رو هم کوچکتر کرد. مثلا دولت سوئد نیازی نداره مأمور بفرسته به تک تک نانواییها تا ببینه دارن نان سالم تحویل مردم میدن یا نه. این شهروندان هستن که در حال نظارت مستمر هستند، و بعد ازینکه شکایتی از یک نانوایی داشتند دولت میره سراغش، چون شکایت «هموطنان سوئدی» برای دولت قابل اعتماده. در ایران، هر کاری رو بخوای بذاری به عهده مردم، باید از قبل مکانیزمی طراحی کنی که انواع کلاهبرداریها و سوءاستفادهها رو پیشبینی کرده باشه! چون دیفالت اینه که ملت ازین فرصت استفاده خواهند کرد برای دریدن همدیگه، یا دور زدن دولت!
سوئدیها بعد ازینکه تعدادی مهاجر از شمال آفریقا و خاورمیانه وارد کردند، و ناسازگاریشون رو از نزدیک دیدند دارند متوجه میشن که شرایط مطلوبی که تا حالا داشتند ازش بهره میبردند حاصل قوانین خوب و سیستم حکمرانی خوب نبوده صرفا، بلکه وابسته به «روح جمعی سوئدی» بوده. که این مهاجر هیچی ازش نمیدونه، یا نمیخواد بدونه.
این یک مزیت اجتماعیه، که مردم به هموطن اعتماد کنند و خیرخواه همدیگه باشند، و این در سوئد پررنگتره. معتقده آمریکا در این حد نمیتونه اعتماد بوجود بیاره چون خیلی پهناوره، جمعیتش خیلی متنوعه، و تجربه تاریخی که داشته منتج به وضعیت فعلی شده. ازین جهت ایران خیلی شبیه آمریکاست. هرچند در ایران قوه قضاییه به یک جوک تبدیل شده، و قوانین مربوط به عهد بوق اسلام هستند، اما قانون بد در آمریکا هم هست، مثلا برخلاف خیلی کشورها، هزینه دادگاه به عهده طرفینه. در سوئد، بازنده باید هزینه طرف مقابل رو بده (معقول هم هست. اگه من جرمی مرتکب نشدم و یکی ادعا کرد که مرتکب شدم، و در دادگاه ثابت شد که نشدم، هزینهش رو چرا باید من بدم؟ چرا باید برای کاری که نکردم هزینه بدم؟ در آمریکا یک شرکت چندملیتی از شما شکایت میکنه که داشتید در وبلاگتون اعتبار شرکت رو زیر سوال میبردید. باید برید دادگاه و ثابت کنید چیزهایی که نوشتید معتبره. اما هزینه میخواد، و شما ندارید. پس مجبورید خارج از دادگاه با شرکت کنار بیایید. وکیل شرکت میاد یه تعهدنامه میذاره جلوتون و میگه امضا کن، که توش نوشته قول میدم دیگه درباره شما زر نزنم! به همین سادگی میشه طرف رو خفه کرد، چون پول نداره. این اتفاق واقعا برای یکی از وبلاگهایی که میخونم افتاده). ما اگه یک قوه قضائیه ایدهآل هم داشتیم، و قوانین هم مدرن بودند، تا وقتی وضعیت اعتماد و خیراندیشی شهروندان نسبت بهمدیگه بر همین منواله، دادسراها جای سوزن انداختن نخواهند داشت.
وقتی اعتماد بیشتره، میشه دولت رو هم کوچکتر کرد. مثلا دولت سوئد نیازی نداره مأمور بفرسته به تک تک نانواییها تا ببینه دارن نان سالم تحویل مردم میدن یا نه. این شهروندان هستن که در حال نظارت مستمر هستند، و بعد ازینکه شکایتی از یک نانوایی داشتند دولت میره سراغش، چون شکایت «هموطنان سوئدی» برای دولت قابل اعتماده. در ایران، هر کاری رو بخوای بذاری به عهده مردم، باید از قبل مکانیزمی طراحی کنی که انواع کلاهبرداریها و سوءاستفادهها رو پیشبینی کرده باشه! چون دیفالت اینه که ملت ازین فرصت استفاده خواهند کرد برای دریدن همدیگه، یا دور زدن دولت!
سوئدیها بعد ازینکه تعدادی مهاجر از شمال آفریقا و خاورمیانه وارد کردند، و ناسازگاریشون رو از نزدیک دیدند دارند متوجه میشن که شرایط مطلوبی که تا حالا داشتند ازش بهره میبردند حاصل قوانین خوب و سیستم حکمرانی خوب نبوده صرفا، بلکه وابسته به «روح جمعی سوئدی» بوده. که این مهاجر هیچی ازش نمیدونه، یا نمیخواد بدونه.
❤4
اینجارو.. جناب خالقی رفته نشسته با یک شارلاتان گفتگو کرده برای روزنامه، بعد اومده نوشته طرف اگه شارلاتان نبود این حرفها رو نمیزد!.. خب مومن واسه چی میری با کسی گفتگو میکنی که نه تنها سواد اقتصادی نداره، بلکه خودت هم واقفی که شارلاتانه؟ اتفاقا شارلاتانها دقیقا با همین جدیگرفتنها متورمتر میشن. وقتی روزنامه به شما میگه بیا در فلان گفتگو شرکت کن اولین چیزی که باید بپرسی اینه که طرف مقابلم کیه؟ اینو هر کسی که حداقلی از پرستیژ علمی برای خودش قائل باشه رعایت میکنه.
آخه تو رو به حضرت عباس نگاه کنید وضعیت رو.. اون خرس گنده رفته تو جلسه شرکت کرده بعد اومده تو اینستاگرامش یه برچسب فوقالعاده چیپ و دوزاری مثل «طرفدار تبعیض» به طرف مقابلش زده، و این یکی خرس گنده اومده تو تلگرامش نوشته دم خروست پیداست!
آقای جان بولتون، خواهش میکنم بیا این کودکستان رو با خاک یکسان کن.
https://t.iss.one/RahbordChannel/1403
آخه تو رو به حضرت عباس نگاه کنید وضعیت رو.. اون خرس گنده رفته تو جلسه شرکت کرده بعد اومده تو اینستاگرامش یه برچسب فوقالعاده چیپ و دوزاری مثل «طرفدار تبعیض» به طرف مقابلش زده، و این یکی خرس گنده اومده تو تلگرامش نوشته دم خروست پیداست!
آقای جان بولتون، خواهش میکنم بیا این کودکستان رو با خاک یکسان کن.
https://t.iss.one/RahbordChannel/1403
Telegram
راهبرد
دم خروس سیاسی کاری!
هایک می گوید ایده "عدالت اجتماعی" مستلزم اینست که دولت با افراد مختلف "نابرابر" برخورد کند تا آنها را برابر سازد!
پس هوادار تبعیض کسان دیگرند، ولی فارغ از اینکه دولت انگیزه و توان برابر کردن را دارد و از این برابری چه هدفی را دنبال…
هایک می گوید ایده "عدالت اجتماعی" مستلزم اینست که دولت با افراد مختلف "نابرابر" برخورد کند تا آنها را برابر سازد!
پس هوادار تبعیض کسان دیگرند، ولی فارغ از اینکه دولت انگیزه و توان برابر کردن را دارد و از این برابری چه هدفی را دنبال…
❤1
ارتفاع برف در استرالیا به بیشترین سطح در طول دو دهه گذشته رسیده!
اما آیا این برفها تغییری در تبلیغات «تغییر اقلیم»/ «گرمایش جهانی» میذارن؟ ابدا. چون محیطزیستیها به مذهبی مجهزند که برای همهچیز جواب داره. درست مثل بقیه مذاهب. برای مومن هیچ فرقی نداره در دنیای بیرون چه اتفاقی میفته، چون هر اتفاقی بیفته، ثابت میکنه که خدا هست! بلا نازل بشه یعنی خدا هست، نشه، بازم یعنی خدا هست. در ناز و نعمت باشه یعنی خدا کریمه، در زجر و مشقت باشه، بازم یعنی خدا کریمه. مطلقا چیزی وجود نداره که بتونه نظریهش رو ابطال کنه.
در مورد مذهب اقلیمشناسان هم تقریبا همینطوره. کره زمین هر رفتاری نشون بده، ثابت میکنه که نظریهشون درسته. هررفتاری! اگه برف نیاد، یعنی نظریهشون درسته، اگه بیاد، یعنی درسته، اگه کم بیاد یعنی درسته، اگه زیاد بیاد یعنی درسته، اگه طوفان بشه، یعنی درسته، اگه هیچ طوفانی رخ نده یعنی درسته. هیچ اتفاقی نیست که نظریهشون رو باطل کنه. حتی اگه زمین بگه «من هیچیم نیست لعنتیا»، بش میگن «داغی» حالیت نیست!
اما آیا این برفها تغییری در تبلیغات «تغییر اقلیم»/ «گرمایش جهانی» میذارن؟ ابدا. چون محیطزیستیها به مذهبی مجهزند که برای همهچیز جواب داره. درست مثل بقیه مذاهب. برای مومن هیچ فرقی نداره در دنیای بیرون چه اتفاقی میفته، چون هر اتفاقی بیفته، ثابت میکنه که خدا هست! بلا نازل بشه یعنی خدا هست، نشه، بازم یعنی خدا هست. در ناز و نعمت باشه یعنی خدا کریمه، در زجر و مشقت باشه، بازم یعنی خدا کریمه. مطلقا چیزی وجود نداره که بتونه نظریهش رو ابطال کنه.
در مورد مذهب اقلیمشناسان هم تقریبا همینطوره. کره زمین هر رفتاری نشون بده، ثابت میکنه که نظریهشون درسته. هررفتاری! اگه برف نیاد، یعنی نظریهشون درسته، اگه بیاد، یعنی درسته، اگه کم بیاد یعنی درسته، اگه زیاد بیاد یعنی درسته، اگه طوفان بشه، یعنی درسته، اگه هیچ طوفانی رخ نده یعنی درسته. هیچ اتفاقی نیست که نظریهشون رو باطل کنه. حتی اگه زمین بگه «من هیچیم نیست لعنتیا»، بش میگن «داغی» حالیت نیست!
❤3
اگه وقت داشتید این مطلب واشنگتنپست رو بخونید. چین در چک یه سری سرمایهگذاری کرده بوده، بعد که احساس کرده جای پاش سفت شده شروع کرده به لات بازی! تا حدی که سفیرشون تو یه مجلسی داد و بیداد راه انداخته که نماینده تایوان رو بندازید بیرون! اینا هم ننداختن، گفتن ما مهمونمون رو بیرون نمیکنیم. ازون موقع روابط همینطور سرد شده و توافقات تجاری مالیده.
فقط پول نیست که قدرت میسازه. چینیها در جغرافیای داخلی خودشون خوب بلدند چطور تسلط ایجاد کنند، اما بضاعت نرمافزاری برای تسلط بر دنیای خارج رو ندارند. چیزهایی رو بلد نیستند که بریتانیا ۴۰۰ سال پیش رعایت میکرد! و این تفاوت معناداریه.
نکته دیگه اینه که همین لاتهای چینی در چاد و تانزانیا به مشکل برنمیخورند. در اروپا چرا. کسانی که فکر میکنند آسمان همهجا همین رنگه باید به این تفاوت هم دقت کنند. ذهن اروپایی زیر بار هر مزخرفی نمیره، چون عقبهای سنگین از اندیشه پشت سرش هست.
https://www.washingtonpost.com/world/europe/china-is-investing-in-europe--but-there-are-strings-attached/2019/08/18/35407f32-b2d1-11e9-acc8-1d847bacca73_story.html
فقط پول نیست که قدرت میسازه. چینیها در جغرافیای داخلی خودشون خوب بلدند چطور تسلط ایجاد کنند، اما بضاعت نرمافزاری برای تسلط بر دنیای خارج رو ندارند. چیزهایی رو بلد نیستند که بریتانیا ۴۰۰ سال پیش رعایت میکرد! و این تفاوت معناداریه.
نکته دیگه اینه که همین لاتهای چینی در چاد و تانزانیا به مشکل برنمیخورند. در اروپا چرا. کسانی که فکر میکنند آسمان همهجا همین رنگه باید به این تفاوت هم دقت کنند. ذهن اروپایی زیر بار هر مزخرفی نمیره، چون عقبهای سنگین از اندیشه پشت سرش هست.
https://www.washingtonpost.com/world/europe/china-is-investing-in-europe--but-there-are-strings-attached/2019/08/18/35407f32-b2d1-11e9-acc8-1d847bacca73_story.html
❤4
Anarchonomy
Photo
شما رو جمع نزدم با آدمایی که لازم میدیدند حدیث بسازند برای ارتقاء اجتماعیشون. ولی به خاطر همون کلمه سه حرفی داخل این مجموعهای به هرحال.
تو یه آزمون اگه مشخص بشه تعداد کسانی که تقلب کردند انقدر زیاده که اگه رندوم دو نفر از شرکتکنندگان رو جدا کنیم یکیشون تقلب کرده، آزمون رو با کل بساطش باطل میکنند و یکبار دیگه برگزار میکنند. اما ما این کارو با کانسپت سیادت نکردیم. در طول تاریخ بارها کسانی وارد مجموعه سیدها شدند که هیچ ربطی به اون خانواده نداشتند تا جایی که امروز معلوم نیست کی به کیه (اگه کسی گفت میدونه، کذابه). با وجود این همه تقلب، که خیلیهاشون انقدر قدیمیان که نمیشه ردشو گرفت، باید کل قضیه رو کنسل میکردیم.
از طرفی سیادت شیعه دچار یک تناقض ذاتی هم هست. حفظ اصالت خانوادگی و نژادی، نیاز به دو قابلیت داره. اول اینکه بتونن خودشون رو ایزوله نگه دارند از غریبهها، مثل یهودیان، یا انقدر ثروتمند باشند که اختیار اینکه چه کسانی باشون وصلت میکنند در دست خودشون باشه، مثل اشراف پادشاهی در اروپا. حفظ اصالت هیچوقت چیزی نبوده که عوام از پسش بربیان. مردم عادی حتی خونهای که با زحمت میساختند نمیتونستن دو سه نسل نگه دارند (و عجیب نیست خانوادههای اصیل اروپا همونایی هستند که قلعههاشون رو هم حفظ کردن بعد چندصدسال). در حالی که خانواده اهلبیت نه تنها ایزوله نموندند، بلکه متنوعترین وصلتها رو پذیرفتند، و گاهی وصلت بشون تحمیل میشد تا اینکه وصلت رو دیکته کنند.
نمیشه اصالتی رو جدی گرفت که خیلی وقته وجود نداره.
تو یه آزمون اگه مشخص بشه تعداد کسانی که تقلب کردند انقدر زیاده که اگه رندوم دو نفر از شرکتکنندگان رو جدا کنیم یکیشون تقلب کرده، آزمون رو با کل بساطش باطل میکنند و یکبار دیگه برگزار میکنند. اما ما این کارو با کانسپت سیادت نکردیم. در طول تاریخ بارها کسانی وارد مجموعه سیدها شدند که هیچ ربطی به اون خانواده نداشتند تا جایی که امروز معلوم نیست کی به کیه (اگه کسی گفت میدونه، کذابه). با وجود این همه تقلب، که خیلیهاشون انقدر قدیمیان که نمیشه ردشو گرفت، باید کل قضیه رو کنسل میکردیم.
از طرفی سیادت شیعه دچار یک تناقض ذاتی هم هست. حفظ اصالت خانوادگی و نژادی، نیاز به دو قابلیت داره. اول اینکه بتونن خودشون رو ایزوله نگه دارند از غریبهها، مثل یهودیان، یا انقدر ثروتمند باشند که اختیار اینکه چه کسانی باشون وصلت میکنند در دست خودشون باشه، مثل اشراف پادشاهی در اروپا. حفظ اصالت هیچوقت چیزی نبوده که عوام از پسش بربیان. مردم عادی حتی خونهای که با زحمت میساختند نمیتونستن دو سه نسل نگه دارند (و عجیب نیست خانوادههای اصیل اروپا همونایی هستند که قلعههاشون رو هم حفظ کردن بعد چندصدسال). در حالی که خانواده اهلبیت نه تنها ایزوله نموندند، بلکه متنوعترین وصلتها رو پذیرفتند، و گاهی وصلت بشون تحمیل میشد تا اینکه وصلت رو دیکته کنند.
نمیشه اصالتی رو جدی گرفت که خیلی وقته وجود نداره.
Anarchonomy
Photo
فکر کردن به اینکه ما چقدر پرتیم از دنیا میتونه باعث سوت کشیدن مخمون بشه.
حتما چیزهایی درباره بازی اتاق فرار به گوشتون خورده.. همون بازیهای فیریکی که داخل یک فضای بسته محبوس میشید و یک ساعت یا کمی بیشتر یا کمتر فرصت دارید تا خودتون رو نجات بدید. ظاهرا تو ایران هم هست، اما خیلی محدوده. فکر میکنید در آمریکا چقدر هست؟ ۲۳۵۰ اتاق فرار تا آگوست ۲۰۱۹ که همین الان باشه! و بیشترشون به طرز باورنکردنی پیچیده و پیشرفته شدن.
اما این بیزینس به صورت کلی در حال افوله! چون بعضی ایدهها ذوق موقت ایجاد میکنند، و بعد ازون فقط کسانی مشتریش خواهند بود که خسته نمیشن، و اونها هم تعدادشون کمه. درسته الان به نزدیک دوهزار و چهارصدتا رسیده اما خیلیها هم تعطیل کردند.
بازار اهمیت نمیده که چه احساسی نسبت به ایدهها داریم. ما دوست داریم خیلی چیزها تا ابد زنده بمونند، اما منطقی نیست بمونند، تازه حاضر هم نیستیم هزینهش رو بدیم (کسانی که میگن دولت باید شغل گیوهبافی رو زنده نگهداره حاضر نیستند حتی سالی یک بار گیوه بخرن). اگه چیزی دورهش تمومه، باید تموم بشه، تا منابع هدر نرن.
به هرحال، یه بیزینس پا گرفت، اوج گرفت، به نهایت شکوفایی رسید، به بلوغ رسید، و حالا تو سراشیبی و منتظر ایدههای بعدیه، اما ایران هنوز تو مرحله اول قصهست!
انگار موقع تماشای فوتبال صدای از جا پریدن همسایهها از شادی گل رو بشنوی، ولی تلویزیونت بعد پونزده دقیقه صحنه گل رو نشون بده! ما دقیقا جلوی اون تلویزیونیم.
حتما چیزهایی درباره بازی اتاق فرار به گوشتون خورده.. همون بازیهای فیریکی که داخل یک فضای بسته محبوس میشید و یک ساعت یا کمی بیشتر یا کمتر فرصت دارید تا خودتون رو نجات بدید. ظاهرا تو ایران هم هست، اما خیلی محدوده. فکر میکنید در آمریکا چقدر هست؟ ۲۳۵۰ اتاق فرار تا آگوست ۲۰۱۹ که همین الان باشه! و بیشترشون به طرز باورنکردنی پیچیده و پیشرفته شدن.
اما این بیزینس به صورت کلی در حال افوله! چون بعضی ایدهها ذوق موقت ایجاد میکنند، و بعد ازون فقط کسانی مشتریش خواهند بود که خسته نمیشن، و اونها هم تعدادشون کمه. درسته الان به نزدیک دوهزار و چهارصدتا رسیده اما خیلیها هم تعطیل کردند.
بازار اهمیت نمیده که چه احساسی نسبت به ایدهها داریم. ما دوست داریم خیلی چیزها تا ابد زنده بمونند، اما منطقی نیست بمونند، تازه حاضر هم نیستیم هزینهش رو بدیم (کسانی که میگن دولت باید شغل گیوهبافی رو زنده نگهداره حاضر نیستند حتی سالی یک بار گیوه بخرن). اگه چیزی دورهش تمومه، باید تموم بشه، تا منابع هدر نرن.
به هرحال، یه بیزینس پا گرفت، اوج گرفت، به نهایت شکوفایی رسید، به بلوغ رسید، و حالا تو سراشیبی و منتظر ایدههای بعدیه، اما ایران هنوز تو مرحله اول قصهست!
انگار موقع تماشای فوتبال صدای از جا پریدن همسایهها از شادی گل رو بشنوی، ولی تلویزیونت بعد پونزده دقیقه صحنه گل رو نشون بده! ما دقیقا جلوی اون تلویزیونیم.
توصیه میکنم برای شناخت اهلبیت به مناجات ایشان اکتفا نکنید. این عزیزان هنگام دعا حالات معنوی خاصی بشون دست میداد که خیلی نایس و معصوم میشدند. همین بزرگوار یک روز در کوفه به مردم گفت:
«فوالذی لا اله الا هو انی لعلی جادة الحق و انهم لعلی مزلة الباطل».
«قسم به خدایی که جز او خدایی نیست من در جاده حق حرکت میکنم و آنها (مخالفینم) بر پرتگاه باطل قرار دارند!».
خیلی شبیه کسی نیست که فکر میکنه احتمال داره گمراه باشه.
https://t.iss.one/ajibzad/376
«فوالذی لا اله الا هو انی لعلی جادة الحق و انهم لعلی مزلة الباطل».
«قسم به خدایی که جز او خدایی نیست من در جاده حق حرکت میکنم و آنها (مخالفینم) بر پرتگاه باطل قرار دارند!».
خیلی شبیه کسی نیست که فکر میکنه احتمال داره گمراه باشه.
https://t.iss.one/ajibzad/376
Telegram
عجیب زاده
در مفاتیحالجنان مناجاتیست منسوب به علی که در فرازی از آن آمده:
«انت الهادی و انا الضال و هل یرحم الضال الا الهادی»
پیروان علی اما به چنان یقینی از رهیافتگی و رستگاری خویش رسیدهاند که خود را وانهاده و هدایتگر گمراهان شدهاند.
ما بر گمراهی خویش داناییم؛…
«انت الهادی و انا الضال و هل یرحم الضال الا الهادی»
پیروان علی اما به چنان یقینی از رهیافتگی و رستگاری خویش رسیدهاند که خود را وانهاده و هدایتگر گمراهان شدهاند.
ما بر گمراهی خویش داناییم؛…
❤2