نوشته یک جوان را کشتند چون باور نداشت یک مرد عرب با خر به آسمان پرواز کرد!
شیعیان استالینپرست پوچگرا که برای کشتن دلیل لازم ندارند. مگه استالین برای اعدام ۷۰۰ هزارنفر دلیل داشت؟ اینها شاگردان همون بیمار روانی هستند. اگه قتل تفریحی بلوچها از دیدتون دور بود، کشتار در خیابانهای شهر خودتون رو که دیدید همین چندماه پیش. علت کشتار، همیشه یک بهانهست. تا وقتی سر بهانهها بحث کنید، سراغ قاتل نخواهید رفت.
ولی یک لحظه از فضای جنگی که با این اوباش داریم بیرون بیایید و از خودتون بپرسید واقعا عروج فقط یک قصهست؟ چطور میتونید انکارش کنید وقتی خودتون تجربهش کردید؟ عروج یعنی قرار گرفتن در ارتفاعی که وقتی به پشت سرت نگاه میکنی از شدت پستی جایی که قبلا در اون بودی، حالت منقلب بشه. شما که این رو تجربه کردید. نکردید؟
شیعیان استالینپرست پوچگرا که برای کشتن دلیل لازم ندارند. مگه استالین برای اعدام ۷۰۰ هزارنفر دلیل داشت؟ اینها شاگردان همون بیمار روانی هستند. اگه قتل تفریحی بلوچها از دیدتون دور بود، کشتار در خیابانهای شهر خودتون رو که دیدید همین چندماه پیش. علت کشتار، همیشه یک بهانهست. تا وقتی سر بهانهها بحث کنید، سراغ قاتل نخواهید رفت.
ولی یک لحظه از فضای جنگی که با این اوباش داریم بیرون بیایید و از خودتون بپرسید واقعا عروج فقط یک قصهست؟ چطور میتونید انکارش کنید وقتی خودتون تجربهش کردید؟ عروج یعنی قرار گرفتن در ارتفاعی که وقتی به پشت سرت نگاه میکنی از شدت پستی جایی که قبلا در اون بودی، حالت منقلب بشه. شما که این رو تجربه کردید. نکردید؟
داستان چپ در شیلی رو باید در مدارس تدریس کنند. اینکه چطور میشه رأی مردم رو بدست بیاری، و این فرصت گیرت بیاد که برای همیشه قانون اساسی رو تغییر بدی، بعد انقدر شورش رو دربیاری که دو سوم مردم راستگراها رو برای شورای قانون اساسی انتخاب کنند؛ باید به عنوان محتوای درسی استفاده بشه. این شکل از گند زدن یک جور آرت پرفرمنسه.
Anarchonomy
در طول تاریخ امپراتوریهای قدیمیتر از هخامنشیان هم وجود داشته. امپراتوریهای پرجمعیتتر از هخامنشیان هم وجود داشته. امپراتوریهای وسیعتر از هخامنشیان هم وجود داشته. اما هخامنشیان یک نقطه پرش در تاریخ بود. چون هخامنشیان، در بین پرجمعیتترینها و وسیعترینها،…
تو کتاب جامعه از عهد عتیق، یه جا میگه بردههایی دیدم که بر اسب سوار بودند، و نجیبزادگانی که پیاده راه میرفتند! کنایه ازین که هیچچیز سر جاش نبود، و یا همون حکمرانی پخمگان، که الان تو ایران در اوجش هستیم.
اما قبل ازون جمله اینارو گفته. در واقع این مقدمه اون حرفه. سقوط یک جامعه میتونه فقط با گوش دادن به حرف یک نفر که درست و غلط رو تشخیص میده، قابل پیشگیری باشه. وقتی پیشگیری شد و نجات پیدا کردند، متوجه نمیشن که از چه مهلکهای سالم عبور کردند، چون مثل اون یک نفر نمیدیدند که چی در انتظارشون بوده. بنابراین اون یک نفر قدر و منزلتی پیدا نمیکنه، چون به نظر نمیرسه که کار مهمی کرده باشه. اون فرد باید با علم به اینکه قراره منزلتی کسب نکنه، حرفش رو بزنه. پس مجبوره به جایی متعهد باشه که فراتر از مردمه. برای نجات مردم نمیشه با خود مردم معامله کرد. حکیم نمیتونه کسی غیر از یک معتقد باشه که به منشایی از نیکویی پایبنده. حالا با هر تعریفی که ازون منشأ داره. حتی اگه اون تعریف رو بیان نکنه، یا نتونه به زبان مردمی ترجمه کنه.
اما قبل ازون جمله اینارو گفته. در واقع این مقدمه اون حرفه. سقوط یک جامعه میتونه فقط با گوش دادن به حرف یک نفر که درست و غلط رو تشخیص میده، قابل پیشگیری باشه. وقتی پیشگیری شد و نجات پیدا کردند، متوجه نمیشن که از چه مهلکهای سالم عبور کردند، چون مثل اون یک نفر نمیدیدند که چی در انتظارشون بوده. بنابراین اون یک نفر قدر و منزلتی پیدا نمیکنه، چون به نظر نمیرسه که کار مهمی کرده باشه. اون فرد باید با علم به اینکه قراره منزلتی کسب نکنه، حرفش رو بزنه. پس مجبوره به جایی متعهد باشه که فراتر از مردمه. برای نجات مردم نمیشه با خود مردم معامله کرد. حکیم نمیتونه کسی غیر از یک معتقد باشه که به منشایی از نیکویی پایبنده. حالا با هر تعریفی که ازون منشأ داره. حتی اگه اون تعریف رو بیان نکنه، یا نتونه به زبان مردمی ترجمه کنه.
همه نمیتونند مهاجرت کنند، حتی اگه پولش رو داشته باشند. از یه سری علائم میشه حدس زد که نمیتونند.
- کسانی که فکر میکنند خونه یک لوکیشن فیکس است، نه یک حالت متغیر، نمیتونند. از نظر بقیه خونه یک حالت است، که میشه جای دیگه ایجاد بشه، میشه ریستش کرد، و یه جور دیگه درآورد.
- کسانی که مامانی و بابایی هستن، نمیتونند. وای بابام تنها موند، وای مامانم دلش راضی نیست، حرف آدم برو نیست. و دنیا رو هم اینجور آدما اداره نمیکنند. کاشفان اسپانیایی اگه به حرف مامانشون گوش میدادن الان مکزیک هنوز دست مایاها بود.
- کسانی که زیادی تحقیق میکنند، نمیتونند. تحقیق طولانی به یک ماسک تبدیل میشه که انقدر روی صورت فرد میمونه که ممکنه یادش بره که رو صورتشه. خود آماده شدن و تدارک دیدن برای رفتن، به هدف تبدیل میشه و خودش رو با همین هدف سرگرم میکنه.
- کسانی که میخوان ریسک رو حذف کنند، نمیتونند. ممکنه هفتهای یک بار یک قایق پناهجویان غرق بشه، ولی هنوز بیشتر پناهجویان موفق همونایی هستند که با روشهای خرکی رفتهاند. و این حالت اکستریمشه. همه مجبور نیستند به حالت اکستریم برسند، اما نشون میده هنوز پاداش از آن جگرداران است.
- کسانی که دماغه کشتی ذهنشون به سمت گذشتهست، نمیتونند. شیفت دادن به زندگی کار کسانیه که دماغه ذهنشون به سمت آیندهست، گویی که در آینده معدنی هست که باید قسمت مهم زندگی رو ازش استخراج کرد، در حالی که گذشتهدوستها این معدن رو در پشت سرشون میبینند.
- کسانی که نمیتونند با خودشون بیرحم باشن، نمیتونند. اگه بخوای با خودت مهربون باشی، باید بشینی سرجات، و این در ناخودآگاه همه به عنوان کد پیشفرض ذخیره شده و نیازی نیست کسی بشون یادآوری کنه.
- کسانی که فکر میکنند خونه یک لوکیشن فیکس است، نه یک حالت متغیر، نمیتونند. از نظر بقیه خونه یک حالت است، که میشه جای دیگه ایجاد بشه، میشه ریستش کرد، و یه جور دیگه درآورد.
- کسانی که مامانی و بابایی هستن، نمیتونند. وای بابام تنها موند، وای مامانم دلش راضی نیست، حرف آدم برو نیست. و دنیا رو هم اینجور آدما اداره نمیکنند. کاشفان اسپانیایی اگه به حرف مامانشون گوش میدادن الان مکزیک هنوز دست مایاها بود.
- کسانی که زیادی تحقیق میکنند، نمیتونند. تحقیق طولانی به یک ماسک تبدیل میشه که انقدر روی صورت فرد میمونه که ممکنه یادش بره که رو صورتشه. خود آماده شدن و تدارک دیدن برای رفتن، به هدف تبدیل میشه و خودش رو با همین هدف سرگرم میکنه.
- کسانی که میخوان ریسک رو حذف کنند، نمیتونند. ممکنه هفتهای یک بار یک قایق پناهجویان غرق بشه، ولی هنوز بیشتر پناهجویان موفق همونایی هستند که با روشهای خرکی رفتهاند. و این حالت اکستریمشه. همه مجبور نیستند به حالت اکستریم برسند، اما نشون میده هنوز پاداش از آن جگرداران است.
- کسانی که دماغه کشتی ذهنشون به سمت گذشتهست، نمیتونند. شیفت دادن به زندگی کار کسانیه که دماغه ذهنشون به سمت آیندهست، گویی که در آینده معدنی هست که باید قسمت مهم زندگی رو ازش استخراج کرد، در حالی که گذشتهدوستها این معدن رو در پشت سرشون میبینند.
- کسانی که نمیتونند با خودشون بیرحم باشن، نمیتونند. اگه بخوای با خودت مهربون باشی، باید بشینی سرجات، و این در ناخودآگاه همه به عنوان کد پیشفرض ذخیره شده و نیازی نیست کسی بشون یادآوری کنه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی فیلم تسلیم شدن سرباز روس به پهپاد سیصد دلاری آهنگی گذاشته که از چیزی که هست تراژیکتر شده.
(یک قسمتش خشنه. اگه راحت متأثر میشید نگاه نکنید)
(یک قسمتش خشنه. اگه راحت متأثر میشید نگاه نکنید)
مادرم وقتی میبینه کسی یه مدت چیزی نخورده میگه «انقدر سرش شلوغه که یه میوه نمیتونه بذاره دهنش». و وقتی میبینه داره میخوره میگه «از بیکاری نمیدونه چیکار کنه، میره میوه میذاره دهنش». یکی نیست بگه مادر من این نقطه تعادل مدنظرت رو به من نیشان بده لطفا! لوکیشن دقیق این نقطه کجاست ما همونجا وایسیم راحت شیم؟
مهدی نصیری هم میخواد از سابقه خودش، که بش گیر دادن، حرف بزنه میگه ما ایرانیها همیشه دچار افراط و تفریطیم! حاجی میخوای سیس اعتدال گرایی بیای، از خودت نقطه تعادل نمیتونی اختراع کنی. اول محل اعتدال وجود داره، بعد افراط و تفریط نسبت به اون محل تعریف میشه. شماها دارید برعکس میرید اینو.. دو تا نقطه سلیقهای گرفتید دستتون، و به انتخاب خودتون میگید یکیش افراطه یکیش تفریطه، پس وسط این دوتا باید جای درستی باشه! نه حاجی، اینجوری کار نمیکنه. اعتدال با وسطیابی بردار مندرآوردی شما تعریف نمیشه. اعتدال در برابر پسر بزهکاری که سیب دزدیده یک تکلیف میسازه، و در برابر راهزنی که هم غارت میکنه هم تحقیر میکنه، یک تکلیف کاملا متفاوت. اعتدال در برابر خلافتی که شما بش خوشخدمتی کردی، درندگی مسئولانهست.
مهدی نصیری هم میخواد از سابقه خودش، که بش گیر دادن، حرف بزنه میگه ما ایرانیها همیشه دچار افراط و تفریطیم! حاجی میخوای سیس اعتدال گرایی بیای، از خودت نقطه تعادل نمیتونی اختراع کنی. اول محل اعتدال وجود داره، بعد افراط و تفریط نسبت به اون محل تعریف میشه. شماها دارید برعکس میرید اینو.. دو تا نقطه سلیقهای گرفتید دستتون، و به انتخاب خودتون میگید یکیش افراطه یکیش تفریطه، پس وسط این دوتا باید جای درستی باشه! نه حاجی، اینجوری کار نمیکنه. اعتدال با وسطیابی بردار مندرآوردی شما تعریف نمیشه. اعتدال در برابر پسر بزهکاری که سیب دزدیده یک تکلیف میسازه، و در برابر راهزنی که هم غارت میکنه هم تحقیر میکنه، یک تکلیف کاملا متفاوت. اعتدال در برابر خلافتی که شما بش خوشخدمتی کردی، درندگی مسئولانهست.
هروقت جنگی در هر گوشه جهان رخ میده پنجاه و هفتیها میگن «آمریکاییها میخوان سلاحهای جدیدشون رو امتحان کنند». انگار تا سلاح رو گوشت آدم تست نشه استانداردهای نظامی رو پاس نمیکنه. شاید ربطی داره به اینکه هشت سال گوشت بچههای خودشون رو روی انواع سلاحها تست کردند، و زندگیستیز همه را به کیش خود پندارد. ولی تو دنیای امروزی نیاز نیست سلاح جدید رو حتما تو جبهه آزمایش کنند، و از قضا خرابیها از مهمات متعارفی که سالهاست استفاده میشه، درمیاد، مثل خمپارهها، مینها، نارنجکها. نه موشک کروز پیشرفتهای که فقط سه تا ازش در جنگ استفاده شده.
سلاحی که به اوکراین ارسال میکنند در حدی نیست که بتونه ارتش بزرگ روسیه رو ناکام بذاره. اوکراین رسما نیروی دریایی نداره، و عملا نیروی هوایی هم نداره. و بدون برتری هوایی نمیشه هیچ جنگی رو برد. اما در تنوع چیزهایی که برای اوکراین فرستادهاند یک رکورد تاریخی اتفاق افتاده. به اذعان آمریکاییها ۶۰۰ نوع مختلف سلاح و تجهیزات ارسال شده که این تنوع هیچوقت برای هیچ کشور دیگهای اتفاق نیفتاده. اگه قبل از جنگ در یک حالت فرضی اوکراین به عضویت ناتو در میاومد، شاید ده سال طول میکشید تا چیزهایی رو دریافت که الان در عرض ده ماه دریافت کرد. که به عنوان یکی از خریتهای تاریخی پوتین ثبت خواهد شد. اوکراین امروز، در تنوع امکانات و سطح هماهنگی با ناتو، در ردهای قرار گرفته که اصلا منطبق با اندازه اقتصادش نیست. ارتشی که تا همین سه سال پیش مجبور بود با ضایعات دوران شوروی کار نظامی انجام بده، امروز داره با تجهیزاتی کار میکنه که حداقل هفتاد تا کشور دیگه لمسشون هم نکردن. این چیزی بود که آمریکاییها به عنوان یک اکسپریمنت دارند مطالعهش میکنند: لجستیک لیفت کردن یک کشور! آمریکا قبلا معجزات لجستیکی زیادی رو نشون داده. که یکیشون انتقال دفعی نیرو از عراق به افغانستان با دور زدن آسمان ایران بود. اما اون عملیات و همه کارهای مشابه، در داخل سازمان آمریکایی انجام میشد. در جنگ اوکراین، یک معجزه لجستیکی در بالا کشیدن یک کشور خارجی از قعر رو اجرایی کردند. اون کشور خارجی نشون داد لیاقت و بضاعت دریافت این معجزه رو داره، اما قسمت اصل معجزه کاری بود که آمریکاییها انجام دادند. و شاید همین الان هم دارند روی کاری که انجام دادند مطالعه میکنند، تا اگه بعدها لازم شد تکرارش کنند، بهتر انجامش بدن.
آره تو جنگ یه چیزهایی تست میشه. ولی نه در مهندسی مکانیک جنگ، بلکه تو مهندسی انسانی جنگ. اینکه مولکولهای آلیاژ آلومینیومی در دمای بالا چطور عمل میکنند رو میشه به ابرکامپیوتر هم سپرد. گنبد آهنین هرروز داره اثر هنری خلق میکنه. اما اینکه آدمها تحت استرس چطور عمل میکنند و تو کار تیمی از پس چه کارهایی برمیان، نه. این چیزیه که همزمان با رخ دادنش کشف میشه.
سلاحی که به اوکراین ارسال میکنند در حدی نیست که بتونه ارتش بزرگ روسیه رو ناکام بذاره. اوکراین رسما نیروی دریایی نداره، و عملا نیروی هوایی هم نداره. و بدون برتری هوایی نمیشه هیچ جنگی رو برد. اما در تنوع چیزهایی که برای اوکراین فرستادهاند یک رکورد تاریخی اتفاق افتاده. به اذعان آمریکاییها ۶۰۰ نوع مختلف سلاح و تجهیزات ارسال شده که این تنوع هیچوقت برای هیچ کشور دیگهای اتفاق نیفتاده. اگه قبل از جنگ در یک حالت فرضی اوکراین به عضویت ناتو در میاومد، شاید ده سال طول میکشید تا چیزهایی رو دریافت که الان در عرض ده ماه دریافت کرد. که به عنوان یکی از خریتهای تاریخی پوتین ثبت خواهد شد. اوکراین امروز، در تنوع امکانات و سطح هماهنگی با ناتو، در ردهای قرار گرفته که اصلا منطبق با اندازه اقتصادش نیست. ارتشی که تا همین سه سال پیش مجبور بود با ضایعات دوران شوروی کار نظامی انجام بده، امروز داره با تجهیزاتی کار میکنه که حداقل هفتاد تا کشور دیگه لمسشون هم نکردن. این چیزی بود که آمریکاییها به عنوان یک اکسپریمنت دارند مطالعهش میکنند: لجستیک لیفت کردن یک کشور! آمریکا قبلا معجزات لجستیکی زیادی رو نشون داده. که یکیشون انتقال دفعی نیرو از عراق به افغانستان با دور زدن آسمان ایران بود. اما اون عملیات و همه کارهای مشابه، در داخل سازمان آمریکایی انجام میشد. در جنگ اوکراین، یک معجزه لجستیکی در بالا کشیدن یک کشور خارجی از قعر رو اجرایی کردند. اون کشور خارجی نشون داد لیاقت و بضاعت دریافت این معجزه رو داره، اما قسمت اصل معجزه کاری بود که آمریکاییها انجام دادند. و شاید همین الان هم دارند روی کاری که انجام دادند مطالعه میکنند، تا اگه بعدها لازم شد تکرارش کنند، بهتر انجامش بدن.
آره تو جنگ یه چیزهایی تست میشه. ولی نه در مهندسی مکانیک جنگ، بلکه تو مهندسی انسانی جنگ. اینکه مولکولهای آلیاژ آلومینیومی در دمای بالا چطور عمل میکنند رو میشه به ابرکامپیوتر هم سپرد. گنبد آهنین هرروز داره اثر هنری خلق میکنه. اما اینکه آدمها تحت استرس چطور عمل میکنند و تو کار تیمی از پس چه کارهایی برمیان، نه. این چیزیه که همزمان با رخ دادنش کشف میشه.
هر دفعه که یک ادمین تلگرامی یا صاحب یک اکانت اینستاگرام بازداشت میشه و انواع و اقسام بلاها سرش میاد، موجی از هشدار درباره «پرستوها» پخش میشه در شبکههای اجتماعی، و این یک جو غیرواقعی علیه دختران ایجاد کرده، که گویی همه مأمورند! یا به زنان اصلا نباید اعتماد کرد! اما در دنیای واقعی، احتمال اینکه مأمور یک مرد باشه بیشتره، و اتفاقا نقطه ضعف خیلیها در همینه. چون تصور میکنند در برابر زنان مقاومند، در برابر مردها گارد ضعیفتری دارند. اگه یک روز گردن من رو هم برای طنابشون انتخاب کردند، هشتاد درصد احتمال بدید کار یک مرد بوده 😄
مسئله این نیست که اعتماد کردن در این فضا ممکنه یا نیست. قطعا هر نوع اعتماد کردنی یک رولت روسیه. ممکنه ریسک کنی و آدم درستی رو انتخاب کرده باشی، اما مورد بعدی... بنگ! مسئله اینه که این خطر رو جنسیتی کردن. تا جایی که حتی میتونم بگم توهینآمیز شده.
مسئله این نیست که اعتماد کردن در این فضا ممکنه یا نیست. قطعا هر نوع اعتماد کردنی یک رولت روسیه. ممکنه ریسک کنی و آدم درستی رو انتخاب کرده باشی، اما مورد بعدی... بنگ! مسئله اینه که این خطر رو جنسیتی کردن. تا جایی که حتی میتونم بگم توهینآمیز شده.
#گله_گاو بارها سیاست «بریم جلو ببینیم چی میشه» رو درباره مسائل خرد و کلان به کار میگیره، و هیچوقت نتیجه یکی روی تکرار دیگری اثر نمیذاره.
شما نمیتونی از گله، کارنامه طلب کنی. چون هدف طی مسیر از نقطه آ به ب نیست. هدف صرفا طی شدنه. از هر نقطهای به هر نقطهای. شاید به صورت لفظی و در نشستها و جلسات گفته بشه در فلان موضوع اشتباه کردیم، ولی برای کل مجموعه دارای اهمیت نیست. اون اذعان به اشتباه، حتی اگه رخ بده، کلام مستقل یک فرده و در خود اون فرد خلاصه میشه. مجموعه چیزی به عنوان اشتباه رو به عنوان ورودی نمیپذیره، که بعد بخواد پردازشش کنه.
طی شدن به هر جهت، که محصول مستقیم پوچگراییه، هر فضیلتی رو مسدود میکنه. اینکه در رفاه باشی فضیلت داره به اینکه بت سخت بگذره. اگه دقت کنید میبینید چطور سخت شدن زندگی رو به شوخی میگیرند، که نمونهش در تبلیغات فرزندآوریه که خانوادهای با شش فرزند رو شاد و سرحال نشون میدن، که شاید واقعا هم شاد باشند. که در واقع شادی از روی بینیازی عرفانی نیست. بلکه شادی تشکیلاتی و فرقهایه. حسن صباح دستور داده شاد باشند. موظفند ادای اینکه با فلاکت هم میشود زندگی را گذراند، دربیارن. چون همینکه طی میشه، یعنی درسته. اینکه دریاچه ارومیه در شکل نرمال خودش باشه، فضیلت داره به اینکه با یک برهوت نمکی در آذربایجان طرف باشیم. اما طی شدن زندگی با وجود برهوت نمکی رو هم جشن میگیرند تا اون فضیلت رو بیاعتبار کنند. وقتی فضیلت مسدوده، فرقی نداره آب بیاد به سیستان یا نیاد.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/12150
شما نمیتونی از گله، کارنامه طلب کنی. چون هدف طی مسیر از نقطه آ به ب نیست. هدف صرفا طی شدنه. از هر نقطهای به هر نقطهای. شاید به صورت لفظی و در نشستها و جلسات گفته بشه در فلان موضوع اشتباه کردیم، ولی برای کل مجموعه دارای اهمیت نیست. اون اذعان به اشتباه، حتی اگه رخ بده، کلام مستقل یک فرده و در خود اون فرد خلاصه میشه. مجموعه چیزی به عنوان اشتباه رو به عنوان ورودی نمیپذیره، که بعد بخواد پردازشش کنه.
طی شدن به هر جهت، که محصول مستقیم پوچگراییه، هر فضیلتی رو مسدود میکنه. اینکه در رفاه باشی فضیلت داره به اینکه بت سخت بگذره. اگه دقت کنید میبینید چطور سخت شدن زندگی رو به شوخی میگیرند، که نمونهش در تبلیغات فرزندآوریه که خانوادهای با شش فرزند رو شاد و سرحال نشون میدن، که شاید واقعا هم شاد باشند. که در واقع شادی از روی بینیازی عرفانی نیست. بلکه شادی تشکیلاتی و فرقهایه. حسن صباح دستور داده شاد باشند. موظفند ادای اینکه با فلاکت هم میشود زندگی را گذراند، دربیارن. چون همینکه طی میشه، یعنی درسته. اینکه دریاچه ارومیه در شکل نرمال خودش باشه، فضیلت داره به اینکه با یک برهوت نمکی در آذربایجان طرف باشیم. اما طی شدن زندگی با وجود برهوت نمکی رو هم جشن میگیرند تا اون فضیلت رو بیاعتبار کنند. وقتی فضیلت مسدوده، فرقی نداره آب بیاد به سیستان یا نیاد.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/12150
Telegram
اقوال الانعام
خانوم هیلاری کلینتون خودش اعتراف کرد که جنبش اصیل منطقه را ما ساختیم.
از وقتی بچه بودیم شیعه ایرانی میگفت به کودکان فلسطینی توجه نمیشه چون چشمهاشون آبی نیست! اما از وقتی بچه بودیم همونها به بچههای بلوچ اهمیت نمیدادند چون ظاهرشون یه جوری بود که تلف شدن در بین اونها عادیه، با اینکه چشم بعضیهاشون روشن بود! برای انسان که هیچوقت مرگ بچه عادی نمیشه، بنابراین نزدیکترین تفسیر اینه که به طور غیررسمی حیوان حسابشون میکردند. حالا اینکه برای حیوان عادیه یا نه یک بحث دیگهست، که فکر نمیکنم عادی باشه. فقط حیوان خیلی سریع از حادثه عبور میکنه و احتمالا ازین نتیجه گرفتند کسانی که از سر فلاکت مجبورند سریع از مصیبت بگذرند، با حیوان تفاوتی ندارند.
مچ همه آدمها رو میشه گرفت. از هر جامعهای که باشند و در هر جغرافیایی که باشند. چون همه به نحوی مشغول مدیریت گناهانشون هستند. اما ورشکستگی اخلاقی ایرانی آریایی شیعه، در یک کلاس دیگه قرار داره. اینها مصیبت وطنی رو انکار کردند، و از مصیبت فلسطینی به عنوان مصیبت ویترینی استفاده کردند. به نظر میاد ایده یک کارگردان جسور باشه که در یک جزیره عجیب مردم برای خرید مصیبت به پاساژهای خشونت مراجعه کنند، تا اون مصیبتی که حال بهتری بشون میده رو انتخاب کنند برای تاریکپنداری دنیا و تسلط ظلم! ولی کار یک کارگردان نیست. کاملا واقعیه. اسراییل از زمان تشکیلش تا الان کاری با کودکان و نوجوانان فلسطینی نکرده که حتی مشابه کار این حکومت با کودکان و نوجوانان بلوچ باشه. مخصوصا الان که کشتن بلوچ از یک تفریح ماهانه، به یک تفریح روزانه تبدیل شده. اما هر ایرانی رندومی که انتخاب کنید و کلهپاش کنید و بتکونید تا هرچی تو جیبهاش هست بریزه بیرون، مصیبتنامه درباره کودک فلسطینی میفته پایین، اما درباره کودک بلوچ، هیچ. این کاملا جداست از پروپاگاندای حکومتی. تفکیک مهملات تولیدی اونها کار آسونیه. این انتخاب خود فرد از ویترین بود. اگه فقط تأثیرات پروپاگاندا بود، وقتی بش میگفتی تو بلوچستان چه خبره، باید حداقل کنجکاو میشد. اما نمیشد. کاملا آگاهانه میخواست بش فکر نکنه.
مچ همه آدمها رو میشه گرفت. از هر جامعهای که باشند و در هر جغرافیایی که باشند. چون همه به نحوی مشغول مدیریت گناهانشون هستند. اما ورشکستگی اخلاقی ایرانی آریایی شیعه، در یک کلاس دیگه قرار داره. اینها مصیبت وطنی رو انکار کردند، و از مصیبت فلسطینی به عنوان مصیبت ویترینی استفاده کردند. به نظر میاد ایده یک کارگردان جسور باشه که در یک جزیره عجیب مردم برای خرید مصیبت به پاساژهای خشونت مراجعه کنند، تا اون مصیبتی که حال بهتری بشون میده رو انتخاب کنند برای تاریکپنداری دنیا و تسلط ظلم! ولی کار یک کارگردان نیست. کاملا واقعیه. اسراییل از زمان تشکیلش تا الان کاری با کودکان و نوجوانان فلسطینی نکرده که حتی مشابه کار این حکومت با کودکان و نوجوانان بلوچ باشه. مخصوصا الان که کشتن بلوچ از یک تفریح ماهانه، به یک تفریح روزانه تبدیل شده. اما هر ایرانی رندومی که انتخاب کنید و کلهپاش کنید و بتکونید تا هرچی تو جیبهاش هست بریزه بیرون، مصیبتنامه درباره کودک فلسطینی میفته پایین، اما درباره کودک بلوچ، هیچ. این کاملا جداست از پروپاگاندای حکومتی. تفکیک مهملات تولیدی اونها کار آسونیه. این انتخاب خود فرد از ویترین بود. اگه فقط تأثیرات پروپاگاندا بود، وقتی بش میگفتی تو بلوچستان چه خبره، باید حداقل کنجکاو میشد. اما نمیشد. کاملا آگاهانه میخواست بش فکر نکنه.
تو ایران وقتی سازنده آپارتمان میخواد بگه خیلی برای ساختش خرج کرده میگه کف رو پارکت آلمانی زدیم. تو آمریکا وقتی سازنده میخواد بگه خیلی خرج کرده و این ملک یه سطح بالاتر از همسایههاشه میگه کف رو تمام اسلب کار کردیم! انگار درست خلاف جهت همدیگه حرکت میکنند، اینجا از سرامیک و سنگ مهاجرت میکنند به چوپ، و اونها از چوب دارند مهاجرت میکنند به سنگ! ترندهای بازار، روی پایهای از سوابق گذشته شکل میگیرند، که اون سوابق از یک حافظه جمعی شکل گرفته، و اون حافظه جمعی محاسبه هزینه فایده رو در خودش جا داده. در ایران مردم از سنگ و سرامیک زده شدند، چون هیچوقت خونهها عایق نبود، و سرامیک مساوی شد با سردی و درد استخوان! بنابراین مهاجرت به کفپوش چوبی یا مشابه چوب، معنی پیدا کرد. اگه از ابتدا همهجا عایق بود و گرمایش از کف وجود داشت، ذهنیت درباره کف سرامیک یک شکل دیگه پیدا میکرد. در آمریکا کفپوش چوبی از ابتدا با روشهای سنتی جا افتاد، که در معرض آب و رطوبت باد میکردند، در طول زمان قوس پیدا میکردند، با جابجایی وسایل و تردد زخمی میشدند، و هرچند سال یکبار باید کلا ساب زده میشد و لاک میخورد تا مثل روز اولش بشه. ذهنیتی که ایجاد کرد این بود که چوب مساوی است با تعمیر و نگهداری پرهزینه. اگه از ابتدا بامبوی ضدآب که نه میخ لازم داشته باشه نه چسب و سی سال گارانتی داشته باشه جا میافتاد، یه ذهنیت دیگه شکل میگرفت.
ترندهای اجتماعی سرعت ترندهای بازار رو ندارند، اما محاسبه هزینه فایده در اونها هم وجود داره. در آمریکای دهه هفتاد که اوج جریان فمنیسم بود، سکس آزاد و بیقیدی در روابط و مصرف الکل و انواع دراگ به عرف نسل جوان و مخصوصا دخترها تبدیل شد. همیشه یک مقدار از همه اینها جنبه فان داره، اما قسمت جدی اون که وارد فرهنگ نسلهای بعد شد، تقاضای زیاد برای تعامل اجتماعی بود. تا جایی که هرکس علاوه بر یک خانواده بیولوژیک، یک خانواده بزرگ هم بیرون خونه داشت، و مجبور بود به تقاضای تعامل اونها پاسخ بده. به مرور یک محاسبه هزینه فایده درباره این سبک انجام شده و خیلیها دیگه به صرفه نمیبیننش، که در نتیجه اون میبینیم ترند جدید مصرف نکردن دراگه، و آرایش نکردن، و پول به لباس فشن ندادن. و حتی سر اینکه روزهای سوبر کی بیشتره با هم مسابقه میگذارند. دلیل اصلی این نیست که اینها ناسالم هستند، که میتونند باشند. دلیل اصلی اینه که با فاصله گرفتن ازین سبک، خودشون رو از خیلی از تعاملات اجتماعی معاف میکنند، چون هزینههاش رو متناسب با فایدههاش نمیبینند. در راستای همین معافیته که میبینید مفهوم درونگرایی انقدر محبوب شده. برای اینکه خودشون رو از پارتیها و جمعهای دوستانه دور کنند، خودشون رو درونگرا جا میزنند، تا مثل حساسیت به کره بادامزمینی یک مسئله ذاتی و ژنتیکی تلقی بشه و عذر موجه باشه، و گرنه ممکن نیست از یک جامعه یهو میلیونها درونگرا زاییده بشه.
🔽
ترندهای اجتماعی سرعت ترندهای بازار رو ندارند، اما محاسبه هزینه فایده در اونها هم وجود داره. در آمریکای دهه هفتاد که اوج جریان فمنیسم بود، سکس آزاد و بیقیدی در روابط و مصرف الکل و انواع دراگ به عرف نسل جوان و مخصوصا دخترها تبدیل شد. همیشه یک مقدار از همه اینها جنبه فان داره، اما قسمت جدی اون که وارد فرهنگ نسلهای بعد شد، تقاضای زیاد برای تعامل اجتماعی بود. تا جایی که هرکس علاوه بر یک خانواده بیولوژیک، یک خانواده بزرگ هم بیرون خونه داشت، و مجبور بود به تقاضای تعامل اونها پاسخ بده. به مرور یک محاسبه هزینه فایده درباره این سبک انجام شده و خیلیها دیگه به صرفه نمیبیننش، که در نتیجه اون میبینیم ترند جدید مصرف نکردن دراگه، و آرایش نکردن، و پول به لباس فشن ندادن. و حتی سر اینکه روزهای سوبر کی بیشتره با هم مسابقه میگذارند. دلیل اصلی این نیست که اینها ناسالم هستند، که میتونند باشند. دلیل اصلی اینه که با فاصله گرفتن ازین سبک، خودشون رو از خیلی از تعاملات اجتماعی معاف میکنند، چون هزینههاش رو متناسب با فایدههاش نمیبینند. در راستای همین معافیته که میبینید مفهوم درونگرایی انقدر محبوب شده. برای اینکه خودشون رو از پارتیها و جمعهای دوستانه دور کنند، خودشون رو درونگرا جا میزنند، تا مثل حساسیت به کره بادامزمینی یک مسئله ذاتی و ژنتیکی تلقی بشه و عذر موجه باشه، و گرنه ممکن نیست از یک جامعه یهو میلیونها درونگرا زاییده بشه.
🔽
Anarchonomy
تو ایران وقتی سازنده آپارتمان میخواد بگه خیلی برای ساختش خرج کرده میگه کف رو پارکت آلمانی زدیم. تو آمریکا وقتی سازنده میخواد بگه خیلی خرج کرده و این ملک یه سطح بالاتر از همسایههاشه میگه کف رو تمام اسلب کار کردیم! انگار درست خلاف جهت همدیگه حرکت میکنند، اینجا…
در ایران، درست یک ترند معکوس ایجاد شده و ابعاد مصرف الکل، و سیگار و انواع و اقسام مواد مخدر و روانگردان در بین جوانان و مخصوصا نوجوانان و مخصوصا دختران، اوج گرفته. طوری که اگه پردههای دروغ و زیباسازی حکومتی رو کنار بزنیم، به شکل یک سونامی دیده میشه. نه مختص یک سری از شهرهاست و نه حتی مختص شهر، و نه مختص یک سطح درآمد. چون اینجا یک سابقه دیگه وجود داشته، و یک محاسبه دیگه. نسلهای گذشته یک کد رفتاری تعریف کرده بودند که متشکل از حجم زیادی از تنظیمگریهای پدرسالارانه بود. این تنطیمات در گذشتههای دور در چارچوب مناسباتی قرار گرفته بود که فوایدش با هزینههاش همخوانی داشت. ولی الان دیگه اون مناسبات وجود خارجی نداره، بنابراین نتیجه محاسبه هم یه چیز دیگه در میاد. البته این بحث رو سالها پیش با دوستان نادیده کاتولیک هم داشتم که روی «احیای دوباره حیای زنانه در جامعه مدرن» حرف داشتند، و متأسفانه اون حرفها الان از شکل جدی خارج و به صورت میم اینترنتی دوباره برگشته. اون موقع به اون دوستان گفتم که دنبال نخود سیاه هستید. احیای حیای سنتی در جامعه شما کارکردی نداره، چون مکانیزم سنت دیگه وجود نداره. بنابراین اگه زن شما مأخوذ به حیای اروپای قرون وسطی هم بشه، داره تئاتر اون زن رو اجرا میکنه. شما دیگه زن کاتولیک نخواهید داشت.
بلکه cosplay زن کاتولیک رو خواهید داشت.
الان دارند این رو به چشم میبینند، که دختر کاتولیک که مثلا خودش رو منزه از جریانهای بیحیای مدرن میدونه، داره هرروز برای هزاران مرد که براشون جذابیت جنسی داره لایو میذاره. بله لباسش پوشیدهست و کرم جنسی نمیریزه، ولی برای جذابیتشه که هر لایوش هزاران بیننده داره. این فضا مطلقا ربطی به مکانیزم جامعه قرون وسطی نداره.
بهرحال در ایران محاسبه به مسیری وارد شد که خودتنظیمی با کد رفتاری نسل قبل، فاقد هر گونه فایده به نظر رسید، با اینکه هزار و یک هزینه داشت. اما ازونجایی که یک نظام ارزشی دیگه جایگزینش نشده، کد قبلی با نبود کد یا بیکدی جابجا شده.
برخلاف کلیشه رایج که رفتارهای جدید رو حاصل لجبازی تعریف میکنند، این یک لجبازی نیست. هرچند که اگه لجبازی بود هم منطقی بود. این نتیجه ندانستن اینه که باید چه کرد. باید با چه کسانی رابطه داشت، باید با چه کسانی نداشت. باید با چه کسانی رفتآمد کرد، و با چه کسانی نکرد. باید چقدر وقتکشی کرد. باید چه چیز رو چقدر مصرف کرد، و تا کی مصرف کرد. و چون چیزی معلوم نیست، هر کس به صورت فردی باید تست کنه که نسبت هزینه فایده هر رفتاری چه وضعیتی داره.
با اینکه در موضوع بحران، بیشتر نگاهها به سمت محیطزیست و آب و این چیزهاست، که باید هم باشه؛ اما خشکسالی مشابهی هم در تولید آدمهای کدساز داشتهایم که بتونند دست دیگران رو بگیرند و به سمت عقل و آرامش هدایت کنند.
بلکه cosplay زن کاتولیک رو خواهید داشت.
الان دارند این رو به چشم میبینند، که دختر کاتولیک که مثلا خودش رو منزه از جریانهای بیحیای مدرن میدونه، داره هرروز برای هزاران مرد که براشون جذابیت جنسی داره لایو میذاره. بله لباسش پوشیدهست و کرم جنسی نمیریزه، ولی برای جذابیتشه که هر لایوش هزاران بیننده داره. این فضا مطلقا ربطی به مکانیزم جامعه قرون وسطی نداره.
بهرحال در ایران محاسبه به مسیری وارد شد که خودتنظیمی با کد رفتاری نسل قبل، فاقد هر گونه فایده به نظر رسید، با اینکه هزار و یک هزینه داشت. اما ازونجایی که یک نظام ارزشی دیگه جایگزینش نشده، کد قبلی با نبود کد یا بیکدی جابجا شده.
برخلاف کلیشه رایج که رفتارهای جدید رو حاصل لجبازی تعریف میکنند، این یک لجبازی نیست. هرچند که اگه لجبازی بود هم منطقی بود. این نتیجه ندانستن اینه که باید چه کرد. باید با چه کسانی رابطه داشت، باید با چه کسانی نداشت. باید با چه کسانی رفتآمد کرد، و با چه کسانی نکرد. باید چقدر وقتکشی کرد. باید چه چیز رو چقدر مصرف کرد، و تا کی مصرف کرد. و چون چیزی معلوم نیست، هر کس به صورت فردی باید تست کنه که نسبت هزینه فایده هر رفتاری چه وضعیتی داره.
با اینکه در موضوع بحران، بیشتر نگاهها به سمت محیطزیست و آب و این چیزهاست، که باید هم باشه؛ اما خشکسالی مشابهی هم در تولید آدمهای کدساز داشتهایم که بتونند دست دیگران رو بگیرند و به سمت عقل و آرامش هدایت کنند.
اگه بغل مغازت ایستگاه مترو بزنند ارزش ملک مغازت بیشتر میشه، پس وقتی مغازهت رو فروختی پولش رو باید با مترو تقسیم کنی.
وقتی رئیس موسسهای که هوش مصنوعی میسازه عقبافتادهست، فعلا لازم نیست نگران هوش مصنوعی باشید.
#لبخند_شبانه
وقتی رئیس موسسهای که هوش مصنوعی میسازه عقبافتادهست، فعلا لازم نیست نگران هوش مصنوعی باشید.
#لبخند_شبانه
Anarchonomy
اگه بغل مغازت ایستگاه مترو بزنند ارزش ملک مغازت بیشتر میشه، پس وقتی مغازهت رو فروختی پولش رو باید با مترو تقسیم کنی. وقتی رئیس موسسهای که هوش مصنوعی میسازه عقبافتادهست، فعلا لازم نیست نگران هوش مصنوعی باشید. #لبخند_شبانه
کسی بابت کاری که برای خودش انجام ندادن به کسی مدیون نیست. ایستگاه مترو رو برای صاحب مغازه احداث نکردن. ایجاد بدهیهای مندرآوردی برای صاحبان اموال، همون دزدیه. کسی که گوشی شما رو میقاپه، داره میگه شما به اندازه یک گوشی بش بدهکاری. همه دزدها همینند. اینها خیلی ساده دزدند. بنابراین هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده. در تاریخ بشر هیچچیز قدیمیتر از دزدی نیست. از پس قدیمیهاشون براومدیم، از پس جدیدیهاش هم برمیاییم انشاءالله.
Anarchonomy
کسی بابت کاری که برای خودش انجام ندادن به کسی مدیون نیست. ایستگاه مترو رو برای صاحب مغازه احداث نکردن. ایجاد بدهیهای مندرآوردی برای صاحبان اموال، همون دزدیه. کسی که گوشی شما رو میقاپه، داره میگه شما به اندازه یک گوشی بش بدهکاری. همه دزدها همینند. اینها…
همین جوان انقلابی شب انتخابات ترکیه کاری کرده که توعیت مخالفان اردوغان کمتر دیده بشن.
حکیم میتونه مهندس باشه، اما با مهندسی نمیشه حکیم شد. آدم شجاع میتونه خوب کد بزنه، ولی با کد زدن نمیشه شجاع شد.
حکیم میتونه مهندس باشه، اما با مهندسی نمیشه حکیم شد. آدم شجاع میتونه خوب کد بزنه، ولی با کد زدن نمیشه شجاع شد.
سیصد سورتی پرواز انجام داده، و باز ممکنه زنده برنگرده. شاید همین هفته بعد روی همین پست ریپلای بزنم و بنویسم زدنش و کشته شد. و ممکنه همین هفته بعد این من باشم که دیگه زنده نیستم.
تعلیقی که این ندانستن ایجاد کرده شکنجهایه که بابت آگاهی تحمل میکنیم، در حالی که به نظر میرسه بابتش چیزی دریافت نمیکنیم.
هیچکس درباره پوچگرایی مذهبی انقدری ننوشته که من نوشتم، چون خودم ازش عبور کردم و بهتر از هرکسی میدونم چطور کار میکنه، و فقط میتونم به دیگران این رو بگم که باید خیلی مراقب بود. خیلی زیاد.
تعلیقی که این ندانستن ایجاد کرده شکنجهایه که بابت آگاهی تحمل میکنیم، در حالی که به نظر میرسه بابتش چیزی دریافت نمیکنیم.
هیچکس درباره پوچگرایی مذهبی انقدری ننوشته که من نوشتم، چون خودم ازش عبور کردم و بهتر از هرکسی میدونم چطور کار میکنه، و فقط میتونم به دیگران این رو بگم که باید خیلی مراقب بود. خیلی زیاد.
چپ ایرانی هیچوقت متوجه نشد در چه منطقهای به دنیا اومده و دنیا داره چطور کار میکنه. همواره وقتش رو با روضه خوندن علیه امپریالیسم میگذروند. حتی در این حد که به نخستوزیر اسراییل نامه سرگشاده بنویسه و منطقیترین حرفی که ممکنه یک سیاستمدار بزنه رو ربط بده به کشتاری که یک موضوع جدا بوده. چطور ممکن بود حافظ اسد، که به مردم خودش رحم نمیکرد، بدون جنگ و خونریزی لبنان رو ترک کنه؟ معلومه که نباید به معجزه اعتقاد داشت، وقتی با چشمت میبینی که اینها تا گردنشون زیر پوتین نظامیها قرار نگیره یک قدم عقبنشینی نمیکنند. همونطور که پسرش هم همینطوره و تأثیر یک تشر پوتین روی تصمیماتش از تأثیر خون هزاران نفر از مردم خودش بیشتره. کشتار حماة رو سال ۱۹۸۲ انجام دادند.
امارات و عربستان سرمایهگذاری سنگینی روی مدلهای تیکتاکی انجام دادن تا برهوت اسلامی شون برای مخاطب نسل جوان دنیا عادیسازی بشه. ولی تفاوتهایی در سیاست تبلیغاتی این دو کشور وجود داره. امارات روی امکانات شهری و اداره اون تمرکز کرده، و حتی سلبریتی دراز میکشه روی سنگفرش تا بگه اینجا خیلی تمیزه. گستردگی برنامه تبلیغاتی امارات مشابه دیگهای در دنیا نداره. حتی پکیجهای دسترسی ویآیپی به هتلها و رستورانها و اماکن تفریحی که مخصوص فعالان شبکههای اجتماعیه طراحی کردن، که اگه فالوعرها از یه حدی بیشتر بود، با پرداخت یک مبلغ نسبتا کم، اجازه استفاده از مکانهایی به طرف داده میشه که در حالت عادی باید خرج زیادی برای ورود بشون میکرد. اجاره کردن لامبورگینی برای ضبط استوری اینستاگرام، چیز جدیدی نیست. ولی به اجاره دسترسی به اماکن هم بسطش دادند. رسما و علنا یک صنعت برای ساپورت آدمهای فیک راهاندازی کردن. و این مستلزم اینه که این ذهنیت رو تثبیت کنند که اینجا یک کشور نرمال و مرتب است.
اما عربستان بیشتر روی این تمرکز کرده که بگه لازم نیست از اسلام بترسید، و این یعنی ناخواسته وارد تقابلهای نظری میشه، و توی تبلیغات اصلا خوب نیست بحث پیش بیاد. کیفیت غذا و تمیزی خیابون بحثی نداره. یا از نزدیک لمس شده و تأیید میشه، یا تأیید نمیشه. اما اینکه اسلام چقدر دنیای مدرن رو تحمل میکنه، صحبت و بگو مگو راه میندازه. سلبریتی خارجی وقتی اومده عربستان و لباس عربی بلند پوشیده، میگه «برای زیبا شدن لازم نیست برهنه بود». معلوم نیست این ایده وحشتناک که علاوه بر نمایش لباس، کامنت هم بذاره، به ذهن خودش رسیده بوده، یا کار تیم تبلیغات عربستانی که آوردنش اونجا بوده. در هر صورت باید بفهمند که حتی اگه میخوان آزادی رو نصفه نیمه بپذیرند، بهتره دربارهش حرف نزنند، چون احتمالش زیاده که تر بزنند به کل تبلیغات. مشتری جهانی کاری نداره تو در داخل کشور با چه چالشی مواجهی و از سلفیها میترسی که زنهای نیمه برهنه رو در خیابانها ببینند، یک مقدار دچار خارش سیاسی بشن. در عین حال که مشتری جهانی میتونه بپذیره که موقتا و از روی ماجراجویی یا تنوع، محدودیتهای بدوی کشورت رو تحمل کنه، اما خوشش نمیاد متقاعدش کنی که محدودیتهای درستی هستند. هیچوقت نباید با مشتری بحث نظری بکنی. حتی اگه حق با تو باشه. که در این مورد نیست (مخصوصا وقتی موضعت انقدر متناقضه. نمیشه همزمان که ادعا میکنی زن باید پوشیده باشد چون زیباست، بگی اگه برهنه باشد دیگه زیبا نیست!).
همزمان باید زنانی که به خاطر یک مشت دلار، عقایدشون رو با یک نظام سلطنتی ضد زن و ضد آزادی هماهنگ میکنند، تحقیر کرد. در مقایسه، یک زن تنفروش به مراتب شغل شرافتمندانهتری داره، چون فقط بدنش رو برای مدتی کوتاه در اختیار سفارشدهنده قرار میده.
اما عربستان بیشتر روی این تمرکز کرده که بگه لازم نیست از اسلام بترسید، و این یعنی ناخواسته وارد تقابلهای نظری میشه، و توی تبلیغات اصلا خوب نیست بحث پیش بیاد. کیفیت غذا و تمیزی خیابون بحثی نداره. یا از نزدیک لمس شده و تأیید میشه، یا تأیید نمیشه. اما اینکه اسلام چقدر دنیای مدرن رو تحمل میکنه، صحبت و بگو مگو راه میندازه. سلبریتی خارجی وقتی اومده عربستان و لباس عربی بلند پوشیده، میگه «برای زیبا شدن لازم نیست برهنه بود». معلوم نیست این ایده وحشتناک که علاوه بر نمایش لباس، کامنت هم بذاره، به ذهن خودش رسیده بوده، یا کار تیم تبلیغات عربستانی که آوردنش اونجا بوده. در هر صورت باید بفهمند که حتی اگه میخوان آزادی رو نصفه نیمه بپذیرند، بهتره دربارهش حرف نزنند، چون احتمالش زیاده که تر بزنند به کل تبلیغات. مشتری جهانی کاری نداره تو در داخل کشور با چه چالشی مواجهی و از سلفیها میترسی که زنهای نیمه برهنه رو در خیابانها ببینند، یک مقدار دچار خارش سیاسی بشن. در عین حال که مشتری جهانی میتونه بپذیره که موقتا و از روی ماجراجویی یا تنوع، محدودیتهای بدوی کشورت رو تحمل کنه، اما خوشش نمیاد متقاعدش کنی که محدودیتهای درستی هستند. هیچوقت نباید با مشتری بحث نظری بکنی. حتی اگه حق با تو باشه. که در این مورد نیست (مخصوصا وقتی موضعت انقدر متناقضه. نمیشه همزمان که ادعا میکنی زن باید پوشیده باشد چون زیباست، بگی اگه برهنه باشد دیگه زیبا نیست!).
همزمان باید زنانی که به خاطر یک مشت دلار، عقایدشون رو با یک نظام سلطنتی ضد زن و ضد آزادی هماهنگ میکنند، تحقیر کرد. در مقایسه، یک زن تنفروش به مراتب شغل شرافتمندانهتری داره، چون فقط بدنش رو برای مدتی کوتاه در اختیار سفارشدهنده قرار میده.
Anarchonomy
یک روز بوی تعفن از آب شیر رو تحمل میکنی، دو روز تحمل میکنی، یک سال، دو سال، ده سال.. سال چهلم ممکنه قاطی کنی. دوستان اهل جنوب میگن نیروهای سپاه با تیربار! به سمت معترضین شلیک میکردند. نشستن پشت تیربار هم ترسناکه. ولی اگه چهل سال بوی تعفن از همه جا بشنوی،…
همهچیز کم خواهد اومد. اما این کم اومدن رو طوری توزیع میکنند که مراکز پرتراکمتر دیرتر بفهمند. میشه یکجور سانسور مکانیکی حسابش کرد.
جنگ اوکراین و روسیه خیلی عجیب شده. روسیه انبارهایی رو تو اوکراین میزنه که سوخت موشکهای زمان شوروی توشون دپو شدن تا سوختنشون آلودگی محیطزیستی ایجاد کنه و اطرافش خالی از سکنه بشه و تو شبکههای اجتماعی میگه انبار مهمات رو زدم. و همزمان اوکراین یه ساختمون رو در مناطق اشغالی میزنه و درجهدارهای روس کشته میشن، که یکیشون فرمانده تیپ بوده! برای اونایی که یادشون نیست، فرمانده تیپ یه پله پایینتر از فرمانده لشکره. سطح اقدامات دو طرف قابل مقایسه نیست، طوری که انگار دو تا جنگ جداست.
خیلی جاها باید جلوی عوام ایستاد. جاهایی که میخوان جهالت رو رنگ بزنند و به جای حکمت بفروشند. جاهایی که پاشون رو از گلیمشون درازتر میکنند تا به اقلیت لگد بزنند. و جاهایی که میخوان بگن خدا با ماست!
ولی جاهایی هم هست که باید عوام رو تأیید کرد و دقیقا با همون قالب عوامانهای که بیانش میکنند، تأیید کرد. مثل وقتی که میگن «پول مملکت رو دادن به فلسطین که راکت بزنند، و گرنه خیلی کارها میشد کرد». چون این چیزیه که میشه با سند و مدرک و آمار و ارقام نشونش داد، در حالی که اوباشصفتانی که شکمشون با مال حرام حکومتی پر شده، عوام رو به خاطر همین حرف مسخره میکنند و دلیلش رو ناآگاهی مردم از پیچیدگیهای «حکمرانی» میدونند، که اخیرا به کلمهش هم علاقمند شدهاند و یه رشته درسی هم براش در دلقکخانه دانشگاه طراحی کردهاند. با افتخار خندیدن به مستضعفینی که اموالشون ازشون سرقت شده تا خرج راکت پوچگرایان بشه، چیزی نیست که از استالینپرستها عجیب باشه، مخصوصا وقتی خلیفهشون هم معنی قرآنی مستضعف رو براشون تغییر داد تا راحت باشند. و دقیقا باید در برابر همینها از عوام دفاع کرد.
«اگه پول رو خرج جهاد نمیکردند ایران گلستان میشد» افسانهست. اما اینکه با اون پول کارهای بزرگی میشد کرد، واقعیته. اگه سپاه و همه زیرشاخههای داخلی و خارجی اون منحل بشه، با بودجه آزادشده میشه ۹۰ میلیون ایرانی به همراه مهاجران قانونی و غیرقانونی فعلی رو بیمه ویزیت، دارو، و اقدامات تشخیصی کرد. که یعنی فقط برای بستری و جراحی بیمه خصوصی تهیه کنند. مخارج درمانی سالانه کشور معلومه، مخارج سالانه پوچگرایان مسلح هم معلومه. با یک محاسبه سرانگشتی هم میشه فهمید که شدنیه. ضمن اینکه با فرض پاکسازی مملکت از اوباش، بسیاری از هزینههای درمانی کاهش هم پیدا میکنه. چون در حال حاضر در هر مرحله از درمان با یک دسته از مافیا مواجهیم و هر یک از هزار فامیل الیگارشی یک بخش رو به انحصار خودش درآورده و مردم رو گروگان گرفته. از مافیای سهمیه آموزشی گرفته تا مافیای صدور مجوز مطب، تا مافیای مراکز تشخیصی، تا مافیای تولید دارو، تا مافیای توزیع دارو، تا مافیای واردات دارو، تا مافیای بیمارستانهای دولتی، تا مافیای بیمارستانهای خصوصی. در هیچ کشوری در دنیا مردم داروی مریضشون رو از صلیب سرخ اون کشور نمیخرند. این بساطی که مردم هرروز با هلال احمر دارند، فقط و فقط نتیجه حکمرانی راهزنان بیقید بر کشوره، و مطلقا و مطلقا هیچکدومشون بیگناه نیستند.
پس بله، دقیقا اگه کودکی در ایران به خاطر کمبود امکانات درمانی از بین بره، یا عمر مادری بابت داروهای ناموثر یا پرعوارض کوتاه بشه، یا کارگری از ترس هزینهها برای درمان اقدام نکنه، دقیقا به این دلیله که پول رو دادند به فلسطینیها تا راکتپرانی کنند و به هیچ نتیجهای نرسند.
ولی جاهایی هم هست که باید عوام رو تأیید کرد و دقیقا با همون قالب عوامانهای که بیانش میکنند، تأیید کرد. مثل وقتی که میگن «پول مملکت رو دادن به فلسطین که راکت بزنند، و گرنه خیلی کارها میشد کرد». چون این چیزیه که میشه با سند و مدرک و آمار و ارقام نشونش داد، در حالی که اوباشصفتانی که شکمشون با مال حرام حکومتی پر شده، عوام رو به خاطر همین حرف مسخره میکنند و دلیلش رو ناآگاهی مردم از پیچیدگیهای «حکمرانی» میدونند، که اخیرا به کلمهش هم علاقمند شدهاند و یه رشته درسی هم براش در دلقکخانه دانشگاه طراحی کردهاند. با افتخار خندیدن به مستضعفینی که اموالشون ازشون سرقت شده تا خرج راکت پوچگرایان بشه، چیزی نیست که از استالینپرستها عجیب باشه، مخصوصا وقتی خلیفهشون هم معنی قرآنی مستضعف رو براشون تغییر داد تا راحت باشند. و دقیقا باید در برابر همینها از عوام دفاع کرد.
«اگه پول رو خرج جهاد نمیکردند ایران گلستان میشد» افسانهست. اما اینکه با اون پول کارهای بزرگی میشد کرد، واقعیته. اگه سپاه و همه زیرشاخههای داخلی و خارجی اون منحل بشه، با بودجه آزادشده میشه ۹۰ میلیون ایرانی به همراه مهاجران قانونی و غیرقانونی فعلی رو بیمه ویزیت، دارو، و اقدامات تشخیصی کرد. که یعنی فقط برای بستری و جراحی بیمه خصوصی تهیه کنند. مخارج درمانی سالانه کشور معلومه، مخارج سالانه پوچگرایان مسلح هم معلومه. با یک محاسبه سرانگشتی هم میشه فهمید که شدنیه. ضمن اینکه با فرض پاکسازی مملکت از اوباش، بسیاری از هزینههای درمانی کاهش هم پیدا میکنه. چون در حال حاضر در هر مرحله از درمان با یک دسته از مافیا مواجهیم و هر یک از هزار فامیل الیگارشی یک بخش رو به انحصار خودش درآورده و مردم رو گروگان گرفته. از مافیای سهمیه آموزشی گرفته تا مافیای صدور مجوز مطب، تا مافیای مراکز تشخیصی، تا مافیای تولید دارو، تا مافیای توزیع دارو، تا مافیای واردات دارو، تا مافیای بیمارستانهای دولتی، تا مافیای بیمارستانهای خصوصی. در هیچ کشوری در دنیا مردم داروی مریضشون رو از صلیب سرخ اون کشور نمیخرند. این بساطی که مردم هرروز با هلال احمر دارند، فقط و فقط نتیجه حکمرانی راهزنان بیقید بر کشوره، و مطلقا و مطلقا هیچکدومشون بیگناه نیستند.
پس بله، دقیقا اگه کودکی در ایران به خاطر کمبود امکانات درمانی از بین بره، یا عمر مادری بابت داروهای ناموثر یا پرعوارض کوتاه بشه، یا کارگری از ترس هزینهها برای درمان اقدام نکنه، دقیقا به این دلیله که پول رو دادند به فلسطینیها تا راکتپرانی کنند و به هیچ نتیجهای نرسند.