This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو همون کشوری که به نظر میرسه پدوفیلی داره نرمالایز میشه، و جهانسومی و لات و لوتهای مسلمان برای وضعی که فرهنگ وک براش پیش آورده افسوس میخورن، خیلی راحت پدوفیل رو با اسلحه تهدید میکنند. چه جدی، و چه شوخی. وقتی تو زندان یک مجرم پدوفیل رو با چاقو میکشن، همه به قاتل میگن «دمت گرم برادر!».
اما تو کشورهای مسلمان، که افتخار میکنند هنوز کامل به غرب آلوده نشدهاند، هیچ بچهای از تجاوز در امان نیست، و بلکه به صورت سیستماتیک قربانی میشن. در این کشورهای «غیور» کسی حاضر نیست کسی که با بچه چهارده ساله ازدواج کرده رو به قتل برسونه.
اما تو کشورهای مسلمان، که افتخار میکنند هنوز کامل به غرب آلوده نشدهاند، هیچ بچهای از تجاوز در امان نیست، و بلکه به صورت سیستماتیک قربانی میشن. در این کشورهای «غیور» کسی حاضر نیست کسی که با بچه چهارده ساله ازدواج کرده رو به قتل برسونه.
اونی که خارج از کشور نشسته و کل ایران رو با چند تا عکس تحلیل میکنه و تحلیلش اینه که نظام از موضوع حجاب عقبنشینی کرد، نه این مملکت رو میشناسه و نه داعش رو، و نه هنوز با پوچگرایی شیعه آشنا شده. اما همزمان اونایی که همینجا زندگی میکنند و با دیدن چندتا اکیپ زنان چادری ناهی منکر فکر میکنند اتفاق تازهای افتاده هم نیاز به راهنمایی دارند. گفته بودم که از لگد حیوانی که داره ذبح میشه نباید ترسید، ولی این نمونهها حتی مصداق اون لگدها هم نیست. متأسفانه هنوز ساکنان داخل ایران هم نمیدونند تشکیلات هیئتی چطور کار میکنه.
تو سیستمهای بسته و هردمبیلی، ارتباطی بین کف جامعه و بالا وجود نداره. اما حاکم نیاز داره که بش ثابت بشه مدیریت در جریانه. و برای اینکه ثابت بشه مدیریت در جریانه باید ثابت بشه تحرک وجود داره. و با فیدبک متوجه تحرک میشه. اگه فیدبک زیاد باشه، یعنی تحرک زیاده، و اگه تحرک زیاده یعنی مدیریت در جریانه! بنابراین در دراز مدت خود فیدبک به هدف سیستم تبدیل میشه. یعنی خودشون فیدبک رو خلق میکنند، تا نیاز سیستم به فیدبک رو تأمین کنند. مثل اینه که لوله هواکش توالت رو وصل کنی به کانال کولر.
تشکیل ستاد، تجمع، اکیپ، پویش، همایش.. همه فیدبکهای ساختگی هستند تا تحرک رو تداعی کنند.
دارالخلافه میخواد بپرسه بیرون چه خبر است. خودش خبر رو خلق میکنه، و جواب پرسش خودش رو میده. برای همینه که نتیجه مهم نیست. تا زمانی که خبری هست، این معنی رو براش داره که «داریم به خوبی مدیریت میکنیم».
تو سیستمهای بسته و هردمبیلی، ارتباطی بین کف جامعه و بالا وجود نداره. اما حاکم نیاز داره که بش ثابت بشه مدیریت در جریانه. و برای اینکه ثابت بشه مدیریت در جریانه باید ثابت بشه تحرک وجود داره. و با فیدبک متوجه تحرک میشه. اگه فیدبک زیاد باشه، یعنی تحرک زیاده، و اگه تحرک زیاده یعنی مدیریت در جریانه! بنابراین در دراز مدت خود فیدبک به هدف سیستم تبدیل میشه. یعنی خودشون فیدبک رو خلق میکنند، تا نیاز سیستم به فیدبک رو تأمین کنند. مثل اینه که لوله هواکش توالت رو وصل کنی به کانال کولر.
تشکیل ستاد، تجمع، اکیپ، پویش، همایش.. همه فیدبکهای ساختگی هستند تا تحرک رو تداعی کنند.
دارالخلافه میخواد بپرسه بیرون چه خبر است. خودش خبر رو خلق میکنه، و جواب پرسش خودش رو میده. برای همینه که نتیجه مهم نیست. تا زمانی که خبری هست، این معنی رو براش داره که «داریم به خوبی مدیریت میکنیم».
شایعه آماده شدن بمبافکنهای روسیه برای حمله اتمی به اوکراین رو پخش میکنند، و غیر از نظامینویسها کسی بش توجه نمیکنه.
تهدید اتمی همینقدر لوث شده.
تهدید اتمی همینقدر لوث شده.
Anarchonomy
روز کارگر در غرب امروزی دیگه ربط چندانی به روز کارگر در قرن بیستم نداره، اما درگیری با کارفرما بر سر جایگزین کردن کارگر با «ابزار» همچنان برقراره. اتحادیه فیلمنامهنویسان هالیوود دارند قوانینی رو مطالبه میکنند که اجازه نده هوش مصنوعی روی متونی که قبلا نوشته…
«چتجیپیتی تو بچگی تروما نداشته».
معمولا کسانی که میخوان جلوی تکنولوژی رو با ممنوعیت قانونی بگیرند، همونایی هستند که متوجه نیستن با چی طرفند.
معمولا کسانی که میخوان جلوی تکنولوژی رو با ممنوعیت قانونی بگیرند، همونایی هستند که متوجه نیستن با چی طرفند.
نباید انقدر اوپن مایند بود که مایندت بریزه بیرون. به همین ترتیب نباید آلتت رو طوری حواله اخبار میناستریم کنی که از پشت وارد خودت بشه. کنار کشیدن از گله گوسفندها، نباید به افتادن تو گله زامبیها منجر بشه.
اگه فکرت ساختار مستقلی پیدا کرده باشه، ممکنه با روایتهای عمومی سرشاخ بشه، اما با سرشاخ شدن با روایتهای عمومی نمیشه به تفکر مستقل رسید.
نتیجه مخالفت با هدف مخالفت، میشه اینکه وقتی میبینی همه درباره دلار حرف میزنند، بگی «اتفاقا موضوع دلار نیست». نباید از «اتفاقا» طوری استفاده کرد که اتفاقی بیفتی تو باقالیها.
اگه فکرت ساختار مستقلی پیدا کرده باشه، ممکنه با روایتهای عمومی سرشاخ بشه، اما با سرشاخ شدن با روایتهای عمومی نمیشه به تفکر مستقل رسید.
نتیجه مخالفت با هدف مخالفت، میشه اینکه وقتی میبینی همه درباره دلار حرف میزنند، بگی «اتفاقا موضوع دلار نیست». نباید از «اتفاقا» طوری استفاده کرد که اتفاقی بیفتی تو باقالیها.
Anarchonomy
نباید انقدر اوپن مایند بود که مایندت بریزه بیرون. به همین ترتیب نباید آلتت رو طوری حواله اخبار میناستریم کنی که از پشت وارد خودت بشه. کنار کشیدن از گله گوسفندها، نباید به افتادن تو گله زامبیها منجر بشه. اگه فکرت ساختار مستقلی پیدا کرده باشه، ممکنه با روایتهای…
بررسی آمار گوگل نشون میده سرچ، و تولید مقاله و توعیت درباره افول دلار، درست همزمان با بلوکه شدن پولهای روسیه، افزایش انفجاری داشتهاند. که نشون میده از همون موقع یک عملیات روانی رو شروع کردند، و سمپاتهای خارجیشون حتی اگه هیچ ارتباطی به گردانهای سایبری کرملین نداشته باشند، کاملا مجانی شعلهش رو بیشتر کردند (وای اشتباه کردیم روسیه رو تحریم کردیم! وای الان جنگ جهانی سوم میشه! وای بایدن جنگطلبه! وای بمب اتم! وای آمریکا دیگه قدرتمند نیست! وای امپراتوری روم هم از درون سقوط کرد!). و سپس واکنشها ایجاد میشه، و چرخه ادامه پیدا میکنه تا اینکه یک جو جهانی میسازه. روسها مجبور بودند یک موقعیت باخته رو یک موقعیت برد جلوه بدن، همونطور که در مورد تحولات جبهه هم همین کار رو میکنند. اینکه قدرت هستهای باشی اما اختیار پولت رو نداشته باشی تحقیرآمیزه. برای پوشاندن این تحقیر مجبور بودن قضیه رو برعکس جلوه بدن: دلار؟ دلار چیه؟ دلار مُرد! با تحریم ما گور دلار رو کندند!
در این که این یک عملیات روانیه تا یک مسئله تکنیکی همین بس که ضربهای که از یورو خوردند بیشتر از دلار بوده، اما درباره افول یورو و پایان یورو چیزی نمیگن. متعاقبا میبینید که جوگیرها هم حرفی ندارند که درباره یورو بزنند.
در این که این یک عملیات روانیه تا یک مسئله تکنیکی همین بس که ضربهای که از یورو خوردند بیشتر از دلار بوده، اما درباره افول یورو و پایان یورو چیزی نمیگن. متعاقبا میبینید که جوگیرها هم حرفی ندارند که درباره یورو بزنند.
در مورد حکومتی که معتاد پروپاگانداست، ساختگی فرض کردن هر حادثهای منطقیه. اما وقتی گزینه «فشل بودن سیستم» وجود داره، همه گزینههای دیگه باید برن پشتسرش بایستند. اینها همون کسانیاند که رانندهای رو برای کشنده اس۴۰۰ انتخاب کردند که به علت مصرف زیاد الکل، چپ کرد. کی تو دنیا گرونترین پدافند خودش رو به این شکل جابجا میکنه؟
متأسفانه در دنیای نشر کتاب، هر جور آدمی داره از تجربیاتش مینویسه، اما مهندسها به نسبت حجم تجربیاتی که از سازمانهای فشل دارند، چندان در انتقال دانستههاشون به مردم فعال نبودن. مردم اصلا تصوری ندارند که چقدر همهچیز به تف بنده.
متأسفانه در دنیای نشر کتاب، هر جور آدمی داره از تجربیاتش مینویسه، اما مهندسها به نسبت حجم تجربیاتی که از سازمانهای فشل دارند، چندان در انتقال دانستههاشون به مردم فعال نبودن. مردم اصلا تصوری ندارند که چقدر همهچیز به تف بنده.
تو محیط کار ازت میخوان یه پروژه که تمرکز زیادی میخواد انجام بدی. اما تو خونه فکرت مشغول یه پروژه دیگهست. فکر میکنی میشه هرروز بین این دو سوئیچ کرد. اما در واقع نشده. فقط ادای سوئیچ کردن رو درمیاری، تا به ذهن خودت تلقین کنی که سوئیچ کرده. مثل بچهای که داره تاتی تاتی پلهها رو میاد بالا و تشویقش میکنی و هر پله رو میشمری. سر یکی از پلهها فقط پاشو تکون میده اما بالاتر نمیره، اما تو به تشویقت ادامه میدی طوری که انگار اون پله رو هم بالا اومده بوده و اونو هم میشمری. برای اینکه بتونه کاری رو انجام بده، به دروغ بش میگی انجام داده، تا انجام بده.
بیشتر وقتهایی که خوشحالی، مغزت به خودش دروغ گفته که خوشحالی، تا فکر کنی میتونی خوشحال باشی. بیشتر چیزهایی که چنج میشن، بخشی ازین دروغ تاکتیکی هستند. لباس چنج میشه، خونه چنج میشه، پارتنر چنج میشه، کشور چنج میشه. مغزت از همه اینها استفاده میکنه، تا دروغ رو شکل بده. اگه نویز کنار بره، و تمرکز برگرده به چیزهایی که چنج نمیشن، یعنی نفس خودت، دروغ از هم میپاشه. نفس، منشأ غم است. میخوای بد نگذره، باید روش تمرکز نکنی. و اگه بخوای روش تمرکز کنی، باید با غم کناری بیای.
بیشتر وقتهایی که خوشحالی، مغزت به خودش دروغ گفته که خوشحالی، تا فکر کنی میتونی خوشحال باشی. بیشتر چیزهایی که چنج میشن، بخشی ازین دروغ تاکتیکی هستند. لباس چنج میشه، خونه چنج میشه، پارتنر چنج میشه، کشور چنج میشه. مغزت از همه اینها استفاده میکنه، تا دروغ رو شکل بده. اگه نویز کنار بره، و تمرکز برگرده به چیزهایی که چنج نمیشن، یعنی نفس خودت، دروغ از هم میپاشه. نفس، منشأ غم است. میخوای بد نگذره، باید روش تمرکز نکنی. و اگه بخوای روش تمرکز کنی، باید با غم کناری بیای.
معمولا تو جنگ اینجوریه که هر طرف از کشتههای طرف مقابل فیلم میگیره میگه اینا کار امروزمون هستن. الان تو اوکراین برعکس شده. رئیس گروه واگنر از کشتههای خود واگنر فیلم میگیره، که حتی روی جنازهها پارچه نکشیدن و خون همهجا ریخته، و میگه این نتیجه نفرستادن مهمات به ماست!
از یک طرف وضعیت خندهدار ارتش روسیه رو نشون میده که این حالت برعکسش فکر نمیکنم مشابه تاریخی داشته باشه. از طرف دیگه این رو به ما یادآوری میکنه که در جنگ ایران و عراق، هیچ کدوم از فرماندهان ارتش و سپاه حاضر نبودند به اندازه این حیوان کثیف که فرماندهی واگنر رو به عهده داره، درباره کمبود امکانات و مهمات، اطلاعرسانی کنند و صداشون رو بلند کنند. این به مقامات بالا فحش میده. رئیس واگنر مستحق اینه که بابت جنایاتی که مرتکب شده دویست و پنجاه بار اعدام بشه، اما باز آدمتر از وحوش شیعهست. چون مرگپرست نیست.
از یک طرف وضعیت خندهدار ارتش روسیه رو نشون میده که این حالت برعکسش فکر نمیکنم مشابه تاریخی داشته باشه. از طرف دیگه این رو به ما یادآوری میکنه که در جنگ ایران و عراق، هیچ کدوم از فرماندهان ارتش و سپاه حاضر نبودند به اندازه این حیوان کثیف که فرماندهی واگنر رو به عهده داره، درباره کمبود امکانات و مهمات، اطلاعرسانی کنند و صداشون رو بلند کنند. این به مقامات بالا فحش میده. رئیس واگنر مستحق اینه که بابت جنایاتی که مرتکب شده دویست و پنجاه بار اعدام بشه، اما باز آدمتر از وحوش شیعهست. چون مرگپرست نیست.
Anarchonomy
معمولا تو جنگ اینجوریه که هر طرف از کشتههای طرف مقابل فیلم میگیره میگه اینا کار امروزمون هستن. الان تو اوکراین برعکس شده. رئیس گروه واگنر از کشتههای خود واگنر فیلم میگیره، که حتی روی جنازهها پارچه نکشیدن و خون همهجا ریخته، و میگه این نتیجه نفرستادن مهمات…
کدومشون علنا اعتراض کردند؟ کدومشون حاضر شدند در معرض تخریب شخصیت که حکومت قطعا انجام میداد قرار بگیرند تا واقعیت بدون واسطه به مردم منتقل بشه و نظام از طریق افکار عمومی تحت فشار قرار بگیره؟ حتی وقتی درباره تلفات صحبت میکردند دغدغه درباره اون دنیا بود، نه این دنیا، که «قراره سر پل صراط جواب اینارو چجوری بدیم؟». و راه حل نهاییشون هم این بود که برن خودشون هم بمیرن تا شاید با ملحق شدن به لشکر مردگان، خدا تو سیل جمعیت پیداشون نکنه و یقهشون رو نگیره.
Anarchonomy
معمولا تو جنگ اینجوریه که هر طرف از کشتههای طرف مقابل فیلم میگیره میگه اینا کار امروزمون هستن. الان تو اوکراین برعکس شده. رئیس گروه واگنر از کشتههای خود واگنر فیلم میگیره، که حتی روی جنازهها پارچه نکشیدن و خون همهجا ریخته، و میگه این نتیجه نفرستادن مهمات…
مگه چیزی عوض شده؟
۱- کم آوردن مهمات برای نبرد، با کم آوردن برای جنگ فرق داره. تو یک نبرد نیروهات جایی هستند که اگه همین الان بشون مهمات نرسه، خیلی ساده میمیرند. اینکه چه پرچمی رو بازوشون دوخته شده باشه هیچ تأثیری در سرنوشتشون نداره. روسیه برای نبرد، کم میاره، ولی برای کل جنگ، نه به این زودیها. چون جنازهها رو برمیگردونه و یه گردان دیگه میفرسته، و اندفعه به موقع بشون مهمات میرسونه. این یعنی جنگ بیشتر طول میکشه و پسرهای بیشتری میمیرند، اما براشون مهم نیست.
۲- ارتش روسیه برای جنگهای خارجی طراحی نشده. برای سرکوب داخلی طراحی شده. چون ارتشی که برای جنگ طراحی شده باشه، خودش میتونه ادعای قدرت سیاسی کنه. برای اینکه این ریسک کاهش پیدا کنه، عمدا ارتش رو در حد یک سگ پاچهگیر نگه داشتند. بنابراین طبیعیه که این سگ لجستیک جنگ رو خوب بلد نباشه، و نتونه مهمات رو به موقع به جایی که باید برسونه. این ربطی به بضاعت تولید مهمات در این کشور نداره.
۱- کم آوردن مهمات برای نبرد، با کم آوردن برای جنگ فرق داره. تو یک نبرد نیروهات جایی هستند که اگه همین الان بشون مهمات نرسه، خیلی ساده میمیرند. اینکه چه پرچمی رو بازوشون دوخته شده باشه هیچ تأثیری در سرنوشتشون نداره. روسیه برای نبرد، کم میاره، ولی برای کل جنگ، نه به این زودیها. چون جنازهها رو برمیگردونه و یه گردان دیگه میفرسته، و اندفعه به موقع بشون مهمات میرسونه. این یعنی جنگ بیشتر طول میکشه و پسرهای بیشتری میمیرند، اما براشون مهم نیست.
۲- ارتش روسیه برای جنگهای خارجی طراحی نشده. برای سرکوب داخلی طراحی شده. چون ارتشی که برای جنگ طراحی شده باشه، خودش میتونه ادعای قدرت سیاسی کنه. برای اینکه این ریسک کاهش پیدا کنه، عمدا ارتش رو در حد یک سگ پاچهگیر نگه داشتند. بنابراین طبیعیه که این سگ لجستیک جنگ رو خوب بلد نباشه، و نتونه مهمات رو به موقع به جایی که باید برسونه. این ربطی به بضاعت تولید مهمات در این کشور نداره.
بیشترین مشکلی که پنجاه و هفتیها با اینترنت داشتند و دارند، اینه که همه در اون بیاجازه حرف میزنند. و گرنه جنبههای دیگه اون خیلی غیرشرعیتر بود. نه تنها پورن، که انبوهی از برهنگیهای نزدیک، در دسترس همه، از جمله بچه دوازده ساله، قرار گرفت، و عین خیالشون نبود (پورن و محتویات اروتیک، برهنگی دور هستند. چون واضحه که در دنیای واقعی دیده نمیشن. ولی برهنگی نزدیک، یعنی برهنگی آدمهای معمولی که میتونند یک همکلاسی باشند. یعنی کسی که میشه خود را بش شبیه کرد. در دورانی که غالب برهنگیها از جنس برهنگی دور بودند، تقلید و پیروی موضوعیت نداشت). این حرف زدن بیاجازه بود که اتوریته مرد مذهبی رو بهم ریخت. و در نبود این اتوریتهست که حرفها شکوفه میزنند.
Anarchonomy
ویروس پوچگرایی یکشبه پخش نمیشه. اما تشخیص علائم اولیهش کار هرکسی نیست. چون خیلی آرام و عادی پیش میره. برای مشروعیت دادن به روابط دخترها و پسرها، فقط یک ساعت زمان کافی بود. در مذهب شیعه برای این مشروعیت یک جمله عربی که والدین طرفین شاهدش باشند کافیه تا…
هنوز یه سری تور زیارتی هست که دارند با یک و نیم میلیون تومن، میبرن مشهد، برای دو شب و سه روز. میگم «هنوز» چون با قیمتهای فعلیِ همهچیز، این تورهای هیئتی مسجدی قاعدتا باید جمع میشدند. ولی نشده. چون اگه تورم سیصد درصد هم بشه، باز یک راهی برای پیدا کردن سگیترین اتوبوس، و سگیترین زائرسرا و سگیترین کباب کوبیده پیدا میکنند تا بشه با حداقل هزینه، امام رضا رو زیارت کرد. طوری که انگار جنگی در جریانه و خاکریز در مسجد گوهرشاده و باید حتما نیرو فرستاد. سوال «چه نتیجهای میخوای بگیری؟» رو در تمام طول این مسافرت میشه ازشون پرسید، که شامل شیرجه در چرخگوشت دور ضریح هم میشه.
از وقتی نوشتم که این سوال رو بپرسید، بعضیها بم پیام میدن و مضمون حرفشون اینه که از وقتی ازین سوال دارند استفاده میکنند، دچار وحشت شدهاند. ببخشید که من روی پستهام برچسب هشدار نمیزنم.
از وقتی نوشتم که این سوال رو بپرسید، بعضیها بم پیام میدن و مضمون حرفشون اینه که از وقتی ازین سوال دارند استفاده میکنند، دچار وحشت شدهاند. ببخشید که من روی پستهام برچسب هشدار نمیزنم.
Anarchonomy
بیشترین مشکلی که پنجاه و هفتیها با اینترنت داشتند و دارند، اینه که همه در اون بیاجازه حرف میزنند. و گرنه جنبههای دیگه اون خیلی غیرشرعیتر بود. نه تنها پورن، که انبوهی از برهنگیهای نزدیک، در دسترس همه، از جمله بچه دوازده ساله، قرار گرفت، و عین خیالشون…
داستانهای کوتاه ترسناک رو همهجا میشه پیدا کرد. مثلا یکیش رو از یک ایرانی مهاجرت کرده به یک کشور خارجی شنیدم: «اینجا همه سایتها بازن، اما چیز خاصی هم نمینویسم که فرقی کنه». قعر فلاکت، فقدان مطلق آزادی نیست. قعرش اینه که ندونی برای چی باید آزاد بود، و بعد بپرسی الان این آزادیها کاربردش چیه؟ من میخوام کارهای شغلم رو انجام بدم فقط. با واتساپ جنس میخریدم از امارات، تو اینستا چیزهایی که از ترکیه میآوردم رو میفروختم. فایلهای دانشگاه تو گروه تلگراممون بود.
دیکتاتور، لیس میزنه این جور آدمهارو.
دیکتاتور، لیس میزنه این جور آدمهارو.
حتی هکرهاشون تا الان انقدر کار انجام دادن که دستگاههای امنیتی دولتهای کلهگنده از پسش برنمیان، یا میلی به انجامش ندارند.
ایرانی فقط میخواد تا جایی که میشه دور بشه. اونهایی هم که دور نیستن، جنگ با اشرار رو ول کردن ذرهبین گرفتن دستشون ببینند کی تجزیهطلبه! اینکه ایران رو نمیشه نجات داد، به باور مردم تبدیل شده. این دیگه صرفا یه محاسبه نیست که بگیم غلطه یا خطا داره. یک اعتقاده.
ایرانی فقط میخواد تا جایی که میشه دور بشه. اونهایی هم که دور نیستن، جنگ با اشرار رو ول کردن ذرهبین گرفتن دستشون ببینند کی تجزیهطلبه! اینکه ایران رو نمیشه نجات داد، به باور مردم تبدیل شده. این دیگه صرفا یه محاسبه نیست که بگیم غلطه یا خطا داره. یک اعتقاده.
اگه به جای مردها، فقط زن فضانورد به ایستگاه فضایی ارسال بشه، و چندماه اونجا بمونند، به دلیل انرژی کمتری که زنها مصرف میکنند، هم در هزینه و هم در فضای مورد نیاز در ایستگاه (برای ذخیره غذا و اکسیژن)، صرفهجویی در حد چند ده میلیون دلار بدست میاد!
اگه مرد هستید و فانتزی مسافرت فضایی و مریخ و این چیزها داشتید فراموشش کنید. خارج از جو زمین، مرد صرفه اقتصادی نداره.
اگه مرد هستید و فانتزی مسافرت فضایی و مریخ و این چیزها داشتید فراموشش کنید. خارج از جو زمین، مرد صرفه اقتصادی نداره.
تو ۲۰ سالگی چندتا چیز رو برای بیست سی سال بعدم پیشبینی میکردم که همگی اشتباه دراومدند، چون پیشفرضهای غلطی داشتند.
فکر میکردم با ورزش هشتاد درصد مشکلات بدنم رو حل میکنم، اما فقط روی بیست درصدش موثر بود. بقیه به میراث اجدادم مربوط میشد که غیرقابل تغییر بودند. اگه این رو اون موقع میدونستم کلا یه جور دیگه برنامهریزی میکردم که با افول بدنم تناسب داشته باشه. محیط یکدستساز میلیتاریستی خیلی اصرار داره که بت تلقین کنه هیچ فرقی با بقیه نداری. اما در واقع داری. اینکه خود جامعه میلیتاریسته هم دیر فهمیدم. و وقتی فهمیدم، مشخص شد چرا همه مثل دژبان رفتار میکنند، حتی در موضوعات پیش پا افتادهای مثل جای پارک.
فکر میکردم اینکه به حداقلیترین درآمد و حداقلیترین سرمایه و حداقلیترین مادیات قانعم، میتونه خیلی از دشواریها رو از سر راهم برداره. اما این فرمول در یک کشور نرمال کار میکرد، نه اینجا. اگه کسی در آمریکا به حداقل مادیات قناعت کنه، میتونه کیفیت زندگی خوبی داشته باشه. اما در کشوری که تورم پنجاه درصدی هرسال پشت هرسال تکرار میشه، حتی اگه یک راهب هم باشی، به بنبست میخوری. اگه میدونستم چه جریان پوچگرایی بر کل مملکت حکمفرماست که در برابر نابودی همهچیز فقط میخنده، یه جور دیگه برنامهریزی میکردم.
فکر میکردم چون درونگرا هستم و کسی حرفام رو نمیفهمه و هیچ مشکلی با تنهایی ندارم، نه دوستان خیلی فابریکی نیاز دارم، و نه پارتنری که خیلی نزدیک باشه. اما این تو یه کشور آرام و توریستی جواب میده. و واقعا هم ازین آدمهای تنها که راحتند با تنهایی، در روستاهای ایتالیا و جزایر یونان، که تنها آدمی که هفتهای یه بار میبینند کسیه که اومده اتاقشون رو تمیز کنه، زیاد هستند. این در یک کشور خطرناک جواب نمیده، و ایران یک کشور فوقالعاده خطرناکه. تو کشور خطرناک باید دوستان زیادی داشته باشی که از مخمصه بیرونت بکشند، و باید پارتنر داشته باشی که هواتو داشته باشه. اگه میدونستم ایران چقدر خطرناکه یه جور دیگه برنامهریزی میکردم.
اگه اینجا جوان بیست ساله هست، ازش انتظار دارم اشتباهات من رو مرتکب نشه.
فکر میکردم با ورزش هشتاد درصد مشکلات بدنم رو حل میکنم، اما فقط روی بیست درصدش موثر بود. بقیه به میراث اجدادم مربوط میشد که غیرقابل تغییر بودند. اگه این رو اون موقع میدونستم کلا یه جور دیگه برنامهریزی میکردم که با افول بدنم تناسب داشته باشه. محیط یکدستساز میلیتاریستی خیلی اصرار داره که بت تلقین کنه هیچ فرقی با بقیه نداری. اما در واقع داری. اینکه خود جامعه میلیتاریسته هم دیر فهمیدم. و وقتی فهمیدم، مشخص شد چرا همه مثل دژبان رفتار میکنند، حتی در موضوعات پیش پا افتادهای مثل جای پارک.
فکر میکردم اینکه به حداقلیترین درآمد و حداقلیترین سرمایه و حداقلیترین مادیات قانعم، میتونه خیلی از دشواریها رو از سر راهم برداره. اما این فرمول در یک کشور نرمال کار میکرد، نه اینجا. اگه کسی در آمریکا به حداقل مادیات قناعت کنه، میتونه کیفیت زندگی خوبی داشته باشه. اما در کشوری که تورم پنجاه درصدی هرسال پشت هرسال تکرار میشه، حتی اگه یک راهب هم باشی، به بنبست میخوری. اگه میدونستم چه جریان پوچگرایی بر کل مملکت حکمفرماست که در برابر نابودی همهچیز فقط میخنده، یه جور دیگه برنامهریزی میکردم.
فکر میکردم چون درونگرا هستم و کسی حرفام رو نمیفهمه و هیچ مشکلی با تنهایی ندارم، نه دوستان خیلی فابریکی نیاز دارم، و نه پارتنری که خیلی نزدیک باشه. اما این تو یه کشور آرام و توریستی جواب میده. و واقعا هم ازین آدمهای تنها که راحتند با تنهایی، در روستاهای ایتالیا و جزایر یونان، که تنها آدمی که هفتهای یه بار میبینند کسیه که اومده اتاقشون رو تمیز کنه، زیاد هستند. این در یک کشور خطرناک جواب نمیده، و ایران یک کشور فوقالعاده خطرناکه. تو کشور خطرناک باید دوستان زیادی داشته باشی که از مخمصه بیرونت بکشند، و باید پارتنر داشته باشی که هواتو داشته باشه. اگه میدونستم ایران چقدر خطرناکه یه جور دیگه برنامهریزی میکردم.
اگه اینجا جوان بیست ساله هست، ازش انتظار دارم اشتباهات من رو مرتکب نشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارسال آژانس فضایی اروپا یه ماهواره هواشناسی رو در مدار ۳۶ هزار کیلومتری قرار داده بود، و اولین عکس دریافتی ازش رو منتشر کرد. تو این مدار، لوکیشن ماهواره نسبت به زمین ثابت میمونه، و این برای هواشناسی خیلی کار راهاندازه، چون میشه اتفاقات جو رو در یک منطقه به صورت زنده رصد کرد. از حرکت ابر گرفته تا استارت خوردن ریزگردها. اما تو ارتفاع ۳۶ هزار کیلومتری تا الان نمیشد عکس خیلی باکیفیتی گرفت. ولی تا الان. چون اینی که این ماهواره گرفته پشمریزانه. عکس اصلی رو تو سایت آپلود کردن و ۱۴۴ مگاپیکسله. دانلود کردم و اینجا زوم کردم رو عکس. و این تازه فایل به شدت فشرده شدهست.
ازین لینک میتونید دانلود کنید. حدود ۷۰ مگه
https://www.esa.int/var/esa/storage/images/esa_multimedia/images/2023/05/full_earth_disc/24859670-13-eng-GB/Full_Earth_disc.jpg
ازین لینک میتونید دانلود کنید. حدود ۷۰ مگه
https://www.esa.int/var/esa/storage/images/esa_multimedia/images/2023/05/full_earth_disc/24859670-13-eng-GB/Full_Earth_disc.jpg
روسها که گاون و شهرکهای مسکونی رو صاف کنار پالایشگاهها احداث میکنند، حتی صاف کنار مخازنی که اگه بترکه، ریه اون ساکنین به جگر کبابی تبدیل میشه. تو یکی ازینا یه چیزی منفجر شده بود که معلوم نشد کار اوکراینه یا نه. یکی نوشت اوه اوه کاش مردم چیزیشون نشه. یه اکانت ازینا که پرچم اوکراین کنارشون دارن نوشت «شد هم شد، دیگه روس بیگناه وجود نداره». وضع ابزوردی بود. همه گفتن آقااااا... چیه این حرف؟ بلاک ریپورت کنید اینارو. ولی ته دلشون باش موافق بودن. تا وقتی اوکراین داره از غربیها اسلحه میگیره، باید قوانین جنگی رو هم رعایت کنه. پس نباید گذاشت اینجور حرفها زده بشه، حتی اگه موافق باشی.
وقتی نفرت مثل گدازه آتشفشانی بیرون میپره، و وقتی میبینی مردم کشور متجاوز کاملا همراه و همصدا با دولت متجاوزشون هستن، کنوانسیون ژنو دیگه برات اعتباری نداره. اما حداقل در سطح رسمی باید نشون بدی که بش پایبندی.
اما در مورد غیرنظامیان اسراییل حتی دکور رو هم حفظ نمیکنند. خشونت بین روستاییان فلسطینی و شهرکنشینان یهودی، قدمتی بیشتر از نیم قرن داره. ولی الان رندوم آدم میکشند، که ربطی به اینکه قربانی کجای اسراییل ساکنه نداره. چپها سالها خودشون رو گول زدند که اینها دنبال تشکیل یک کشور مستقلند و چون اسراییل نمیذاره، پس تحت ستم قرار گرفتهاند. که در مورد بخش کوچکی از تحصیلکردههای فلسطینی درست بود. این تحصیلکردهها با یکی از جنس خودشون مثل محمود درویش خوب ارتباط برقرار میکردند، و این تیپ از آدمها رو نماینده «ملت در محاصره» معرفی میکردند. در حالی که نبود. جمعیت فلسطینی تشکیل شده بود، و شده است، از میلیونها بدبخت که فقط دنبال این هستند که شغلی داشته باشند و خرجشون دربیاد، و یک نیروی مردمی در داخل اون چندمیلیون بدبخت که هیچ هدفی جز کشتن یهودیان ندارند. برای این جماعت کشور و استقلال و ملیت سکولار و اینها یک جوک بیشتر نیست. برای همینه که مثل ملتی که بش تجاوز شده، عمل نمیکنند، که تلفات غیرنظامی جزء عوارض جانبی دفاعشون باشه. بلکه مثل کشوری که خودش متجاوزه عمل میکنند و عمدا زن و بچه رو هدف میگیرند.
چپ دو خیانت به حقیقت کرد. اول به بهانه اینکه اسراییل تجاوزاتی انجام میدهد، خوی تجاوزکارانه فلسطینی رو به کلی انکار کرد. دوم بین خشونت یهودی شهرکنشین که از روی خباثتی که در مذهبش تعبیه شده فلسطینیها رو آزار میداد، با خشونت دولت اسراییل که جنبه دفاعی داشت تفکیک قائل نشد، و همه رو یکی دونست. یعنی دولت و یهودی کلهخراب و شهروندی که آزارش به هیچکس نمیرسه هر سه یکی هستند. که نتیجهش این شد که همه با خیال راحت طوری بنویسند و تیتر بزنند که انگار اسراییلی بیگناه وجود ندارد! یعنی همون چیزی که از ابتدا از بالای منبر خمینیها و صدامها شنیده میشد.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/11963
وقتی نفرت مثل گدازه آتشفشانی بیرون میپره، و وقتی میبینی مردم کشور متجاوز کاملا همراه و همصدا با دولت متجاوزشون هستن، کنوانسیون ژنو دیگه برات اعتباری نداره. اما حداقل در سطح رسمی باید نشون بدی که بش پایبندی.
اما در مورد غیرنظامیان اسراییل حتی دکور رو هم حفظ نمیکنند. خشونت بین روستاییان فلسطینی و شهرکنشینان یهودی، قدمتی بیشتر از نیم قرن داره. ولی الان رندوم آدم میکشند، که ربطی به اینکه قربانی کجای اسراییل ساکنه نداره. چپها سالها خودشون رو گول زدند که اینها دنبال تشکیل یک کشور مستقلند و چون اسراییل نمیذاره، پس تحت ستم قرار گرفتهاند. که در مورد بخش کوچکی از تحصیلکردههای فلسطینی درست بود. این تحصیلکردهها با یکی از جنس خودشون مثل محمود درویش خوب ارتباط برقرار میکردند، و این تیپ از آدمها رو نماینده «ملت در محاصره» معرفی میکردند. در حالی که نبود. جمعیت فلسطینی تشکیل شده بود، و شده است، از میلیونها بدبخت که فقط دنبال این هستند که شغلی داشته باشند و خرجشون دربیاد، و یک نیروی مردمی در داخل اون چندمیلیون بدبخت که هیچ هدفی جز کشتن یهودیان ندارند. برای این جماعت کشور و استقلال و ملیت سکولار و اینها یک جوک بیشتر نیست. برای همینه که مثل ملتی که بش تجاوز شده، عمل نمیکنند، که تلفات غیرنظامی جزء عوارض جانبی دفاعشون باشه. بلکه مثل کشوری که خودش متجاوزه عمل میکنند و عمدا زن و بچه رو هدف میگیرند.
چپ دو خیانت به حقیقت کرد. اول به بهانه اینکه اسراییل تجاوزاتی انجام میدهد، خوی تجاوزکارانه فلسطینی رو به کلی انکار کرد. دوم بین خشونت یهودی شهرکنشین که از روی خباثتی که در مذهبش تعبیه شده فلسطینیها رو آزار میداد، با خشونت دولت اسراییل که جنبه دفاعی داشت تفکیک قائل نشد، و همه رو یکی دونست. یعنی دولت و یهودی کلهخراب و شهروندی که آزارش به هیچکس نمیرسه هر سه یکی هستند. که نتیجهش این شد که همه با خیال راحت طوری بنویسند و تیتر بزنند که انگار اسراییلی بیگناه وجود ندارد! یعنی همون چیزی که از ابتدا از بالای منبر خمینیها و صدامها شنیده میشد.
https://t.iss.one/AnimalsQuotes/11963
Telegram
اقوال الانعام
یه جوری تیتر میزنند انگار دو فلسطینی اومده بودن خرید کنند، بعد همینجوری اعدام شدند! و اصلا همونایی نبودن که چند وقت پیش غیرنظامیان اسراییلی رو کشته بودن. از وقتی من با تتریس بازی میکردم دارن همینجوری تیتر میزنند، نمیدونم چی گیرشون اومده.