یه مشت شارلاتان مبلغ بیتکوین شدن و همون اراجیفی رو تحویل خلقالله میدن که سپاهی و بسیجی رو به ارگاسم میرسونه: جنگ نرم، آمریکا فرو پاشید، دلار به باد رفت، چین همه رو بلعید، بشتابید!
کد مارکتینگ همهشون هم مثل همدیگهست: میخوای بدونی دنیا چطور به فاک خواهد رفت؟ ازین آدرس کتابم رو سفارش بده!
خب اگه انقدر نگران سرنوشت بشریتی مجانی بذار تو وبلاگت.. یو استوپید کانت.
کد مارکتینگ همهشون هم مثل همدیگهست: میخوای بدونی دنیا چطور به فاک خواهد رفت؟ ازین آدرس کتابم رو سفارش بده!
خب اگه انقدر نگران سرنوشت بشریتی مجانی بذار تو وبلاگت.. یو استوپید کانت.
اینکه میگن قمار خوب نیست معنیش این نیست که نباید ازش چیزی یاد بگیری، چون بهرحال داری تو زندگیت انجامش میدی. اگه یه سری چیزها رو در نسخه دمو بفهمی، ضررش کمتره. رفتی مدرسه، و باختی. دوازده سال از عمرت رو، که دیگه برنگشت. و این فقط یکیش بود. یکی دیگهش همسرت بود، که خودت هم نفهمیدی چطور انتخاب شد، ولی امضاش رو تو زدی.
اینا چند مورد هستن که آدم تو قمار یاد میگیره:
- همه مایلند ریسک رو تو بکنی، تا تجربه رو اونا بدست بیارن.
- بعد از باخت همه از اطرافت پراکنده میشن. که یعنی اطرافت بودن، چون هنوز معلوم نبود چی میشه.
- وقتی دیگه چیزی برات باقی نموند، هر کسی بت کمک کنه، داره گروگانت میگیره.
- تو موقعیتی که نمیشه برنده شد، داشتن روحیه مثبت با نداشتنش فرقی نداره.
- اینکه بگی خودم کردم که لعنت بر خودم باد، چیزی رو تغییر نمیده.
اگه کسی اینارو میدونه، باز میره کاری رو انجام میده که دیگران گفتن باید انجام داد؟
اینا چند مورد هستن که آدم تو قمار یاد میگیره:
- همه مایلند ریسک رو تو بکنی، تا تجربه رو اونا بدست بیارن.
- بعد از باخت همه از اطرافت پراکنده میشن. که یعنی اطرافت بودن، چون هنوز معلوم نبود چی میشه.
- وقتی دیگه چیزی برات باقی نموند، هر کسی بت کمک کنه، داره گروگانت میگیره.
- تو موقعیتی که نمیشه برنده شد، داشتن روحیه مثبت با نداشتنش فرقی نداره.
- اینکه بگی خودم کردم که لعنت بر خودم باد، چیزی رو تغییر نمیده.
اگه کسی اینارو میدونه، باز میره کاری رو انجام میده که دیگران گفتن باید انجام داد؟
کشورهای جهان سومی که حکم جلب پوتین توسط دادگاه بینالمللی رو به رسمیت نمیشناسند، و حتی مفتخرانه اعلام میکنند که از سفرش به کشورشون استقبال هم میکنند، در لفظ و در ظاهر علتش رو تناقضات این دادگاه عنوان میکنند، که مثلا چون بوش و تونی بلر را محاکمه نکرد پس اعتبار ندارد! ولی در واقع مشکلشون با این تناقض ادعایی نیست. اگه واقعا بوش محاکمه میشد، باز هم دبه میکردند و میگفتند کل سناتورهای کنگره رو هم محاکمه کنید، و اگه اونها هم محاکمه میشدند میگفتند کل یهودیان آمریکا رو هم محاکمه کنید. جدا از اینکه اگه دغدغه کسی واقعا تناقض یک نهاد قضایی بود، صرفا حکمش رو به رسمیت نمیشناخت، نه اینکه مجرم رو هم به آغوش بکشه! اینکه بگی مجرم را دستگیر نمیکنیم یا اگر دستگیر کردیم تحویل نمیدهیم، خیلی فرق داره با اینکه براش فرش قرمز هم پهن کنی.
مشکل کشورهای جهان سومی دقیقا اصل وجود داشتن چنین نهادیه. با اینکه یک الهه تمیس وجود داشته باشه و مرز جغرافیایی نشناسه، مشکل دارند. چرا که چنین نهادهای بدون مرزی، مانع احیای سنتهای بدوی این کشورها هستند. ماشین جنگی آمریکا برای حذف فیزیکی دشمنانش نیاز به حکم دادگاه نداره. چون اونها رو تو اتاق خوابشون به سوسیس و کالباس تبدیل میکنه. اون کسانی که به نهاد قضایی بینالمللی نیاز دارند، مردم عادی و بیدفاع هستند. همون مردمی که تقی به توقی میخوره نسلکشی میشن، مورد تجاوز دستهجمعی قرار میگیرن، بچههاشون و زمینهاشون و حتی زبان و فرهنگشون ازشون دزدیده میشه، مزارعشون آتش زده میشه، و مجبور میشن بقیه عمر رو در آوارگی بگذرونند (کارهایی که از قضا آمریکا انجام نمیده، دشمنان آمریکا انجام میدن).
کشورهای جهانسومی همواره نسبت به دورانی که با خیال راحت همدیگه رو کشتار میکردند و شکنجه میکردند و مصادره میکردند و تنها چیزی که خستهشون میکرد وسعت سرزمین بود، و هیچکس در دنیا هم خبردار نمیشد، حس نوستالژی دارند. و حس میکنند اون «آزادی» رو غرب ازشون گرفت.
مشکل کشورهای جهان سومی دقیقا اصل وجود داشتن چنین نهادیه. با اینکه یک الهه تمیس وجود داشته باشه و مرز جغرافیایی نشناسه، مشکل دارند. چرا که چنین نهادهای بدون مرزی، مانع احیای سنتهای بدوی این کشورها هستند. ماشین جنگی آمریکا برای حذف فیزیکی دشمنانش نیاز به حکم دادگاه نداره. چون اونها رو تو اتاق خوابشون به سوسیس و کالباس تبدیل میکنه. اون کسانی که به نهاد قضایی بینالمللی نیاز دارند، مردم عادی و بیدفاع هستند. همون مردمی که تقی به توقی میخوره نسلکشی میشن، مورد تجاوز دستهجمعی قرار میگیرن، بچههاشون و زمینهاشون و حتی زبان و فرهنگشون ازشون دزدیده میشه، مزارعشون آتش زده میشه، و مجبور میشن بقیه عمر رو در آوارگی بگذرونند (کارهایی که از قضا آمریکا انجام نمیده، دشمنان آمریکا انجام میدن).
کشورهای جهانسومی همواره نسبت به دورانی که با خیال راحت همدیگه رو کشتار میکردند و شکنجه میکردند و مصادره میکردند و تنها چیزی که خستهشون میکرد وسعت سرزمین بود، و هیچکس در دنیا هم خبردار نمیشد، حس نوستالژی دارند. و حس میکنند اون «آزادی» رو غرب ازشون گرفت.
از زمانی که گفتم «دانشگاه نرید کسخلا» قیمت دلار و نرخ تورم به حدی رسیده که اونایی که میگفتن «پس چجوری مهاجرت کنیم؟» توانایی خرید بلیت هواپیما به مقصد اون کشوری که مد نظرشون بود هم از دست دادن. حتی اون قضیه «چرا من هزینه بدم وقتی بقیه نمیدن؟» برای وقتیه که بزدلی یه منافعی برای آدم ایجاد میکنه. ما در موقعیتی هستیم که بزدلها هم بدبختند.
به والله اگه میدونستید این سوالها چقدر مسخرهست از پرسیدنش خجالت میکشیدید. تو پایتخت فشن دنیا درس میخونید که از هر کوچهش عکس بگیری کارت پستاله، و از کسی که تو توالت خاورمیانه گیر افتاده میپرسید باید قدم بعدی چی باشه؟
ازدواج، درس، مهاجرت، موضوعات مشورتی نیستند. مشورت برای جاییه که یه آبجکت داریم که مستقل از وضعیت ما نسبت به اون آبجکت، خصوصیاتی داره که همه نمیدونند، و باید پرسید. مثل خودرو سواری، که باید از مکانیک بپرسی سورنتو ۲۰۱۸ بگیرم یا نگیرم، و اونم میگه موتورش به لعنت خدا نمیارزه نگیر. مریم رو بگیرم یا مهتاب رو، یه سوال بیمعنیه. هیچکدوم زیر من.. معذرت میخوام، زیر دست من، نبودن که بدونم. این تصمیم شخصی شماست.
#لبخند_شبانه
ازدواج، درس، مهاجرت، موضوعات مشورتی نیستند. مشورت برای جاییه که یه آبجکت داریم که مستقل از وضعیت ما نسبت به اون آبجکت، خصوصیاتی داره که همه نمیدونند، و باید پرسید. مثل خودرو سواری، که باید از مکانیک بپرسی سورنتو ۲۰۱۸ بگیرم یا نگیرم، و اونم میگه موتورش به لعنت خدا نمیارزه نگیر. مریم رو بگیرم یا مهتاب رو، یه سوال بیمعنیه. هیچکدوم زیر من.. معذرت میخوام، زیر دست من، نبودن که بدونم. این تصمیم شخصی شماست.
#لبخند_شبانه
از اول ماه می مردم آلمان میتونند با خرید یک بلیت ۴۹ یورویی، در هر ماه هر تعداد مسافرت با قطار و اتوبوس که میخوان انجام بدن، که البته شامل قطارهای پرسرعت نمیشه. این یک طرح ملیه و بنابراین شهروند هر شهری در هر شهر دیگهای میتونه ازین بلیت استفاده کنه. در واقع مثل اینترنت، حمل و نقل رو هم به شکل اشتراک ماهانه درآوردن.
اسمش کاهش آلودگی هواست، ولی عملا «بازار آزاد با طعم سوسیالیسم» است. این جور تغییرات کار رو برای مایی که در جهان سوم دنبال حداقلی کردن نقش دولتیم، سختتر میکنه. چون خواهند گفت «یعنی میخوای از آلمان جلو بزنی؟».
اسمش کاهش آلودگی هواست، ولی عملا «بازار آزاد با طعم سوسیالیسم» است. این جور تغییرات کار رو برای مایی که در جهان سوم دنبال حداقلی کردن نقش دولتیم، سختتر میکنه. چون خواهند گفت «یعنی میخوای از آلمان جلو بزنی؟».
Anarchonomy
از اول ماه می مردم آلمان میتونند با خرید یک بلیت ۴۹ یورویی، در هر ماه هر تعداد مسافرت با قطار و اتوبوس که میخوان انجام بدن، که البته شامل قطارهای پرسرعت نمیشه. این یک طرح ملیه و بنابراین شهروند هر شهری در هر شهر دیگهای میتونه ازین بلیت استفاده کنه. در واقع…
چپگرایی به مانع خودش تبدیل شده. مثل همون مشکلی که تو تولید مسکن بوجود اومده. از یه طرف دنبال «مسکن ارزان برای تمام اقشار» هستند، از طرف دیگه مقررات محیطزیستی و شهری رو انقدر زیاد کردن که انبوهساز نمیتونه تکون بخوره. یعنی یک هدف چپ با یه هدف چپ دیگه کانفلیکت داره. در حمل و نقل، با هدف محیطزیستی و معیشتی، سفر رو ارزان میکنند، و این ارزانسازی سفر غیرضرور رو بیشتر میکنه، و آلودگی و مخارج دولت رو بیشتر میکنه. سفر که زیاد میشه، آمارش رو تبدیل میکنند به سفر خودرویی، و گزارش میکنند انقدر میلیون بیتییو صرفهجویی شد، در حالی که اگه سفر ارزان نبود، این مقدار سفر خودرویی هم اتفاق نمیفتاد.
چپ فعلی قابلیت مسیرسازی نداره دیگه. بلکه کارش چرخوندن سکان دولت رفاه به جهات مختلفه. در هرحرکت سکان، یه سری از اهداف جلو میرن و یه سری دیگه معطل میمونند. و در حرکت بعد، برعکس.
چپ فعلی قابلیت مسیرسازی نداره دیگه. بلکه کارش چرخوندن سکان دولت رفاه به جهات مختلفه. در هرحرکت سکان، یه سری از اهداف جلو میرن و یه سری دیگه معطل میمونند. و در حرکت بعد، برعکس.
اسکرینشات یه نوبادی جویای لایک رو فرستاده بودند برام که عکس یه کلت رو گذاشته بود و میگفت تنها راه مبارزه با بیحجابی اینه. نوشتم اونی که میخواد ازین روش استفاده کنه قبلش تو اینترنت هشدار نمیده. فرداش گفتند یک نفر به اونی که محسن شکاری رو گرفته بوده سه گلوله شلیک کرده. تازه همینش هم قرار نبوده منتشر بشه و اون ترولالدوله دولت احمدینژاد رسانهایش کرد. کار این تیپی درست نیست، چون اگه قراره یک انقلابی ریسک کنه و به اشرار آسیب بزنه، بهتره دربارهش تبلیغ هم بکنه، یعنی حداقل یک نفر رو داشته باشه که فیلم و عکس بگیره، نه اینکه کاملا تنها و در سکوت دل بزنه به دریا. ولی نفس این اقدام، طبیعت آدم جدی رو نمایان میکنه. تاکتیک آدم جدی رو میشه نقد کرد، اما جدی بودنش رو نمیشه انکار کرد. هیچکدوم از قدقدکنندههای داعش شیعه، جدی نیستند. پوتین یک ساله که داره هرروز هشدار میده از سلاح هستهای استفاده خواهد کرد. و همین، وضعیتی رو بوجود آورده که اگه فردا اعلام کنه ورشو رو با بمب اتم خواهد زد، مردم از روی تیتر خبرش اسکرول میکنند. برخلاف تصور اوباش، النصر بالرعب همهجا کار نمیکنه، اما حتی در جاهایی که کار کرده هم با مانور گفتاری کار نکرده. کار جدی انگیزه میخواد. و الان انگیزه در کمپ ستمدیدهها و گروگانهاست، نه در کمپ دستگاه خلافت. ملت عاطفی ممکنه در به کارگیری انگیزههاش ضعیف عمل کنه، اما این توازن انگیزهها رو به گذشته برنمیگردونه. حتی دلقکهای تذکر لسانی هم برای افطار لحظهشماری میکنند تا داخل ون با همکاران جنس مخالف لاس بزنند. حالا شما اسکرینشات طلبهای رو برام میفرستی که هیکلش رو نمیتونه تکون بده و تو کانالش سیس حجاج بن یوسف میاد؟
آدم عقبافتاده سعی میکنه ادای آدمهای سیاستبلد رو دربیاره، و نمیفهمه که خودش رو مضحکه کرده.
کشور شیخنشینی که بویی از دموکراسی نبرده، و فکر کرده با آسمانخراشهایی که مشابهش تو نیویورک نیست، که البته آرشیتکتشون بلژیکیه، میشه از غرب جلو زد، نگران دموکراسی آمریکا شده، چون مشکلشون رو با رییسجمهور سابق مثل قبایل و عشیرههای عربی حل نکردن و کار به دادگاه کشیده!
یکی لازمه بشون بگه بتمرگید گوزوهای کلاس دومی جهان سومی و جدول ضربتون رو تمرین کنید، ایراد گرفتن از کلاس «دانشگاه آمریکا» به شما نیومده.
کشور شیخنشینی که بویی از دموکراسی نبرده، و فکر کرده با آسمانخراشهایی که مشابهش تو نیویورک نیست، که البته آرشیتکتشون بلژیکیه، میشه از غرب جلو زد، نگران دموکراسی آمریکا شده، چون مشکلشون رو با رییسجمهور سابق مثل قبایل و عشیرههای عربی حل نکردن و کار به دادگاه کشیده!
یکی لازمه بشون بگه بتمرگید گوزوهای کلاس دومی جهان سومی و جدول ضربتون رو تمرین کنید، ایراد گرفتن از کلاس «دانشگاه آمریکا» به شما نیومده.
Anarchonomy
هنوز خیلی مونده تا ملت عاطفی یاد بگیرند جواب مزاحمت و آزار اسلامگرایان در خیابان رو با روشهای اسلامی بدن، اما در یک سال گذشته تغییرات محسوسی رخ داده، مثل حمله دستهجمعی مردانی که قبلا تماشاچی بودند، به ناهیان منکر، که گاه با مشت و لگد همراهه. و این باعث شده…
اون قضیه پاسخ سوپرایزینگلی پاپیولار، باز داره در بین رایدهندگان آمریکایی پیش میاد. نظر سیاسی کسی تغییر نکرده و اونایی که حاضرند باز به جو بایدن رأی بدن انقدری بیشتر از طرف مقابل هستند که بتونه دوباره رأی بیاره، اما همه دارند فکر میکنند ترامپ بعد از دادگاهش «بین بقیه مردم» محبوبتر شد. خرد جمعی باز داره برای خودش آمار فریبدهنده میسازه.
خیلیها، از جمله تحصیلکردهها بلد نیستند خبر رو درست بخونند و باید یکی کنارشون بشینه و بگه موضوع چیه.
«هدف روسیه تحلیل بردن نیروی انسانی و تجهیزات اوکراین است». آره، جنگ که طولانی بشه ممکنه آدمها و چیزهایی که از دست میدی بیشتر از آدمها و چیزهایی باشه که جایگزین میکنی، و در نتیجه شکست بخوری. که چندماه پیش گفتم برای اوکراین پیش خواهد اومد بهرحال (و نوشتم هدف نباید بردن جنگ باشه، چون نمیشه این جنگ رو برد. هدف باید تحمیل هزینه به اشرار باشه). اما نویسنده از «هدف» متجاوز خبر نداره. داره حدس میزنه که هدف اینه. حدسش جزء خبر نیست. در یک روایت اخیر گزارش شده نیروهای روسیه ۱۵۰۰ گلوله توپ استفاده کردن تا یه نقطه رو بگیرن، و بلافاصله بعد از اینکه گرفتن مجبور شدن ولش کنند و برگردن. اوکراین سوریه نیست، و میتونه هزینه وارد کنه. بنابراین در رفتارهای طرف روس هم موارد زیادی از ناچاری وجود دارند. اما نویسنده مطلب میاد اون موارد ناچاری رو هم میذاره تو سبد «برنامههای روسیه».
«بنسلمان در موقعیتهای متعدد ابراز کرده که برایش مهم نیست بایدن چه فکری درباره او میکند». البته که براش مهمه. اگه دولت آمریکا اراده کنه که حتی حداقلیترین سطح تحریم رو به عربستان وارد کنه، تمام برنامههای توسعهای این کشور بهم میریزه. اتکاء به چین برای توسعه هم یه فانتزیه، چون تا الان هیچ کشوری وجود نداشته که بدون ارتباط با غرب، و صرفا با فروختن منابع خام به چین، رفاه در داخل و جایگاه بینالمللی در خارج بدست بیاره. اینجور خبرها رو باید برعکس خوند. و برعکس این خبر اینجوری خونده میشه: «دولت بایدن به شکل بیسابقهای به دغدغههای آلسعود بیاعتنایی نشان میدهد»، که علتش همون سیاست فضاسازی عمدی برای بازیگری چینه. پس در واقع خبر دو تکهست. در تکه اول آمریکا بیاعتنایی میکند. و نیازی نداره اعلامش کنه. و در تکه دوم کشوری که مورد بیاعتنایی قرار گرفته میگه «اصنش هم برام مهم نیست، اصن». و شما تکه دوم رو خوندی.
«دولت هند در تلاش است روپیه را جایگزین دلار کند». اینا تیترهای دمدار هستند. یعنی این خبر رو وصل میکنند به یک تیتر در چند روز قبل، مثل توافق مالزی و هند برای استفاده از روپیه. که موضوع مهمی نیست اساسا. ایران و ترکیه هم از خیلی وقت پیش با هم توافقات مشابهی داشتند. و یک تیتر برای یک ماه قبلتر، که مثلا رئیس بانک مرکزی هند گفته آمادهایم به کشورهایی که با مشکل کمبود دلار در بازار مواجهند خدمات روپیهای ارائه دهیم (حالا کمبود جهانی دلار برطرف شد میخوای چیکار کنی؟). بعد به مجموعه اینها میگه «در تلاش است». رسانهای که داره خبر رو کار میکنه، داره برای خودش خبر رو بازتولید میکنه و میچینه روی همدیگه. اون بیرون لزوما چیدمانی در کار نیست.
نمیتونم تک تک اخبار رو اینجوری زیرنویس بزنم، ولی کسی که بتونه بگیره، میگیره.
«هدف روسیه تحلیل بردن نیروی انسانی و تجهیزات اوکراین است». آره، جنگ که طولانی بشه ممکنه آدمها و چیزهایی که از دست میدی بیشتر از آدمها و چیزهایی باشه که جایگزین میکنی، و در نتیجه شکست بخوری. که چندماه پیش گفتم برای اوکراین پیش خواهد اومد بهرحال (و نوشتم هدف نباید بردن جنگ باشه، چون نمیشه این جنگ رو برد. هدف باید تحمیل هزینه به اشرار باشه). اما نویسنده از «هدف» متجاوز خبر نداره. داره حدس میزنه که هدف اینه. حدسش جزء خبر نیست. در یک روایت اخیر گزارش شده نیروهای روسیه ۱۵۰۰ گلوله توپ استفاده کردن تا یه نقطه رو بگیرن، و بلافاصله بعد از اینکه گرفتن مجبور شدن ولش کنند و برگردن. اوکراین سوریه نیست، و میتونه هزینه وارد کنه. بنابراین در رفتارهای طرف روس هم موارد زیادی از ناچاری وجود دارند. اما نویسنده مطلب میاد اون موارد ناچاری رو هم میذاره تو سبد «برنامههای روسیه».
«بنسلمان در موقعیتهای متعدد ابراز کرده که برایش مهم نیست بایدن چه فکری درباره او میکند». البته که براش مهمه. اگه دولت آمریکا اراده کنه که حتی حداقلیترین سطح تحریم رو به عربستان وارد کنه، تمام برنامههای توسعهای این کشور بهم میریزه. اتکاء به چین برای توسعه هم یه فانتزیه، چون تا الان هیچ کشوری وجود نداشته که بدون ارتباط با غرب، و صرفا با فروختن منابع خام به چین، رفاه در داخل و جایگاه بینالمللی در خارج بدست بیاره. اینجور خبرها رو باید برعکس خوند. و برعکس این خبر اینجوری خونده میشه: «دولت بایدن به شکل بیسابقهای به دغدغههای آلسعود بیاعتنایی نشان میدهد»، که علتش همون سیاست فضاسازی عمدی برای بازیگری چینه. پس در واقع خبر دو تکهست. در تکه اول آمریکا بیاعتنایی میکند. و نیازی نداره اعلامش کنه. و در تکه دوم کشوری که مورد بیاعتنایی قرار گرفته میگه «اصنش هم برام مهم نیست، اصن». و شما تکه دوم رو خوندی.
«دولت هند در تلاش است روپیه را جایگزین دلار کند». اینا تیترهای دمدار هستند. یعنی این خبر رو وصل میکنند به یک تیتر در چند روز قبل، مثل توافق مالزی و هند برای استفاده از روپیه. که موضوع مهمی نیست اساسا. ایران و ترکیه هم از خیلی وقت پیش با هم توافقات مشابهی داشتند. و یک تیتر برای یک ماه قبلتر، که مثلا رئیس بانک مرکزی هند گفته آمادهایم به کشورهایی که با مشکل کمبود دلار در بازار مواجهند خدمات روپیهای ارائه دهیم (حالا کمبود جهانی دلار برطرف شد میخوای چیکار کنی؟). بعد به مجموعه اینها میگه «در تلاش است». رسانهای که داره خبر رو کار میکنه، داره برای خودش خبر رو بازتولید میکنه و میچینه روی همدیگه. اون بیرون لزوما چیدمانی در کار نیست.
نمیتونم تک تک اخبار رو اینجوری زیرنویس بزنم، ولی کسی که بتونه بگیره، میگیره.
جامعه انسانی همیشه نیاز به تابو داره. و گاهی برای اینکه تابوی جدید بسازه باید تابوهای قدیمی را جایگزین کنه. و گاهی باید تابوی قدیمی رو حفظ کنه، اما معناش رو تغییر بده. خودکشی در جامعه قدیمی تابو بود چون مردی که نانآور چندنفره، با مرگ خودش چندنفر دیگه رو هم گرسنه میکنه. این نسبتها دیگه در دنیای ما موضوعیت ندارند. نه تنها هرکس خودش رو موجودی انفرادی و مستقل از دیگران میبینه، بلکه واقعا هم مستقله. مخصوصا وقتی اطرافیانش پس از مرگش هم به دریافت مستمری ادامه خواهند داد. خودکشی برای جامعه فعلی ما باید همچنان تابو بمونه، اما به این دلیل که تسلیم به اشرار باید تابو باشه. هیچکس نباید به خودش اجازه بده که بپذیره شکست خورده. چون این پذیرش شکست زیر پای دیگرانی که باید مقاومت کنند رو خالی میکنه.
اگه این تابوی ضروری ماست، تابوشکنها باید تقبیح بشن.
اگه این تابوی ضروری ماست، تابوشکنها باید تقبیح بشن.
Anarchonomy
جامعه انسانی همیشه نیاز به تابو داره. و گاهی برای اینکه تابوی جدید بسازه باید تابوهای قدیمی را جایگزین کنه. و گاهی باید تابوی قدیمی رو حفظ کنه، اما معناش رو تغییر بده. خودکشی در جامعه قدیمی تابو بود چون مردی که نانآور چندنفره، با مرگ خودش چندنفر دیگه رو هم…
فشار بیشتر چه مسئلهای ایجاد خواهد کرد؟ ته تهش چی میشه؟ آدم بیمار اگه درمان نشه، جانش رو از دست میده. آدم فقیر اگه غذا نخوره میمیره. اینها لازم نیست خودشون اقدامی کنند. روند طبیعی چیزی که گرفتارش هستند این کار رو خواهد کرد. طناب گره زدن یک روند طبیعی نیست. یک انتخاب اگاهانهست، پس مسئولیت به همراه داره. مخصوصا وقتی در موقعیت جنگی قرار دارید. کولیبازی در خیابانهای نیویورک هیچ قبحی نداره، ولی اگه تو ارتش آمریکا و درست وسط جبهه کولیبازی دربیاری، دادگاه نظامی تنبیهت میکنه، چون عملیات بقیه رو دچار اختلال کردی.
Anarchonomy
فشار بیشتر چه مسئلهای ایجاد خواهد کرد؟ ته تهش چی میشه؟ آدم بیمار اگه درمان نشه، جانش رو از دست میده. آدم فقیر اگه غذا نخوره میمیره. اینها لازم نیست خودشون اقدامی کنند. روند طبیعی چیزی که گرفتارش هستند این کار رو خواهد کرد. طناب گره زدن یک روند طبیعی نیست.…
هیچکدام. یک جامعه نود میلیون نفری نمیتونه یه تیم باشه. چه الان چه بعدا. اما باید از توش تیمهای زیادی دربیاد. مسئله سپردن برجک به یه پیرمرد ۷۴ ساله نیست. نمیدونم چرا درک این منطق سخته برای همه که اگه بشینی یه مسئولیتی متوجهته، و اگه بلند بشی یه مسئولیت دیگه. کسی که هیچکاری برای هیچ تیمی انجام نمیده، در یک چارچوب خاص قرار میگیره، و کسی که کار تیمها رو سختتر میکنه، در یک چارچوب دیگه. ضمنا تابو درباره خصومت با شخص تابوشکن نیست. تقبیحش برای اینه که سرایت نکنه.
Anarchonomy
Video
یکی از خبرهای هوش مصنوعی که زیر بقیه خبرها موند و زیاد بش توجه نشد، توافق همکاری شرکت پروفسی با کوالکوم بود. حوزه کار پروفسی، سنسورهای ثبت رویداد هستند. برخلاف دوربینهای معمولی، از سینمایی گرفته تا مداربسته تا اونی که تو گوشی همه هست، این سنسورها عکس نمیگیرند. بلکه تغییرات رو ثبت میکنند. در سنسور معمولی، به پیکسل فرمان داده میشه که در زمان تی شروع کن به تبدیل فوتون به الکترون، و در زمان تی بعلاوه یک، متوقفش کن. این فاصله این فریم رو میسازه. مشکلش همونیه که همه باش درگیرند: در محیط کمنور باید تایم نوردهی رو بیشتر کرد، و وقتی تایم بیشتر باشه همه اجسام متحرک مات میشن. تو سنسور رویدادمحور فرمانی که به پیکسل داده میشه اینه: همینطور به تبدیل فوتونها به الکترون ادامه بده، اگه مقدار تغییری کرد، خود اون مقدار تغییر کرده رو برام بفرست. نتیجه اینه که اگه در کادر یک کوه داشته باشیم و یک دوچرخه سوار، دیتای کوه رو نمیفرسته چون ثابته، و فقط دیتای دوچرخه رو میفرسته. در نتیجه مقدار خیلی کمتری از دیتا جابجا میشه، که یعنی پهنای باند پایینی میخواد و مصرف برق کمی داره، و همچنین حرکت به شکلی ثبت میشه که معادل اینه که با دوربین معمولی چندین هزار فریم گرفته شده باشه. با کمی تخفیف چشم گربه با همین تکنیک کار میکنه که میتونه موش بگیره. بینایی گربه رزولوشن پایینی داره، اما کوچکترین حرکتها رو تشخیص میده، و همین برای شکار کافیه.
این قبلا تو صنعت و ارتش کاربرد داشت، اما حالا میخوان وارد بازار مصرفکنندگان عمومی کنند. ایده کوالکوم اینه که این سنسور رو کنار سنسور اصلی گوشی قرار بده، تا با ترکیب دیتای هر دو با کمک هوش مصنوعی، عکسهایی داشته باشیم که در نور کم هم مشکل مات شدن حرکات رو ندارند. ازونجایی که خروجی سنسور رویداد محور یک عکس نیست و بیشتر شبیه یه بردار آماریه، ترجمه این دیتا به عکس کار هوش مصنوعی خواهد بود. فرمانی که به هوش مصنوعی داده میشه اینجوریه: این بخشهای مات تصویر رو در نظر بگیر، این بردار تغییراتشه. حالا بگو این پیکسلها اگه مات نبودند چه شکلی میبودند.
دموکراتیزه شدن این تکنولوژی کیفیت تصویربرداری موبایلها رو یک پله دیگه جلو میبره (اگه در آینده نوع هیبریدش ساخته بشه که همزمان هر دو کار رو انجام بده، قدم بزرگتری برداشته خواهد شد). و این یک مزیت جانبی برای مردمی داره که دوربینشون اسلحهشونه.
این قبلا تو صنعت و ارتش کاربرد داشت، اما حالا میخوان وارد بازار مصرفکنندگان عمومی کنند. ایده کوالکوم اینه که این سنسور رو کنار سنسور اصلی گوشی قرار بده، تا با ترکیب دیتای هر دو با کمک هوش مصنوعی، عکسهایی داشته باشیم که در نور کم هم مشکل مات شدن حرکات رو ندارند. ازونجایی که خروجی سنسور رویداد محور یک عکس نیست و بیشتر شبیه یه بردار آماریه، ترجمه این دیتا به عکس کار هوش مصنوعی خواهد بود. فرمانی که به هوش مصنوعی داده میشه اینجوریه: این بخشهای مات تصویر رو در نظر بگیر، این بردار تغییراتشه. حالا بگو این پیکسلها اگه مات نبودند چه شکلی میبودند.
دموکراتیزه شدن این تکنولوژی کیفیت تصویربرداری موبایلها رو یک پله دیگه جلو میبره (اگه در آینده نوع هیبریدش ساخته بشه که همزمان هر دو کار رو انجام بده، قدم بزرگتری برداشته خواهد شد). و این یک مزیت جانبی برای مردمی داره که دوربینشون اسلحهشونه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جامعه نرمال هرروز یک دریچه جدید برای تفریح باز میکنه، بعد تو شهرهای ایران مطلقا هیچ زیرساختی برای هیچ تفریحی وجود نداره و ملت میریزن تو چمن امامزادهها، آخونده میگه اعتقادات در بین جوانان همچنان زندهست!
#لبخند_شبانه
#لبخند_شبانه
Anarchonomy
آخونده میخواد جواب پناهیان رو بده و میگه اخلاق بر دین مقدم است، چون اصلا کسی نمیتونه لباس رسالت به تن کنه و پایبند به اخلاق نباشه، و هیچکدوم از پیامبران هم کار غیراخلاقی نکردند. بردهداری غیراخلاقی نیست بزرگوار؟ یکی رو به زور بگیری بیاری تو خونهت و مجبورش…
صحیح میفرمایید، ولی لازمه یک نکته اضافه کنم.
وقتی از لفظ شیعه استالینپرست استفاده میکنم به این معنی نیست که حکومت فعلی این اوباش، کاملا شبیه حکومت استالینه. فقط در ماتریالیسم قلدرمأبانه شخص استالین رو مقتدا قرار دادهاند، نه در همه ابعاد حکمرانی. قبلا نوشتم که استالین در مخالفکشی دیوانه بود، اما یه استایلی در حکمرانی داشت که در نسل امروزی اوباش دیده نمیشه. مثلا اجازه نمیداد هر ننهقمری به قدرت نزدیک بشه. اگه از اوباش استفاده میکرد فقط در حد پیمانکار بود. در دوره بعد از فروپاشی شوروی، نسل جدیدی اومد که از مجموعهای از خلافکارها و لات و لوتها تشکیل شده بودند، و خودشون رو فراتر از یک پیمانکار میدونستند. و پوتین نماینده این نسله. طلبه شیعه امروزی، داره از سبک این خلافکارها تبعیت میکنه. «اخلاق چرت است، و مرجع خر است»، فرمول جذب و حمایت از خلافکارها و لات و لوتهاست. بدنه مذهبی و خانواده شهدا و فلان، کارکردشون رو برای نظام از دست دادن، بنابراین مجبورند تمام سرمایهگذاری رو روی خلافکارها متمرکز کنند.
وقتی از لفظ شیعه استالینپرست استفاده میکنم به این معنی نیست که حکومت فعلی این اوباش، کاملا شبیه حکومت استالینه. فقط در ماتریالیسم قلدرمأبانه شخص استالین رو مقتدا قرار دادهاند، نه در همه ابعاد حکمرانی. قبلا نوشتم که استالین در مخالفکشی دیوانه بود، اما یه استایلی در حکمرانی داشت که در نسل امروزی اوباش دیده نمیشه. مثلا اجازه نمیداد هر ننهقمری به قدرت نزدیک بشه. اگه از اوباش استفاده میکرد فقط در حد پیمانکار بود. در دوره بعد از فروپاشی شوروی، نسل جدیدی اومد که از مجموعهای از خلافکارها و لات و لوتها تشکیل شده بودند، و خودشون رو فراتر از یک پیمانکار میدونستند. و پوتین نماینده این نسله. طلبه شیعه امروزی، داره از سبک این خلافکارها تبعیت میکنه. «اخلاق چرت است، و مرجع خر است»، فرمول جذب و حمایت از خلافکارها و لات و لوتهاست. بدنه مذهبی و خانواده شهدا و فلان، کارکردشون رو برای نظام از دست دادن، بنابراین مجبورند تمام سرمایهگذاری رو روی خلافکارها متمرکز کنند.
Anarchonomy
صحیح میفرمایید، ولی لازمه یک نکته اضافه کنم. وقتی از لفظ شیعه استالینپرست استفاده میکنم به این معنی نیست که حکومت فعلی این اوباش، کاملا شبیه حکومت استالینه. فقط در ماتریالیسم قلدرمأبانه شخص استالین رو مقتدا قرار دادهاند، نه در همه ابعاد حکمرانی. قبلا…
اینی که کنار پوتین جوان ایستاده، اصلان اسویان، معروف به باباحسن بود. یه خلافکار حرفهای گرجی کردتبار، که هر کار مافیایی که تو فیلمهای هالیوودی خلافکارها انجام میدن انجام داده بود. که البته بعدها بازی رو باخت و ترور شد. هنر پوتین، نه سیاست، نه استراتژی نظامی، بلکه صرفا کار کردن با خلافکارها و استفاده ازونها برای بالا کشیدن خودش بود. اینکه هرچیزی چطور کار میکنه رو از همینها یاد میگرفت. اینطور نبود که صرفا به یک خلافکار بگه اداره فلان جا به عهده تو. بلکه از یک خلافکار میپرسید اداره فلان جا باید چطور انجام بشه. شناختش از محیط بیرون، تماما توسط این حلقههای مافیایی شکل گرفت. این روزها دستور داده شده بنر همون به اصطلاح «ژورنالیست» که تو سنتپترزبورگ ترور شد رو به عنوان قهرمان روی بیلبوردها نصب کنند. کسی که علاوه بر مشارکت در تجاوز به اوکراین، حتی سابقه سرقت مسلحانه و کشتن کارمند پشت صندوق رو داشت. در جامعهای که خلافکارها حکمرانی میکنند، شهدا همون لات و لوتها و قاتلهای فراری هستند.
شاید اگه اوباش شیعه گلهایی که به یابود حمیدرضا روحی چیده شده بود رو بهم نمیزدند، دوباره خلیفهشون تو خیابون ضحاک نامگذاری نمیشد. تعقلی که چنین چیزهایی رو از قبل آنالیز کنه کار تشکیلاتی که اتاق فکر نداره، نیست.
اما این اوباش دچار لوپ هذیان هم هستند. سایه احتمال بازگشت پهلوی، از روز اول بالای سرشون بوده، که خود حکومت بودن نظام رو هم تخطئه میکنه، چون هیچ حکومت استقراریافتهای چنین سایهای بالای سر خودش نداره. این سایه یک حس تحقیرکننده ایجاد کرده که محرک این بوده که تمرکز بیشتری روی افرادی بگذارند که به هر نحوی مورد التفات پهلوی یا سلطنتطلبها قرار گرفتن. از شکستن دستی که تتوی شیر و خورشید داره، تا رها نکردن خانواده کسی که ماهها پیش فرزندشون رو کشتن. این تمرکز آزار، به طور طبیعی همدلی بیشتری در مردم ایجاد میکنه، و وقتی این همدلی بیشتر رو مشاهده کردند فکر میکنند اون تمرکز بیشتری که به خرج داده بودند کار درستی بوده! و این همینطور ادامه پیدا میکنه. به این لوپ میگن پیشگویی خودشکوفا (خوشبختانه صفحه ویکی این یکی ترجمه شده، با عنوان «تأثیر انتظارات»).
تو توعیتر نمیشه این رو مطرح کرد، ولی شکست طرح وکالت پهلوی بیشتر از همه تو ذوق وزارت اطلاعات زد. چون دچار «ناهماهنگی شناختی» شدند (اینم صفحهش ترجمه داره). چون فرهنگ حاکم بر سازمان میگفت بدنه عمومی طرفدار اینها خیلی بزرگتر ازین صحبتهاست.
آیا در داخل تشکیلات چهار نفر پیدا نمیشه که این فرهنگ رو تغییر بده؟ چرا. ولی قدرتش رو ندارند. چون در سیستم هیئتی، هذیانهای فردی هادی هذیانهای تشکیلاتی هستند. تا زمانی که خلیفه زندهست، تخیلاتش درباره «دژمن» باید سرلوحه قرار بگیره. و تخیلات خلیفه درباره دژمن پهلوی، ریشه در حس حقارتی داره که در خاطراتش دفن شده. نباید فراموش کرد که آخرین برخورد مستقیم دستگاه سلطنت با خلیفه جوان، برخورد به عنوان یک زندانی بیاهمیت بود. بعد ازون هر پیروزی که در برابر سلطنت بدست اومد، کار دیگران بود و نقشی توش نداشت. پس از زاویه تجربه فردی، خلیفه هیچوقت شخصا سلطنت رو شکست نداد، و برای همین نمیتونه پروندهش رو ببنده. این ترکیبی از ترس و تحقیره. بعضی بچهها وقتی سگ دنبالشون میکنه، خیلی میترسند. ممکنه بقیه بچهها سگه رو فراری بدن، ولی اینی که خیلی ترسیده بود خیال میکنه سگه هنوز پشتسرشه، حتی وقتی میاد خونه و تو اتاقش میخوابه.
آیا اختلالات روانی افراد انقدر در رفتار داعش شیعه تعیینکننده هستند؟ یس آو کورس.
اما این اوباش دچار لوپ هذیان هم هستند. سایه احتمال بازگشت پهلوی، از روز اول بالای سرشون بوده، که خود حکومت بودن نظام رو هم تخطئه میکنه، چون هیچ حکومت استقراریافتهای چنین سایهای بالای سر خودش نداره. این سایه یک حس تحقیرکننده ایجاد کرده که محرک این بوده که تمرکز بیشتری روی افرادی بگذارند که به هر نحوی مورد التفات پهلوی یا سلطنتطلبها قرار گرفتن. از شکستن دستی که تتوی شیر و خورشید داره، تا رها نکردن خانواده کسی که ماهها پیش فرزندشون رو کشتن. این تمرکز آزار، به طور طبیعی همدلی بیشتری در مردم ایجاد میکنه، و وقتی این همدلی بیشتر رو مشاهده کردند فکر میکنند اون تمرکز بیشتری که به خرج داده بودند کار درستی بوده! و این همینطور ادامه پیدا میکنه. به این لوپ میگن پیشگویی خودشکوفا (خوشبختانه صفحه ویکی این یکی ترجمه شده، با عنوان «تأثیر انتظارات»).
تو توعیتر نمیشه این رو مطرح کرد، ولی شکست طرح وکالت پهلوی بیشتر از همه تو ذوق وزارت اطلاعات زد. چون دچار «ناهماهنگی شناختی» شدند (اینم صفحهش ترجمه داره). چون فرهنگ حاکم بر سازمان میگفت بدنه عمومی طرفدار اینها خیلی بزرگتر ازین صحبتهاست.
آیا در داخل تشکیلات چهار نفر پیدا نمیشه که این فرهنگ رو تغییر بده؟ چرا. ولی قدرتش رو ندارند. چون در سیستم هیئتی، هذیانهای فردی هادی هذیانهای تشکیلاتی هستند. تا زمانی که خلیفه زندهست، تخیلاتش درباره «دژمن» باید سرلوحه قرار بگیره. و تخیلات خلیفه درباره دژمن پهلوی، ریشه در حس حقارتی داره که در خاطراتش دفن شده. نباید فراموش کرد که آخرین برخورد مستقیم دستگاه سلطنت با خلیفه جوان، برخورد به عنوان یک زندانی بیاهمیت بود. بعد ازون هر پیروزی که در برابر سلطنت بدست اومد، کار دیگران بود و نقشی توش نداشت. پس از زاویه تجربه فردی، خلیفه هیچوقت شخصا سلطنت رو شکست نداد، و برای همین نمیتونه پروندهش رو ببنده. این ترکیبی از ترس و تحقیره. بعضی بچهها وقتی سگ دنبالشون میکنه، خیلی میترسند. ممکنه بقیه بچهها سگه رو فراری بدن، ولی اینی که خیلی ترسیده بود خیال میکنه سگه هنوز پشتسرشه، حتی وقتی میاد خونه و تو اتاقش میخوابه.
آیا اختلالات روانی افراد انقدر در رفتار داعش شیعه تعیینکننده هستند؟ یس آو کورس.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای تعریف فقر در ایران میشه به این استندآپ قشنگ علی صدیق ارجاع داد، که دورانی رو تعریف میکنه که خیلی از خانوادههای آمریکایی، و مخصوصا سیاهپوست، شیری که به عنوان صبحانه به بچههاشون میدادند پودر شیر خشکی بود که باید با آب مخلوط میشد.
برای آمریکا این نوستالژی که الان حالت طنز داره، معرف دوران فلاکته. در حالی که همین الان میلیونها ایرانی به همون شیر خشک روزانه هم دسترسی ندارند و بیکیفیتترین کربوهیدرات ممکن رو تحویل بچههاشون میدن.
برای آمریکا این نوستالژی که الان حالت طنز داره، معرف دوران فلاکته. در حالی که همین الان میلیونها ایرانی به همون شیر خشک روزانه هم دسترسی ندارند و بیکیفیتترین کربوهیدرات ممکن رو تحویل بچههاشون میدن.