Anarchonomy
48.2K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این حوادث اگه نه فقط در دوران جنگ سرد، بلکه حتی اگه در دوران اوباما رخ میداد، سر و صداش دنیا رو برمی‌داشت. اما سیاست کلی نظام آمریکا چنان موفق بوده در برگرداندن افکار عمومی به سمت شرق آسیا که دیگه کسی اهمیتی به فعالیت‌ها و تحولات روسیه نمیده.
امروز در دنیا دیگه صرفا عدالت مثبت مطرح نیست. اینکه «همه باید بتوانند از آموزش و درمان قابل قبول برخوردار شوند» دیگه خیلی قدیمی شده. امروز عدالت منفی هم به مطالبات مردم اضافه شده. اینکه «اگر دزدی آزاد است، همه باید بتوانند دزدی کنند».
هزار خاندان جمهوری‌اسلامی برای نجات نجفی قاتل هر کاری که لازم بود کردند، و انصافا نمایش در اجرا هیچ کم و کاستی نداشت. از عزت و احترامی که در پاسگاه دید، تا خوش و بشی که در دادگاه کرد، تا عفوی که بش هدیه شد. این فرقه تبهکار فکر می‌کنه پایان همه داستان‌ها به قلم خودش نوشته خواهد، تا همیشه هَپی! دربیاد. با این فکر که غیر از کنترل منابع و ثروت‌های ایران، کنترل داستان‌ها رو هم در اختیار دارند، مست هستند. اما بیرون این میخانه، هشتاد و اندی میلیون آدم عصبانی ایستادند و دارند تماشا می‌کنند. آدم‌هایی که از دیدن اینکه دزدی فقط برای اون‌ها ممنوعه و قتل فقط برای اون‌ها غیرمجازه، دارند روز به روز عصبانی‌تر میشن.

پرسپولیس رو وقتی آتش زدند که اونایی که داخلش بودند مست کرده بودند.
خیلی از کوچه‌های شهرهای قدیم پیاده‌رو نداشتن. چهارپا و دوپا در کنار هم تردد می‌کردند. اینجوری می‌شد محله متراکم‌تری ساخت و خونه‌های بیشتری تو یه محله جا داد. تو شهرسازی جدید، مهندسان جاهل، اصرار داشتند که خودرو بتونه به همه‌جا نفوذ کنه. پس همه‌جا باید پهن‌تر و بازتر می‌شد‌. هم فضا رو از بین بردند،‌ هم آفتاب بیشتری به پایین رسید و هوا رو گرم‌تر کرد.
مردم به این میگن شهر «مهندسی‌ساز»!.. چون مرتبه. چون بن‌بست نداره‌.
اما شما تو این مسکن‌سازی تیراژی، چیزی به عنوان «محله» می‌بینید؟ محله باید بتونه خودشو متمایز کنه، ولی اینا نمیتونن. چون مثل حلقه‌های یک زنجیرند. رابطه ساکنین این ساختمان‌ها با بلوک بغل‌دستی‌شون فرقی نداره با رابطه‌شون با بلوکی که سر خیابونه!
خیابان‌ها راست و مستقیم و طولانی هستند. برای خریدن یک بطری آب معدنی باید مسافت طولانی رفت و برگشت. در شهرهای قدیم به خاطر پیچ در پیچ و حلقوی بودن خیابون‌ها و کوچه‌ها، خیلی سریع میشد از یه سر محله به سر دیگه‌ش رفت. تمام ساکنان ساختمان‌های این تصویر، ماشین دارند. تمام‌شون. چون بدون ماشین نمی‌تونن اینجا زندگی کنند.
هنگ‌کنگ لابراتواری بود که ثابت کرد اگه به مردم چین اجازه داده بشه انتخاب کنند، و مزه زندگی آمریکایی رو بچشند، به هر چیز دیگه‌ای ترجیحش خواهند داد. و اینکه این آدم‌ها ذاتا دیکتاتوری‌پذیرند، یک افسانه‌ست. بنابراین نظام حاکم در اوج قدرت و تسلط هم باشه، همواره در موضع دفاعی قرار می‌گیره. چون باید از ارزش‌هایی محافظت کنه که مردم داوطلبانه ازشون محافظت نمی‌کنند.
تا حالا نشنیدیم تو بافت قدیمی آمستردام یا استکهلم که بعضی جاها عرض کوچه یک و نیم‌متره، مشکل دفع آتش پیش اومده باشه، یا نتونن مریض رو برسونن به بیمارستان. همون مهندسانی که همه‌جا رو پهن و عریض کردند، همون فضا رو با خودرو و پارکینگ پر کردند. قرار باشه جلوی آمبولانس مانع نباشه، کوچه تنگ یه معضل نیست، و اگه قرار باشه مانع باشه، تو خیابون ۲۵ متری هم گیر می‌کنه، کما اینکه دارند می‌کنند.
معماری، رفتار میسازه. همسایه‌های ما برای خرید نیم‌کیلو خیارشور هم ماشین رو میارن بیرون. انگار فراموش کردن که با پاها میشه راه هم رفت! مهندسان شهرها رو برای ماشین‌ها ساختند، نه برای آدم‌ها.
در حالی که همه‌جا این معضل در دانشگاه‌ها وجود داره که دانشجویان نمی‌تونن لیسانس‌شون رو در دوره چهارساله تمام کنند، در چین وضعیت کاملا معکوسه؛ در اونجا معضل اینه که هیچ‌کس هیچ درسی رو نمیفته!
در چین مثل ایران (یا ایران مثل چین) هم ورود به دانشگاه مثل عبور از قیف از سر تنگشه. در دوران مدرسه پوست دانش‌آموز کنده میشه تا برای کنکور آماده شه، و وقتی قبول شد و وارد دانشگاه شد، تعطیلاتش شروع میشه! گویا مدرک دانشگاهی، جایزه موفقیتش در کنکور بوده، نه جایزه درس خوندنش در دانشگاه. دانشجویان توقع دارند درس‌ها سبک باشه و امتحان‌ها سخت‌گیرانه نباشه، و دانشگاه هم به این توقع احترام میذاره، و برای همین کسی مردود نمیشه. حتی این ژانر «استاد خسته نباشید» که تو کلاس میگن که یعنی بسه دیگه تمومش کن! اونجا هم رواج داره. حالا مسئولان دولت چین به فکر افتادن که این وضعیت رو تغییر بدن، چون کیفیت علمی فارغ‌التحصیلان پایینه. و خودشون هم واقفند که کار ساده‌ای نیست، چون وضعیت موجود به شکل یک فرهنگ دراومده.

نکته‌‌ای جانبی وجود داشت در این مطلب. چین با همین فارغ‌التحصیلان کیفیت پایین تونست به دومین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل بشه! درسته برای ادامه رقابت و پیشتازی، نیاز به تحول در کیفیت نیروی انسانی داره، ولی برای جایگاه فعلی همینقدرش کافی بوده‌. پس مشکل اقتصاد ایران، کم‌سوادی دانشجویان نیست اینطور که میگن.


https://www.sixthtone.com/news/1003440/the-problem-with-chinese-universities%3F-not-enough-dropouts
روحانیت شیعه از اصلاح خودش عاجزه، چون اصلاح نیاز به بینش بیطرفانه داره، و روحانی نمیتونه نسبت به خودش، جایگاهش و حتی لباسش بینش بیطرفانه داشته باشه، بنابراین سطح مطالعه و میزان مطالعه‌ش حتی اگه زوایای جدیدی براش باز کنه، کافی نیست برای اینکه مثلا متوجه بشه چقدر هنوز در گذشته سیر می‌کنه! رسول جعفریان که انقدر مطالعه داشته درباره تاریخ اسلام که بدونه هم‌کسوتان خودش خراب‌کاری کم نداشته‌اند (و مثلا بدرستی اشاره کرد که رشد علمی در جامعه اسلام با رشد علمی در اروپا فرق داشت چون در جامعه اسلامی کلا به علم به شکل دیگه‌ای نگاه می‌کردند و همون نگاه هم باعث شد حتی در علوم طبیعی از اروپا عقب بیفتیم)، اما حواسش نیست که خودش دقیقا پا جای همون‌ها گذاشته. در رد طب سنتی و تأیید برخورد امنیتی با مروجینش نوشته باید صدای این‌ها را قطع کرد! به همین صراحت میگه صدای عده‌ای از مردم جامعه رو باید قطع کرد! بعد برای توجیه این موضع فاشیستی میگه این‌ها تفکر نیستند که بگوییم همه حق اظهارنظر دارند، این‌ها ریشه تفکر را قطع می‌کنند!

بامزه نیست؟ کسی که رسما و عرفا نهادی رو نمایندگی می‌کنه که مدعیه ۱۲۰۰ سال پیش فردی مخفیانه به دنیا آمد بعد غیب شد و تا الان زنده مونده، میگه مروجین خرافه ریشه تفکر را قطع می‌کنند!.. جالب اینه که در طول تاریخِ ما و دیگران، هیچ‌وقت مروجین خرافه باعث تعطیلی تفکر نشدن. کسانی باعث تعطیلیش شدن که قدرت اعمال زور داشتن. یعنی کسانی که روسای فرقه‌ها رو ترور می‌کردند، یا تبعید می‌کردند، یا درِ مکتب‌ها رو می‌بستند، یا صاحب فتوا بودند! حالا رسول جعفریان کدوم طرف ایستاده؟ طرف صاحب زور!

ایشون به جای اینکه افسوس بخوره از نگاه غلط گذشتگان ما به علوم طبیعی، باید نگران نگاه غلط خودش به علوم انسانی باشه. اتفاقا تفکر غربی که آزادی بیان رو برای انسان مدرن به ارمغان آورد، استثنایی برای «مهمل‌گویی» براش قائل نشد. به یک دلیل واضح که اگه قرار باشه تریبون رو از افراد بگیریم به این بهانه که پرت و پلا میگن، در نهایت همه تریبون‌شون رو از دست خواهند داد! شما از من می‌گیری، منم از شما می‌گیرم.

قبلا نوشته بودم که معضل طب سنتی ریشه روانی داره و کاری به منطق نداره. در کشوری که سرمایه اجتماعی پزشکان به زیر صفر رسیده، طبیعیه مردم سراغ مراجع دیگه برن. جامعه پزشکی که بی‌شرمانه در برابر حتی امر ساده‌ای مثل نصب کارتخوان که هر عقل سلیمی می‌پذیردش، مقاومت می‌کنه، دیگه اعتبار کافی برای اینکه مردم رو دعوت کنه به تبعیت از عقل سلیم، نداره. تا وقتی خزانه اعتبار تهی است، هرچقدر هم که «متحدین‌ استراتژیک»شون در حوزه و دستگاه‌های امنیتی، بیفتن دنبال زنجیر کردن نسخه‌نویس‌های علفی! فایده نداره.

https://t.iss.one/khabaronline_ir/235768
2
یکی از نشانه‌های بلوغ ذهنی اینه که به این درک رسیده باشی که با شاعرانگی نمیشه کشور رو اداره کرد، نمیشه جلوی خونریزی رو گرفت، نمیشه به بدبختی‌ها خاتمه داد.
اگه تایتانیک رو بذاریم کنار، آمریکا در همین چهار پنج سال گذشته فقط از فیلم‌های تاپ گیشه، ۴۰ میلیارد دلار ثروت خلق کرده! و این لیست فقط فروش‌های یک میلیارد به بالاها رو نشون میده. تعداد زیادی زیر یک میلیارد و بالای نیم‌میلیارد وجود داره.
نکته جالب در نسبت فروش داخلی به کل فروشه. ۴۵ درصد فروش جنگ‌ستارگان در داخل آمریکا بوده، اما فقط ۲۷ درصد آواتار در داخل بوده. شاید به این دلیل که استار وارز چسبیده به فرهنگ آمریکا و در خارج مردم چنین رابطه‌ای باش ندارند. یا بلک‌پنسر که ۵۲ درصد در داخل بوده، چون قهرمان سیاه‌پوست در آمریکاست که یک موضوعه. یا فیت آو فوریوس و کلا سری این فیلم که همش ماشین‌بازیه برای مخاطب خارجی جذاب‌تر بوده تا آمریکایی‌ها. دسترسی بیشتر و ارزانتر آمریکایی‌ها به هیجانات مربوط به خودرو و رویا بودنش برای مردم بقیه مناطق، تأثیر داره؟
این لیست نشون میده تایتانیک قوی سیاه مجموعه‌ست. چون تقریبا همه سوپرقهرمانی هستند، و تایتانیک یک تراژدی عاشقانه. باید پرسید چی شد که دنیا انقدر فیلم رو پسندید؟ و چرا فقط این عاشقانه رو انقدر پسندید؟
حتما خاطرتان هست که مدتی پیش خبری در دنیا پیچید که در ایتالیا دهکده‌‌ای هست که خونه‌ها رو به مبلغ ۱ دلار میفروشه! چون جمعیت مهاجرت کرده و خالی از سکنه شده و برای جذب جمعیت جایگزین حاضره خونه‌ها رو مفت بفروشه. این مدل بقدری موفق بود که بقیه شهرهای کوچک اجراش کردند و الان بومی‌ها مجبور شدن برن انگلیسی یاد بگیرند تا بتونن به ساکنان خارجی تازه وارد خدمات بدن! خبرنگار بیزینس اینسایدر رفته از نزدیک این خونه‌ها رو دیده. میگه خیلی‌هاشون نیاز به تعمیر اساسی دارن، اما با توجه به محیط و چیزی در نهایت بدست میاد، عالیه. همونطور که مشخصه، وقتی دولت‌ها میرن کنار، مردم خودشون میتونن راه حل‌های بهتری برای معضلاتشون پیدا کنند، که سریع‌تر هم جواب میده.

https://www.businessinsider.com/photos-italy-1-dollar-homes-need-a-lot-of-work-2019-8?IR=T
3
Anarchonomy
حتما خاطرتان هست که مدتی پیش خبری در دنیا پیچید که در ایتالیا دهکده‌‌ای هست که خونه‌ها رو به مبلغ ۱ دلار میفروشه! چون جمعیت مهاجرت کرده و خالی از سکنه شده و برای جذب جمعیت جایگزین حاضره خونه‌ها رو مفت بفروشه. این مدل بقدری موفق بود که بقیه شهرهای کوچک اجراش…
حتی در همین عکس که رندوم گرفته شده جلوه‌ای از معماری شهری اروپای قدیم دیده میشه. کوچه‌هایی که خمیده هستند، منظره‌های متنوع ایجاد می‌کنند. شهرهای امروزی از لحاظ ظرفیت منظره‌سازی در فقر مطلقند. وجود مناظر متنوع، برای پیاده‌روی هم انگیزه ایجاد می‌کنه.

و البته لعنت به آسفالت.
Immanuel
Tony Anderson
هدفون بذارید، چشم‌ها رو ببندید و برید بالای کوهی که مشرف به شهره.. جایی که مردم پایینند و شما بالایید، جایی که مردم خوابند و شما بیدارید، جایی که فکر می‌کنند در تاریکی هستید اما شما ستاره‌ها رو دارید. و بذارید صدا براتون قصه بگه.
یکی از مثال‌هایی که زد موضوع همجنسگرایی بود. می‌گفت مردم دنیا فکر می‌کنند روس‌ها به صورت تاریخی با گی‌ها مشکل دارند، ولی تا همین دو سه دهه پیش مردم روسیه اصلا نظری درباره گی‌ها نداشتن، هیچ بحثی شکل نگرفته بود، تا اینکه دولت اومد تبلیغات سازمان‌یافته علیه گی‌ها ایجاد کرد.
مثال تو ایران هم زیاده‌.
2
در حالی که اطلاعات اقتصادی میگه بازار آمریکا وضع خوبی داره (شاخص صنعت و مصرف هر دو از پیش‌بینی‌ها بالاتر بودند. فروش خرده‌فروش‌ها ۲ برابر پیش‌بینی‌ها رشد کرد!)، رسانه‌ها خبر از آغاز رکود اقتصادی میدن! و وقتی کاخ‌سفید منکر میشه، میگن «دولت داره سفیدنمایی می‌کنه»، تا وانمود کنند دولت در لاک دفاعی قرار گرفته، پس لابد ما رسانه‌ای‌ها داریم حرف درستی می‌زنیم که در لاک دفاعی رفتن!
در مورد اقتصاد میشه با چند کلیک و یکم تحقیق فهمید کی داره فیلم بازی می‌کنه و هدف کی سیاسیه. وقتی موضوع اعداد و ارقام مستنده، راحت میشه رد شارلاتان‌ها رو گرفت. اما در مورد مسائل دیگه به این راحتی نیست. رسانه‌ها چه ماست‌های سفید دیگه‌ای رو سیاه به ما قالب کردند و نفهمیدیم؟
گزارش مالی واشنگتن‌پست نشون میده درست همزمان با قدرت گرفتن ترامپ، از وضعیتی که داشت ضرر میداد، به سوددهی رسید، و تا همین امروز تونسته سوددهی رو حفظ کنه. در طول سه سال گذشته چه وردی خوندند که این درآمد ایجاد شد؟ هیچی، محتویات هیستیریک رو بیشتر کردند!
هرروز پنجاه تیتر درباره اینکه یک هیتلر ساکن کاخ‌سفید شده، آمریکا رو نازی‌ها گرفتن تو دستشون، با این تیراندازی‌ها حمام خون راه افتاده، مهاجران رو دارن شکنجه می‌کنند، اقتصاد رو به قهقراست، زمین داره میپزه..!

می‌طلبه. التفات دارید؟ مردم دروغ میگن که دنبال واقعیات هستند. مردم، درام می‌خوان.
4
«پیرمردها همیشه به جوانترها نصیحت می‌کنند که پولشان را پس‌انداز کنند. این نصیحت بدی است. روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. من تا قبل ازینکه چهل سالم بشود یک پنی هم پس‌انداز نکردم».

هنری فورد.

انگشت‌تون رو بذارید روی اسم هنری فورد تا دیده نشه، حالا دوباره بخونیدش. قانع‌کننده به نظر میاد؟ نه چندان. چون فورد این حرف رو زده، بش میگید حرف حساب!
نه، منظورم این نیست که حرف حساب نیست. منظورم اینه که کاش اینطوری بود. چون برای فورد جواب داد معنیش این نیست که برای همه جواب میده. بازار همیشه به سرمایه‌گذاری که روی خودت کردی، روی خوش نشون نمیده. چه بسیار افراد پر از معلومات و مهارت‌ها، که چون تقاضا براش نیست، در فقر بسر می‌برند. ریسک پس‌انداز پایینه. ۱۵۰ سال پیش برای طلا تقاضا وجود داشت، الان هم وجود داره. خیلی راحت هم نقد میشه. بله اگه برای قابلیت‌های فردی کسی تقاضا وجود داشت و می‌شد اون قابلیت‌ها رو به پول تبدیل کرد، امکان اینکه فرد خیلی ثروتمندتر از مردم عادی بشه وجود داره، اما این برای همه پیش نمیاد. بنابراین در «توصیه عام» حق با پیرمردهاست.
3
Anarchonomy
«پیرمردها همیشه به جوانترها نصیحت می‌کنند که پولشان را پس‌انداز کنند. این نصیحت بدی است. روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید. من تا قبل ازینکه چهل سالم بشود یک پنی هم پس‌انداز نکردم». هنری فورد. انگشت‌تون رو بذارید روی اسم هنری فورد تا دیده نشه، حالا دوباره بخونیدش.…
لطفاً پست‌های این کانال رو طوری نخونید که انگار یک فرد حقیقی داره می‌نویسه. تصور کنید یک تیمه، یا یک رباته. چون پندار وجود یک شخص پشت این مطالب این توقع رو ایجاد می‌کنه که اون شخص متعهد به همه مطالب باشه‌. در حالی که نیست. مثلا در مورد این پست احتمال اینکه خودم روزهای آخر عمرم رو به حالت یک کارتن‌خواب روی نیمکت یک پارک بگذرونم در حالی که دندان‌هام ریخته و چیزی نمی‌تونم بخورم، بسیار بالاتره تا هر حالت تیپیکال دیگه‌ای. اینکه شخصا نه نصیحت پیرمردها رو جدی گرفتم نه نصیحت هنری فورد رو، نباید تأثیری بذاره در قضاوت‌تون بر مطلبی که درباره‌شون نوشتم.

باتشکر.
اینو از من داشته باشید، رهبر بعدی بی‌پرونده‌ترین آخوند داخل‌سیستمی ایران خواهد بود. نه یکی ازین سلبریتی‌های جلاد یا راهزن!
خوب شد حرفش پیش اومد. باید دراین باره بیشتر بحث کرد. مسئله‌ی «مثل ملاها».
یکی از بستگان سالخورده رو برده بودن دکتر، و دکتر هم نسخه سنگینی براش نوشته بود، و از قضا سیگاری هم بود. این بنده خدا هم نسخه رو انداخت کنار و گفت بیایید بریم بابا، این اگه چیزی بلد بود اول خودش سیگارو ترک می‌کرد!

اگه به توصیه دکتر سیگاری که میگه سیگار را ترک کن عمل نکنیم به این بهانه که خودش عمل نمی‌کنه، چه کسی ضرر خواهد کرد؟ قطعا خودمون. دکتر قرار نیست یک پیشوای مذهبی باشه، قرار نیست یک عارف روحانی باشه که دستت رو بگیره و به سرمنزل سعادت برسونتت! فقط قراره بت بگه چی برات بدنت خوبه و چی خوب نیست.

البته جسارت نمی‌کنم که خودم رو مقایسه کنم با پزشک که میتونه نصایحش حیات‌بخش باشه. فقط جهت مثال عرض کردم.
3
ویدئویی از یک آتش‌سوزی در یک ده‌کوره‌ای در گوشه‌ای از هند رو منتشر کردند برادران مسلمان و میگن هندی‌ها دارن خونه‌های ما رو آتش میزنن، چون از مسلمانان در کشمیر حمایت کردیم، و پلیس هم کاری نمی‌کنه چون دولت بشون دستور داده بذارید خونه‌هاشون رو آتش بزنند!

مسلمان‌جماعت جز با هوچی‌گری و بلوا نمی‌تونه به چیزی اعتراض کنه، و وقتی صدای اعتراضش به جایی نرسید انقدر با اغراق و شور مصنوعی واکنش نشون میده که اگه کسی هم احیانا خواست همدردی کنه باشون، با نگاهی به فضای احساسی و بی‌منطق موجود، منصرف میشه! یک حادثه که میتونه بر اثر کینه دو تا همسایه از همدیگه باشه رو تبدیل کنیم به تهمت «مسلمان‌کشی سیستماتیک دولتی» چه مشکلی رو رفع می‌کنه؟ مسلمانان هند، مثل بقیه مسلمانان دنیا، دنبال ایجاد نتیجه ملموس و پروگرس نیستند، چون یا می‌دونند که شرایط ایجادش فراهم نیست، یا می‌دونند که خودشون کفایت لازم برای ایجادش رو ندارند. بنابراین، مظلوم‌نمایی بی‌وقفه جای نتیجه‌گرایی رو می‌گیره! از زمانی که طفل صغیر بودم یادمه مسلمانان هند در حال زدن تهمت‌های بزرگ به مردم هند و دولت هند بودن.‌ حتی وقتی سرشماری انجام شد گفتند آمار بدست اومده دروغه، اینا میخوان معلوم نشه ما مسلمان‌ها چقدر زیادیم! در چنین فضای پر از تهمت و بدبینی و کینه، فریاد این مظلوم‌نمایی (حتی اگه واقعا یک مظلومیتی واقع شده باشه) قراره کی رو متأثر کنه؟
2