Anarchonomy
47.9K subscribers
6.82K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
میگه ما سال‌ها کلی پول خرج کردیم ناو هواپیمابر ساختیم حالا چین با موشک‌های هایپرسونیک میتونه راحت این ناوها رو بزنه!
با این منطق سرباز هم نباید فرستاد به جنگ. چون بیست سال پدر و مادرش بزرگش می‌کنند، چند سال هم ارتش بش آموزش میده، آخرش با یه ترکش ساده کشته میشه. یه ویدئو هست واسه همین روزها، که گلوله توپ اوکراینی نزدیک سنگر روس‌ها به زمین میخوره، و ترکشش گلوی طرف رو پاره می‌کنه، و هیچ کاری هم از دستش برنمیاد، چون نمیشه جلوی خونریزی شاهرگ رو گرفت.
تو شبکه‌های اجتماعی نظم خاصی از تولید محتوا شکل گرفته که خواسته یا ناخواسته چیزهای غیرعادی رو عادی جلوه میدن، و چیزهای عادی رو غیرعادی. اینکه هرچیزی که در جنگ استفاده کنی مردنی و تخریب‌شدنیه، یه چیز عادیه. اینکه ناوت غرق بشه عادیه. اینکه پیشوای مذهبی به پسربچه بگه زبونمو لیس بزن عادی نیست.
خلیفه به مغلطه متوسل میشه تا مطالبه برای رفراندوم قانون اساسی رو رفراندوم برای هر مسئله‌ای جلوه بده، سپس برای رد حرفش میان میگن ما برای هر مسئله‌ای رفراندوم نمیخواهیم، برای قانون اساسی یا همان رفتن آخوند، رفراندوم می‌خواهیم!
ولی عزیز، این در همان حالت مغلطه‌ش هم زر میرنه‌. اتفاقا در کشورهای دموکراتیک برای مسائل کوچک و بزرگ زیادی رفراندوم برگزار می‌کنند. هر ایالت آمریکا که مجازات اعدام رو حذف کرده، با رفراندوم حذف کرده. هرجا فروش ماری‌جوانا آزاد شده با رفراندوم آزاد شده‌. اینکه از مسکن مالیات بگیرند یا نگیرند، با رفراندوم تعیین شده. حتی اینکه یک اتوبان از کنار بافت تاریخی رد بشه یا نشه، با رفراندوم تعیین شده. تعداد این رفراندوم‌ها انقدر زیاده که قبل انتخابات باید بری سایت شهر یا ایالتت رو چک کنی و ببینی چندتا هستند و توضیحاتش چیه.
برینید به اشرار، ولی دقیق برینید.
دولت فرانسه دنبال تصویب قانونیه که اینفلوعنسرها رو موظف کنه اگه برای چهره‌شون از فیلتر استفاده کردن حتما زیرش اعلام کنند. دلیل‌شون هم اینه که این فیلترها عواقب روانشناختی روی جامعه داره. یعنی دخترها می‌بینند، حسودی می‌کنند، و افسرده میشن. با این منطق نباید چشم عسلی و چشم سبز و چشم آبی رو هم ممنوع کرد؟ فرض کنید یک دختر چشم مشکی هستید و با دیدن مدل‌هایی که چشم‌روشن هستند حسادت کرده و دچار افسردگی بشید. کی پاسخگوئه؟
Anarchonomy
دولت فرانسه دنبال تصویب قانونیه که اینفلوعنسرها رو موظف کنه اگه برای چهره‌شون از فیلتر استفاده کردن حتما زیرش اعلام کنند. دلیل‌شون هم اینه که این فیلترها عواقب روانشناختی روی جامعه داره. یعنی دخترها می‌بینند، حسودی می‌کنند، و افسرده میشن. با این منطق نباید…
هر دو.
البته هدف دولت صرفا اجرای سیرک نیست. بلکه مثل قارچ سمی از هر دریچه‌ای برای رشد خودش استفاده می‌کنه. جای دیگه در حتی چیدمان صندلی سینما هم وارد شدن. به مرور خود مفهوم «اختیار» به تهدید امنیت ملی تبدیل میشه.
اما اصل محدود کردن فیلتر زیبایی، حتی اگه بخش غیردولتی انجامش بده، بی‌معنی و مسخره‌ست. چون اولا احساسات افراد نباید ملاک تنظیم قوانین باشه، چون علاوه بر اینکه منطق‌ستیزانه‌ست، یه مسابقه تسلیحاتی در احساسات بوجود میاد که تو اون لوس‌ترین‌ها و بچه‌ترین‌ها برنده میشن. ثانیا استانداردسازی برای صنعته، نه برای زندگی. صورت انسان واشر پمپ گاز نیست که تعیین کنی استانداردش باید این باشد. خودنمایی هم ربطی به خدمات صنعتی نداره که سازمان مهندسی تعیین کنه به این شکل نباید انجام داد، به فلان شکل باید انجام داد. ثالثا قانونی نباید وضع کرد که قبلا نقض شده باشه. آرایش و گریم با مواد شیمیایی، قبلا پدیده «قلب واقعیت چهره» رو انجام داده و تموم شده رفته. تکنولوژی فعلی فقط نرم‌افزاریش می‌کنه. رابعا من با اینفلوعنسر طرفم، شاید دلم میخواد با هر دوز و کلکی پرفکت باشه، به شخص ثالث چه مربوطه که بیاد بین معامله بین ما دخالت کنه؟ خامسا، ضعف شخصیتی و روانی افراد رو با رگولاتوری نمیشه درمان و یا حتی جبران کرد. کمبود اعتماد به نفس، پریشانی در جهان‌بینی، و خودباختگی با تربیت و پرورش ذهن برطرف میشن، نه با کشیدن نوار قرمز در فضای فیزیکی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چجوری تو فیلم سینمایی وقتی داره بارون میاد دوربین رو به آسمونه ولی آب نمیریزه رو لنز؟
اینجوری.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرمانده‌شون می‌بینه از تو خاکریز نمیتونه موثر باشه، خودش تنهایی میره بیرون ترتیب روس‌ها رو میده.
شجاعت و مسئولیت‌‌پذیری خالص.
تبادلات تجاری هند و امپراتوری روم از طریق دریا با اینکه خطرناک‌تر از راه زمینی بود، انقدری بود که میشه گفت تاریخدانان در مورد جاده ابریشم دچار سوء تفاهم شده‌اند، چون مقصد اصلی تجارت نه چین، بلکه هند بوده، و بیشتر از دریا میگذشته تا از ایران.
محتویات عظمت‌طلبانه زمان پهلوی رو اگه دقت کرده باشید، روی محوریت ترانزیتی ایران تأکیدی می‌شد که انگار حقیقتی است که گریزی از آن نداریم، و مجبوریم کشور مهمی باشیم!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمهوری دومینیکن. میتونی تو نقشه‌ای که عنوان‌ها رو ننوشته و مرزها رو نکشیده پیداش کنی؟ هتل در دست ساخت. پونصد متر فاصله از ساحل کارائیب. ۶۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری شرکت‌های بین‌المللی، دو برج ۱۸ طبقه، هر طبقه ۸ هزار متر. ۴ هزار فرصت شغلی ثابت. چیزی که می‌تونست تو چابهار و بوشهر و آبادان ما باشه، اما نیست، چون پدر و مادرمون گفتن اسلام مهم‌تره، و کشور رو سپردن به دست تعدادی گاو مکتبی.
هنوز جوهر سند پیوستن فنلاند به ناتو خشک نشده یه شهر فسقلی ۱۵ هزارنفری تو این کشور گفته بیایید پایگاه ناتو رو اینجا بزنید، یه باند فرودگاهی دراز هم داریم!
غیر از بضاعت نظامی فنلاند، «روحیه فنلاندی» هم چیزی بود که ناتو بش نیاز داشت و حالا بش اضافه شده.
قرار بوده مناسک مذهبی پاداش روانی داشته باشند. صدای زنگ کلیسا قرار بوده حال آدم مسیحی رو عوض کنه، و می‌کرد. اگه این صدا از توی گوشیش بیرون بیاد اون تغییر حال رو تجربه نمی‌کنه. در نتیجه اون ریچوال، کارکرد خودش رو از دست میده یا فلج میشه.
در اینکه روزه‌دار در انتهای ماه رمضان آسمان رو جستجو کنه تا هلال ماه جدید رو پیدا کنه، یک پیوند با طبیعت وجود داره که جزیی از ریچوال بوده. وقتی طبق محاسبات از قبل معلوم باشه که دیدن ماه غیرممکنه، اون پیوند پاره میشه، چون معنیش اینه که دیگه به آسمان نیازی نداره.

وقتی مناسک فلج شد، راه حل خریدن ویلچر نیست. کاری که کشورهای اسلامی الان دارند انجامش میدن، و ملغمه‌ای از رویت‌پذیری و محاسبه و معیارگذاری رندوم رو جایگزین حالت بدوی گذشته کردن. وقتی مناسک فلج میشن، معنیش اینه که دین حیات خودش رو از دست داده و نیاز به دین جدید وجود داره. اما ترکیبی از فقدان جرئت و فقدان بضاعت نرم‌افزاری در ساخت معماری جدید، جلوی این رخداد رو می‌گیره، و در نتیجه مردم به زندگی در کنار دین فاقد حیات ادامه میدن. بله، در کنارشند. نه مجهز بش. که درست مثل سنت بعضی از قبایل عقب‌افتاده، خود زندگی در کنار جنازه به یک عرف اجتماعی تبدیل میشه. یعنی همه عادت می‌کنند به زندگی در کنار دستگاه‌های قدیمی، که کار نمی‌کنند.
We Cut The Night
AaRON
تو یه روز آفتابی که بچه‌ها دارند سر به سر مورچه‌ها میذارن، صدای زنجیر دوچرخه‌ها که زیر رکاب سریعند سکوت کوچه رو میشکافه، پیرمردها زیر آفتاب در خلسه فرو رفته‌اند، بازنشسته‌ها دارن به روزنامه یاد میدن چطور از پس باد بربیاد، زنان میانسال دارند برای گلدون‌های جدیدشون خاک می‌خرند، و جوان‌ها دور میزهای نقلی کافه که تو پیاده‌رو چیده شده نشستن و نوشیدن قهوه‌شون رو کش میدن تا کسی که تازه باش آشنا شدن رو به وقت اضافه بکشونند، نمیشه فهمید هرکسی چه کاره‌ست. تو خاکریز جنگ معلوم میشه کی میتونه سرپا بمونه. وقتی بیکارند، و به پول نیاز دارند، و فقط حقوقی که اشرار میدن، ثابته، معلوم میشه کی میتونه انسان بمونه. وقتی برای آرامش اعصاب لازمه بزدل بود، معلوم میشه کی میتونه شجاع بمونه. وقتی خرد جمعی به دروغ تعظیم می‌کنه، معلوم میشه کی سر حقیقت مذاکره نمی‌کنه. وقتی عضویت در باشگاه جهالت جایزه داره معلوم میشه کی عقل محض رو رها نمی‌کنه.
گله گاو استراتژی نداره. اما خود جنگ رو هم نمیفهمه، و در نتیجه پالیسی یا سیاست هم نداره. این خود مدیریت هیئتیه که پالیسی رو تعریف می‌کنه. ابتدا گفتند ناو؟ ناو چیه به اون گندگی؟ دوران ناو تموم شده، الان دوران قایق‌های سبکه! یه مدت با همون قایق خودشون رو سرگرم کردند، و دیدند نمیشه. ناو هم لازمه. تو این مدت همون بضاعت محدود کشتی‌سازی هم از بین رفت، و الان مجبورند به شرکت داخلی سفارش بدن تا اون به شرکت چینی سفارش بده، تا خود چینی‌ها طراحی کنند و خودشون بسازن و خودشون بیارن و این شرکت داخلی پورسانتش رو بگیره و مدیران بالاییش بتونند چندبار برن زیارت. بعد گفتند جنگنده چیه؟ الان دوران جنگنده گذشته که راحت با پدافند میزننش. الان دوران موشک بالستیکه! یه مدت هم خودشون رو با موشک سرگرم کردند و در این مدت نیروی هوایی از بین رفت. بعد گفتن موشک چیه؟ هزینه‌ش بالاست. الان دوره پهپادهای ارزان‌قیمته! یه مدت هم قراره اینجوری خودشون رو سرگرم کنند. مثل بچه‌‌ای که یه بیلچه گرفته دستش، یه لحظه میره یه گوشه باغچه رو یه چال میکنه، بعد حوصله‌ش سر میره، میره یه گوشه دیگه یه چال دیگه می‌کنه، بعد باز حوصله‌ش سر میره بیلچه رو میندازه کنار با چوب خاک رو سوراخ می‌کنه.

https://t.iss.one/AnimalsQuotes/11427
اینکه هنوز هموطنانم متوجه نیستند تشکیلات اوباش چطور کار می‌کنه و هرروز یه چیزی سوپرایزشون می‌کنه، ناامیدکننده‌ست.
Anarchonomy
اینکه هنوز هموطنانم متوجه نیستند تشکیلات اوباش چطور کار می‌کنه و هرروز یه چیزی سوپرایزشون می‌کنه، ناامیدکننده‌ست.
لازم نیست تو بیمارستان آشنا بشی با تشکیلات. خودشون خودشونو معرفی می‌کنند. داره میگه میدونم روزه گرفتن در روز عید حرامه، ولی برای دم تکان دادن برای خلیفه فعل حرام انجام میدم. بعد کانال حکومتی همین رو منتشر می‌کنه تا تأییدش کنه.
Anarchonomy
میگه خب سرکه هم حلال شیمیاییه! از روغن زیتون هم میشه به عنوان سوخت استفاده کرد! چندنفر در سال به خاطر نوشیدن سرکه فوت می‌کنند؟ چندنفر دیدید به خاطر خوردن روغن زیتون بستری بشن؟ یا به خاطر نوشیدنش زن‌شون رو کتک بزنند؟ یعنی آدمی که مغز داره این‌ها رو نمی‌فهمه؟…
یه زمانی در رد مشروبات الکلی نوشتم الکل یک حلال صنعتیه و نوشیدن چنین چیزی بی‌معنیه. امروز دیدم یکی در رد روغن‌های گیاهی نوشته بود می‌دونستید در جنگ جهانی برای موتور هواپیما از روغن گیاهی استفاده می‌شد؟ چرا روغن موتور رو میخورید؟
انگار استدلال خودم رو در آینه دیده باشم و خجالت کشیده باشم. اگه ادعا اینه که روغن گیاهی بده، روغن حیوانی خوبه، خب در گذشته برای چراغ موشی هم از پی حیوانات استفاده می‌کردند، باید از ملت پرسید چرا روغن چراغ می‌خورید؟
البته این همه‌ی استدلال من نبود. اصل حرفم درباره سم بودن الکل بود، که هرروز داره به شکل علمی تأیید میشه. امروز حتی محتوای پژوهشی درباره اینکه «کمش ضرر نداره» هم یک افسانه‌ست، وجود داره. اما برای اثبات سم بودن لازم نبود قضیه حلال صنعتی رو بکشم وسط. حرف ناپخته‌‌ای بود. بدینوسیله توبه می‌کنم.
«کنار گذاشتن دلار در سطح جهان داره با سرعت خیره‌کننده‌ای رخ میده. دلار الان ۵۸ درصد رزرو جهانی رو به خودش اختصاص میده، ۲۲ سال پیش ۷۳ درصد بود. اون موقع یک ارز رزرو برتر بلامنازع حساب می‌شد».

این چیزها رو دارند تو بلومبرگ می‌نویسن. لابد حس خوبی دارند. از سال ۲۰۰۱ مقدار رزرو جهانی به دلار نه تنها کم نشده، بلکه به شکل نجومی افزایش پیدا کرده. اینکه درصدش کمتر شده به این دلیله که در این فاصله زمانی یورو هم اضافه شد. سرعت خیره‌کننده‌ای در کار نبوده، چند ساله که حجم و ترکیب رزرو جهانی تغییرات چندانی نداشته.
درباره چیزی که دیتاش همه‌جا وجود داره اینطوری مخاطب‌شون رو خر می‌کنند، وای به وقتی که دیتا در دسترس نیست.
یک سوم بیست پنج ساله‌ها در آمریکا، صاحب خانه هستند. که فرق چندانی با نسل‌های قبلی‌شون نداره. در حالی که از شبکه‌های اجتماعی اینطور به نظر میرسه که دیگه جوانان آمریکایی نمی‌تونند خونه بخرند. چون بیشتر محتویات این شبکه‌ها داره توسط کسانی تولید میشه که دارند تو شهرهای بزرگ و گران‌قیمتی زندگی می‌کنند که ارزش ملک از زمانی که پدرشون همون‌جا خونه خرید خیلی بیشتر شده.
مهمه که حواست باشه چه کسانی دارند ذهنیتت رو شکل میدن.
تو صنعت چاپ، عکاسی و سینما یه کارت خاکستری رو میذارن جلوی دوربین تا بقیه رنگ‌ها رو باش تنظیم کنند. خاکستری، قاضی القضات رنگ‌هاست. چون آبی، سبز و قرمز رو به مقدار کاملا مساوی انعکاس میده. بخوای عادل باشی، جذابیتت رو از دست میدی. به اون کارته میگن خاکستری ۱۸ درصد، چون با اینکه درست در میانه سیاه و سفیده، فقط ۱۸ درصد نوری که بش میرسه رو انعکاس میده، و این یعنی تاریک دیده میشه، انگار به مشکی نزدیک‌تره. بخوای عادل باشی به نظر میرسه بیشتر طرف شیطانی.
عیدفطر اون سال بارون می‌اومد. مسجد پر شده بود و دیگه جا نبود‌. یه عده تو حیاط جانماز انداختن. بازم جا نشد. گفتن برید پشت بوم. پشت بوم هم پر شد. یه عده گفتن این اصلا اتصالش چجوری میشه؟ یه طبقه مردها، یه طبقه زن‌ها، دوباره یه طبقه مردها. گفتن بخونید بره عیب نداره. نصف مردم با لباس خیس نماز خوندن.
امروز هیچ اثری ازون وضعیت نیست. من حیرت نمی‌کنم، ولی حیرت‌انگیزه. و آخوند میره منبر و میگه از بچه‌هاتون تمنا کنید حجاب داشته باشند. انگار اصلا نمیفهمه چی شده‌. ازینم حیرت نمی‌کنم، ولی حیرت‌انگیزه.
یک روایت تاریخی درباره یکی از جنگ‌های تاریخ چین این بود که ارتشی کوچک، با درایت یک مشاور زیرک، از پس یک ارتش بزرگ برآمد.‌ اینو یک تاریخدان غربی به خورد بقیه داد، و همه قبول کردند، چون با کلیشه‌ها هماهنگ بود: شجاع باشید، خدا با شما خواهد بود! اما جناب تاریخدان اسناد رو با دقت بررسی نکرده بود. اصل روایت خیلی کسل‌کننده‌تر بود. ارتش بزرگ‌تر، ارتش کوچکتر رو تار و مار کرده بود، اما قصه رو برعکس تعریف کردند تا خودشون رو به جای ضعیف‌کش، آدم خوبه جلوه بدن.
امپراتوری، خودش رو زاینده حقیقت میدونه، اما هدفش زاییدن یک روایت صرفا متفاوت نیست. گاهی وقتی ضعیفه، خودش رو مقتدر جلوه میده، و وقتی غالبه، خودش رو «نزدیک بود گنده‌ترها ما رو بخورند» جلوه بده. چون نمیخواد تنها یک نیروی قدرتمند باشه، بلکه میخواد یک قدرتمند عزیز باشه!
اینکه پادشاه لباس کهنه می‌پوشید و میرفت تو کوچه بازار به وضع معیشت مردم سرک بکشه، تا به زعم خودش کشف کنه که باید چه کرد که مشکلات مردم کاهش پیدا کنه، هدفش فقط عزیز شدن بود. نه اینکه تصور کنه مردم حقوقی دارند. حقوق رو شمشیر تعیین می‌کرد.
الان که دیگه فقط نسخه فکاهی اون امپراتوری‌ها رو داریم، این تقلا برای عزیز شدن از دیکتاتورهای اقتدارگرا که صندوق‌های رأی هم موظفند بشون سلام نظامی بدن، دیده میشه. مثل مهاجمان مغول عمل می‌کنند، اما دوست ندارند کسی با چنگیز مقایسه‌شون کنه. مثل وایکینگ‌ها زندگی مردم رو نابودی می‌کنند، اما دوست دارند ژان والژان به نظر برسند. پوتین دستور با خاک یکسان کردن شهرها رو میده، و همزمان شوی «کشور رو دارم زیر فشار زیاد هدایت می‌کنم تا نسل روس باقی بمونه» رو هم کارگردانی می‌کنه. خامنه‌ای درست بعد ازینکه صدها کودک رو به قتل رسونده، وانمود می‌کنه انقدر محبوبه که اگه بادی‌گاردها مراقبت نکنند ممکنه مردم لباس زیرش هم به عنوان تبرک بردارند و ببرند.
در منطق جلادانی که میخوان عزیز باشند، حقیقت هیچ ارزشی نداره اگه ما رو عزیزتر نکنه.
اما این سندروم فقط مختص جلادان نیست. همه کسانی که در داخل اتمسفر امپراتوری تفکر می‌کنند رو هم مبتلا می‌کنه‌. آدم‌های ساده و معمولی که باعث خونریزی بینی کسی هم نشدن، برای حقیقت فقط در صورتی که عزیزشون کنه ارزش قائلند. مثل شاهزاده‌ خودمحور و تک‌رویی که از کل دنیای سیاست، «ملاقات» رو یاد گرفته.
فرق دوره فکاهی امروزی، با دو سه هزار سال پیش، اینه که امپراتوری‌های اون زمان تارگت فریب رو درست انتخاب می‌کردند. که البته انزوای جغرافیای بشون کمک می‌کرد. الان فقط کره شمالی موفق شده این الگو رو تکرار کنه. تا وقتی دستگاه پروپاگاندای روس به مخاطب داخلی اکتفا می‌کرد، اوضاع خوب پیش می‌رفت، اما وقتی طمع کردند که دروغ رو به تمام دنیا بفروشند، تا برای همه عزیز بشن، فضاحت پشت فضاحت به بار اومد. شاهزاده هم این رو نمیفهمه که اگه بخواد برای همه عزیز باشه، برای هیچ‌کس عزیز نخواهد شد. و چون نمیفهمه، تمام تک‌روی‌هایی که انجام میده، برای حداکثری کردن عزیز شدنه. یک روز با بسیجی خوش و بش می‌کنه، یک روز با نتانیاهو.
اگه حامد اسماعیلیون این رو متوجه شده و ازین شخص فاصله گرفته، که خیر و برکتش. اما اگه دلیلی غیر ازین داره ممکنه خودش هم بش مبتلا بشه.