Anarchonomy
48K subscribers
6.83K photos
548 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در دنیای عجیبی هستیم. اگه یه آدم فضایی به سیاره ما می‌اومد و می‌دید در بین همه جنایت‌های روس‌های حیوان‌صفت، سر بریدن‌هایی که انجام میدن حساسیت بیشتری ایجاد می‌کنه شوکه می‌شد. چون در موقعیت جنگی، مرگ با برش گلو یکی از کم‌دردترین مرگ‌هاست. مردم درکی از ترکش فلزی که میاد یه گوشه از قفسه سینه‌ت رو میکنه و میره، و به کندی میمیری، ندارند. البته شاید در مورد جنگ خوبه که این حساسیت به سمت گردن هدایت شده، چون اون حیوان‌هایی که دست به این کار می‌زنند، از سر لجبازی با وجدان‌های بیدار، گردن رو انتخاب می‌کنند و ناخواسته قربانی‌شون از یک مرگ کند و سخت قسر درمیره.
اما حتی موقعیت غیرجنگی هم همینطوره. به کسانی که پیام میدن و میگن قصد خودکشی دارند و پریدن از ارتفاع رو انتخاب کردن میگم هیچ ایده‌ای ندارید ازین که این کار چه بلایی سرتون میاره. بیشتر اون‌هایی که میپرند، جوری زجرکش میشن که اگه حق انتخاب داشتند، حاضر می‌شدند سه بار گلوشون بریده بشه اما یک‌بار اونجوری نمیرند. باید به بچه‌ها آموزش داد که وضعیت‌های زیادی از جراحت وجود داره که حتی مورفین و داروهای قوی‌تر از مورفین هم جواب نمیدن. این روزها که کودکان بهرحال در معرض محتویات خشن هستند، پس بهتره ابتکار عمل دست والدین و سیستم آموزشی باشه. یعنی بچه‌ها رو ببرند به واحد اورژانس بیمارستان‌ها تا ببینند آدم‌ها با چه وضعی میان، و چطور مسکن‌ها روشون جواب نمیده.
اون آدم فضایی ازین هم تعجب خواهد کرد که شیعیان برای بدن حسین دلسوزی بیشتری دارند، چون گلوش بریده شد، تا پدرش، که فرق سرش رو شکافتند و دو روز تمام با عفونت در جمجمه‌ش زجر کشید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه میم اینترنتی دیگه که جنبه آموزشی داره.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با این لنز تله نمیتونه نزدیک رو ببینه، بنابراین چشمش باید به دفعات بین ویوفایندر دوربین و محیط جلوش، جابجا بشه، و همزمان دست چپش هم آماده باشه.
وقتی بازیکن از دور میاد از صدای شاترش میشه فهمید دقیقا کی میزنه. همون لحظاتی که بازیکن وزنش رو میندازه رو یه پاش. تا حس اکشن تو عکس ایجاد بشه.
وقتی می‌دونی داری چیکار می‌کنی.
چین روی باتری سرمایه‌گذاری استراتژیک کرد، ولی وقتی دی‌جی‌آی شروع کرد ژاپن و کره باتری لیتیوم رو به حد مطلوب رسونده بودن آلردی، یعنی اگه باتری تولید داخل هم نداشت میتونست چیزی که میخواد رو از بازار پیدا کنه.
علتش همونه که ژاپن هم اعلام می‌کنه قصد داره برای پهپاد نظامی از بیرقدار ترکیه خرید کنه در حالی که تمام قطعات الکترونیکی که ترک‌ها دارند برای اون پهپاد استفاده می‌کنند ساخت خود ژاپنه: سرعت در ایتریشن. تکنیک ایتریشن در توسعه محصول چیزی بود که خود ژاپنی‌ها توش سرآمدند، اما تو قرن جدید نتونستند سرعتش رو بالا ببرند.
همین سنسور بزرگی که دی‌جی‌آی برای مدل جدید استفاده کرده، برای سونی دو سال و نیم وقت میگیره برای توسعه، که فعلا گریزی ازش نیست به خاطر محدودیت‌های صنعت نیمه‌هادی. بعد ازینکه به چندتا مشتری خاص تحویلش داد میذاره تو ویترین. بش میگن سنسور آف د شلف. برای دی‌جی‌آی فقط سه ماه زمان میبره تا قطعه آف د شلف رو بگیره و یه دوربین در حولش توسعه بده. اینطور نیست که مهندسانشون فرز هستند. کل ساختار سازمانی بر مبنای سرعت شکل گرفته. و وقتی با این سرعت به لیپ‌فراگی که میگی دست پیدا کرد، دیگه رقابت باش سخت میشه.
تو استان لوهانسک اوکراین که روس‌ها اکثریت بودن و مثلا جریان تجزیه‌طلبی وجود داشت و منتظر ارتش روسیه بودن بیاد ازشون حمایت کنه، بعد از تجاوز روسیه فرار و مهاجرت بیشتر شده‌. یعنی خود روس‌تبارها وقتی دیدن ارتش روسیه از چه حیواناتی تشکیل شده فرار رو بر قرار ترجیح دادن!
این خاصیت اراذل و اوباشه. میاد خودش رو حامی یک اقلیت جلوه میده، و وقتی به هدفش که سلطه‌ست رسید، بابای همون اقلیت رو درمیاره. «متدین» هم همینجوری رفت زیر چرخ آخوند.
اقوال الانعام
تو استان لوهانسک اوکراین که روس‌ها اکثریت بودن و مثلا جریان تجزیه‌طلبی وجود داشت و منتظر ارتش روسیه بودن بیاد ازشون حمایت کنه، بعد از تجاوز روسیه فرار و مهاجرت بیشتر شده‌. یعنی خود روس‌تبارها وقتی دیدن ارتش روسیه از چه حیواناتی تشکیل شده فرار رو بر قرار ترجیح…
تغییرات بین نسلی نیاز به ترانزیشن‌های خانوادگی دارند تا روند طبیعی داشته باشند‌. خیلی فرق است بین حالتی که پسر کشاورز روستایی با دعوا و بد و بیراه خانه پدری و مزرعه و دام رو رها کنه و بره شهر، و حالتی که خود پدر روستایی بیاد شهر براش خونه بگیره یا مطمئن بشه تو محله مناسبی خونه گرفته. در هر دو حالت اون اتفاقی که مد نظر پدر بوده، یعنی ادامه کشاورزی در نسل بعد، رخ نداده. اما در یکی ازین دو حالت، نظم قبلی با یک نظم دیگه جایگزین میشه‌، بدون اینکه چیزی از هم بپاشه.
وقتی این ترانزیشن از بیرون خانواده هدایت بشه، صرفا یک جایگزینی رخ نمیده‌. تخریب رخ میده.
اگه هیچ‌وقت انقلاب ۵۷ رخ نمیداد و سلطنت پهلوی با همون کیفیتی که داشت ادامه پیدا می‌کرد، باز هم امروز خانواده‌های امروزی مجبور می‌شدند با یک ترانزیشن کنار بیان. روی عقب افتادن یا جلو افتادنش میشه سناریونویسی‌های زیادی انجام داد، اما در اصل ناگزیر بودنش بحث زیادی وجود نداره (من که از پهلوی بعید نمی‌دیدم در مواجهه با اینترنت یک لایحه حفاظت از حریم خانواده یا کودکان تصویب می‌کرد و از طریقش نصف سایت‌ها رو می‌بست تا به زعم خودش جلوی بعضی از تغییرات رو بگیره یا کندش کنه.‌ پدر و پسر در نگاه پرنتال به جامعه، کم از آخوند یا کمونیست‌ها نداشتند).
خانواده متدین بهرحال با فرزندانی که حجاب ندارند، نمیتونند قرآن رو روخوانی کنند، روزه نمی‌گیرند، و قید و بندهای روابط با جنس مخالف رو ندارند، مواجه میشدند. اگه حکومت اوباش، آب را گل‌آلود نمی‌کرد، شانس اینکه نسل قبل در این ترانزیشن دست فرزندش رو بگیره و تا یه جایی همراهی کنه، وجود می‌داشت. اما الان فقط تخریب رخ میده. در این وضعیت تخریب‌محوری، نه تنها رویکردهای رادیکال جذابیت پیدا می‌کنند، همونطور که نقد دین هم فقط در حالت بروتالش انجام میشه و قضیه اصلاح به کلی به حاشیه رفته، بلکه اصل خانواده هم زیر سوال قرار می‌گیره. بعضی‌ها تخریب اصل خانواده رو پیامد خطرناکی نمی‌دونند، چون به خود علمای مسیحی ارجاع می‌دهند که «خانواده کلاسیک اساسا محصول دین ابراهیمی بود»، پس چه بهتر که این بنیادی‌ترین میراث دین ابراهیمی هم مثل خودش از بین بره! اما واقعیت روی زمین میگه فعلا جایگزینی براش نداریم.
یکی از درخشان‌ترین آیات قرآن اونجاست که کسانی رو مورد مذمت قرار میده که در حال تخریب جامعه هستند و همزمان مدعی‌اند که در حال انجام اصلاحات هستند! شاید این آیه قدیمی‌ترین سند تاریخی در مورد چالش مواجهه با چنین اوباشی باشه. دقیقا صنف روحانیت شیعه که خودش رو پاسدار ارزش‌های سنتی مثل خانواده کلاسیک معرفی می‌کنه، داره ریشه خانواده رو در جامعه خشک می‌کنه. دقیقا همون نیرویی که آپارتاید مذهبی رو تنها راه نجات یا حفاظت مومنین از «دنیای پر از گناه بیرون» معرفی می‌کنه، داره مانع جوش خوردن زخم‌های متدین سنت‌گرا از دنیای پر از گناه بیرون میشه، و حتی به عفونتش هم دامن میزنه.
هرچند هشیاری یا موقعیت‌شناسی بخشی از جامعه سنت‌گرا، باعث شده هدایت ترانزیشن رو خودشون در داخل خانواده به عهده بگیرند، اما ایجاد گارد در اطراف خانواده، در برابر توتالیتریسم حکومتی، کار یک پدر و مادر نیست و نمی‌تونند در برابر همه حملات تخریبی دفاع کنند. خیلی سخته که بخوای رابطه خودت با فرزندت رو از محیط بیرون ایزوله کنی وقتی حکومت با تمام امکاناتش میخواد در رابطه بین شما، نفر سوم باشه‌.
اینکه روی پوچگرا بودن شیعه‌گری معاصر تأکید دارم، یک علت کلی داره و اونم اینه که گرگ اهمیت نمیده بعد ازینکه همه رو درید پشت سرش چی میگن. هزاران ساله که انسان‌ها دارند پشت سر گرگ بدگویی می‌کنند، اما هیچ تأثیری روی رفتارش نداشته‌. اینکه بعدها گفته بشه آخوند اصل خانواده رو در ایران از بین برد، نه مزیتی داره نه کاربردی. در برابر گرگ، فقط باید سگ بود. و حتما از نژاد ماستیف تبت.
ستون‌نویس اسراییلی در یکی از روزنامه‌های این کشور در تقبیح اقدامات نتانیاهو در کاهش استقلال قوه قضاییه مطلبی نوشته و به یک آیه در سفر تثنیه اشاره کرده که در اون موسی به بنی‌اسرائیل میگه قاضی‌های خود رو از بین خودتان انتخاب کنید! که یعنی من دخالتی نمی‌کنم.
به سبک شریعتی که از توزیع مساوی اموال خلافت توسط علی، سوسیالیسم اسلامی رو استخراج می‌کرد، این بزرگواران هم دارند از تورات اصل تفکیک قوا که اساسا یه موضوع سکولاره و خارج از سکولاریسم معنی نداره رو استخراج می‌کنند.
موسی در حال ایجاد یک واحد منفک حکومتی نبود‌. صرفا قضاوت رو محلی کرد. و گرنه حکم، و مبنای قانون، همونی بود که موسی می‌گفت. تو همون بخش یه آیه دیگه هست که در ادامه توضیحات مربوط به شرع میگه اگه پدر و مادری، از فرزند خود نافرمانی دیدند باید او رو به نزد ریش‌سفیدان شهر بسپارند و آن ریش‌سفیدان هم آن پسر را سنگسار کنند. یعنی از قبل تعیین شده که قاضی محلی باید چه کاری انجام بده‌، و پیشوای دینی تعیینش کرده‌. این سیستم مطلقا ربطی به سیستم سکولار و دموکراتیک فعلی دنیا نداره.
اینکه فکر می‌کنند در این بحران سیاسی، ارجاع به تورات راهگشاست، تأسف‌باره. اگه ملاک تورات بود الان باید حداقل یک میلیون نفر از شهروندان اسراییل سنگسار می‌شدند.
هر از چندی یکی از کارمندان خود دولت آمریکا اسناد محرمانه رو نشت میده، بعد آمریکایی‌ها میگن وای خیلی بد شد، بقیه کشورها میگن وات دا فاک اینا سایز شورت‌مون رو هم می‌دونند، ازین به بعد باید حواس‌مون جمع‌تر باشه، بعد یه مدت میگذره، و دوباره یه سند دیگه میاد، و باز میگن وات دا فاک، برند شورت‌مون هم فهمیدن.

#لبخند_شبانه
اسلام در همون صد ساله ابتدایی هم دچار کاهش هورمون مردانه شد‌. از رجزخوانی و در قلعه کندن و خون دادن، رسید به گرفتن قرآن جلوی صورت و خدا رو بش قسم دادن! (روی سر گذاشتن، صیغه‌ای بود که بعدا آخوندهای شیعه ابداع کردن). زمانی که باقر و صادق مشغول تعلیم دعا خواندن بودند، عرب مسلمان در اوج بیکاری و مفت‌خوری خودش بود. دوران بادیه‌نشین‌هایی که تو صحرا سر یک شتر همدیگه رو پاره می‌کردند، تمام شده بود. توسعه اسلام و جهاد هم به مأموریت امپراتوری تبدیل شده بود و «مومن» شخصا کاره‌ای نبود‌. «اللهم» کد رمز مردانیه که چیزی از مردانگی‌شون باقی نمونده. اگه تمام اطلاعاتی که از بایزید بسطامی داریم رو به هوش مصنوعی بدم و ازش بخوام یه تصویر ازش بسازه و تصویر یه پسر لاغر گی که روی دماغش پیرسینگ داره رو بم بده، بش حق میدم.
مردان جنگی دعا نمی‌کنند. گریه می‌کنند. و فقط در خلوت.
Anarchonomy
بعضی چیزها هست که یا باید خیلی بش فکر کرد، یا اصلا نباید بش فکر کرد. پیک وان.
شما هنوز دنبال رحم خدا می‌گردی، که یعنی فرقی با پدرت که از جن میترسید نداری. معلومه که در برابر شما خودم رو دانا می‌پندارم.
مرد جنگی، معادل «طرفدار دورتموند» نیست که بگی یکی رو تو بچه‌های دانشگاه میشناسم که هست! وجود مرد جنگی نیاز به شاهد نداره. چون علائمش رو خودش میسازه‌‌. اگه مردان جنگی داشتیم، الان زیر سایه حقیرانه‌ترین گروگان‌گیری دنیا، قرآن به سر نمی‌گرفتید. چون نداریم، اینه زندگی‌تون.
مادربزرگم طوری غذاش رو با قاشق له می‌کرد که حال همه‌مون رو بهم میزد، و همون رو انقدر با صبر و حوصله می‌جوید که آخر از همه تموم می‌کرد، و حتی به وقت اضافه می‌کشید و سفره رو از زیر بشقابش جمع می‌کردند. برای همین همیشه سحرهای ماه رمضان استرس می‌گرفت که وقت کم نیاره. و خیلی وقت‌ها کم می‌آورد. یکبار وقتی که قاشق در فاصله بین ظرف و دهانش بود اذان داد، و چنان احساس شکستی بش دست داد که انگار حساب بانکیش رو خالی کردن. سال‌های آخر معده‌ش ترش می‌کرد و عاشق شربت آلومینیوم شده بود. تو ذهن بچه‌گانه‌م با خودم می‌گفتم انقدر از معده‌ش کار کشید که خراب شد! ولی باز انقدر عمر کرد که اون اواخر دیگه بچه نبودم. دیروز یه مقاله اومد درباره یک تحقیق در چین روی سیستم گوارش کسانی که عمر طولانی کردن، و مشخص شده بود فلور میکروبی روده‌شون درست مثل روده‌های یک جوانه. و یعنی احتمالا همین روی طولانی شدن عمرشون تأثیر داره. اون روزی که داشتم با خودم فکر می‌کردم زیاد دوام نمیاره، در همون لحظه روده‌هاش داشتن بهتر از روده‌های من کار می‌کردن. فاصله آدم با واقعیت میتونه همینقدر خجالت‌آور باشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این یه چیزیه که قبلا شاید فقط با پلی‌استیشن اتفاق میفتاد. دشمن زیر پل پنهان شده، از بالا برای سرباز خودی نارنجک میندازن، سرباز از رو زمین بر میداره میندازه زیر پل، و بوم!
به خودش میگه مسیحی معتقد، اما تو شو تلویزیونیش به میلیون‌ها بیننده خودش دروغ میگه. از روی سند فوتوشاپ‌شده به مخاطبش میگه تلفات اوکراین هفت برابر روسیه‌ست و کمک کردن به این کشور فایده نداره! اون فوتوشاپ انقدر ناشیانه بود که حتی تو تلویزیون دولتی روسیه یکی از مهمانان میزگرد اعتراف کرد که فوتوشاپه.
به خودش میگه مسیحی معتقد، اما یک پروژه برای خودش تعریف کرده با عنوان «هموارسازی راه برای جنایات روسیه». میلیون‌ها مسیحی معتقد دیگه هم زل میزنند به تلویزیون و به خودشون میگن «خدا این مرد رو حفظ کنه.. اگه این نبود از کجا می‌فهمیدیم دولت‌مون چقدر داره بمون دروغ میگه؟».
رییس‌جمهور برزیل تو سخنرانیش تو چین گفت هرشب به این فکر می‌کنم چرا ما با ارزهای خودمون تجارت نمی‌کنیم؟
عزیز این هرشب فکر کردن نمیخواد که. از فردا کل ذخیره ارزی کشورت رو تبدیل کن به یوآن ببین چطور میشه. یکی از بچه‌های پادگان می‌گفت من همه‌ش فکر می‌کنم چرا کسی از سیم‌خاردار رد نمیشه؟ فوقش یکم پای آدم زخمی میشه دیگه. گفتم خودت رد شو همین الان، خودم برات قلاب می‌گیرم. فکر کردن نمیخواد.
Do it.

پفیوز موقع رشوه گرفتن فقط دلار قبول می‌کرد، حالا به متفکر شبانه تبدیل شده واسه من.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه تو دوره آموزش تیراندازی چنین ویدئویی بمون نشون میدادن که مسیر گلوله تو فاصله ۱۲۰۰ متری رو ببینیم، موضوع رو خیلی بهتر می‌گرفتیم، و متوجه می‌شدیم چرا با یک ماه تمرین نمیشه تک‌تیرانداز شد.
نزدیک بیست سال پیش دوست نادیده‌ای از جزیره مالت داشتم که ایمان مذهبی رو به کلی کنار گذاشته بود. اونجا به صورت تاریخی همه مسیحی و به شدت مذهبی هستند. اون روزها از شرایط سختی که تغییر عقیده براش بوجود آورده بود با من صحبت می‌کرد. درگیری با خانواده سر آتئیست شدن فرزندشون در حدی بود که وادارش کردند وسایلش رو جمع کنه و در یک اتاق کلبه‌مانند در گوشه زمینی که داشتند زندگی کنه. معمولا با یک سگ اینکارو می‌کنند، و شاید با سگ هم این کارو نکنند. گاهی عکس از مراسم‌ مذهبی‌شون رو برام میفرستاد و از دور شباهت عجیبی به مراسم اینجا داشت، چون همه زنان سیاه‌پوش و حتی با روبند توری بودند. به من می‌گفت هیچ‌چیز در این جزیره تغییر نمی‌کنه و اینکه بخوام روی این آدم‌ها اثر بگذارم رو از ذهنم بیرون کردم.
دیگه باش ارتباط ندارم و نمی‌دونم کجاست و در چه حاله، ولی اگه آدرس ایمیلش رو داشتم لینک گزارش اخیر اداره آمارشون رو براش میفرستادم. یه چیزهایی رو درست پیش‌بینی کرده بود. اینکه این آدم‌ها عوض نمیشن. هنوز نود و یک درصد جمعیت کاتولیک هستند. اما یه چیزهایی رو هم نتونسته بود پیش‌بینی کنه. که دموگرافی خیلی مهم است. افراد عوض نشده‌اند اما جامعه داره عوض میشه. هرچند که این‌گزاره متناقض به نظر میرسه. فرمولش اینجوریه: نرخ بارداری میاد پایین، سن متوسط نیروی کار میره بالا، میذارن مهاجر خارجی بیاد، مهاجر شغل‌های سطح بالا رو بدست میاره که درآمد خوبی دارند، اینایی که درآمد خوبی دارند ملک میخرند، قیمت مسکن میره بالا، قدرت خرید بومی‌ها از پس خرید مسکن برنمیاد، بنابراین رانده میشن به حاشیه یا شهرهای کوچک‌تر، پس نسبت مهاجر غیر مذهبی به بومی مذهبی در شهر بزرگ‌تر و شلوغ‌تر بیشتر میشه، نسلی که تو چنین شهری به دنیا اومدن و بزرگ شدن، سکولارتر و یا لائیک میشن.
در کوتاه مدت، همه‌چی دست خانواده‌ست. در دراز مدت این شهره که آدم‌ها رو تربیت می‌کنه.
محمد در دوره نوجوانی دوستی داشت که یک روز بش خبر داد قراره فردا یک کاروان به مکه بیاد که همراهش یک تیم مشهور از رقاصان و مطربان هم هستند، بیا با هم بریم و کارشون رو ببینیم. محمد قبول می‌کنه و میگه تو برو منم میام. فرداش به سمت شهر حرکت می‌کنه اما قبل ازینکه به دروازه برسه یکجا استراحت می‌کنه، و همونجا خوابش میبره. وقتی بیدار میشه می‌بینه انقدر زمان گذشته که همه جمع کردن و رفتن و مراسم رو از دست داده. تصمیم می‌گیره فردا دوباره بیاد، و فردا دوباره همین اتفاق میفته، و به موقع نمیرسه. تا اینکه میفهمه این نشدن‌ها تصادفی نیست. یکی داره ازش مراقبت می‌کنه آلوده به لغو نشه.
اینکه لازم بوده چنین داستانی بسازند به این دلیل بوده که میخواستن روایت جدیدی از محمد بسازند. به نظرشون محمدی که در نوجوانی رقص زن‌ها رو تماشا می‌کرده، به پیامبری نمیخوره. بنابراین قصه‌ای ساختند که بگه میخواست تماشا کنه، اما قسمت نشد! که هم مقداری واقعیت توش داشته باشه، و هم مقداری دروغ. و این ترکیب همیشگی پروپاگانداست.

یک کم‌عقلی که همه می‌شناسید باز از نهج‌البلاغه تکه‌ای بیرون کشیده که به زعم خودش برخورد دواعش شیعه با زنان رو نقد کنه، که در اون میگه حضرت اصحاب خودش رو دید که زن زیبایی رو برانداز می‌کنند و بشون گفت سکس با همه زن‌ها یه مزه رو میده، برید با زن خودتون بخوابید به جای زل زدن به زن مردم. این کم‌عقل متوجه نیست که علی در حال «مدارا» با زن سکسی نبود. در حال «مدارا» با مردان هیز هم نبود. مدارای مذهبی یک مفهوم سکولار و مدرنه و ربطی به دوران اون‌ها نداره. زن سکسی در خیابان و مردان هیز، براش عادی بود. چون برای همه عادی بود. در ذهن اون‌ها اینکه سینه‌ها و پاهای زنان برهنه باشه حرکتی علیه خدا تلقی نمی‌شد و برای نرم‌افزار مغزشون تعریف نشده بود که این دو چه ربطی بهم دارند.
نسخه بدوی مردان خدا، توسط دستگاه امپراتوری بازنویسی شد. دستورالعمل این بازنویسی رو هم آخوندهای وقت دادند. اما قطعاتی ازش نشت کرد، که اگه کسی دقت می‌کرد پیدا می‌کرد.
گفتن محدودیت‌های کرونایی تو چین جمع بشه دیگه خیز برمیداریم برای گرفتن آمریکا و رشد اقتصادی میترکونه و میریزیم و می‌پاشونیم و اووووه.
اما رشد تقاضای چین برای نفت به سطح ۲۰۲۱ هم نرسیده. آبروی صادرات امسالش هم فعلا بازار روسیه حفظ کرده که مجبور شدن دست به دامن چین بشن. بعضی‌ها دوست دارن بگن این رکود جهانیه. ولی به نظرم بیشتر بادگیری از چینه.
اهالی بازار فارکس میتونند یه نگاهی هم به دلار هنگ‌کنگ بندازن. حکایات قشنگی هم اونجا هست. دارن ذخایر رزرو رو آب می‌کنند تا پگ با دلار آمریکا رو حفظ کنند. ولی «تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؟».
نژادپرست غربی عقب‌افتادگی آدم افریقایی رو به ژنش نسبت می‌داد. و این یک لجبازی سیستماتیک در آفریقا ایجاد کرد. وقتی به یه نفر بگی تو ذاتا از فهمیدن عاجزی، حالت دفاعی نمی‌گیره. حالت تهاجمی می‌گیره، و تهاجم به شکل معکوس‌سازی ادعای طرف مقابل بروز پیدا می‌کنه. اونا بش گفتن تو ذاتا نمی‌فهمی، این هم برگشت گفت ما ذاتا جان‌سخت‌تر از شماییم! یا شما سفیدها ذاتا خشن و خونریزید! که همگی مهملند.
در خرابه‌های جهان‌سوم، مفهوم استقلال، روی همین لجبازی‌‌ها بنا شده، و به معنی واقعی ربطی به استقلال نداره. استقلال یک جامعه، نه تنها رهایی از واردات سوء تفاهم‌های خارجی، بلکه رهایی از لجبازی‌های بومی به سوء تفاهم‌های خارجیه. کشوری که نتونسته از چالش دو طرفه « تو خری!/ خر خودتی!» بیرون بیاد، هنوز یک کشور مستقل نیست.
مانع اصلی کشورهای آفریقایی در حال حاضر همینه که هنوز رها نشده‌اند. البته این گرفتاری در خاورمیانه هم وجود داره، اما در آفریقا به یک نسخه مستقل تبدیل شده‌. تا جایی که اصل بحث رو هم بیهوده می‌دونند. در خاورمیانه این مذهبه که مانع بحثه. و فقط مانعشه، در عین حال که بش احترام میذاره. حتی القاعده هم همیشه آماده‌ست تا میزگرد برگزار کنه، با اینکه کسی استقبال نمی‌کنه. اما در آفریقا خود بحث، تمسخر میشه. این رو حتی در میم‌هایی که میسازند هم میشه دید. یکی از پاپیولارترین این میم‌ها، همونه که میگه «وقتی مقام چینی میاد اینجا یه بیمارستان به شهرمون اضافه میشه، و وقتی مقام غربی میاد، یه سخنرانی دیگه می‌شنویم! بعد مقام غربی میگه اوکی، ولی بدهی اون بیمارستان رو چجوری قراره بدید؟ و میگن دیدی؟ یه سخنرانی دیگه!». مثل القاعده‌ای نمیگه بیا بحث کنیم ولی مطمئن باش حق با منه، بلکه میگه مهم نیست حق با کیه، جنس رو بم نشون بده! یا به عبارت دیگه: حق با اونیه که بام بحث نمی‌کنه!
ذهن آفریقایی، برمبنای وابستگی به لجبازی، تصور می‌کنه راهی برای توسعه پیدا کرده که به ذهن غربی‌ها نمی‌رسید: پیشرفت بدون بحث! غافل ازینکه هنوز نمیدونه آدم غربی با بحث بود که پیشرفت کرد. قبل از لجبازی با غرب، نه تنها متوجه نیست که چه مسیری رو طی کرده‌اند، بلکه اساسی‌ترین ملات تمدن که بحثه رو به چیزی در حد «حرافی بی‌خاصیت» تقلیل میدن.
اگه درباره اینکه بدهی اون بیمارستان رو چه کسی و چطور پرداخت خواهد کرد بحث نکنی، یکم جلوتر تو باتلاق بدتری فرو میری، و سپس تعجب می‌کنی که چرا اینجوری شد.